منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 817
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 205
بازديد کل : 2051324
 
   
دیدگاه اسلام درباره شبیه سازی انسان ها
صاحب اثر: سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت   تاريخ درج مقاله:2013-02-03  تعداد بازديد:214
دانشمندان با استفاده از سلول هاي جنسي اقدام به شبيه سازي حيواناتي مثل گوسفند و .. کرده اند و همچنين ادعا دارند که ميتوانند انسان شبيه سازي هم درست کنند مثلا از يک نسخه از انسان ميتوانند 100 انسان با همان ويژگي ها و ژن ها درست کنند. ميخواستم بپرسم که حکم همچين علمي چيست؟ و ايا اين با خالق بودن در تضاد نيست. خداوند در قران ميفرمايد اگر تمام انس و جن جمع شوند يک مگس هم نميتوانند خلق کنند.

 

دانشمندان با استفاده از سلول هاي جنسي اقدام به شبيه سازي حيواناتي مثل گوسفند و .. کرده اند و همچنين ادعا دارند که ميتوانند انسان شبيه سازي هم درست کنند مثلا از يک نسخه از انسان ميتوانند 100 انسان با همان ويژگي ها و ژن ها درست کنند. ميخواستم بپرسم که حکم همچين علمي چيست؟ و ايا اين با خالق بودن در تضاد نيست. خداوند در قران ميفرمايد اگر تمام انس و جن جمع شوند يک مگس هم نميتوانند خلق کنند.

سوال بعديم اين است که دستکاري هاي ژنتيکي در گياهان و يا حيوانات براي ثمر دهي بهتر مثلا دادن شير بيشر چه حکمي دارد؟ مثلا کاري ميکنند که گوجه فرنگي هاي درشت يا ديگر ميوه هاي با مطلوبيت بيشتر درست ميکنند يا حيوانات شير ده بهتري درست ميکنند. لطفا مفصل توضيح بفرماييد.

الحمدلله،

قبل از بيان حکم شرعي شبيه سازي، لازمست شناختي از آن داشته باشيم، ما در اينجا تلاش داريم تا جائي که ممکن است با زباني ساده آنرا بيان کنيم :

شبيه سازي چيست؟

سنت الهي در خلق انسان؛ از اجتماع و لقاح دو سلول جنسي زن (تخمک) و مرد (اسپرم) نشأت مي گيرد، اسپرم ها به وسيله بيضه هاي مرد ساخته مي شوند و تخمک ها که در تخمدان هاي زن توليد مي شوند. هر يک از اين سلول ها نيمي از مجموعه DNA (ماده ژنتيک) را در خود دارند. آنها از طريق مقاربت جنسي، کنار هم قرار مي گيرند؛ اگر يک اسپرم وارد يک تخمک شود و آن را بارور کند، DNA مرد و زن ترکيب شده، سلول هاي جديدي حاصل مي شوند. بارداري زماني رخ مي دهد که اين سلول ها خود را در رحم جاي مي دهند.

سلولي که از اتصال تخمک و اسپرم حاصل مي شود، تخم نام دارد. در عرض۲ ‌روز پس از بارداري، تخم سفر خود را از طريق لوله حمل تخمک به سمت رحم آغاز مي کنند که اين امر با فعاليت عضلات جدار لوله ميسر مي شود. در همين زمان، تخم خود را مکرراً‌ تقسيم مي کند تا مجموعه اي از سلول ها به نام مورولا حاصل شود. پس از۵ ‌تا۷ ‌روز اين مجموعه سلول به رحم مي رسد. اين مجموعه خود را به صورت امني در آندومتر (سطح داخلي رحم) جاي مي دهد و به رشد خود ادامه مي دهد. از اين لحظه به بعد از بارداري به خوبي تثبيت مي شود. يک بخش از مجموعه سلولـي به داخل آندومتر رشد مي کند و تبديل به جــفت مي شود کـه نوزاد در حال تکامل را تغذيه مي کند. بقيه سلول ها که نوزاد به وسيله آنها رشد خواهد کرد، تبديل به جنين مي شوند.

در طول بارداري که حدود۴۰ ‌هفته (۹‌‌ماه) طول مي کشد، اين سلول ها تکامل يافته، نوزاد را به وجود مي آورند.

اين روند طبيعي نشأت و رشد تدريجي تخم لقاح يافته به جنين و نهايتا تولد در درون رحم مادر بود، و الله متعال اين روش را براي پرورش و تولد يک انسان از راه طبيعي خود تقدير کرده است، و اين بدان معنا نيست که خداي متعال تنها همين روش را سبب تولد نوزاد قرار داده باشد، بلکه او تعالي قادر است که افرادي را بکار گيرد تا انسان را از راه غير معمول هم بيافريند، چنانکه در عصر حاضر دانشمندان سعي کردند اين روند را با حفظ همان ساختار اصلي (يعني لقاح سلول زن و مرد و پرورش آن به کمک استعداد تکثير سلولي که خداي متعال در ذات اين سلولها قرار داده) ولي با اندکي دستکاري به نتيجه برسانند، تا به بعضي از مقاصد خود دست يابند، و آنها روش کار خود را "شبيه سازي انسان" ناميده اند نه "خلقت انسان"، زيرا آنها انسان شبيه سازي را از عدم و نيتي بوجود نياورده اند، بلکه اجزاء و مواد پايه و اصلي و بعبارتي مواد اوليه و خصوصياتي که اين مواد اوليه در ذات خود دارند تماما توسط الله عزوجل خلق شده است، و دانشمندان آن مواد را خلق نکرده اند! بلکه از راه تغيير و دستکاري در خلقت خدا قصد دارند به مقصدي که مي خواهند برسند. خالق همواره باري تعالي است و اوست که آن سلولها را آفريده و به آنها خاصيت تکثير و تکامل را داده تا نهايتا به موجودي ديگر تبديل شوند.

و قبل از پرداختن به عمليات شبيه سازي، لازم است درباره مفهوم سلول بنيادي هم توضيح داده شود: سلول بنيادي در پستانداران به سلولي گفته ميشود که قابليت تقسيم شدن و تبديل به سلول هاي تخصص يافته و تمايز يافته را دارا باشد. تخمک لقاح يافته اين توانايي را در حد بالايي داراست، زيرا بالقوه ميتواند تقسيم شود وبه صورت يک موجود زنده کامل تکوين يابد. تخمک لقاح يافته چند ظرفيتي است بدين معني که از هر نظر توانايي رشد و تکامل را دارد. اين توانايي پس از تقسيم شدن تخمک به يک يا حتي چهار سلول به قوت خود باقي بوده به گونه اي که هر کدام از سلولها پس از جدا شدن قادر به رشد و تبديل به يک جنين کامل مي باشند، از راه اين فرآيند دو قلوها و چند قلوها بوجود مي آيند، اين چند قلوها موجودات شبيه سازي شده طبيعي هستند که داراي ساختار ژنتيک و سيتوپلاسمي يکسان ميباشند پس مي توان گفت که اصل پديده شبيه سازي از آغاز حيات در سياره زمين رخ داده است.

شبيه سازي که به آن «کلونينگ : cloning » گفته مي شود، از ريشه «کلون » است که يک واژه يوناني است و معناي لغوي آن «جوانه زدن و تکثير کردن» است . «کلونينگ » در علم زيست شناسي عبارت است از «تکثير موجود زنده بدون آميزش جنسي»، و فعلا به عمل کاشت جنيني در رحم اطلاق مي شود که ابتدا در آزمايشگاه توليد شده باشد. و فرايند آن به اين ترتيب است که : محققان ابتدا هسته هاي يک تخمک را با DNA سلولهاي ديگر جايگزين نموده، سپس تخمک بازسازي شده را در آزمايشگاه مورد مراقبت قرار مي دهند تا تقسيم شده، به جنين تبديل شود. چنانچه جنين مزبور در رحم کاشته شود و از آن انساني به وجود آيد، شبيه سازي مولد انسان صورت گرفته است.

به طور خلاصه انسان شبيه سازي شده از لقاح اسپرم مرد و تخمک زن بوجود مي ايد که يکي با هسته و ديگري بدون هسته است. با اين تفاوت که هسته يکي از دو سلول (تخمک يا اسپرم ) را خارج نموده و با ديگري تلقيح مي کنند تا صفات و خصوصيات والدي که سلولش داراي هسته است ، به انسان متولد شده ، منتقل شود وبرعکس صفات والدي که هسته سلولش خارج شده ، عقيم بماند.

بطور کلي مراحل شبيه سازي موجود زنده :

1. هسته زدايي از تخمک گيرنده

2. انتقال سلول دهنده به درون تخمک گيرنده

3. ايجاد پيوستگي بين سلول دهنده و تخمک گيرنده

4. کشت رويان به دست آمده در انکوباتور به مدت 5 -3 روز

5. انتقال رويان در حال رشد به داخل رحم (مادر ميزبان)

به زبان ساده شبيه سازي چيزي شبيه قلمه زني در عالم گياهان است. از قديم الايام براي تکثير انواع درختان گاه بذر آن را در زمين مي پاشيدند و گاه از قلمه استفاده مي کردند. يعني قطعه بسيار کوچکي از بدن يک انسان را برمي دارند (غالبا قطعه اي از پوست بدن) و آن را تقويت کرده، در درون تخمک يک زن قرار مي دهند . سپس آن را در رحم يک زن مي کارند. اين قلمه انساني در آن محيط مساعد (رحم زن) پرورش مي يابد و بعد از طي دوران جنيني متولد مي شود، و شبيه کسي است که آن قلمه از بدن او جدا شده است.

آنچه گفته شد گونه معمول شبيه سازي است، وگرنه شبيه سازي گونه هاي ديگري هم دارد که مي توانيد به مراجع تخصصي رجوع کنيد.

در اينجا به اصل سوال باز مي گرديم و اينکه : حکم شرعي شبيه سازي انسان چيست؟

بدون شک شبيه‌سازي گونه بشر، حامل مخاطرات و تهديدهايي براي حيات آدمي و طبيعت است. در سايه چنين فني؛ آدمي در يك خط توليد، آن گونه كه خود مي‌خواهيم، تحت دستكاري مهندسان حيات قرار مي‌گيرد و در قالب يك كالا توليد مي‌شود که ممکن است پيامدهاي ناگواري براي آينده تمدن بشر همراه داشته باشد. شبيه‌سازي انسان با مسائلي اساسي و در رأس آن با مسائل مرتبط با ماهيت و ارزش آدمي پيوند خورده است.

مجمع فقه اسلامي؛ درباره حکم شبيه سازي انسان فتوايي صادر کرده که ترجمه متن آنرا نقل مي کنيم، نخست لازم به ذکر است اين مجمع متشکل از برجسته ترين فقهاء و علماي مسلمانان در تمامي زمينه هاي فقهي، علمي، فرهنگي و اقتصادي است و اعضاي آن از سراسر کشورهاي اسلامي و حتي از بين اقليتهاي مسلمان کشورهاي غير مسلمان شرکت دارند، اين مجمع در سال 1401 هجري قمري در شهر مکه مکرمه تاسيس شد و مقر دائمي آن اکنون در شهر جده مي باشد، و هدف آن بررسي و مدارسه مسائل فقهي معاصر و بيان حکم شرعي آنهاست.

اين مجمع هرسال در يکي از کشورهاي اسلامي جلسه برگزار کرده و درباره سوالات فقهي معاصر که از سراسر جهان براي اين مجمع ارسال مي شود به بحث و بررسي و مکاشفه مي پردازند و سرانجام حکم آنرا با تصويب اعضاء صادر مي کنند.

اين مجمع در گردهمايي خود در 23-28 صفر 1418هـ برابر با 28ژانويه 1997ميلادي واقع در دار البيضاء مغرب، با مشارکت فقهاء و پزشکان متخصص، درباره حکم شبيه سازي انسان بصورت زير فتوايي صادر کردند:

«براستي که خداوند متعال انسان را در بهترين شکل و هيأت آفريد، و وي را با نهايت کرامت تکريم نمود، فرمود: «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً» (اسراء 70). «ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم؛ و آنها را در خشکى و دريا، (بر مرکبهاى راهوار) حمل کرديم؛ و از انواع روزيهاى پاکيزه به آنان روزى داديم؛ و آنها را بر بسيارى از موجوداتى که خلق کرده‏ايم، برترى بخشيديم». انسان را با (نعمت) عقل زينت بخشيد، و با تکليف (و فعاليت) شرافت داد، و وي را خليفه بر روي زمين قرار داد و در آنجا بکار و فعاليت گماشت، و انسان را با حمل رسالت خود که موافق با فطرت بشريست بلکه عين فطرت است، گرامي داشت، چنانکه فرمود : «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ» (روم 30). « روي خود را خالصانه متوجّه آئين (‌حقيقي خدا، اسلام‌) كن‌.! اين سرشت و فطرتي است کــه خداوند مـردمان را بـر آن آفريده است‌. نبايد فطرت خدا را تغيير داد (‌و آن را از خداگرائي به کفرگرائي‌، و از دينداري بـه بـي‌ديني‌، و از راستروي به کجروي کشـاند)‌. ايـن است ديـن و آئين محکم و استوار، و ليکـن اکثر مـردم (‌چنين چيزي را) نمي‌دانند». شريعت اسلام بسيار اصرار دارد که از فطرت و سرشت انسان ]در برابر تغيير آن[ مراقبت کند؛ حال چه از طريق محافظت از مقاصد کلي پنجگانه يعني (دين، نفس، عقل، نسل و مال) باشد، و يا بوسيله پاسداري کردن از آن (فطرت پاک) در مقابل هر تغييري باشد که بخواهد آنرا فاسد کند، و فرقي ندارد که از حيث سبب موجب تغيير شود يا نتيجه نهايي آن باشد، و حتي حديثي قدسي در اين باره وارد شده که امام قرطبي در تفسير خود آورده : «وأني خلقت عبادي حنفاء كلهم وأن الشياطين أتتهم فاجتالتهم عن دينهم فحرّمت عليهم ما أحللت لهم وأمرتهم أن يشركوا بي ما لم أنزل به سلطاناً وأمرتهم أن يغيروا خلقي». «خداوند متعال فرمود: من‌ همه‌ بندگانم‌ را حنيف‌ و حق‌گرا آفريده‌ام‌ ولي‌ شياطين‌ به‌ سوي‌ آنها آمده‌ و آنان‌ را از دينشان‌ گمراه‌ ساخت، وآنچه‌ را كه‌ من‌ حلال‌ كرده‌ بودم، بر آنان‌ حرام‌ گردانيدند، و آنها دعوت کرد که به من شرک ورزند، و ترغيب نمود که خلقت و آفرينش مرا تغيير دهند». "تفسير القرطبي" (5/389).

خداوند متعال به انسان چيزي را که نمي دانست آموخت، و وي را به تحقيق و تفکر و تدبر امر نمود، چنانکه در آيات متعددي خطاب به انسان فرمود : « أَفَلَا يَرَوْنَ». «آيا آنان نمي‌بينند»، «أَفَلَا يَنظُرُونَ». « آيا آنان نمى‏نگرند»، « أَوَلَمْ يَرَ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن نُّطْفَةٍ». « آيا انسان (‌با چشم عقل و ديده بينش ننگريسته است و) نديده است که ما او را از نطفه ناچيزي آفريده‌ايم؟»، «إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لَّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ». «در اين نشانه‏هاى (مهمّى) است براى کسانى که انديشه مى‏کنند»، «إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ». «بيگمان در اين دلائلي و نشانه هايي است براي فهميدگان و خردمندان»، «إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِأُوْلِي الْأَلْبَابِ». «در اين مثال، تذکّرى است براى خردمندان»، « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ». « بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفريد».

بايد توجه داشت که اسلام مانعي در مقابل آزادي تحقيقات علمي قرار نداده، بلکه (تحقيقات علمي) راهيست براي کشف سنتهاي الهي در ميان مخلوقاتش، با اين حال اسلام چنين حکم کرده که نبايستي بدون ضوابط، راه را براي تطبيق و عملي ساختن نتايج علمي در عرصه واقع باز گذاشت بدون اينکه از صافي شريعت بگذرد، و هدف از اين صافي آنست تا حلال خدا پابرجا بماند و راه بر ورود حرام بسته شود، اسلام به مجرد اينکه فلان چيز ]يا تحقيق علمي[ قابل تنفيذ و اجراء باشد اجازه انجام و عملي ساختن آنرا نمي دهد، بلکه بايد (ثابت شود آن چيز) علمي سودمند و در راستاي تحقيق مصالح انسانها و زدودن مفاسد در بين آنها باشد، و بايستي اين علم باعث حفاظت از کرامت انسان، جايگاه وي و هدفي شود که الله متعال بخاطر آن وي را آفريد، نبايد (انسان) را بعنوان ميدان آزمايش بکار گيرد، و به شخصيت انسان و ويژگيها و تمايزات او تجاوز کند، و موجب برهم زدن ساختار پايدار اجتماعي (بشر) شود، يا شالوده و بنيان قرابت و نسب و پيوند خانوادگي و فاميلي و ساختار آنرا که در طول تاريخ بشريت در زير سايه قانون و شرع و احکام پايدار الهي بر آن استوار بوده، منهدم و ويران کند.

از جمله علومي که مردم در اين عصر و زمان از آن مي پرسند، علمي است که توسط رسانه ها در سراسر جهان تحت عنوان شبيه سازي اسم برده مي شود، و لازمست حکم شريعت درباره آن بيان شود، البته بعد از آنکه جزئيات آن توسط کارشناسان و دانشمندان اين فن به تفصيل شرح داده شود..

]در ادامه اين مجمع به تعريف شبيه سازي و روشهاي مختلف آن پرداخته که ما آنرا ذکر نمي کنيم، پس از تعريف و بيان روشهاي آن، چنين ادامه مي دهند: [

.. واضح است که اين عمليات و امثال آن بعنوان خلق کردن و آفريدن و يا حتي جزئي از آن محسوب نمي شود، خداي عزوجل مي فرمايد: «أَمْ جَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاءَ خَلَقُواْ كَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ اللّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ» (رعد 16).

يعني: « آيا آنها همتايانى براي خدا قائل مي‌شوند که (‌به گمانشان‌) همچون خدا دست به آفرينش زده اند (‌و آفريده‌هائي همچون آفريده‌هاي خدا دارند) و آفرينش (‌و تشخيص آفريده‌هاي ايشان از آفريده‌هاي خدا) بر آنان مشتبه و مختلط گشته است‌؟ بگو: خدا آفريننده همه چيز است و او يکتا و توانا (‌بر انجام آفرينش و چرخش هستي‌) است».

و مي فرمايد: « أَفَرَأَيْتُم مَّا تُمْنُونَ * أَأَنتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ * نَحْنُ قَدَّرْنَا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ * عَلَى أَن نُّبَدِّلَ أَمْثَالَكُمْ وَنُنشِئَكُمْ فِي مَا لَا تَعْلَمُونَ * وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولَى فَلَوْلَا تَذكَّرُونَ» (الواقعة 58-62).

يعني: آيا در باره نطفه‌اي که (‌به رحم زنان‌) مي‌جهانيد، انديشيده‌ايد و دقت کرده‌ايد؟‌ آيا شما آن را (در دوران جنينى) آفرينش (پى در پى) مى‏دهيد يا ما آفريدگاريم؟! ما در ميان شما مرگ را مقدّر ساختيم؛ و هرگز کسى بر ما پيشى نمى‏گيرد! تا گروهى را به جاى گروه ديگرى بياوريم و شما را در جهانى که نمى‏دانيد آفرينش تازه‏اى بخشيم! شما عالم نخستين را دانستيد؛ چگونه متذکّر نمى‏شويد (که جهانى بعد از آن است)؟.

و باز فرمودند : « أَوَلَمْ يَرَ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ * وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِيَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ * قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ * الَّذِي جَعَلَ لَكُم مِّنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَارًا فَإِذَا أَنتُم مِّنْهُ تُوقِدُونَ * أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُم بَلَى وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ * إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» (ياسين 77-82).

يعني: آيا انسان نمى‏داند که ما او را از نطفه‏اى بى‏ارزش آفريديم؟! و او (چنان صاحب قدرت و شعور و نطق شد که) به مخاصمه آشکار (با ما) برخاست!‌ بــراي ما مثالي مي‌زند و آفرينش خود را (‌از خاک‌) فراموش مي‌کند و ميگويد: چه کسي مي‌تواند اين استخوانهائي را که پوسيده و فرسوده‌اند زنده گرداند؟‌! بگو: کسي آنها را زنده مي‏گرداند که آنها را نخستين بار (‌از نيستي به هستي آورده است و آنها را بدون الگو و مدل‌ و ماده اوليه) آفريده است‌، و او بس آگاه از (‌احوال و اوضاع و چگونگي و ويژگي‌) همه آفريدگان است‌. آن کسي که از درخت سبز، براي شما آتش آفريده است‌، و شما با آن‌، آتش روشن مي‌کنيد. (‌او که قادر بر رستاخيز انرژيها است‌، قادر بر برانگيـختن مردگان و بازگرداندن به زندگي دوباره ايشان است‌)‌. آيا کسي که آسمانها و زمين را آفريده است‌، قدرت ندارد (‌انسانهاي خاک شده را دوباره‌) به گونه خودشان بيافريند؟ آري‌! (‌مي‌تواند چنين کند) چرا که آفريدگار بس آگاه و دانا است‌. هرگاه خدا چيزي را بخواهد که بشود، کار او تنها اين است که خطاب بدان بگويد: بشو! و آن هم مي‌شود.

و فرمود: « وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ * ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ * ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ» (المؤمنون 12-14).

يعني: و ما انسان را از عصاره‏اى از گِل آفريديم؛ سپس او را نطفه‏اى در قرارگاه مطمئن [رحم‏] قرار داديم؛ سپس نطفه را بصورت علقه [خون بسته‏]، و علقه را بصورت مضغه [چيزى شبيه گوشت جويده شده‏]، و مضغه را بصورت استخوانهايى درآورديم؛ و بر استخوانها گوشت پوشانديم؛ سپس آن را آفرينش تازه‏اى داديم؛ پس بزرگ است خدايى که بهترين آفرينندگان است.

و باتوجه به مباحث و مناقشات شرعي که مطرح شد، مجلس (فقه اسلامي) بصورت زير حکم مي دهد :

اولا : شبيه سازي انسان بوسيله دو روش مذکور يا با هر روش ديگري که منجر به تکثير بشر شود حرام است.

دوما : هرگاه به اين حکم شرعي (يعني تحريم شبيه سازي انسان) تجاوز شود و (افرادي آنرا انجام دهند) در آنصورت لازمست آثار آن (عمليات) عرضه گردد تا حکم شرعي آن بيان شود.

سوما : تمامي حالتهايي که در آن طرف سومي بر رابطه زناشويي جهت شبيه سازي تزريق مي کند، حرام است، و فرقي ندارد که رحم باشد يا تخمک يا اسپرم يا سلولي از بدن.

چهارم : استفاده و بکارگيري فن شبيه سازي و مهندسي ژنتيک در زمينه هاي ميکروب شناسي و بيولوژي و ديگر علوم زيست شناسي، گياهي و حيواني، در محدوده ضوابط شرعي بگونه ايکه مصالح را تحقق ببخشد و مفاسد را دور کند، شرعا جايز است.

پنجم : درخواست از دولتهاي اسلامي براي وضع قوانيني و مقرراتي براي بستن راههاي مستقيم و غير مستقيم در برابر فعالان داخلي و خارجي و مؤسسات تحقيقي و دانشمندان اجنبي، جهت جلوگيري از اين امر که مبادا کشورهاي اسلامي بعنوان ميدان آزمايشي براي شبيه سازي انسان و ترويج آن درآيد.

ششم: ..

هفتم : دعوت به تشکيل هيئت هاي تخصصي متشکل از کارشناسان و علماي شريعت، جهت وضع ضوابط اخلاقي در حوزه مباحث علم زيست شناسي و بيولوژي، و اعتماد به آن هيئت در دولتهاي اسلاميو

هشتم : حمايت و دعوت به تشکيل مؤسسات علمي که به بحث و تحقيق و اجراء در حوزه علم زيست شناسي و بيولوژي و مهندسي ژنتيک بپردازند، بر وفق ضوابط شرعي و بدون آنکه وارد فعاليت شبيه سازي انسان شوند، تا دنياي اسلام در اين مواد به ديگران وابسته نماند».

مجمع الفقه الإسلامي ص 216-220. (http://www.fiqhacademy.org.sa)

و در آخر پيرامون اصلاح ژنتيکي بعضي از ميوه ها و گياهان و حيوانات، بايد گفت :

اگر هدف از اين کار بخاطر بازدهي و ايجاد ويژگيهاي مطلوب تر و با کيفيت تر براي خدمت رساني به سلامت فردي و تغذيه اي انسانها باشد، بشرطيکه هيچ ضرر و زياني در استفاده از آن وجود نداشته باشد، در آنصورت استفاده از اين علم مباح و جايز مي باشد.

اما ذکر اين مطلب ضرورت دارد که تمام دانشمندان موافق اثرات مفيد اصلاح نژادي و ژنتيکي نيستند، و گاها شنيده شده که بعضي از اين مواد اصلاح شده تاثيرات منفي بر سلامت انسان داشته است، بررسي محققين نشان مي دهد استفاده از مواد غذايي اصلاح شده مي تواند عوارض جدي براي کليه و کبد افراد به همراه داشته باشد. و به گزارش هفته‌نامه "اينديپندنت ان ساندي" جزييات تحقيق محرمانه‌اي كه توسط شركت "مون سانتو" توليدكننده مواد غذايي اصلاح ژنتيكي شده موسوم به "جي ام" نشان داده‌است كه موشهايي كه با ذرتهاي اصلاح ژنتيكي شده تغذيه شده‌اند كليه‌هاي كوچكتر داشته و تغييراتي در تركيب خونشان مشاهده شده‌است. پزشكان مي‌گويند كه تغييرات مشاهده شده در خون جوندگان نشان مي‌دهد كه سيستم ايمني موشها آسيب ديده يا اختلالي همچون تومور رشد كرده و سيستم براي مقابله با آن واكنش گسترده نشان داده است.

بنياد غذاي ايمن استراليا از دولت اين کشور خواسته است تا در خصوص استفاده از مواد غذايي اصلاح ژنتيکي شده در اين کشور تجديد نظر کند.

مدير بنياد غذاي ايمن استراليا گفت در اين پژوهش، نوع خاصي از ذرت اصلاح ژنتيکي شده به موش ها خورانده شد و در پايان دو سال، ما افزايش قابل توجه تومورهاي سرطاني در نقاط مختلف بدن آنها و بالاخص غدد شيري را شاهد بوديم.کبد و کليه اين موش ها نيز به شدت آسيب ديده بود.

پس اگر واقعا ثابت شود که استفاده از اين محصولات براي سلامت انسان زيان آور باشد، در آنصورت بر طبق قاعده «لاضرر و لاضرار : نه به خود ضرر برسانيد و نه به ديگران» نبايد از آنها استفاده نمود، لازمست تحقيقات بيشتري صورت پذيرد تا يک اجماع در بين دانشمندان در مورد سلامت محصولات اصلاح شده حاصل شود.

والله اعلم

وصلى الله على نبينا محمد وعلى اله وصحبه وسلم

سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه