منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 817
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 126
بازديد کل : 2051825
 
   
مقالات /
آيا اموات در روز خاصي آزاد هستند؟ شماره فتوى 1271 سايت جامع فتاوي اهل سنت و جماعت www.IslamPP.Com پرسش: آيا اموات در روز خاصي آزاد هستند مثلا ميگويند که جمعه ها اموات آزادند و روح هر کدام به سر خانه هايشان برميگردد. پاسخ: الحمدلله، روح بنى آدم پس از مرگ يا در نعيم هست و يا در عذاب، و چنين نيست كه آزاد باشد و به هر كجاى دنيا بخواهد سر بزند، و اين كه ميگويند ارواح در روزهاى جمعه آزاد هستند و به خانه هايشان برميگردند خرافاتى بيش نيست. براى معلومات بيشتر در مورد روح، لطفا به فتواى

آيا صحيح هست كه مرده سلام ما را ميشنود و به قدرت خداوند روح آنها به قبر بر مي‌گردد شماره فتوى 1276 سايت جامع فتاوي اهل سنت و جماعت IslamPP.Com پرسش: در هنگام ورد به قبرستان به اموات سلام ميدهيم در احاديث آمده که مرده ها سلام ما را ميشنود وبه قدرت خداوند روح آنها به قبر برميگردد وجواب سلام کننده را ميدهند در اين مورد مختصري توضيح دهيد؟ پاسخ: الحمدلله، روايتى در سلام كردن به اهل قبور از پيامبر صلى الله عليه و سلم وارد شده است كه پيامبر صلى الله عليه و سلم فرمود: " قولوا السلام علي

نقش سبأيّه در تحوّل تشيّع بعد از امام علي و در ايّام امام حسن شيعيان علي بعد از سه روز از شهادت او، به دور فرزندش حسن بن علي (رضي الله عنهما) جمع شده و با او بيعت كردند.[1] و اوّلين كسي كه با او بيعت نمود قيس بن سعد عباده بود.[2] ليكن در همين موقع فتنه جويان سبأيّه دوباره سر بلند كرده و با قدرت بيشتري عقايدي را كه سابقاً از ترس علي مخفي نموده بودند، ابراز داشتند. مورّخي شيعي نقل مي كند كه: «بدعت سبأيّه در غلوّ در همان عهد امير المؤمنين عليّ بن أبي طالب(ع) ظهور كرد و آن وقتي بود كه بر افرادي

اهل بيت و نامگذاري به اسم عمر فاروق و ازدواج با دختر علي بسياري از اهل بيت همچنانكه به اسم ابوبكر تبرك وتيمَن نموده و فرزندانشان را به اين نام مي ناميدند، همين كار را با عمر فاروق انجام مي دادند، ولي قبل از شرح اين موضوع لازم به ياد آورى است كه علي مرتضي دختر خود امّ كلثوم را به ازدواج عمر در آورد و اين خود اقرار به فضائل و مناقب و محاسن عمر از جانب علي مي باشد و اين موضـــوع در بين مورّخان شيعه به تواتر آمده[1] و صحاح اربعهء شيعه آن را تأييد كرده اند.[2] و از محدّثان شيعه و فقهاي آنها، سيّد م

ارتباط بين اهل بيت رسول خدا – ص – و خانوادهء ابوبكر صدّيق بسيار دوستانه بود، بر عكس آن چيزي كه شيعيان ساخته و پرداخته اند. اوّلاً: عائشه دختر ابوبكر همسر پيامبر بود كه علي مي گفت او همسر پيامبر در دنيا و آخرت مي باشد، ثانياً: اسماء دختر عميس همسر جعفربن ابي طالب برادر علي بود، و هنگامي كه جعفر فوت كرد ابوبكر صدّيق با او ازدواج كرد و از او فرزندي به نام محمّد آورد كه علي وي را بر مصر گماشت و هنگامي كه ابوبكر وفات نمود علي با اسماء ازدواج نمود و فرزندي به نام يحيي آورد.[2]

علي بار سفر بست و بر عبدالقيس گذشت، و با او همراه شده و در زاويه منزل گزيدند و از آنجا به سوي بصره روانه شد و طلحه و زبير و كساني كه با او بودند براي ملاقات او روانه شدند، و در نزد قصر عبيدالله بن زياد اجتماع نمودند و مردم هر كدام در طرفي مسكن گزيدند. علي قبل از لشگرش آمده بود و آنها به او ملحق شدند، سه روز در آنجا ماندند و قاصدان بين آنها در رفت و آمد بودند. اين در سال سي و شش هجري در نيمهء جمادي الاخره بود، بعضي از افراد به طلحه و زبير اشاره كردند كه فرصت را غنيمت شمرده و از قاتلان عثمان انتق

عكس العمل عثمان – رضي الله عنه - عكس العمل عثمان –رضي الله عنه- را نيز از طبري مي‌آوريم: سپس عثمان نامه به هر شهري نوشته و گفت: همانا من از كارمندانم هر سال در موسم حجّ بررسي و تحقيق و بازپرسي مي‌كنم. از روزي كه من متولّي امور گشتم امر به معروف و نهي از منكر روش ما بوده‌است. هر چه كه دربارهء من و واليانم ثابت شود آنرا به صاحب حقّ خواهم رساند، من و خويشانم هيچ حقّي قبل از مردم نداريم. اهل مدينه به من خبر داده‌اند كه بعضي به ناحقّ ضرب و شتم شده‌اند، هر كس كه باشد بايد حقّش را بستاند از خودم يا ا

قبل از پرده‌برداري از چهرهء بعضي از حقايق تاريخي[1] بايد به اين نكته توجه نمود كه: اوّلا:ً شعار عمومي نويسندگان مذهبي و روحانيون شيعي – يعني تقيّه – دروغ و خطاى محض بوده كه به آن پوشش مذهبي داده‌اند و به دروغ روايت مي‌كنند كه «هر كس تقيّه نكند ايمان ندارد».[2]و حتي ائمّهء بزرگوار اهل بيت از دروغ‌سازي‌هاي آنها مي ناليدند و كشّي كه از علماي بزرگ رجال شيعي مي‌باشد از ابوعبدالله جعفربن محمّد(ع) نقل مي‌كند كه گفت: «ما خاندان راستگويي هستيم، و دروغگويان بر ما دروغ مي‌بندند تا سخن راست ما را نزد مردم

سبب اختلاف در تعيين شخصيّت ابن سبا از اينكه اين همه تعدّد آراء در ميان محقّقان و مورّخان در تعيين شخصيّت ابن سبأ رخ داده جاي تعجب نيست، زيرا او به عنوان يك بازيگر سياسي و توطئه‌گر خود را در پرده‌اي از ابهام‌ها پوشانده‌است. چون هدف او از توطئه‌هايش تفرقهء بين مسلمين و نابودي اسلام و جنگ با توحيد بوده‌است، و لهذا وقتي كه عبدالله بن عامر والي بصره از طرف عثمان بن عفّان رضي الله عنه از او دربارهء شخصيّتش پرسيد، پاسخ داد كه: «من از اهل كتاب هستم و رغبت به اسلام و به جوار تو دارم» و از نام خود و نام

عبدالله بن سبأ بين وهم و حقيقت[1] نويسندگان و مورّخان در شخصيّت و شهر و قبيلهء عبدالله بن سبأ اختلاف كرده‌اند. بعضي‌ها او را به قبيلهء «حمير»[2] نسبت داده‌اند. ابن حزم مي‌گويد: «گروه دوّم فرقهء غُلات-افراطيون- كساني هستند كه به الوهيّت و خدايي غير خدا معتقدند كه اوّلين گروه آنها پيروان عبدالله‌بن سبا حميري مي‌باشند».[3] امّآ بلاذري و أشعري قمي ابن سبأ را به قبيلهء «همدان» نسبت مي‌دهند و بلاذري[4] او را «عبدالله بن وهب همداني» و أشعري قمي[5] او را «عبدالله بن وهب راسبي همداني» مي‌نامند و مي‌گوي

افكار ويران كننده و مخرّب يهودي از انديشه‌هاي توطئه‌گرانهء ابن سبأ كه آنها را از يهوديان به ارث برده‌بود، يكي از قديمي‌ترين مورّخان شيعه يعني نوبختي كه اوّلين كتاب فرقه‌شناسي در ميان شيعيان را نوشته‌‌است، چنين مي‌گويد: «سبأيّه: طرفداران عبدالله بن سبأ مي‌باشند و او بود كه از ابوبكر و عمر و عثمان و صحابه بدگويي نمود و اظهار برائت از آنها مي‌كرد و مي‌گفت كه علي – عليه‌السّلام – او را چنين دستور داده‌است، علي او را گرفته و از اين گفته‌اش بازخواست نمود، و او اقرار كرد، پس دستور به قتل او داد، مردم

تشيّع و سبأيّه شيعيان اوّليّه با تمام اوصافي كه داشتند و علي نارضايتي خود را از آنها كتمان نمي كرد، ليكن در بقيّهء افكار و عقائد با بقيّهء مسلمانان اختلافي نداشتند، و نه قائل به تحريف قرآن بودند و نه مثل خميني مي گفتند كه هر كس ادّعا كند قرآن قابل فهم است غرق در جهل است و قرآن را جز امام معصوم كسي ديگر نمي فهمد. و نه منكر سنّت پيامبر بودند و نه بقيّهء ياران پيامبر را تكفير مي كردند و منكر فضائل آنها بودند، و مذهب خاصّي غير از مذهب بقيّهء مسلمانان نداشتند و نه مراسم و عبادت هاي خاصّي داشتند و نه

تشيّع و شيعيان اوّليّه[1] چنانكه قبلاً گفته شد كاربرد واژهء شيعه و تشيّع در صدر اسلام جز در معناي اصلي آن كه عبارت از دوستي و پيروي و همكاري مي بود چيز ديگري نبود ، و كاربرد سياسي آن نيز جز بر أحزاب مخالفي كه در مسائل حكومت و خلافت اختلاف نظر داشتند رخ نمي داد ، و كاربرد آن بعد از شهادت عثمان در وقت اختلاف علي و معاويه شايع شد كه به انصار علي شيعيان علي و به انصار معاويه شيعيان معاويه گفته مي شد، و امروز دقيقاً به معناي حزب بكار برده مي شود. حزب (شيعه) علي او را براي خلافت شايسته مي دانستند و د

الف: معناي توسل توسل در لغت به معني تقرب و نزديكي جستن مي باشد و وسيله به سببي گفته مي شود كه شخص را به مقصود و مراد مي رساند . توسل در اصطلاح شرع به تقرب و نزديك شدن به خدا با عمل به آن چه كه از آن راضي است، گفته مي‌شود . ب: معناي الوسيله در قرآن با تأمل و تفكر در تفاسير سلف صالح در خواهيم يافت كه توسل و وسيله فقط معناي تقرب به خداوند تبارك و تعالي با انجام عمل صالح را دارد. كلمه الوسيله در دو جاي قرآن كريم و در سوره هاي مائده و اسراء ذكر شده است؛ خداوند مي فرمايد:*يَا أَيُّهَا الَّذِينَ

تعريف ولايت ولايت يعني محبت، دوستي و ياري رساندن؛ و هم چنين به حفاظت، حراست و زير نظر داشتن نيز اطلاق مي‌شود . خداوند مي فرمايد:* وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ * «و نيكي با بدي يكسان نيست [بدي را] با آن چه بهتر است دفع كن آنگاه كسي كه ميان تو و او دشمني است گويي دوستي يكدل مي‏گردد ». ولايت با فتح واو (واو مفتوحه) به معناي كمك و ياري رساندن است . خداوند مي فرمايد:* وَالْمُؤْ

تردید نیست که مسیحیان، نو پردازِ تئوری «تثلیث» نبوده‌اند و عقیدة مزبور در مذاهب کهن در میان مشرکان هند و مصر و یونان سابقه داشته است. در هند قدیم و آیین ودایی [2]، پندار تثلیث بنام: «تریمورتی Trimourti» شهرت داشته که در زبان سانْسْکریت از دو کملة «تری» بمعنای «سه» و «مورتی» بمعنای أشکال یا أقانیم [3] ترکیب یافته است. این اقنوم‌های سه گانه که در عین کثرت، با یکدیگر وحدت داشتند! «برهما Brahma» و «ویشنو Vishnu» و «شیوا Shiva» نامیده می‌شدند. «برهما» بزعم هندوها، خالق موجودات و کارپرداز آفرینش بوده

این صحابی جلیل القدر خالد بن زید بن کلیب نام دارد و از قبیله‌ی بنی نجار است. کنیه‌اش ابوایوب و منسوب به انصار است. کمتر کسی یافت می شود که ابوایوب را نشناسد، خداوند آوازه اش را در سراسر دنیا پخش کرد. و در میان مردم مقامی بالا به او عنایت کرد. او بود که خداوند برای پذیرایی رسول گرامی اش منزل او را از میان همه‌ی منازل برگزید و تنها همین افتخار برای او کافی است داستان اسکان پیامبر در منزل ابو ایوب شنیدنی و خواندنش شیرین می باشد: هنگامیکه پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) به مدینه تشری

حسن‌ بن علی بن ابیطالب رضی‌الله‌عنهما حسن‌بن‌علی رضی‌الله‌عنه‌، فرزند دختر رسول‌ الله صلی الله علیه وسلم فاطمه‌ی‌ زهرا و ریحانه‌ی‌ رسول‌ الله و مشابه‌ترین‌ فرد از نظر شكل‌ و صورت‌ باآن‌ حضرت ‌صلی الله علیه وسلم بود. طبق‌ روایات‌ صحیح‌ در نیمه‌ی‌ شعبان‌ سال‌ سوّم‌ هجری‌ متولّد شد و بعضی‌ گفته‌اند در رمضان‌ به‌ دنیا آمد. رسول‌ الله صلی الله علیه و سلم بسیار او را دوست‌ داشت‌ و آن‌ گاه‌ كه‌ كودك‌ بود پیامبر اسلام‌صلی الله علیه و سلم گاهی‌ لب‌ و صورت‌ او را می‌بوسید وگاهی‌ زبان‌ او را در دهان‌ گر

با آمدن اسلام اصل آزادی تثبیت ومورد توجه قرار گرفت امیرالمؤمنین عمربن الخطاب(رض) کلام مشهوری در این باره دارد که می فرماید: ( متی استعبدتم الناس و قد ولدتهم امهاتهم احراراً) (از کی مردمان را به بردگی گرفته اید. در حالی که آزادانه از مادر زاده اند)

نوشته: احمد صیام روؤفی («خواهم نوشت رحمت اخرویه» برای آنانکه پیروی می کنند آن پیغامبر را که نبی امی است آنکه می یابند نعت او نوشته نزدیک خویش در تورات و انجیل می فرماید ایشان را بکار پسندیده و منع می کند ایشان را از نا پسندیده و حلال می سازد برای ایشان پاکیزه ها را و حرام می کند بر ایشان ناپاکیزه ها را و ساقط می کند از ایشان بار گرانِ ایشان را و آن مشقت ها را که بود بر ایشان پس آنانکه ایمان آوردند باو و تعظیم کردند او را و یاری دادند او را و پیروی کردند نوری را که همراه وی ن


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه