منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 275
بازديد کل : 2518861
 
   
اهل بيت پيامبر شامل چه کساني مي شود؟
صاحب اثر: مهتدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-25  تعداد بازديد:372
علما در تعريف آل بيت پيامبر صلي الله عليه وسلم و تعيين آن اختلاف کرده‌اند و اقوال مختلفي در اين مورد دارند.

 

اهل بيت پيامبر شامل چه کساني مي شود؟ آيا فرزند حضرت نوح جز اهل بيت حضرت نوح هست؟ اگر نعوذبالله يکي از فرزندان پيامبر مشرک يا کافر بود جز اهل بيت آن حضرت بود يا نه؟ 



 

الحمدلله،

علما در تعريف آل بيت پيامبر صلي الله عليه وسلم  و تعيين آن اختلاف کرده‌اند و اقوال مختلفي در اين مورد دارند ولي قول راجح چنين است:

1- آل پيامبر صلي الله عليه وسلم  کساني هستند که مومن و مسلمان هستند و سپس در اسلام صدقه و زکات برايشان حرام قرار داده شده است.

2- خانواده ي پيامبر صلي الله عليه وسلم هستند. اهل بيت به خاندان پيامبر صلي الله عليه وسلم گفته مي شود كه صدقه دادن بر آنها حرام است. و عبارتند از: خاندان علي بن ابي طالب، خاندان جعفر بن ابيطالب، خاندان عباس عموي پيامبر، بنوحارت بن عبدالمطلب و همسران پيامبر صلي الله عليه وسلم .

البته همسران پيامبر صلي الله عليه وسلم  نيز را هر چند زكات بر آنها حرام نشده ،جزو اهل بيت ايشان محسوب مي شوند. نظر جمهور علما همين است. اگر کسي از خانواده ي انبياء باشد بدون شک جزو اهل بيت او خواهد بود از جمله همسران و فرزندان او، اما اگر کسي از خانواده ي انبياء باشد ولي کافر يا مشرک از دنيا رود از اهل بيت او ( به معناي اصطلاحي ) خارج مي گردد و هيچ قدر و منزلتي ندارد و حتي يک مسلمان فاسد فاسق بسيار از او با ارزشتر است زيرا ملاک ارزش ايمان است نه وابستگي به خانواده ي انبيا.

 

اما در مورد مناقشه ي علما در مورد تعريف اهل بيت و دلايل آنها بر تعاريف فوق بصورت زير است:

مطلب بن ربيعه وفضل بن عباس خدمت رسول الله صلي الله عليه وسلم رفتند  و از ايشان خواستند تا آنها را جهت جمع آوري زکات وصدقات مردم منصوب نمايد و از اين راه در آمدي را بدست آورند زيرا عاملين زکات خود جزو افراد مستحق زکات مي باشند، ولي پيامبرخدا صلي الله عليه وسلم به آنان جواب رد داد و فرمود زکات وصدقات براي محمد وآل محمد روا نمي باشد: (إن الصدقه لا تنبغي لآل محمد إنما هي أوساخ الناس) «براي آل محمد صدقه مناسب نيست زيرا كه صدقه چرك مال مردم است ». (صحيح مسلم).

آنهايي که زکات برايشان حرام قرار داده شده، بني‌هاشم و بني‌مطلب هستند، چون که پيامبر صلي الله عليه وسلم  فرمود: (بني‌هاشم و بني‌مطلب يک چيز هستند - صحيح بخاري (ح: 3311))، و بعضي از علما گفته‌اند زکات فقط براي بني‌هاشم حرام شده نه بني‌عبدالمطلب. ولي قول راجح هر دو يعني بني هاشم و بني مطلب مي باشد زيرا همانطور كه در حديث فوق بدان اشاره شده،فضل پسر عباس پسر عبدالمطلب كسي بود كه به خدمت پيامبر رفتند و ايشان صلي الله عليه وسلم براي گرفتن زكات جواب رد دادند.البته نسب پيامبر صلي الله عليه وسلم به هاشم بر مي گردد ايشان محمدبن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم مي باشند، مطلب برادر هاشم  و عموي عبدالمطلب يعني پدربزرگ پيامبر است.

 

اما در مورد ممنوع بودن صدقه به همسران پيامبر اختلاف وجود دارد ولي با اين وجود داخل در اهل بيت پيامبر هستند. البته تا زمانيكه به عقد پيامبر صلي الله عليه وسلم در نيامده اند،جزو اهل بيت محسوب نمي شدند. دلايل اينكه چرا آنها جزو اهل بيت پيامبرند را مي توان چنين ذكر نمود:

1- ابن قيم رحمة الله عليه در كتابش جلاء الأفهام  (ص331-332) در تأييد كساني كه به دخول ازواج مطهرات در اهل بيت حضرتش صلى الله عليه و آله و سلم قائل هستند دلائلي ذكر مي كند از جمله مي فرمايد: آنها مي گويند:

« اينكه عموما همسر جزو اهل بيت شخص بشمار مي رود،‌ بخصوص همسران پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم علتش اين است كه آنرا به نسب تشبيه مي كنند چون رابطه آنها با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم قطع نشده است به دليل اينكه آنها چه در حيات و چه بعد از وفات حضرتش صلى الله عليه و آله و سلم بر غير ايشان حرامند، چون مادر همه مؤمنان هستند، لذا آنها چه در دنيا و چه در آخرت همسران خود پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم هستند،‌ پس سببي كه آنها با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم هستند يعني نكاح، قائم مقام نسب است. لذا پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرموده اند كه به آنها درود فرستاده شود، به همين جهت است كه بنا بر قول صحيح،- چنانكه امام احمد رحمة الله عليه نيز بر اين باور است- صدقه بر آنها حرام است زيرا صدقه چرك مال مردم است، ‌و خداوند شان و منزلت اين شخصيت استثنائي- صلى الله عليه و آله و سلم- و اهل بيت ايشان را از چرك مال مردم محفوظ داشته است.»

 و همچنين مي توان به آيات زير استدلال نمود:

واز زبان موسي (عليه السلام) در قرآن چنين آمده:« إِذْ رَأَى نَارًا فَقَالَ لأهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْهَا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدًى »طه : 10.

يعني:« موسي به همسرش گفت اينجا بمانيد من آتشي را از دور ديدم شايد خبري را از آن برايتان  بياورم».همانطور كه در اين آيه ملاحظه مي شود اشاره دارد به "لاهله" كه همان زن و فرزند موسي منظور است. و باز در آيه زير:

از زبان ابراهيم (عليه السلام) وهمسر گراميش آمده: « قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ »هود: 73.

يعني:« اي اهل بيت نبوت رحمت وبرکات خدا شامل حال شما باد بي گمان خداوند ستوده وبزرگوار است».كه در اين آيه نيز ابراهيم عليه السلام به همسر و خانواده خود بعنوان "اهل بيتش" نام مي برد.

2- دليل اصلي داخل بودن همسران پيامبر صلي الله عليه وسلم در اهل بيتش را مي توان به آيه تطهير اشاره نمود كه مستقيما همسران پيامبر را خطاب مي دهد:

« وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الأولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا (٣٣)وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا (٣٤) احزاب(33-34)

 

يعني:« اي همسران پيامبرصلي الله عليه وسلم شما مانند هيچ يک از زنان ديگر نيستيد . اگرمي خواهيد پرهيزگار باشيد صدا را نرم و نازک نکنيد که بيمار دلان چشم طمع به شما بدوزند و بلکه به صورت شايسته و برازنده سخن بگوييد  و در خانه هاي خود بمانيد و همچون جاهليت پيشين در ميان مردم ظاهر نشويد و خود نمايي نکنيد  و  نماز را بر پا داريد و زکات را بپردازيد و از خدا و پيغمبرش اطاعت کنيد خداوند قطعا مي خواهد پليدي را از شما اهل بيت دورکند و شما را کاملا پاک سازد .  و آيات خدا و سخنان حکمت انگيز  پيغمبر را که در منازل شما خوانده مي شود ياد کنيد بي گمان خداوند دقيق و آگاه است».

اين آيه از ابتدا تا انتها در باره همسران مکرمه رسول الله صلي الله عليه وسلم بحث مي کند و خطاب به آنان در وسط آيه مي فرمايد (خداوند قطعا مي خواهد پليدي را ازشما اهل بيت دور نمايد  وجاي هيچ بحثي را باقي نگذاشته که بگويم آل بيت يا اهل بيت شامل زنان پيغمبر نمي شود زيرا سياق آيه کاملا بر آن دلالت دارد وهمچنانکه مشاهده شد آغاز آيه به آنان شروع مي شود و به آنان نيز خاتمه مي يابد.

3- دليل ديگر تشهد است، زيرا ما در تشهد مي گوييم« اللهم صل علي محمد وعلي آل محمد»  که امام بخاري (رحمة الله عليه) در جايي صيغه آنرا« اللهم صل علي محمد  و علي ازواجه و ذريته» آورده که ظاهراً تفسير آل مي باشد   و همچنين ام المومنين عايشه (رضي الله عنها) مي گويد ( ما شبع آل رسوالله صلي الله عليه وسلم من خبز بر ) (متفق عليه)  يعني خانواده پيامبرصلي الله عليه وسلم هيچگاه از نان گندم سير نشدند  که مشخص است آل، همسران گرامي ايشان را نيز در بر مي گيرد  .

 

 با اين وجود شيعيان مخالف اين تعريف هستند و جمهور شيعه نظرشان اين است که منظور از اهل بيت پنج تن هستند، آنان که آيه تطهير در موردشان نازل شده است: «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا». (الأحزاب: 33).

«خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد».

و آنها محمد و علي و فاطمه و حسن و حسين هستند، و بقيه دوازده امام را اضافه مي‌کنند با اينکه در حديث کساء از آنها ذکري نشده است. ) در صحيح مسلم از عايشه رضي الله عنها روايت است که گفت: در صبح يکي از روزها پيامبر ص در حالي که پارچه‌اي کتاني از موي سياه بر او بود بيرون آمد، آنگاه حسن آمد و پيامبر او را داخل پارچه نمود سپس حسين و فاطمه و علي با فاصله کوتاهي از يکديگر به ترتيب آمدند و پيامبر هر يک را داخل آن پارچه قرار مي‌داد، سپس گفت:« إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا »(الأحزاب: 33).

«خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد». صحيح مسلم (ح: 2424). دفع يك اشكال :

اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اين چهار نفر رضي الله عنهم  را بطور خصوص در اين حديث ذكر فرمودند مستلزم اين نيست كه اهل بيتش منحصر به همينها باشد و بقيه را شامل نشود، حد اكثر دلالت حديث اين است كه آنها از خصوصي ترين افراد اهل بيت ايشان هستند.

يك مثال

مثال دلالت اين آيه بر دخول همسران پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در اهل بيتش  و دلالت حديث حضرت عائشه رضي الله عنها كه گذشت  بر دخول علي و فاطمه و حسن  و حسين رضي الله عنهم در اهل بيتش مثل دلالت اين ارشاد خداوندي است:

لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أحق أن تقوم فيه (التوبة:108).

« به راستي مسجدي كه از روز نخست بر تقوي بنيان نهاده شده است سزاوار تر است كه در آن بايستي».

كه مراد از آن مسجد قباء است. و دلالت سنت در حديثي كه امام مسلم در صحيحش (شماره1397) نقل مي كند كه:

« مراد از مسجدي كه بر تقوي بنا شده مسجد خود حضرت صلى الله عليه  و آله و سلم است».

‌اين مثال را شيخ الاسلام ابن تيميه رحمة الله عليه  در رساله اش «فضل اهل البيت و حقوقهم» (ص 20-21) ذكر كرده است.

 

شيعه بر اين باورند که امهات ‌المؤمنين از آل بيت نيستند، و مي‌گويند آيه تطهير منحصر آن پنج نفر است، ما مي‌گوييم: در آيه حصري وجود ندارد که به موجب آن، آنها بگويند همسران پيامبر ص در آن شامل نمي‌شوند، بلکه نص آيه و آيات قبل از آن دلالت مي‌کنند که منظور از اهل بيت همسران پيامبر صلي الله عليه وسلم  هستند، چون در آيات قبل از آيه تطهير و آيات بعد از آن همسران پيامبر ص مخاطب قرار گرفته‌اند، بنابراين بعد از همه اينها مي‌فرمايد: « وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ »(الأحزاب: 34).

«آنچه در خانه‏هاى شما از آيات قرآن و حكمت و دانش خوانده مى‏شود ياد كنيد».

و همچنين شيعه مي‌گويند مخاطب‌ شدن با صيغه مذکر که خداوند مي‌فرمايد (عنکم) و (يطهرکم) دليلي است بر اينکه امهات المؤمنين از جملة اهل بيت نيستند؛ اما اين سخن و استدلال آنها مردود است چون وقتي در يک جمله مذکر و مؤنث با هم بيايد، مذکر غالب قرار داده مي‌شود، و بنابراين آيه همه اهل بيت را شامل مي‌شود، از اين رو مناسب بود که با صيغه مذکّر بيان شوند. { و در زبان عرب اين شيوه زياد است، چنان که در قرآن در سوره هود آمده است:« قَالَتْ يَا وَيْلَتَا أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا(هود:72) « ساره گفت: «اى واى بر من! آيا من فرزند مى‏آورم در حالى كه پيرزنم، و اين شوهرم پيرمردى است؟!» و همچنان مورد خطاب قرار مي‌گيرد تا اينکه خداوند مي‌فرمايد: « قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ » (هود: 73). «گفتند: «آيا از فرمان خدا تعجب ميكنى؟! اين رحمت خدا و بركاتش بر شما خانواده اهل نبوت است». مي‌بينيد که بعد از خطاب با صيغه مؤنث با صيغه مذکر خطاب مي‌کند چونابراهيم در خطاب شامل است، و اين آيه نصياست بر اينکه همسر در اهل بيت داخل است، و همچنين اگر داخل کردن مؤنث در اين خطاب درست نيست پس چطور آنها فاطمه را داخل کرده‌اند؟!}

وهرگاه درجايي مردان به مجموع زنان اضافه شوند از نظر ادبيات عربي نون جمع مونث به ضمير جمع مذکر تغير خواهد کرد  و بعد از آن مستقيما مي فرمايد . (واذکرن في بيوتکن) 

 

به طور خلاصه مي توان گفت:

واهل بيت پيامبرصلي الله عليه وسلم شامل همسران و دختران ايشان ودامادش علي رضي الله عنه ومرداني که جزو خانواده اش مي باشند،هستند.

و در اينجا بعضي از آل بيت را نام مي بريم :

1 . علي بن ابي طالب

2 . حسن بن علي

3 . حسين بن علي

4 . علي بن حسين (زين العابدين)

5 . محمد باقر فرزند محمد باقر

6 . امام جعفر صادق

7 . موسي بن جعفر(الکاظم)

8 . علي بن موسي (الرضا)

9.   محمد الجواد

10.  پسر وي علي(الهادي) 

11. حسن العسکري

آنان هم بر3 گروه تقسيم مي شوند   گروه اول اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم مي باشند مثل {علي بن ابي طالب (رضي الله عنه ) وحسن وحسين (رضي الله عنهما)

گروه دوم از جمله علماء بزرگوار اهل سنت وجماعت هستند و آنان هم 6 نفرند {1- علي بن الحسين 2- محمد الباقر3- جعفرالصادق 4- موسي الکاظم 5- علي الرضا 6- محمد الجواد}

گروه سوم هرچند از علماء بزرگ امت اسلامي به حساب نمي آيند ولي افتخارآل بيت بودند براي آنها کافي است و آنان هم دو نفرند { 1- علي الهادي 2- الحسن العسکري}

بي گمان آنهايي که ذکرنموديم حق دارند در کنار قبر رسول الله صلي الله عليه وسلم بايستند و بگويند سلام برتو اي پدر.

 

عقيده اهل سنت و جماعت در خصوص اهل بيت:

در خصوص رفتار با اهل بيت پيامبر صلي الله عليه وسلم ،مي توان به طور عمده به سه ديدگاه اشاره نمود.يعني اين مسئله نيز مانند اكثر مباحث اسلامي داراي ديدگاههاي متفاوتي مي باشد ؛ديدگاه افراط،ديدگاه تفريط و ديدگاه حدوسط و متعادلي كه الله تعالي بدان راضي است.

در مورد اهل بيت رضوان الله عليهم اجمعين ،همواره دو فرقه افراط و تفريط وجود دارند كه اين دو ديدگاه دقيقا در مقابل هم هستند و هر دو در اين راه هلاك شده اند:

1-    ديدگاه افراط:كساني هستند كه در مورد اهل بيت در محبت غلو مي كنند و آنها نيز خود در ميان خود به دو گروه تقسيم مي شوند:

 -      گروهي كه" غلو در محبت" را به جايي رسانده اند كه مدعي هستند امام اهل بيت - يعني علي ابن ابي طالب رضي الله عنه- همان الله است و او را معبود خود مي دانند.سردسته اين گروه عبدالله ابن سبا يهودي بود كه به ظاهر اسلام آورد و تلاش كرد به ناحق اموراتي را به علي ابن ابي طالب رضي الله عنه نسبت دهد چنانچه عبد الله ابن سبا صراحتاً در مقابل اميرالمومنين قرار گرفته و به وي گفت: "انت الله حقاً" يعني تو حقيقتاً خدا هستي.

اين يهودي خبيث به صورتي مكارانه به اسلام داخل شد تا اسلام را به فساد بكشاند خود را مسلمان جلوه داد ولي به اين حال نزد علي ابن ابي طالب رفت و گفت تو خدايي، به همين دليل علي ابن ابي طالب رضي الله عنه از آنها خواست كه از گفته خود بر گردند وگرنه آنها را خواهد كشت و دستور داد كه گودالي را حفر كنند و پيروان عبد الله ابي سبا را در آن بسوزانند البته گفته شده كه عبد الله ابي سبا به مصر فرار كرد و آنجا دعوت خود را ادامه داد بعد به عراق رفت وسپس به سوي سرزمين فارس براي نشر دعوت خود رفت واينان همان گروهي هستند كه در حق علي و فرزندانش با افراط  حقيقتا دشمني مي كنند والعياذبالله .

 

-        گروه ديگر نيز هرچند صراحتا علي ابن ابي طالب رضي الله عنه را الله نمي پندارند ولي در حقيقت نه تنها به ايشان بلكه به ساير اهل بيت ،صفات خدايي نسبت مي دهند و آنها را به استغاثه مي خوانند و ادعا دارند كه غيب مي دانند در حاليكه اين صفات لايق هيچ انساني حتي پيامبران نيست.اين گروه كه غالبا شيعه هستند و خود را محب اهل بيت مي دانند و به سر قبر آنها رفته و از آنها طلب برآورده شدن حاجات خود را مي كنند و يا آنها را واسطه بن خود و الله قرار مي دهند والعياذبالله.

 

2-ديدگاه تفريط:علما مي گويند كه هرگاه در مسئله اي افراط شد بدنبال آن تفريط ايجاد مي شود.چنانچه در مورد اهل بيت رضوان الله عليهم اجمعين نيز در مقابل گروه افراط دسته اي پديدار شدند كه در نقطه مقابل آنها قرار گرفتند و دشمني با اهل بيت پيامبر صلي الله عليه وسلم را جزو دين خود اعمال كردند.آنها به نواصب معروفند و الان به ندرت در ميان مسلمانان يافت مي شوند.اين گروه گمراه دشمني با اهل بيت را پيشه خود كرده بودند و آنها را و اللخصوص علي ابن ابي طالب رضي الله عنه را لعن و نفرين مي كردند والعياذبالله.

اعتدال  در عقيده

در اين ميان و در برابر اين دو گروه افراط و غلو و تفريط و بي انصافي،اهل سنت و جماعت همانند ساير اصولهاي اسلامي حد تعادل را پيش گرفته آنچنانكه الله تعالي بدان راضي باشند و بدان امر نموده اند.

عقيدة اهل سنت و جماعت در تمامي مسائل اعتقادي عقيدة معتدل بين افراط و تفريط است، از جمله عقيده شان درباره اهل بيت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم. ‌زيرا آنان هر زن و مرد مسلماني را كه از نسل عبدالمطلب باشد دوست مي دارند.

همچنين  تمام همسران پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم  را دوست مي دارند و به همه احترام ميگذارند، و باعدل و انصاف، و بدور از هرگونه هوا پرستي و تندروي هر كسي را در همان مقام و منزلتي قرار مي دهند كه مستحق آن است.

كما اينكه اهل سنت به كساني كه خداوند به آنان هم افتخار ايمان و هم افتخار نسب قرابت حضرتش صلى الله عليه و آله و سلم را عنايت فرموده احترام مي گذارند.

يعني يکي از اصول اهل سنت دوست‌داشتن اهل بيت است، و آنها به دو دليل اهل بيت را دوست مي‌‌دارند يکي ايمانشان و دوّم خويشاوندي که با پيامبر دارند، پس وقتي آنها هم مؤمن هستند و هم خويشاوند پيامبر هرگز اهل سنت نسبت به آنان کينه نمي‌ورزند. و اگر کافر باشند ما آنها را دوست نمي‌داريم گرچه از خويشاوندان پيامبر باشند، ابولهب عموي پيامبر ص است اما به هيچ صورتي جايز نيست که ما او را دوست بداريم، بلکه بايد به خاطر اينکه کافر بوده و پيامبر را اذيت مي‌کرده است از او متنفّر باشيم.( ن ک: شرح العقيده الواسطيه ابن عثيمين 2/274 – 275.‏)

 

يك قاعده مهم:

پس اهل سنت معتقدند كه افتخار نسب تابع افتخار ايمان است، كسي كه خداوند او را با هر دو نعمت (ايمان و نسب رفيع) افتخار بخشيده باشد براستي كه دو مدال افتخار يكجا برده است،  و كسي كه توفيق نعمت ايمان را نيافته باشد نسب شريف و رفيع نفعي به او نخواهد رساند، چنانكه خداوند متعال مي فرمايد:

إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ « بدرستيكه مكرم ترين شما در نزد خدا پرهيزگارترين شماست».

و رسول گرامي صلى الله عليه و آله و سلم در پايان حديث طولاني اي كه امام مسلم آنرا به روايت أبو هريره درصحيحش نقل كرده (شماره2699) مي فرمايد:

(من بطأ به عمله لم يسرع به نسبه) «كسي كه عملش او را عقب بيندازد نسبش او را نمي تواند جلو بيندازد».

شرح حديث:

حافظ ابن رجب رحمة الله عليه در شرح اين حديث در كتاب ارزشمندش جامع العلوم والحكم ص 308 مي فرمايد:

«و معنايش اين است كه عمل، انسان را به درجات عالي بهشت در آخرت مي رساند لذا خداوند متعال مي فرمايد:

وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِمَّا عَمِلُوا و هر كسي را از آنچه عمل كرده درجاتي خواهد بود».

پس كسي كه عملش او را در نزد خداوند به درجات عالي نرساند نسبش نخواهد توانست او را جلو بيندازد تا اينكه آن درجات را كسب كند، زيرا خداوند در مقابل عمل پاداش مي دهد نه نسب، چنانكه مي فرمايد:

فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلا  يَتَسَاءَلُونَ (مؤمنون:101 )

«آنگاه چون در صور دميده مي شود. آن روز در ميانشان پيوند هاي خويشاوندي نباشد و از همديگر نپرسند».

از فريب‌هاي بزرگي که بسياري آن را باور کرده‌اند و چون يک حقيقت بدون دليل آن را پذيرفته‌اند و در اذهانشان جاي گرفته، اين است که اهل سنت ناصبي هستند. مي‌گويند اهل سنت و خوارج يکي هستند و با هم فرقي ندارند و آنها ناصبي هستند و اهل بيت پيامبر را دوست ندارند و اين بهتان بزرگي است و هر کس که شناختي از کتابهاي اهل سنت داشته باشد مي‌بيند که به صراحت و روشني ناصبي‌ها را به باد انتقاد مي‌گيرند و همچنين خوارج را اهل بدعت قرار داده‌اند و بلکه آنها را از سران گمراهي دانسته‌اند.

سخن شيخ‌الإسلام ابن تيميه رحمه الله را که به ناصبي‌بودن متهم شده است بخوانيد که مي‌گويد: (و هر کس حسين را کشته يا براي کشتن او همکاري نموده يا به کشته ‌شدن حسين راضي بوده است لعنت خدا و ملائکه و همه مردم بر او باد)( مجموع الفتاوي 4/487.‏)

و آلوسي در مورد ناصبي‌ها که منکر خلافت اميرالمؤمنين علي بن ابي‌طالب رضي الله عنه هستند مي‌گويد: (و هر دو گروه (شيعه و سني) دلايل زيادي عليه ناصبي‌هاي منکر خلافت علي دارند، خداوند با ناصبي‌ها به آنچه سزاوار آن هستند رفتار کند). روح المعاني 18/205.

 محمد صديق حسن خان قرنجي يكي ديگر از علماي اهل سنت كه جزو معاصرين مي باشد، عقيدة اهل سنت را درباره اصحاب و اهل بيت بيان مي‌دارد و مي‌گويد: «و از طريقة كسنيكه اصحاب را ناسزا مي‌گويند و از طريقة نواصب و خوارج که با سخن و عمل اهل بيت را آزار مي‌دهند اظهار بيزاري مي‌نمايند».( قطف الثمر في بيان عقيدة اهل الاثر 1/97.)

 

از ديدگاه اهل سنت اهل بيت حقوق و واجباتي بر گردن ما دارند:

حق دوست‌داشتن؛ پس محبت و دوست‌داشتن آنها چون مؤمن هستند و چون که خويشاوند پيامبر خدا صلي الله عليه وسلم مي‌باشند واجب است، چون که پيامبر صلي الله عليه وسلم مي‌فرمايد: «أذكركم الله في أهل بيتي».

«در مورد اهل بيت من خدا را مدنظر داشته باشيد».

و در حديثي ديگر آمده است: «والذي نفسي بيده لا يؤمنون حتى يحبوكم لله ولقرابتي».

«سوگند به کسي که جانم در دست اوست مؤمن کامل نخواهند شد تا شما را به خاطر خدا و خويشاوندي من دوست داشته باشند»، و چون که خداوند مي‌فرمايد: ﴿ قُلْ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى) (الشورى: 23).

«بگو: من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‏كنم بلكه‌ آنچه‌ از شما مي‌طلبم، مودت‌ و دوستي‌ در قرابت‌ و نزديكي‌نسبي‌اي‌ است‌ كه‌ ميان‌ من‌ و شما وجود دارد».( قول ديگر در تفسير آيه چنين است: «بگو: من در برابر آن (همه نعمت كه در پرتو دعوت اسلام و تبليغ رسالت به شما خواهد رسيد) از شما پاداش و مزدى نمى‏خواهم جز عشق و علاقه نزديكى (به خدا) را (كه سود آن هم عائد خودتان مي‌گردد)

اين آيه دو معني دارد يکي معني مذکور و ديگري اينکه مرا چون خويشاوند شما هستم دوست بداريد؛ چون هيچ تيره‌اي از طوايف قريش نبود مگر آن که پيامبر با آن خويشاوندي داشت.

حق دفاع از آنها؛ پس بايد از آن چه آنان را ناراحت مي‌کند جلوگيري کرد، و اگر اتفاق افتاد و جهت رفع آن بايد کوشيد.

زيرا دفاع از آنها فقط اين نيست که بر کسي که به آنها ناسزا مي‌گويد ردّ شود و ادب گردد و تنبيه شود. بلکه دفاع از آنها پاسخ ‌دادن و ردّ نمودن بر کساني كه در مورد آنها غلو و افراط کرده‌اند و آنان را بالاتر از آنچه هستند قرار داده‌اند را نيز شامل مي‌شود، چون اين غلو و افراط آنان را آزار مي‌دهد.

و از جمله حقوق اهل بيت اين است که يقين قطعي داشته باشيم که نسب پيامبر صلي الله عليه وسلم  و نسل او شريف‌ترين نسب عربهاست؛ چون که پيامبر صلی الله علیه وسلم  مي‌گويد: «إنَّ الله اصطفى بني إسماعيل، واصطفى من بني إسماعيل كنانة، واصطفى من كنانة قريشًا، واصطفى من قريش بني هاشم، واصطفاني من بني هاشم». «خداوند فرزندان اسماعيل را برگزيد، و از ميان فرزندان اسماعيل کنانه را برگزيد، و از کنانه قريش را برگزيد، و از قريش بني‌هاشم را برگزيد و از بني‌هاشم مرا برگزيد».

قبلاً بيان شد که عقيده اهل سنت در مورد اهل بيت اين است که توهين با هر سخن و عملي به آنها حرام است، مسلم در صحيح خود از علي بن ابي‌طالب رضي الله عنه  روايت مي‌کند که گفت: (سوگند به آن که دانه را شکافت، و نفس را آفريد، پيامبر صلی الله علیه وسلم  به من گفت که: جز مؤمن کسي مرا دوست نمي‌دارد، و با من دشمني نمي‌ورزد مگر منافق). مسلم: ح 78.

و از عباس بن عبدالمطلب رضي الله عنهما  روايت است که او به پيامبر صلي الله عليه وسلم شکايت نمود که بعضي از قريش به بني‌هاشم ستم روا مي‌دارند، آنگاه پيامبر خدا صلي الله عليه وسلم به او گفت: سوگند به کسي که جانم در دست اوست آنان مؤمن کامل نخواهند شد مگر آن که شما را براي خدا و به خاطر خويشاوندي من دوست بدارند». و يکي از حقوق اهل بيت اين است که دامن آنها از آنچه به دروغ به آنان نسبت داده مي‌شود پاک قرار داده شود، و اين از امور مهم است.

و از جمله اموري که دالّ بر اين است که غلو در اهل بيت باعث رنجش آنها مي‌شود روايتي است که در رجال الکشي از امام زين‌العابدين علي بن حسين إ روايت شده که گفت: «يهوديان عزير را دوست داشتند تا آن که در مورد او چيزهايي گفتند، پس نه عزير از آنهاست و نه آنها از عزير هستند، و نصارى عيسي را دوست داشتند تا اينکه درباره او گفتند آنچه گفتند، پس نه عيسي از آنهاست و نه آنها از عيسي هستند، و ما هم بر شيوة آنان هستيم، گروهي از شيعيان ما را دوست خواهند داشت و در دوستي افراط خواهند کرد تا اينکه درباره ما همان چيزي را مي‌گويند که يهوديان دربارة عزير گفته‌اند، و همان چيزي را مي‌گويند که نصارى درباره عيسي ابن مريم گفته‌اند، پس ما نه از آنها هستيم و نه آنها از ما هستند».

 

و خلاصه اينكه:

 حقوق اهل بيت که اهل سنت بدان معتقدند برخي عبارتند از:

- حق دوست‌داشتن.

- حق دفاع‌کردن از آنها.

- پاک قراردادن دامن آنها از آنچه به دروغ به آنها نسبت داده مي‌شود.

- درودفرستادن بر آنها.

- حق خمس.

- باور قطعي‌داشتن که نسب پيامبر صلي الله عليه وسلم و نسل او بهترين و شريف‌ترين نسب است.

- حرام قرار‌دادن زکات و صدقه براي آنها.

 

والله اعلم

وصلي الله وسلم علي محمد و علي آله و اتباعه الي يوم الدين

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه