منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 201
بازديد کل : 2516730
 
   
رفع شبهه از آيه ي تطهير و حديث کساء
صاحب اثر: مهتدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-25  تعداد بازديد:521
بنابراين قرآن واژه «رجس» را به مفهوم و معناي مطلق «گناه» به کار گرفته باشد، به طوري که در دور ساختن پليدي از کسي، بتوان عصمت وي را ثابت کرد.

 

لطفا در مورد ايه ي تطهير خلاصه اي توضيح دهيد وچرا پيامبر(ص) فقط فاطمه وعلي وحسين وحسن را زير ابايشان گرفت وفرمود اينان اهل بيت من هستند وايا صحيح است که مي گويند هر وقت پيامبر از جلوي در خانه ي علي مي گذشت اشاره به انها مي کرد واين ايه را مي خواند؟

 


الحمدلله،

آيه ي تطهير اين فرموده ي خداوند متعال است که ميفرمايد:

« إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا» (احزاب/33)

خداوند قطعاً مي‌خواهد پليدي را از شما اهل بيت (پيغمبر) دور كند و شما را كاملاً پاك سازد.

اين آيه همانگونه که معلوم و روشن است

و همانگونه که واضح است بخشي از اين دو آيه است که موضوعات آن به هم مرتبط است و ميفرمايد:

 « يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا (32) وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآَتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا » (احزاب / 32-33)

يعني: اي همسران پيغمبر! شما (در فضل و شرف) مثل هيچ يك از زنان (عادي مردم) نيستيد. اگر مي‌خواهيد پرهيزگار باشيد (به گونه هوس‌انگيز) صدا را نرم و نازك نكنيد (و با اداء و اطواري بيان ننمائيد) كه بيمار دلان چشم طمع به شما بدوزند. و بلكه به صورت شايسته و برازنده سخن بگوئيد. (بدان گونه كه مورد رضاي خدا و پيغمبر او است). و در خانه‌هاي خود بمانيد (و جز براي كارهائي كه خدا بيرون رفتن براي انجام آنها را اجازه داده است، از خانه‌ها بيرون نرويد) و همچون جاهليّت پيشين در ميان مردم ظاهر نشويد و خودنمائي نكنيد (واندام و وسائل زينت خود را در معرض تماشاي ديگران قرار ندهيد) و نماز را برپا داريد و زكات را بپردازيد و از خدا و پيغمبرش اطاعت نمائيد. خداوند قطعاً مي‌خواهد پليدي را از شما اهل بيت (پيغمبر) دور كند و شما را كاملاً پاك سازد.

 

شيعه عمداً آيه ي تطهير را از سياق و روند قرآني بريده‏اند، چون خداوند متعال در اين آيه زنان پيامبر صلي الله عليه وسلم  را مورد خطاب قرار داده است، آنها روند قرآني را قطع کرده و خطاب خطاب خدا به زنان پيامبر صلي الله عليه وسلم  را کنار گذاشته‏اند، سپس حديث (کساء) که در صحيح مسلم از عايشه روايت شده را به آن ضميمه کرده‏اند. عايشه فرمود: يک روز صبح پيامبر صلي الله عليه وسلم  در حالي که جامهي راه‌ راهي از موي سياه بر تن داشت، بيرون شد، آنگاه حسن بن علي آمد، ايشان وي را وارد کرد، پس حسين آمد، او هم همراه با او وارد شد، سپس فاطمه آمد، پيامبر صلي الله عليه وسلم  او را هم وارد کرد، سپس علي آمد، و او را هم وارد کرد، سپس فرمود: « خداوند متعال فقط مي‌خواهد که پليدي و رِجس را از شما اهل بيت دور کند. و شما را کاملاً پاک نمايد).( اين همان عايشه‌اي است که مدعي هستند علي را مورد بغض و غرض‌ورزي قرار مي‌داده است و حال اين فضيلت را براي علي و فاطمه روايت مي‌کند.)

 و نيز حديث ام ‌المؤمنين ام سلمه - رضي الله عنها - را هم بدان افزوده‏اند که مي‌گويد: وقتي اين آيه بر پيامبر صلي الله عليه وسلم  نازل شد: (خدا فقط مي‌خواهد پليدي و رجس را از شما اهل بيت دور نمايد و شما را کاملاً پاک نمايد)، گفتم: اي رسول خدا آيا من هم با آنها هستم؟!

پيامبر صلي الله عليه وسلم  فرمود: «تو داراي مقام و جايگاه خود هستي، و تو بر خير و نيکي مي‌باشي» آنها اين ضميمه‌ها را بدين خاطر انجام داده‏اند تا معنايي را که از استدلال بهاين آيه مي‌خواهند، به اثبات برسانند. ديدگاه علماي شيعه ي امّاميه بر اين است که در آيه ي تطهير بر عصمت اصحاب کساء، يعني علي و فاطمه و حسن و حسين  رضي الله عنه  از گناهان و لغزشهاي صغيره و کبيره و حتي از خطا و سهو انساني دلالت مي‏کند.

 

نقد اين استدلال از چند وجه است:

الف- حديث مزبورام سلمه با چند صيغه وارد شده است:

از ام سلمه رضي الله عنها روايت شده که گفت: پيامبر صلي الله عليه وسلم ، علي، فاطمه، حسن و حسين در کنار من بودند، من شورباي آرد و روغن براي آنها تهيه کردم و آن را جلوي آنها گذاشتم، سپس آن را خوردند و خوابيدند، پيامبر صلي الله عليه وسلم  يک عبا يا پارچه ي کتاني بر روي آنها انداخت و گفت: «خدايا، اينان اهل بيت من هستند، پليدي را از آنها دور بدار و آنها را کاملاً پاک ساز! ». در روايت ديگر آن حضرت آنها را روي جامه‌اي نشاند، سپس چهارگوشهي آن را با دست چپش گرفت و آن را بالاي سر آنهاانداخت، و با دست راستش به پروردگارش اشاره کرد و گفت: خدايا اينها اهل بيت من هستند، پس پليدي را از آنها دور بدار و آنها را کاملاً پاک ساز. اين دو روايت، با روايت مسلم از عايشه - رضي الله عنها - در اين نکته متفق است که آن پنج نفر تحت‌الشعاع آن آيه قرار گرفته‏اند. امّا اين واجب نمي‌سازد که ديگران شامل آن نشده باشند، البته روايت‌هايي ازام سلمه وارد شده که در آنها اضافاتي وجود دارد که به اين اشاره مي‌کنند که ام سلمه همراه با آنان زير آن جامه (کساء) نرفته است. ولي اکثريت آنها ضعيف هستند، امّا از تعداد آنها اين روايت صحيح است: وقتي که اين آيه بر پيامبر صلي الله عليه وسلم  نازل شد: «خداوند متعال فقط مي‌خواهد پليدي را از شما اهل بيت بزدايد و شما را کاملاً پاک کند». ايشان در خانه ام سلمه بود. سپس فاطمه و حسن و حسين را فراخواند و آنها را با جامه‌اي پوشاند و علي هم پشت سرش بود، و او را هم با جامه‌اي پوشاند، سپس فرمود: «خدايا، اينها اهل بيت من هستند، پس رجس و پليدي را از آنها دور بدار، آنها را کاملاً پاک ساز. ام سلمه گويد: و آيا من هم با آنها هستم اي پيامبر خدا؟! پيامبر صلي الله عليه وسلم  فرمود: تو داراي مقام و جايگاه خود هستي، و تو بر خير و نيکي مي‌باشي».

در آنجا روايت بسيار مهمي‏وجود دارد که با (سند حسن)روايت شده که اشاره دارد به اين که ام سلمه بعد از آنکه اهل کساء از آن خارج شدند به زير آن جامه وارد شد.

 

شايد علّت اينکه در وهله اوّل ام سلمه با آنها زير آن پارچهيا جامه نرفت اين باشد که صحيح نيست ام سلمه با علي رضي الله عنه  زير يک جامه برود. به همين خاطر پيامبر صلي الله عليه وسلم  بعد از خروج اهل کساء، او را هم به زير آن وارد کرد. از (شهر) نقل است که گفت: وقتي که خبر شهادت حسين بن علي آمد، ازام سلمه - رضي الله عنها - شنيدم که اهل عراق را لعن کرد و گفت: او را کشتند، خدا آنها را بکشد! او را فريب دادند و ذليل ساختند، خدا آنها را لعنت کند، من رسول خدا را ديدم که بامدادي فاطمه، مقداري فرني که خودش آن را پخته بود آورد، و آن را در مقابلش قرار داد، آنگاه پيامبر صلي الله عليه وسلم  به او گفت: «پس عمويت کجاست؟» گفت: در منزل است، فرمود: «برو، او را صدا کن، و دو پسرت را هم بياور» (شهر) گويد: فاطمه آمد در حاليکه دو پسرش را به پيش مي‌راند آمد و علي هم پياده دنبال آنها مي‌آمد، تا اينکه بر رسول خدا صلي الله عليه وسلم  وارد شدند، آنگاه آن پيامبر صلي الله عليه وسلم  آن دو را در آغوش پرمهرش نشاند، علي در طرف راستش، و فاطمه در سمت چپش نشست.ام سلمه گويد: آنگاه پيامبر صلي الله عليه وسلم  کساء را که ما آن را در مدينه به عنوان فرش در اتاق خواب پهن مي‌کرديم، را کشيد و پيامبر صلي الله عليه وسلم  همه آن را در هم پيچيد، با دست چپش دو گوشه ي آن جامه را گرفت و با دست راستش به سوي پروردگار متعال اشاره کرد و گفت: «خدايا اينها اهل بيت من هستند، پس پليدي و رجس را از آنها دور بدار و آنها را کاملاً پاک کن».

گفتم: اي رسول خدا صلي الله عليه وسلم  آيا من از اهل تو نيستم؟! فرمود آري، پس وارد اين جامه شو! من هم بعد از آنکه پيامبر صلي الله عليه وسلم  دعايش را براي پسرعمويش علي و دو نوه‌اش و دخترش فاطمه به پايان رساند، به زير آن جامه رفتم.

بنابراين پيامبر صلي الله عليه وسلم  براي ام سلمه شهادت و گواهي داد که وي از اهل بيتش است، و بعد از آنکه براي آنها دعا کرد، وي را هم به زير آن جامه کشاند.

 

ب- خطاب در اين آيه براي زنان پيامبر صلي الله عليه وسلم  است:

و نيز دليل بر اينکه اين آيه بر عصمت و امامت دلالت نمي‌کند، اين است که خطاب در تمامي‏آن، متوجه همسران پيامبر صلي الله عليه وسلم  مي‌باشد، چرا که آيه را خطاب با آنها آغاز کرده و با آنها خاتمه داده است، خداوند متعال فرموده است:

« يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا (28) وَإِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآَخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنْكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا (29) يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا (30) وَمَنْ يَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِ وَتَعْمَلْ صَالِحًا نُؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا كَرِيمًا (31) يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا (32) وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآَتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا » (احزاب/28-33).

يعني: اي پيغمبر! به همسران خود بگو: اگر شما زندگي دنيا و زرق و برق آن را مي‌خواهيد، بيائيد تا به شما هديّه‌اي مناسب بدهم و شما را به طرز نيكوئي رها سازم و امّا اگر شما خدا و پيغمبرش و سراي آخرت را مي‌خواهيد (و به زندگي ساده از نظر مادي، و احياناً محروميّتها قانع هستيد) خداوند براي نيكوكاران شما پاداش بزرگي را آماده ساخته است. اي همسران پيغمبر! هر كدام از شما مرتكب گناهاشكاري شود (از آنجا كه مفاسد گناهان شما در محيط تأثير سوئي دارد و به شخص پيغمبر هم لطمه مي‌زند) كيفر او دو برابر (ديگران) خواهد بود و اين براي خدا آسان است و هر كس از شما در برابر خدا و پيغمبرش خضوع و اطاعت كند و كار شايسته انجام دهد، پاداش او را دو چندان خواهيم داد و براي او (در قيامت) رزق و نعمت ارزشمندي فراهم ساخته‌ايم. اي همسران پيغمبر! شما (در فضل و شرف) مثل هيچ يك از زنان (عادي مردم) نيستيد. اگر مي‌خواهيد پرهيزگار باشيد (به گونه هوس‌انگيز) صدا را نرم و نازك نكنيد (و با اداء و اطواري بيان ننمائيد) كه بيمار دلان چشم طمع به شما بدوزند و بلكه به صورت شايسته و برازنده سخن بگوئيد. (بدان گونه كه مورد رضاي خدا و پيغمبر او است). و در خانه‌هاي خود بمانيد (و جز براي كارهائي كه خدا بيرون رفتن براي انجام آنها را اجازه داده است، از خانه‌ها بيرون نرويد) و همچون جاهليّت پيشين در ميان مردم ظاهر نشويد و خودنمائي نكنيد (واندام و وسائل زينت خود را در معرض تماشاي ديگران قرار ندهيد) و نماز را برپا داريد و زكات را بپردازيد و از خدا و پيغمبرش اطاعت نمائيد. خداوند قطعاً مي‌خواهد پليدي را از شما اهل بيت (پيغمبر) دور كند و شما را كاملاً پاك سازد.

 

بنابراين کل خطاب و روي سخن در آيهي فوق متوجه زنان پيامبر صلي الله عليه وسلم  است، و آن امر و نهي، و وعده و وعيد با آنهاست. امّا چون معلوم شد که در آن منفعت و سود هم آنها را در بر مي‌گيرد و هم غير آنها را، «تطهير» با ضمير جمع مذکر(ﮏ) آمده است، زيرا اگر مذکر و مؤنث با هم جمع شوند، مذکر غلبه مي‌يابد، چون با اين صيغه ي جمع مذکر، همه اهل بيت را شامل شده و در بر مي‏گير و علي، فاطمه، حسن و حسين  رضي الله عنه  از ديگران به آن خاص‌تر مي‌باشند، به همين خاطر پيامبر صلي الله عليه وسلم  خصوصاً براي آنها دعا کرد، همانگونه که همسر مرد، جزو اهل بيت او مي‌باشد، اين در لغت (عرب) شايع است. به همانصورت که شخصي به رفيق و دوستش مي‌گويد: اهلت چطور است؟! يعني همسرت چطور است؟! او هم مي‌گويد: خوب هستند، و خداوند متعال فرموده است :

« قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ » (هود / 73)

گفتند: آيا از كار خدا شگفت مي‌كني‌؟ اي اهل بيت (نبوّت)! رحمت و بركات خدا شامل شما است (پس جاي تعجّب نيست اگر به شما چيزي عطاء كند كه به ديگران عطاء نفرموده باشد). بيگمان خداوند ستوده (در همه افعال و) بزرگوار (در همه احوال) است.

به اتفاق آراء، کسي که در اين آيه مورد خطاب قرار گرفته است، همان سارا، همسر حضرت ابراهيم عليه السلام است و اين نشان مي‌دهد که همسر مرد، جزو خانواده او مي‌باشد.

و نيز ميفرمايد:

« فَلَمَّا قَضَى مُوسَى الْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ آَنَسَ مِنْ جَانِبِ الطُّورِ نَارًا قَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آَنَسْتُ نَارًا لَعَلِّي آَتِيكُمْ مِنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ »(قصص/ 29).

هنگامي كه موسي مدّت را به پايان رسانيد و همراه خانواده‌اش (از مدين به سوي مصر) حركت كرد، در جانب كوه طور آتشي را ديد به خانواده‌اش گفت: بايستيد. من آتشي مي‌بينم. شايد از آنجا خبري (از راه) يا شعله‌اي از آتش براي شما بياورم تا خويشتن را بدان گرم كنيد.

اينجا هم خطاب به زن موسي عليه السلام است.

 

همچنين در اين آيه که خداوند ميفرمايد:

« وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا (54) وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ وَكَانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا » (مريم / 54-55).

و در اين کتاب (آسماني) از اسماعيل (نيز) ياد کن که او در وعده‌هايش صادق، و رسول و پيامبري (بزرگ) بود. او همواره خانواده‌اش را به نماز و زکات فرمان مي‌داد، و همواره مورد رضايت پروردگارش بود.

پس اهل و خانوادهي او چه کساني هستند که به آنها دستور نماز مي‌دهد؟! چون اين شبيه به همين آيه است که خداوند متعال خطاب به پيامبر صلي الله عليه وسلم  ميفرمايد :

« وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا » (طه / 132)

(و خانواده‌ات را به نماز دستور بده، و بر آن صبر کن! ).

بدون ترديد اين آيه همسران رسول خدا صلي الله عليه وسلم ، يا حداقل خديجه – اگر آيه مکّي باشد – را شامل مي‏شود.

و خداوند متعال فرموده است :

« وَاسْتَبَقَا الْبَابَ وَقَدَّتْ قَمِيصَهُ مِنْ دُبُرٍ وَأَلْفَيَا سَيِّدَهَا لَدَى الْبَابِ قَالَتْ مَا جَزَاءُ مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِكَ سُوءًا إِلَّا أَنْ يُسْجَنَ أَوْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» (يوسف / 25)

و هر دو به سوي در دويدند، و (همسر عزيز مصر) پيراهن او را از پشت پاره کرد، و در آن هنگام، آقاي آن زن را نزديک دريافتند. آن زن گفت: کيفر کسي که بخواهد نسبت به خانواده ي تو خيانت کند، جز زندان و يا عذاب دردناک چه خواهد بود؟.

شخص مورد خطاب در اينجا عزيز مصر است. و خدا فرمود، :

همسرت، و اين آشکار و روشن است.

 

ج- دور کردن پليدي در لغت عربي، و در قرآن معناي عصمت را نمي‌رساند:

راغب اصفهاني درکتاب (مفردات الفاظ القرآن)، مادهي رجس مي‌گويد: «رِجس» يعني چيز کثيف، گفته: رجل رجسي يعني: مردي کثيف، و رجال ارجاسٌ يعني: مرداني کثيف و ناپاک. خداوند متعال فرموده:

« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (مائده/90).

يعني: اي مؤمنان! ميخوارگي و قماربازي و بتان (سنگيي كه در كنار آنها قرباني مي‌كنيد) و تيرها (و سنگها و اوراقي كه براي بخت‌آزمائي و غيبگوئي به كار مي‌بريد، همه و همه از لحاظ معنوي) پليدند و (ناشي از تزيين و تلقين) عمل شيطان مي‌باشند. پس از (اين كارهاي) پليد دوري كنيد تا اين كه رستگار شويد.

اين رجس به لحاظ شرع: يعني شراب و قمار. و چون شرک ورزيدن به خداوند متعال در معيار عقل و خرد زشت ترين است کافران کثيف و پليد هستند، خداوند متعال فرموده است :

« وَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَى رِجْسِهِمْ وَمَاتُوا وَهُمْ كَافِرُونَ» (توبه / 125).

و امّا كساني كه در دلهايشان بيماري (نفاق) است، (نزول سوره‌اي از سوره‌هاي قرآن، به جاي اين كه روح تازه‌اي به كالبدشان دمد و مايه تربيت جديدي شود)، خباثتي بر خباثتشان مي‌افزايد (و كفر و عنادشان را بيشتر مي‌نمايد و پليديهايشان هر روز فزوني مي‌گيرد، و تاريكيهاي جان و دلشان دائماً تراكم مي‌پذيرد، و) در حال كفر مي‌ميرند.

و نيز خداوند متعال ميفرمايد:

« وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ » (يونس /100)

گفته شده: رجس در اينجا يعني پوسيده و گنديده و گفته شده: يعني عذاب و اين همانند فرمودهي خداوند است که ميفرمايد:

« إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ » (توبه/28): (بيگمان مشركان (به سبب كفر و شركشان، پليدند).

فرموده: لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ ٌ »(انعام/145): (يا گوشت خوک، که آن کثيف و پلشت است). خلاصه اينکه واژه ي «الرجس» در اصل به معني کثافت و آلودگي مي‌باشد، زماني که مطلق و بدون قيد گفته مي‏شود مراد و منظور از آن شرک است، همانگونه که در اين آيه خداوند فرموده:

« فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ» (حج/30): (از بت‌هاي پليد اجتناب کنيد! و از سخن باطل بپرهيزيد)

و نيز براي خوراکي‌ها و مشروبات حرام بکار برده مي‏شود، و منظور و مقصود از آنها را مي‌رساند مانند اين فرمودهي خداوند متعال :

« قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» (انعام / 145).

اي پيغمبر! ) بگو: در آنچه به من وحي شده است، چيزي را بر خورنده‌اي حرام نمي‌يابم، مگر (چهار چيز و آنها عبارتند از:) مردار، (همچون حيوان خفه شده، پرت‌گشته، شاخ‌زده، درنده خورنده، ذبح شرعي نشده.) و خون روان (نه بسته همچون جگر و سپرز و خون مانده در ميان عروق، كه مباح است) و گوشت خوك كه همه اينها ناپاك (و مضرّ براي بدن) هستند و گوشت حيواني كه (در وقت ذبح به نام خدا سربريده نشده باشد و بلكه) به نام (بتي يا معبودي) جز خدا سربريده شده باشد.

مانند اين آيه که ميفرمايد: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ »(مائده/90).

يعني: اي کساني که ايمان آورده‌ايد، شراب و قمار و بت‌ها و ازلام (نوعي بخت‌آزمايي) پليد و از عمل شيطان است، از آنها دوري کنيد، تا رستگار شويد.

بنابراين قرآن واژه «رجس» را به مفهوم و معناي مطلق «گناه» به کار گرفته باشد، به طوري که در دور ساختن پليدي از کسي، بتوان عصمت وي را ثابت کرد.

 

د- پاک‌سازي از پليدي به معناي اثبات عصمت براي کسي نيست:

همانگونه که کلمهي «رجس» به معناي گناه و خطا در اجتهاد نيست، بلکه منظور از آنها صرفاً پليدي و کثافت معنوي و حسي است، در واقع کلمه «تطهير و پاک‌سازي هم معناي عصمت را نمي‌رساند. چرا که خداوند متعال تطهير و پاک‌سازي همه مؤمنان را مي‌خواهد، نه فقط اهل بيت. گرچه اهل بيت سزاوارترين و لايق‌ترين مردمان به پاکي و پاک شدن مي‌باشند. در حقيقت خداوند متعال در رآن کريم درباره صحابه ي بزرگوار رسول خدا صلي الله عليه وسلم  فرموده است:

« مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ » (مائده/ 6)

خداوند نمي‌خواهد مشکلي را براي شما ايجاد کند، بلکه مي‌خواهد شما را پاک سازد، و نعمتش را بر شما تمام نمايد...

و خداوند عزتمند خطاب به رسولالله فرمود :

« خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا » (توبه/103)

از اموال آنها صدقه (زکات)ي را بگير که به وسيله آن، آنها را پاک ساز و تزکيه بده.

و فرموده: « إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ »(بقره/222)

خداوند متعال توبه‌کاران را دوست دارد، و پاکان را (نيز) دوست مي‌دارد.

پس همانگونه که خداوند متعال خبر داده مي‌خواهد اهل بيت را پاک نمايد، بدينسان خبر داده که مي‌خواهد مؤمنان را پاک نمايد. بنابراين اگر در ارادهي تطهير و پاکسازي عصمتي حاصل ميشد اين عصمت براي صحابه و عموم مؤمنان هم حاصل مي‌شد، همان مؤمناني که آيات فوق تصريح کردند بهاينکه خداوند متعال ارادهي پاک‌سازي آنها نموده است و اين در حالي است که خداوند متعال در رابطه با آن دسته از صحابه‌هايي که زياد به مسجد قباء سر مي‏زدند فرمود :

« فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ » (توبه/108)

در آن مرداني وجود دارند که دوست دارند پاک شوند، و خداوند پاکيزگان را دوست مي‌دارد.

به اتفاق آراء اينها از گناهان معصوم نبوده‏اند.

خداوند متعال دربارة اهل بدر که (313) نفر بودند، فرمود:

« إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَيُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ » (انفال/11)

(اي مؤمنان! به ياد آوريد) زماني را كه (از دشمنان و كم‌آبي به هراس افتاديد و خداوند) خواب سبكي بر شما افگند تا مايه آرامش و امنيّت (روح و جسم شما) از ناحيه خدا گردد و از آسمان آب بر شما باراند تا بدان شما را (از پليدي جسماني) پاكيزه دارد و كثافت (وسوسه‌هاي) شيطاني را از شما به دور سازد.‏

اينجا بحثي از اثبات عصمت براي آنها نيست، حاليکه اين الفاظ وکلمات با آنچه در آيهي آمده تفاوتي ندارند که خداوند دربارهي اهل بيت فرموده:

« إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا» (احزاب/33).

خداوند قطعاً مي‌خواهد پليدي را از شما اهل بيت (پيغمبر) دور كند و شما را كاملاً پاك سازد.

و نيز با فرمودهي خداوند درباره اهل بدر تفاوت قابل ملاحظه‌اي مشاهده نمي‌شود، بنابراين رجس و رجز (به لحاظ معنايي) هم خانواده هستند و ﮏ: (شما را پاک نمايد) در هر دو آيه، يکي است، امّا با هواي نفس و آرزوي شخصي آيه اوّل را دليل عصمت(اهل بيت) قرار داده است، عجيب است که مي‌بينيم علماي شيعه، به آيه فوق تمسک کرده و آن را به اصحاب کساء ارجاع مي‌دهند و معناي آن را از ارادهي تطهير و پاک‌سازي، به اثبات عصمت براي اصحاب کساء (يعني علي، فاطمه، حسن و حسين) انتقال مي‌دهند، ولي آيات ديگر را که در همان زمان درباره ي اراده ي خداوند متعال براي پاک‌سازي صحابه نازل شده‏اند، عمداً به طاق نسيان و فراموشي مي‌سپارند، بلکه به جاي آن به بدگويي پرداخته و مي‌گويند: اصحاب دگرگون و مرتد شدند، در حاليکه خداوند متعال با نص صريح بر اراده ي تطهير و پاک‌سازي آنها خاطر نشان ساخته است،

« وَمَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِنْ نُورٍ» (نور /40)

(و كسي كه خدا نوري بهره او نكرده باشد، او نوري ندارد).

 

ه‍- منظور از اراده در آيه مزبور اراده ي شرعي است:

ارادهي شرعي با اراده‏ي قدري تفاوت دارد، يعني خداوند متعال دوست دارد که پليدي را از شما دور سازد. علماي اهل سنّت، در ارتباط با هر دو اراده يعني اراده ي شرعي و اراده ي قدري و (کوني) و وجودي بحث کرده اند و گفته‏اند:

ارادهي شرعي و ديني همان اراده‌اي است که معناي محبت و خشنودي را در بر مي‌گيرد. مانند اين فرمود: خداوند متعال:

« يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ » (بقره / 185).

خداوند آسايش شما را مي‌خواهد و خواهان زحمت شما نيست.

و اين فرموده ي خداوند متعال:

« وَاللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَيُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَنْ تَمِيلُوا مَيْلًا عَظِيمًا (27) يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ وَخُلِقَ الْإِنْسَانُ ضَعِيفًا » (نساء / 27-28).

خداوند مي‌خواهد توبه شما را بپذيرد (و به سوي طاعت و عبادت برگرديد و از لوث گناهان پاك و پاكيزه گرديد) و كساني كه به دنبال شهوات راه مي‌افتند، مي‌خواهند كه (از حق دور شويد و به سوي باطل بگرائيد و از راه راست) خيلي منحرف گرديد (تا همچون ايشان شويد). خداوند مي‌خواهد (با وضع احكام سهل و ساده) كار را بر شما آسان كند (چرا كه او مي‌داند كه انسان در برابر غرائز و اميال خود ناتوان است) و انسان ضعيف آفريده شده است (و در امر گرايش به زنان تاب مقاومت ندارد).

و ارادهي قدري - (کوني) وجودي و آفرينشي، هماني است که به معناي مشيئت و اراده ي شامل براي همه موجودات مي‌باشد، مانند آنچه در اين آيه ذکر شده است:

« وَلَكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ» (بقره/253)

(ولي خداوند آنچه را مي‌خواهد (از روي حكمتي كه خود مي‌داند) انجام مي‌دهد.)

همچنين آنچه در اين فرمودهي الهي ذکر شده:

« إِنْ كَانَ اللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يُغْوِيَكُمْ هُوَ رَبُّكُمْ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» (هود / 34).

هرگاه خدا بخواهد شما را (به خاطر فساد درون و گناهان فراوان) گمراه و هلاك كند، هرچند كه بخواهم شما را اندرز دهم، اندرز من سودي به شما نمي‌رساند (و پندهايم در شما نمي‌گيرد). خدا پروردگار شما است و به سوي او برگردانده مي‌شويد (و به مجازات خود مي‌رسيد).

بنابراين گناه و معصيتها ارادهي (کوني) قدري هستند که خداوند متعال آنها را نه دوست دارد و نه مي‌پسندد و بدانها دستوري نمي‌دهد، بلکه آنها را مبغوض مي‌دارد و از آنها بيزار است و از آنها نهي مي‌کند، اين سخن مجموع گذشتگان و ائمه ي سلف است؛ چون آنها ميان ارادهاي که شامل محبّت و رضايت خداست، با اراده و مشيت (کوني)- قدري که مستوجب محبت و خشنودي نيست،  تفاوت قائل هستند.

بدون ترديد خداوند متعال پليدي و ناپاکي را از حسين، علي و همسران پيامبر صلي الله عليه وسلم  دور ساخته، امّا اراده در اين آيه، يک ارادهي شرعي است و به همين خاطر در حديث آمده است: پيامبر صلي الله عليه وسلم  وقتي آنها را با آن جامه پوشاندند اينگونه دعا کرد: «خدايا، اينان اهل بيت من مي‌باشند، پليدي را از آنها دور بدار». [سنن ترمذي].

 

و- دعاي پيامبر صلي الله عليه وسلم  اين مسأله را پايان مي‌دهد:

اگر در آيه ي تطهير چيزي مي‌بود که بر وقوع عملي تطهير و پاک‌سازي اهل کساء دلالت مي‌کرد، پيامبر صلي الله عليه وسلم  هيچگاه بر نمي‌خاست و آنها را با آن کساء نمي‌پوشاند و اينگونه براي آنها دعا نمي‌کرد:«خدايا اينان اهل بيت من هستند، پليدي را از آنها دور بدار! ». بلکهاين به وضوح نشان مي‌دهد کهاين آيه در رابطه با زنان پيامبر صلي الله عليه وسلم  نازل شد و پيامبر صلي الله عليه وسلم  خواست که اصحاب کساء از اين بيانيهي الهي درباره ي تطهير، آگاه شوند و از آن بهرهاي داشته باشند، به همين خاطر آنها را جمع کرد و با آن کساء (جامه) پوشاند و برايشان دعا کرد، خداوند، دعايش را در رابطه با آنها قبول کرد. خداوند متعال همانگونه که با نص قرآن زنان پيامبر صلي الله عليه وسلم  را پاک ساخت، آنها را هم پاک نمود.

 

ز- اين آيه به هيچ وجه بر امامت و عصمت دلالت نمي‏کند :

ازجمله پاسخ‌هاي رد به ادعاي شيعه اين است که اين آيه بر امامت و عصمت دلالت نمي‌کند. به زعم و ادعاي شيعه آنچه که در آيه ي فوق به حضرت علي، حسن و حسين رضي الله عنه  اختصاص يافت، براي حضرت فاطمه هم ثابت شده، در حالي است که ويژگي‌هاي امامت به زنان اختصاص نمي‌يابد.

بنابراين اگر مقولهي عصمت و امامت براي آنها ثابت شده، پس فاطمه هم از آن مستثني نيست و اين نشان مي‌دهد که منظور از اين آيه امامت و عصمت نيست، و گذشته از اين، نُه نفر ائمه از آن خارج نمي‌شود، چون آيه ي مزبور آنها را تحت‌الشعاع بيان خود قرا نمي‌دهد، چون فقط سه نفر را مورد اختصاص قرار داده است.

 

والله اعلم

وصلي الله وسلم علي محمد و علي آله و اتباعه الي يوم الدين

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه