منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 817
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 394
بازديد کل : 2053077
 
   
برخی از آیات قرآن کریم مبنی بر عدالت صحابه(رضی الله عنهم اجمعین)
صاحب اثر: شیخ صالح بن عبدالله درویش قاضی دادسری عمومی قطیف  تاريخ درج مقاله:2013-02-13  تعداد بازديد:182
الف: قرآن كريم: 1- خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿وَٱلسَّٰبِقُونَ ٱلۡأَوَّلُونَ مِنَ ٱلۡمُهَٰجِرِينَ وَٱلۡأَنصَارِ وَٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُم بِإِحۡسَٰنٖ رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواْ عَنۡهُ وَأَعَدَّ لَهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي تَحۡتَهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۚ ذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ ١٠٠﴾ [التوبة: 100]. «پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار و كساني كه به نيكي از آنها پيروي كردند، خداوند ازآن‌ها خشنود گشت و آنها نيز از او خشنود شدند، و باغ‌هايي از بهشت براي آنان فراهم ساخته است كه

 

الف: قرآن كريم:

1- خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿وَٱلسَّٰبِقُونَ ٱلۡأَوَّلُونَ مِنَ ٱلۡمُهَٰجِرِينَ وَٱلۡأَنصَارِ وَٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُم بِإِحۡسَٰنٖ رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواْ عَنۡهُ وَأَعَدَّ لَهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي تَحۡتَهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۚ ذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ ١٠٠﴾ [التوبة: 100].

«پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار و كساني كه به نيكي از آنها پيروي كردند، خداوند ازآن‌ها خشنود گشت و آنها نيز از او خشنود شدند، و باغ‌هايي از بهشت براي آنان فراهم ساخته است كه نهر‌ها از زير درختانش جاري است، جاودانه در آن خواهند ماند و اين است رستگاري بزرگ».

در اين آيه با روحي مؤمن وآزاد همراه با من، بينديش، مي‌بيني كه خداوند متعال چگونه آن انسان‌هاي سعادتمند را كه رضايت خود را برايشان تثبيت كرده است، مي‌ستايد، آري آنان اصحاب رسول اللهr و تا قيامت پيروان راستين ايشان، هستند[1].

ببين كه خداوند مي‌فرمايد: ﴿رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواْ عَنۡهُ﴾ آيا ممكن است كه خداوند از گروهي راضي شود و برايشان بهشتي جاودانه كه در آن ماندگار خواهند بود، فراهم كند و پس از آن فوز عظيم و رستگاري بزرگ، بر آنان خشم گيرد؟! گواهي شاهد عادل، در دنيا قابل رد نيست، كسي كه گواهي خداوند متعال را درباره‌ي اصحاب رسول اللهr رد كند، چه حكمي دارد؟!.

2- خداوند متعال مي‌فرمايد:

﴿۞لَّقَدۡ رَضِيَ ٱللَّهُ عَنِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ إِذۡ يُبَايِعُونَكَ تَحۡتَ ٱلشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمۡ فَأَنزَلَ ٱلسَّكِينَةَ عَلَيۡهِمۡ وَأَثَٰبَهُمۡ فَتۡحٗا قَرِيبٗا ١٨ وَمَغَانِمَ كَثِيرَةٗ يَأۡخُذُونَهَاۗ وَكَانَ ٱللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمٗا ١٩ وَعَدَكُمُ ٱللَّهُ مَغَانِمَ كَثِيرَةٗ تَأۡخُذُونَهَا فَعَجَّلَ لَكُمۡ هَٰذِهِۦ وَكَفَّ أَيۡدِيَ ٱلنَّاسِ عَنكُمۡ وَلِتَكُونَ ءَايَةٗ لِّلۡمُؤۡمِنِينَ وَيَهۡدِيَكُمۡ صِرَٰطٗا مُّسۡتَقِيمٗا ٢٠﴾ [الفتح: 18-20].

«قطعاً خداوند از مؤمنان راضي شد، آن‌گاه كه زير درخت با تو بيعت كردند، خدا آن ‌چه در درون دل‌هايشان (از ايمان و صداقت) نهفته بود، مي‌دانست، از اين‌رو آرامش را بر دل‌هايشان نازل كرد و پيروزي نزديكي نصيب آنان فرمود و (هم‌چنين) غنايم بسياري كه آن‌را به دست مي‌آوريد و خداوند شكست ناپذير و حكيم است، خداوند غنايم فراواني به شما وعده داده كه آن ها را به دست مي‌آوريد، ولي يكي را زودتر براي شما فراهم ساخت و دست تعدّي مردم را از شما باز داشت تا نشانه‌اي براي مؤمنان باشد و شما را به راه راست هدايت كند».

3- ﴿مُّحَمَّدٞ رَّسُولُ ٱللَّهِۚ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥٓ أَشِدَّآءُ عَلَى ٱلۡكُفَّارِ رُحَمَآءُ بَيۡنَهُمۡۖ تَرَىٰهُمۡ رُكَّعٗا سُجَّدٗا يَبۡتَغُونَ فَضۡلٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَٰنٗاۖ سِيمَاهُمۡ فِي وُجُوهِهِم مِّنۡ أَثَرِ ٱلسُّجُودِۚ ذَٰلِكَ مَثَلُهُمۡ فِي ٱلتَّوۡرَىٰةِۚ وَمَثَلُهُمۡ فِي ٱلۡإِنجِيلِ كَزَرۡعٍ أَخۡرَجَ شَطۡ‍َٔهُۥ فَ‍َٔازَرَهُۥ فَٱسۡتَغۡلَظَ فَٱسۡتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِۦ يُعۡجِبُ ٱلزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ ٱلۡكُفَّارَۗ وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ مِنۡهُم مَّغۡفِرَةٗ وَأَجۡرًا عَظِيمَۢا ٢٩﴾ [التفح: 29].

«محمد فرستاده‌ي خداست و كساني كه با او هستند در برابر كافران تند و سرسخت و نسبت به يكديگر مهربان و دلسوزند. ايشان را در حال ركوع و سجده مي‌بيني، آنان همواره فضل خداي را مي‌جويند و رضاي او را مي‌طلبند. نشانه‌ي ايشان بر اثر سجده در پيشاني‌هايشان نمايان است، اين، توصيف آنان در تورات است و اما توصيف ايشان در انجيل چنين است كه همانند كشتزاري هستند كه جوانه‌هاي (خوشه‌هاي) خود را بيرون زده، و آنها را نيرو داده و سخت نموده و بر ساقه‌هاي خويش راست ايستاده باشد، ‌به گونه‌اي كه برزگران را شگفت آورد، تا كافران را به سبب آنان خشمگين كند. خداوند به كساني از ايشان كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كرده‌اند آمرزش و پاداش بزرگي را وعده مي‌دهد».

بيا با هم درباره اين كلمات بينديشيم: ﴿رَّضِيَ ٱللَّهُ﴾ ﴿فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمۡ﴾ و ﴿فَأَنزَلَ ٱلسَّكِينَةَ عَلَيۡهِمۡ﴾ آن‌گاه به واقعيت آن نيك‌بختان پي خواهيد برد، ابن قيم/ مي‌گويد: «خداي سبحان از ايمان و خير و محبت خدا و رسول كه در قلب‌هاي آنان وجود داشت، آگاه بود و با انزال سكينه هنگام پريشاني و اضطراب، آن‌را تثبيت فرمود»[2].

آيا معقول است كه خداوند از گروهي راضي شود و برايشان بهشتي فراهم كند كه در زير آن نهر‌ها جاريست، و در تورات و انجيل برايشان مثالي بزند و آنها را به صراط مستقيم هدايت كند و سپس آنها را به جهنّم ببرد؟! راستي! يهود و نصاري در برابر اين مثال‌هاي(دروغين)! العياذ بالله، كه در كتاب‌هايشان هست، چه موضعي خواهند گرفت، آيا اين، معنايي غير از دروغ بودن مثال‌هاي بيان شده براي اهل كتاب، دارد، آيا اين به معناي پشيماني از تزكيه الگوها، آن هم پس از اقتداي مردم به آنان، نيست؟! با ارتداد آن‌هايي كه بهشت برايشان فراهم شده بود، بهشت از آن چه كساني خواهد بود؟ آيا پس از آن‌كه خداوند متعال از حال دل‌هاي آنان آگاه شد(إثابة) پاداش آن‌ها، بردن به جهنم است؟! و چرا خداوند مرتدان را پيروز مي‌گرداند و با آن همه بدي و قبح از آنان راضي مي‌گردد؟!.

حقاً كه اين سخن منتهاي گمراهي و نهايت بي‌ادبي است، خداوند متعال از آن چه ظالمان به او نسبت دهند، بسيار پاك است، ابن قتيبه/ مي‌گويد: «چگونه جايز است كه خداوند از گروهي راضي شود و آنان را بستايد و در تورات و انجيل برايشان مثال بزند و حال آن‌كه مي‌داند كه پس از رسول اللهr مرتد مي‌شوند؟ مگر اينكه معتقد باشند كه: خداوند نمي‌دانسته است، و چنين شخصي قطعاً بدترينِ كافران است»[3].

سيّد قطب/ در تفسير آيه‌ي: ﴿لِيَغِيظَ بِهِمُ ٱلۡكُفَّارَ﴾ مي‌گويد: «خشمگين كردن عمدي كافران بيانگر اين است كه اين كشتزار كاشته‌ي خدا و يا كاشته‌ي رسول اوست و آن پرده قدرت و ابزار خشمگيني دشمنان خداست، اين مثال امروزي نيست، بلكه در صفحه تقدير موجود و ماندگار است، به اين خاطر پيش از آن‌كه محمد و همراهانش به دنيا پا بگذارند، از آن ياد و در انجيل ثبت شده است، آن‌جا كه به آمدن محمدr و همراهانش مژده داده است، اين گونه خداوند در كتاب جاويدانش وصف اين جماعت برگزيده و اصحاب رسول اللهr را ثبت مي‌گرداند تا در پهناي هستي ماندگار شود و آن‌گاه كه آن‌را از آفريدگار خود مي‌شنود، تمام كرانه‌هايش با آن هم‌نوا گردد، و به عنوان نمونه براي تمام نسل‌ها بماند تا در عملي نمودن آن بكوشند تا بدين وسيله ايمان در بالاترين درجاتش تحقق يابد»[4].

توجه:

اهل كتاب و ديگر دشمنان اين دين، از بعثت رسول اللهr گرفته و براي هميشه، براي هدم دين و خاموش گردانيدن نور آن، كوشيده‌اند و خواهند كوشيد، و اگر موردي براي ايرادگرفتن از دين، چه در شخص رسول اللهr و يا قرآن و يا صحابه كه خداوند از آنان در كتاب‌هايشان ياد نموده بود، مي‌يافتند، حتماً آن‌را ظاهر و بر ملا مي‌كردند، حال آن‌كه در اين مدت طولاني و گذشت زمان چنين چيزي اتفاق نيافتاد، بنابر اين هر عاقلي به اين نتيجه مي‌رسد كه مثال و صفتي كه در تورات و انجيل براي اصحاب محمدr بيان شده، بسيار دقيق و عين‌اليقين است و اگر آنان آن‌گونه كه بدخواهان و طعنه زنندگان مي‌گويند، تبديل و تغييري ايجاد مي‌كردند، اين بزرگترين طعن و ايراد در دين اسلام مي‌بود...!.

4- خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿لِلۡفُقَرَآءِ ٱلۡمُهَٰجِرِينَ ٱلَّذِينَ أُخۡرِجُواْ مِن دِيَٰرِهِمۡ وَأَمۡوَٰلِهِمۡ يَبۡتَغُونَ فَضۡلٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَٰنٗا وَيَنصُرُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلصَّٰدِقُونَ ٨ وَٱلَّذِينَ تَبَوَّءُو ٱلدَّارَ وَٱلۡإِيمَٰنَ مِن قَبۡلِهِمۡ يُحِبُّونَ مَنۡ هَاجَرَ إِلَيۡهِمۡ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمۡ حَاجَةٗ مِّمَّآ أُوتُواْ وَيُؤۡثِرُونَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ وَلَوۡ كَانَ بِهِمۡ خَصَاصَةٞۚ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفۡسِهِۦ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ ٩﴾ [الحشر: 8-9].

«همچنين غنايم از آن فقراي مهاجريني است كه از خانه و كاشانه‌ و اموال خود بيرون رانده شده‌اند. آن كساني كه فضل خدا و خشنودي او را مي‌خواهند و خدا و پيغمبرش را ياري مي‌دهند، اينان صادقانند آناني كه پيش از آمدن مهاجران خانه و كاشانه‌ي (آيين اسلام) را آماده كردند و ايمان را (در دل خود استوار داشتند) كساني را دوست مي‌دارند كه به پيش ايشان مهاجرت كرده‌اند و در درون احساس و رغبت نيازي نمي‌كنند به چيزهايي كه به مهاجران داده شده است و ايشان را بر خود ترجيح مي‌دهند، هر چند كه خود سخت نيازمند باشند، كساني كه از بخل نفس خود، نگاهداري و مصون و محفوظ گردند، ايشان قطعاً رستگارند».

آيا ﴿ٱلصَّٰدِقُونَ﴾ آنهايي كه از وطن و دارائي‌هايشان رانده شدند، براي چه بود؟ زيرا در پي فضل و رضايت الهي بودند، و نه تنها اين، بلكه خدا و رسولش را ياري ‌دادند و ﴿ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾ آنهايي كه در مدينه مسكن داشتند و ايمان را برگزيدند، مگر مي‌شود كه آنها اهل رده و نفاق باشند؟! پس چرا بيرون رفتند؟! و چرا جنگيدند و از جان ومالشان مايه گذاشتند؟! از اسلام و پيامبر آن، كه هر دو در حال ضعف آشكاري بودند، چه منفعت و مصلحتي انتظار داشتند، اما نه! آنها به راستي ﴿ٱلصَّٰدِقُونَ﴾ و ﴿ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾  بودند.

آيا در آيه ﴿تَبَوَّءُو ٱلدَّارَ وَٱلۡإِيمَٰنَ﴾ انديشيده‌اي؟ سيد قطب/ مي‌گويد:«يعني سراي هجرت... كه انصار پيش از مهاجرين در آن قرار گرفتند، همان گونه كه در ايمان جاي گرفتند، گويا كه ايمان منزل و سراي آنان است، و اين تعبير بسيار گسترده و پرمحتواست، و دقيق‌ترين تعبيري ‌است كه موضع انصار را در برابر ايمان، بيان مي‌كند، ايمان سرا و منزلگاه و وطن آنان بود، كه قلب‌هايشان در آن مي‌زيست و ارواحشان در آن مسكن داشت، و به آن پناه مي‌بردند و اطمينان حاصل مي‌كردند، همان‌گونه كه مردم به سراي خود پناه مي‌برند و اطمينان مي‌يابند»[5].

تو را به خدا! اگر همه‌ي اين نمونه‌ها جز سه نفر[6] همگي از اعتبار ساقط و مردود شده باشند، مسلمانان ديگر از چه كساني پيروي كنند؟! و آيا مسلماناني كه نياكانشان در عصر رسالت و نزول وحي ناكام مانده‌اند، امروزه كامياب وپيروز مي‌شوند؟! اينان درباره اين آيه كه بعد از آن مي‌آيد، چه مي‌گويند: ﴿وَٱلَّذِينَ جَآءُو مِنۢ بَعۡدِهِمۡ يَقُولُونَ رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لَنَا وَلِإِخۡوَٰنِنَا ٱلَّذِينَ سَبَقُونَا بِٱلۡإِيمَٰنِ وَلَا تَجۡعَلۡ فِي قُلُوبِنَا غِلّٗا لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ رَبَّنَآ إِنَّكَ رَءُوفٞ رَّحِيمٌ ١٠﴾ [الحشر: 10].

«كساني كه پس از  مهاجرين و انصار به دنيا مي‌آيند، مي‌گويند: پروردگارا! ما را و برادران ما را كه در ايمان آوردن بر ما پيشي گرفته‌اند، بيامرز و كينه‌اي نسبت به مؤمنان در دل‌هايمان جاي مده، پروردگارا! تو داراي رأفت و رحمت فراواني هستي».

آيا از مؤمنان در دل خود كينه داريد؟! موضع آنان در برابر آيه‌ي ﴿ٱلَّذِينَ سَبَقُونَا بِٱلۡإِيمَٰنِ﴾ چيست؟ خداي عالم الغيب، ثابت كرده است كه آنان با ايمان مرده‌اند،‌و آيا اين آيه فقط به همان سه نفر اختصاص دارد؟

5- خداوند مي‌فرمايد: ﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَٰهَدُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ ءَاوَواْ وَّنَصَرُوٓاْ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ حَقّٗاۚ لَّهُم مَّغۡفِرَةٞ وَرِزۡقٞ كَرِيمٞ ٧٤ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنۢ بَعۡدُ وَهَاجَرُواْ وَجَٰهَدُواْ مَعَكُمۡ فَأُوْلَٰٓئِكَ مِنكُمۡۚ وَأُوْلُواْ ٱلۡأَرۡحَامِ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلَىٰ بِبَعۡضٖ فِي كِتَٰبِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمُۢ ٧٥﴾ [الأنفال: 74-75].

«و آنها كه ايمان آوردند و هجرت نمودند و در راه خدا جهاد كردند و آنها كه پناه دادند و ياري نمودند، آنان مؤمنان حقيقي‌اند، براي آنها آمرزش و روزي شايسته‌اي است و كساني كه بعداً ايمان آوردند و هجرت كردند و با شما جهاد نمودند، از شما هستند، و خويشاوندان نسبت به يكديگر سزاوارترند، خداوند به همه چيز داناست».

بياييد با هم در اين تعبيرات بينديشيم: ﴿ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَٰهَدُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ ءَاوَواْ وَّنَصَرُوٓاْ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ حَقّٗاۚ لَّهُم مَّغۡفِرَةٞ وَرِزۡقٞ كَرِيمٞ ٧٤ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنۢ بَعۡدُ...﴾ تمام اين‌ها تعبيراتي صادق و حقيقي هستند كه منظور از آن هم، حقيقت و واقعيت است، و همه اين‌ها از كسي سرچشمه گرفته كه به همه چيز داناست، به اين فرموده خداوند متعال: ﴿فَأُوْلَٰٓئِكَ مِنكُمۡ﴾ بينديش، يعني: آنها در موالات ايماني، دوستي و نصرت،‌از شمايند، چه شد كه ﴿مِنكُمۡ﴾ در اين آيه مورد توجه قرار نگرفته است و طعنه زنندگان از آن چشم پوشيده و قصداً اعراض كرده‌اند، در صورتي كه در احادث حوض به خاطر آن ﴿مِنكُمۡ﴾ چه غوغايي كه به پا نكردند و هزاران صحابه را مشمول آن گردانيدند؟! اما در سياق اين آيه قرآني، برايش هيچ ارزشي قايل نشدند، اين تحكّمي است بر اساس همان منطق نه بر اساس حق و باطل!.

6- خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿وَمَا لَكُمۡ أَلَّا تُنفِقُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَٰثُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ لَا يَسۡتَوِي مِنكُم مَّنۡ أَنفَقَ مِن قَبۡلِ ٱلۡفَتۡحِ وَقَٰتَلَۚ أُوْلَٰٓئِكَ أَعۡظَمُ دَرَجَةٗ مِّنَ ٱلَّذِينَ أَنفَقُواْ مِنۢ بَعۡدُ وَقَٰتَلُواْۚ وَكُلّٗا وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلۡحُسۡنَىٰۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ ١٠﴾ [الحدید: 10].  «چرا در راه خدا انفاق نكنيد در حالي‌كه ميراث آسمان‌ها و زمين همه از آن خداست، كساني از شما كه پيش از فتح انفاق كردند و جنگيدند يكسان نيستند، آنها درجه و مقامشان برتر از كساني است كه پس از فتح انفاق نمودند و جهاد كردند، و خداوند به همه‌، وعده‌ي پاداش نيك داده و خدا به آنچه انجام مي‌دهيد، آگاه است».

سيد قطب/ مي‌گويد: «آن كسي كه در وضعي انفاق و جهاد كند كه دين، مورد تهاجم است و چندان ياوري ندارد و چشم انتظار هيچ گونه منفعت، ‌قدرت و ثروتي نيست، تفاوت بسيار دارد با آن كسي كه با امنيت و انبوه ياري كنندگان و در حالي كه پيروزي و غلبه نزديك است،‌ انفاق و جهاد مي‌كند...»[7].

قرطبي/ مي‌گويد: ﴿وَكُلّٗا وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلۡحُسۡنَىٰ﴾ خداوند متعال پيشتازان سبقت گرفته و همچنين متأخرين كه با آنان پيوسته‌اند، همگي را با تفاوت درجاتي كه دارند، به بهشت مژده داده است»[8].

ابن كثير/ مي‌گويد: «مؤمنان ترديدي ندارند كه ابوبكرt از اين آيه سهم بزرگي دارد، او در ميان تمام ملت‌هاي پيامبران، سرور آنهايي است كه بر آن آيه عمل كرده‌اند، زيرا او تمام سرمايه‌اش را براي رضاي خداوند صرف نمود، بي‌آن‌كه شرمنده‌ي احسان كسي باشد و بخواهد آن را جبران كند (خالصانه براي خدا انفاق مي‌كرد)»[9].

آيا پس از آن كه خداوند آنان را به بهشت ﴿ٱلۡحُسۡنَىٰ﴾ وعده داده است، خلف وعده مي‌كند و آنان را مي‌راند؟! خداوند متعال درباره خود مي‌فرمايد: ﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ﴾ آيا اعمال بندگان بر خداي خبير و آگاه پوشيده است؟

تفاوتي ندارد كه منظور از فتح، فتح مكه باشد يا حديبيه، در اين مورد با آنان اختلافي نيست، بلكه اختلاف در معناي وعده‌ي بالحسني است كه خداوند سابقين و لاحقين را به حسني وعده داده‌است!.

7- خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿لَّقَد تَّابَ ٱللَّهُ عَلَى ٱلنَّبِيِّ وَٱلۡمُهَٰجِرِينَ وَٱلۡأَنصَارِ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ ٱلۡعُسۡرَةِ مِنۢ بَعۡدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٖ مِّنۡهُمۡ ثُمَّ تَابَ عَلَيۡهِمۡۚ إِنَّهُۥ بِهِمۡ رَءُوفٞ رَّحِيمٞ ١١٧﴾ [التوبة: 117].

«مسلماً خداوند توبه پيغمبر و توبه مهاجرين و انصار را پذيرفت، مهاجرين و انصاري كه در روزگار سختي (جنگ تبوك) از پيغمبر پيروي كردند، بعد از آن‌كه نزديك بود دلهاي گروهي از آنها، از حق منحرف شود، سپس خدا توبه آنها را پذيرفت، چرا كه او نسبت به آنان مهربان و رحيم است».

چند نكته:

1- لازمه توبه اين نيست كه پيش از آن شخص مرتكب گناهي شده باشد، زيرا تمام بندگان نيازمند توبه و استغفار هستند[10].

2- خداوند متعال مهاجرين و انصار را مطلقاً نام برده است، سابقين و متأخرين را از هم تفكيك نكرده است و مي‌دانيم كه ﴿سَاعَةِ ٱلۡعُسۡرَةِ﴾ در سال نهم هجري بود.

3- خداوند متعال از توبه رسول اللهr و مهاجرين و انصار را يك‌جا ذكر نموده است و اين گوياي اتصال روحي ميان صحابه و رسول اللهr است.

4- ابن قيم/ مي‌گويد: «تكرار توبه در ابتدا و انتهاي آيه توسط خداوند، جاي تأمل دارد، اولاً به آنان توفيق توبه داد و ثانياً توبه آنان را پذيرفت، خداوند آنان را موفق به توبه نمود و سپس به فضل خويش توبه را از آنان پذيرفت، پس خير همه از جانب او و توسط او و مال او و در دست اوست، به فضل و احسان خويش به هر كس بخواهد، مي‌بخشد، و با حكمت و عدل خويش، هر كس را بخواهد از آن محروم مي‌دارد».[11]

آيا با وجود ﴿لَّقَد تَّابَ ٱللَّهُ﴾ كه پذيرنده‌ي توبه (خداوند) اعلام داشته است، باز هم كسي پيدا مي‌شود كه بگويد: توبه‌ي آنان پذيرفته نشده است؟ آيا با تأكيد ﴿تَّابَ﴾ باز هم جايي براي طعنه زدن به صحابهy هست؟ آن هم پس از آن كه خداوند متعال در آخرين غزوه‌ي رسول اللهr و صحابهy، رضايت و پذيرش توبه‌ي آنان را اعلام نموده است؟

آيا پس از ﴿إِنَّهُۥ بِهِمۡ رَءُوفٞ رَّحِيمٞ﴾ آنان را از حوض پيامبرr باز مي‌دارد و آنان را به جهنم مي‌برد؟، آن‌گاه چرا آيه را با ﴿إِنَّهُۥ بِهِمۡ رَءُوفٞ رَّحِيمٞ﴾ ختم كرد، آيا گوياي عنايت مضاعف خداوند به آنان نيست؟ آن جا كه آنان را به توبه موفق گردانيد، و قلب‌هاي آنان را از انحراف و كجي مصون داشت، اين سنت الهي است كه هنگام سختي با اولياي خود، اين گونه رفتار مي‌كند.

توجه:

عليt در «جيش العسرة» حضور نداشت، زيرا رسول اللهr وي را در مدينه گذاشته بود، اين را گفتم تا كسي نگويد كه: علي و همان سه يا چهار نفري كه بعد از رسول اللهr مرتد نشده بودند، مخاطب آيه هستند و بقيه‌ي صحابهy را شامل نمي‌شود[12] ، امتي كه بلافاصله پس از وفات پيامبرش، جز سه نفر همگي مرتد شوند در آن، چه خيري هست؟! آيا آن امت مي‌تواند بهترين امت برگزيده براي مردم ﴿خَيۡرَ أُمَّةٍ أُخۡرِجَتۡ لِلنَّاسِ﴾ باشد؟! اين دقيقاً سخني است كه شيعه مي‌گويد:[13]

8- خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَن يَرۡتَدَّ مِنكُمۡ عَن دِينِهِۦ فَسَوۡفَ يَأۡتِي ٱللَّهُ بِقَوۡمٖ يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ أَذِلَّةٍ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ يُجَٰهِدُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوۡمَةَ لَآئِمٖۚ ذَٰلِكَ فَضۡلُ ٱللَّهِ يُؤۡتِيهِ مَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌ ٥٤﴾ [المائدة: 54].

«اي مؤمنان! هر كس از شما از آيين خود بازگردد، خداوند جمعيتي را خواهد آورد كه خداوند آنان را دوست مي‌دارد و آنان هم خدا را دوست مي‌دارند، نسبت به مؤمنان نرم و متواضع و در برابر كافران سخت و نيرومند، در راه خدا جهاد مي‌كنند و از سرزنش هيچ ملامتگري هراسي ندارند، اين فضل خداست كه به هر كس بخواهد مي‌دهد، و (فضل) خدا وسيع و خداوند داناست».

ابن قيم/ مي‌گويد: «خداوند آنان را با شش ويژگي ذكر نموده است:

الف: خدا را دوست دارند.

ب: خدا آنها را دوست دارد.

ج: در مقابل دوستان خدا، نرم و ملايم هستند.

د: در مقابل دشمنان خدا، تند و شديد هستند.

هـ : در راه خدا جهاد مي‌كنند.

و: در اين راه ملامت ملامت‌گران را تحمل مي‌كنند»[14].

محمد رشيد رضا/ مي‌گويد: «گروهي كه خداوند آنها را دوست مي‌دارد و آنان خدا را دوست مي‌دارند، ابوبكر و يارانش هستند، آنان كه با اهل رده جهاد كردند... اما رافضي‌هاي افراط‌گر مي‌پندارند كه ابوبكر و صحابه‌اي كه همراه وي بودند كه سواد اعظم هستند، مرتد شده‌اند، موضوع را كاملاًبرعكس كرده‌اند، و علي همراه ابوبكر بود نه عليه او و با او نجنگيدند...»[15].

بايد بپرسيم: آيا پس از رسول اللهr رده‌اي صورت گرفت؟

اگر بگوييد: خير، واقعيت را تكذيب كرده‌ايد، و اگر بگويد: رده‌اي صورت گرفت، مي‌پرسيم: چه كساني مرتد شدند؟ اگر بگوييد: صحابه[16] مي‌پرسيم: آيا علي و يارانش با آنان جنگيدند؟ اگر بگوييد: آري، دروغ گفته‌ايد و اگر بگوييد: خير، مي‌پرسيم: كه علي مشمول اين آيه نيست، زيرا با مرتدين جهاد و قتال نكرده است! و اگر بگوييد مرتدان غير از صحابهy بودند، كه واقعيت نيز همين است، پس ابوبكر صديقt و همراهانش كه عليt نيز جزو آنان است، مراد اين آيه هستند.

خواننده‌ي گرامي...

به همين مقدار از آيات قرآن كريم، بسنده مي‌كنيم، زيرا هدف، بيان تمام آياتي كه در فضل صحابهy نازل شده است، نيست، به آن اميد كه اين آيات چراغي فرا روي پويندگان راه حقيقت باشد.

﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَذِكۡرَىٰ لِمَن كَانَ لَهُۥ قَلۡبٌ أَوۡ أَلۡقَى ٱلسَّمۡعَ وَهُوَ شَهِيدٞ ٣٧﴾ [ق: 37].

«در اين، تذكري است براي آن كسي كه دلي (آگاه) دارد و يا با حضور قلب گوش فرا دهد».

 


[1]- بدائع التفسير 2/372.

[2]- بدائع التفسير 4/170.

[3]- تأويل مختلف الحديث ص: 219

[4]- في ظلال القرآن 3/3233

[5]- في ضلال القرآن 6/3526

[6] - ابو جعفرt گفت: مردم پس از پيامبرr مرتد شدند، جز سه نفر، گفتم: آن سه نفر كيستند؟ گفت: مقداد بن اسود، ابوذر غفاري و سلمان فارسي. روضه كافي ص:198. سؤال اين است كه علي و فاطمه و ديگر عترت كجايند؟! آيا آنان نيز اهل رده بوده‌اند؟!.

[7]- في ظلال القرآن 6/3484.

[8]- الجامع لأحكام القرآن 17/207.

[9]- تفسير ابن كثير 4/394.

[10]- فتح‌القدير 2/599.

[11]- بدائع التفسير 2/381.

[12]. در غزوه تبوك سي هزار نفر در ركاب رسول اللهr بودند، زادالمعاد 3/529.

[13]. قمي از ابوعبدالله رواييت كرده است كه نزد وي آيه‌ي: ﴿كُنتُمۡ خَيۡرَ أُمَّةٍ أُخۡرِجَتۡ لِلنَّاسِ تَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَتَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ وَتُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ....﴾ [آل‌عمران: 110]. قرائت شد، ابوعبدالله گفت: بهترين امت!: كه اميرالمؤمنين و حسن و حسنب را بكشند؟ قاري پرسيد: فذايت شوم، پس آيه چگونه است؟ گفت: اين گونه نازل شده است، ﴿كُنتُمۡ خَيۡرَ أُمَّةٍ أُخۡرِجَتۡ لِلنَّاسِ تَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَتَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ وَتُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ....﴾  (بهترين اماماني هستيد كه براي مردم برگزيده شده‌ايد) تفسير قمي 1/110.

[14]- بدائع التفسير 2/114.

[15]- تفسير الـمنار 6/361.

[16]- درباره‌ي ارتداد صحابه در كتاب‌هاي شيعه تناقص عجيبي ديده مي‌شود، و آن، اين‌كه ابوجعفر در روايتي مي‌گويد: (هنگامي كه مردم با ابوبكر بيعت كردند، تنها چيزي كه اميرالمؤمنين را از ادعاي خلافت بازداشت، مصلحت مردم بود و اين كه مبادا مرتد شوند و به عبادت بت‌ها روي آورند..) در روايت بعدي عبدالرحيم قيصر مي‌گويد به ابوجعفرt گفتم: اگر بگوئيم، مردم مرتد شده‌اند، مردم سراسيمه مي‌شوند، گفت: عبدالهيم! مردم پس از رسول‌اللهr به جاهليت بازگشتند...)؟! روضه كافي ص:234


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه