منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 281
بازديد کل : 2563437
 
   
رد احاديثي در مورد فتنه ي آمدن خوارج که اهل قبور آنرا به آمدن شيخ محمد عبدالوهاب نسبت ميدهند!
صاحب اثر: مهتدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-25  تعداد بازديد:571
در احاديثى بسيار نقل شده كه مركز فتنه عراق است و اشاره ى رسول الله به سوى مشرق و يا عراق است كه جناب رسول الله بدانسو اشاره فرموده است "نجد عراق" بوده است و اين واقعيت از مجموع احاديث وارده کاملا و به روشني معلوم مي شود.

 

نظر شما از قران وسنت در مورد اين احاديث که در مناطق کرد نشين اين احاديث نبوي (ص)را به شيخ محمد عبدالو هاب (رح) توسط صوفي ها ودر سايت اهل سنت وجماعت کردستان هم اين احاديث را يافتم وشيعيان هم به اين دو حديث براي رد عقايد شيخ وهاب وشيخ الاسلام ابن تيميه استفاده ميکنند چيست تا ما راه خود را از اين دو راهي هاي که برايمان سبز ميشود تشخيص دهيم/.

(1) صحيح بخارى، ج 8، ص 95 ح 7094، كتاب الفتن،

(2) نجد در اطراف رياض و محل ظهور فرقه وهّابيت مى‏باشد.

(3) شايد اشاره به تزلزل عقايد مردم مى‏باشد.

(4) وبنجد يطلع قرن الشيطان أي: أمّته وحزبه. عمدة القارى، ج 7، ص 59.

(5) صحيح بخارى، ج 8، ص 219، ح 7562.

(6) فتنة الوهابية، ص 19.

(7) فتنة الوهابية، ص 19.از سايت امام ابو حنيفه



 

الحمدلله،

احاديثي که اهل بدعت و خرافات از صوفيه و روافض؛ - اين دو برادر هميشه متحد بر عليه اهل توحيد و سنت ارائه مي دهند، در حقيقت جز براي فريفتن مسلمانان قصد ديگري ندارند.

احاديثي که ذکر کرده اند در حقيقت در مورد خوارج است! و اهل شرک و خرافات براي اينکه خود را برحق نشان دهند احاديثي که پيامبر صلي الله عليه وسلم در مورد بروز فتنه ي خوارج فرموده است را بر موحدين و امام محمد ابن عبدالوهاب رحمه الله تطبيق مي دهند!

 و يا احاديثي هستند که مربوط به فتنه هاي آخرالزمان است و اهل بدعت هيچ حديثي نيافتند تا خود را حق جلوه دهند جز احاديثي که مربوط است به فتنه هاي آخرالزمان!!

جالب اينست که شيعه هيچيک از احاديث اهل سنت را قبول ندارد اما در اين قضيه براي اينکه شرکيات و خرافات خود را توجيه کند به احاديث اهل سنت استناد مي کند!!

 

اما الان به بررسي دو حديث مي پردازيم که اهل بدعت به آن استدلال مي کنند تا با آن خرافات و شرک را بر توحيد و سنت پيروز دهند:

اما حديث اول که در سوال نيز بدان اشاره شده است؛

بخارى در كتاب الفتن ازابن عمر نقل مى كند: «انه (صلي الله عليه وسلم) قام الى جنب المنبر فقال الفتنة هاهنا، الفتنة هاهنا من حيث يطلع قرن الشيطان قرن الشمس».

 

 بخارى از ابن عمر نقل مى كند: كه پيامبر(صلى الله عليه وسلم)در حالى كه روبه روى مشرق بود فرمود: «الا انّ الفتنة ها هنا من حيث يطلع قرن الشيطان» يعني: هان آگاه باشيد که از اين ناحيه (رو به مشرق نمودند) شاخ شيطان طلوع مي کند.

اما احاديث ديگري با اين الفاظ وجود دارد که در آن پيامبر صلي الله عليه وسلم به مکاني بنام "نجد" اشاره مي کنند ( بخاري 7094)، و حال اهل بدعت اظهار مي دارند که منظور از نجد، نجد عربستان است و امام محمد ابن عبدالوهاب کسي است که در آنجا متولد يافته است!!

 

اما براي اينکه اين مغالطه را رد نمائيم ابتدا بايد بدانيم که؛ براي اينکه در مورد مسئله اي قضاوت نماييم لازمست که تمامي احاديث را در مورد آن مسئله پهلوي هم قرار دهيم بعد با استفاده از مجموع نصوص نتيجه گيزي نهايي را اعلام نماييم، زيرا گاها برخي از راويان حديثي را بصورت ناقص از پيامبر صلي الله عليه وسلم روايت مي کنند که در آن حديث ممکن است برخي از مجهولات موجود باشند، اما راويان ديگر همان حديث را کاملتر روايت مي کنند که در حديث آنها آن مجهولات واضح مي شوند، مانند اين قضيه که برخي از احاديث فقط به "نجد" اشاره کرده اند ولي احاديث ديگر توضيح داده اند که منظور از نجد کجاست؛

 

حال اگر به مجموع احاديث وارده در اين قضيه بنگريم متوجه خواهيم گشت که منظور پيامبر صلي الله عليه وسلم "نجد عراق" بوده است نه "نجد عربستان" زيرا با توجه به حديث زير:

 

وعن ابن عباس رضي الله عنهما قال دعا النبي صلى الله عليه وسلم : «اللهم بارك لنا في صاعنا ومدنا ، وبارك لنا في شامنا ويمننا . فقال رجل من القوم يا نبي الله وفي عراقنا . قال : إن بها قرن الشيطان ، وتهيج الفتن ، وإن الجفاء بالمشرق» .

 

در اين حديث آشكار است كه رأس فتنه از سوى عراق است كه در حديثى بنام نجد ياد شده است :

و لذا مقصود از مشرق در احاديث ، عراق است و نجد همان نجد عراق است نه نجد يمامه .

 

امام خطابي رحمه الله چنانکه امام ابن حجر رحمه الله از او نقل مي کند در خصوص اين حديث گويد:" "نجد" در جانب مشرق است، و کسي که در شهر مدينه باشد، نجد را در مشرق شهر مدينه يعني نواحي باديه نشين عراق خواهد يافت"( فتح الباري (13/47))

همچنين حافظ ابن حجر رحمه الله در مورد اين حديث پيامبر صلي الله عليه وسلم :" رأس الكفر نحو المشرق " مي گويد: اين حديث اشاره دارد به شدت کفر مجوسيان ، زيرا سرزمين فارس و تابع آن در جهت مشرق مدينه النبي است"

 

و علامه الباني رحمه الله گويد:" از مجموع طرق احاديث مربوط به شاخ شيطان چنين برداشت مي گردد که منظور از "نجد" در روايت امام بخاري همان "نجد" معروف که امروزه در يمامه است نيست، بلکه منظور "نجد"ي ات که در سرزمين عراق امروزي است و امام خطابي و ابن حجر رحمهم الله نيز آنرا چنين تفسير کرده اند، و براستي که بيشتر فتنه هاي بزرگ از عراق بر خواسته است و لذا حديث پيامبر صلي الله عليه وسلم از معجزات ايشان هستند."( لكتاب فضائل الشام ودمشق لأبي الحسن الربعي (ص26)).

حال مخاطب عزيز خود قضاوت نماييد؟! آيا علماي بزرگوار اهل سنت و جماعت نيز مانند اهل بدعت حديث را تفسير کرده اند؟ اهل بدعت با استناد به يکي از آن احاديث قصد دارد تا بگويد"نجد" همان نجد امروزي عربستان است که امام محمد ابن عبدالوهاب از آنجا متولد شده است! ولي آنها از ذکر بقيه احاديث که اشاره به اين حقيقت دارد که "نجد، منطقه اي در عراق" منظور پيامبر صلي الله عليه وسلم بوده است، خودداري مي کنند تا خواننده را به سمتي که مي خواهند ميل دهند!

 

خلاصه اينکه؛ در احاديثى بسيار نقل شده كه مركز فتنه عراق است و اشاره ى رسول الله به سوى مشرق و يا عراق است كه جناب رسول الله بدانسو اشاره فرموده است "نجد عراق" بوده است و اين واقعيت از مجموع احاديث وارده کاملا و به روشني معلوم مي شود. و براى اصحاب پيامبر صلي الله عليه وسلم  شكى در فهم سخن ايشان نبوده است كه او بسوى مشرق اشاره مى كند.

 

و کسي که تاريخ را بررسي کرده باشد خواهد يافت که بيشتر فتنه ها از زمان صحابه تا عصر کنوني از عراق برخواسته است مانند قتل عثمان رضي الله عنه توسط مردم عراق و ظهور خوارج که در نزديکي کوفه ي عراق بود، و فرقه هاي شيعه و باطنيه و قدريه و جهميه و معتزله همگي از عراق برخواسته اند.

و اكنون در عراق كنونى فرقه اى بنان يزيديه وجود دارد كه شيطان را مقدس مى دانند و به فرقه ى شيطان پرست مشهورند .

و تاريخ نيز شاهد است كه در اين مكان قتل حسين و اهل بيتش رضي الله عنهم و ظهور فرقه هاى باطل صورت گرفته است.

وعلما در باره ى نجد و تعين مكان آن بسيار سخن نوشته اند و جالب اينست كه تعين مكان نجد قبل از ظهور شيخ محمد عبدالوهاب رحمه الله در كتابهاي علما مذكور است !!

 

اما حديث بعدي که باز اهل بدعت بدان استناد مي کنند، حديث بخاري (7562) است بصورت زير:

" از ابي سلمه و عطاء بن يسار روايت کرده که آن دو نزد ابو سعيد خدري آمدند و از او درباره حروريه پرسيدند که آيا از رسولالله صلي الله عليه وسلم  شنيدي که فرمود: « در اين امت - نگفت از اين امت » قومي‏خارج مي‏شود که شما نماز خود را در مقايسه با نماز آنان ناچيز و کم ارزش مي‏شماريد. و قرآن مي‏خوانند و اين قرآن خواندن از حلقوم آنان - يا حنجرههايشان - فراتر نمي‏رود و از دين خارج مي‏شوند همان گونه که تير از بدن شکار خارج مي‏شود و تيرانداز به تير خود، پيکان آن، بند بعد از پيکان آن نگاه مي‏کند و سپس در شکاف انتهاي تير جستجو مي‏کند که ايا خوني به آن رسيده است"

و اين حديث در مذمت خوارج است و تمامي علماي اسلام بر آن اتفاق دارند. حال ببينيد اهل بدعت چگونه به احاديث مربوط به خوارج استناد مي کنند تا دعوت ضد خرافي محمد ابن عبدالوهاب را تخريب کنند تا همچنان به خرافات خود ادامه دهند و کسي نباشد خرافات آنها را رد کند!

 

اما براي روشن شدن بيشتر موضوع و رد بسيار محکمي بر اين دروغ پردازيها توصيه مي شود که کتاب " تصحيح يك اشتباه تاريخي درباره وهابيت" را از سايت نوار اسلام دانلود کنيد و اللخصوص قسمت " علت تأليف كتاب" را از اين کتاب مطالعه نماييد تا سرچشمه ي اين اتهام را بيابيد و دروغ اهل بدعت برايتان واضحتر گردد.

 

و نيز بعلاوه توصيه مي کنيم مقاله " زندگينامه شيخ محمد بن عبدالوهاب" و کتاب " ويژگى‌هاى دعوت محمد بن عبدالوهاب" را نيز دانلود کنيد.

 

والله اعلم

وصلي الله وسلم علي محمد و علي آله و اتباعه الي يوم الدين

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه