منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 817
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 213
بازديد کل : 2051332
 
   
آیا باب اجتهاد، باز است؟
صاحب اثر:   تاريخ درج مقاله:2017-03-02  تعداد بازديد:146
اجتهاد در لغت عربی: برگرفته از جَهد است که به معنای: مشقت یا کوشش یا طاقت می باشد. اما معنای اجتهاد در نزد علمای فقه یا اصول: آنان برایش تعریف های متقاربی در الفاظ و معانی اش ذکر کرده اند که تمام آن ها پیرامون بذل جهد و طاقت برای معرفت حکم شرعی از دلایلش می چرخد.

بسم الله الرحمن الرحیم

آیا باب اجتهاد، باز است؟

 

اجتهاد در لغت عربی: برگرفته از جَهد است که به معنای: مشقت یا کوشش یا طاقت می باشد.

 

اما معنای اجتهاد در نزد علمای فقه یا اصول: آنان برایش تعریف های متقاربی در الفاظ و معانی اش ذکر کرده اند که تمام آن ها پیرامون بذل جهد و طاقت برای معرفت حکم شرعی از دلایلش می چرخد.

 

دقیق ترین تعریف برای آن: "اجتهاد یعنی: بذل طاقت از سوی فقیه برای حصول به حکم شرعی ظنی"[1].

 

هنوز هم بر این امت، حوادث و سختی هایی می گذرد و مسلمانان نیاز به دانستن حکم الله تعالی دارند که این امر امکان پذیر نیست مگر به وسیله ی اجتهاد در دلایل شرعی برای پی بردن به حکم شرعی.

 

صحابه رضی الله عنهم در دانستن حکم شرعی اجتهاد نمودند و تابعون و علمای پس از آنان نیز به اجتهاد پرداختند که اجتهادات شان برای ما نقل شده است.

 

در اوایل قرن ششم هجری، دعوت به سوی بستن باب اجتهاد، ظهور کرد که از جمله اسباب آن: تعصبی بود که در آن عصر برای مذاهب ائمه به وجود داشت، تا جایی که حتی برخی ها خروج از اقوال ائمه که در کتاب های شان یا کتاب های اتباع شان تدوین شده بود، را منع می کردند. پس آن دعوت را (غلق باب اجتهاد) نامیدند تا راه را برای کسی که در نصوص شرعی اجتهاد کرده و احکامی را استنباط می کند که مخالف با اقوال ائمه ی سابقین است، ببندند.

 

شکی در این نیست که چنین دعوتی، اشتباه و نادرست است. مسائل و رویدادهای جدید بسیار زیادی وجود دارد که مردم، نیازمند دانستن حکم الله تعالی در آن ها هستند که علمای گذشته در مورد آن ها سخن نگفته و حکمی نکرده اند؛ زیرا در زمان شان وجود نداشته است.

 

پس قول به بستن باب اجتهاد، باعث می شود که مسلمانان حکم الله جل وعلا را در بسیاری از رویدادها و مسائل ندانند.

 

همچنین کسی که نظر، بر بستن باب اجتهاد دارد، باید بدانیم که او این قول و رأی را از روی اجتهادش داده است؛ زیرا هیچ یک از ائمه ی گذشتگان چنین رأی و نظری را نداده اند. پس چگونه به خودش اجازه ی اجتهاد می دهد و آن را آخرین اجتهادی می داند که مسلمانان باید آن را بپذیرند و پس از این اجتهادش، باب اجتهاد را می بندد؟!

 

برخی دیگر نیز زمانی دعوت به سوی "بستن باب اجتهاد" دادند که دیدند عده ای نسبت به احکام شرعی، گستاخی می کنند و نصوص و احکام شرعی را با ادعای اجتهاد به بازی گرفتند.

 

اما موضع گیری درست در برابر چنین افرادی این است که اشتباهات و تلاعب شان برملا شود و تزویر و دروغ های شان آشکار گردد نه اینکه باب اجتهاد بسته شود.

 

برخی از علما، شروط و ضوابطی را برای اجتهاد قرار داده اند تا درست و مقبول باشد. این شروط، متضمن این هستند که اجتهاد به سوی تلاعب و به بازیچه قرار گرفتن نصوص شرعی، مایل نشود. پس قضیه بی هم ریخته و نامنظم نیست که هرکس هرچه بخواهد بگوید بلکه برای اجتهاد، شروط و قواعدی وجود دارد که مجتهد، ملزم به پیروی از آن است زیرا در غیر این صورت اجتهادش نوعی تلاعب و اختلاس است.

 

"باید در امت، علمای متخصصی وجود داشته باشد که به کتاب الله، سنت رسولش، مواضع اجماع، فتواهای صحابه و تابعین و کسانی که پس از آن ها آمده اند، علم و آگاهی دارند. همان طور که باید نسبت به لغت عربی که قرآن با آن نازل شده و سنت نبوی با آن نوشته شده است کاملا مهارت و دانش داشته باشند و پیش از هرچیز و بعد از آن، بر راه صراط مستقیم باشند و نسبت به الله از سرزنش هیچ سرزنش گری نترسند تا بدین وسیله امت بتواند در هنگام وقوع رویدادها و فضایای جدید به آنان مراجعه کنند و اینکه باب اجتهاد را به طوری باز نگذارند که شخصی که حتی نمی تواند کتاب الله تعالی را به خوبی تلاوت کند یا اینکه توانایی جمع امور پراکنده ی یک موضوع را ندارد و نمی تواند برخی را برخی دیگر ترجیح دهد، وارد آن شود.

 

و کسانی که فتوای بستن باب اجتهاد را دادند به این دلیل ترس از چنین افرادی بود که ادعای اجتهاد را داشتند و بر الله سبحانه و تعالی دروغ را نسبت دادند؛ می گویند این حلال است و این حرام است بدون اینکه دلیل و برهانی داشته باشند و به خاطر رضایت حاکمان، این چنین می گویند. ما عده ای را دیده ایم که ادعای اجتهاد دارند که گمان می کنند چنین و چنان حکم کردن باعث رضایت آقایان می شود پس سخنانی را می گویند که آن حاکمان بر آرا و نظرات این مدعیان را معتبر می دانند. امروزه می بینیم که افرادی ربای استغلالی را حلال دانسته و ربای استهلاکی را حلال نمی دانند و حتی برخی به طور مطلق آن را حلال می دانند؛ زیرا مصلحت – به ادعای آن ها – باعث گرفتن آن می شود و عده ای از آنان هم سقط جنین را به خاطر محدود کردن نسل، جایز می دانند؛ زیرا نظر برخی از حکام بر آن است و آن را (تنظیم خانواده) می نامند. عده ای هم بر این رأی اند که اجرای حدود ممکن است مگر زمانی که ثابت شود مجرم به ارتکاب جرمی که موجب حد است عادت کرده و ... پس چنین افرادی باعث شدند که علمای پرهیزگار و با تقوا فتوای بستن باب اجتهاد را بدهند.

 

اما ما می گوییم: حرام دانستن اجتهاد و بستن باب آن به طور کلی و جزئی، امری است با نص و روح شریعت، متفق و هماهنگ نیست و قول صحیح و درست، مباح بودن آن است بلکه واجب بودن آن رد حق کسی که شروط اجتهاد در وی فراهم شده باشد؛ زیرا امت، نیازمند معرفت احکام شرعی در مسائل و رویدادهای جدیدی هستند که در زمان های گذشته اتفاق نیفتاده است"[2].

 

از علمای کمیسیون دائمی فتوا پرسیده شد:

آیا باب اجتهاد در احکام اسلامی برای هر فردی باز است یا اینکه شروطی وجود دارد که باید در مجتهد، فراهم شود؟ و آیا جایز است هر انسانی بر اساس نظرش فتوا دهد بدون معرفت و آگاهی از دلیل واضح و روشنی؟

 

جواب دادند: "باب اجتهاد در شناخت احکام شرعی باز است برای کسی که صلاحیت آن را داشته باشد، اینکه نسبت به آنچه در مسأله اش برای اجتهاد، نیاز دارد عالم و آگاه باشد؛ مانند آیه ها و احادیث و توانایی فهم آن ها و استدلال با آن را داشته باشد. از درجه ی احادیثی که با آن استدلال می کند و از محل اجماع در مسائلی که بررسی می کند، آگاه باشد تا در هنگام حکم بر آن از اجماع مسلمانان خارج نشود. نسبت به لغت عربی شناخت داشته باشد به اندازه ای که بتواند نصوص را خوبی درک کند و بفهمد تا استدلال با آن و استنباط از آن برایش آسان شود.

 

انسان حق ندارد که بر اساس رأی و نظرش در امور دین چیزی بگوید یا بدون علم به مردم فتوا دهد بلکه باید با بهره گیری از دلیل شرعی، اقوال اهلم علم، رأی شان در ادله، روش شان در استدلال و استنباط با آن، سخن بگوید یا به آنچه که با آن مقتنع شده و راضی شده از آن پیروری کند، فتوا دهد"[3].

 

شیخ ابن عثیمین رحمه الله در مورد شروط اجتهاد می فرماید:

 

"برای اجتهاد، شروطی است از جمله:

1.     نسبت به ادله ی شرعی که در اجتهادش به آن نیاز دارد مانند آیات و احادیث احکام آگاهی داشته باشد.

2.     نسبت به آنچه که متعلق به صحت و ضعف حدیث است مانند اسناد و راویان آن و غیره آگاهی داشته باشد.

3.     نسبت به ناسخ و منسوخ و محل اجماع آگاه باشد تا بر اساس منسوخ حکم نکند یا با اجماع، مخالفت نکند.

4.     نسبت به ادله از لحاظ حکم تخصیص یا تقیید یا مانند این ها که حکم بر اساس آن تغییر می کند آگاه باشد تا برخلاف آن فتوا ندهد.

5.     نسبت به اصول فقه و آنچه که متعلق به دلالات الفاظ است مانند: عام، خاص، مطلق، مقید، مُجمل، مبین، و مانند این ها شناخت داشته باشد تا بر اساس مقتضای آن حکم کند.

6.     توانایی استنباط احکام از دلایل را داشته باشند"[4].

با به کارگیری این شروط، اجتهاد منظم و مرتب و به دور از دستکاری و هوی و هوس می باشد.

 

ترجمه شده همراه با تصرف

ام احمد

https://islamqa.info

 


[1] الموسوعة الفقهية: 1/18-19

[2] الموسوعة الفقهية: 1/42-43

[3] فتاوى اللجنة الدائمة: 5/17-18

[4] الأصول من علم الأصول: ص/85-86


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه