منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 817
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 440
بازديد کل : 2053123
 
   
نقدی بر گفته های قزوینی در مورد دیدگاه وهابیت در مورد عزاداری(2)
صاحب اثر: علی حسین امیری   تاريخ درج مقاله:2013-01-17  تعداد بازديد:227
عملی از روی احساسی زنانه، برای قزوینی و همه شیعیان، حجت و سنت هرساله شده جهت سینه زنی و زنجیرزنی و بر سر و روی خود کوبیدن!!! همانطور که گفتیم اعمالی که به ندرت و از روی حالات بشری(حتی از خود پیامبر) سر می زده اند، نمی توانند به عنوان سنت تلقی شوند و باید دید که دستور کلی و رفتار و اعمال متواتر و قطعی چه بوده است و اصلا همین عمل ام المومنین عایشه نشان می دهد که تا آن زمان چنین عملی بصورت تکرار دائمی و سنت نبوده است، چون سنت می بایست بطور هر روزه و مستمر بوده باشد، نه اینکه بیایید و مواردی...

 

عملی از روی احساسی زنانه، برای قزوینی و همه شیعیان، حجت و سنت هرساله شده جهت سینه زنی و زنجیرزنی و بر سر و روی خود کوبیدن!!! همانطور که گفتیم اعمالی که به ندرت و از روی حالات بشری(حتی از خود پیامبر) سر می زده اند، نمی توانند به عنوان سنت تلقی شوند و باید دید که دستور کلی و رفتار و اعمال متواتر و قطعی چه بوده است و اصلا همین عمل ام المومنین عایشه نشان می دهد که تا آن زمان چنین عملی بصورت تکرار دائمی و سنت نبوده است، چون سنت می بایست بطور هر روزه و مستمر بوده باشد، نه اینکه بیایید و مواردی را که در برخی مواقع خاص رخ داده اند گزینش کنید و اگر چنین است پس چرا حضرت عایشه و یا صحابه در سالهای بعدی این عمل را تکرار نمی کرده اند؟!! چرا فقط و تنها در یک لحظه خاص و از روی احساسی بشری انجام داده اند و پس از آن دیگر تمام شده است؟!! اگر سنت بود که می بایست همیشه تکرار می شد. در ضمن احادیث و روایات دیگری نیز(در کتب خودتان) این عمل را نهی کرده اند و چگونه است که چشمان شما آنها را نمی بیند؟! حدیثی که از طریق امام صادق روایت شده که در آن آمده: زمانی که پیامبر(ص) مکه را فتح نمودند با مردان بیعت نمودند. سپس زنان آمدند، ام حکیم می‌گوید: ای رسول خدا آن امر معروف و پسندیده‌ای که خداوند به ما دستور داده است که دربارة آن از فرمان شما سرپیچی نکنیم کدام است؟ پس گفت: هرگز بر سر و روی خود نزنید و صورت خود را مخراشید، موهای خود را نکشید و گریبان خود را پاره نکنید و لباس سیاه نپوشید(وسائل الشیعه3/275، مستدرک الوسائل2/455، بحارالانوار32/619) و از عمر بن ابی مقداد روایت شده است که شنیدم امام محمد باقر می‌گوید: آیا می‌دانید، معنای آیه «ولا يعصينكَ في معروفٍ» چیست؟ عرض کردم: نه. گفت: پیامبر(ص) به فاطمه فرمود: «إذا متُّ فلا تخمشي عليَّ وجهاً ولا ترخي عليَّ شَعراً ولا تنادي بالويل والثبور ولا تقيمي عليَّ نائحة»: «هرگاه من از دنیا رفتم صورت خود را نخراش، و موهایت را به خاطر من پریشان نکن و (مرا) با شیون و زاری مخوان (شیون و زاری سر مده) و بر من نوحه و سوگواری مکن.» این همان معروفی است که خداوند - عزّ وجلّ - فرموده است(الکافی3/403، تهذیب الاحکام2/213، وسائل الشیعه4/384، علل الشرائع2/346) پیامبر(ص) زنی را دید که در کنار قبر فرزندش گریه می‌کرد، او را از این کار نهی کرد و به او دستور داد که صبور باشد و به او فرمود: اجر به همراه تحمل مصیبت اولی و محتمل‌تر است(بحارالانوار2/154، اعلام الدین346، الخصال2/543) جعفر بن محمد از پدرانش از نبي اکرم(ص)در حديث نهي شدگان، روايت مي کند: «همانا او از بوجود آوردن صداي حزين در مصيبت نهي فرمود و نهي فرمود از نوحه سرائي و شنيدن آن و نهي فرمود از زدن صورت(من لايحضره الفقيه: ۴/۳-۴) و در کتب اهل سنت از جمله صحیح بخاری نیز حدیثی هست که نشان می دهد این امر جزء سنت نبوده و حتی از این عمل نهی شده است، حدیث بدینصورت است: عَنْ أُمِّ عَطِيَّةَ رَضِيَ اللَّه عَنْهَا قَالَتْ: أَخَذَ عَلَيْنَا النَّبِيُّ ص عِنْدَ الْبَيْعَةِ أَنْ لا نَنُوحَ، فَمَا وَفَتْ مِنَّا امْرَأَةٌ غَيْرَ خَمْسِ نِسْوَةٍ: أُمِّ سُلَيْمٍ وَأُمِّ الْعَلاءِ وَابْنَةِ أَبِي سَبْرَةَ امْرَأَةِ مُعَاذٍ، وَامْرَأَتَيْنِ. أَوِ ابْنَةِ أَبِي سَبْرَةَ وَامْرَأَةِ مُعَاذٍ وَامْرَأَةٍ أُخْرَى. (بخارى:1306) ترجمه: ام عطيه رضي الله عنها مي فرمايد: رسول الله (ص) هنگام بيعت، از ما تعهد گرفت كه نوحه خواني نكنيم. اما هيچ كس از ما به اين عهد وفا نكرد، مگر پنج زن: ام سليم، ام علاء و دختر ابو سبره «همسر معاذ» و دو زن ديگر. خوب می بینیم که در سنت و در دستور کلی پیامبر(ص) از این عمل نهی شده است و می بینیم که در ابتدای امر عده ای از زنان به آن عمل کرده اند و برخی دیگر نتوانسته اند و مسلما زنان در نگهداری احساسات خود ضعیفتر از مردان هستند و عمل یکی از ایشان، آن هم در همان لحظه رحلت شوهرش، نمی تواند سنت کلی شود برای همه مسلمین، که هر ساله به خیابانها بریزند و بخاطر مصیبتی که در 1400 سال پیش رخ داده است، بر سر و مغز خود بکوبند. در ضمن شما که عایشه را دوستدار پیامبر(ص) و اهل بیت نمی دانید، پس چطور در اینجا عایشه بخاطر رحلت پیامبر(ص) ناراحت شده و بر روی خویش زده است؟!! جالب است که جناب قزوینی در همین برنامه در رد قمه زنی می گفت که اگر تعدادی از مراجع ما در گذشته به این امر فتوا داده اند، این فتوای ایشان در زمان و شرایطی خاص بوده است(یعنی باید شرایط همان موقع را بررسی کرد و در نظر داشت) در جواب به قزوینی می گویم: آفرین و صدآفرین بر شما!! خوب سخن ما نیز همین است که احادیث دلخواهی را که شما از کتب اهل سنت گزینش می کنید به همین شکل هستند و در شرایط و زمانی خاص بوده اند، مانند همان گریه پیامبر(ص) بخاطر مشاهده جسد مثله شده حمزه و یا بخاطر مرگ فرزندش ابراهیم و یا عمل عایشه در هنگام رحلت نبی اکرم(ص)، خوب اینها نیز همگی در شرایط و زمانی خاص رخ داده اند و باید این شرایط را در نظر گرفت نه اینکه همچون احمقان یک روایت را به نفع خود بیرون کشید و آنرا در بوق و کرنا کرد و طبق آن یک بدعت را نزد مردم سنت جلوه داد تا بیشتر گمراه شوند. در ضمن جناب قزوینی که می گوید فتاوای مراجع قبلی پیرامون قمه زنی در شرایطی خاص و برای همان موقع بوده است، باید گفت پس چرا شما مرتب به برخی از حکمهای حکومتی و نظرات حضرت عمر(رض) ایراد می گیرید و آنها را بدعت می دانید؟!! خوب آنها نیز در شرایطی خاص و در همان زمان صادر شده اند. جناب قزوینی به شبکه های ماهواره ای مخالف خودشان ایراد داشت که چرا در مسئله قمه زنی تنها نظر مراجع موافق با این عمل را نشان می دهند و چنانچه شما مرد هستید چرا سخن مراجع مخالف با این مسئله را نشان نمی دهید؟![1] باز باید به جناب قزوینی بگویم: آفرین و صدآفرین!!![2] سخن ما نیز همین است که چرا شما تنها احادیث باب میل خودتان را ذکر می کنید؟!! چرا تنها چند خطای صحابه را در بوق و کرنا می کنید و آن همه آیات و احادیث در مدح ایشان را به روی مبارک خود نمی آورید؟!! چرا این همه حدیث پیرامون نهی از نوحه خوانی را در کتب شیعه و سنی نمی بینید و تنها به مواردی خاص می چسبید؟!! یا مسائل دیگری که دائم به آن اشاره می کنید، همچون مواردی در حکومت حضرت عمر(رض) که به زعم شما بدعت بوده اند و در حقیقت حکمی حکومتی بوده اند و در زمان و شرایطی خاص صادر شده اند، نه اینکه بدعت بوده باشند و موارد متعدد دیگری که مراجع رافضی در ذکر آنها رعایت هیچ چیز را نمی کنند. ما از این مراجع می پرسیم که چطور مرجع شیعیان جهان جناب خمینی می تواند 3 سال متوالی حج خانه خدا را ممنوع کند؟!! و چطور هم اکنون دستور تخریب مساجد اهل سنت در ایران داده می شوند و اهل سنت در شهرهای بزرگی چون تهران و اصفهان اجازه ساخت مسجد را ندارند؟!! لابد اینها حکم حکومتی هستند و بدعت نیستند؟!!

        ببری مال مسلمان و چو مالت ببرند                بانگ و فریاد برآری که مسلمانی نیست!!

جالب است که جناب قزوینی نظر مراجع موافق با قمه زنی و مقلدین ایشان را محترم دانستند و تنها نظر خودشان را بیان کردند، ولی در مواجه شدن با عقاید اهل سنت هیچگونه احترامی قائل نیستند. کسانی که قمه می زنند به روایتی اشاره دارند از حضرت زینب که به هنگام سوار بودن بر کجاوه از شدت اندوه سرش را به ستون کجاوه زده و این باعث خونریزی سرش شده است. خواننده گرامی خوب توجه کند که جناب قزوینی در رد این مسئله گفتند اگر این روایت صحیح بود چرا زینب یا بنی هاشم در سالهای بعدی این عمل را تکرار نکردند و این نشان می دهد که قمه زنی صحیح نیست!!! باز باید به جناب قزوینی آفرین بگوییم و جالب است که ایشان جواب خودشان را می دهند، باید گفت که مسئله عزاداری برای امام حسین نیز به همین شکل است و سخن ما نیز همین است که چنانچه عزاداری صحیح بود، پس چرا زینب و بنی هاشم سالهای بعدی آنرا تکرار نکردند؟!! چرا حضرت عایشه و صحابه، سالهای بعدی برای پیامبر(ص) عزاداری نکردند؟!! چرا پیامبر(ص) در سالهای بعد برای فرزندش ابراهیم عزاداری نکرد؟!! جناب قزوینی سخن جالب دیگری نیز ایراد فرمودند و خطاب به قمه زنان گفتند که کاری بر خلاف مقررات یک کشور انجام ندهید و در خیابان یک کشوری قمه زنی نکنید تا زندانی شوید و نمی توانید اعتراض کنید که چرا مرا زندان کردند و یا شلاق زدند؟ چون احترام به قوانین یک کشور ضروری است!!! ما از جناب قزوینی سوال می کنیم که شما که اینقدر خوب نصیحت می کنید، پس چرا به قوانین کشور عربستان احترام نمی گذارید و هر چند وقت یکبار در جاهایی چون قبرستان بقیع جنجالی به راه می اندازید؟!! چرا در آنجا زیارت عاشورا می خوانید؟!! و اگر در اثر این حرکات احمقانه، عده ای زندانی شوند و یا مسجدی از شیعیان بسته شود، آنگاه شما در رسانه های خود و در همه دنیا جار و جنجال به راه می اندازید و شروع به مظلوم نمایی می کنید. مورد دیگر اینکه خواننده گرامی توجه داشته باشد که گاهی نیز مراجع رافضی می گویند: در حدیث آمده که امام جعفر صادق(ع) فرمود: لقد شققن الجیوب و لطمن الخدود الفاطمیات علی الحسین بن علی علیهما السلام و علی مثله تلطم الخدود و تشق الجیوب، یعنی:«دختران فاطمه زهرا(ع) برای حسین بن علی(ع) گریبان خود را پاره کردند و بر گونه های خویش زدند و برای کسی که همانند حسین(ع) جایز است که برگونه ها بزنند و گریبان بدرند. در جواب باید گفت: این حدیث از لحاظ سند مخدوش است و قابل استدلال نیست، زیرا راوی آن چنان که در«تهذیب شیخ طوسی» آمده خالد بن سدیر می باشد که علمای رجال او را «مجهول» دانسته اند. علامه ممقانی در کتاب تنقیح المقال درباره وی می نویسد: فهذا الرجل عندی مجهول. یعنی این مرد در نزد من ناشناخته است. در اینجا مطالب و احادیثی را از علما و کتب خودتان بر ضد نوحه سرایی می آوریم تا بلکه هدایت شوید و البته شما دکانداران مذهبی سعی کنید همه این مطالب را هر طور که شده ماست مالی و توجیه کنید و مبادا ذره ای در عقاید خرافی خود شک کنید. حضرت علی(ع) به هنگام غسل دادن پیامبر(ص)می فرماید: اگر به شکیبایی امر نمی کردی و از بی تابی، نهی نمی فرمودی آنقدر اشک می ریختم تا اشکهایم تمام شود، و این درد جانکاه همیشه در من می ماند.(نهج البلاغه خطبه 235 و مستدرک الوسائل 2/445) و همچنین در نهج البلاغه آمده است که حضرت علی گفت: «أن علیاً؛ قال: من ضرب یده عند مصیبة على فخذه فقد حبط عمله».هر کسی به هنگام مصیبت و بلایی دستش را بر رانش بزند و تأسف بخورد، عمل او نابود گردیده است.(الخصال صدوق صفحه621 و وسائل الشیعة 3/270) علامه محمد بن حسين بن بابويه قمي ملقب به شيخ صدوق می گوید: در لفظ رسول الله(ص) که بر آن چيزي برتري ندارد به اين شکل آمده است که: «نوحه سرائي از اعمال جاهليت مي باشد» (من لايحضره الفقيه: ۴/۲۷۱-۲۷۲ و حر عاملی در وسائل الشیعة2/915 و یوسف البحرانی در الحدائق الناضرة4/149 و حاج حسین البروجردی در جامع أحادیث الشیعة 3/488) و همچنين محمد باقر مجلسي با اين لفظ آنرا روايت کرده است که: «نوحه سرائي از جاهليت مي باشد»(بحار الأنوار: ۸۲/۱۰۳) و علمایی چون مجلسی و نوري و بروجردي از رسول الله(ص)روايت کرده اند که او فرمود: صوتان ملعونان یبغضهما الله: إعوال عند مصیبة، وصوت عند نغمة؛ یعنی النوح والغناء».«دو صدای نفرین شده هستند که خداوند آنها را دوست ندارد: شیون و فریاد به هنگام مصیبت، و صدای آهنگ و ترانه_ یعنی نوحه‌سرایی و موسیقی_  (بحار الانوار 82/103 و مستدرک الوسائل 1/143-144 و جامع الأحادیث الشیعة 3/488 و من لا یحضره الفقیه 2/271). از اين روايات مي توان ياد کرد از نوشته اي که اميرالمومنين(رض) به رفاعة بن شداد فرستاد: «در سرزميني که صاحب قدرت هستي تو را به نوحه براي مرده هشدار مي‌دهم»(مستدرک الوسائل: ۱/۱۴۴) و در حديث آمده: «و همانا شما را از نوحه و شيون نهي مي کنم»(جامع احاديث الشيعة: ۳/۳۷۲) و روايتي که جابر(رض) از پيامبر(ص) آورده است که فرمود: «و همانا من شما را نهي کرده ام از نوحه سرائي و دو صداي احمقانه بي بند و بار: صدا هنگام نغمه هاي لهو و آوازهاي شيطاني و صدا هنگام مصيبت (و) چنگ زدن صورت و پاره کردن يقه و ناله شيطاني» (مستدرک الوسائل: ۱/۱۴۵) و از حضرت علي(رض): سه چيز از اعمال جاهليت مي‌باشد و در بين مردم از بين نمي‌رود تا قيامت برپا شود: باران طلبيدن از ستارگان و توهين کردن به اقوام و نوحه سرائي در مرگ» (بحار الأنوار: ۸۲/۱۰۱) و کليني از امام صادق روايت مي کند که فرمود: «فرياد زدن بر مرده اصلاح نمي‌گردد و جايز نمي باشد، ولي اکثر مردم درک نمي کنند».(الکافي: ۳/۲۲۶)و باز کليني از امام صادق آورده است که فرمود: «فرياد زدن براي مرگ جايز نيست و لباس پاره کردن(نيز همچنين) جايز نيست» (الکافي: ۳/ ۲۵۵) محمد باقر مجلسي از حضرت علي(ع) روايت مي کند: «وقتي ابراهيم بن رسول الله(ص) فوت کرد به من امر فرمود و من (نيز) او را غسل دادم، رسول الله(ص)او را کفن نمود و حنوط ماليد و به من فرمود: اي علي او را حمل کن، او را حمل کرده تا به بقيع رساندم و بعد از آن بر آن نماز گذارد و وقتي پیامبر(ص) احوال او را ديد گريه کرد و از پس گريه او مسلمانان گريه کردند تا اينکه صداي(گريه) مردان از صداي زنان بلندتر شد و رسول الله(ص) به شديدترين حالت آنها را نهي فرمود و گفت: چشم گريه مي‌کند و قلب غمگين مي‌شود و نمي گوئيم پروردگار بر ما خشم مي آورد، و همانا ما توسط تو دچار مصيبت مي شويم و همانا ما به اراده تو اندوهگين مي شويم». (بحار الأنوار: ۸۲/۱۰۰-۱۰۱) وپیامبر(ص) از صوت حزين در مصيبت نهي فرمود و (همچنين) از نوحه سرائي و شنيدن آن (نيز) نهي فرمود(وسائل الشيعة: ۲/۹۱۵) و کليني از فضل بن ميسر روايت مي کند که گفت: «ما نزد ابي عبدالله(رض) بوديم و مردي آمد و از مصيبتي که به وي وارد شده بود شکايت مي کرد. ابو عبدالله(رض) فرمود: چنانچه تو صبر کني اجر مي گيري و اگر صبر نکني آن قَدَري که خداوند بر تو مُقدَّر کرده است، مي گذرد و سختي آن را خواهي کشيد(الکافي: ۳/۲۲۵) و از امام صادق جعفر بن محمد که فرمود: «صبر و بلاء بسوي مؤمن شدن، پيش مي برند (بطوري که) بلاء مي آيد و او صبور است، و بلاء و جزع بسوي کافر شدن پيش مي‌برند و آن وقتي است که بلاء مي‌آيد و او جزء و فزع مي‌کند(الذکري: صفحه ۱) محمد بن مکي العاملي ملقب به شهيد اول گفت: «شيخ در المبسوط و ابن حمزة نوحه را حرام کردند و شيخ ادعا کرد(اين مسئله) اجماع است» (الذکري: صفحه ۲، بحارالأنوار: ۸۲/۱۰۷) و شيخ ابو جعفر محمد بن حسن طوسي ملقب به شيخ الطائفه، نوحه را حرام کرد و ادعايش اين بود که، اين مسئله اجماع مي‌باشد، چه بسا او در عصر طوسي بود و شيعيان در آن زمان بر حرام بودن نوحه و شيوني که اکنون در حسينيات شنيده مي شود, اجماع داشتند. آيت الله العظمي محمد بن حسيني شيرازي گفت: «ولي از شيخ در المبسوط و ابن حمزه حرام بودن مطلق آمده است»(فقه: ۱۵/۲۵۳) و شيرازي گفت: «در الجواهر خودزني و شيون بطور قطعي حرام شده است»(الفقه: ۱۵/۲۶۰) و امام باقر فرمود: «بدترين جزع (بي صبري) فرياد بلند کشيدن در ناراحتي و شيون و زدن صورت و سينه مي باشد، و کشيدن موي پيشاني مي باشد و کسي که نوحه را برپا کند صبر را ترک کرده است و راهي غير از راه درست را برگزيده است» (الکافي: ۳/۲۲۲-۲۲۳، وسائل شيعه: ۲/۹۱۵، بحار الأنوار: ۸۲/۸۹) و همچنين از قول امام صادق است که: کسي که در مصيبت دستش را بر رانش بزند اجر او باطل مي شود». (الکافي: ۳/۲۲۵) و پیامبر(ص) فرمود: «کسي که بر صورت زند و يقه پاره کند از ما نيست» (مستدرک الوسائل: ۱/۱۴۴) و محمد تيجاني سماوي اين مسئله ذکر مي‌کند که از امام محمد باقر صدر در باره‌ اين حديث پرسيد و او جواب داد: «حديث صحيحي است که در آن شکي نيست» (ثم اهتديت ،آنگاه هدايت شدم، صفحه ۵۸ چاپ عربي) و از يحيي بن خالد آمده است که مردي نزد نبي اکرم(ص)آمد و گفت: چه چيزي اجر مصيبت را باطل مي کند؟ فرمود: زدن دستها بر يکديگر، و صبر در مصيبت از مهمترين مسائل است، کسي که به آن راضي شود براي او رضايتمندي خواهد بود و کسي که خشم کند پس براي او خشمگيني(از طرف خداوند)خواهد بود، در ادامه نبي اکرم(ص)فرمود: «من از کسي که بتراشد و بالا ببرد بيزار هستم،(به معني تراشيدن سر و بلند کردن صدا)( جامع الحديث الشيعه: ۳/۴۸۹) جعفر بن محمد از پدرانش از نبي اکرم(ص)در حديث نهي شدگان، روايت مي کند: «همانا او از بوجود آوردن صداي حزين در مصيبت نهي فرمود و نهي فرمود از نوحه سرائي و شنيدن آن و نهي فرمود از زدن صورت(من لايحضره الفقيه: ۴/۳-۴) و محمد بن مکي العاملي گفت: «بر سر و سينه زدن و پاره کردن و کشيدن مو به طور اجماع حرام مي باشد، آنرا در المبسوط گفته است و آن خشمگيني بر قضاء و قَدَر الهي است» (في الذکري: صفحه ۷۲) و شيرازي گفته است: در المنهي زدن صورت و برکندن مو نهي شده است» (الفقه: ۱۵/۲۶۰) دکتر محمد تيجاني سماوي به گريه‌ي نبي اکرم(ص) بر عمويش ابي طالب و حمزه و همسرش خديجه اشاره مي‌کند و مي گويد: «ولي در تمامي آن حالات از سر مهرباني گريه مي کرد, ولي وي از بروز ناراحتي از فرد حزين و زدن صورت و پاره کردن سينه نهي فرمود، پس چگونه است حال تو که با اجسام آهني بر خود مي زني بطوريکه خون سرازير مي شود؟»(در کتاب کل الحلول: صفحه ۱۵۱) سپس تيجاني ياد مي کند که امير المؤمنين علي بن ابيطالب آنچه را که شيعيان امروزه انجام مي‌دهند در زمان وفات نبي اکرم(ص) انجام نداد و به همين ترتيب امامان حسن و حسين و سجاد نيز اين کار را نکردند و درباره اين امام، تيجاني گفته است: همانا چيزهائي را ديد که هيچ کس نديده است او با دو چشم خود شاهد کربلا بود، کربلائي که در آن پدرش و عموهايش و بردارانش همگي کشته شدند و مصيبتهائي را ديد که کوه دوام آنرا ندارد و در تاريخ نيز از هيچکدام از ائمه (عليهم السلام) چيزي درباره آنکه او کاري کرده باشد روايت نشده است و يا اينکه امر به تبعيت و پيروي آن کند(کل الحلول: صفحه۱۵۱) تيجاني همچنين مي‌گويد: «به حق گفته مي شود: آنچه که بعضي شيعيان از آن اعمال خاص انجام مي دهند ذره‌ي از دين نيست و اگر مجتهدين اجتهاد کنند و فتوا دهندگان به آن فتوا دهند که در آن اجري بزرگ و ثوابي عظيم قرار دهند، همانا آن فقط عادت و تقليد و احساسي برخورد کردن است که اهل آن توسط آن طغيان کرده و توسط آن از حالت طبيعي خارج مي‌شوند و بعد از مدتي فقط بصورت يک رسم قومي در مي‌آيد که پسر از پدرش به شکلي کورکورانه و بدون فهم به ارث مي برد، تا جائي که بعضي از عوام اينگونه حس مي کنند که با زدن خود و خود را خوني مالي کردن قرب الي الله مي باشد و بعضي اينگونه اعتقاد دارند که کسي که اين کار را انجام ندهد حسين را دوست ندارد» (کل الحلول: صفحه ۱۴۸) و همچنين گفته است: «عقل سليم اين مناظر مشمئز کننده را نمي پذيرد، وقتي مردي لخت مي شود و با زنجير بدست خودش خود را مي زند و به طرزي ديوانه وار صداي خود را بلند کرده و حسين حسين مي کند و عجيب و شک برانگيز اينجا است که به وضوح ديده مي شود وقتي آن افراد به يکباره کارشان تمام شد، انگار مانند اين است که ناراحتي آنها بر طرف شده است و با گذشت اندک زماني بعد از اتمام عزاداري مي بيني که مي خندند و شيريني مي خورند و مي‌نوشند و ميوه مي‌خورند و همه چيز با تمام شدن حرکت دسته تمام مي شود. و عجيب آنجا است که بيشتر آنها انسانهاي دينداري نيستند و از اين رو چندين دفعه خودم در انتقاد از آنها مدارا کرده و گفتم: همانا آنچه انجام مي دهند فقط يک رسم قومي و تقليد کورکورانه است» (کل الحلول: صفحه ۱۴۹) و همچنين روايتي است که شيخ مفيد در کتاب «ارشاد» آورده که حضرت حسين به خواهرش زينب، فرمود: «يا أخية، إني أقسمت عليک فأبري قسمي، لا تشقي علي جيباً، ولا تخمشي علي وجهاً، ولا تدعي علي بالويل والثبور إذا أنا هلکت». (الإرشاد ج ۲ صفحه ۹۷ چاپ تهران) يعني: «اي خواهر جان، من تو را سوگند دادم و تو به سوگند من وفادار باش که چون کشته شدم گريبان بر من چاک مکن و چهره مخراش و در مرگ من واويلا واثبورا (عذاب بر من باد خدايم مرگ دهد) مگو و همینطور صاحب منتهی الامال نقل کرده که حسین در کربلا به خواهرش زینب گفت:«یا أختی، أحلفک بالله علیک أن تحافظی على هذا الحلف، إذا قتلت فلا تشقی علیّ الجیب، ولا تخمشی وجهک بأظفارک، ولا تنادی بالویل والثبور على شهادتی».- خواهرم تو را به خدا سوگند می‌دهم که وقتی من کشته شدم گریبانت را پاره مکن، و چهره‌ات را با ناخن‌هایت خونین مکن، و به خاطر شهادت من فریاد واویلا سر مده(منتهی الامال 1/248) و همچنين شريف رضي در نهج البلاغه از حضرت علي آورده که فرمود: «ينْزِلُ الصَّبْرُ عَلَى قَدْرِ الْـمُصِيبَةِ، وَمَنْ ضَرَبَ يدَهُ عَلَى فَخِذِهِ عِنْدَ مُصِيبَتِهِ حَبِطَ أجْرُهُ» (نهج البلاغه باب المختار من حکم أميرالمؤمنين شماره ۱۴۴ چاپ بيروت) يعني: «صبر به اندازه مصيبت به انسان مي‌رسد و کسي که در مصيبت بر ران خود بکوبد اجرش تباه مي‌شود. کليني در کافي نيز به سند خود از امام موسي بن جعفر آورده که فرمود: «ضَرْبُ الرجلِ يدَهُ عَلَي فَخِذِهِ عِندَ الـمُـصِيبةِ اِحْبَاطٌ لأجْرِهِ». (الفروع من الکافي ج ۳ ص ۲۲۵) يعني: «مردي که به هنگام مصيبت دست خود را بر رانش بکوبد موجب تباه کردن اجر خويش مي‌شود». همچنين شيخ صدوق در کتاب «من لا يحضره الفقيه» به سند خود از حضرت صادق(ع) گزارش نموده که فرموده: «من ضرب يده علي فخذه عند مصيبته حبط أجره» (من لا يحضره الفقيه ج ۱ ص ۵۲۰ چاپ قم) يعني: «هر کس که به هنگام مصيبت دست خود را بر رانش بکوبد اجرش تباه مي‌شود». و وظيفه مصيبت ديدگان اين است که طبق آيات ۱۵۳ و ۱۵۶ سوره بقره با صبر و نماز از خدا ياري جويند و بگويند. «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيهِ رَاجِعُونَ» يعني: «براي خدا هستيم و به سوي او رجوع مي‌کنيم». و در صفحه ۵۶ کتاب (ترجمه مسکن الفواد) از يوسف بن عبدالله بن سلام نقل کرده که پيغمبر اکرم (ص) هر وقتي شدت و مصيبتي بر خانواده‌اش وارد مي‌شد ايشان را امر مي‌کرد به نماز خواندن و اين آيه را قرائت مي‌کرد: « ‏ وَأْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيهَا » يعني: «امر کن خانواده‌ات را به نماز و صبر را درباره آن بپذير. در صفحه ۵۷ آورده است: «عن جابر عن الباقر(ع) قال: أشد الجزع الصراخ بالويل والعويل ولطم الوجه والصدر وجز الشعر ومن أقام النواحة فقد ترک الصبر ومن صبر واسترجع وحمد الله جل ذکر فقد رضي بما صنع الله فوقع أجره علي الله عزوجل ومن لم يفعل ذلک جري عليه القضاء وهو ذميم واحبط الله أجره». يعني: «جابر از امام باقر نقل کرده که فرمود: سخت‌ترين بي‌تابي‌ها فرياد: به واويلا و ناله کشيدن و لطمه به صورت زدن و بر سينه کوبيدن و موي کندن است کساني که جلسه نوحه سرائي بر پا مي‌کنند صبر بر مصيبت نکرده‌اند. و کساني که صبر کنند و شکر و سپاس خدا را به جاي آورند و به کار خداي عز و جل راضي باشند پس همانا اجر آنها با خداي عز و جل است و کساني که صبر نکنند قضا و حکم الهي بر ايشان جاري مي‌شود در حالي که مذمومند و اجر ايشان ضايع شده است. ابو جعفر طوسي در کتاب: «مبسوط» مي‌نويسد: «البکاء ليس به بأس، وأما اللطم والخدش وجز الشعر والنوح فإنه کله باطل محرم إجماعاً» (المبسوط جلد ۱ ص ۱۸۹ چاپ تهران) يعني: «گريستن، گناهي ندارد اما ضربه زدن بر بدن و چهره خراشيدن و چيدن (يا تراشيدن) موي و نوحه خواندن به اجماع فقها همگي باطل و حرام‌اند. همچنين محمد بن ادريس حلي در کتاب «السرائر» مي‌نويسد: «البکاء ليس به بأس وأما اللطم والخدش وجز الشعر والنوح بالباطل فإنه محرم إجماعاً» (السرائر جلد ۱ ص ۱۷۳ چاپ قم) يعني: گريستن گناهي ندارد ولي ضربه زدن بر پيکر و چهره و خراشيدن و چيدن (يا تراشيدن) موي و نوحه‌هاي باطل خواندن در هنگام اندوه و مصيبت همگي به اجماع فقها حرام شده‌اند. و همچنين شيخ محمد حسن نجفي در کتاب «جواهر» مي‌نويسد: «نعم لا يجوز اللطم وجز الشعر اجماعاً» (الجواهر ج ۴ ص ۳۶۷ چاپ بيروت) يعني: «آري، ضربه بر پيکر و چيدن موي براي مصيبت وارد شده به اجماع فقها جايز نيست. و شريف رضي در نهج البلاغه از حضرت علي(ع) آورده است که فرمود: «ينْزِلُ الصَّبْرُ عَلَى قَدْرِ الْـمُـصِيبَةِ، وَمَنْ ضَرَبَ يدَهُ عَلَى فَخِذِهِ عِنْدَ مُصِيبَتِهِ حَبِطَ أجْرُهُ» (نهج البلاغه باب المختار من حکم أمير المؤمنين(ع) شماره ۱۴۴ چاپ بيروت) يعني: «صبر به اندازه مصيبت به انسان مي‌رسد و کسي که در مصيبت بر ران خود بکوبد اجرش تباه مي‌شود. و شيخ کليني از عمرو بن مقدام گزارش کرده که گفت: از ابوجعفر باقر شنيدم که مي‌گفت: آيا مي‌دانيد معناي اين گفتار خداي تعالي چيست که: « وَلَا يعْصِينَکَ فِي مَعْرُوفٍ(در هيچ کار نيکي از تو نافرماني نکنند؟) پاسخ دادم: نه، گفت: رسول خدا(ص) به فاطمه فرمود: «إذا أنا مت لا تخمشي علي وجهاً ولا تنشري علي شعراً ولا تنادي بالويل ولا تقيمي علي نائحة». يعني: «هنگامي که من مُردم، گونه بر من مخراش و موي را پريشان مکن، و فرياد واويلا بر مدار، و نوحه خواني براي من بپا مکن. سپس ابو جعفر باقر فرمود: اين است کار نيکي که خداوند بزرگ دستور داده است.(فروع کافي کتاب النکاح ج ۵ ص ۵۲۷) ديگر اينکه در کتاب «مسکن الفواد» از ابي امامه نقل نموده «عن أبي أمامه أن رسول الله(ص) لعن الخامشة وجهها والشاقة جيبها والداعية بالويل والثبور». يعني: ابوامامه نقل نمود: که پيغمبر اکرم(ص) نفرين کرد به زني که در مصيبت، صورت خود را بخراشد يا يقه خود را چاک زند و کسي که واويلا بگويد. پیامبر(ص) زنی را دید که در کنار قبر فرزندش گریه می‌کرد، او را از این کار نهی کرد و به او دستور داد که صبور باشد و به او فرمود: اجر به همراه تحمل مصیبت اولی و محتمل‌تر است(بحارالانوار2/154، اعلام الدین346، الخصال2/543) از امیرالمؤمنین علی‌بن ابی‌طالب ؛ روایت شده است که فرمود: پیامبر ص فرموده است: «أربعة لا تزال في أمّتي إلى يوم القيامة: الفخر في الأحساب والطعن في الأنساب والنياحة ....»: «چهار چیز تا روز قیامت در میان امت من باقی می‌ماند: افتخار کردن به اصل و نسب، تحقیر و طعن در نسب‌ها و ناله و زارى در هنگام مصیبت و زاری .....(مستدرک الوسائل2/351، بحارالانوار79/93، دعائم الاسلام1/222) حضرت علی(ع) زمانی که در بازگشت از صفین وارد کوفه شد و بر شامیان گذر کرد، گریه مردم بر کشتگان صفین را شنید. به همین دلیل به شرحبیل شامی گفت: آیا زنانتان در ایجاد این سر و صدا بر شما غلبه پیدا کرده‌اند؟ آیا آنها را از این صداها نهی نمی‌کنید؟(مستدرک الوسائل2/411) و از امام صادق(ع) روایت شده است که به روایت از پدرانش فرموده است که رسول خدا(ص) از شیون و ناله در هنگام مصیبت و رجز و نوحه‌خوانی و گوش دادن به آن و آمدن زنان در پی جنازه نهی فرمودند(بحارالانوار22/451، مستدرک الوسائل13/93، وسائل الشیعه17/128، الخصال1/226) و از جمله مواردی که پیامبر(ص) در آخر حیات مبارکش زنان را از آن نهی فرمودند، حدیثی است که از طریق امام صادق روایت شده است که در آن آمده است: زمانی که پیامبر(ص) مکه را فتح نمودند با مردان بیعت نمودند. سپس زنان آمدند. ام حکیم می‌گوید: ای رسول خدا آن امر معروف و پسندیده‌ای که خداوند به ما دستور داده است که دربارة آن از فرمان شما سرپیچی نکنیم کدام است؟ پس گفت: هرگز بر سر و روی خود نزنید و صورت خود را مخراشید، موهای خود را نکشید و گریبان خود را پاره نکنید و لباس سیاه نپوشید(وسائل الشیعه3/275، مستدرک الوسائل2/455، بحارالانوار32/619) از عمر بن سعید بن هلال روایت شده است که خدمت امام صادق عرض کردم: مرا نصیحت کن. فرمود: تو را به رعایت تقوا سفارش می‌کنم .... و چنانچه به مصیبتی مبتلا شدی پس مصیبت وفات رسول خدا(ص) را به یاد بیاور، زیرا مردم هرگز به چنین مصیبتی دچار نشده‌اند(من لایحضره الفقیه1/251، وسائل الشیعه4/383، الخصال2/614، علل الشرائع2/346) از عمر بن ابی مقداد روایت شده است که شنیدم امام محمد باقر می‌گوید: آیا می‌دانید، معنای آیه «ولا يعصينكَ في معروفٍ» چیست؟ عرض کردم: نه. گفت: پیامبر(ص) به فاطمه فرمود: «إذا متُّ فلا تخمشي عليَّ وجهاً ولا ترخي عليَّ شَعراً ولا تنادي بالويل والثبور ولا تقيمي عليَّ نائحة»: «هرگاه من از دنیا رفتم صورت خود را نخراش، و موهایت را به خاطر من پریشان نکن و (مرا) با شیون و زاری مخوان (شیون و زاری سر مده) و بر من نوحه و سوگواری مکن.» این همان معروفی است که خداوند - عزّ وجلّ - فرموده است(الکافی3/403، تهذیب الاحکام2/213، وسائل الشیعه4/384، علل الشرائع2/346) از امام محمد باقر روایت شده است که فرمود: زمانی که امام حسین خواست وارد مدینه شود، زنان بنی عبدالمطلب به سوی او آمدند و خواستند شیون و زاری سر دهند. امام حسین در میان آنان راه رفت و فرمود: شما را به خاطر خدا سفارش می‌کنم که این امر (شیون و زاری) را به خاطر معصیت بودن آن نزد خداوند و پیامبرش ظاهر نکنید(مستدرک الوسائل2/443، بحارالانوار22/545، املی صدوق/681، املی مفید/194) پیامبر(ص) روزی که فرزندش ابراهیم از دنیا رفت، فرمود: «ما كان من حزنٍ في ‌القلب والعين فإنّما هو رحمة وما كان من حزن اللسان وباليدِ فهو من الشيطان» «اندوهی که در قلب و چشم باشد، رحمت است. اما اندوهی که در زبان و دست (جوارح ظاهر شود) از سوی شیطان است»(مستدرک الوسائل2/453)[3]

 

 


[1]  فراموش نکنید مخالفت امثال قزوینی با مسئله قمه زنی تنها تحت الفاظی چون این عمل جایز نیست بیان می شوند و صریحا آنرا حرام نمی کنند، چون این علمای نابغه در دور شدن از خرافات خود، بسیار محتاط عمل می کنند تا مبادا کمی به صراط مستقیم و مسیر هدایت نزدیک شوند. باید به موحدین عزیز بگویم که اینها هنوز بر سر مواردی چون قمه زنی دچار شک و شبهه هستند و هنوز وحشت دارند که آنرا صریحا حرام کنند و تنها در شرایط و زمان فعلی( و نه همه شرایط و همه زمانها) آنرا تنها جایز نمی دانند. خوب وقتی عمق فاجعه و عمق حماقت تا این حد است، چه انتظاری است که عقاید دیگرشان چون امامت و عصمت و علم غیب و امام زمان را کنار بگذارند؟!! آری مصیبت این است، نه کربلا و عاشورا

[2]  البته جناب قزوینی سخنان رسوا کننده بسیاری می زند و یک نفر را می خواهد تا همه آنها را جمع نموده و بصورت کتابی حجیم به مردم ارائه دهد و ما تنها به برخی از سخنان وی اشاره می کنیم، مثلا در مورخ9/10/1389 ساعت22 در شبکه ولایت برنامه ای داشتند و با استناد به سخن یکی از علمای اهل سنت می گفتند که چنانچه حتی یکی از سادات زناکار و شرابخوار می بود ما تنها می بایست عمل او را دشمن بداریم نه خود او را و دشمنی با سادات جایز نیست!! در پاسخ به جناب قزوینی می گویم: پس لطفا تنها عمل او را شلاق بزنید و نه خود او را، چون دشمنی با ایشان جایز نیست و تنها باید عمل ایشان را بد و ناپسند دانست نه خود ایشان را، پس مبادا به خودش شلاق بزنید!!!(یا در برنامه ای دیگر که بحث پیرامون آیه6 سوره احزاب بود به اشتباه گفت: آیه 6 سوره مائده!! البته این اشتباه در گفتن نام سوره در برابر بدعتها و خرافات و گمراهی ایشان بی اهمیت است و هر کس از چنین اشتباهاتی می کند)

[3]  مطهری می گوید: واقعه عاشورا مورد تحریف قرار گرفته است و هر چند عوامل تحریف در هر حادثه تاریخی را باید در اغراض دشمنان آن یافت ولی در حادثه کربلا هر چه تحریف شده از ناحیه دوستان است و از آنجا که بشر متمایل به اسطوره سازی و افسانه پردازی است(چنان که در تمام تواریخ دنیا وجود دارد) در این قضیه نیز اسطوره سازی و افسانه پردازی غوغا کرده است، آری آنچه امروزه از حادثه کربلا می شنویم تحریفاتی است که معلول حس اسطوره سازی ما ایرانیان است و حقیقت ندارد و متأسفانه همه تحریفات را دوستان نادان انجام داده اند.


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه