منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 817
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 485
بازديد کل : 2053168
 
   
قادیانیت(فرقه احمدیه) بخش پایانی
صاحب اثر: نوار اسلام   تاريخ درج مقاله:2013-02-03  تعداد بازديد:304
کفر و گمراهی این فرقه برای علما و تودۀ مسلمانان شبه قاره هند واضح و مبرهن بود و میرزا غلام احمد قادیانی با بیان خرافات و الهامات ساختگی و بی‏ربط، گمراهی و کفر خود را برای همه آشکار کرده بود. اما آنچه که باعث نگرانی آگاهان بود، این بود که آنان خودشان را مسلمان می‏دانستند و هنوز در محافل رسمی و دستگاههای دولتی و نیز خارج از شبه قاره هند جزو مسلمانان محسوب می‏شدند. قادیانی دست نشاندۀ استعمار و ارتباط عاطفی وی با دولتمردان انگلیسی چنان که قبلا گفته شد که استعمار انگلیس چگونه در جهت‏دهی میرزا غلا

 

کفر و گمراهی این فرقه برای علما و تودۀ مسلمانان شبه قاره هند واضح و مبرهن بود و میرزا غلام احمد قادیانی با بیان خرافات و الهامات ساختگی و بی‏ربط، گمراهی و کفر خود را برای همه آشکار کرده بود. اما آنچه که باعث نگرانی آگاهان بود، این بود که آنان خودشان را مسلمان می‏دانستند و هنوز در محافل رسمی و دستگاههای دولتی و نیز خارج از شبه قاره هند جزو مسلمانان محسوب می‏شدند.

قادیانی دست نشاندۀ استعمار و ارتباط عاطفی وی با دولتمردان انگلیسی
چنان که قبلا گفته شد که استعمار انگلیس چگونه در جهت‏دهی میرزا غلام احمد قادیانی و ادعاهایش نقش داشته است؛ الهام و گفته‏های میرزا غلام احمد، رفتار او با دولت انگلیس و بالعکس و نیز عملکرد و توصیه‏های جانشینش در حق دولت انگلیس، این قضیه را از حدس و گمان به یقین و اذعان تبدیل کرد که پروژۀ شکل‏گیری فرقه قادیانیت همانند فرقه بهائیت کاملاً از خارج طراحی شده بود. (1)
به همین علت بود که میرزا غلام احمد در اکثر مواقع و در اکثر نوشته‏هایش به اطاعت و تبعیت از استعمار انگلیس توصیه و تاکید می‏نمود. وی دریک نامه سرگشاده خطاب به اربابش (دولت انگلیس) می‏نویسد: «من دهها کتاب به زبان‏های عربی، فارسی و اردو نوشته‏ام و در آنها ثابت کرده‏ام که جهاد علیه حکومت انگلیس که بر ما احسان نموده است، نه تنها جائز نیست، بلکه از صمیم قلب از این حکومت اطاعت کند. من برای چاپ این کتابها پول هنگفتی خرج کرده و به کشورهای اسلامی فرستاده‏ام و این را هم می‏دانم که این کتابها بر اهل هندوستان تاثیر خاصی داشته است. پیروان من جماعتی را تشکیل داده‏اند که از روی اخلاص به دولت انگلیس دل بسته‏اند، و عقیده دارم که آنها سبب برکت برای این سرزمین هستند و مخلص این حکومت‏اند و در راه خدمت به این حکومت جان خود را فدا می‏کنند.» (2)
در جایی دیگر در خصوص این ارتباط و خدمات خود برای دولت انگلیس می‏نویسد: «من به منظور اینکه به مردم بفهمانم که حکومت انگلیس بر مسلمانان احسان و کرم روا داشته و اطاعتش بر مسلمانان واجب است، پنجاه هزار کتاب، نامه و اعلامیه در هندوستان و دیگر کشورهای اسلامی پخش کرده‏ام، حتی این نوشته را به شهرهای مقدس مکه و مدینه و به سوریه، مصر و افغانستان نیر فرستاده‏ام. در نتیجه هزاران نفر از عقیده جهاد که علمای تنگ‏نظر بر آن تاکید دارند، برگشته‏اند. این خدمتی است که به آن افتخار می‏ورزم. مسلمانان در هندوستان عاجزند که در انجام چنین خدمتی گوی سبقت را از من بربایند.»(3)
تاریخ حوادث نشان می‏دهد که غلام احمد قادیانی هرچه از طریق نیرنگ و حیله شهرت بیشتری کسب می‏کرد، به همان اندازه ارتباطش با دولت انگلیس بیشتر و مستحکم‏تر می‏شد و همین ارتباطات صمیمی باعث شد تا فتواهایی را به نفع دولت انگلیس صادر کند. از همه مهمتر فتوای حرمت جهاد و فتوای مشروعیت استعمار انگلیس بود که در آن روزگار بر تمام شبه قاره هند حکومت می‏کرد.


اعلام منسوخ بودن جهاد
میرزا غلام احمد قادیانی در تایید حکومت استعماری انگلیس اعلام داشت که اطاعت از حکومت انگلیس واجب بوده و قیام علیه آن به هیچ صورت جایز نیست. در وهله اول این اعلامیه صرفاً یک فتوای شرعی بود که در اکثر کتابچه‏ها و اعلامیه‏های قادیانی به چشم می‏خورد. ولی پس از اینکه وی نزد پیروانش به عنوان یک پیامبر شناخته شد و با همین عنوان در دستگاه دولت انگلیس رسمیت پیدا کرد، به صراحت تمام، جهاد و هر نوع فعالیت نظامی علیه دولت انگلیس را حرام و منسوخ اعلام کرد.
در یکی از اعلامیه‏ها آمده است: «از حالا جهاد متوقف شد و جنگها به پایان رسید؛ چنان که در احادیث آمده است که وقتی مسیح می‏آید جنگیدن برای دین حرام است. بعد از این اگر کسی به نام مجاهد شمشیر بردارد و خون کفار را بر زمین بریزد او نافرمان خدا و رسول اوست.» (4) در جایی دیگر نیز می‏نویسد: «من یقین دارم هر چند که پیروانم بیشتر شوند به همان اندازه معتقدین جهاد کمتر خواهند شد؛ چرا که لازمۀ ایمان آوردن به من به عنوان مسیح و مهدی، انکار مسئله جهاد است.» (5)


قادیانیت در خدمت دولت انگلیس
ارتباط فرقه قادیانیت با انگلیس به اندازه‏ای مستحکم گردید که افراد زبدۀ این فرقه جزو طرفداران و خدمت‏گذاران دولت انگلیس درآمدند. بعضی از این افراد در دولت هند به پستهای کلیدی گماشته شدند و دسته‏ای دیگر خارج از هند به پستهایی رسیدند، اما بیشتر آنها در حقیقت مبلّغ فرقه قادیانیت و جاسوس دولت انگلیس بودند.
از میان آنان شخصی به نام "عبداللطیف" به افغانستان اعزام شد تا در میان ملت افغان که در طول تاریخ از جذبه و احساسات جهادی سرشار بوده‏اند، فعالیت کند و آنها را به نفع انگلیس از جنگ و جهاد منصرف و متنفر سازد. فرد مذکور توسط حکومت افغانستان دستگیر و به جرم جاسوسی و تبلیغات علیه جهاد به دار آویخته شد. همچنین افراد دیگری در افغانستان که اعلامیه‏ها و کتابچه‏های قادیانی در اختیار داشتند و به قادانیت گرویده بودند، دستگیر شدند. (6)


الهام و وحی به زبان انگلیسی
ارتباط غلام احمد قادیانی با انگلیس و انگلیسی‏ها باعث شد که اکثر اوقات در سخنان و نوشته‏هایش صحبت از بذل و بخشش و عنایت دولت انگلیس به میان آورد و این ارتباط تا آنجا پیش رفت که سرانجام الهام و وحی به زبان انگلیسی بر وی نازل شد! چنانکه می‏نویسد: «فرشته‏ای به صورت یک جوان انگلیسی را دیدم که عمرش از بیست سال متجاوز نمی‏شد، روی صندلی‏ای نشسته و جلویش میزی قرار داشت. گفتم: «خیلی زیبا هستی.» گفت: «آری!» سپس به انگلیسی به من الهام کرد و گفت: «"Iloveyou" (دوستت دارم). "with you" (من با شما هستم). "Ishall help you" (تو را کمک خواهم کرد).»(7)


سردرگمی پیروان غلام احمد قادیانی
مفتی محمد شفیع عثمانی- رحمه الله- می‏نویسد: «در دنیا فرقه‏های گمراه زیادی آمده و در آینده نیز خواهند آمد، اما در این میان عقیده قادیانیت یک عقیده استثنایی است. چون به علت تناقضات زیادی که در گفته‏ها و ادعاهای بی‏ربط میرزا غلام احمد به چشم می‏خورد، پیروانش در یک سردرگمی عجیب قرار دارند، و شخصیت غلام احمد برایشان یک معمّا است.» (8)

انشعاب در قادیانیت و شکل‏گیری جماعت "احمدیه لاهوری"
بعد از مرگ "حکیم نورالدین" (خلیفه اول میرزا غلام احمد قادیان)، بین "میرزا بشیرالدین محمود" (فرزند غلام احمد) و "محمدعلی لاهوری" (یکی از اعضای فعال و برجسته فرقه قادیانیت) در مسئله جانشینی اختلاف افتاد.
محمدعلی لاهوری فردی تحصیل‏کرده، دانشگاهی، دارای مدرک فوق لیسانس ومسلط به زبان انگلیسی بود. وی با هدایت و حمایت عوامل انگلیسی به هسته مرکزی فرقه قادیانیت راه یافته بود تا به کمک وی این دعوت در بین دانشجویان و تحصیل‏کردگان دانشگاهی انتشار یابد. میرزا غلام احمد نیز زمینه را برای انتشار یک مجله به زبان انگلیس با سردبیری محمد علی لاهوری به نام "ریو یوآف ریلیجنز" فراهم کرد. پس از مرگ میرزا غلام احمد، از طرف شورای مرکزی فرقه قادیانیت به محمد علی لاهوری مأموریت داده شد تا به ترجمه انگلیسی قرآن کریم و همچنین نوشتن تفسیر قرآن کریم بر اساس دیدگاههای این فرقه بپردازد. این کار مستقیماً زیر نظر حکیم نورالدین، خلیفه اول میرزا غلام احمد، انجام می‏گرفت. محمد علی لاهوری از آنجا که از برخی اسرار پشت پرده قادیانیت و بنیانگذار آن مطلع بود، گاه به شدت در مورد مسائل مالی به میرزا غلام احمد انتقاد و اعتراض می‏کرد و به نوعی از سهمی که به او می‏رسید راضی نبود.(9) وی خودش را آماده کرده بود تا پس از حکیم نورالدین به عنوان خلیفه برگزیده شود، اما پس از مرگ وی بیشتر قادیانی‏ها به خلافت میرزا بشیرالدین محمود (فرزند میرزا غلام احمد) تمایل داشتند و این امر برای محمدعلی لاهوری قابل تحمل نبود، لذا وی به اتفاق هوادارانش از خلیفه بشیرالدین محمود جدا شد. گروه محمد علی لاهوری از سال 1914م تا 1920م بدون بیعت با بشیرالدین محمود در قادیان ماندند. سپس به لاهور رفتند و فعالیت خود را با نام "انجمن اشاعت اسلام احمدیه" ادامه دادند و در بعضی محافل به جماعت لاهوری شهرت یافتند. این گروه گرچه به ظاهر مدعی بودند که ما میرزا غلام احمد را فقط یک مجدد و مصلح می‏دانیم و به رسالت و نبوت وی اعتقاد نداریم، اما در حقیقت بین دو گروه تفاوت بارزی نبود و این اختلاف و انشعاب صرفا بر سر خلافت و کسب قدرت صورت گرفته بود.

موضع‏گیری علمای شبه قاره هند در قبال قادیانیت و فتوا به جدایی آنها از امت اسلامی
میرزا غلام احمد قادیانی در روزهای اول فعالیتش که به عنوان مناظر و داعی اسلام شهرت یافت، بیشتر بر الهام و کشف و کرامت اکتفا می‏کرد. دسته‏ای از علما از همان آغاز هشدار دادند که این شخص در آینده پا را فراتر خواهد گذاشت و مریدان خود را به سیاه چالی خواهد انداخت. تعدادی از علما که به نیت دفاع از اسلام با او همفکر شده بودند، دست از حمایتش کشیدند. اولین بار علمای "لدهیانه"، ایالت پنجاب هند، در سال 1884م. غلام احمد قادیانی را تکفیر کردند تا اینکه رفته رفته غلام احمد قادیانی به مراحل انتهایی ادعاهای خود رسید و ادعا کرد که مسیح موعود و مهدی معهود است، صاحب شریعت الهام و وحی است، مامور من جانب‏الله و نبی مرسل است و ...
سرانجام علمایی که در مورد تکفیر وی متردد بودند و یا در این مورد احتیاط می‏کردند به اتفاق فتوای کفر قادیانی و خروج وی از چارچوب دین اسلام را صادر کردند که در رأس آنها "مولانا عبدالحق غزنوی"، "مولانا ثناءالله امرتسری"، "مولانا سعدالله لدهیانوی" و "پیرمحمدعلی شاه گولروی" و شخصیت‏های برجسته دیگری بودند.
بعد از وفات میرزا غلام احمد قادیانی پیروانش خود را به شکل یک گروه و جماعت مذهبی و سیاسی سامان داده و فعالیتهای خود را به رهبری جانشینان میرزا غلام احمد گسترش دادند. اینجا بود که علما و اندیشمندان بزرگ شبه قاره هند، امثال "علامه انورشاه کشمیری"، "مولانا بدرعالم میرتی مدنی" و "مولانا ظفرعلی خان"، و سپس "مولانا محمدیوسف بنوری"، "مولانا ادریس کاندهلوی"، مفتی اعظم پاکستان "مولانا محمد شفیع عثمانی"، "علامه دکترمحمد اقبال لاهوری" و "سیدابوالاعلی مودودی"، و ... علیه این فرقه موضع گرفتند و مسلمانان را از عمق خطر این فرقه و باورهای آنان آگاه ساختند.
مولانا ظفرعلی خان، یکی از علمای نامدار و سیاست‏مدار و ادیب برجسته هند و مدیر روزنامه "زمیندار"، به اتفاق گروهی از علما با تحمل زحمت فراوان فعالیتهای زیادی را علیه قادیانیت انجام دادند و با دلایل قطعی ثابت کردند که گروه قادیانی جایگاه بلند و شامخ خاتمیت پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم را انکار کرده و عصمت آنحضرت را زیر سوال برده‏اند. آنها همچنین ثابت کردند که سران این فرقه دست‏نشانده دولت انگلیس هستند و به همین خاطر ایشان و گروهی از دوستانش چندین بار به زندان افتادند و روزنامه "زمیندار" نیز چند بار توقیف شد. (10)
پیش از استقلال شبه قاره هند، عده‏ای از علما از حکومت استعماری انگلیس در هند خواستند که قادیانی‏ها را رسماً از جماعت مسلمانان جدا کند. شاعر مشرق، علامه محمد اقبال لاهوری، بعد از مطالعه عمیق و گسترده آثار و تالیفات میرزا غلام احمد قادیانی این مسئله را به طور جدی مطرح کرده بود و بعضی از وکلا و قضات نیز با او همفکر بودند. (11) در سال 1935م. گروهی از علمای هند به سرپرستی علامه انورشاه کشمیری رسماً علیه فرقه ضاله قادیانیت و جدایی آنان از امت اسلامی فتوا دادند.(12)
کفر و گمراهی این فرقه برای علما و تودۀ مسلمانان شبه قاره هند واضح و مبرهن بود و میرزا غلام احمد قادیانی با بیان خرافات و الهامات ساختگی و بی‏ربط، گمراهی و کفر خود را برای همه آشکار کرده بود. اما آنچه که باعث نگرانی آگاهان بود، این بود که آنان خودشان را مسلمان می‏دانستند و هنوز در محافل رسمی و دستگاههای دولتی و نیز خارج از شبه قاره هند جزو مسلمانان محسوب می‏شدند.

تأسیس کشور پاکستان و رو در رویی قادیانی‏ها و مسلمانان
بعد از تاسیس پاکستان در سال 1947م.، بیشتر قادیانی‏های قادیان، ایالت پنجاب هند را ترک گفته و به پاکستان کوچ کردند و با حیله و فریب اراضی وسیعی را در کرانه غربی رود پنجاب در ایالت پنجاب پاکستان به تصرف خود درآوردند و آن منطقه را "ربوه" نام نهادند. (13)
نهضت تکفیری قادیانی‏ها در پاکستان نیز احیا شد و به دنبال آن امیر شریعت "مولانا سید عطاءالله شاه بخاری"- رحمه الله- برای پیگیری بیشتر این قضیه سرنوشت‏ساز "سازمان مجلس احرار" را تشکیل دادند. (14)
ناگفته نماند که بعد از تاسیس کشور پاکستان قادیانی‏ها با فریبکاری و با همکاری عوامل انگلیسی به پستهای کلیدی در دولت پاکستان دست یافتند. در رأس آنها "سِر ظفرالله خان قادیانی" در وزارت امور خارجه رسید و به واسطه وی افراد دیگری از گروه قادیانی در وزارتخانه‏های مختلف پاکستان مقام و منصب به دست آوردند. از آن جمله "احمد"، نوۀ میرزا غلام احمد، در وزارت خزانه‏داری به منصب عالی‏ای رسید. همچنین "پروفسور عبدالسلام"، رئیس اسبق برنامه اتمی پاکستان و برنده جایزه نوبل فیزیک، که از شهرت بسیاری در محافل دانشگاهی جهان و حتی در بین دانشجویان و دانشگاهیان مسلمان برخوردار است، از اعضای برجسته فرقه قادیانیت بود.
قادیانی‏ها در آغاز تشکیل کشور پاکستان و بنا به موقعیت سیاسی‏ای که به دست آورده بودند، تمنا داشتند قوانین کشور بر پایۀ دیدگاههای فرقه قادیانیت تدوین و تصویب شود و فعالیتهایی در این مورد انجام دادند، اما موفق نشدند. بعد از آن تلاش خود را بر کشمیر متمرکز کردند، اما باز هم موفق نشدند. سپس با راهنمایی عوامل انگلیسی، به فکر ایالت بلوچستان پاکستان افتادند تا در آنجا حکومتی قادیانی تشکیل دهند و یا حداقل دولت ایالتی بلوچستان را به دست گیرند. به این منظور "میرزا بشیرالدین محمود" در سال 1948م. به شهر کویته مرکز بلوچستان عزیمت کرد و در یک گردهمایی اعلام کرد که بلوچستان یک ایالت قادیانی است. (15) اما نهضت گسترده "ختم نبوت" در سال 1953م. تمامی نقشه‏های شوم آنان را نقش بر آب کرد.
البته دولتمردان و سیاستمداران کشور تازه تاسیس پاکستان، تحصیلکرده غرب و خصوصا انگلیس بودند و از چنان بینش دینی عمیقی که بتوانند به ماهیت ادعاهای میرزا غلام احمد قادیانی و خطرات این فرقه پی ببرند، برخوردار نبودند، و بر همین اساس آنها این قضیه مهم و حساس دینی را یک مسئله سیاسی و تبلیغاتی از طرف علما تلقی می‏کردند. اما در سال 1953م. هنگامی که فعالیت علیه قادیانی‏ها به شکل گسترده به رهبری "مولانا سیدعطاءالله شاه بخاری" آغاز شد، اکثر گروه‏های سیاسی و تمام فرقه‏های اسلامی اعم از بریلوی، اهل حدیث و شیعه به آن نهضت پیوستند. در اکثر شهرهای بزرگ گردهمایی‏ها و تظاهرات و اعتصاب‏ها به راه افتاد، اما دولت وقت به هواداری از قادیانی‏ها به سرکوب و برخورد نظامی با مردم روی آورد که در پی آن هزاران جوان مسلمان و عالم دین در شهرهای مختلف جام شهادت نوشیدند.
در سال 1973م. قادیانی‏ها نسخه‏هایی تحریف شده از قرآن مجید را در بلوچستان پخش کردند که در نتیجه در سراسر ایالت بلوچستان علیه این توطئه راهپیمایی صورت گرفت. به دنبال این راهپیمایی 40 نفر از علمای بلوچستان روانه زندان شدند. رفته رفته این جریانات اوضاع و احوال تمام کشور را فلج کرد؛ 18 گروه سیاسی، مذهبی و ملی در خصوص این جریان دینی و ملی در لاهور در مسجد عالم بر جسته پاکستان "مولانا احمدعلی لاهوری" با حضور "مولانا مفتی محمود"، "مولانا محمدیوسف بنوری"، "نواب‏زاده نصرالله خان" و بسیاری دیگر از شخصیتهای برجسته، همایشی برگزار کردند و از دولت قاطعانه خواستند که قضیه قادیانیت را حل و فصل کند. سه روز بعد، "ذوالفقارعلی بوتو"، نخست وزیر وقت پاکستان و رهبر حزب مردم، ضمن یک سخنرانی به عموم مردم و مسلمانان جهان وعده داد که تمام قضایا را پیگیری خواهد کرد. (16) ایشان برای پیگیری این موضوع کمیته‏ای حقوقی به سرپرستی "قاضی صمدانی" تشکیل داد و تاریخ هفتم سپتامبر سال 1973م. را برای صدور حکم مقرر کردند. کمیته مزبور ظرف 55 روز تحقیقات خود را نهایی کرد. سرانجام در دوم سپتامبردر مسجد "شاهی" لاهور یک گردهمایی باشکوه و بی‏نظیر که بیش از سیصدهزار نفر در آن شرکت داشتند، برگزار شد. علمای طراز اول تمام گروه‏های سیاسی و فرقه‏های اسلامی پاکستان از جمله "مولانا مفتی محمود"، "سیدابوالأعلی مودودی"، "مولانا احمدشاه نورانی" و غیره در آن جلسه اعلام کردند که اگر حکم دادگاه روز هفتم سپتامبر طبق معیارهای اسلامی و قانونی اعلام نشود، علیه دولت اقدام خواهند کرد. (17)

هفتم سپتامبر 1973؛ روز پیروزی خون شهدا و پروانگان شمع نبوت
بالأخره هفتم سپتامبر سال 1973م. روز موعود فرا رسید و خون شهدای ختم نبوت پیروزی به ارمغان آورد و فتنۀ جنجال برانگیز نود سالۀ قادیانیت از ریشه قطع شد. در آن روز تاریخی پارلمان ملی پاکستان به رهبری نخست وزیر وقت (ذوالفقار علی بوتو)، هر دو گروه فرقه قادیانیت ("جماعت قادیانی" و "جماهت احمدیه لاهوری") را تکفیر کرد و به اتفاق آرای اعضای دولت، نمایندگان پارلمان و علما و اندیشمندان مسلمان پاکستان، پیروان این فرقه ضاله از دایره اسلام خارج و یک اقلیت غیرمسلمان اعلام شدند و در شب همان روز این حکم تاریخی در مجلس سنای پاکستان به تصویب نهایی رسید. (18)
در ماه آوریل سال بعد در کنفرانس سازمان بین المللی "رابطة العالم الاسلامی" که مقر دایمی آن در مکه مکرمه است و با شرکت بیش از 140 هیئت از کشورهای اسلامی و سازمانهای مختلف جهان اسلام به اتفاق آراء، میرزا غلام احمد قادیانی و پیروانش کافر و خارج از دایرۀ اسلام اعلام شدند. (19)
در سال 1980م. نیز دادگاهی در شهر "ژوهانسبورگ" آفریقای جنوبی، قادیانی‏ها را یک گروه خارج از اسلام اعلام کرد.

قادیانیت (احمدیه) در جهان امروز
پیروان قادیانیت قبل از اینکه از سوی دولت و پارلمان پاکستان خارج از دایره اسلام و اقلیتی غیرمسلمان قرار داده شوند، در اکثر کشورهای اسلامی و غیراسلامی فعالیت مذهبی داشتند، اما بعد از فتوای کفرشان، که رسماً از بعضی کشورهای اسلامی و دادگاه‏های اسلامی صادر شد، بیشتر مراکز فعالیتهای خود را به کشورهای اروپایی منتقل کردند و در آنجا به عنوان یک گروه اسلامی فعالیت دارند و از امکانات سازمانی، رسانه‏ای و تبلیغاتی عمده‏ای برخوردارند. چند سال بعد از صدور حکم تکفیر قادیانی‏ها، خلیفه چهارم آنها (میرزا طاهر) به انگلستان گریخت و پایگاه و مرکز فعالیت رسمی خود را در آن کشور قرار داد. آنها در اکثر کشورهای اروپایی و آفریقایی و اسرائیل و حتی در بعضی از کشورهای اسلامی از جمله اندونزی به نام "جماعت احمدیه" فعالیتهای گسترده‏ای دارند.
در حال حاضر کل فعالیتهای این فرقه زیر نظر "میرزا مسرور احمد"، خلیفه پنجم قادیانی‏ها، انجام می‏گیرد که در سال 2003م. به این مقام رسیده است و در انگلیس اقامت دارد. (20)

پی نوشت‏ها:
1- احتساب قادیانیت (مجموعه رسایل ردّ قادیانیت)، مولانا حبیب الله امرتسری، جلد سوم، ص:528-507، ناشر:عالمی مجلس تحفظ ختم نبوت، ملتان، پاکستان، چاپ اول، 2000م. تعجب اینجاست که بعد از تحلیل و بررسی عقاید فرقۀ قادیانیه و بهائیه متوجه می شویم که در بین آنها خیلی مشترکات است؛ مثلا پیروان هر دو فرقه به نبوت و صاحب وحی بودن رهبر خود قایل هستند، بلکه بهایی ها رهبر خویش را به الوهیت رساندند. هر دو فرقه جهاد را منسوخ اعلام کردند.
2- القادیانی و القادیانیة دراسات و تحلیل و عرض علمی، (مقالات العلامة الندوی) ص:214.
3- همان، ص: 215، (ستارۀ قیصر اثر میرزا غلام احمدقادیانی.)
4- همان، ص:217.
5- قادیانیت(اردو)مولانا سیدابوالحسن علی الندوی،ص:110.
6- القادیانی و القادیانیة دراسات و تحلیل و عرض علمی (مقالات العلامة الندوی)ص:217.
7- همان، (مقالات الأستاذ احسان الهی ظهیر) ص:280.
8- ختم نبوت، مولانا مفتی محمد شفیع عثمانی، ص:398، ناشر:ادارة المعارف، کراچی، 1408هـ/1987م.
9- القادیانی و القادیانیة دراسات و تحلیل و عرض علمی، (مقالات الأستاذاحسان الهی ظهیر) ص:428-429.
10- تحریک ختم نبوت، شورش کاشمیری، ص:67، انتشارات مطبوعات چتان لاهور، 1994م.
11- همان، ص:72.
12- همان، ص:72-71
13- رد قادیانیت،ص:52. این واژه را از قرآن گرفته اند که در حق حضرت مریم آمده است تا از این طریق برای رهبر خود مسیح بودن را ثابت کنند. با کوشش و زحمت های دسته ای از علما بویژه مولانا منظور احمد چنیوتی [مناظرو کارشناس در قادیانیت شناسی] در سال 1998م. از طرف دولت پاکستان نام «ربوه» به «چناب نگر» تبدیل شد.
14- تحریک ختم نبوت،شورش کاشمیری، ص:66.
15- همان، ص:223.
16- همان، ص:241.
17- همان، ص:249.
18- همان، ص:251.
19- همان، ص:252.
20- www.islamahmadiya.net


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه