منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 817
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 133
بازديد کل : 2051832
 
   
اهل بيت و نامگذاري به اسم عمر فاروق و ازدواج با دختر علي
صاحب اثر: دکتر عبدالرحیم ملازاده   تاريخ درج مقاله:2013-03-25  تعداد بازديد:233
اهل بيت و نامگذاري به اسم عمر فاروق و ازدواج با دختر علي بسياري از اهل بيت همچنانكه به اسم ابوبكر تبرك وتيمَن نموده و فرزندانشان را به اين نام مي ناميدند، همين كار را با عمر فاروق انجام مي دادند، ولي قبل از شرح اين موضوع لازم به ياد آورى است كه علي مرتضي دختر خود امّ كلثوم را به ازدواج عمر در آورد و اين خود اقرار به فضائل و مناقب و محاسن عمر از جانب علي مي باشد و اين موضـــوع در بين مورّخان شيعه به تواتر آمده[1] و صحاح اربعهء شيعه آن را تأييد كرده اند.[2] و از محدّثان شيعه و فقهاي آنها، سيّد م

 

اهل بيت و نامگذاري به اسم عمر فاروق و ازدواج با دختر علي

بسياري از اهل بيت همچنانكه به اسم ابوبكر تبرك وتيمَن نموده و فرزندانشان را به اين نام مي ناميدند، همين كار را با عمر فاروق انجام مي دادند، ولي قبل از شرح اين موضوع لازم به ياد آورى است كه علي مرتضي دختر خود امّ كلثوم را به ازدواج عمر در آورد و اين خود اقرار به فضائل و مناقب و محاسن عمر از جانب علي مي باشد و اين موضـــوع در بين مورّخان شيعه به تواتر آمده[1] و صحاح اربعهء شيعه آن را تأييد كرده اند.[2]

و از محدّثان شيعه و فقهاي آنها، سيّد مرتضي علم الهدي در كتاب شافي (ص 116) و كتاب: تنزيه الانبياء ص 141 و ابن شهر آشوب در كتاب مناقب آل ابي طالب (3/162) و أربلــــــي در «كشف الغمّه في معرفهء الائمّه» ( ص 10) و ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه (3/124) و مقدّس اردبيلي در حديقهء الشّيعه (ص 277) و قاضي نورالله شوشتري – شهيد ثالث – در كتاب مجالس المؤمنين ص 76 و بسياري از مصادر و منابع ديگر اين مطلب را ذكر نموده اند.

اين ازدواج و بعد از آن نامگذاري فرزندان اهل بيت توسّط آنها به نامهاي ابوبكر و عمر، دليل واضح و روشن از محبّت اهل بيت به اين دو يار رسول خدا – صلّي الله عليه و آله و سلّم – مي باشد.

اوّلين كسي كه اسم فرزندش را به اسم عمر گذاشت خود علي بود، چنانكه مفيد و يعقوبـــي و مجلسي و اصفهاني و صاحب الفصول المهمّه ذكر كرده اند. و مجلسي مي گويد عمر بن علي در كربلا با حسين كشته شد.[3]

و بعد از علي فرزندش حسن بن علي نيز براي اظهار محبّت و دوستي به عمر يكي از فرزندانش را عمر نام نهاد.[4] و مجلسي مي گويد عمر بن حسن از كساني بود كه با حسين در كربلا شهيد شد، ليكن اصفهاني مي گويد كه او از ميان كساني بود كه اسير گرديد.[5]

و حسين بن علي نيز يكي از فرزندانش را عمر نام نهاد كه مجلسي مي گويد او در كربلا با پدرش حسين شهيد شد.[6]

و بعد از حسين فرزندش علي ملقّب به زين العابدين نيز يكي از فرزندانش را عمر ناميد (به اسم عمو و همسر عمّه اش و دوست جدّش)، چنانكه مفيد و اصفهاني و غيرهما ذكر كرده اند و قابل ذكر است كه بسياري از فرزندان اين عمر با عموزادگان خود بر عبّاسيان خروج نموده اند.[7]

و همچنين موسي الكاظم – امام هفتم شيعيان – يكي از فرزندانش را عمر نام نهاد، چنانكه اربلي شيعي ذكر نموده است.[8]

اينها پنج امام شيعه هستند كه به گمان شيعيان معصوم بوده اند، آيا اين كار آنها درست است يا خيـــر؟ اگر درست است چــرا شيعيان امروزي اين كار را نمي كنند.

به علاوه اينها فقط از مشهوران هستند كه ما نام برديم و الا بسياري ديگر از اهل بيت همين كار را كردند.[9] و همين روش نسبت به گزينش نام عثمان نيز ادامه داشت و علي نام يكي از فرزندانش را عثمان نهاد.[10]

 


[1]تاريخ اليعقوبي 2/149 و 150 و تاريخ طبري 5/16 و تاريخ ابن كثير: البدايهء و النّهايهء ج 7/139 و ابن الاثير: الكامل 3/29، طبقات ابن سعد ص 340.

[2] فروع كافي: كتاب النّكاح 5/346، المستدرك للحاكم؟ 130/3، الاستبصار: طوسي 3/353، تهذيب الاحكام طوسي 8/161 و 9/262.

[3] مفيد: الارشاد: ص 176، تاريخ يعقوبي 2/213، مقاتل الطّالبيّين: اصفهاني ص 84، جلاء العيون: مجلسي ص 570، الفصول المهمّه ص 143، عمدهء الطّالب في أنساب آل ابي طالب ص 361، تحفهء الادب ص 251 و 252، كشف الغغمّه 1/575.

[4] مفيد: الارشاد ص 194، تاريخ يعقوبي 2/213، عمدهء الطّالب ص 81، منتهي الامال 1/240، الفصول المهمّه ص 166.

[5] جلاء العيون: مجلسي 582، مقاتل الطّالبيّين: اصفهاني ص 119.

[6] جلاء العيون: مجلسي 582.

[7] الارشاد ص 261، كشف الغمّه 2/105، عمدهء الطّالب ص 194، منتهي المال 2/43، الفصول المهمّه ص 209، مقاتل الطّالبيّين ص 127 و الشّيعه و اهل البيت: احسان الهي ظهير 134-135.

[8] كشف الغمّه: اربلي ص 216.

[9] الشّيعه و اهل البيت: احسان الهي ظهير ص 135.

[10] مقاتل الطّالبيّين ص 83، عمدهء الطّالبيّين ص 356، تاريخ يعقوبي 2/213.

...........................................................................................

ازدواج هاي بين بني أميّه و بني هاشم

سابقاً از ارتباط بين خلفاي راشدين و اهل بيت سخن گفتيم. ليكن اكنون مي خواهيم ثابت كنيم كه حتّي بعد از واقعهء دلخراش كربلاء، آبها به جوي بازگشت و بين بنيأميّه و بني هاشم آن دشمني بيش از اندازه كه شيعيان شايع ساخته اند، وجود نداشته است. زيرا در بين آنها روابط زناشويي و دامادي ايجاد شد.

و ما مي دانيم كه بني اميّـــه و بني هاشم پسر عموهاي يكديگرو برادرو دوست بوده اند و مي دانيم كه بين ابوسفيان و عبّاس بن مطلب چنان دوستي برقرار بود كه كه شهرهء آفاق است و قبل و بعد از اسلام در ميان آنها دامادي و وصلت وجود داشت. پيامبر سه دختر از چهار دختر خود را به امويان داد (ابوالعاص بن ربيع كه از بني اميّه است و عثمان بن عفّان بن ابي العاص بن أميّه و او پسر دختر عمهء رسول خدا مي باشد).[1]

بعد از عثمان بن عفّــــان فرزندش ابان بن عثمـــان نيز با بني هاشم ازدواج كرد و أمّ كلثوم دختر عبدالله بن جعفر طيّار را به همسري اختيار نمود.[2]

نوهء علي و دختر حسين، سكينه با نوهء عثمان، زيد بن عمروبن عثمان ازدواج كرد.[3] و نوهء دوّم علي و دختر حسين فاطمه همسر ديگر نوهء عثمان (محمّد بن عبدالله بن عمرو بن عثمان بن عفّان) بود و مادر محمّد فاطمه دختر حسين بود كه عبدالله بن عمرو بعد از وفات حسن بن حسن بن علي با او ازدواج كرد.[4]

و نوهء فرزند علي، حسن بن علي با نوهء عثمان، مروان بن أبان ازدواج كرد، يعني أمّ قاسم دختر حسن مثنّي بن حسن در عقد مروان بن أبان بن عثمان بوده كه محمّد بن مروان فرزند اوست.[5]

چنانكه مي دانيم ام حبيه دختر ابوسفيان رهبر بنى اميه –كه شيعيان حتى اسلامش را قبول ندارند- همسر سيّد و سرور بني هاشم و سرور جهانيان حضرت رسول خدا بود كه اين نيازي به اثبات ندارد.

وهند دختر ابوسفيان همسر حارث بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب بن هاشم بود كه فرزندى بنام محمد برايش آورد، [6]

لبابه دختر عبيدالله بن عبّاس بن عبدالمطّلب با عبّاس بن عليّ بن أبي طالب ازدواج كرد، سپس بعد از او با وليد بن عتبه (برادر زادهء معاويه) بن ابي سفيان ازدواج كرد.[7]

و بعد از رمله دختر محمّد بن جعفر – طيّار – بن أبي طالب با سليمان بن هشام بن عبدالملك اموي و سپس با ابوالقاسم بن وليد بن عتبه بن ابوسفيان ازدواج كرد.[8]

و دختر عليّ بن أبي طالب رمله با پسر مروان بن حكم بن ابي العاص اموي، يعني معاويه بن عمران ازدواج كرد (رمله دختر علي أمّ سعيد دختر عروه بن مسعود ثقفي)[9] و رمله دختر علي نزد ابوالهيّاج بود ... بعد از او با معاويه بن مروان بن حكم بن ابي العاص ازدواج كرد.[10]

و زينب دختر حسن بن حسن بن علي نيز در ازدواج وليد بن عبدالملك بن مروان اموي بود.[11]

و نوهء علي بن ابي طالب با نوهء مروان حكم ازدواج كرد يعني نفيسه دختر زيدبن حسن بن عليّ بن ابي طالب با وليد بن عبدالملك بن مروان ازدواج كرد كه مادر نفيسه لبابه دختر عبدالله بن عبّاس مي باشد.[12]

و امثال اين خويشاوندي سببي و دامادي بين بني هاشم و بني اميّه بسيار زياد است، و آنچه ذكر كرديم فقط براي نمونه مي باشد و لهذا عليّ مرتضي در نامه اي به معاويه نوشت كه: عزّت قديمي ما و سيطرهء ما بر قوم شما مانع اين نگشت كه با همديگر ازدواج كنيم و مثل دوهم وزن بين ما وصلت ها بوده است.[13]

آيا بعد از همهء اين خويشاوندى ووصلت ها ميشود مدعى شد كه بازهم آنها دشمن خونى يكديگر بوده اند؟ در حاليكه بنى اميه وبنى هاشم فرزندان يك پدر ونوادگان يك جد هستند،

دختر ديگر علي خديجه، همسر عبدالرّحمن بن عامر أموي بود. و پدرش عامر بن كريز اموي از طرف معاويه امير بصره و در جنگ جمل شريك طلحه و زبير و بر ضدّ علي بود.[14]

و قابل توجه است كه شش نفر از نواده هاي مختلف حسن (دختران) با پسران اموي و رهبران آنها ازدواج كردند كه علماي نسب شناس اين داماديهاي بين هاشميها و اموي‌ها را به بيش از بيست مورد نوشته اند كه همهء اينها بعد از جنگ بين معاويه و علي و بعد از صفّين و جمل رخ داده است. بدين ترتيب آيا باز هم جايي براي اين سخن بيهوده وجود دارد كه جنگ با علي كفر است؟ آيا اين رفتار اهل بيت علي سخن شيعيان را تكذيب نمي كند؟ و همچنين بسياري از مردان بني هاشم با دختران اموي به ويژه با خانوادهء حاكم ازدواج كردند و در ميان آنها ديدار و مهماني و ردّ و بدل هديه وجود داشت، خصوصاً بين ائمّهء اثنا عشر شيعه و خانوادههاي آنها با امويان و همچنانكه مشهور است غير از امام حسين كسي از ائمّهء دوازده گانهء شيعه با آنها نجنگيد.

خلاصهء موضوع اينكه تشيّع اوّل به معناي يك عقيدهء خالص بوده ونماد افكار بيگانه ویرانگرنبود، و شيعيان اوّليّه بيش از اين نبودند كه از حزب علي بودند و از او در مقابل معاويه دفاع میكردند، و امّا بعد از شهادت علي، فرزندش حسن از خلافت دست كشيد و با معاويه صلح كرد و شيعيان نيز غالباً با او همراه شده و با معاويه بيعت كردنـــد. و درميان شيعيان و بني اميّه نه اختلاف ديني وجود داشت و نه جنگ قبيله اي و تعصّبي و نژادي، بلكه شيعيان نزد حكّام بني اميّه مي آمدند و پشت سر آنها نماز مي خواندند، چنانكه حضرات حسنين نزد معاويه رفته و از او هدايائي پذيرفتند. ابن كثير مي گويد: وقتي كه خلافت براي معاويه استقرار يافت، حسين با برادرش حسن نزد او تردّد مي كردند و معاويه به آنها اكرام نموده مي گفت: خوش آمديد و عطاياي بزرگي به آنها مي داد. ودر يك روز دو صد هزار دينار به آنها بخشيد وگفت : بفرمائيد، من پسر هند هستم، وهيچ كس نه قبل ونه بعد از من اين مقدار به شما نخواهد داد، حسن در جواب به اوگفت : به خدا كه نه تو ونه قبل ونه بعد از تو، كسى به بهتر از ما، عطا نخواهد كرد، وبعد از وفات حسن برادرش حسين نيز نزد معاويه ميرفت و مورد اكرام قرار ميگرفت، [15]

و مجلسي از جعفر بن باقر – امام ششم شيعيان – روايت مي كند كه روزي امام حسن به امام حسين و عبدالله بن جعفر گفت كه هداياي معاويه در اوّل ماه آينده خواهد رسيد، و در همان روز هم اموال معاويه رسيد، و امام حسن بسيار مديون بود و از آن مال وامهايش را پرداخت نمود و بقيّه را بين اهل خود و شيعيانش تقسيم كرد و امّا امام حسين بعد از پرداخت وامهايش مالش را به سه قسمت تقسيم كرد. قسمتي براي شيعيان و خواصّش و دو قسمت براي خانواده و فرزندانش و عبدالله بن جعفر نيز همچنين بود.[16]

و كليني مي گويد كه مروان بن حكم براي عليّ بن حسين و بقيّهء جوانان مدينه اموالي مقرّر نمود. معاويه مروان بن حكم را بر مدينه گماشت و به او دستور داد كه براي جوانان قريش حقوق مقرّر نمايد و او چنين كرد. عليّ بن حسين (ع) گفت كه آمدم و پرسيد: اسمت چيست؟ گفتم: عليّ بن حسين. پس برايم مقرّر داشت.[17] و همچنين عموي حسين و برادر بزرگتر علي رضي الله عنه يعني عقيل بن ابي طالب كه نزد معاويه مي رفت و هديه ها و بخشش ها از او قبول مي كرد و از جمله معاويه به او صد هزار درهم داد.[18]

و ابن ابي الحديد شيعى به اين امر تصريح نموده و مي نويسد كه: معاويه اوّلين فرد در زمين است كه يك ميليون در هر سال به حسن و حسين عطا مي نمود و فرزندش يزيـــد آن را مضاعف نمــــود و همچنين به عبدالله بـــن عبّاس و عبدالله بن جعفر مي بخشيد.[19]

و ابو مخنف غالى نيز مي گويد كه معاويه براي حسين در هر سال يك ميليون (هزار هزار) علاوه بر انواع هدايا از هر نوعي مي فرستاد.[20] و آنها پشت سر حكّام و امراء معاويه نماز ميخواندند.

و جعفر بن محمّد باقر از پدرش عليّ زين العابدين روايت مي كند كه حسن و حسين پشت سر مروان نماز خوانده و آن را اعاده نمي كردند.[21] و مروان در آن وقت امير مدينه بود.

و أبان بن عثمان امير مدينه از طرف عبدالملك بن مروان اموي، براي پيش‌نمازي از طرف عليّ‌بن محمّد مشهور به محمّد بن حنفيّه مقدّم شد، و ابو هاشم محمّد بن علي به او گفت: ما مي دانيم كه امام براي پيش نمازي شايسته تر است والاّ تو را مقدّم نميشمرديم، پس جلو رفته و بر آنها نماز خواند. و همچنان بر برادرزادهء علي عبدالله بن جعفر طيّار نماز گزارد. و امثال اين حوادث فراوان است.

بخدا اگر حكومت بدون هيچ مشكلى بدست على مستقر ميشد شيعيان از حرمان معاويه وخاندانش پيراهن عثمان درست ميكردند وبرآن ميگرستند، چون قصد كسانى كه اين باورهارا جعل نموده اند ايجاد اختلاف درميان امت اسلام بوده است نه حق اين و آن.

 


[1] انساب الاشراف: بلاذري 5/1، المحبر: بغدادي ص 407، طبقات ابن سعد 8/166، اسدالغابه 5/191، منتهي المال 1/ فصل 9. منبع اصلى اين مبحث كتاب الشيعهء وأهل البيت – چاپ دوم- ميباشد ازشهيد احسان الهى ظهير ميباشد از ص 140-به بعد

[2] المعارف: دينوري ص 86.

[3] نسب قريش: زبيري 4/120، المعارف: ابن قتيبه ص 94، جمهرهء انساب العرب: ابن زم 1/86، طبقات ابن سعد 6/349.

[4] حياهء القلوب: مجلسي 2/588 باب 51.

[5] نسب قريش 2/53، جمهرهء أنساب العرب 1/58، المحبر: بغدادي ص 438.

[6] الاصابهء ج 3 ص 58-59 و طبقات ابن سعد 5/15

[7] المحبر: ص 441، نسب قريش ص 133، عمدهء الطّالب، حاشيهء ص 43.

[8] كتاب المحبر ص 449.

[9] اين همان مرواني است كه مورد هجوم شبانه روزي شيعيان است كه فرزندنش با فرزند علي ازدواج مي كند، الارشاد: مفيد: ص 186.

[10] نسب قريش ص 45، جمهرهء أنساب العرب: ص 87.

[11] نسب قريش ص 52، جمهرهء أنساب العرب ص 108.

[12] طبقات ابن سعد 5/234، عمدهء الطّالب في أنساب آل ابي طالب ص 70.

[13] نهج البلاغه: تحقيق صبحي صالح ص 386 و 387 ج 3/32 تحقيق محمّد عبده.

[14] الاعلام: طبرسي: ص 203 و الارشاد: مفيد: ص 186 و الشّيعهء و التّشيّع: احسان الهي ظهير ص 35.

[15] البدايهء و النّهايهء: ابن كثير 8/150-151.

[16] جلاء العيون: مجلسي ص 376.

[17] فروع الكافي 6/19.

[18] الامالي، طوسي 2/334.

[19] شرح نهج البلاغه: ابن ابي الحديد 2/823.

[20] مقتل ابي مخنف ص 7.

[21] تاريخ ابن كثير (البدايهء و النّهايهء): 8/258.

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه