منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 817
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 182
بازديد کل : 2051301
 
   
رئوس عقايد اهل سنت و جماعت قسمت اول
صاحب اثر: مؤلف: سليمان الخراشي  تاريخ درج مقاله:2013-03-26  تعداد بازديد:194
إن الحمد لله،نحمده ونستعينه،ونستغفره، ونعوذ بالله من شرور أنفسنا ومن سيئات أعمالنا،من يهدِه الله فلا مضل له، ومن يُضلل فلا هاديَ له،وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، وأشهد أن محمداً عبده ورسوله . { يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلا تَمُوتُنَّ إِلا وَأَنْتُمْ مُسلِمون }[1] { يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَه

 

إن الحمد لله،نحمده ونستعينه،ونستغفره، ونعوذ بالله من شرور أنفسنا ومن سيئات أعمالنا،من يهدِه الله فلا مضل له، ومن يُضلل فلا هاديَ له،وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، وأشهد أن محمداً عبده ورسوله .


{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلا تَمُوتُنَّ إِلا وَأَنْتُمْ مُسلِمون }[1]

{ يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالأرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رقيباً }[2]

{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سديداً * يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا }[3] [4]

أما بعد ...

تعريف:

اهل سنت و جماعت همان دسته رستگار و نجات يافته و ياري شده هستند كه رسول صلی الله علیه وسلم در موردشان خبر داده و آنها را توصيف مي كند به اينكه، آنها بدون انحراف بر راه و روش او و اصحاب كرام ش هستند، آنها، مسلمان تابع كتاب و سنت و دورشده از راه گمراهانند. چنانكه مي فرمايد:|إِنَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ افْتَرَقَتْ عَلَى إِحْدَى وتفترق أمتي على ثلاث وسبعين فرقة كُلُّهَا فِي النَّارِ إِلَّا وَاحِدَةً فقيل له : ما الواحدة ؟ قال: " ما أنا عليه اليوم وأصحابي|[5] «بني اسرائيل به هفتاد و يك دسته تبديل شدند و امت من نيز به هفتاد و سه دسته متفرق مي گردند جملگي به جز يك دسته در آشند، گفته شد آن يكدسته چه كساني هستند؟ فرمود: آنها كساني هستند كه بر راه و روش من و اصحاب من قرار دارند.»

وبه سبب تمسك و پيروي كردن به سنت رسول صلی الله علیه وسلم اهل سنت خوانده مي شوند و همچنين به اهل جماعت شناخته شده اند چون در يك روايت از حديث سابق رسول صلی الله علیه وسلم گروه نجات يافته را جماعت مي نامد و به همين سان آنها جماعت مسلماني هستند كه بر حق اجتماع نموده و در دين تفرقه ايجاد نكرده و دنباله رو شيوه و روش امامان حق بوده و در هيچ زمينه اي از مسائل عقيدتي از حق عدول نكرده اند و آنها را اهل اثر و اهل حديث و طايفه منصوره و فرقه ناجيه نيز ناميده اند.

اصول عقيده اهل سنت و جماعت


اصول عقيده اهل سنت و جماعت همان اصول اسلام است و در حالت دريافت و استدلال در صورت مسائل آتي خود را نشان مي دهد:

¯ مصدر عقيده در اهل سنت و جماعت كتاب خدا و سنت رسولش و اجماع سلف صالح است.

¯ تمام آنچه در قرآن كريم آمده، شريعت و برنامه مسلمانان است و تمام سنت صحيح رسول صلی الله علیه وسلم گرچه آحاد هم باشد قبول كردنش واجب است.

¯ در فهم كتاب و سنت مرجع همان نصوصي است كه آن را بيان مي دارد و فهم سلف صالح و كساني كه بر اساس شيوه و روش آنها قرار داشته اند مي باشد.

¯ تمامي اصول دين را رسول صلی الله علیه وسلم بيان فرموده است لذا هيچ فردي تحت هر نام و نشاني حق ندارد چيزي را به گمان اينكه دين است به آن اضافه يا كم كند.

¯ در ظاهر و باطن و آشكار و نهان بايد تسليم خدا و رسولش شد و نبايد به واسطه قياس و يا ذوق و سليقه يا كشفيات مذعوم و يا اظهارات يك شيخ موهوم و يا سخن يك امام و رهبر ديني و يا مسائلي از اين قبيل با چيزي از كتاب خدا و يا سنت صحيح رسول صلی الله علیه وسلم درگير و متعارض شد.

¯ عقل صريح با نقل صحيح موافق مي باشد و بين اين دو بطور قطع تعارض ايجاد نمي گردد، در صورت توهم ايجاد تعارض بايد نقل را بر عقل مقدم داشت.

¯ در عقيده بايد به الفاظ شرعي ملتزم و از الفاظ بدعي دوري نمود.

¯ رسول صلی الله علیه وسلم داراي مقام عصمت و مصون از اشتباه و معاصي است و امت اسلام نيز در اينكه بر گمراهي اتفاق نمايند معصوم مي باشند اما به صورت فردي هيچيك از افراد امت اسلامي معصوم نيستند و در هنگام اختلاف مرجع كتاب و سنت مي باشد همراه با اينكه عذر براي هركدام از مجتهدين امت در ارتكاب خطا وجود دارد.

¯ خوابهاي صادقانه حق است و جزئي از نبوت مي باشد. فهم صحيح و درك واقعيات به شرط موافقت با شريعت حق است نوعي كرامت و بشارت است اما نمي توانند مصدري براي عقيده و تشريع گردند.

¯ مجادله در دين مذموم است اما به شيوه نيكو شرعي است و چيزهايي كه در خبر صحيح از زياد انديشه كردن در موردش نهي شده نبايد بسيار تعمق نمود.

¯ در رد و ابطال بايد ملتزم به منهج وحي بود و نبايد بدعت را با بدعت انكار كرد و نبايد به وسيله تفريط و كوتاهي با غلو و افراط و يا برعكس مقابله كرد.

¯ هر نوآوري در دين بدعت و هر بدعتي گمراهي و سرانجام هر گمراهي آتش است.



توحيد علمي اعتقادي

¯ اصل در اسماء و صفات خداوند اين است كه هرآنچه را خداوند متعال براي خود و يا رسولش براي ايشان ثابت كرده بدون بيان چگونگي و تشبيه كردن و مثال آوردن اثبات كنيم و هرآنچه را خداوند متعال از خود يا رسولش از ايشان نفي كرده اند بدون اينكه مرتكب تعطيل كردن صفات پروردگار و يا تحريف در مورد اسماء و صفات شويم، نفي نمائيم چنانكه الله تعالي مي فرمايد:*ليس كمِثْلِه شيءٌ وهو السميع البصير& «هيچ چيز همانند ايشان نيست و او شنوا و بيناست.» همراه با اين اثبات و نفي بايد به معاني كه الفاظ نصوص دارند و هرآنچه كه بر آن دلالت مي نمايند ايمان داشت.

¯ بصورت مجمل و مفصل بايد به ملائكه كرام ايمان داشت آنها كه نام و صفاتشان و اعمال و وظايفشان بوسيله دلايل صحيح اثبات شده تا جايي كه علم مكلف بدان نائل آيد بايد مؤمن بود.

¯ بايد به همه كتابهاي نازل شده و اينكه قرآن كريم افضل و نسخ كننده آنهاست ايمان داشت و بايد مؤمن باشيم به اينكه هرآنچه قبل از قرآن نازل شده است دچار تحريف شده لذا تنها بايد از قرآن پيروي نمود و از پيروي كتابهاي قبل از آن اجتناب نمود.

¯ به انبياء و رسولان پروردگار صلوات الله و سلامه عليهم و اينكه آنها از غير خود از افراد بشر برترند ايمان داشت و كسي كه گماني جز اين داشته باشد به تحقيق كافر شده است.

¯ بايد به قطع شدن وحي بعد از رسول خدا، محمده كه خاتم انبياء و رسولان است ايمان داشت و هركس مخالف آن باشد كافر مي شود.

¯ بايد به روز قيامت و هر خبري كه در آن به وسيله ادله صحيح ثابت شده است و علائم و نشانه هاي آن مقدمه نزديكي و ظهور قيامتند ايمان داشت.

¯ بايد به قضا و قدر اعم از خير و شر آن كه از جانب خداست ايمان داشت بدينصورت كه معتقد باشيم خداوند هرچيز را قبل از به وجود آمدن آن، مي داند و آن را در لوح محفوظ نوشته است و چيزي را كه خداوند بخواهد خواهد شد و هر چه را او نخواهد تحقق نخواهد يافت لذا جز آنچه او مي خواهد روي نمي دهد و پروردگار بر هر چيزي قادر و او خالق و آفريننده هر چيز و انجام دهنده هرچيزي است كه اراده كند.

¯ هر مسئله غيبي كه بوسيله دليل صحيح ثابت شده مانند عرش، كرسي، بهشت،دوزخ، نعمت و عذاب قبر، صراط و ميزان و مانند اينها را بدون هرگونه تأويلي در موردش بايد پذيرفت و به آن ايمان داشت.

¯ بايد به شفاعت رسول صلی الله علیه وسلم، پيامبران، ملائكه، صالحان و غير آنها در روز قيامت چنانكه بوسيله دلائل صحيح به اثبات رسيده ايمان داشت.

¯ اينكه مؤمنان، روز قيامت در بهشت و در محشر، پروردگار را مي بينند حق است و هركس آن را انكار و يا تأويل نمايد منحرف و گمراه گشته ولي ديدن پروردگار در دنيا براي هيچ فردي روي نداده است.

¯ كرامات اولياء و صالحان حق است ولي هر امر خارق العاده كرامت نيست بلكه گاه استدراج و گاه ناشي از تأثيرات شياطين است و معيار در اين مورد موافقت كردن با كتاب و سنت يا عدم موافقت با آنهاست.

¯ مؤمنان همگي دوستان و اولياء پروردگار هستند و هر مؤمني به نسبت ايمانش از اين ولايت برخوردار است.



توحيد ارادي و قصدي(توحيد الوهيت)

¯ پروردگار متعال واحد و يگانه است و در خداوندگاري و معبود بودن و اسماء و صفاتش شريكي ندارد. او پروردگار جهانيان است و به تنهايي استحقاق تمامي انواع عبادات را دارد.

¯ بكار بردن هركدام از انواع عبادات چون دعا و فريادرسي و درخواست كمك و نذر و قرباني، توكل، ترس، اميد و محبت براي غير الله تعالي به هر قصدي و براي هر فردي، ملائكه يا پيامبران مرسل و يا يك بنده صالح و يا هر كس ديگري صورت گيرد شرك اكبر است.

¯ از جمله اصول عبادت الله تعالي اين است كه بواسطه محبت و خوف و اميد عبادت مي شود بنابراين عبادت كردنش بواسطه يكي از آنها به تنهايي و بدون ديگري گمراهي است.

¯ تسليم شدن، رضايت و اطاعت مطلق تنها براي خداوند متعال و رسولش مي باشد. ايمان داشتن به الله تعالي از نظر حكم و دستور دادن از جمله ايمان داشتن به ربوبيت و الوهيت اوست، لذا در دستورات و امرش شريكي ندارد.

تشريع كردن چيزي كه الله تعالي بدان اجازه نداده است و طاغوت را حاكم خود نمودن و پيروي كردن از غير شريعت محمده و تبديل كردن چيزي از آن كفر است و هركس گمان كند مي تواند از دين محمده خارج شود به تحقيق كافر شده است.

¯ حكم كردن به غير آنچه خداوند نازل فرموده كفر اكبر و گاه كفر اصغر است.(كفر دون كفر)

اولي(كفر اكبر) چون حكم كردن بر اساس غير شريعت خداوند را جايز دانستن يا برتري دادن قانون و تشريع غير دين حق بر شرع خداوند يا مساوي پنداشتن آنها با هم يا قوانين وضعي و قراردادي را به عوض شريعت خداوند حلال بداند.

و دومي(كفر دون كفر يا كفر اصغر) چون عدول كردن از شريعت خداوند در يك واقعه معين به خاطر هوي و آرزو همراه با داشتن التزام به شرع پروردگار.

¯ تقسيم كردن دين به حقيقت كه خواص را متمايز و شريعت كه فقط عامه بدان ملتزمند و جدا كردن دين از سياست و مسائل ديگز از دين باطل است، لذا مي توان گفت هرچيز اعم از حقيقت يا سياست يا غير آن كه مخالف شريعت باشد بر حسب ميزان درجاتش يا كفر است يا گمراهي.

¯ جز پروردگار متعال هيچ فردي عالم به غيب نيست و اعتقاد داشتن به اينكه غير از خداوند كسي غيب مي داند كفر است با اين توضيح كه الله تعالي بعضي از فرستادگانش را بر مسائلي از غيب مطلع گردانده است.

¯ اعتقاد داشتن به پيشگوئي هاي كاهنان و كساني كه از روي حركات ستارگان از غيب خبر مي دهند كفر است، و رفت و آمد نمودن به نزد آنها از جمله گناهان كبيره است.

¯ وسيله امر شده در قرآن، اعمال صالحي است كه انسان را به خداوند نزديك مي گرداند.



توسل سه نوع است:

1. مشروع و آن توسل كردن به الله تعالي به واسطه اسماء و صفاتش يا عمل صالحي كه فرد توسل كننده انجام داده است يا به وسيله فرد صالحي است كه در قيد حيات باشد.

2. بدعي و آن توسل كردن به الله تعالي بواسطه چيزهايي كه در شرع وارد نشده است چون توسل نمودن به ذات انبياء و صالحين يا جاه و منزلت آنها يا حق آنها و يا حرمت آنها و امثال اين مسائل.

3. شركي و آن اين است كه مردگان در عبادت واسطه گرداند و آنها را به دعا بخواند و درخواست رفع حاجات و كمك و نصرت از آنها بطلبد.

¯ بركت از آن پروردگار است، بعضي از مخلوقاتش را به چيزي از آن كه بخواهد مختص مي گرداند، لذا جز بواسطه دليل، ثبوت بركت در چيزي متحقق نمي گردد، منظور از بركت فزوني خير و افزايش آن و تحقق و لزوم آن است. و تبرك از جمله امورات توقيفي است و جز در مواردي كه در موردش دليلي وارد شده است ثابت نمي شود.

¯ كارهايي كه مردم به هنگام رفتن به گورستان انجام مي دهند سه نوع است:

1. مشروع: و آن عبارت است از زيارت قبور براي اينكه آخرت را بياد آورد و بر گور صالحان سلام كند و برايشان دعا نمايد.

2. بدعي كه منافي كمال توحيد است و آن وسيله اي از وسايل شرك است چنانكه كسي بخواهد نزد گورها خدا را عبادت كند و به او تقرب جويد يا هدفش از زيارت قصد تبرك جستن به آنها باشد يا در آنجا ثواب هديه كند يا بر آن گور بنايي بسازد و يا آن را گچ كاري و بر آن چراغ و شمع روشن كند و آنجا را به محل عبادت تبديل نمايد و يا براي زيارت گوري بار سفر بندد كه امثال اين موارد از جمله مسائلي هستند كه در نصوص صحيح و ثابت شده مورد نهي واقع شده اند و يا چيزهاي ساختگي مي باشند كه اصلي در شريعت ندارند.

3. شركي است و با توحيد منافات دارد و آن انجام دادن نوعي از انواع عبادات براي صاحب قبر است چنانكه او را به دعا بخوانند و از او استغاثه و طلب امداد و ياري نمايند و يا به دور قبرش طواف و برايش قرباني و نذر و امثال اين موراد را انجام دهند.

¯ حكم اهداف و مقاصد براي وسايل نيز ثابت است لذا هر چيزي كه وسيله تحقق شرك در عبادت يا ايجاد بدعت در دين شود واجب است از آن ممانعت كرد چون هر امر تازه ايجاد شده در دين بدعت و هر بدعتي گمراهي است.

ايمان

¯ ايمان قول و عمل است كه افزايش مي يابد و نقصان مي پذيرد كه اولي تقسيم مي شود به قول قلب و قول زبان و دومي به عمل قلب، زبان و اعضا و جوارح تقسيم مي گردد. قول قلب، اعتقاد در تصديق اوست و قول زبان اقرار كردنش مي باشد. عمل قلب، تسليم شدن و اخلاص و قبول نمودنش و حب و دوست داشتنش و تصميم گرفتن براي عمل صالح مي باشد و عمل اعضا و جوارح انجام واجبات و ترك امورات نهي شده است.

¯ كسي كه مرتكب گناه كبيره مي شود از ايمان خارج نمي گردد. او در دنيا داراي ايمان ناقص و در آخرت نيز تحت اراده و خواست پروردگار است اگر بخواهد او را مي بخشد و يا او را عذاب مي دهد. سرانجام تمام موحدين بهشت است و اگر كساني از آنها دچار عذاب گردند هرگز در آن جاودان نخواهند ماند.

¯ در مورد هيچكدام از اهل قبله بصورت قطعي نمي توان گفت او بهشتي يا جهنمي است مگر اينكه در مورد فردي نص صريحي وجود داشته باشد.

¯ كفر از جمله الفاظ شرعي است و داراي دو قسم است: كفر اكبر: چيزي است كه مرتكبش را از دايره ايمان خارج مي كند ولي كفر اصغر صاحبش را از دين خارج نمي گرداند و گاهاً كفر علمي نيز خوانده مي شود.

¯ تكفير از جمله احكام شرعي است كه بوسيله كتاب و سنت ثابت مي گردد بنابراين هيچ مسلماني را به سبب گفتار يا كرداري نمي توان تكفير كرد مگر اينكه دليلي شرعي بر آن اقامه گردد. همچنين لازمه اطلاق نمودن حكم كفر بر قول و يا عملي ثابت شدن موجبات آن حكم در مورد فرد معيني اين است كه شروط تكفير در آن فرد متحقق و موانع تكفير در آن منتفي شده باشد. تكفير نمودن از جمله خطرناكترين حكمهاست لذا واجب است در آن تحقيق شود و از تكفير مسلمان پرهيز نمود و به علماي مورد اعتماد در آن مراجعه كرد.

قرآن و كلام

قرآن همه حرف و معنايش كلام خداست و مخلوق نمي باشد از جانب او شروع شده و به سوي او برمي گردند و امري معجزه و دلالت بر راستگويي و صدق آورنده اش دارد و تا روز قيامت محفوظ مي ماند.

قدر

از جمله اركان ايمان اين است كه به قضا و قدر اعم از خير و شر آن كه از جانب پروردگار است ايمان داشت و شامل امورات زير مي باشد:

¯ بايد به تمامي نصوص وارد شده در مورد قدر و مراتب آن اعم از علم و كتابت و خواست و اراده و خلق كردنش ايمان داشت و اينكه قضاي پروردگار رد شدني نيست و حكمش برگشت نمي پذيرد.

¯ هدايت و گمراهي بندگان در دست خداست بعضي از آنها به فضل و بخشش خود هدايت و در مورد بعضي به عدل گمراهي را تحقق مي گرداند.

¯ بندگان و كردارشان جملگي مخلوق پروردگارند كسي كه غير از او خالقي نيست بنابراين الله تعالي خالق افعال بندگان است.

¯ در افعال خداوند حكمت ثابت است و به خواست و اراده او اسباب تحقق يافته اند.

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه