منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 817
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 183
بازديد کل : 2051302
 
   
رئوس عقايد اهل سنت و جماعت قسمت دوم
صاحب اثر: سلیمان الخراشی   تاريخ درج مقاله:2013-03-26  تعداد بازديد:216
جماعت و امامت ¯ جماعت شامل اصحاب رسول صلی الله علیه وسلم و تابعين كه به نيكي از آنها پيروي كردند و كساني كه تا به روز قيامت متمسك به آثار آنها هستند، مي باشد و اينها همان گروه نجات يافته اند. ¯ هركس به منهج و روش آنها ملتزم باشد گرچه در بعضي از امورات جزئي دچار خطا گردد از جماعت محسوب مي شود. ¯ تفرقه در دين ايجاد كردن و در ميان مسلمانان فتنه انگيزي جايز نيست و هر آنچه در بين مسلمانان مورد اختلاف واقع مي شود بايد بر كتاب و سنت رسول صلی الله علیه وسلم و آنچه سلف صالح بر آن بوده اند عرضه

جماعت و امامت

¯ جماعت شامل اصحاب رسول صلی الله علیه وسلم و تابعين كه به نيكي از آنها پيروي كردند و كساني كه تا به روز قيامت متمسك به آثار آنها هستند، مي باشد و اينها همان گروه نجات يافته اند.

¯ هركس به منهج و روش آنها ملتزم باشد گرچه در بعضي از امورات جزئي دچار خطا گردد از جماعت محسوب مي شود.

¯ تفرقه در دين ايجاد كردن و در ميان مسلمانان فتنه انگيزي جايز نيست و هر آنچه در بين مسلمانان مورد اختلاف واقع مي شود بايد بر كتاب و سنت رسول صلی الله علیه وسلم و آنچه سلف صالح بر آن بوده اند عرضه داشت.

¯ هركس از جماعت خارج شود نصيحت كردن و دعوت نمودنش و به شيوده نيكو با او مجادله كردن و حجت را بر او برپا داشتن واجب است. در صورت توبه نكردن آن طور كه شرع اسلام لازم بداند مورد عقاب واقع مي گردد.

¯ واجب است كه مسلمانان را بر آنچه بوسيله كتاب و سنت و اجماع ثابت شده، واداشت و امتحان نمودن عامه مسلمانان بوسيله امورات دقيق و ريز در دين و معاني پيچيده جايز نيست.

¯ در مورد همه مسلمانان اصل بر سلامت قصد و اعتقاد است تا زمانيكه خلاف آن ثابت شود و بايد سخنانشان را بر خير و نيكي حمل نمود اما اگر كسي سرپيچي و عناد و سوء قصدش آشكار گرديد نبايد در موردش خود را مكلف به تأويلات نمود.

¯ امامت كبري بوسيله اجماع امت يا بيعت كردن صاحبان حل و عقد از آنها ثابت مي گردد و هركس به وسيله قوه قهري غالب گرديد و از مردم بيعت گرفت واجب است در معروف از او پيروي نمود و برايش خيرخواهي و نصحيت كرد و تا زمانيكه كفر آشكاري كه به كتاب و سنت ثابث شده از او سر نزند قيام كردن بر عليه او حرام است و مشروعيت قيام توسط خروج كننده در آن هنگام منوط به قدرت است.

¯ نماز، حج و جهاد همراه امام مسلمانان هرچند مرتكب فسق و ظلم شده باشد، واجب است.

¯ برپا شدن جنگ و كشتار در بين مسلمانان به خاطر دنيا يا تعصبات جاهلي حرام است و از جمله گناهان كبيره است، تنها جنگ با اهل بدعت و اهل بغي و امثال اينها درست است آن هم در صورتي كه به كمتر از جنگ دفع كردنشان ممكن نگردد. در هر حالت بايد مصالح را در نظر گرفت.

¯ اصحاب كرام همگي عادل هستند و آنها افضل امت اسلام مي باشند وشهادت دادن به ايمان و فضيلت آنها بطور حتم و ضروري يك اصل قطعي و مسلم و معلوم در دين است، محبت و دوستيشان، دين و ايمان و بعضشان كفر و نفاق است و همراه با آن بايد از مشاجراتي كه در ميان آنها روي داده دست كشيد و هرچيزي را كه از منزلت و درجه آنها مي كاهد بايد رها نمود.

¯ افضل اصحاب ابوبكر، سپس عمر، سپس عثمان و آنگاه علي مي باشند. و اين افراد خلفاي راشدين هستند و خلافت هركدام از آنها بر اين ترتيب ثابت است.

¯ محبت و دوستي اهل بيت رسول صلی الله علیه وسلم و بزرگداشت منزلت همسران رسول صلی الله علیه وسلم، مادران مؤمنان و شناخت فضيلت آنها و دوستي امامان سلف و عالمان سنت و پيروان آنها به نيكي و احسان و دوري گزيدن از اهل بدعت و اهواء جزو دين است.

¯ جهاد در راه الله تعالي قله بلند اسلام است و تا روز قيامت ماندگار مي باشد.

¯ امر به معروف و نهي از منكر از بزرگترين شعاير اسلام و اسباب حفظ جماعت آن مي باشد. و اين دو امر بر اساس توانايي و مصلحت مورد اعتماد در مسئله واجب مي باشند.



مهمترين خصوصيات و نشانه هاي منهج اهل سنت و جماعت

اهل سنت و جماعت همان فرقه ناجيه و طايفه نصرت و ياري داده شده اند. همانگونه كه داراي منهج و اسلوب اعتقادي هستند بهمان صورت داراي منهج و طريقه شامل و كاملي هستند كه در آن هرچيزي كه مسلمان بدان احتياج دارد انتظام مي يابد چون اسلام منهجشان است؛ اسلامي كه رسول خداه آن را تشريع فرموده است و آنها علي رغم تفاوت در بين خويش داراي خصايص و نشانه هايي هستند كه باعث تمييزيشان از ديگران مي شود كه از آن جمله امورات زير مي باشند:

¯ عنايت و اهتمام خاص به كتاب خداوند چنانچه آن را حفظ كرده و مي خوانند. تفسيرش را مي آموزند و همچنين به احاديث نيز اهتمام ويژه دارند، سعي در شناخت و فهم آن و تشخيص دادن صحيح از غير صحيحش دارند چون اين دو مصدر دريافت احكام هستند و علاوه بر آن به دنبال شناخت و علم، عمل مي كنند.

¯ جملگي دين را پذيرفته و به تمام كتاب ايمان دارند، به نصوص وعده و عيد و اثبات و تنزيه مؤمن هستند. ايمان به قدر الله تعالي و اثبات اراده و خواست و عمل بندگان را با هم جمع مي كنند همانگونه كه بين علم و عبادت و قدرت و رحمت و ميان زهد و عمل كردن همراه با بكارگيري اسباب را با هم جمع مي كنند.

¯ بدعت و نوآوري در دين را رها و اهل اتباع هستند؛ تفرقه و اختلاف در دين را رها و اجتماع و اتحاد را پيشه مي سازند.

¯ از امامان هدايت يافته عادل اعم از اصحابش و كساني كه بر اساس منهج آن حركت مي كنند در علم و عمل و دعوت پيروي و به آنها اقتدا مي نمايند و از كساني كه با منهج آنها مخالفت نمايند دوري مي جويند.

¯ اقتداء و ميانه روي از جمله مشخصات آنهاست در اعتقاد و عمل حد وسط بين افراط كنندگان و كوتاهي كنندگان هستند.

¯ در جمع كردن كلمه مسلمين بر حق و متحد نمودن صفوفشان بر توحيد و تبعيت حريص هستند و از هرگونه چيزي كه منجر به نزاع و اختلاف آنها شود دوري مي جويند.

¯ به همين سبب با نامي جز اهل سنت و جماعت در اصول دين از امت متمايز نمي گردند، و بر هيچ رابطه و اسبابي در دوستي و دشمني جز اسلام و سنت تكيه ندارند.

¯ به دعوت كردن به سوي الله قيام مي كنند دعوتي كه عقايد، عبادات، سلوك و اخلاق و همه امورات زندگي را شامل مي شود. در آن هر چيزي كه مسلمان بدان احتياج داشته باشد بيان مي گردد چنانكه از نظريات جداسازي اجزاء دين از هم و تجزيه آن حذر كرده و پرهيز مي نمايند از واجبات و سنن حمايت مي كنند همانگونه كه به امورات اعتقادي و امورات فرعي كمك مي نمايند مي دانند كه وسايل دعوت تحول پذيرند لذا از هر وسيله اي بوجود آمده در صورتي كه مشروع باشد استفاده مي كنند، امر به معروف و نهي از منكر را آنگونه كه شرع واجب كرده انجام مي دهند و جهاد و زنده كردن سنت و عمل براي تجديد كردن دين و برپا نمودن شريعت خداوند و حكم كردن به آن در تمامي مسائل كوچك و بزرگ را برنامه زندگي خويش مي دانند، از تحاكم نزد طاغوت يا قبول كردن حكم به غير آنچه الله تعالي نازل فرموده باشد اجتناب مي جويند.

¯ انصاف و عدل: اهل سنت و جماعت حق خداوند متعال را بر حق خويش و طايفه خود ترجيح مي دهند و رعايت مي كنند به همين سبب در مورد دوستان افراط نكرده و بر دشمنان نيز ظلم را نمي پسندند. فضيلت هيچ صاحب فضلي در هر كجا باشد را انكار نمي كنند و با اين وصف آنها امامان و مردان بزرگ را مقدس نمي دارند طوري كه آنها را معصوم از خطا و اشتباه انگارند قاعده آنها در اين مورد اين است كه: همگي جز رسول صلی الله علیه وسلم سخنانش قابل پذيرش و رد كردن را دارد و جز وحي و اجماع سلف عصمتي وجود ندارد.

¯ در بعضي از مسائل كه سلف صالح در ميان خويش در مورد آنها با هم نزاع داشته اند و خبر آن به ما رسيده تعدد اجتهادات را اهل سنت و جماعت مي پذيرند بدون اينكه مخالف خويش را در اين مسائل متهم به گمراهي نمايند چون آنها به آداب خلافي كه پرودرگارشان و رسول خداه آنها را بدان راهنمايي كرده آگاهند.

¯ به مصالح و مفاسد توجه كرده و آن را مراعات و مدنظر قرار مي دهند و مي دانند كه شريعت اسلام براي جلب و فراهم نمودن مصالح و تعطيل و يا كم كردن مفاسد آمده است و منع كردن مفاسد بر جلب و تحصيل مصلحت مقدم مي باشد.

¯ در هنگام فتنه عام موقف آنها اين است كه وقت ابتلا، هرآنچه را الله تعالي در آن وضعيت واجب گردانده است انجام دهند.

¯ در زمان وقوع فتنه كفر بوسيله حجت و بيان، شمشير و نيزه با توجه به نياز و بر اساس توانائي با كفر و وسايلي كه به آن منتهي مي شود مي جنگند.

¯ معتقدند در هنگام وقوع فتنه هيچ چيز با سلامتي معادل نيست و در آن زمان عدم دخالت در مسائل بهترين موضع است مگر زماني كه حق معلوم شود و به وسيله دلايل شرعي آشكار و واضح گردد كه در آن صورت حق را ياري مي كنند و تا جايي كه در توان باشد آن را حمايت مي نمايند.

¯ معتقدند كه اصحاب بدعت از جهت دوري و نزديكي با سنت متفاوتند لذا بايد با هركدام از آنها آنگونه كه شايسته آن است برخورد شود و از اينجاست كه اصحاب آن به سه دسته تقسيم مي شوند:1. كساني كه در تكفير نكردن اصحاب آن اختلافي نيست مانند: مرجئه و شيعه مفضله2. كساني از اهل بدع كه در تكفير كردن يا عدم تكفير آنها اختلاف وجود دارد مانند خوارج و روافض 3. كساني كه در تكفير كردن اصحاب آن به مطلقي اختلافي نيست مانند جهميه محض.

¯ بين حكم كردن مطلق بر صاحبان بدعت بصورت عام چون معصيت و فسق و كفر و حكم كردن بر يك فرد معين فرق مي نهند. در مورد حكم بر معين تا زمانيكه دوري اقوالش از سنت معلوم نگردد حكم داده نمي شود و آن نيز بعد از اقامه كردن حجت و زايل نمودن شبهات مي باشد.

¯ تكفير و يا تفسيق و حتي گناهكار خواندن علماي مسلمان را به خاطر اجتهادي كه در آن دچار خطا شده اند يا تأويلي كه دور از واقع است مخصوصاً در مسائلي كه مورد اختلاف باشد را جايز نمي دانند.

¯ در برخورد با اهل بدعت با كساني كه بدعت خويش را پنهان مي دارند و كساني كه آن را اظهار مي نمايند و آنهايي كه دعوتگر به سوي آن هستند فرق مي نهند.

¯ بين مبتدعين از اهل قبله گرچه بدعتش بسيار بزرگ باشد با كسي كه چون مشركين و اهل كتاب كه كفرشان به ضرورت دين آشكار است فرق مي نهند و اين حكم بطور عام در ظاهر است هرچند مي دانند كه بسيار از اهل بدعت منافق و در درون اهل كفر و الحادند.

¯ در مقابل اهل بدعت با روشن كردن احوالشان به وظيفه خويش عمل مي كنند و از آنها برحذر مي دارند و سنت را ظاهر و آنها را به مسلمانان مي شناسانند و آنگونه كه شريعت واجب كرده بر اساس ضوابط براي نابودي اهل بدعت تلاش مي كنند.

¯ جمعه و جماعات و اعياد را پشت سر امامي كه حالش پوشيده است به شرطي كه بدعت يا فجوري از او سر نزند انجام مي دهند و بدعت را با بدعت جواب نمي دهند.

¯ پشت سر كسي كه بدعت يا گناه و فجور را ظاهر مي نمايد نماز خواندن را جايز نمي بينند و اين در صورتي است كه پشت سر كسي كه اهل بدعت نباشد امكان برگزاري نماز باشد هرچند در صورت انجام نماز پشت سر اهل بدعت نماز صحيح بوده است اما انجام دهنده اش گناهكار مي باشد مگر اينكه قصدش دفع مفسده بزرگتري باشد ولي اگر جز مانند او يا بدتر از او را نيابد نمازخواندن پشت سر چنين كساني جايز است اما اگر كسي كه بواسطه بدعتش به كافر شدنش حكم شده باشد نماز خواندن پشت سرش صحيح نمي باشد.

¯ گروهها و فرقه هاي خارج از اهل سنت مورد تهديد و وعده داده شده به آتش جهنم هستند و حكم عامي كه براي اهل وعيد و مورد تهديد بكار رفته براي آنها نيز ثابت است مگر كساني از آنها كه در باطن و درون خويش كافر باشند.

¯ گروههاي خارج از اسلام بطور كلي كافرند و حكم آنها چون مرتدين مي باشد.

اهل سنت و جماعت داراي منهج و اسلوب شامل و كاملي در تزكيه نفس و تهذيب آن و اصلاح دل و پاك كردنش هستند چون مدار اصلاح بدن نيز دل آدمي است و تحقق آن به صورتهاي زيرين عملي مي شود:

¯ توحيد را براي الله تعالي خالص كردن و از شرك و بدعت كه ايمان را نقص يا از اصل ناقص مي نمايد دوري جستن

¯ الله تعالي را بواسطه فهم اسماء نيكو و صفات بلندش شناختن و كوشش در جهت فهم معاني آن و عمل كردن به مقتضاي آنها. زيرا نفس آدمي به سبب آن محبت و خضوع، تعظيم، خشوع، توبه و جلال را براي الله تعالي به ارث مي برد.

¯ به واسطه انجام فرائض و سنتها بطور كامل الله تعالي و رسولش را اطاعت و فرمابري نمود و همراه با آن بوسيله ذكر و تلاوت قرآن كريم و صلوات فرستادن بر سول گراميه و روزه و دادن زكات و انجام حج و عبادات ديگر تلاش نمود.

¯ از محرمات و شبهات اجتناب و از مكروهات دور مي شوند.

¯ از رهبانيت نصاري دوري مي جويند و از تحريم پاكيها اجتناب و از گوش دادن به موسيقي و آواز خواني و محرمات پرهيز مي كنند.

¯ با خوف و رجا در مسير الله تعالي گام برمي دارند و با حب و خوف و اميد او را عبادت مي كنند.

از مهمترين نشانه هاي آنها اين است كه در فهم مسائل توافق دارند در موضع گيري و مواقف شبيه هم هستند هرچند از لحاظ زماني و مكاني با هم فاصله دارند و اين امر بهره اتحاد آنها در مصدر تلقي فهمشان مي باشد.

¯ با مردم به نيكي و رحمت و اخلاق نيكو را سرلوحه كار خويش قرار مي دهند در ارتباط با خويش و ديگري به كتاب و سنت بر اساس فهم سلف صالح عمل مي كنند.

¯ براي الله و كتابش و رسولش و امامان مسلمان و همه اهل ايمان ناصح و خيرخواهند.

¯ به امور مسلمانان اهتمام داده و آنها را ياري كرده و حقوقشان را پرداخته و از آزار رساندن به آنها دست برمي دارند.

¯ به نسبت ايماني كه مؤمنان دارند آنها را دوست مي دارند و دوستيشان با مؤمنان به خاطر ايمان است و دشمنيشان با كافران به خاطر كفر مي باشد هرچند نزديكترين اقوامشان باشند.

¯ اگر كسي در بيان نوعي از اصول اهل سنت و جماعت اجتهاد كند به شرطي كه اجتهادش مخالف چيزي از اصول اهل سنت و جماعت نباشد اهل بدعت يا افراطي به حساب نمي آيد.

¯ هركس معتقد به اصول اهل سنت و جماعت باشد و بر اساس هدايت آن عمل كند جزو اهل سنت و جماعت محسوب مي شود اگرچه در بعضي از خطاها از طرف كساني كه مخالف اهل سنت و جماعت هستند ايجاد شده است، بيفتد.

كتابها براي مراجع بيشتر عبارتند از:

ـ الإيمان ـ لأبي عبيد القاسم بن سلاّم.

ـ الإيمان ـ لابن منده.

ـ الإبانة ـ لابن بطة.

ـ شرح أصول اعتقاد أهل السنة والجماعة ـ أبو القاسم هبة الله بن الحسن بن منصور الطبري اللالكائي.

ـ عقيدة أصحاب الحديث ـ الإمام أبو عثمان الصابوني.

ـ الإبانة ـ لأبي الحسن الأشعري.

ـ التوحيد وصفات الرب ـ لابن خزيمة.

ـ شرح العقيدة الطحاوية ـ لابن أبي العز الحنفي.

ـ منهاج السنة النبوية في الرد على الشيعة والقدرية ـ ابن تيمية.

ـ درء تعارض العقل والنقل ـ ابن تيمية.

ـ طريق الهجرتين ـ ابن قيم الجوزية.

ـ مجموع الفتاوى ـ لابن تيمية.

ـ كتاب التوحيد الذي هو حق الله على العبيد ـ محمد بن عبد الوهاب.

ـ معارج القبول شرح سلم الوصول ـ حافظ أحد الحكمي.

ـ مجمل أصول أهل السنة والجماعة في العقيدة ـ د. ناصر بن عبد الكريم العقل.

ـ منهج الاستدلال عند أهل السنة والجماعة ـ عثمان علي حسن.

ـ أهل السنة والجماعة معالم الانطلاقة الكبرى ـ محمد عبد الهادي المصري.

ـ نواقض الإيمان القولية والعملية ـ د. عبد العزيز العبد اللطيف.

ـ منهج أهل السنة في تقويم الرجال ـ أحمد الصويان.

ـ مفهوم أهل السنة عند أهل السنة ـ د. ناصر بن عبد الكريم العقل.

ـ الأصول العلمية للدعوة السلفية ـ عبد الرحمن عبد الخالق.

ـ الزهاد الأوائل ـ د. مصطفى حلمي.

ـ معالم السلوك في تزكية النفوس عند أهل السنة والجماعة ـ د. عبد العزيز العبد اللطيف.

ـ قواعد المنهج السلفي ـ د. مصطفى حلمي.

ـ السلفية بين الفلسفة الإسلامية والفلسفة الغربية ـ د. مصطفى حلمي.


[1] سورة آل عمران،الآية : 102

[2] سورة النساء،الآية : 1

[3] سورة الأحزاب : الآيتان : 70 – 71

[4] - هذه خطبة الحاجة المأثورة عن النبي – صلى الله عليه وسلم – التي كان يعلمها أصحابه . راجع : خطبة الحاجة – رسالة مطبوعة لمحمد ناصر الدين الألباني .

[5] حديث حسن أخرجه الترمذي وغيره


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه