منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 817
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 176
بازديد کل : 2052859
 
   
صیغه و شروط آن در نزد تشیع 2
صاحب اثر: حجت الاسلام مرتضی رادمهر   تاريخ درج مقاله:2013-03-25  تعداد بازديد:250
تشيع معتقد است كه يك فرد مي‌تواند يك زن را هزاران بار نيز متعه نمايد و زن نيز مي‌تواند با هزاران شوهر متعه نمايد اين عقيده به روشنی مشخص مي‌نمايد كه متعه همان زنا و فحشاء است و الا چگونه مي‌تواند يك زن هزاران شوهر و يا يك مرد هزاران همسر داشته باشد.

 

جواز متعه با يك زن ولو اينكه هزاران بار باشد

تشيع معتقد است كه يك فرد مي‌تواند يك زن را هزاران بار نيز متعه نمايد و زن نيز مي‌تواند با هزاران شوهر متعه نمايد اين عقيده به روشنی مشخص مي‌نمايد كه متعه همان زنا و فحشاء است و الا چگونه مي‌تواند يك زن هزاران شوهر و يا يك مرد هزاران همسر داشته باشد.
1- از زراره روايت است كه مي‌فرمايند به امام جعفر صادق گفتم شخصي زني را متعه مي‌نمايد و پس از او شخصي ديگر او را متعه مي‌نمايد آيا آن زن مي‌تواند با شوهر اول متعه نمايد ايشان فرمودند آري اين زن، زن اجاره شده است و در هر وقت كه شوهر اول بخواهد مي‌تواند او را اجاره نمايد([1]).
2- از ابان روايت است كه مي‌فرمايد عده‌اي از اصحاب امام جعفر صادق از او پرسيدند آيا شخصي مي‌تواند مراتب متعدد و گوناگوني يك زن را متعه نمايد ايشان فرمودند اشكالي ندارد([2]).
3- از علي بن جعفر روايت است كه مي‌فرمايد از امام جعفر صادق پرسيدم يك شخصي چند بار مي‌تواند يك زن را به متعه بگيرد ايشان فرمودند هر مقداري كه او دوست دارد مي‌تواند او را متعه نمايد([3]).


([1]) التهذيب 2/191.
([2]) فروع كافي 2/46.
([3]) قرب الاسناد 109.

تجديد مدت زمان متعه

هنگامي كه شخصي تجديد متعه با زني كه متعه شده ولي مدت متعه به پايان رسيده است را داشته باشد مي‌تواند با افزودن مهر و اجرت متعه را تجديد نمايد.
از مفضل بن عمر روايت است كه مي‌فرمايد امام جعفر صادق در طي نامه‌اي به من نوشت: آنچه خداوند بر ما حلال گردانده حلال و آن چه او بر ما حرام گردانده حرام هستند و متعه از چيزهايي است كه خداوند آن را بر ما حلال گردانده‌اند و حج تمتع نيز حلال است به هر گونه و هر مقدار كه مي‌خواهيد مي‌توانيد زنان را متعه نماييد زن و مرد متعه شده مي‌توانند پس از پايان مدت نكاح موقت در وقت و مقدار اجاره بيافزايند.
و در اين باب نيز روايات متعددي نقل شده است كه بخاطر اختصار از ذكر آنها صرف نظر كرده‌ايم.

 

در متعه ميراث وجود ندارد

در مذهب تشيع زن و مرد زنا كار هرگز از يكديگر ارث نمي‌برند و شوهران و همسران متعه شده نيز مانند آن - زنا- بدون ارث و ميراث هستند چنانچه در روايات زيادي به آن اشاره شده است.
از ابن ابي عمير روايت است كه مي‌فرمايد امام جعفر صادق فرمودند در بين زن و مرد متعه شده هرگز ميراث جاري نمي‌شود([1]).
از سعيد بن يسار روايت است كه مي‌فرمايد از امام جعفر صادق پرسيدم: شخصي زني را متعه مي‌نمايد و ميراث را در عقد مطرح نمي‌سازند آيا بين آن دو ميراث جاري مي‌شود يا خير؟ ايشان فرمودند ميراث در بين آن دو جاري نمي‌شود، برابر است آن را مشروط نمايند يا غير مشروط([2]).



([1]) فروع كليني 2/47.
([2]) التهذيب 2/190

جواز تمتع با دختران باكره

تشيع معتقد است كه دختران و پسران جوان مي‌توانند با يكديگر بدون اذن ولي متعه نمايند چنانچه در روايات متعددي به آن ياد آور شده‌اند كه در اينجا به بخشي از آن روايات اشاره مي‌شود:
1- از زياد بن ابي الحلال روايت كه مي‌فرمايد از امام جعفر صادق شنيدم كه ايشان فرمودند: شخصي مي‌تواند دختر باكره را متعه نمايد ولي بكارت او را زائل نگرداند تا خانواده او را سرزنش ننمايند([1]).
سبحان الله چگونه امكان دارد كه فردي زني را به عقد نكاح خود در آورد ولي در عقد با او شرط نمايد تا از شرمگاه او استفاده ننمايد و آيا آن فرد مي‌تواند خود را كنترل نمايد و بكارت او را از بين نبرد!
2- از محمد بن ابي حمزه روايت است كه از ايشان پرسيدند آيا مي‌توانيم دختران باكره را متعه نماييم ايشان فرمودند متعه با آنان اشكالي ندارد ولي از شرمگاه آنان استفاده ننماييد([2]).
3- از ابي سعيد القماط روايت است كه مي‌فرمايد از امام جعفر صادق پرسيدم دختر باكره‌اي مرا بدون اذن و اجازه ولي خويش به متعه فرا خواند آيا مي‌توانم با او متعه نمايم؟ ايشان فرمودند آري شما مي‌توانيد با او متعه نماييد ولي از موضع فرج پرهيز نماييد، من به ايشان گفتم اگر او خودش براي استفاده از فرج راضي باشد باز هم پرهيز نمايم ايشان فرمودند آري باز هم پرهيز نما، مبادا زماني فرا برسد كه خانواده او را طعنه زنند([3]).
از اين روايات به وضاحت ثابت مي‌گردد كه زنان متعه شده جزو مصاديق آيه ﴿فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ﴾ نيستند زيرا كه در اينجا عقد متعه جاري گرديده ولي استمتاع صورت نگرفته است، و توسط امام جعفر صادق استمتاع ممنوع قرار گرفته است، پس شوهر در مقابل چه چيز به آن زن مهريه مي‌پردازد؟ آيا او را به عنوان دوست دختر انتخاب نموده و فقط براي قدم زدن و سخن گفتن با او مهريه مي‌پردازد؟ و آيا مهريه با اين چيزها بر شوهر لازم مي‌شود؟ جالب‌تر اينكه در رواياتي ديگر متعه با دختران باكره مكروه قلمداد شده است كه در اينجا به بخشي از آن روايات اشاره مي‌شود:
1- از حفص بن بختري روايت است كه مي‌فرمايد از امام جعفر صادق پرسيدند آيا متعه دختران باكره جايز است ايشان فرمودند: متعه آنان مكروه است زيرا كه توسط آن خانواده آنان را طعنه مي‌زنند([4]).
2- از ابي بكر حضرمي روايت است كه مي‌فرمايد امام جعفر از من پرسيد اي ابوبكر از متعه دختران باكره پرهيز نما ([5]).
3- از عبدالملك بن عمرو روايت است كه ايشان مي‌فرمايند از امام جعفر صادق پرسيدم آيا متعه دختران باكره جايز است؟ ايشان فرمودند متعه آنان بسيار مشكل است از آن پرهيز نماييد([6]).



([1]) فروع كافي 2/46.
([2]) وسايل شيعه 14/458.
([3]) التهذيب 2/187.
([4]) التهذيب 2/188.
([5]) فقه الرضا 65.
([6]) فقه الرضا 66.

 

جواز متعه با زناني كه شوهر دارند

ازدواج با زناني كه شوهر دارند فقط در مذهب مزدك و ماركسي جايز است و مذهب تشيع به پيروي از آنان متعه و ازدواج با زنان شوهر دار را جايز و حلال قرار داده است، اگر به دقت و منطق عقلاني به آن بنگريم در مي‌يابيم كه اين مسئله به تنها سبب هتك حرمت زنان مي‌شود، بلكه بي‌حيايي و رسوايي اين مذهب را نيز بيان مي‌دارد، در روايات زيادي به آن تاكيد شده است كه در اينجا به بخشي از آن روايات اشاره مي‌شود:
1- از يونس بن عبدالرحمن روايت است كه مي‌فرمايد از امام رضا پرسيدم آيا نكاح زني كه با يك فرد ازدواج متعه نموده است و قبل از اتمام عده با فردي ديگر ازدواج مي‌نمايد جايز است ايشان فرمودند: گناه آن بر گردن زن است و نكاح درست است([1]).
2- از فضل مولي محمد بن راشد روايت است كه مي‌فرمايد من از امام جعفر صادق پرسيدم من با يك زني متعه نمودم و سپس در قلبم اين سوال پيش آمد كه مبادا او شوهر داشته باشد و سپس پس از تحقيق او را شوهر دار يافتم، امام جعفر صادق فرمودند متعه او اشكالي نداشت چرا از ازدواج او تحقيق به عمل آوردي، نيازي به آن نبود([2]).
3- از مهران بن محمد روايت است كه مي‌فرمايد به امام جعفر صادق گفته شد: فلاني زني را متعه نموده است و او از اينكه مبادا زن شوهر داشته باشد تحقيق كرد، امام صادق فرمودند چرا تحقيق نموده است نيازي به تحقيق نيست نكاح و متعه او جايز است([3]).
4- از محمد بن عبدالله اشعري روايت است كه مي‌فرمايد به امام رضا گفتم شخصي با زني ازدواج مي‌نمايد و سپس مشكوك مي‌شود كه او شوهر دارد، ايشان فرمودند نيازي به تحقيق و شك نيست و متعه او جايز است([4]).



([1]) من لا يحضره الفقيه 2/149.
([2]) التهذيب 2/187.
([3]) حواله بالا.
([4]) احواله بالا.

 

عاريت گرفتن زنان جايز است

در روايات متعددي كه تشيع آن روايات را به ائمه نسبت مي‌دهند به كثرت وارد شده است كه عاريت فرج و زنان جايز است و كنيزان را بدون اذن ولي مي‌توانيد متعه نماييد. در روايات كثيري جواز عاريت زنان بيان شده است كه در اينجا به بخشي از آن روايات اشاره مي‌شود.
1- از عبدالكريم روايت است كه مي‌فرمايد از امام جعفر پرسيدم شخصي شرمگاه كنيزش را به اجاره مي‌دهد آيا آن جايز است؟ ايشان فرمودند آري جايز است([1]).
2- از محمد بن مسلم روايت است كه مي‌فرمايد از امام جعفر پرسيدم آيا جايز است شخصي كنيزان خود را در اختيار ديگران قرار دهد؟ ايشان فرمودند اشكالي ندارد([2]).
3- از فضل بن يسار روايت است كه مي‌فرمايد از امام جعفر پرسيدم اصحاب ما از شما روايت مي‌كنند كه شما عاريت فرج را جايز مي‌دانيد، ايشان فرمودند آري، سپس پرسيدم اگر شخصي كنيز گرانبهاي باكره‌اي داشته باشد و آن را به اجاره و عاريت دهد و در عقد شرط نمايد كه از فرج او استفاده ننمايد آيا جايز است؟ ايشان فرمودند اشكالي ندارد ولي اگر آن فرد از فرج او استفاده نمايد بايد عشر قيمت او را بپردازد([3]).



([1]) بحار الانوار 100/326.
([2]) حواله بالا.
([3]) بحار الانوار 100/326.

 

جواز استمتاع از دبر زنان در عقد متعه

از عمار بن مروان روايت است كه مي‌فرمايد به امام جعفر گفتم شخصي نزد زني براي نكاح متعه مي‌آيد و او مي‌گويد: من به شرطي با شما متعه مي‌نمايم كه از فرجم استفاده ننمايي و از محل و مكان ديگر مي‌تواني تلذذ حاصل نمايي، امام جعفر فرمودند آن فرد بايد آن شرط را رعايت نمايد و از مكان قبل- فرج - استفاده ننمايد([1]).




([1]) فروع كافي 2/48.

 

مصاحبه با چند نفر از نقاط مختلف كشور در مورد صيغه كه توسط مترجم انجام گرفته است

س – خانم مي‌شود نظر شما را راجع به ازدواج موقت (صيغه) سوال كنم؟
ج – آقا بي‌زحمت از من سوال نكنيد، كاري نكنيد سفره دلم را باز كنم زيرا طاقت شنيدن چنين حرفهايي را نداريد. با سماجت سوال مي‌كنم، خانم از روي نيمكت بلند مي‌شود و روي نيمكت ديگري مي‌نشيند از او مجدداً سوال مي‌كنم خانم نظر شما نسبت به ازدواج موقت (صيغه) چيست؟
اول خودتان را معرفي كنيد؟
من ليدا – اهل و ساكن تهران متولد 1358 داراي تحصيلات ديپلم و در خانواده‌اي متوسط زندگي مي‌كردم دو خواهر بوديم و دو برادر، زندگي خوب و راحتي داشتيم و در ضمن خانواده‌ام خيلي مذهبي سرسخت بودند سال آخر دبيرستان بودم كه به يك سري كتب ديني دست پيدا كردم كه در مورد ازدواج موقت يعني همان صيغه در آن چيزهايي نوشته بود و از ثواب در مورد متعه و مساله متعه ذهن مرا به خود مشغول كرده بود اتفاقاً روزي از مدرسه به خانه مي‌آمدم كه به يك جوان خيلي متين برخورد كردم كه با من حال و احوال كرد ولي من اهميت ندادم اين كار چند روز انجام مي‌گرفت خلاصه يك روز جلو مرا گرفت سپس نام مرا سوال كرد به او گفتم اسم من ليدا است من از او پرسيدم اسم شما چيست در پاسخ به من گفت اسم من اسفنديار است ايشان از من خواستگاري كرد با خود گفتم جواني كه در آينده مرا خوشبخت كند اوست خلاصه غروب بود اسفنديار از من جدا شد و من از او خداحافظي كردم و به خانه رفتم. در روز بعد اسفنديار را ديدم او به من گفت ما براي اينكه با هم محرم شويم متعه را انجام مي‌دهيم من همراه با اسفنديار پيش يك روحاني رفتيم روحاني به حاج آقا موسوي معروف بود من ماجراي خود را براي روحاني مزبور گفتم كه خانواده من نسبت به آبرو و حيثيت خيلي پايبند هستند، پدر و مادرم نبايد بفهمند، آيا صيغه جايز است ايشان گفتند اگر خودتان مي‌واهيد اشكالي ندارد، ولي تماس جنسي با هم نداشته باشيد، ايشان صيغه محرميت را جاري كرد و مجدداً به اسفنديار گفت كه با من تماس جنسي نداشته باشد، پدر و مادر من و پدر و مادر اسفنديار از ماجرا باخبر نبودند، البته پدر و مادر اسفنديار در شهرستان زندگي مي‌كردند اسفنديار در تهران خانه مجردي داشت در اوايل من و اسفنديار با هم برخوردهاي خيلي محترمانه‌اي داشتيم بعدها من و اسفنديار هر چه به هم نزديكتر مي‌شديم حس شهواني كنترل را از ما مي‌ربود، من و اسفنديار در دنياي ديگري غرق شديم دوستي من و اسفنديار همانند دوستي پنبه و آتش بود سرانجام من از اسفنديار حامله شدم پس از اينكه خانواده‌ام ماجرا را فهميدند قصد كشتنم را داشتند به ناچار از خانه فرار كردم و در بيمارستان وضع حمل نمودم.
س- ببخشيد حالا نظرتان نسبت به صيغه چيست؟
ج- صيغه يعني راهي براي انجام زنا، صيغه يعني راهي به سوي بدبختي.
س- مگر دولت به عنوان يك بي‌پناه به شما آسايشگاه نمي‌دهد؟
ج- بله قرار مي‌دهد اما خود ماموران دولت از هر زن و دختري كه در آسايشگاهها باشند فقط استفاده جنسي مي‌نمايند و حتي زماني كه زنداني شدم مسئولين درجه يك زندان با من عمل زنا را انجام دادند.
حاج آقا اين همه زنهاي علاف را در پاركها مشاهده مي‌كنيد اينها همه زنهايي آواره‌اي همانند من و بدتر از من هستند كه فريب اسلام را خورده‌اند اين چگونه اسلامي است كه در آن شهوتراني رايج است من فكر مي‌كنم در يهود هم چنين چيزهايي نباشد، من به علت مشكلاتي كه برايم پيش آمده اگر بگويم از هر چه مرد در دنياست متنفرم شما باور مي‌كنيد؟

/////////

مصاحبه با چند تن زن شيعه

خانم سلام: اجازه مي‌فرماييد با شما راجع با مشكلات امروز ازدواج موقت (صيغه) از شما سوالي داشته باشم.
خانم- اشكالي ندارد.
حاج خانم به عنوان يك زن از صيغه در جامعه توضيح دهيد.
خانم: صيغه يعني وسيله‌اي براي نابود كردن مسلمانان، و من نيز دچار اين دسيسه شوم شده‌ام.
خانم: بيشتر توضيح بدهيد اول خودتان را معرفي نماييد.
1- من زينب- م- اهل و ساكن گرگان در سال 1359 شوهرم در جنگ ايران و عراق شهيد شد و من از همسر شهيدم فرزندي نداشتم يك سال بعد كه دستور رهبر بود كه همسران شهيد مي‌توانند با بسيجيان ازدواج موقت و بقولي بسيجي هم بود ازدواج متعه انجام دادم بعد از چند مدتي آن مرد رفت و من به هزار زحمت توانستم براي فرزندم شناسنامه بگيرم، فرزندم زهرا متولد 1360 است او با جواني به نام عليرضا آشنا مي‌شود و آن جوان با مادرش و عمويش به خواستگاري دخترم زهرا آمدند و گفتند كه پدر عليرضا در خارج از كشور زندگي مي‌كنند مراسم خواستگاري در غياب پدر عليرضا صورت گرفت و مراسم عروسي چند ماه آينده برگزار شد شب عروسي عليرضا و زهرا متوجه جرياني شدم كه ديگر خيلي دير شده بود.
شما متوجه چه چيزي شديد؟
زن با چشماني پر از گريه مي‌گويد متوجه شدم كه زهرا با برادر خودش ازدواج كرده و من خود را مسبب اين جنابت فجيع مي‌بينم.
حالا خانم بگو ببينم نظر شما نسبت به ازدواج موقت چيست؟
از ديدگاه من ازدواج موقت يعني زنا با مدرك.

///////////////

مصاحبه در يك دانشگاه

س- خانم ببخشيد نظرتان در مورد متعه چيست؟
ج- من دانشجوي هنرهاي زيبا اهل و ساكن مشهد هستم، به نظر من اين مسئله يك ظلم و تحقير و اهانت به زنان مي‌باشد و اين عمل بسيار زشت و ناپسند است و هيچ فرقي با زنا ندارد.
س- آقا ببخشيد شما با صيغه موافق هستيد؟
ج- خير بنده به عنوان يك دانشجوي شيمي و آينده‌ساز اين مملكت كاملا مخالفم چون در اين قضيه سوء استفاده‌هاي زيادي مي‌شود و اهانت به خانم‌هاست و بي‌بند و باري زيادي در جامعه به وجود مي‌آورد و از ديدگاه من احاديثي را كه در فضيلت صيغه از ائمه نقل مي‌كنند جعلي است.

 

////////////////

خواننده عزيز و گرامي‌قدر حالا فيصله با شماست

آيا ممكن است كه يك حكم شرعي در اسلام وجود داشته و حائز ثواب و اجر بي‌پاياني باشد و ائمه بر آن تاكيد كنند ولي انجام دادن آن را براي خود و خويشاوندان خود عار بفهمند؟! حاشا و كلا همچنين چيزي در اسلام وجود ندارد و اين «صيغه» جز يك زناي با مدرك و بي‌حيايي فراگير بيش نيست اگر صيغه اصل و اساسي مي‌داشت ائمه و بزرگواران به آن مبادرت مي‌ورزيدند حال آنكه از هيچ يك از ائمه صيغه ثابت نيست.
لذا شكي نيست كه اين يك بهتان بزرگي است كه اهل تشيع آن را تراشيده و به ائمه بزرگوار نسبت داده‌اند در حالي كه آنها «ائمه» از آن بيزار و بري بوده و مي‌باشند.
بنده در ترجمه و تلخيص تا حد توان خود كوشيده‌ام كه اشتباهي رخ ندهد باز هم اگر جايي با اشتباهي بر خورديد آن را از بنده بدانيد و دعا كنيد خداوند از استمرار بر اشتباه و گناه، ما را نجات عنايت بفرمايد.
قدمي كه برداشته‌ام فقط براي اظهار حقيقت براي عموم مسلمين و راهنمايي برادران و خواهران تشيع مي‌باشد تا آنهايي كه طبيعت سالم دارند و از نعمت عقل درست كار مي‌گيرند راه درست و حقيقت را دريافته و از چنگال شهوت‌رانان خود را نجات دهند.
خوانندگان عزيز براي اطمينان خاطر شما را دعوت مي‌كنم كه به اصل كتب تشيع مراجعه نموده و بدانيد كه نويسنده افتراء‌پردازي نكرده است، اگر شيعه امروز آن كتابها را قبول نمي‌كنند پس بايد كفر نويسندگان آنها را اعلان و از آنها اظهار برائت نمايند و اين كار هرگز از شيعه شدني نيست.
لذا خوب بدانيد كه همه اين خرافات از اصل مذهب شيعه است و آنها بر آن معتقد و مفتخر هستند پس منتظر روزي باشيد كه خداوند خودش بين حق و باطل فيصله نمايد.
به اميد آن روز
مرتضي رادمهر
25/11/81.

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه