منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 817
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 182
بازديد کل : 2051881
 
   
مجموعه اشعار 10
صاحب اثر: علی حسین امیری   تاريخ درج مقاله:2013-01-14  تعداد بازديد:221
بترس از نعره های آدم غرق جنون بترس از واعظی که رفته پی چند و چون بترس از آنکه زشت چهره تر از دیو شد نترس از آن کسی که زشت شده از درون بترس رنگ سیاه، خون به دلت می کند بدان از رنگهای تیره تر از رنگ خون بترس شیطانی است رسم و ره مفتیان شهر از دیو جهل و نغمة روحانیون بترس گیرم که تا کنون سر تو شیره مال شد بگذشت آنچه بود، عزیزم کنون بترس زنهار، قصه ها نشود اعتقاد تو زین قصه های له شده اندر قرون بترس از دیو جهل و آدم مداح و حرف مفت از گریه و سیاهی و فریاد و خون بترس

 

بترس

از نعره های آدم غرق جنون بترس

از واعظی که رفته پی چند و چون بترس

از آنکه زشت چهره تر از دیو شد نترس

از آن کسی که زشت شده از درون بترس

رنگ سیاه، خون به دلت می کند بدان

از رنگهای تیره تر از رنگ خون بترس

شیطانی است رسم و ره مفتیان شهر

از دیو جهل و نغمة روحانیون بترس

گیرم که تا کنون سر تو شیره مال شد

بگذشت آنچه بود، عزیزم کنون بترس

زنهار، قصه ها نشود اعتقاد تو

زین قصه های له شده اندر قرون بترس

از دیو جهل و آدم مداح و حرف مفت

از گریه و سیاهی و فریاد و خون بترس

________________________________________

دین الله

مذهب شیطان ز راه گوش بود

مذهب الله، عقل و منطق است

واعظ تکیه مانند زنان

غرق نفرین و عزا و نق نق است

چون خوارج، دید او گنجشکی است

فکر اینها با حقیقت، عایق است

آنکه ایمان تو را دزدید، او

بدتر از صدها هزاران سارق است

ملتی که تابع احساس شد

حاکمانی احمق و خر، لایق است

آدم کاری و دانا ساکت است

آدم نادان و ابله، ناطق است

من، ولی بسیار دارم غصه ها

کار من ای دوست، نزدیک دق است

آنکه با افسانه ها دلخوش شده

دشمن عقل و دلیل و منطق است

دیو را دیدم شبی با جهل گفت

دوستی ما ز عهد سابق است

آنکه جاهل می دود دنبال نفس

قاسط است و ناکث است و مارق است

مذهب ما مذهب افسانه هاست

مذهب الله، عقل و منطق است

مذهب ما مذهب گوش است و خشم

مذهب حق، ضد اشک و هق هق است!

________________________________________

دارم درون سینه ز اندوه آهها

ای که از روی تعصب آمدی

ای که با یاران پیغمبر بدی

اعتقادات تو روی قصه هاست

آزمایش گر شود راحت ردی

در قیامت رو سیاه و شرمسار

نا امید از رحمت و از احمدی

روی حرف یکسری مداح خر

آتش کینه چرا بر جان زدی

موجب اسلام تو فاروق بود

از حسودی تهمت و بهتان زدی

مثل شیطان می شوی تو دوزخی

رانده و مطرود نور ایزدی

________________________________________

کار جاهل

کار جاهل، نگاه است و تقلید

هر چه گفتند، تسلیم و تایید

هر چه بشنید، بی شک پذیرفت

هرچه را دید، بی شک پسندید

رفت، گمراه در راه اجداد

کرد، بدبختی خویش تجدید

بست، چشم خرد بر حقیقت

حرف حق را چو بشنید خندید

جای قرآن، مفاتیح را خواند

جای تحقیق، تایید و تقلید

جای مسجد، به تکیه ها رفت

غرق شد در تباهی و تردید

پای منبر نشست و چه آسان

رفت از روح او نور توحید

عاشق کینه و خشم و نفرین

در پی گریه و اشک و ماتم

________________________________________

با جهالت برو تا جهنم

با جهالت برو تا جهنم

عاشق قصه هایی خیالی

داستانهای بس ایده آلی

دشمنی های پوسیده و پوچ

دوستی های بی جا و خالی

ذهن تو خالی از عقل و تحقیق

فکر تو خالی از هر سئوالی

عاشق رنگ مکروه تیره

هر چه که هست در آن ملالی

دوست داری همیشه بگریی

دوست داری همیشه بنالی

مثل زنها گرفتار کینه

آنکه او هست شبه رجالی

پایه اعتقادات تو شد

قصه هایی ز راوی غالی

زیر فرهنگ نادانی و مرگ

می شوی دفن، آرام و کم کم

با جهالت برو تا جهنم

تا کجا بند تقلید هستی

می وزد باد و تو بید هستی

غرق دریای شرکی چه حاصل

فکر کردی که توحید هستی

از اباطیل علامه مستی

در پی رد و تایید هستی

مثل اجداد، مقبول شیطان

آخر سال، تجدید هستی

مست یک مشت، افسانه گشتی

خام یک مشت، امید هستی

حرف حق را شنیدی ولی حیف

مثل آنکس که نشنید هستی

در تعصب شده قلب تو سنگ

فارغ از شک و تردید هستی

خوردی از میوه جهل و ناچار

نیستی در خور نام آدم

با جهالت برو تا جهنم

نا امیدم از این مردم غم

خسته از اشک و زاری و ماتم

شبه مردان نادان و احمق

شبه زنهای بیچاره و کم

شبه اسلامهای خوارج

شبه علامه های مؤمم

مثل انعام یا کمتر از آن

دیو جهلند چون شبه آدم

عاشق وردهای مفاتیح

در بهشت است گویی مسلم

ظاهر حرفها آب زمزم

باطن کارها آتش و سم

جای الله در پیشگاهِ

قبه و قبر، شد گردنت خم

راه تو کج ترین راه باشد

رو به دوزخ به صف مقدم

با جهالت برو تا جهنم

________________________________________

آخوند

خسته شد ملت از حال آخوند

از تمامی اعمال آخوند

مسخ شد آیه‌های خدا از

آن احادیث پر قال آخوند

سال گرگ است تقویم امسال

یا به دیگر زبان سال آخوند

عین کفر است اقوال این مست

عین شرک است افعال آخوند

تو برو کار کن ای برادر

خمس مالت شود مال آخوند

جور بی حالیش را کشیدند

آن مریدان فعال آخوند

ای بسیجی به روز قیامت

زیر باری و حمال آخوند

پاک کن ای خدا کشورم را

از تمامی عمال آخوند

کل دریای مازندران رفت

از زد و بند و اهمال آخوند

کی شود پر ندانم از این نفت

آن شکمهای چون وال آخوند

حد پایان ندارد بدانید

آرزوها و امیال آخوند

ملت شیر و خورشید افتاد

مثل بره به چنگال آخوند

حرف حق را نگردد پذیرا

آن سر بی مخ و کال آخوند

جز دروغ و خرافه نبینی

تا که وا می شود گال آخوند

در جدال است با اهل سنت

ذهن بیمار و دجال آخوند

بی گمان حرف حق و شجاعت

بشکند یال و کوپال آخوند

حال ما را گرفت این تبهکار

پس بگیریم ما حال آخوند

زرق و مکر و فریب و ریا بود

تا به حافظ زدم فال آخوند

ذهن شیطان دون هم ندانست

تا کجاهاست آمال آخوند

جیب من، جیب تو، کی گشادست

مال من، مال تو، مال آخوند

زیر روسیه و چین شده پهن

پاچه خواری و دستمال آخوند

در قیامت ببینی که شیطان

بر صراط است حمال آخوند

با نوکش بیضه دین شکسته

جای آن بر پر و بال آخوند

توبه و عذر خواهی نبینی

زان زبان به حق لال آخوند

شانس دارد عجیب این تبهکار

بس بلند است اقبال آخوند

دیدم ابلیس هنگام چینش

در کفش داشت غربال آخوند

رفت اسلام از کشور ما

تا وطن گشت اشغال آخوند

نیست در ذات اسلام عیبی

هست اشکال، اشکال آخوند

کی رها می شود ای خداوند

ملت ما ز چنگال آخوند

________________________________________

تقلید و جهالت

تقلید و جهالت همه جا درد سر ماست

در هر طرفی فتنه و شر زیر سر ماست

آتش زدن پرچـم و سر دادن فریاد

سر شاخ شدن با همه تنها هنر ماست

انگار که دستان خدا روی سر ماست

تا دست خدا روی سر ماست ذلیلیم

این دست خدا نیست اگر بود خلیلیم

دنباله رو و تابع شیطان رذیلیم

هر نطق شما مایه شر و ضرر ماست

انگار که دستان خدا روی سر ماست

________________________________________

شد قیامت، امامت نیامد

شد قیامت، امامت نیامد

در سرت جز خلافت نیامد

آفتابی ز دانش در آمد

عمر جهل و جهالت سر آمد

در پی جهل و تقلید و تکرار

شیعه شد در جهالت سر آمد

ای برادر، خودت فکر خود باش

شد قیامت، امامت نیامد

گیرم آید اگرچه خیال است

باز سودی به حالت ندارد

هست قرآن امامی که زنده ست

نه امامی که افسانه آمد

عاقبت جز ندامت نماند

شد قیامت، امامت نیامد

خوب باش و ز اوهام شو پاک

سوی دوزخ شود نیت بد

عقل و ادراک داری به پاخیز

قبل از آنی که عمرت سرآید

در دلت جز عداوت نماند

شد قیامت، امامت نیامد

*****

چون امام شما غائب آمد

خمس حاضر شد و نائب آمد

رفت نائب به جایش فقیهی

آمد آنجا به شکل وقیهی

از فقاهت ولایت در آمد

چون زمان ولایت سر آمد

مطلقه شد ولایت چو شاهی

ملت از چاله آمد به چاهی

زد عقبگرد جای ترقی

لنگ شد هر دو پای ترقی

خشت اول که کج رفت این شد

تا خرافات مبنای دین شد

جای قرآن مفاتیح آمد

نوبت رد و توجیه آمد

چون که قرآن روایت زده شد

عقل رفت و حکایت زده شد

اصل رفت و گرفتار فرعیم

مثل خر زیر آوار فرعیم

اصل توحید باشد کجائی؟

قبر و گنبد ندارد صفائی

این صفائی که دیدی دروغ است

دیو شرک است و افسار و یوغ است

مثل تریاک تخدیر آنی است

معجزه نیست این امتحانیست

مثل گوساله سامری بود

با صدائی که جادوگری بود

تو مشو ایمن از مکر آخوند

مثل شیطان بود فکر آخوند

کرد آخوند گمراه و خوارت

بُرد آخر به دارالبوارت

در پی نفس دون چون دویدی

جای جنت به دوزخ رسیدی

در سرت جز جهالت نیامد

شد قیامت، امامت نیامد

________________________________________

علی یا شیعه؟

شیعه گریه، علی لبخند

شیعه دوری، علی، پیوند

شیعه مفتون رنگ سیاه

علی اما سپید مثل ماه

شیعه افسانه های پوشالی

علی اما حقیقتی عالی

شیعه احساس، علی فکر است

فکر او مثل روح او بکر است

شیعه توهین، علی آقا

شیعه نفرین، علی والا

تقیه شیو‌ة دورویی هاست

علی اما صریح و رک و راست

شیعه دنباله رو، علی تکرو

شیعه ها کینه جو، علی خوشرو

شیعه بیچارة خرافات است

علی اما شه مراعات است

شیعه نذر و علی عمل

علی اصل و شیعه بدل

شیعه شِکوه علی تسلیم

شیعه خواری علی تکریم

تیغ شیعه بروی فرق خویش

ذوالفقار علی است پیشاپیش

شیعه باطل، علی عادل

شیعه جاهل، علی عاقل

________________________________________

منش متعصبین

چون خوارج در تعصب سوختی

مثل غالی ها گناه اندوختی

پاسدار مکتب یک مشت دزد

شیر جهلند این گروه زن به مزد

کینه جو و احمق و غالی منش

تو کجایی چون علی عالی منش

عالم تو مثل احبار یهود

کر شوند اینها به هر عیسی سرود

کور خورشیدند خفاشان جهل

این سبک عقلان و اوباشان جهل

________________________________________

شرک و جهل

یا چهرة جهل را نشان خواهم داد

یا راه به سوی کهکشان خواهم داد

یا ریشة شرک را می خشکانم

یا بر سر این قضیه جان خواهم داد

________________________________________

جهالت

نماز جاهلانه مثل بازیست

نیاز از واسطه یک حقه بازیست

چرا شیعه نمی خواهد بفهمد

وضوی با جهالت، آب بازیست

________________________________________

خوارج

خوارج مثل حیوانند ای دوست

حقیقت را نمی دانند ای دوست

خوارج دست شیطان داده افسار

براه جهل آسانند ای دوست

خوارج پشت دین و ریش و تسبیح

موجه یا که پنهانند ای دوست

خوارج فکر کرده عین حقند

ولی بدتر ز شیطانند ای دوست

خوارج در تعصب رشد کردند

نمی‌میرند سگ جانند ای دوست

سپیدی را بسی مکروه دانند

سیاهی را نگهبانند ای دوست

خوارج عاشق رنگ سیاهند

سیه کار و سیه بانند ای دوست

خوارج مستحق لعنت حق

برای اینکه شیطانند ای دوست

خوارج غیر آنچه دوست دارند

کتابی را نمی‌خوانند ای دوست

مبادا از خوارج باشی ای دوست

ز دین و عقل، خارج باشی ای دوست

________________________________________

و تمام است مرا با تو سخن

و تمام است مرا با تو سخن

خبری نیست به جز مرگ و کفن

خبری نیست به جز ناله و آه

اثری نیست ز آرامش و من

خسته از اینهمه نامردیها

مردم حیله گر عهد شکن

غصة ما همه اش در تاریخ

وطن ما همه اش بیت حزن

خنده ممنوع و عزاداری رسم

دین نمایش شده و حرف زدن

در عمل دوزخ رنج است و ستم

در سخنرانی جنات عدن

همه اش وعده و امید و فریب

همه اش صحبت پیروز شدن

گوسفندیم در این راه سراب

سر ما می رود آخر از تن

عمر تو مثل حبابی است بر آب

و تمام است مرا با تو سخن

________________________________________

روز جزا

روز جزا که شافع شیعه عمل بود

چون بی عمل بود همه چیزش بدل بود

در پیشگاه حق چو همه جمع می شوند

او بدترین خلق ز کل ملل بود

با فکرهای تلخ تر از زهر شوکران

پنداشته که ما حصل او عسل بود؟!!

اینها خوارجند که از دین جلو زدند

افسوس زان نگاه که در جهل حل بود

گمراه می دود پی ارشاد دیگران

مانند آن طبیب که یک عمر کل بود

شرک است راه مردم نادان و کم خرد

جای عمل تمام وجودش امل بود

اینجا هزار فرقه و صدها گروه شرک

اینجا هزار قدرت و چندین دول بود

________________________________________

شکوه علی از مدعیان حب او

چیزیست در دلم که نه تغییر می کند

من را به سوی مرگ، سرازیر می کند

فریاد می شود که بجوشد ز دل ولی

چون عقده در فضای گلو گیر می کند

تنهاییم بزرگترین، پادشاهیست

دل را برای حادثه ها شیر می کند

من را هزار جهل، گریبان گرفته اند

من را هزار فاجعه تقدیر می کند

چیزیست در نهاد من ای کوه سربلند

چون غده تیر می کشد و پیر می کند

توحید ناب می شوم و آب می شوم

انگار، زهر دارد تاثیر می کند

انگار، عشق دارد تفسیر می شود

هر چند دیو دارد تزویر می کند

افسوس از حماقت آنکس که بعد من

راه مرا تعصب و تعبیر می کند

فکریست در سرم که نمی آیدم به لب

چیزیست در دلم که نه تغییر می کند

________________________________________

خداحافظ

خدا حافظ ای کشور لعنتـی

پــر آشوب بـوم و بر لعنتی

خرافات می ریزد از کـوی تو

بـه همراه هـر بـــاور لعنتی

تمامی بدبختی ما ز توست

تو ای نفت ای گوهر لعنتی

اگر مام میهن شود بـی پدر

نگویـم بــه او مادر لعنتـی

ولی هر خری می زند دم ز تو

هــزاران هــزار انتـر لعنتی

ز دیدار تو خون شده این دلم

تو نـادان کـور و کـر لعنتی

چرا مثل خر می کنید انقلاب

شماها در این خاور لعنتی

زیاراتتان مملو از لعنت است

بـرای همیـن آخــر لعنتی

خدا حافظ ای رهبر کور دل

خـداحافظ ای اکبـر لعنتی

________________________________________

جمهوری قلابکی

جمهوری قلابکی، دارد سقوط می کند

این اقتدار آبکی، دارد سقوط کند

مهدی موهوم شما، آخر نمی آید ولی

بنیادهای آهکی، دارد سقوط می کند

این بچه شیطان ریا افتاده از مرگ و عزا

مانند کاهی طفلکی، دارد سقوط می کند

کار بسیجی مظلمه باتوم و اشک آور قمه

آخوند با هر مسلکی، دارد سقوط می کند

سهم امام و روضه ها، بیکاره های حوزه ها

خمس و زکات قلکی، دارد سقوط می کند

از امر منکرهایتان، از نهی معروف شما

این امر و نهی سیخکی، دارد سقوط می کند

از بوق تبلیغ شما، شد مثل طوطی فکرما

این خط دهی زورکی، دارد سقوط می کند

ساز مخالف شد هدف، آمد فساد از هر طرف

آری نظام جلبکی، دارد سقوط می کند

حق آید و باطل رود، پای شما در گل رود

اندیشه شیطانکی، دارد سقوط می کند

اندیشه های آبکی، تحلیلهای یخمکی

آن شیخ ریش و پشمکی، دارد سقوط می کند

باد هوا شد وعده ها، خاموش شد آن نعره ها

جمهوری قلابکی، دارد سقوط می کند

________________________________________

کشورم را ….

کشورم را خراب می بینم

ملتم غرق خواب می بینم

مردمم خوش خیال می باشند

نقشه ها را بر آب می بینم

مال را منتهای آمال

عشق را توی خواب می بینم

من خرابی دین مردم را

ناشی از انقلاب می بینم

من وجود تو را ای آخوند

مرگ اسلام ناب می بینم

من ظهور و قیام منجی را

یک دروغ، یک سراب می بینم

من به راه خدا که آسان است

واسطه، سد و باب می بینم

کشتی اقتصاد نفتی را

غرق در منجلاب می بینم

همه جا را خراب بی نظمی

همه جا اضطراب می بینم

از برای چپاول و غارت

چین و روس، پا رکاب می بینم

هر کجا دزدی و خیانت شد

دست عالیجناب می بینم

عدل را از اصول شیعه

ظلم را بی حساب می بینم

هر کسی نغمه مخالف زد

گردنش را طناب می بینم

کار صنعت شکسته تحریم

شورش و اعتصاب می بینم

مصلحت را چماق می کوبند

کار بد را ثواب می بینم

عکس آقا به ماه و ملت را

غرق رنج و عذاب می بینم

چونکه قرآن همیشه متروک است

کشورم را خراب می بینم

________________________________________

سرود ملی انجمن پویندگان راه شرک

من گوش، جز به نغمه باطل نمی کنم

جز کفر و شرک، چیزی حاصل نمی کنم

نادانم و مقلدم و در مسیر جهل

هرگز سئوال، از آدم عاقل نمی کنم

طعم هوای نفس، چه شیرین و جالب است

من گوش، جز به خواهش این دل نمی کنم

اندر قفس، محقق یکسو نگر منم

هی با توام، نگاه کنم، گل نمی کنم

در حالت تقیه، چو روباه می رسم

هرگز غلاف توطئه، حامل نمی کنم

می ترسم از حقیقت و خفاش وار من

در سرزمین خورشید، منزل نمی کنم

هرگز کتاب و حرف مخالف نخوانده ام

خود را دچار معضل و مشکل نمی کنم


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه