منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 817
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 198
بازديد کل : 2051897
 
   
بشارتی برای کردها از جانب کلینی در کتاب کافی(دکتر عثمان خمیس)
تاريخ درج:  2013-02-24  تعداد بازديد:  209
ابو ربیع شامی گوید: از ابو عبدالله علیه السلام درباره‌ی جماعتی از اکراد سؤال کردم و گفتم آنان هر روز پیش ما می‌آیند و با یکدیگر داد و ستد می‌کنیم و باهم مخلوط می‌شویم؛ ابو عبدالله در جواب گفت ای ابو ربیع! بـا آنان قاطی نشوید؛ زیرا اکراد گروهی از جن هستند که خداوند پرده از روی آنان برداشته، پس هرگز با آنان نشست و برخاست نکنید . از علی بن ابی طالب منقول است که گفت: ای مردم! ظلم و ستم صاحبش را به آتش جهنم می‌بـرد و اولین کسی که از حدود خداوند تجاوز نمود و ظلم کرد عناق دختر آدم بود و اولین مقتول هم

ابو ربیع شامی گوید: از ابو عبدالله علیه السلام درباره‌ی جماعتی از اکراد سؤال کردم و گفتم آنان هر روز پیش ما می‌آیند و با یکدیگر داد و ستد می‌کنیم و باهم مخلوط می‌شویم؛ ابو عبدالله در جواب گفت ای ابو ربیع! بـا آنان قاطی نشوید؛ زیرا اکراد گروهی از جن هستند که خداوند پرده از روی آنان برداشته، پس هرگز با آنان نشست و برخاست نکنید[1].

از علی بن ابی طالب منقول است که گفت: ای مردم! ظلم و ستم صاحبش را به آتش جهنم می‌بـرد و اولین کسی که از حدود خداوند تجاوز نمود و ظلم کرد عناق دختر آدم بود و اولین مقتول هم عناق دختر آدم بود؛ و همیشه مجلسش پر از مکر و حیله بوده و دارای بیست تا انگشت و در هر انگشت دو تا ناخن به شکـل داس وجود داشته؛ پس خداوند منان بر وی شیری را به اندازه‌ی فیل؛ و گرگی را به اندازه‌ی شتر و پلنگی را به اندازه‌ی قاطری مسلط نمود تا وی را به قتل رساندند.

 جای هیچ تردیدی وجود ندارد که این روایت ماداران فرزندمرده را به خنده می‌اندازد در صورتی که دختر آدم به ایـن شکل باشد آدم خودش چه وضعیتی داشته در حالیکه خداوند سبحان می‌فرماید: ﴿ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيم﴾ «که ما، انسان را در بهترین شکل آفریدیم». [التین: 4] داروین هم می‌گوید اصل انسان به بوزینه بر می‌گردد شیعه هم دختر آدم را بدین صـورت معرفی می‌کند. پس ما چه کسی را تصدیق کنیم؟ الله را و یا داروین و شیعه را؟.

این هم مسئله‌ی خنده‌دار دیگر، اما بگذارید قبل از آن سوالی از شما بپرسم: اگر زن یک فردی برایش دوقلو بزاید، و یکی از آن دو پنج دقیقه قبل از برادرش بیرون شود، کنیه‌ی آن شخص با اسم پسر بزرگتر گذاشته می‌شود یا پسر کوچکتر؟ کدام یک بزرگتر هستند و کدام یک کوچکتر؟. در این رابطه روایت کلینی را به خوانش می‌گیریم، کلینی در الکافی روایت کرده و گفته: برای شخصی در یک شکم دو پسر تولد شد، ابو عبدالله علیه السلام ضمن تبریک سؤال نمود: کدام یک از آن‌ها بزرگتر هستند؟ آن‌مرد گفت: بچه‌ای که چند دقیقه زودتر به دنیا آمده. ابو عبدالله گفت: خیر، آن یکی دیگر که آخر متولد شده؛ مگر نمی‌دانید اول مادرش به او حامله شده و سپس آن یکی دیگر داخل بچه‌ی اولی شده و تا او بیرون نیاید بچه‌ی اول نمی‌تواند خارج شود[2].

 مثل اینکه رحم مادر گاراژ ماشین‌ها است؛ آنچه ذکر نمودیم حقایقی بود که از اصح کتاب شیعه نقل کرده‌ام که با خواندن آن‌ها انسان تعجب می‌کند و دلش به هم می‌خورد و با خود می‌گوید اگر اصح کتاب‌هایشان این باشد خوش به حـال کتاب‌های دیگرشان.

روایتی دیگری را بشنوید که از چنین روایتی به خدا پناه می‌برم و استغفار می‌کنم، این یکی هم از ابی عبدالله که می‌گوید مردی پیش پیغمبر (صلي الله عليه و آله و سلم) آمد و گفت: ای رسول الله! من آلت بسیار بزرگ دارم آیا اجازه دارم که با حیوانات مثل شتر و یا الاغ نزدیکی کنم؛ زیرا زنان توان تحمل چنین آلتی را ندارند پیغمبر (صلي الله عليه و آله و سلم)  در جواب فرمود: خداوند متعال تو را نیافریده مگر اینکه از شکل خودت کسی را آفریده که تحمل چنین چیزی را دارد آن مرد رفت و بعد از مدتی باز خدمت رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم)  برگشت و آنچه گفته بود تکرار کرد.

این بار رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم)  برایش فرمود: با زن سیاه قد بلند جور در می‌آیی مرد مدت کمی گم می‌شود و خدمت رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم)  باز می‌گردد و می‌گوید شهادت می‌دهم که تو رسول الله هستی؛ زیرا چنین زنی برای من پیدا شده[3].

یعنی نمی‌دانم این پیامبر است یا چی است؟ پیغمبری که آن مرد را به سوی زنی راهنمایی می‌کند که در صلاحیت آلت وی باشد آیا چنین چیزی طعن و بی ادبی نسبت به ساحت رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم)  نیست؟ (پناه بر خدا)

از اسحاق بن ابراهیم جعفی روایت شده که گفت: شنیدم از ابی عبدالله علیه السلام که می‌گفت: رسول اللـه (صلي الله عليه و آله و سلم)  داخل خانه‌ی ام سلمه شد و آنجا بوی خوش را استشمام نمود و فرمود: آیا حولاء به اینجا آمده؟ گفتنـد: آری.

حولاء به اینجا آمده و از شوهرش شکایت دارد. در این اثناء حولاء بیرون آمد و گفت پدر و مادرم فدایـت شوند شوهرم از من روی گردان است. پیغمبر فرمود: بوی معطر را برایش زیاد کن. حولاء گفت: هرچـه بوی معطر است استفاده نموده‌ام اما فائده ندارد پیغمبر (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود اگر شوهرت می‌دانست که با نزدیک شدن به تو چه چیزی برایش پیش می‌آید؟ آن زن گفت: و با روی‌آوردن به سوی من (نزدیک شدن با من) چه پاداشی برایش است؟ پیامبر (صلي الله عليه و آله و سلم)  فرمودند: هر گاه بخواهد با تو جماع کند دو فرشته با وی خواهنـد بود و مانند کـسی که شمشیرش را در راه خدا از نیام کشیده در هنگام جماع گناهانش از وی ساقط می‌شوند و در هنـگام غسل کردن از گناه و معصیت پاک می‌شود[4]. العیاذ بالله چنین کلامی جز از انسـانی که مشروب را در کنار خود گذاشته باشد و مست و بی‌حال سخنان بیهوده گوید از هیچ انسان عاقلی سـر نمی‌زند چه رسد به خاتم پیامبران(صلي الله عليه و آله و سلم) ؟.

علاج سرفه

از ابي عبدالله عليه السلام مروي است كه گفته: زن زيبا بلغم را از گلوي انسان قطع مي‌كند اما زن سياه و زشت انسان را به سياه سرفه مبتلا مي‌كند[5]. با عرض معذرت از سياهان؛ نقل كننده‌ی كفر كافر نيست. همچنين از پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله و سلم)  روايت كرده‌اند كه هرگاه اراده مي‌كرد كه زني را به نكاح خـود درآورد كسي را مي‌فرستاد و به وي مي‌گفت گردن او را بو كنيد اگر بوي بد نداشت تمام بدنش بوي بد ندارد و به ساق پاهايش نگاه كن اگر چاق و صاف بود پس فرجش هم زيباست[6]. آيا ممكن است چنين كلام ناهموار و بی‌ادبانه از شخصي مانند رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم)  صادر شود؟ بلکه آیا ممکن است شخص صالحی چنین سخن هرزه‌ای بر زبان آورد؟! آيا شيعه چنين روايت‌هايي را قبول دارند؟.

باز از ابو عبدالله عليه السلام نقل شده كه گفت: ازدواج با زن يهودي و يا مسيحي بهـتر است از ازدواج با ناصبي[7]. مراد از ناصبي به عقيده‌ی آنان اهل تسنن است.

ابو عبدالله گويد هرگاه كسي بنده‌اش با کنیزش ازدواج نمود و آنكس بعد از مدتي اشتهاي اين کنیز را کرد عبدش را بركنار و بعد از قاعدگي با وي نزديكي كند و هرگاه خواست آن را به شوهرش باز گرداند[8]

واقعا چنين رفتاري مصيبت است و هيچ انسان عاقلی آن را نمي‌پذيرد.

از ابو الحسن موسي عليه السلام روايت شده او از پدرش؛ از جدش كه گفته يكي از وصيت‌هاي پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم)  به علي (رض) اين است كه رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم)  فرمود: اي علي! در اولين شب ماه و در شب نصف ماه و در آخر شب با همسرت جماع نكن؛ زيرا ترس آن مي‌رود كه بچه ناقص به دنيا بيايد[9].

صفوان بي يحيي مي‌گويد به امام رضا  گفتم: يكي از دوستان شما از من خواسته كه از تو بـپرسم؛ زيرا او خودش شرم دارد آيا كسي كه از عقب با زنش نزديكي كند اشكال دارد؟ در جواب گفت: نه چون حلال خودش است است. گفتم: آيا خودت اين كار را مي‌كنی؟ گفت: خير[10].

از ابو عبدالله منقول است كه گفت: اشكال ندارد مردي بين دو كنيز و دو همسرش بخوابد؛ زيرا زنان فقط به منزله‌ی اسباب بازي هستند[11]. پناه بر خدا يعني عورت چهار زن و يك مرد نزد يكديگر ظاهر شود، زنها برهنه باشند و مرد نیز در بین آنها لخت باشد!!.

كليني از ابو عبدالله عليه السلام روايت نموده كه گفت: جبرئيل عليه السلام با يك سيني از طعـام لذيذ بهشتي بر پيغمبر (صلي الله عليه و آله و سلم)  نازل شد و گفت: اي محمد! آن را حوري العين بهشت چيده‌اند و به جز تو و علـي و فرزندانتان كس ديگري حق ندارد از آن بخورد. و پس از خوردن پيغمبر (صلي الله عليه و آله و سلم)  تواناي چهل مرد را از لحاظ جماع كردن پيدا نمود، و هرگاه آرزو مي‌كرد در يك شب با تمام زنانش جماع مي‌كرد[12].

و برای این که خستگی ما بیرون شود این روایت خنده‌آور را از کافی نقل می‌کنم، و چقدر زیاد است روایت‌های خنده‌آور آن:

از ابو عبدالله روایت شده که گفت: مردی همراه زنش پیش عمر آمد و گفت: زنم را که می‌بینید سیاه است و خودم هم از وی سیاه‌تر ولی بچه‌ای سفید پوست بدنیا آورده! عمر به حاضرین گفت: نظر شما چیست؟ آنان هم گفتند: به نظر ما باید وی را رجم کرد چون خود و شوهرش سیاه پوست هستند و بچه‌ای سفید به دنیا آورده اند. ابی عبدالله گفت: امیر المومنین علیه السلام در حالی که آن زن را برای رجم می‌بردند، آمد و گفـت: در چه حالی هستید؟ هر دو زن و شوهر سرگذشت خویش را برایش بیان نمودند. علی ؛ برای مرد گفت: ای مرد! زنت را به زنا متهم می‌کنی؟ آن مرد گفت: خیر امیرالمومنین گفت پس در حال قاعدگی با وی جماع نموده‌ای؟ گفت: شبی از شب‌ها به من گفت حائضه هستم ولی گمان کردم که از سرما می‌ترسد و نمی‌خواهد غسل کند و با وی نزدیکی کردم امیرالمؤمنین رو به زن کرد و گفت: آیا با تو در آن شب جماع نمود؟ زن گفـت: هرچند اصرار و پافشاری نمودم و از آن کار امتناع کردم شوهرم قبول نکرد. امیرالمومنین گفت: آنان را آزاد کنید؛ زیرا این پسر فرزند خودشان است چون در آن حال با وی جماع کرده خون بر نطفه غلبه نموده و در نتیجه نوزاد سفید پوست متولد شده، اما اگر آن زن حرکت می‌کرد بچه سیاه می‌شد، و چون آن پسر جوان شد سیاه شد[13].

می‌گوید: این فرزند شما است؛ زیرا آن مرد در آخر حیض با زنش مجامعت نموده و در آن هنگام خون زرد رنگ می‌شود، و آن مرد چون در این زمان با زنش خوابیده فرزند سفید آمده. و به آنها می‌گوید: صبر کنید چون بزرگ شد سیاه می‌شود! عجب روایت مسخره‌ای؛ اما راه حلی است برای سیاهانی کـه می‌خواهند بچه‌ی سفید پوست داشته باشند؛ هرچند اشکالی که دارد این است زن حائضه هیچگاه حامـله نمی‌شود و رحم وی برداشت چنین چیزی را ندارد و نمی‌دانم که کلینی این روایت را کجا پیدا کرده و یا آ ن را چه جوری ساخته است؟.

و این هم لطیفه‌ی‌ دیگر از حسن بن علی علیه السلام که می‌گوید: خداوند دوتا شهر دارد یکی در مشرق و یکی در مغرب و هر دو مرزی آهنین دارند و هر کدامشان هزار هزار مصراع دارند و در آن‌ها 70 هزار هزار لغـت موجود است و من تمام لغات آن دو شهر و هرچه در آن‌ها است را می‌دانم، و بر آن دو شهر جز من و برادرم حسین حجت دیگری نیست[14]. یعنی حسین 170 ملیون لغت را می‌داند!!

لطیفه‌ی دیگر:

از محمدبن مسلم از ابوجعفر (علیه السلام) روایت شده که گفت: روزی یک جفت پرنده بر دیواری نشسته و جیک جیک کردند، و ابوجعفر نیز سخنان آنها را پاسخ داد –یعنی بین ابوجعفر و پرنده سخنانی ردّ و بدل شد که قطعا ابوجعفر از این دروغ پاک است-، سپس آن دو پرنده پریدند و برگوشه‌ی از دیوار نشستند، و پرنده‌ی نر به پرنده‌ی ماده چیزهای گفت و بعدا هر دو رفتند. من گفتم: فدایتان شوم، داستان این دو پرنده از چه قرار است؟ گفت: ای ابن مسلم! هر جانداری از پرنده یا حیوان و یا هر چیز دیگر که خداوند آفریده از فرزند آدم سخن ما را بیشتر شنیده و از ما بیشتر اطاعت می‌کند، این پرنده به زنش گمان بد کرد، و زن برایش قسم خورد که من زنا نکرده ام! اما پرنده‌ی نر او را تصدیق نمی‌کرد، پرنده‌ی ماده به شوهرش گفت: آیا راضی می‌شوی که نزد محمد بن علی برویم؟ پس هر دو راضی شدند که من بین آنها حکَم باشم. من نیز به پرنده‌ی نر گفتم که تو در حق خانمت ظلم کرده‌ای (او زنا نکرده است) و پرنده‌‌ی نر سخن او را تصدیق کرد[15].

پس ثنا و ستایش برای خدا و إلا نسب پرنده‌ها از بین می‌رفت.

 

 


[1]- الکافی ج 5 ص 158.

[2]- الکافی، ج 6 ص 52.

[3]- الکافی ج 5 ص 336.

[4]- الكافي ج 5 ص 496.

[5]- الكافي، ج 5 ص 336.

[6]- الكافي، ج 5 ص 335.

[7]- الكافي، ج 5 ص 351.

[8]- الكافي، ج 5 ص 481.

[9]- الكافي، ج 5 ص 499.

[10]- الكافي، ج 5 ص 540.

[11]- الكافي، ج 5 ص 560.

[12]- الكافي، ج 5 ص 565.

[13]- الکافی ج5 ص 566.

[14]- الکافی ج 1 ص 462.

[15] - الكافي، ج 1 ص 470  - 471.


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه