منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 817
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 158
بازديد کل : 2051857
 
   
حرص بر مخالفت با اهل سنت در اصول کاقی (دکتر عثمان خمیس)
تاريخ درج:  2013-02-24  تعداد بازديد:  214
از خالد قلانسی روایت شده که گفت: به ابو عبدالله گفتم وقتی که به شخـصی ذمی ‌برخورد می‌کنم با مـن مصافحه می‌کند چه کار کنم؟ گفت: دستهایت را به خاک مسح کن. گفتم: ناصبی چی؟ گفت: آن را بشوی.

از خالد قلانسی روایت شده که گفت: به ابو عبدالله گفتم وقتی که به شخـصی ذمی ‌برخورد می‌کنم با مـن مصافحه می‌کند چه کار کنم؟ گفت: دستهایت را به خاک مسح کن. گفتم: ناصبی چی؟ گفت: آن را بشوی.

از ابو عبدالله روایت شده که ایشان پسخورده‌ی ولد الزنا، یهودی، نصرانی، مشرک و هر که مخالف اسلام است را مکروه می‌دانست و از همه بدتر نزد او پسخورده‌ی ناصبی بود[1].

باز می‌گوید ولد الزنا تا هفت نسل بعد از خودش پاک نمی‌شود و خداوند مخلوقی را درسـت نکرده که از سگ بدترباشد و ناصبی پیش خدا از سگ هم بد‌تر است[2].

 (حقیقتا در مورد این روایات کتاب الـکافی ما اهل بیت رسول الله (ص) را متهم نمی‌کنیم بلکه از آنان دفاع می‌کنیم؛ زیرا اهل بیت (رضی الله عنه) را از این همـه ترّهات و یاوه گوییها که امثال کلینی به آنها نسبت می‌دهند مبرا می‌دانیم.

از ابوعبدالله نقل شده که گفته: مردم شام از مردم روم بدترند و مردم مدینه از مردم مـکه بدترند، و اهل مکه آشـکارا به الله کفر می‌ورزند.[3]

 در دنباله‌ی همین بحث کلینی آورده است که: اهل مکه آشکارا کفر می‌کنند و مردم مدیـنه کثیف‌تر و بدترند از اهل مکه آن‌هم 70 برابر[4].

در باره‌ی اصحاب رسول الله (ص) و مهاجرین نخستین چنین می‌گویند!

اما در مورد صحابه که هر چه به زبان‌شان بیاید می‌گویند

 کلینی در جزء هشتم روضه از ابو عبدالله روایت کرده که او گفت: آگاه باشید! در وراء مغرب شما 39 مغرب وجود دارد و زمین نورانی که مملو از مخلوق خدا است که  به مانند نور می‌درخشند و از بدو خـلقت آدم تا حالا حتی لحظه‌ای هم معصیت نکرده‌اند و بیزاری و برائت خود را از فلان و فلان انجام می‌دهند[5].

یعنی از ابوبکر و عمر.

 و بخاطر تکمیل شدن این روایات دور از انصاف از الأنوار النعمانیه نعـمة الله جزائری چند نمونه‌ای را ذکر می‌نمایم؛ نعـمة الله جزایری می‌گوید: در اخبار خاصه یعنی شیـعه وارد شده که شیطان را با هفتاد زنجیر آهنین جهنم می‌بندند و به صحرای محشر می‌آورند شیطان نگاه می‌کند و مردی را می‌بیند که ملائکه‌ی عذاب او را با صد و بیست زنجیر آهنین جهنمی پیچیده‌اند - شـیطان پیش خود می‌گوید شاید فرعون یا نمرود یا ابو جهل یا ابولهب باشد؟- ولی ناگه که نزدیک می‌شود می‌بیـند عمر بن خطاب است و می‌گوید من این همه مردم را گمراه نمودم مگر تو چه کرده‌ای که بدیـن روز افتاده‌ای؟ عمر می‌گوید: من بجز اینکه خلافت علی را غصب کرده بودم گناه دیگری نداشته‌ام[6].

 و این جزائری خبیث می‌گوید: عمر در دبرش مبتلا به دردی بود که بجز آب مردان هیچ چیز دیـگری وی را آرام نمی‌کرد[7].

 لعنت خدا بر کسی که نسبت به شخصی که از سابقین اولین است در اوج بی‌ادبی حرف می‌زند.

و این نیز نمونه‌ای از تکفیر كردن صحابه در خارج از کتاب کافی:

 از علی بن ابی طالب روایت کرده‌اند که گفت: آگاه باشید رهبران کفر پنج نفر اند: طلحه و زبیر و معـاویه و عمرو بن عاص و ابو موسی اشعری[8].

 و گفته‌اند: مادر طلحه بن عبیدالله در جوانی پرچمـی بر درِ خانه‌اش داشت و ابوسفیان با وی زنا کرده و بعدا عبیدالله با او ازدواج کرد و بعد از شش ماه طلحه را به دنیـا آورد که عبیدالله برسر تولد آن با ابو سفیان در گیر شد، و در نتیجه مادر طلحه بچه را به عبیدالله داد[9].

 و این آقایان از علـی بـن ابیطالب (رضی الله عنه) نقل نموده‌اند که ایشان به سعد بن ابی وقاص گفت: هر تار از موی سر و ریشت شیـطانی زیر آن نهفته است[10].

 

 

در پایان سخن خود را متوجه کسانی می‌کنیم که منسوب به این دین هستند؛ دینی که از آن اینهمه ننگ و خبائث را نقل نمودیم که تمام آن‌ها را کلینی و امثال وی به اهل بیت رسول الله (ص)  نسبت داده‌اند درحالیـکه جز افترائات و دروغ‌های واضح و روشن چیزی نیست، و هیچ کدام از ایشان این سخنان را نگفته و نخواهند گفـت. می‌گویم: ای کسانی که کتاب الکافی را اصح کتب خود و کتابی می‌دانید که هیچ کتاب دیگری را مواز‌ی و هم شـأن آن نمی‌بینید تقوا داشته باشید، از خدا بترسید و بار دیگر منصفانه و دور از هرگونه تعصب کورکورانه ترّهـات و گندکاری‌های کلینی و هم‌قطارانش را از سیمای ارزشمند امامان اهل بیت پاک و مطهر پیغمـبر (ص) بزدائـید و به سوی حق و اعتدال باز گردید.

و من بخدا قسم هر چند از طرفی خرسندم از اینکه مردم محتویات واقعی چنین کتاب‌هایی را بدانند و از طرفی دیگر خیلی برایم ناخوشایند است از اینکه شما را با چنین روایات و کلمات دور از شأن یک مسلمان و آن‌هم نسبت دادنش به خانواده‌ی پیغمبر (ص)  بیازارم. از خداوند متعال مسئلت دارم که ما را از همچون ضـلالت‌ها‌ و گمراهی‌ها به دور دارد و همهی‌ ما را به راه حق هدایت فرماید و پیروی و تبعیت از رسول الله (ص)  و اجتناب از باطل و خرافات را نصیب ما گرداند.

از ابو عبدالله یعنی جعفر صادق نقل شده که گفته است هر کدام از شما اگر با برادرش بر سر قضیه مشکل داشت و یکی از این دو شخص خواست آن را به پیش یکی دیگر از برادران شیعه‌ی خودشان فیصله دهد و آن طرف دیگر نپذیرفت و خواست آن را پیش جماعت اهل سنت ببرد و در آنجا مشکلش را حل کنند بدانید که چنین کسانی مانند آن‌هایی اند که خداوند در این آیه توصیف شان می‌کند: ﴿ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُواْ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُواْ إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن يَكْفُرُواْ بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلاَلاً بَعِيدًا﴾[11] [النساء: 60] یعنی «مگر نمی‌بینی کسانی را که گمان می‌برند به آنچه بر تو و پیش از تو نازل شده، ایمان آورده‌اند و می‌خواهند طاغوت را داور قرار دهند؟ حال آنکه دستور یافته‌اند به طاغوت کافر شوند؟ شیطان می‌خواهد آنان را به گمراهی دور و درازی دچار نماید.».

و اما در غیر الکافی سخنی را از جعفر صادق نقل می‌کنند که این قضیه را مورد تأکید قرار می‌دهد، که آورده اند: هر گاه به دو حدیث مختلف بر خورد نمودید آن‌ها را بر کتاب خدا عرضه بدارید، هر کدام موافق قرآن بود آن را بگیرید و دیگری را رد کنید و اگر آن را در کتاب خدا نیافتید آن را بر اخبار عامه –اهل‌سنت- عرضه بدارید، پس آنچه موافق اخبار آنان بود را بگذارید، و آنچه مخالف اخبار آنان بود را برگیرید[12].

مشابه به همین قضیه از رضا (علیه السلام) نقل شده علی بن اسباط می‌گوید: به ایشان یعنی رضا گفتم در شهری که من اقامت دارم به هنگام وقوع حادثه‌ای و یا بروز مشکلات عالمی از طرفداران و دوستان تو پیدا نمی‌شود که از او سئوال کنیم. در جواب گفت: به فقیه و قاضی شهر که از اهل سنت است مراجعه کنید و هر فتوای را صادر نمود بر خلاف آن رفتار کنید چون حق در مخالفت قول آن‌ها است[13].

آیا هیچ انسان خردمندی چنین می‌گوید چه رسد به یک مسلمان؟

خمینی هم می‌گوید در هر حال هیچ اشکالی نیست که مخالفت عامه از مرجحات باب تعارض محسوب می‌شود[14].

 

 


[1] - الکافی، ج 3 ص 11.

[2] - الکافی، ج 3 ص 14.

[3]- الکافی ج 2 ص 409.

[4]- الکافی ج 2 ص 410.

[5]- الکافی ج 9 ص 193.

[6]- الانوار النعمانیه، ج 1 ص 81.

[7]- الانوار النعمانیه، ج 1 ص 63.

[8]- الشافی فی الإمامه، مرتضی ص 287.

[9]- الانوار النعمانیه، ج 1 ص 65.

[10]- الامالی، صدوق ص 133.

[11]- الکافی، ج 7 ص 411.

[12]- وسائل الشیعة.

[13]- بحارالانوار ج 2 ص 233.

[14]- الرسائل للخمینی، ج 2 ص 83.


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه