منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 1317
بازديد کل : 2584610
 
   
آيا آيه" اكملت لكم دينكم" در مورد ولايت علي رضي الله عنه نازل شده است؟
صاحب اثر: مهتدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-24  تعداد بازديد:416
اگر انتصاب امام از بزرگترين امور ديني و از مهمترين مصالح مسلمانان است، پس واجب است که انتصاب او قبل از نزول اين آيه باشد.

 

شيعه هميشه به آيه" اكملت لكم دينكم" كه ميرسد مي گويد اين آيه درباره ولايت علي (رض) نازل شده من درجاي خواندم كه اين آيه درسال 7 هجري نازل شده و واقعه غدير كه شيعه سنگش رابه سينه ميزند درسال 10 هجري اتفاق افتاده است اگر اينطوراست شيعه چرا به اين آيه كه بنظر بنده ربطي به ولايت اميرالمومنين علي{رضي الله تعالي عنه} ندارداستدلال ميكند؟



 

الحمدلله،

ضمن اينکه از کاربران دعوت مي کنيم که براي مطرح نمودن سوالات مربوط به اختلافات مذهبي به سايتهاي ديگر مانند اسلام تکس مراجعه کنند و سوالات خود را در آنجا مطرح نمايند.جواب سوال را چنين مطرح مي کنيم:

الله تعالي مي فرمايند:

« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي » (مائده / 3)

«امروزه (احکام) دين شما را برايتان کامل کردم و (با عزت بخشيدن به شما و استوار داشتن گام‌هايتان) نعمت خود را بر شما تکميل نمودم».

در اينجا اين سؤال را مطرح مي‌کنيم که اين آيه چه ربطي به امامت عام، صرف نظر از امامت خاص علي رضي الله عنه و ديگر ائمه دارد؟!

بايد جواب از منطوق خود آيه به طور نص نه از روي استنباط باشد همان طور که همه‌ي اصول دين بدين طريق اثبات مي‌شوند.

اگر آيه بدين صورت بر امامت دلالت نداشته باشد، استدلال بدان باطل است، و استدلال به آن جهت اثبات امامت، ـ در بهترين حالش – پيروي از آيه‌ي متشابه است. و اين کار منحرفان و بيماردلان است، چنانچه پرودگار عالميان و بهترين حاکمين، بدان حکم نموده است.

ابراهيم زنجاني در استدلال به اين آيه براي اثبات امامت مي‌گويد: «بدون شک انتصاب امام از مهمترين و بزرگترين امور ديني و از مهمترين مصالح مسلمانان است، پس واجب است که قبل از نزول اين آيه، انتصاب امام واقع شده باشد».( عقائد الشيعة الإمامية الاثني عشرية، ص 57)

ما براي باطل نمودن استدلالات ايشان، بيشتر از تکرار اين سخنش کاري نخواهيم کرد. بنابر اين مي‌گوييم: اگر «انتصاب امام از بزرگترين امور ديني و از مهمترين مصالح مسلمانان است، پس واجب است که انتصاب او قبل از نزول اين آيه باشد» و گرنه حجتي در آيه براي اثبات اين مدعا نيست.

همانا حجت آيه بر اساس امري خارج از آن، بنا شده است و اين مستلزم آن است که آيه ذاتاً حجت نباشد، و آنچه که ذاتاً حجت نباشد نمي‌توان به عنوان حجت و دليل قلمداد کرد؛ از اين رو، استدلال بدان ساقط مي‌شود بلکه اين آيه خود، حجت و دليل بطلان «امامت» است؛ زيرا «امامت» جزو ديني نيست که از کامل بودن آن خبر داده شده است. و اين آيه از آخرين آياتي است که نازل شده، و احکام دين به وسيله‌ي آن کامل شده و نعمت هدايت هم به وسيله‌ي آن تکميل گشته است، و ما، در هيچ يک از آياتي که قبل از اين آيه نازل شده نمي‌بينيم که به «امامت» تصريح نموده باشد.

اگر عقايد با چنين شيوه‌اي اثبات مي‌شد، هر انساني آنچه که مي‌خواست ادعا مي‌نمود و بدان معتقد مي‌بود و مي‌گفت: «بدون شک اين مسئله از بزرگترين امور ديني و از مهمترين مصالح مسلمانان است، پس ناچاراً بايد اين امر قبل از نزول اين آيه واقع شده باشد». حتي نبوت مسيلمه کذاب! و آن وقت در اين باره گفته مي‌شد: همانا دليل نبوت مسيلمه، اين فرموده‌ي خداوند است که مي‌فرمايد: « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي » (مائده / 3) و مي‌گفتند: «بدون شک انتصاب مسيلمه به عنوان پيامبر از بزرگترين امور ديني و از مهمترين مصالح مسلمانان است، پس واجب است که انتصاب او به عنوان پيامبر قبل از نزول اين آيه واقع شده باشد». اما مسيلمه از ذوق عربي برخوردار بود و زبان عربي را خوب مي‌دانست، از اين رو به اين آيه براي اثبات پيامبري خود، استدلال ننمود.

اگر مي‌گفتيم: همانا دليل ما براي امامت ابوبکر صديق رضي الله عنه، آيه‌ي « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي » (مائده / 3) است، زيرا امامت ابوبکر صديق رضي الله عنه از بزرگترين امور ديني و از مهمترين مصالح مسلمانان است... تا آخر. بر اين اساس، سخن ما درست مي‌بود.

اثبات «امامت» با توجه به اين آيه، نيازمند آن است که قبلاً اثبات شده باشد که «امامت» (از بزرگترين امور ديني و از مهمترين مصالح مسلمانان....) است. اين بدان معناست که اين دليل (آيه‌ي مذکور) – براي اثبات امامت – نياز به دليل ديگري دارد. يعني ما اثبات مي‌کنيم که «امامت» از بزرگترين امور دين است، به دليل آنکه «امامت» از بزرگترين امور دين است. و اين همان «دَور»ي است که در منطق، ممتنع و محال است.

همانا استدلال براي اثبات امري با دليلي که خود نيازمند اثبات آن امر از قبل باشد، هر دو را نيازمند يکديگر قرار مي‌دهد؛ در نتيجه دچار «دور»، و داستان تخم مرغ و مرغ که کدام يک قبلاً به وجود آمده، مي‌گرديم كه اين هم باطل است. اما اين، منطق زنجاني و همه‌ي کساني است که به اين آيه براي اثبات «امامت» استدلال مي‌کنند.

 

سياق آيه:

همانا نگاهي گذرا به همه‌ي آيه روشن مي‌سازد که موضوع چيز ديگري است و هيچ ربطي به «امامت» ندارد. خداوند متعال مي‌فرمايد:

« حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» (مائده / 3)

«(اي مؤمنان)! بر شما حرام است (خوردن گوشت) مردار، خون (جاري)، گوشت خوک، حيواناتي که خفه شده‌اند، حيواناتي که با شکنجه و کتک کشته شده‌اند، آن‌هائي که از بلندي پرت شده و مرده‌اند، آن‌هايي که بر اثر شاخ زدن حيوانات ديگر مرده‌اند، حيواناتي که درنده از بدن آن‌ها چيزي خورده و بدان سبب مرده‌اند، مگر اين‌كه‌ (قبل از مرگ بدآن‌ها رسيده و) آن‌ها را سر بريده باشيد، حيواناتي که براي نزديکي به بتان قرباني شده اند، و بر شما حرام است که با چوبه‌هاي تير به پيشگوئي پردازيد و از غيب سخن گوئيد، همه‌ي اينها براي شما گناه بزرگ و خروج از فرمان يزدان است. از امروز کافران از (نابود کردن) دين شما مأيوس گشته‌اند و مي‌دانند اين دين ماندگان و جاودانه است)، پس از آنان نترسيد و از من بترسيد. امروزه (احکام) دين شما را برايتان کامل کردم و (با عزت بخشيدن به شما و استوار داشتن گام‌هايتان) نعمت خود را بر شما تکميل نمودم و اسلام را به عنان آئين خداپسند براي شما برگزيدم. اما کسي که در حال گرسنگي ناچار شود (از محرمات سابق چيزي بخورد تا هلاک نشود) و متمايل به گناه نباشد (و عملاً نخواهد چنين کند، مانعي ندارد) چرا که خداوند بخشنده‌ي مهربان است (و از مضطر صرف نظر مي‌کند و براي او مقدار نياز را مباح مي‌نمايد)».

«امامت» چه ربطي به مردار، خون،گوشت خوک، حيواناتي که خفه شده‌اند و حيواناتي که با شکنجه و کتک کشته شده‌اند و... دارد؟! يک ذوق لغوي چگونه مي‌تواند «امامت» را با اين امور جمع کند و در کنار آن‌ها بياورد؟ در حالي که اصلاً نامي از امامت در اين آيه به ميان نيامده است. مگر اين‌كه‌ چيزي که از جنس موارد مذکور در آيه است، ذکر نشده باشد. اين در حالي است که اماميه در کتاب‌هايشان از حضرت علي رضي الله عنه روايت کره‌اند که او گويد: «همانا اين کارتان نزد من از دوال کفشم، بسيار بي‌ارزش‌تر است».

اثبات امامت از اين آيه امکان‌پذير نيست مگر اين‌كه‌ گفته شود: اين آيه تحريف شده؛ همچنان که کليني اين ادعا را درباره‌ي آيه‌ي قبلي اظهار نموده است – و يا گفته شود: اين نص، بدون هيچ مناسبتي، امامت را در بر گرفته است و اين سخني است باطل و کفر.

 

والله اعلم

وصلي الله وسلم علي محمد و علي آله و اتباعه الي يوم الدين

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه