منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 339
بازديد کل : 2518925
 
   
تلاش معاويه رضي الله عنه براي جانشيني يزيد و گرفتن بيعت مردم براي او چه حکمي دارد؟
صاحب اثر: مهتدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-23  تعداد بازديد:397
شايسته مسلمان نيست که در اعمال مسلمانان کنکاش نمايد تا موارد خطاي وي را کشف و به مردم اعلام دارد زيرا در اين امر خيري نيست.

 

اگر فرض بگيريم که اختلافات معاويه و حضرت علي اجتهادي بوده است، آيا تلاش معاويه براي جانشيني يزيد و گرفتن بيعت مردم براي او در حالي که بر عدم صلاحيت او اطلاع دقيق داشت، جاي توجيه را باقي مي گذارد؟



 

الحمدلله،

اما در مورد معاويه رضي الله عنه؛ ابتدا بايد بدانيم که اهل سنت در ماجراي اختلاف بين علي ابن ابي طالب و معاويه رضي الله عنهما، حق را به علي رضي الله عنه مي دهند ولي با اين وجود اين را بهانه اي براي ناسزا گويي به طرفين نمي کند زيرا هر دو گروه از صحابه پيامبر صلي الله عليه وسلم بودند و آنها معصوم نبودند و از طرفي ما مسئول اعمال آنها نيستيم و در قيامت هم قرار نيست جوابگوي اعمال آنها باشيم.الله تعالي مي فرمايد:

« وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ»(حجرات 9)

يعني: و هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند، آنها را آشتى دهيد؛ و اگر يکى از آن دو بر ديگرى تجاوز کند، با گروه متجاوز پيکار کنيد تا به فرمان خدا بازگردد؛ و هرگاه بازگشت (و زمينه صلح فراهم شد)، در ميان آن دو به عدالت صلح برقرار سازيد؛ و عدالت پيشه کنيد که خداوند عدالت پيشگان را دوست مى‏دارد.

در اين آيه بدين اشاره دارد که ممکن است بين دو گروه از مومنان جنگ و قتال ايجاد شود.ولي با اين وجود هردو گروه را مومن مي نامند و امر مي کند به اينکه بين آنها صلح و در صورت لزوم به نفع يکي وارد شدن (تا زمان برقراري آشتتي) وارد عمل شد ولي نفرموده که يکي از دو طرف را ناسزا و فحش دهيد تا روز قيامت!

و نيز مي فرمايد:« تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ»(بقره 134)

يعني: آنها امتى بودند که درگذشتند. اعمال آنان، مربوط به خودشان بود و اعمال شما نيز مربوط به خود شماست؛ و شما هيچ‏گاه مسئول اعمال آنها نخواهيد بود.

بنابراين شايسته نيست که ما بعد از چندين قرن يکي از دو طايفه را ناسزا گوييم.

اما در خصوص جانشين قرار دادن يزيد توسط معاويه بايد گفت که اين امر صحيح نبود بلکه بدعت بود.ولي باز اين امر باعث ناسزا گويي نيست.صحابه و هيچيک از انسانها بجز انبياء معصوم نيستند و مرتکب خطا و گناه مي شوند.ولي آيا گناه کسي موجب ناسزا گويي به او مي شود؟!

 

وقتي زمام امور را معاويه رضي الله عنه به عهده گرفت خلاف به پادشاهي و ملوكيت تبديل شد، سفينه ابو عبدالرحمن غلام پيامبر خدا صلي الله عليه وسلم  مي‌گويد كه پيامبر صلي الله عليه وسلم  فرمود: خلافت به شيوه نبوّت سي سال خواهد بود، سپس خداوند پادشاهي را به هر كس بخواهد مي‌دهد، سفينه مي‌گويد خلافت ابوبكر دو سال، و خلافت عمر ده سال، و خلافت عثمان دوازده سال، و خلافت علي شش سال بود.( ابو داود با سند صحيح اين را روايت کرده است)

و وقتي به كتاب‌هاي تاريخ مراجعه مي‌كنيم مي‌بينيم كه كتاب‌هاي تاريخ مي‌گويند كه ابوبكر دو سال و سه ماه حكومت كرد، و عمر ده سال و دو ماه، و عثمان دوازده سال، و علي چهار سال و نه ماه، و حسن شش ماه حكومت كرد كه مجموع آن سي سال مي‌شود.

ابن كثير مي‌گويد: حسن در ربيع الاول سال چهل و يكم كه سي سال بعد از وفات پيامبر صلي الله عليه وسلم  تكميل شد از خلافت دست كشيد.( البداية والنهاية 8/17.)

و ابي عبيده عامر بن الجراح مي‌گويد: پيامبر صلي الله عليه وسلم  فرمود: اول دين شما نبوت، و رحمت است، سپس پادشاهي و رحمت است، سپس پادشاهي غبارآلودي است، و سپس پادشاهي و سركشي است.( سنن دارمي)

و اينكه پيامبر فرمود: اول دين شما نبوت و رحمت است يعني در آغاز پيامبر صلي الله عليه وسلم  پيشوا و رهبر مومنان است، و سپس ابوبكر و عمر و عثمان و علي و الحسن پيشوا مي‌باشند، و اينكه فرمود بعد از آن پادشاهي و رحمت است يعني زمان معاويه، و فرمود بعد از آن پادشاهي غبارآلود يعني دوراني كه خوب نيست و گويا پيامبر اين دوران را مذمت كرده است، و سپس پادشاهي و سركشي اينها بعد از حكومت معاويه در دوران پادشاهي يزيد و پادشاهان بعد از يزيد به جز عمر بن عبدالعزيز، مصداق پيدا مي‌كنند.

معاويه تقريباً بيست سال تا سال شست هجري بر مسلمانان حكمراناني كرد، و در اين دوران فتوحات و استقرار آرامش بود، و در اين دوران الحسن بن علي م در سال 49 ه‍ وفات يافت.

 

در سال پنجاه و شش هجري معاويه از مردم براي يزيد بيعت گرفت كه بعد از او زمام حكومت را به دست بگيرد، و معاويه با اين كار از روش كساني كه پيش از او بودند فراتر رفت،

و شايد به خاطر آن او از شيوه‌اي كه بهتر و افضل بود عدول كرد چون فكر مي‌كرد كه اگر بعد از خود خلافت را به شورايي محول كند بيم آن مي‌رود كه فتنه و شرّي به پا شود، و به نظرش چنين مي‌آمد كه اطاعت و قدرت و امنيت با انتخاب پسرش يزيد بهتر تامين مي‌شود.( مقدمه بن خلدون فصل في ولايه العهد 166.)

 

اهل سنت مي‌گويند كه بيعت درست است، اما به خاطر دو چيز اهل سنت از اين بيعت خرده گرفته‌اند:

اوّل اينكه مي‌گويند اين بدعتي تازه بود كه معاويه پسرش يزيد را بعد از خود خليفه گرداند، پس گويا امر خلافت را بعد از آن كه براساس شورا و تعيين فردي غير از خانواده بود موروثي گرداند، بنابراين اصل كار قطع نظر از فردي كه تعيين شده بود پذيرفته نشده است، و اهل سنت موروثي بودن امر خلافت را قبول ندارند.

دوم اينكه افرادي بودند كه براي خلافت از يزيد شايسته‌تر بودند همانند ابن عمر و ابن الزبير و ابن عباس و حسين بن علي رضي الله عنهم و افراد زياد ديگري.

ابن العربي مي‌گويد: افضل و بهتر اين بود كه معاويه خلافت را بعد از خود به شوري واگذار كند و فردي از خويشاوندانش را براي آن تعيين نكند، چه برسد به آن كه فرزندش را خليفه كند، و او براي پسرش بيعت گرفت و مردم با پسرش بيعت كردند و خلافت پسرش شرعاً شروع گرديد.( العواصم من القواصم ص 228.)

 

ابن كثير ( در البداية والنهاية 8/236) داستان عبدالله بن مطيع و يارانش را بيان كرده كه پيش محمد بن الحنفيه پسر علي بن ابي طالب و برادر پدري الحسن و الحسين ن رفتند و از او خواستند كه يزيد را خلع كند، اما محمد الحنفيه نپذيرفت، ابن مطيع گفت: يزيد بن معاويه شراب مي‌نوشد و نماز نمي‌خواند. محمد گفت: من از او آنچه شما مي‌گوييد نديده‌ام، و من پيش او رفته و اقامت كرده‌ام و ديدم كه او به نماز پايبند است، و خير و خوبي را در نظر مي‌گيرد، و از فقه مي‌پرسد، و به سنت پايبند است.

گفتند: او پيش تو تظاهر به چنين كارهايي مي‌كرده است.

محمد بن الحنفيه مي‌گويد: او چه ترسي از من داشت؟ يا چه اميدي داشت كه چنين تصنّع كند؟ آيا آنچه درباره او مي‌گوييد از او ديده‌ايد؟ گفتند: از ديدگاه ما واقعيت است گرچه ما نديده‌ايم، محمد بن الحنفيه مي‌گويد: خداوند كساني را كه گواهي مي‌دهند از چنين شهادتي باز داشته است و سپس فرموده الهي را براي آنها خواند كه مي‌فرمايد:« وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَن شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ» (الزخرف: 86).

«كسانى را كه غير از او مى‏خوانند قادر بر شفاعت نيستند; مگر آنها كه شهادت به حق داده‏اند و بخوبى آگاهند».

اما فسقي كه به يزيد نسبت داده شده كه او شراب مي‌نوشيد يا با ميمون بازي مي‌كرده است، يا كارهاي زشتي كه به او نسبت داده‌اند با سند صحيح ثابت نيست، و ما آن را تصديق نمي‌كنيم، و اصل عدالت است، و ما مي‌گوييم خدا آن را مي‌داند، اما آنچه از روايت محمد بن الحنفيه بر مي‌آيد اين است كه او چنين كارهايي را نمي‌كرده است، و خدا حالت يزيد را بهتر مي‌داند، و اين براي ما مهم نيست، او هر چه مي‌كرده حسابش با خداست، و به فرض اينكه او فاسق بوده باشد، فاسق بودن امام شورش عليه او را توجيه نمي‌كند، چنانچه خواهد آمد.

 

خلاصه اينکه؛ هر چند که تعين کردن يزيد بعنوان خليفه بدعت بود، ولي آنچه که مهم است اينست که آنها مسلمان بودند و همانند بقيه آمها (بجز انبيا) معصوم نبودند و اين عمل معاويه رضي الله عنه موجب بدگويي و بدگماني نسبت به وي نمي شود.زيرا ما مسلمانان مامور به بدگويي به اعمال نادرست مومنان ديگر نيستيم و بلکه بايد در برابر اعمال نادرست آنها برايشان دعاي مغفرت نماييم چنانکه قرآن مي فرمايد:

« وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ»(حش 10)

يعني: (همچنين) کسانى که بعد از آنها آمدند و مى‏گويند: «پروردگارا! ما و برادرانمان را که در ايمان بر ما پيشى گرفتند بيامرز، و در دلهايمان حسد و کينه‏اى نسبت به مؤمنان قرار مده! پروردگارا، تو مهربان و رحيمى!»

و نيز مي فرمايد:« وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْناً»(بقره 83) يعني: و به مردم نيک بگوييد؛

پس شايسته مسلمان نيست که در اعمال مسلمانان کنکاش نمايد تا موارد خطاي وي را کشف و به مردم اعلام دارد زيرا در اين امر خيري نيست.

و نيز گمان بد نسبت به مومنان، جايز نيست.و اينکه آيا معاويه رضي الله عنه به چه نيتي يزيد را جانشين کرده، الله تعالي مي داند و ما به نيت وي اطلاعي نداريم  و مامور به پيشگويي نيستيم تا سوء ظن داشته باشيم.

الله تعالي مي فرمايد:« وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إَنَّ الظَّنَّ لاَ يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا إِنَّ اللّهَ عَلَيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ»(يونس 36)

يعني: و بيشتر آنها، جز از گمان (و پندارهاى بى‏اساس)، پيروى نمى‏کنند؛ (در حالى که) گمان، هرگز انسان را از حقّ بى‏نياز نمى‏سازد (و به حق نمى‏رساند)! به يقين، خداوند از آنچه انجام مى‏دهند، آگاه است!

 نيز مي فرمايد:« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ»(حجرات 12)

يعني: اى کسانى که ايمان آورده‏ايد! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد، چرا که بعضى از گمانها گناه است؛

بهتر است بجاي پرداختن به مسائل گذشتگان، از کارهاي نيک آنها پيروي نماييم و کارهاي نادرستشان را بين مردم شايع و پخش نکنيم بلکه براي آنها دعاي مغفرت نماييم. ونيز به فکر اعمال خود بوده زيرا هرکسي در قيامت مسئول اعمال خود است.

« وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ»(توبه 100)

يعني: پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار، و کسانى که به نيکى از آنها پيروى کردند، خداوند از آنها خشنود گشت، و آنها (نيز) از او خشنود شدند؛ و باغهايى از بهشت براى آنان فراهم ساخته، که نهرها از زير درختانش جارى است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و اين است پيروزى بزرگ!

« تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ»(بقره 134)

يعني: آنها امتى بودند که درگذشتند. اعمال آنان، مربوط به خودشان بود و اعمال شما نيز مربوط به خود شماست؛ و شما هيچ‏گاه مسئول اعمال آنها نخواهيد بود.

 

والله اعلم

وصلي الله وسلم علي محمد و علي آله و اتباعه الي يوم الدين

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه