منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 817
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 154
بازديد کل : 2051853
 
   
روزالین پنگانیبان
صاحب اثر:   تاريخ درج مقاله:2015-06-06  تعداد بازديد:179
اسم من روزالین پنگانیبان (عایشه) است و بزرگترین فرزند در بین هشت فرزند زوجی جوان هستم. من از خانواده ای فقیر هستم و هرگز طعم زندگی تجملی را...

روزالین پنگانیبان

 

 

اسم من روزالین پنگانیبان (عایشه) است و بزرگترین فرزند در بین هشت فرزند زوجی جوان هستم.

من از خانواده ای فقیر هستم و هرگز طعم زندگی تجملی را نچشیده ام اما پدر و مادرم مرا با شخصیتی با روحیه ای خوب تربیت کرده اند.

 در شرایطی بسیار سخت درس خوانده ام و بسیار خوش شانس بودم که توانستم کاری دائم پیدا کنم.

به عنوان فرزند بزرگ خانواده به والدین، خواهران و برادران کمک می کردم چون نمی خواستم مشکلاتی را که من دیده ام آنها هم ببینند.

 یک روز هولناک ترین و غریبترین  حادثه به سراغ زندگی مان آمد و پدرم از دنیا رفت. ما آنقدر فقیر بودیم که حتی نمی توانستیم آخرین خدمت را برای پدرم انجام دهیم اما خداوند را شکر که در نهایت همه چیز تسویه حساب شد، من می دانم که این هم بخشی از آزمایش خداوندی بود.

در سال 1985 به کویت آمدم، آنجا بسیار عجیب و غریب بود، و بسیار احساس تأسف می کنم چون شرکتی را که در آنجا نه سال کار کرده بودم، ترک کردم.

کارفرمایم تلاش می کرد تا من احساس راحتی کنم و با من مانند اعضای خانواده اش رفتار می کرد.

 آنها تصمیم گرفته بودند که یک بوتیک کوچک باز کنند و قرار بود من به عنوان مدیر در آنجا کار کنم.

در دوم آگوست 1990، وقتی عراق به کویت حمله کرد احساس کردم که آسمان بر سرم فرود آمده است، تصمیم گرفتم که کویت را ترک کنم.

وقتی که از بغداد عبور می کردم در راه بیمار گشتم و چنین احساس می کردم آن لحظات سخت بی پایان هستند، اما خداوند را شکر که به سلامت دوباره به کشور برگشتم.

سال بعدی در همین تاریخ خانه ای که در نتیجه پنج سال زحمت در کویت ساخته بودیم توسط دولت خراب شد، هر از قسمتی از خانه به خاک تبدیل شد.

 بسیار دردناک بود که ببینیم در یک لحظه همه چیز از بین می رود و دولت هم در عوض آن هیچ پولی به ما نمی دهد.

در ینایر 1992، به کویت برگشتم و بسیار خوش شانس بودم که از طرف همان کارفرما دوباره کار پیدا کردم.

 همه چیز طبق روال عادی پیش می رفت و تصمیم گرفتم تا به آرزویی که همواره از 1985 به این طرف در دل داشتم برسم؛ اینکه به اسلام بپیوندم، دین حقیقی خداوند، دینی که خداوند بر آخرین پیامبر خویش حضرت محمد صلی الله علیه و سلم فرستاده است.

 دینی که توجه مرا بار اولی که به این کشور اسلامی رسیدم به خود جلب نمود.

 در همان روز اول در این کشور روابط برادرانه را در بین مردم آنجا، همچنان کمک و توجه شان را به دیگر برادران خارجی دیدم.

 برابری در بین مسلمانان صرف نظر از نژاد، ملیت، مقام اجتماعی و ... ، و همچنان درستی قوانین اسلامی را مشاهده نمودم و وقتی به برنامه شیخ صلاح الراشد درباره "درک اسلام" گوش نمودم اشتیاقم بیشترشد.

 من منبع IPC  را برای دریافت تمام معلومات و جزوه های اسلامی پیدا کردم.

الحمدلله، حالا به دین حقیقی او پیوسته ام و در راه درست زندگی قرار دارم و معتقدم با قبول کردن اسلام اولین و مهمترین وظیفه ام در مقابل خداوند است و شریک ساختن آنچه در IPC و از مطالعه دقیق اسلام دریافته ام ، با دیگران مخصوصاً غیر مسلمانان است.


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه