منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 817
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 188
بازديد کل : 2051307
 
   
آيا اموات در روز خاصي آزاد هستند؟
صاحب اثر: سایت جامع الفتاوای اهل سنت و جماعت   تاريخ درج مقاله:2013-03-26  تعداد بازديد:236
آيا اموات در روز خاصي آزاد هستند؟ شماره فتوى 1271 سايت جامع فتاوي اهل سنت و جماعت www.IslamPP.Com پرسش: آيا اموات در روز خاصي آزاد هستند مثلا ميگويند که جمعه ها اموات آزادند و روح هر کدام به سر خانه هايشان برميگردد. پاسخ: الحمدلله، روح بنى آدم پس از مرگ يا در نعيم هست و يا در عذاب، و چنين نيست كه آزاد باشد و به هر كجاى دنيا بخواهد سر بزند، و اين كه ميگويند ارواح در روزهاى جمعه آزاد هستند و به خانه هايشان برميگردند خرافاتى بيش نيست. براى معلومات بيشتر در مورد روح، لطفا به فتواى

 

آيا اموات در روز خاصي آزاد هستند؟

شماره فتوى 1271

سايت جامع فتاوي اهل سنت و جماعت

www.IslamPP.Com

 

 

پرسش:

آيا اموات در روز خاصي آزاد هستند مثلا ميگويند که جمعه ها اموات آزادند و روح هر کدام به سر خانه هايشان برميگردد.

 

پاسخ:

الحمدلله،

 

روح بنى آدم پس از مرگ يا در نعيم هست و يا در عذاب، و چنين نيست كه آزاد باشد و به هر كجاى دنيا بخواهد سر بزند، و اين كه ميگويند ارواح در روزهاى جمعه آزاد هستند و به خانه هايشان برميگردند خرافاتى بيش نيست.

 

براى معلومات بيشتر در مورد روح، لطفا به فتواى شماره 566 مراجعه فرماييد.

//////////////////

كسيكه بميرد روح آن شخص هم مي‌ميرد يا نه؟

شماره فتوى 566

سايت جامع فتاوي اهل سنت و جماعت

 

 

سؤال:

كسيكه بيمرد روح آن شخص هم ميمرد يا نه؟ وروح كجاميرود تا دم قيامت ؟

 

سؤال:

الحمدلله،

روح بني آدم از وقتيكه در جنين دميده شود از بين نميرود، و پس از مرگ روح از بدن جدا شده، و اگر از اهل بهشت باشد تا آسمان هفتم خواهد رفت و اسمش را در عليين (سجل اهل بهشت) مينويسند و پس از اينكه جسدش در خاك سپرده شد روحش به آن جسد برميگردد تا از او سؤال و پرس شود كه: معبودت كيست، دينت چيست، و پيامبرت كيست، و اگر مسلمان بود و درست پاسخ داد قبرش گشايش پيدا ميكند و تا روز قيامت هم روح و هم جسدش در نعيم خواهد بود، ولي اگر روح آدم كافر و فاجر باشد، پس از اينكه روح از بدنش جدا شد، اين روح نميتواند از آسمان اول رد شود و سپس اسمش در سجين (سجل اهل دوزخ) نوشته خواهد شد و سپس آنرا از آسمان پرت ميكنند و هنگامي كه جسدش در قبر گذاشته شد به بدنش برميگردد تا از او سؤال شود كه: معبودت كيست، دينت چيست و پيامبرت كيست، و طبيعتا آدم كافر و فاجر نميتواند به اين سؤالها پاسخ دهد و سپس با چكشي آهنين كه اهل عرفه نيز نميتوانند آنرا بلند كنند چنين بر سر او ميكوبند كه با خاك يكسان ميشود، و نعره اي ميكشد كه تمام اهل زمين بجز جن و انس ميشوند و اگر ميشنيدند از شدت نعره اش بيهوش ميشدند، و سپس قبرش آنچنان تنگ خواهد شد كه دنده هايش را در هم ميكوبد و پس از آن تا روز قيامت هم روحش و هم جسدش در عذاب خواهد بود.

 

آنچه كه ذكر شد مختصري بود از برخى از احاديث پيامبر صلي الله عليه و سلم كه آنرا ذكر ميكنيم، پيامبر صلي الله عليه و سلم فرمودند:

 

عن البراء بن عازب رضي الله عنه قال: خرجنا مع النبي صلي الله عليه و سلم في جنازة رجل من الأنصار فانتهينا إلي القبر ولمّا يلحد، فجلس رسول الله صلي الله عليه و سلم مستقبل القبلة وجلسنا حوله وكأنَّ علي رؤوسنا الطير، وفي يده عود ينكت في الأرض، فجعل ينظر إلي السماء، وينظر إلي الأرض، وجعل يرفع بصره ويخفضه ثلاثاً، فقال: استعيذوا بالله من عذاب القبر، مرتين، أو ثلاثاً، ثم قال: اللهم إنّي أعوذ بك من عذاب القبر، ثلاثاً، ثم قال: إنَّ العبد المؤمن إذا كان في انقطاع من الدنيا وإقبال من الآخرة نزل إليه ملائكة من السماء بيض الوجوه كأنَّ وجوههم الشمس، معهم كفن من أكفان الجنة، وحنوط من حنوط الجنة، حتي يجلسوا منه مد البصر، ثم يجئ ملك الموت عليه السلام حتي يجلس عند رأسه فيقول: أيتها النفس الطيبة (وفي رواية: المطمئنة) أخرجي إلي مغفرة من الله ورضوان، قال: فتخرج تسيل كما تسيل القطرة من في السقاء، فيأخذها (وفي رواية: حتي إذا خرجت روحه صلي عليه كل ملك بين السماء والأرض، وكل ملك في السماء، وفتحت له أبواب السماء، ليس من أهل باب إلاَّ وهم يدعون الله أن يعرج بروحه من قبلهم)، فإذا أخذها لم يدعوها في يده طرفة عين حتي يأخذوها فيجعلوها في ذلك الكفن، وفي ذلك الحنوط، فذلك قوله تعالي: )توفته رسلنا وهم لا يفرطون( ويخرج منها كأطيب نفحة مسك وجدت علي وجه الأرض، قال: فيصعدون بها، فلا يمرون ـ يعني بها ـ علي ملأ من الملائكة إلاَّ قالوا: ما هذا الروح الطيب؟ فيقولون: فلان ابن فلان، بأحسن أسمائه التي كانوا يسمونه بها في الدنيا، فيستفتحون له فيفتح له، فيشيعه من كل سماء مقربوها، إلي السماء التي تليها، حتي ينتهي به إلي السماء السابعة، فيقول الله عز وجل: اكتبوا كتاب عبدي في عليين، )وما أدراك ما عليون كتاب مرقوم يشهده المقربون( فيكتب كتابه في عليين، ثم يقال: أعيدوه إلي الأرض فإنّي وعدتهم أنّي: منها خلقتهم وفيها أعيدهم ومنها أخرجهم تارة أخري، قال: فيرد إلي الأرض وتعاد روحه في جسده .

قال: فإنَّه يسمع خفق نعال أصحابه إذا ولّوا عنه مدبرين، فيأتيه ملكان شديدا الانتهار فينتهرانه ويجلسانه فيقولان له: من ربك؟ فيقول: ربي الله، فيقولان له: ما دينك؟ فيقول ديني الإسلام، فيقولان له: ما هذا الرجل الذي بعث فيكم؟ فيقول: هو رسول الله صلي الله عليه و سلم، فيقولان له: وما عملك؟ فيقول: قرأت كتاب الله فآمنت به وصدقت، فينتهره، فيقول: من ربك؟ ما دينك؟ من نبيك؟ وهي آخر فتنة تعرض علي المؤمن، فذلك حين يقول الله عز وجل: )يثبت الله الذين آمنوا بالقول الثابت في الحياة الدينا(، فيقول: ربي الله، وديني الإسلام، ونبي محمد صلى الله عليه و سلم، فينادي منادٍ من السماء، أن صدق عبدي، فأفرشوه من الجنة، وألبسوه من الجنة، وافتحوا له باباً إلي الجنة، قال: فيأتيه من روحها وطيبها، ويفسح له في قبره مد بصره، قال: وفي رواية: (يتمثل له رجل حسن الوجه، حسن الثياب، طيب الريح) فيقول: أبشر بالذي يسرك، أبشر برضوان من الله وجنات فيها نعيم مقيم، هذا يومك الذي كنت توعد، فيقول له وأنت فبشرك الله بخير، من أنت؟ فوجهك الوجه يجئ بالخير، فيقول: أنا عملك الصالح فوالله ما علمتك إلاَّ كنت سريعاً في طاعة الله، بطيئاً في معصية الله، فجزاك الله خيراً، ثم يفتح له باب من الجنة وباب من النار، فيقال: هذا منـزلك لو عصيت الله، أبدلك الله به هذا، فإذا رأي ما في الجنة قال: ربّ عجّل قيام الساعة، كيما أرجع إلي أهلي ومالي، فيقال له: اسكن .

قال: وإنَّ العبد الكافر، وفي رواية الفاجر إذا كان في انقطاع من الدنيا وإقبال من الآخرة نزل إليه من السماء ملائكة غلاظ شداد، سود الوجوه، معهم المسوح من النار، فيجلسون منه مد البصر، ثم يجئ ملك الموت حتي يجلس عند رأسه فيقول: أيتها النفس الخبيثة أخرجي إلي سخط من الله وغضب، قال: فتفرق في جسده فينتزعها كما ينتزع السفود الكثير الشعب من الصوف المبلول، فتقطع معها العروق والعصب، فيلْعنه كل ملك بين السماء والأرض، وكل ملك في السماء، وتغلق أبواب السماء، ليس من أهل باب إلاَّ وهم يدعون الله ألاَّ تعرج روحه من قبلهم، فيأخذها، فإذا أخذها لم يدعوها في يده طرفة عين حتي يجعلوها في تلك المسوح، ويخرج منها كأنتن ريح جيفةٍ وجدت علي وجه الأرض، فيصعدون بها، فلا يمرون بها علي ملأ من الملائكة إلاَّ قالوا: ما هذا الروح الخبيث؟ فيقولون: فلان ابن فلان، بأقبح أسمائه التي كان يسمي بها في الدنيا، حتي ينتهي به إلي السماء الدنيا، فيستفتح له فلا يفتخ له، ثم قرأ رسول الله صلي الله عليه و سلم : )لا تفتح لهم أبواب السماء ولا يدخلون الجنة حتي يلج الجمل في سم الخياط(، فيقول الله عز وجل: اكتبوا كتابه في سجين، في الأرض السلفي، ثم يقال: أعيدوا عبدي إلي الأرض فإنّي وعدتهم أني: منها خلقتهم، وفيها أعيدهم، منها أخرجهم تارة أخري، فتطرح روحه من السماء طرحاً حتي تقع في جسده، ثم قرأ: )ومن يشرك بالله فكأنَّما خرَّ من السماء فتخطفه الطير أو تهوي به الريح في مكان سحيق(، فتعاد روحه في جسده، قال: فإنَّه ليسمع خفق نعال أصحابه إذا ولّوا عنه، ويأتيه ملكان شديدا الانتهار فينتهرانه ويجلسانه فيقولان له: من ربك؟ فيقول: هاه هاه، لا أدري، فيقولان: ما دينك؟ فيقول: هاه هاه، لا أدري، فيقولان: فما تقول في هذا الرجل الذي بعث فيكم؟ فلا يهتدي لاسمه، فيقال محمد! فيقول هاه هاه، لا أدري سمعت الناس يقولون ذلك! قال: فيقال: لا دريت، ولا تلوت، فينادي منادٍ من السماء أن كذب، فأفرشوا له من النار، وافتحوا له باباً إلي النار، فيأتيه من حرها وسمومها، ويضيق عليه قبره حتي تختلف فيه أضلاعه، ويأتيه، وفي رواية: ويمثل له رجل قبيح الوجه، قبيح الثياب، منتن الريح، فيقول: أبشر بالذي يسوؤك، هذا يومك الذي كنت توعد، فيقول: وأنت فبشرك الله بالشر، من أنت؟ فوجهك الوجه يجئ بالشر، فيقول: أنا عملك الخبيث، فو الله ما علمت إلاَّ كنت بطيئاً عن طاعة الله، سريعاً إلي معصية الله، فجزاك الله شراً، ثم يقيض له أعمي أصم بكم في يده مرزبّة! لو ضري بها جبل كان تراباً، فيضربه ضربة حتي يصير بها تراباً، ثم يعيده الله كما كان، فيضربه ضربةً أخري، فيصيح صيحة يسمعه كل شيء إلاَّ الثقلين، ثم يفتح له باب من النار، ويمهد من فرش النار، فيقول: ربّ لا تقم الساعة . [أحكام الجنائز 156 ـ 159] .

 

از براء بن عازب رضي الله عنه روايت است كه فرمودند: با رسول خدا صلي الله عليه و سلم همراه جنازهء مردي از انصار بيرون شديم، به قبر رسيديم و هنوز لحد زده نشده بود، و حفر آن تمام نشده بود، رسول اكرم صلي الله عليه و سلم رو به قبله نشستند و ما اطراف او نشستيم، و هيچيك از ما صحبت نميكرد، در دست رسول خدا صلي الله عليه و سلم چوبي بود و با آن بر زمين خطهايي ميكشيد، و شروع كرد، اندكي به آسمان نگاه ميكرد، و اندكي بسوي زمين مينگريست، بعد از آن سه بار بطر ف بالا، و سه بار بطرف پايين نگاه كرد، سپس دو يا سه بار فرمود: از عذاب قبر به خدا پناه ببريد، بعد سه بار فرمود: خدايا از عذاب قبر بتو پناه ميبرم، سپس فرمود: بندهء مؤمن چون دنيا را وداع گويد و به استقبال آخرت رود فرشتگاني سفيد رو از آسمان بر او نازل ميشوند، رو و صورتشان همانند آفتاب روشن است، كفني از كفنهاي بهشت، و عطرهاي ويژهء اموات مانند كافور و غيره همراه دارند، تا چشم مرده ميبيند از او دور مينشينند، سپس ملك الموت عليه السلام، يعني فرشته اي كه روح را قبض ميكند (عامهء مردم آنرا به عزرائيل ميخوانند، و آنچه در قرآن و سنت پيامبر صلي الله عليه و سلم وارد شده است، ملك الموت مي‌باشد، و ممكن است عزرائيل از اسمهاي اسرائيلي باشد كه رسول اكرم صلي الله عليه و سلم فرمودند: آنرا تصديق و تكذيب نكنيد)، تا اينكه بالاي سرش بنشيند و به او ميگويد: اي روح پاك، ـ و در روايتي ديگر ـ اي روح مطمئن، بسوي مغفرت و رضوان خدا خارج شو، رسول الله صلي الله عليه و سلم فرمودند: پس روح از جسد به آساني خارج ميشود، همچنانكه قطره آبي از كوزهء آب خارج مي‌گردد .

پس ملك الموت آنرا ميگيرد ـ و در روايتي ديگر ـ وقتي روح از جسد خارج شد تمامي فرشتگان بين آسمان و زمين و تمام فرشته هاي آسمان درود ميفرستند و دروازه هاي آسمان بر روحش باز ميشوند، و اهل هر دري از درهاي آسمان تمنّا ميكنند و از خدا ميخواهند تا روح اين مرده را از جهت ايشان بطرف خود سوق دهد، و وقتي ملك الموت روح را از جسد خارج كرده و در دست گرفت فرشته هاي رحمت كه دور از او نشسته بودند فوراً به اندازهء چشم به هم زدن روح را از دست او گرفته و در آن كفن و عطرهائيكه از بهشت با خود آورده بودند ميگذارند، پس اين كلام خداست كه در قرآن فرمودند: (توفته رسلنا وهم لا يفرطون) .[فرستادگان ما يعني ملك الموت و فرشتگاني كه با او هستند او را قبض روح ميكنند، و آنها در آنچه به آنها امر شده، كه اگر ميت مؤمن باشد در اكرام او كوتاهي نكنند، و اگر كافر باشد در اهانت و بد رفتاري و آنچه به آنها امر شده كوتاهي نميكنند] .

و روح از جسد خارج ميشود همانند بهترين بوي عطر مُشكي كه بر زمين پيدا شود، و فرمود: پس آنرا بطرف آسمان ميبرند، و بر هيچ ملأ و جمعي از فرشتگان نميگذرند مگر اينكه آنها سؤال ميكنند: اين روح خوش بو روح چه كسي است؟ پس فرشتگاني كه آن روح را حمل ميكنند جواب ميدهند: اين روح فلان ابن فلان است، با بهترين نامهائي كه در زمين داشته و مردم با آن او را صدا ميكردند، تا اينكه به انتهاي آسماني كه ما آنرا در دنيا ميبينيم برسند، پس طلب ميكنند كه درب آسمان دوم بر آنها باز كنند، سپس درب آسمان بر آنها باز ميشود و در هر آسمان فرشتگاني كه در نزديكي آن روح هستند در تشييع جنازهء آن روح پاك شركت ميكنند، تا اينكه به آسمان هفتم برسند، در اينجا باريتعالي ميفرمايد: كتاب اعمال بندهء صالح مرا در عليين بنويسيد، و آنهم بلندترين و عاليترين منازل بهشت است .

(وما أدراك ما عليون كتاب مرقوم يشهده المقربون).

[اي محمد! چه تو را با خبر كرده كه عليون چيست؟ سپس تفسير كرد و فرمود: كتابي است نوشته شده و حاوي عمل خوبان و نيكان كه فرشتگان هر آسمان گواه آن هستند] .

پس كتابش را در عليون نوشته شده، سپس گفته ميشود: روحش را به زمين برگردانيد، و خداوند ميفرمايد: [من به بندهء خود وعده داده ام كه از زمين او را خلق كرده، و به آن او را برميگردانم، و بار ديگر او را از زمين خارج خواهم كرد]، يعني روز محشر، پس روحش را به زمين برميگردانند و روحش به جسدش برميگردد، رسول الله صلي الله عليه و سلم فرمودند: مرده صداي كفش پاي دوستانش كه براي دفن او آمده اند را ميشنود وقتي از او جدا ميشوند، پس بر او دو فرشته ميآيد و او را توبيخي شديد كرده و او را مينشانند و به او ميگويند: معبود تو چه كسي است؟ جواب ميدهد: معبود من الله است، و به او ميگويند: دين تو چيست؟ جواب ميدهد: دين من اسلام است، و به او ميگويند: آن مردي كه بر شما مبعوث شد چه كسي است؟ جواب ميدهد: او رسول الله صلي الله عليه و سلم است، و به او ميگويند: در دنيا چه كردي؟ جواب ميدهد: قرآن خواندم، و به آن ايمان آوردم، و آنرا تصديق نمودم، بار ديگر او را توبيخ شديدي كرده به او ميگويند: معبود تو چه كسي است؟ دين تو چيست؟ پيامبر تو چه كسي است؟ و اين آخرين فتنه اي است كه بر مؤمن وارد ميشود، و اين كلام خداست كه ميفرمايد: (يثبت الله الذين آمنوا بالقول الثابت في الحياة الدنيا).

[خداوند مسلمانان را به سخن درست در زندگاني دنيا ثابت و استوار ميسازد] .

پس ميت جواب ميدهد: معبود من الله است، و دين من اسلام است، و پيامبر من محمد صلي الله عليه و سلم است، پس ندائي از آسمان بصدا در ميآيد كه بندهء من راست ميگويد، پس از بهشت براي او فرش كنيد، و از لباسهاي بهشت بر تن او كنيد، و دري از بهشت بر روي او باز كنيد، رسول اكرم صلي الله عليه و سلم فرمودند: پس از بهشت بوهاي زيبا و خوب به مشام او ميرسد، و قبرش وسعت پيدا ميكند كه طول آن آخرين نقطه اي است كه مرده آنرا ميتواند ببيند، و نزد او ميآيد ـ و در روايتي ـ مردي خوش رو، و پاك دامن كه از او بوي خيلي خوبي ميآيد، و به او ميگويد: بشارت بده آنچه بر تو آسان است، بشارت بده به رضوان و رحمت خداوندي و بهشتي كه در آن نعمتهاي بي پايان است، اين روزي است كه تو به آن وعده داده شده بودي، پس ميت ميگويد: خداوند تو را به عمل نيك بشارت دهد، تو كي هستي؟ صورتت و رويت، رويي است كه به خير بشارت ميدهد، وي جواب ميدهد: من عمل صالح تو هستم، به خدا سوگند تو را نديدم مگر اينكه در طاعت خدا سباق و سريع بودي، در معصيت خدا كُنْد بودي، پس خداوند تو را ثواب و جزاي خير بدهد، سپس دري از سوي بهشت و دري از سوي جهنم بر او باز ميشود و به او گفته ميشود: اين منـزل و مسكن تو است اگر معصيت خدا ميكردي، و خداوند به مسكني كه در بهشت است تبديل كرده، و وقتي آنچه در بهشت است ديد ميگويد: بار إلهي! در قيام ساعت و آخرت عجله كن تا اينكه بسوي اهل و مالم برگردم، پس به او گفته ميشود: منـزل بگير .

رسول اكرم صلي الله عليه و سلم فرمودند: و بندهء كافر ـ و در روايتي ـ فاجر وقتي دنيا را وداع گفته و به استقبال آخرت ميرود بر او فرشته هائي درشت خو، سياه رو نازل ميشود كه لباسي از موي جهنم با آنهاست، و تا آنجائيكه مرده به چشم ميبيند دور از او مينشينند، سپس ملك الموت ميآيد و بالاي سر ميت مينشيند و به او ميگويد: اي روح خبيث و ناپاك بسوي سخط و غضب و خشم خداوند خارج شو، رسول اكرم صلي الله عليه و سلم فرمودند: پس روحش در بدن و جسدش متفرق ميشود، ملك الموت آنرا كشيده و از بدنش خارج ميكند همچنانكه سفود: يعني سيخ كبابي كه در اطراف آن سيخهاي ديگري وجود دارد (پس وقتي آنرا از پشمي كه در آب خيس شده بيرون آورده ميشود با خود پشمهاي ديگري ميكشد و با دشواري از آن بيرون ميآيد)، را از پشمي كه در آب خيس شده بيرون آورده ميشود، پس رگها و عصبهايش با آن قطع ميشود و او را همهء فرشتگاني كه بين آسمان و زمين و در آسمان هستند لعنت ميكنند و درهاي آسمان بسته ميشوند، هيچ دري از درهاي آسمان نيست مگر اينكه دربانهاي آن درها دعا ميكنند كه خداوند روح اين مرده را از طرف ايشان بالا نبرد، پس ملك الموت روح را گرفته و وقتي در دست گرفت فرشته هاي عذاب كه دور از او نشسته اند به اندازهء چشم به هم زدني روح را از او گرفته و در آن لباس موئي قرار ميدهند، و از آن مانند بدترين بوي مرده اي كه در زمين پيدا شود خارج ميگردد، سپس آنرا بالا ميبرند، و به هيچ ملأ و جمعي از فرشتگان عبور نميكنند بجز اينكه ميگويند: اين روح خبيث و بد چه چيز است؟ جواب داده ميشوند: فلاني فرزند فلان، با بدترين اسمهائي كه در دنيا نام داشته، تا اينكه به آسمان دنيا برسند، سرانجام درخواست باز كردن دروازهاي آسمان را به روي او ميكنند، ولي درها باز نميشوند، سپس رسول اكرم صلي الله عليه و سلم اين آيه كريمه را تلاوت فرمود: (لا تفتح لهم أبواب السماء ولا يدخلون الجنّة حتي يلج الجمل في سم الخياط).

[درهاي آسمان بروي آنان باز نشود و به بهشت در نيايند تا اينكه شتر در سوراخ سوزن در آيد] .

و در اينجا باريتعالي ميفرمايد: [كتاب عمل اين مرده را در سجين بنويسيد: (يكي از منازل جهنم در طبقهء آخر زمين جهنم)، سپس گفته ميشود: او را به زمين برگردانيد، زيرا به بندهء خود وعده داده ام كه او را از زمين خلق كرده، و به آن برميگردانم، و بار ديگر او را از زمين حشر خواهم كرد، پس روحش از آسمان به زمين بطور خيلي شديد پرتاب ميشود، تا اينكه به جسدش برسد، سپس رسول اكرم صلي الله عليه و سلم اين آيهء كريمه را تلاوت فرمودند: (ومن يشرك بالله فكأنَّما خرّ من السماء فتخطفه الطير أو تهوي به الريح في مكان سحيق) .

[هر كس بخدا شرك آورد بدان مانَد كه از آسمان در افتد و مرغان در فضا بدنش را با منقار بربايند، يا بادي تند او را به مكاني دور افكند] .

پس روحش به جسدش برميگردد، سپس فرمود: مرده صداي پاي دوستانش را كه براي دفنش آمده بودند و هم اكنون او را ترك ميكنند ميشنود، و دو فرشته نزد او ميآيند و او را توبيخ كرده و در قبرش مينشانند، و به او ميگويند: معبود تو چه كسي است؟ جواب ميدهد: هاه هاه (اين كلمه در اينجا به معناي ترس و بيم و هراس است)، نميدانم، و به او ميگويند: دين تو چيست؟ جواب ميدهد: هاه هاه نميدانم، پس به او ميگويند: در بارهء آن مردي كه در ميان شما مبعوث شد چه ميگوئي؟ ميگويد: اسمش را بياد نميآورم، پس به او گفته ميشود: نام او محمد است، جواب ميدهد: هاه هاه، نميدانم، شنيدم مردم چنان ميگويند، فرمود: پس به او گفته ميشود: ندانستي، و نخواندي، پس منادي از آسمان ندا ميكند كه او دروغ ميگويد، پس براي او از جهنم فرش كنيد، و بر او دري از جهنم باز كنيد، و بر او وارد ميشود ـ و در روايتي ـ مردي بد چهره و زشت، و پليد دامن كه از او بوي خيلي بد و نفرت انگيزي ميآيد ظاهر ميشود، و به او ميگويد: تو را به توهين و اساءت و زيانكاري و بدبختي بشارت ميدهم، اين روزي است كه بتو وعده داده شده بود، پس مرده ميگويد: و خداوند تو را به بدي بشارت دهد، تو چه كسي هستي؟ صورت تو صورتي است كه خبر زشتي همراه دارد، جواب ميدهد: من عمل خبيث تو هستم، بخدا سوگند تو را نديدم مگر اينكه در طاعت خدا تنبل بودي، و در معصيت او زرنگ و چابك بودي، پس خداوند تو را جزاي بد بدهد، پس بر او كور و كر و لالي مسلط ميشود كه چكشي در دست دارد كه اگر آنرا به كوهي بزند كوه به خاك تبديل ميشود، پس به ميت ضربه اي ميزند كه ميت تبديل به خاك ميشود، سپس خدا او را به همان جسدي كه بوده برميگرداند، بار ديگر به او ضربه اي ميزند با اين ضربه او فرياد ميكشد كه بجز انس و جن همهء مخلوقات آواز و فرياد او را ميشنوند، سپس بر او دري از جهنم باز ميشود و برايش از جهنم فرش ميشود، و مرده ميگويد: بار الهي! قيامت را بر پا مكن .


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه