منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 594
بازديد کل : 2448315
 
   
روايات ضعيف و موضوع که شيعه براي امامت به آنها استناد مي‌کنند
صاحب اثر: مهتدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-17  تعداد بازديد:367
دلایل شیعه بر امامت علی رضی الله عنه از احادیث و نقد آن ها


1- حدیث جوجهی بریانی

یکی از مهمترین دلایل شیعه بر امامت علی رضی الله عنه  حدیث جوجهی بریان شده است. حاکم در مستدرک از انس بن مالک رضی الله عنه  روایت کرده، که من به  پیامبرصلی الله علیه وسلم  خدمت می‌کردم، یک جوجهی بریان شده را نزد رسول خداص آوردند، سپس فرمود: خدایا محبوب‌ترین خلقت را نزد من بیاور تا از این جوجه با من بخورد. انس می‌گوید: خدایا او یکی از مردان انصار باشد، سپس علی آمد، گفتم:  پیامبرصلی الله علیه وسلم  کار دارد، پس باز آمد، بعد رسول خداص فرمود: در را باز کن! علی وارد شد.  پیامبرصلی الله علیه وسلم  فرمود: ای علی چه چیز تو از آمدن منع کرد؟! گفت: این سوّمین باری است که انس جلوی مرا می‌گیرد، و می‌گوید که پیامبر کار دارد.  پیامبرصلی الله علیه وسلم  فرمود: ای انس چرا این کار را کردی؟! عرض کردم: ای رسول خدا، دعایت را شنیدم، دوست داشتم که مردی از قوم من باشد، رسول خداص فرمود: انسان واقعاً قوم خود را دوست می‌دارد.[1]

این حدیث به سندهایی روایت شده که خالی از ضعف نیستند. علاوه بر اینکه کثرت روایت‌هایی که به حضرت انس نسبت داده می‌شود و عدم صحت سند یکی از آنها، امری است که موجب شگفتی و دهشت است! راستی، یاران انس که سال‌های طولانی وی را مصاحبت کرده‏اند، در این حدیث کجا هستند؟! ندیده‌ایم که یکی از آنها این حدیث را روایت کرده باشد. آن هایی که (در اوج) موثوق، دقّت، حفظ و کنترل احادیث هستند؛ نظیر حسن بصری، ثابت بنایی، حمید طویل، حبیب بن ابی ثابت، بکر بن عبدالله مزنی، اسعد بن سهل بن حنیف، اسحاق بن عبدالله بن ابی طلحه، أبان بن صالح، ابراهیم بن میسره و غیره فراوانند، از جمله کسانی که از انس روایت می‌کنند امّا گمنام هستند. ابن کثیر گفته است: «کتابی بزرگ از قاضی ابوبکر[2] باقلانی را بدست آوردهایم در رد و تضعیف این حدیث - حدیث جوجه - به لحاظ متن و سند نوشته شده است». ابن جوزی گفته است: ابن مرویه این حدیث را به بیست گونه نقل کرده است که همگی مبهم بوده و مورد طعنه قرار گرفته‏اند. از این‌رو، بهتر دیدم که در این باره زیاده‌گویی نکنم[3]. شیخ الاسلام ابن تیمیه میگوید: روایت جوجه بریانی، نزد اهل علم و معرفت به حقایق، دروغ و ساختگی محسوب می‏شود[4]. زیلعی گفته است: چه بسیار روایاتی که راویان آن فراوانند و به‌گونه‌های مختلف و متعدد روایت شده است، ولی با این حال حدیث ضعیف است.[5]

 

2- حدیث الدار

از جمله احادیثی که امامیه برای منصوص بودن امامت بدان استناد می‌کنند، حدیث منزل است، چرا که چنین عقیده دارند که  پیامبرصلی الله علیه وسلم  از همان آغاز بعثت و در اثنای عرضهی اسلام بر کفار مکه و از همان زمان که از آنها خواست عبادت بت‌ها را فروگذارند و تنها خداوند متعال را عبادت کنند، بر امامت علی رضی الله عنه  نص نهاده است. روایت منزل از این قرار است که وقتی این آیه بر  پیامبرصلی الله علیه وسلم  نازل شد:

« وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ» (شعرا / 214) (و خویشاوندان نزدیکت را انذار بده! ).

(علی رضی الله عنه گوید)  پیامبرصلی الله علیه وسلم  مرا فراخواند و گفت: ای علی! خداوند متعال به من دستور داده که خویشاوندان نزدیکم را انذار دهم، امّا من مقداری بهاین امر دلتنگ شدم، چون می‌دانم هر وقت این مسئله را با آنها درمیان بگذارم واکنشی ناپسند از آنها مشاهده خواهم کرد. پس یک صاع از غذا برای ما درست کن! و پای گوسفندی را هم در آن قرار بده! و لیوان بزرگی را برای ما پر از شیر کن! سپس فرزندان عبدالمطلب را برایم جمع کن تا با آنها حرف بزنم و مأموریت خودم را به آنها ابلاغ نمایم. آنچه را که  پیامبرصلی الله علیه وسلم  به من دستور داد، انجام دادم و آنها را برایش دعوت کردم، آنها در آن روز کم و بیش چهل نفر می‌شدند. در میان آنها

عموهای حضرت، یعنی ابوطالب، حمزه، عباس و ابولهب حضور داشتند. همین که در کنار او جمع شدند، از من خواست غذای آماده شده را جلوشان بگذارم. من هم غذا را آوردم آوردم، همین که غذا را گذاشتم  پیامبرصلی الله علیه وسلم  یک طرف آن گوشت را برداشت و با دندانش آن را تکه‌تکه کرد، و آن را در قسمت‌های بشقاب ریخت. سپس فرمود: با نام خدا شروع کنید! آن جماعت خوردند تا سیر شدند. و من فقط جای دستان آنها را مشاهده می‌کردم و سوگند به کسی که جانم در دست اوست، یک نفر از آنها می‌‌توانست همه آن خوراکی را که برای آنها گذاشته‌ام، به تنهایی بخورد. سپس  پیامبرصلی الله علیه وسلم  فرمود: برای جماعت آب بیاور. من هم آن لیوان بزرگ را آوردم تا همه از آن سیرآب شدند و بخدا قسم یک نفر از آنها به تنهایی می‌توانست همه آن نوشیدنی را میل کند، وقتی که رسول خداص خواست با آنها حرف بزند، ابولهب پیش‌دستی کرده گفت: محمّد شما را جادو کرده است، بلا فاصله جماعت پراکنده شدند و  پیامبرصلی الله علیه وسلم  با آنها حرفی نزد. سپس روز بعد فرمود: ای علی این مرد چنان که شنیدی، زودتر از من سخن گفت: و من قبل از آنکه بتوانم با آن جماعت حرف بزنم، آنها پراکنده شدند. پس همین طعامی‏که امروز ساخته بودی، دوباره آن را برایمان آماده کن! سپس آنها را برای من جمع کن! علی گوید: این کار را انجام دادم، سپس آنها را جمع کردم، بعد پیامبر ص درخواست آن طعام را کرد، من هم طعام حاضر شده را جلوی آنها گذاشتم و مانند روز گذشته پذیرایی صورت گرفت، سپس  پیامبرصلی الله علیه وسلم  فرمود: ای فرزندان عبدالمطلب، بخدا من در میان عرب، جوانی را نمی‌شناسم که ارمغانی بهتر از ارمغان من برای قومش آورده باشد! من خیر و نیک‌بختی دنیا و آخرت را برای شما آورده‌ام و خداوند متعال به من امر فرمود که شما را به سوی آن دعوت نمایم، پس روی کدامیک از شما می‌توانم حساب نمایم، که در این زمینه، برادر، وصی و جانشین من در میان شما باشد؟!

علی گوید: در حالیکه از همه کم سن و سال تر بوده، و بیشتر از همة آنها چرک سفید در گوشة چشمم جمع می‌شد، بیش از همه شکم گنده داشتم و استخوان ساق پایم از هم آنها باریک‌تر بود[6]، گفتم: من ای رسول خدا وزیر شما می‌شوم، آنگاه گردنم را گرفت و گفت: این برادر و وصی و جانشین من در میان شماست، پس به گفتار او گوش فرا دهید، و از او اطاعت کنید! لذا آن جماعت خنده‌کنان برخاستند و به ابوطالب گفتند: (محمّد) به تو دستور داد که از این پس به پسرت گوش دهی و از او اطاعت کنی. در سیاق دیگر روایت آمده است: هیچیک از آنها به او جواب ندادند، آنگاه علی برخاست و گفت: من ای رسول خدا. فرمود: بنشین! سپس دوباره سخنش را تکرار کرد، همگی ساکت شدند و علی برخاست و گفت: من ای رسول خدا، گفت: بنشین، سپس برای بار سوم سخنانش را برای آن جماعت تکرار کرد و هیچکس از آنها جوابی نداد، آنگاه علی برخاست و گفت: من ای رسول خدا، گفت: بنشین! تو برادر من هستی.»[7]

 

این حدیث هم به لحاظ سند و متن باطل و بی‌پایه است:

از لحاظ سند باطل است چون در آن عبدالغفار بن قاسم و عبدالله بن عبدالقدوس وجود دارند، عبدالله متروک الحدیث است و به او استناد نمی‌شود، علی بن مدینی در ارتباط با او گفته است: حدیث وضع می‌کرد. و یحیی بن معین گفته است: چیزی نیست[8]. عباس بن یحیی روایت کرده: چیزی نیست. بخاری گفته است: از نظر علمای جرح و تعدیل قوی نیست. ابن حبان دربارهی او گفته است: روایات را وارونه می‌کند و درست نیست که به او احتجاج شود. احمد بن حنبل و یحیی‌بن معین وی را ترک کرده‏اند. نسائی گفته: او متروک الحدیث است.[9]

عبدالله بن عبد القدوس هم نزد عموم اهل حدیث مجروح است. نسائی گفته است: ثقه نیست، و دار قطنی گفته است: ضعیف است.[10]

از لحاظ متن هم به دلایلی چند، واضح البطلان می‌باشد:

 

الف- این روایت با روایت دیگری که از نظر همه اهل حدیث صحیح و ثابت است، تعارض دارد. بخاری و مسلم در دوصحیح خود، از ابن‏عباس رضی الله عنه  روایت کرده‏اند که گفت: وقتی کهاین آیه نازل شد که خداوند متعال میفرماید:

« وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ» (شعرا/214) (و خویشاوندان نزدیکت را انذار بده! ).

نازل شد،  پیامبرصلی الله علیه وسلم  بر کوه صفا فراز آمد، و شروع به فراخواندن تیره‏های قریش کرد و گفت: (ای بنی فهر، ای بنی‌عدی...) تا اینکه همگی جمع شدند، واگر کسی نمی‌توانست خود بیاید، کسی را می‌فرستاد تا ببیند خبر چیست، سپس ابولهب و قریش آمده و  پیامبرصلی الله علیه وسلم  فرمود: «آیا اگر به شما خبر دهم که لشکری در این بیابان می‌خواهد به شما یورش برد، و به قتل و غارت شما بپردازد، آیا سخن مرا باور می‌کنید؟» گفتند: آری، سابقه ندارد که ما از شما دروغ شنیده باشیم. هرگاه سخنی از شما شنیده‌ایم، راست بوده است.  پیامبرصلی الله علیه وسلم  فرمود: حال که چنین است، من آمده‌ام تا به شما هشدار دهم که عذابی سخت در انتظار شماست!. آنگاه ابولهب گفت: «هلاک شوی، بخاطر همین حرف‌ها ما را در اینجا گرد آوردی؟! » آنگاهایات ذیل نازل شد: [11]

« تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ*مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ»(مسد/ 1، 2)

یعنی: نابود باد ابولهب! و حتماً هم نابود مي‌گردد. دارائي و آنچه (از شغل و مقام) به دست آورده است، سودي بدو نمي‌رساند (و او را از آتش دوزخ نمي‌ره‏اند).

 

ب- دیر زمانی است که امامیه مدعی است نص صریح بر امامت و خلافت علی رضی الله عنه  و اینکه او وصی و یگانه مرد لایق این منصب است، وجود دارد و نصوصی کهاین فهم را بیان دارند فراوان می‌باشند، و این روایت نظریهی آنها را تأیید می‌نماید، زیرا در آن آمده است که  پیامبرصلی الله علیه وسلم  قومش را جهت یاری ونصرت خود فراخواند و اگر کسی یاری او را قبول کند، برادر و وصی و خلیفه او بعد از وفاتش خواهد شد.

 پیامبرصلی الله علیه وسلم  در این روایت علی رضی الله عنه  را بهاین امر اختصاص نداد، بلکه سه مرتبه از او روی‌گرداند و چون در آخر یار و یاوری جز او نیافت، مطالب مزبور را به علی گفت، این نکته نشان می‌دهد که علی، بصورت اول و ابتدایی، سزاوار این مقام نبوده و  پیامبرصلی الله علیه وسلم  چون دید که قومش از آن خودداری می‌ورزد، به ناچار این مسئله را به علی واگذارد. از این رو آیا با ادعای شیعه که می‌گوید: علی از آسمان انتخاب شده است، درست در می‌آید و همسویی و مطابقت دارد؟! [12].

 

3- حدیث أنا مدینة العلم و علی بابها

احادیث موضوع و جعلی در این زمینه بسیار زیادند، که از جمله آنها این است که جابر بن عبدالله از  پیامبرصلی الله علیه وسلم  روایت کرده که فرمود: «من شهر علم هستم و علی دروازه آن می‌باشد». این روایت مورد طعنه و اعتراض است، زیرا بخاری آن را انکار نموده و یحیی بن معین دربارهی آن گفته: ساختگی و موضوع است.[13]

مرحوم آلبانی می‌گوید: حدیث: «من شهر علم هستم و علی دروازهی آن می‌باشد، پس هر کس خواهان دانش‌اندوزی می‌باشد، باید از آن دروازه وارد شود.» موضوع و جعلی است. امام نوووی و ذهبی گفته‏اند: موضوع و جعلی است.[14] ونیز روایت: «هر کس در امر خلافت با علی مخالفت کند، او کافر است»، به هیچ ‌وجه در کتابهای اهل سنّت اثر و نشانهای ندارد.[15] اینها نمونه‏های هستند از ضعف و عدم کارآیی پشتوانه و مستند روافض در اینکه می‌گویند خلافت فقط به علی اختصاص داشته و غیر از اوکسی لایق این مقام نبوده است. همچنین ابن خلدون چنین نظر داده که نصوصی که شیعه بدان استدلال کرده و آنها را نقل کرده، طبق مذهب خود آنها را تفسیر و تأویل می‌کنند، منتقدان و بزرگان اهل سنّت و ناقلان شریعت، آنها را نمی‌شناسند، بلکه اکثریت آنها جعلی بوده یا روش نقل آن جای سؤال و طعنه دارد، یا با تأویلات و تفسیرات و برداشت‌های اهل سنّت بیگانه[16] است.

این خود ضعف این استناد را نشان می‌دهد. در ادامه ابن حزم بیان کرده که سایر احادیثی که روافض بدانها دلبسته‏اند، موضوع و جعلی می‌باشند و کسی که دانش ناچیزی به روایت‌ها و شیوه‌های نقل آنها داشته باشد، به خوبی از این مسأله آگاه می‌باشد.[17]

نویسندهی شیعی ابن ابی الحدید ضمن اینکه به تأثیر شیعه در جعل و ساخت احادیث جهت تأیید دیدگاهشان دربارهی امامت اعتراف می‌کند، می‌گوید: منشأ اصلی احادیث دروغ در باب فضایل و ارزش‌ها شیعه‏ها بودند. آنها ابتدا به خاطر دشمنی با مخالفان خود، روایات مختلفی را در ارتباط با سرور خود وضع کردند.

وقتی بکریه (برخی ازمدعیان طرفداری از ابوبکر) مشاهده کردند که شیعه برای تأیید رأی خود روایت جعل میکنند، در مقابل این احادیث، برای سرور خودشان (ابوبکر) احادیثی را وضع و جعل کردند و چون شیعیان این کار ابوبکر را مشاهده کردند، دامنهی کار خود را گسترش دادند، این در حالی بود که هیچکدام از دو گروه نیازی بهاین کار نداشتند، چرا که در ارتباط با فضایل علی و ابوبکر رضی الله عنه  آنقدر احادیث ثابت و صحیح و تحقیق شده و روشن وجود داشت، که آنها را از این تکلف و دردسری متعصبانه بی‌نیاز سازد[18].

به رغم اینکه می‏بینیم که همه این استدلالات ضعیف بوده و از قوّت و اعتبار چندانی برخوردار نیستند، باز هم برخی از شیعیان معاصر را می‌بینیم که پیوسته آنها را در کتاب‌های خود تکرار کرده و برای اثبات اعتقاد خود در مورد امامت به آنها استناد می‌کنند، یکی از پیشوایان و سران شیعه معتقد است که اگر  پیامبرصلی الله علیه وسلم  علی را بعنوان جانشین بعد از خود تعیین نمی‌کرد، می‌گفتیم او رسالت و پیام الهی را ابلاغ نکرده است!.

همچنین می‌گوید: خداوند متعال با  پیامبرصلی الله علیه وسلم  از طریق وحی سخن گفت که باید فرمان الهی را در مورد کسی که او را خلیفه و جانشین مردم می‌کند، به آنها ابلاغ نماید و به حکم این فرمان، از دستور پیروی کرده، و علی را بعنوان خلیفه تعیین کرده است.[19]

این مدعای شیعه با همه آیات و احادیثی که بعنوان سند و مدرک امامت مطرح می‌کنند، در تناقض است، زیرا از این سخن آنها چنین لازم می‌آید که خداوند متعال و پیامبرش در حادثهی غدیر خُم نصی بر امامت حضرت علی نگذاشته‏اند.

برای به نقد کشیدن نظریهی امامت شیعه، همین کافی است که آنها در ارتباط با ادعای نص بر امامت علی سند و مدرکی جز «عبدالله بن سبأ» یهودی ندارند که به ترویج مقولهی وصیت  پیامبرصلی الله علیه وسلم  برای امامت علی، و محصور بودن امامت به وحی پرداخت و نیز اینکه غیر از علی هر کس آن را پذیرا شود، لازم است که از او ابراز برائت نمود و او را کافر دانست. در حقیقت کتاب‌های شیعهی امامیه اعتراف کرده‏اند که ابن‌سبأ اولین کسی بود که قایل به فرضیّت امامت حضرت علی شد و از دشمنانش ابراز برائت و از مخالفانش رازگشایی کرد و آنها را تکفیر نمود[20]، زیرا او یهودی الاصل بود و معتقد بود که یوشیع بن نون وصیّ و نمایندهی موسی است و آنگاه که مسلمان شد، این مقوله را دربارهی حضرت علی رضی الله عنه  نمایان ساخت.[21]

 

---------------------------------------------

[1]- فتح الباری(7/74) الانتصار للصحب والآل ص 540.

[2]-البدایة و النهایة (4/354).

[3]-العلل المتناهیة (1/225-234).

[4]- منهاج‌السنة (4/99).

[5]- تحفة الاحوذی (10/24).

[6]- با وجود آنکه عمرش در آن زمان حدود ده سال بوده است.

[7]- المراجعات، المراجعة (1/350) از کتاب الحجج الدامغات لنقض کتاب المراجعات. ابو مریم بن محمد الاعظمی.

[8]- المجروحین- ابن حبان، ص 13.

[9]- المراجعات، المراجعة (1/350) از کتاب حججٌ دافعات لنقض کتاب الرامعات. ابو مریم بن محمد الاعظمی.

[10]- الضعفاء و المتروکین، نسائی ص 210.

[11]- بخاری، شماره (4492).

[12]- ثمّ أبصرت الحقیقة ص 224.

[13]- الفوائد الموضوعة فی الاحادیث الموضوعة، ص 71، شماره 257، فتاوی (4/410).

[14]- ضعیف جامع صغیر، (2/13) شماره (1416).

[15]- مقدمه ابن خلدون ص 197

[16]- الفصل، ابن خلدون (4/148).

[17]- الفصل ابن حزم (4/128).

[18]- شرح نهج‌البلاغه (11/48-150) به نقل از دراسات عن الفرق، اثر استادم دکتر احمد جلی، ص 195-196).

[19]- حکومت اسلامی‏خمینی ص 43، 42. دراسات عن الفرق قی تاریخ المسلمین ص 196.

[20]- رجال الکشی ص 109، 108، اصول مذهب شیعة الامامیة(21/792).

[21]- اصول مذهب شیعه (2/792).


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه