منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 817
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 209
بازديد کل : 2051328
 
   
مقالات / تصحيح مفاهيم
صاحب تهذيب اللغة ميگويد: من از بعضي عربها شنيدم که ميگفتند: (فلان شريك فلان إذا تزوج بابنته أو بأخته) فلان شريک فلان شخص است، هنگاميکه با دخترش و يا خواهرش ازدواج نموده باشد. او ميگويد: خانم شخص شريک او ميباشد،([2]) مولف محيط المحيط ميگويد: هرگاه بگوييم: (كسي با خدا شرك نمود) براي او شريك ساخت، بنابراين او را (مشرك) يا (مشركي) گويند.([3])

اَلاْمامَةُ وَ السّیاسَة، عنوان‌ کتابى‌ در تاریخ‌ سده‌های‌ ۱ تا ۳ق‌ منسوب‌ به‌ ابن‌ قتیبه‌ (ه م‌). این‌ کتاب‌ که‌ گاه‌ با عنوان‌ تاریخ‌ الخلفاء نیز از آن‌ یاد شده‌، به‌ویژه‌ از حیث‌ انتساب‌ آن‌ به‌ دانشمند مشهوری‌ چون‌ ابن‌ قتیبة دینوری‌، بارها از آن‌ بحث‌ شده‌ است‌. این‌ اثر را مى‌توان‌ با در نظر گرفتن‌ دو جنبه کلى‌ بررسى‌ کرد: نخست‌ مسأله انتساب‌ آن‌ به‌ ابن‌ قتیبه‌ و سپس‌ محتوای‌ اخبار و روایات‌ تاریخى‌ و منابع‌ آن‌ که‌ البته‌ معلوم‌ نبودن‌ نام‌ مؤلف‌، از ارزش‌ و اعتبار مطالب‌ کتاب‌ در مجمو

آنچه که پیامبر صلی الله علیه وسلم بر وجه تشریع سخن می گوید، مبنای آن وحی الهی بوده و قرآن ‏کریم بر این امر دلالت می کند که مصدر آن وحی از جانب خداوند متعال است؛ چنانکه می فرماید: «‏وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى» (نجم 3 - 4).‏ یعنی: و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى‏گويد، آنچه مى‏گويد چيزى جز وحى که بر او نازل شده ‏نيست.‏

خداوند سبحان به مقتضای حکمت و رحمت کران ناپذیرش، خواست بشریت را از تاریکی کفر و جهل رهایی بخشد و او را از چنگال اوهام و خرافات آزاد سازد. لذا آخرین کتاب آسمانی خود، قرآن را بر پاکترین بنده اش، محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم نازل فرمود و به خاتم انبیاء صلی الله علیه و سلم دستور داد تا در مقام شامخ رسالت و شارع دین خدا، قرآن را به مردم اعلام دارد؛ «و أنزلنا إلیک الذکر لتبین للناس ما نزل إلیهم» [نحل:44] و قرآن را بر تو نازل کردیم، تا بیان کنی برای مردم آنچه را که برایشان فرستاده شده است. همچنین همه

در سوره انفال در این باره درس داده است، گروهی از ایمان آورندگان وجود دارند که با خیانت نمودن به خدا و رسول او در امانت خیانت می کنند و شرالدواب می پرورانند و گوششان را به کری می زنند. در آیه ۲۰ این سوره خداوند سبحان به تمامی ایمان آورندگان در هر عصر و زمانی که خویشتن را مخاطب آیات الهی می دانند فرمان داده است « ‏یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ‏ »( ۲۰ انفال) « ‏ ای مؤمنان ! از خدا و پیغمبرش فرمانبرداری کنید ، و از پیغم

از جمله‌ي‌ مسايل‌ اختلافي‌ امت‌ اسلامي‌ با اهل‌ تشيع‌ درباره‌ي‌ حضرت‌ فاطمه‌ي‌ زهراء ـ رضي‌الله عنهاـ سه‌ مسئله‌ي‌ مهم‌ و اصلي‌ مي‌باشد كه‌ سبب‌ دو دستگي‌ و تشتت‌ و اختلاف‌ شده‌ است‌: 1ـ باغ‌ فدك‌ و ادعای ظلم‌ ابوبكر بر فاطمه‌! 3ـ حقیقت‌ ازدواج‌ عمر و ام‌ كلثوم‌! 3ـ شهادت‌ فاطمه‌ توسط‌ عمر!

پاكسازي كتب زيارت از عبارات و مضاميني كه با عقل سليم و روح اسلام تناقض دارند. به خصوص رواياتي كه خلفاي راشدين و اصحاب حضرت رسول ص را مورد شتم و جرح قرار مي دهند، جزو برنامه عمل تصحيح است. و بر شيعيان جهان واجب است كه با چشمان باز و بيداري كامل با اين مسائل روبرو شده و از قبول كوركورانه روايتها به بهانه اينكه به ائمه منسوب مي شوند خودداري كنند من كوچكترين شكي ندارم كه اگر بسياري از اين زيارتنامه ها كه به ائمه منسوب مي شوند، به گوش آنان مي رسيد، بر وضع كنندگان آن حد دروغ و افترا جاري مي كردند.

همه سخناني كه در كتب شيعه در مورد امام علي ذكر شده اند، فقط به خاطر غلو در شخصيت امام علي بوده است، و سازندگان آن كساني بوده اند كه مي خواسته اند تا بهر صورتي كه شده ثابت كنند كه امام علي به امر خلافت، لايقتر از ديگران است و او قرآني را در دست دارد كه ديگران اين قرآن را ندارند. لااقل ظاهر امر اين گونه نشان مي دهد. اما در حقيقت آنان از ناحيه ديگري به امام علي لطمه مي زنند، چون او را شخصي معرفي مي كنند كه با در دست داشتن احكام الهي بسيار مهم، و حلال و حرام امور، و حكم هر چيزي كه امت تا روز قيامت ب

چون تصميم در مورد اقامه نماز جمعه به ائمه مساجد مناطق شيعه نشين سپرده مي شود. پس بگذاريم بگويم كه اين فرضيه براي قرون متمادي ديگري نيز متروك خواهد ماند. چون ائمه مساجد شيعه در بسياري از اوقات از امر فقيه، يا مرجعي شيعه پيروي مي كنند و اين چنين امام مسجدي، هرگز نمي تواند از فتواي مرجعي كه او را بر اين كار گماشته و به اين مقام منصوب داشته است سرپيچي كند. چه بسا كه زندگاني ماديش نيز، از همين شغل و اطاعت مولايش تامين شود لذا بر شيعيان واجب است كه ائمه مساجد خود را بر اقامه نماز جمعه مجبور نموده و از

ارهاب و ترور شيعه طايفه اسلامي وحيدي است كه بدون قيد و شرط خود را به رهبريت مذهبيش تسليم نموده است، تا او را گاهي به ميادين جنگ، و باري به صحنه هاي ترور و وحشت روان سازد. ارهاب و ترور در طول تاريخ، رهبريت مذهبي شيعه اين طايفه مسكين را مورد سوء استفاده خود قرار داده اند. آنان شيعيان را با تحميل انواع بدعتها، و با سوء استفاده از سادگي آنها و ايمانشان به مراجع دينيشان، بهر جايي كه خواستند كشانيدند چون شيعه تنها طايفه اسلامي است كه خود را بدون قيد و شرط و حدود و سوال و جواب به رهبريت مذهبيش سپرد

سجود بر تربت حسيني سجده بر تربت حسيني در عصر دوم جدال ميان شيعه و تشيع ظهور كرد، و سپس همه افقهاي عالم تشيع را به صورت وسيعي پوشانيد. سجود بر تربت حسيني در عالم تشيع، كم مي توان يافت خانه اي را كه ((مهر)) در آن يافت نشود. اين مهر از همان خاك كربلا است كه امام حسين و ياران طاهرش در آن مدفونند. من بخوبي مي دانم كه فقهاي ما در مورد سجود بر تربت حسيني چه مي گويند. چون ميان سجده بر چيزي كردن، و سجده به چيزي كردن، فرق بسيار است و سجود بر تربت حسيني، سجده نمودن به آن نيست، چون در مذهب شيعه سجده به

چگونه يك امت خواهد توانست با تجويز ((متعه)) و يا عمل به آن، ناموس و شرف مادراني را كه بهشت در زير پاي آنان است حفظ كند؟

فقهاي شيعه بر اين امر اجماع دارند كه هر كسي شهادت سوم را به قصد ورود بر زبان براند، عمل محرمي انجام داده است. شهادت سوم سيد مرتضي كه از علماي بزرگ شيعه بوده و در قرن پنجم هجري مي زيسته است مي گويد: هر كسي كه در اذان نمازها ((أشهد أن علي ولي الله)) بگويد مرتكب عمل حرامي شده است. از راي ايشان مي توان اين گونه نتيجه گرفت كه شهادت سوم، بعد از غيبت كبري وارد اذان شده، اما به صورت رسمي در صحنه جريانات مذهبي ظهور نكرده است. تا اينكه شاه اسماعيل صفوي ايران را وارد تشيع نمود، و به موذنان دستور داد كه

شيعه انقلاب حسين را به بهانه عشق به حسين مشوه و زشت نمود. نواختن و كوفتن اندامها در روز عاشورا ضرورت حكم مي كند كه براي زنجير زني و شكافتن سرها توسط شمشير و قمه در روز دهم محرم و در سوگ امام حسين فصل جداگانه اي را اختصاص دهيم. اين اعمال زشت هنوز جزيي از مراسم بزرگداشت شهادت امام حسين بوده و در ايران، پاكستان، هند و نبطيه لبنان همه ساله جريان دارد، و همواره باعث ستيز و خونريزي ميان شيعه و سنت مي گردد. و در نقاطي از پاكستان اين جنگ و ستيز همواره صدها كشته از دو گروه بر جاي مي گذارد. پس ضروري اس

و اكنون يعني در زمانيكه همه آن مسائل به پايان رسيده است، و از امويين و عباسيين و خلافت آنان و آن اصطكاك فكري در حول مسئله خلافت و خلفاء هيچ اثري باقي نمانده است، آيا ما شيعيان باز هم ميخواهيم راهي را پيماييم كه در طول سيزده قرن پيموديم، و در كنار قبور ائمه ايستاده و همان سخناني را بگوييم كه بدون هيچ حاصل و نتيجه اي در طول قرنهاي متمادي گفتيم و تكرار كرديم تا چه هنگام ميخواهيم كلام مخلوق را بر كلام خالق برتري دهيم؟ و اين خطبه هايي كه شب و روز در كنار قبور ائمه خوانده ميشود براي خود ائمه چه نفعي د

﴿قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلا تَتَّبِعُوا أَهْوَاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَأَضَلُّوا كَثِيراً وَضَلُّوا عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ﴾. (المائدة: 77). «بگو: اي اهل كتاب در دين خود به ناحق غلو مكنيد و از پي هواهاي آن قومي كه خود گمراه شدند و بسياري را نيز گمراه كردند، و از راه راست دور افتادند نرويد». هنگامي كه انسان به مرحله تكامل رسيده، و از ملائكه برتري مي گيرد، ديگر هيچ احتياجي به خزعبلات و اوهامي كه همانند تار عنكبوت او را فرا گرفته و دست

به راستي تصور ظهور مردي از خاندان محمد، كه جهان را سرشار از قسط و عدل خواهد كرد، تصوري بسيار زيبا و آكنده از آرزوهاي خير است. اما علماي شيعه با چسبانيدن دو بال به «امام مهدي» بار شيعه را در هر زمان و مكان سنگين نمودند. و اين دو بال همان «خمس نفع كسب و كار» و «ولايت فقيه» است. كه بدعت اولي عبارت است از پرداخت مالياتي كه خداوند هيچ امري به پرداخت آن نداده است، و بدعت دومي، به بندگي كشيدن بلا قيد و شرط انسان توسط انسان را معني ميدهد.امام مهدي اجتهاد و تقليد خمس ولايت فقيه

تقيه من فكر نميكنم كه در سرتاسر گيتي هرگز هيچ امتي وجود داشته باشد كه همچون شيعه، با قبول تقيه و عمل به آن، نفس خود را تا به آن اندازه ذليل نموده، و به آن اهانت كرده باشند. من مخلصانه دست دعا به درگاه خداوند دراز ميكنم، كه آن روز بيايد كه شيعه حتي از فكر كردن تقيه نيز دوري كند، چه رسد به اينكه به آن عمل كند. تقيــــــه براي من حتي تصور معني تقيه به مفهوم شيعي خالص آن، و آنگونه كه در كتابهاي شيعه و توسط امامي تفسير و نوشته شده است مشكل است، تقيه اي كه از زمان غيبت كبري تا كنون توسط علماي اين

بنابراين اين گروه (گروه دوم) نيز به انحراف افتادند و جالب اينکه آنها از ترس آنکه در انحراف گروه اول (معطله) بدور باشند، خود به انحراف ديگري افتادند. (از چاله در آمدند و به چاه افتادند!). ولي اهل سنت و جماعت و علماي سالم و تابع سنت نبوي؛ همان بزرگاني که در طول دوران زندگي خود شعار چنگ زدن به سنت پيامبر صلي الله عليه وسلم و شاگردانش را سر مي دادند و مردم را از بدعت و فلسفه و انحراف تحذير مي کردند، چنين موضعگيري کردند که: ((صفات خداوندي را بدون کم و کاست تصديق مي کنيم، ولي نه آن صفات را انکار مي

لطفا به شبهات زير پاسخ دهيد: إبن تيميه در كتاب التأسيس في ردّ اساس التقديس كه نقدي بر كتاب فخر رازي است، در جلد 1، صفحه 101 صراحتاً اعلام مي‌كند: ليس في كتاب الله و لا سنة رسوله و لا قول أحد من سلف الأمة و ائمتها أنه ليس بجسم و أن صفاته ليست أجساما و أعراضا ... . نه در كتاب خدا و نه در سنت پيامبر و نه در سخن صحابه و بزرگان نيامده است كه خداوند، جسم نيست. خيلي عجيب است و واقعا ادعايي شاخ‌دار است!


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه