منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 445
بازديد کل : 2595803
 
   
شأن نزول آيات 55 و 67 سوره ي مائده چيست؟
صاحب اثر: مهتدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-24  تعداد بازديد:418
يکي از دلايل روشن بر اين‌كه‌ آيه‌ي فوق الذکر بر «امامت» دلالت ندارد، اين است که اين آيه شرط دليل اصولي که محکم بودن و صراحت و وضوح در دلالت بر مقصود است، دارا نيست.

 

شأن نزول آیات 55 و 67 سوره ی مائده چیست؟ آیا در مورد ولایت علی رضی الله عنه است؟

 

سوالي که داشتم در باب مسئله شان نزول است. ببينيد اگر قران کريم جامع و مانع است نيازي به دانستن شان نزول نيست چرا اين که شان نزول روايت است و امکان خطا در گزارش و ديگر مسائل مانند خبر واحد بودن در آن راه دارد. حال ببينيد اين همه جنجال بر سر اياتي مانند آيه 55 و 67 سوره مائده که اشاره به ولايت علي و ابلاغ آن در حجه الوداع هست در صورتي که در ظاهر آيه ابدا نشاني از اين نيست؟ نظرتان در باره اين موضوع بفرماييد به خصوص در باب اين آيه 67 که معرف به آيه ابلاغ است.



 

الحمدلله،

شناخت و آشنايي با اسباب نزول آيات قرآن داراي فوايد ارزشمندي است و کسي که خلاف آنرا بگويد به خطا رفته است. از جمله فوايد اسباب نزول،علم به معنا و مفهوم آيه يا رفع اشکال آنست.

واحدي مي گويد:درک تفسير آيه بدون آگاهي از قصه و بيان سبب نزول آن ممکن نيست.

ابن دقيق العيد گفته است: بيان سبب نزول، روش استوار براي درک و فهم معاني قرآن است.

ابن تيميه بر آن است : شناخت سبب نزول، به فهم آيه کمک مي کند، بدون شک علم به سبب علم به مسبب را در پي خواهد داشت، چنانکه درک معاني برخي از آيات براي گروهي از گذشتگان دشوار و پيچيده شد تا اين که به سبب نزول آنها آگاهي حاصل کردند و اشکال ايشان رفع گرديد.

اما در مورد صحت و سقم روايات نقل شده در خصوص بيان شان نزول آيات بايد گفت که، اگر از اصول و قواعد علم روايت بخوبي استفاده شود مي توان روايات دروغ يا ضعيف را از روايات درست تشخيص داد و لذا تنها دشواري کار بررسي سند روايات و بررسي و جرح و تعديل راويان است تا به صحت آن روايات پي برد.

واحدي گفته است: بيان اسباب نزول قرآن کريم جايز نيست مگر به روايت و شنيدن از کساني که تنزيل را مشاهده کرده اند و از اسباب نزول آن آگاهي يافته و براي دانستن آن به بحث و پژوهش پرداخته اند.

محمد بن سيرين مي گويد: از عبيده درباره آيه اي از قرآن پرسيدم. گفت: از خدا بترس و آنچه راست و درست است بگو، آنان که مي دانستند اين آيه به کدام سبب نازل شده درگذشتند.

حاکم در علوم الحديث مي گويد: هرگاه يکي از اصحاب که شاهد و ناظر تنزيل وحي بوده بگويد اين آيه درباره فلان چيز نازل شده است، آن خبر مسند است.

توصيه مي شود که به مقدمه کتاب "اسباب نزول قرآن کريم" نوشته ي جلال الدين سيوطي رجوع کنيد.

 

اما دربيان سبب نزول آيه ي 67 سوره مبارکه مائده که مي فرمايد:

« يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ»

يعني: «‏ اي فرستاده ( خدا ، محمّد مصطفي ! ) هر آنچه از سوي پروردگارت بر تو نازل شده است ( به تمام و كمال و بدون هيچ گونه خوف و هراسي ، به مردم ) برسان ( و آنان را بدان دعوت كن ) ، و اگر چنين نكني ، رسالت خدا را ( به مردم ) نرسانده‌اي ( و ايشان را بدان فرا نخوانده‌اي . چرا كه تبليغ جميع اوامر و احكام بر عهده تو است ، و كتمان جزء از جانب تو ، كتمان كلّ بشمار است ) . و خداوند تو را از ( خطرات احتمالي كافران و اذيّت و آزار ) مردمان محفوظ مي‌دارد ( زيرا سنّت خدا بر اين جاري است كه باطل بر حق پيروز نمي‌شود . و ) خداوند گروه كافران ( و مشركاني را كه درصدد اذيّت و آزار تو برمي‌آيند و مي‌خواهند برابر خواست آنان دين خدا را تبليغ كني ، موفّق نمي‌گرداند و به راه راست ايشان ) را هدايت نمي‌نمايد».

در بيان شان نزول اين آيه چندين سبب نقل شده است ولي اکثر آن روايتها ضعيف و مردودند ولي روايت زير بدون نقص است و روايت آن صحيح است:

ابن مردويه و طبراني از ابن عباس ري الله عنهما روايت کرده اند که : از رسول الله صلي الله عليه وسلم به وسيله چند نفر محافظت مي شد، ابوطالب هر روز چند نفر از افراد بني هاشم را با پيامبر جهت محافظت مي فرستاد تا آنکه آيه « يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ ..» نازل شد. ابوطالب خواست بازهم نگهبان به نزد رسول الله صلي الله عليه وسلم بفرستد. پيامبر فرمود: اي عمو، خداوند مرا از شر انسانها و جن حفظ مي کند.

و اين امر روشن مي سازد که اين آيه مکي بوده است.

يکي از دلايل روشن بر اين‌كه‌ آيه‌ي فوق الذکر بر «امامت» دلالت ندارد، اين است که اين آيه شرط دليل اصولي که محکم بودن و صراحت و وضوح در دلالت بر مقصود است، دارا نيست.

اين آيه – در بهترين شرايط – متشابه است، و احتمال چند معنا را دارد. پس اين آيه نص صريح در امامت عام و امامت فرد خاصي نيست و استدلال به آن براي قضيه‌ي امامت، استدلال به چيزي ظني و احتمالي است، و مسأله‌ي امامت در اين آيه منصوص عليه نيست، بلکه از راه استنباط مي‌توان به اين مسأله رسيد.

و مسأله‌اي که از راه استنباط و اجتهاد به دست آمده باشد، در اصول دين جايگاهي ندارد و نمي‌تواند بدان تکيه کرد. و قائل شدن به آن، پيروي از آيات متشابه مي‌باشد که از آن نهي شده است.

اماميه معتقدند كه اين آيه از آخرين آياتي نازل شده است، و آن هم فرمان جازم و قطعي خداوند به پيامبرش صلي الله عليه وسلم  است که امامت علي را به مردم ابلاغ نمايد.

اين اعتقاد مستلزم آن است که قضيه‌ي «امامت» قبل از نزول اين آيه، به مردم ابلاغ نشده است. در نتيجه استدلالشان به همه‌ي آياتي که قبل از اين آيه نازل شده، باطل مي‌سازد. مانند آيه‌ي:

«إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ »(مائده / 55)

«جز اين نيست كه ولىّ شما، خداوند و رسولش و مؤمنانى هستند كه نماز بر پاى مى‏دارند، و زكات مى‏پردازند، و ايشان پيوسته نمازگزارند».

زيرا اگر منظور از اين آيه، امامت علي رضي الله عنه  است اين بدان معناست که پيامبر صلي الله عليه وسلم  «امامت» را قبلاً ابلاغ نموده است. پس ديگر چه معني‌اي دارد که خداوند بعد از آن به پيامبر صلي الله عليه وسلم  دستور بدهد که امامت را ابلاغ نمايد به گونه‌اي که عدم تبليغ امامت، به معناي عدم تبليغ رسالت خداست؟

همانا ادعاي اين‌كه‌ تبليغي که پيامبر صلي الله عليه وسلم  بدان امر شده، قضيه‌ي «امامت» علي است، مي‌توان آن‌را با ادعايي همانند آن رد نمود. مثلاً گفته شود: منظور امامت ابوبکر رضي الله عنه  است، و همانا «امام» بعد از پيامبر صلي الله عليه وسلم  ابوبکر صديق است و دليل اين امر، فرموده‌ي خداوند است که مي‌فرمايد:

« يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ»

«اي فرستاده‌ي (خدا، محمد مصطفي)! هر آنچه از سوي پروردگارت بر تو نازل شده است (به تمام و کمال و بدون هيچ گونه خوف و هراسي، به مردم) برسان (و آنآن‌را بدان دعوت کن)».

كه منظور ابلاغ امامت ابوبکر  رضي الله عنه  است. و از جمله چيزهايي که مؤيد اين مطلب است، اين‌که پيامبر صلي الله عليه وسلم  در ايام بيماري‌اش در نزديکي‌هاي وفات، او را جانشين خود در نماز نمود. بنابراين، بعد از پيامبر صلي الله عليه وسلم ، ابوبکر رضي الله عنه  امام و پيشواي مسلمانان است. و روايات زيادي – و بلکه آياتي – وجود دارند که اين مطلب را تأييد و تقويت مي‌نمايند. همانا عبارت « مَا أُنزِلَ» عام و مجمل است، و هر يک از ائمه مي‌تواند مشمول آن شود. مادام که قضيه، قضيه‌ي ادعاست.

اگر اصول دين با چنين دلايلي اثبات مي‌شد، بدون شک مسيلمه‌ي کذاب براي اثبات پيامبري خود به اين آيه استدلال مي‌کرد و ادعا مي‌نمود که قضيه‌ي پيامبري او از جمله مواردي است که از طرف پروردگار نازل شده و محمد صلي الله عليه وسلم  به تبليغ آن مأمور شده است.

به خاطر فايده‌ي بيشتر و توضيحاتي اضافي مي‌گوييم:

عبارت « مَا أُنزِلَ »عام است و در قرآن مخصصي ندارد

در اصول فقه آمده که اسم موصول از الفاظ عموم است همان طور که خداوند متعال مي‌فرمايد:

« لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ»

«آنچه در آسمآن‌ها و زمين است، از آنِ خداست».

و به کسي مي‌گويي: «أعطني ما في جيبك» «آنچه در جيبت است به من بده». يا مي‌گويي: «اجتنب ما يضرك» «دوري کن از آنچه که به تو ضرر مي‌رساند».

پس فرموده‌ي خداوند: «بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ» عام است، و شامل تمامي آنچه که بر پيامبر صلي الله عليه وسلم  نازل شده، مي‌گردد. پس تخصيص دادن تبليغ به امر معيني، با عام بودن نص منافات دارد، و بايد دليلي باشد که آن‌را تخصيص دهد.

شرط مخصص آن است که داخل خود نص باشد و در خارج آن نباشد، و گرنه نص به گونه‌اي مي‌شود که ذاتاً بر امري دلالت نکند. به همين سبب تخصيص آيه به وسيله‌ي روايت درست نيست و تخصيص آيه به وسيله‌ي روايت، دليل آشکاري است بر اين‌كه‌ آن آيه ذاتاً بر مقصود دلالت ندارد؛ از اين‌رو استدلال به آن باطل مي‌شود، و استدلال به روايت از جهت ديگري نيز مردود است، و آن اين‌كه‌: استدلال به روايات در اصول دين، صحيح نيست مادام که اين اصول قبلاً به وسيله‌ي آيات ثابت نشده باشند.

همانا نص آيه‌ي مذکور را نمي‌توان به عنوان دليل – اگر چه متشابه هم باشد – بر مسأله‌ي امامت معتبر دانست؛ چون الفاظ اين آيه به هيچ وجه احتمال معني امامت را ندارد، و اين معني هرگز به ذهن خواننده‌اش خطور نمي‌کند مگر قبلاً به او تلقين کرده باشند. پس در اين نص چيزي نيست جز فرمان خداوند متعال به پيامبرش صلي الله عليه وسلم  جهت تبليغ آنچه که بر او نازل شده است. و اين هم در تمامي آنچه که بر او نازل شده، عام است و منحصر به امر معيني نمي‌باشد. پس اگر «امامت» از جمله چيزهايي است که بر پيامبر صلي الله عليه وسلم  نازل شده و تبليغ آن بر پيامبر صلي الله عليه وسلم  واجب است؛ در اين صورت به آياتي که قبلاً نازل شده مي‌نگريم: آيا نامي از «امامت» در آن‌ها برده شده است؟ اگر «امامت» در آن‌ها ذکر نشده باشد، در اين صورت امامت از چيزهايي نيست که پيامبر صلي الله عليه وسلم  به تبليغ آن مأمور شده باشد، چون جزو «ما انزل» نيست.

سياق آيه:

اين آيه در ميانه‌ي دو آيه‌ آمده که در هر دو لفظ: «ما أنزل» که خطاب به اهل کتاب است، وارد شده است، و بدون شک «امامت» يا «امامت علي» از جمله‌ي آنچه که از سوي پروردگارشان بر آن‌ها نازل شده، نيست؛ پس لفظ «ما أنزل» احتمال چنين معنايي ندارد.

بنابر اين فرق ميان «ما أنزل» در نزد اهل کتاب و «ما أنزل» در نزد ما مسلمانان – که هر دو يکي است – چيست که «امامت» و بلکه «امامت علي» از جمله چيزهايي مي‌باشد که از سوي پروردگارمان بر ما نازل شده است؟

خداوند متعال در سياق اين آيه مي‌فرمايد:

« وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ سَاءَ مَا يَعْمَلُونَ (66) يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ (67) قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ »(مائده / 66ـ68)

«و اگر آنان به تورات و انجيل (اصلي و دست نخورده) و بدانچه که از سوي پروردگارشان (به نام قرآن) بر آنان نازل شده است عمل بکنند (و در ميان خود قوانين الهي را پياده کنند و بر پاي دارند) از بالاي سر خود و از زير پاي خود (و از هر سو، غرق در نعمت شده و از آسمان و زمين) روزي خواهند خورد. (اهل کتاب همه يکسان نيستند) جمعي از آنان عادل و ميانه‌روند (و به اسلام مي‌گروند و به محمد ايمان مي‌آورند) ولي بسياري از ايشان نااهل و کجروند و) بدترين کاري را انجام مي‌دهند. اي فرستاده‌ي (خدا، محمد مصطفي)! هر آنچه از سوي پروردگارت بر تو نازل شده است (به تمام و کمال و بدون هيچ گونه خوف و هراسي، به مردم) برسان (و آنان‌ را بدان دعوت کن)، و اگر چنين نکني، رسالت خدا را (به مردم) نرسانده‌اي (و ايشآن‌را بدان فرا نخوانده‌اي؛ چرا که تبليغ جميع اوامر و احکام بر عهده‌ي توست، و کتمان جزء از جانب تو، کتمان کل به شمار مي‌رود). و خداوند تو را از (خطرات احتمالي کافران و اذيت و آزار) مردمان محفوظ مي‌دارد. (زيرا سنت خدا بر اين جاري است که باطل بر حق پيروز نمي‌شود و) خداوند گروه کافران (و مشرکاني را که در صدد اذيت و آزار تو بر مي‌آيند و مي‌خواهند برابر خواست آنان دين خدا را تبليغ کني، موفق نمي‌گرداند و ايشان ‌را به راه راست) هدايت نمي‌نمايد. اي (فرستاده‌ي خدا، محمد مصطفي)! بگو: اي اهل کتاب، شما بر هيچ (دين صحيحي از اديان آسماني پايبند) نخواهيد بود، مگر آنکه (ادعاء را کنار بگذاريد و عملاً احکام) تورات و انجيل وآنچه از سوي پروردگارتان (به نام قرآن) برايتان نازل شده است بر پا داريد (و در زندگي پياده و اجراء نماييد) ولي (اي پيغمبر، بدان که) آنچه بر تو از سوي پروردگارت نازل شده است، بر عصيان و طغيان و کفر و ظلم بسياري از آنان مي‌افزايد (و اين قرآن به خاطر روح لجاجت کافران در آنان تأثير معکوس مي‌نمايد)! بنابراين، (آسوده خاطر باش و) بر گروه کافران غمگين مباش».

همانا آنچه بر اهل کتاب نازل شده و به اقامه‌ي آن مأمور شده‌اند، همان چيزي است که بر پيامبر صلي الله عليه وسلم  نازل شده و به تبليغ آن مأمور شده است، كه از جمله‌ي آن نبوت پيامبر صلي الله عليه وسلم  است؛ به دليل اين فرموده‌ي خداوند:

« الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آَمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ »(اعراف / 157)

«همان‌ها كه از فرستاده (خدا)، پيامبر «امّى» پيروى مى‏كنند، پيامبرى كه صفاتش را، در تورات و انجيلى كه نزدشان است، مى‏يابند آن‌ها را به معروف دستور مى‏دهد، و از منكر باز ميدارد أشياء پاكيزه را براى آن‌ها حلال مى‏شمرد، و ناپاكيها را تحريم مى كند و بارهاى سنگين، و زنجيرهايى را كه بر آن‌ها بود، (از دوش و گردنشان) بر مى‏دارد، پس كسانى كه به او ايمان آوردند، و حمايت و ياريش كردند، و از نورى كه با او نازل شده پيروى نمودند، آنان رستگارانند».

و اين همان نبوت پيامبر صلي الله عليه وسلم  است که به طغيان و کفر اهل کتاب افزود نه امامت علي رضي الله عنه  و ديگر ائمه؛ چون خداوند متعال هرگز آن‌را ذکر نکرده و در نظر اهل کتاب مکتوب نبوده و از آنان مطالبه نشده است. و «امامت» مورد بحث ميان پيامبر صلي الله عليه وسلم  و اهل کتاب نبوده تا بر کفر و عصيان آنان چيزي را بيفزايد يا چيزي از آن‌را بکاهد.

همانا « وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ» در آيه‌ي 68 همان « وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ» در آيه‌ي 66، و « مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ» در آيه‌ي 67 است، پس اين آيات چه ارتباطي با «امامت» دارند و «امامت» چه ارتباطي با اين آيات دارند؟

 

معني آيه:

اين آيه فرماني است از جانب خداوند متعال به پيامبرش صلي الله عليه وسلم  که تمامي آنچه که بر پيامبر صلي الله عليه وسلم  نازل شده بدون استثناء به مردم تبليغ نمايد، اگر چه کافران و منافقان و کساني که در دلشان بيماري دارند، آن‌را ناپسند بدانند و از آن بدشان آيد. در نتيجه، عليه پيامبر صلي الله عليه وسلم  دسيسه چيني کنند و قصد اذيت يا کشتن او را داشته باشند. پس انجام دهند آنچه که مي‌خواهند؛ چرا که خداوند او را از اذيت و آزار و قصد سوء دشمنان حمايت و محافظت مي‌کند. پس اگر به خاطر ترس و تقيه چيزي را از آنچه که بر او نازل شده کتمان نمايد، هيچ عذري در کتمان آن برايش نمانده است، و گرنه پيامبر صلي الله عليه وسلم  وظيفه‌ي تبليغ رسالت را ادا نکرده است. همانا تبليغ بايد به گونه‌ي کامل و فراگير و همه جانبه باشد، و اين به حمايت کامل و همه جانبه احتياج دارد، كه تنها خداوند، قادر به اين کار است. به همين خاطر اين را براي پيامبرش عهده‌دار شده و مي‌فرمايد:

« وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»

«و خداوند تو را از (خطرات احتمالي کافران و اذيت و آزار) مردمان محفوظ مي‌دارد».

و اين خاص پيامبر صلي الله عليه وسلم  است. اما مسلمان عادي به تبليغ تمامي آنچه که از سوي خدا نازل شده، مکلف نيستند مگر در حد توانايي‌شان. پس اگر وي از قتل يا آزار شديد بر جانش ترسيد، تبليغ از وي ساقط مي‌شود، زيرا خداوند مي‌فرمايد:

« لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا »(بقره / 286)

«خدا کسي را جز به اندازه‌ي توانايي‌اش مکلف نمي‌نمايد».

و پيامبر صلي الله عليه وسلم  مي‌فرمايد: «مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ, فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ, وَذَلِكَ أَضْعَف الْإِيمَان».( مسلم، أبو داود، ترمذى، نسائى و ابن ماجه)

«هر يک از شما کار ناپسندي را ديد، با دستش مانع از آن شود و آن‌را تغيير دهد. اگر نتوانست با زبانش اين کار را انجام دهد و اگر نتوانست با قلبش اين کار را انجام دهد. و اين ضعيف‌ترين حد ايمان است».

اما پيامبر صلي الله عليه وسلم  در حد توانش است که تمامي آنچه که بر او نازل شده تبليغ نمايد، زيرا خداوند متعال شخصاً حفظ و حمايت او را عهده‌دار شده است. به همين خاطر پيامبر صلي الله عليه وسلم  هنگامي که اين آيه نازل شد، محافظان و نگهبانانش را روانه‌ي خانه‌هايشان کرد؛ از عايشهل روايت است که مي‌گويد: رسول الله صلي الله عليه وسلم  تا هنگام نزول آيه‌ي « وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ »محافظت و پاسداري مي‌شد، پس از نزول آن سرش را از پنجره بيرون آورد و فرمود: اي مردم! از کنار من برويد، زيرا خدا از من حمايت و محافظت مي‌کند».( ترمذي و حاکم و بيهقي»

همانا کسي که جهت اثبات امامت به اين آيه استدلال مي‌کند، نياز دارد به اين‌كه‌ اين معناي آيه – که برايش بيان کرديم – را به طور قطع و جزم نفي کند، و همچنين نياز دارد به اين‌كه‌ آن معنايي را که خود مي‌گويد به طور قطع و جزم اثبات نمايد كه هر دو محال است. پس استدلال به اين آيه باطل و ساقط مي‌گردد.

توصيه مي شود به سايت اسلام تکس مراجعه کنيد.

والله اعلم

وصلي الله وسلم علي محمد و علي آله و اتباعه الي يوم الدين

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه