منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 423
بازديد کل : 2515158
 
   
چرا در اسلام مردان از زنان بيشتر ارث ميبرند؟
صاحب اثر: سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت   تاريخ درج مقاله:2013-01-07  تعداد بازديد:419
الحمدلله، براي آنکه دليل چنين حکمي را در اسلام درک نمائيم مي بايست در دايره اسلام هم به اين موضوع نگاه کرد، زيرا غالب کساني که چنين سوالاتي در ذهنش شکل گرفته اين مسئله را خارج از دايره اسلام تحليل مي کنند، حال آنکه براي درک اينکه چرا اسلام چنين قانوني دارد لازمست در داخل دايره احکام و شريعت اسلام مسئله بررسي نمود تا پاسخ به اين سوال که چرا اسلام چنين حکمي مقرر کرده فهم شود؛ در اسلام شارع حکيم مسئوليت مالي مردان را بيشتر قرار داده است؛ مثلا اسلام تامين نفقه و مخارج و نيازهاي مادي زن و فرزندانش –

 

الحمدلله،

براي آنکه دليل چنين حکمي را در اسلام درک نمائيم مي بايست در دايره اسلام هم به اين موضوع نگاه کرد، زيرا غالب کساني که چنين سوالاتي در ذهنش شکل گرفته اين مسئله را خارج از دايره اسلام تحليل مي کنند، حال آنکه براي درک اينکه چرا اسلام چنين قانوني دارد لازمست در داخل دايره احکام و شريعت اسلام مسئله بررسي نمود تا پاسخ به اين سوال که چرا اسلام چنين حکمي مقرر کرده فهم شود؛ در اسلام شارع حکيم مسئوليت مالي مردان را بيشتر قرار داده است؛ مثلا اسلام تامين نفقه و مخارج و نيازهاي مادي زن و فرزندانش – و گاهي والدينش – را برعهده مرد گذاشته، و يا تأمين ديه قاتل بر عهده مردهاي يک فاميل است نه زنان فاميل، و اسلام هيچ تکليف مالي در اينگونه موارد را بر دوش زنان قرار نداده است و - برخلاف مرد- زن موظف نشده که مالش را در اين موارد خرج کند؛ پس چون اسلام مسئوليت مالي مرد را نسبت به زن بيشتر قرار داده، لذا مقتضاي عدالت آنست که در قبال اين مسئوليت بيشتر به مرد امکانات بيشتري داده شود تا بتواند وظايفش را بدون اعتراض انجام دهد، يعني فرداي قيامت مرد اعتراض نکند که: چرا آنهمه مسئوليت مالي برعهده من گذاشته بوديد اما بر زنم خير! چرا حداقل براي پيشبرد آن مسئوليتها اندکي به من ابزار لازم را نداديد تا مي توانستم از پس آنها بر آيم؟!

شما دو نفر را بنگريد که به آن دو گفتند : بايد هر کدام يک چاه بکنيد، در غير اينصورت جريمه مي شويد! اما زميني را که نفر اول بايد در آنجا چاه بکند سخت و سفت است اما نفر دوم در زمين نرم قرار است چاه بکند، به هر دو نفر ابزارآلات لازم را مي دهند تا شروع به کار نمايند، ولي از آنجائيکه نفر اول در يک زمين سخت قرار است چاه بکند لذا به او اندکي ابزار بيشتر دادند تا بتواند با زمين سخت و سفت کنار آيد، ولي به نفر دوم – بخاطر نرم بودن محل زمين– لزومي نديدند که امکانات بيشتري به او بدهند، هر دو نفر شروع بکار کرده و کار را به پايان مي رسانند.

آيا بنظر شما اگر نفر دوم معترض شود که چرا به من نيز امکانات بيشتري نداديد، اعتراض او ناوارد نيست؟! قطعا يک شخص عاقل عادل مي داند که زمين سخت و سفت نفر اول مي طلبيد که به او امکانات بيشتري داده شود تا بتواند کارش را بدون سختي مضاعف طي کند و بهانه نياورد که چرا مرا مسئول چاه کندن در يک زمين سخت و سفت کرديد ولي حداقل ابزار لازم را براي کندن آن زمين سخت به من نداديد؟!

آيا اگر به هر دو نفر ابزار يکسان و مشابه مي دادند و آنگاه نفر اول به دليل سختي زمين نتواند وظيفه اش را خوب انجام دهد و بخاطر آن وي را جريمه کنند، اين ظلم در حق او نيست؟!

پس بايد اين نکته را بدانيم که در شريعت اسلام تکاليف و وظايفي بر عهده مرد گذاشتند که بر دوش زن قرار ندادند، لذا لازم است براي آنکه مرد بتواند از عهده وظايفش برآيد به او ابزار لازم را بدهيم و اگر آن ابزار و امکانات را به زن ندهيند دليل بر ظلم به او نيست، چرا که تکاليف مالي زن نيازي به آن ابزار و امکانات ندارد، و بسيار غيرمنصفانه است اگر کسي مدعي شود که زن را محروم ساختند، ولي به اين نکته توجه نمي کند که زن موظف نشده ارث خود را براي احدي خرج کند، اما همان مرد موظف است ارثش را در تامين نفقه زن و فرزند والدين پير و بيمارش خرج کند که اگر آن مرد نفقه زن و فرزندانش را تامين نکند هم در دنيا و هم در قيامت مجازات مي شود، مثلا يک زن مي تواند به دادگاه مراجعه کرده و از شوهرش شکايت کند که براي او و فرزندانش خرج نمي کند، همزمان همان زن که شکايت کرده اموالش را پس انداز کرده و فقط براي خودش خرج مي کند ولي مرد حق ندارد از او شکايت کند چون اسلام زن را مجبور نساخته براي شوهر و فرزندانش خرج کند و او مي تواند اموالش را در هر امر مشروعي به دلخواه خود خرج کند بدون آنکه موظف شده باشد که ريالي به شوهرش بدهد.

ولي همان شوهر در ابتداي تشکيل خانواده موظف شده مقداري مال بعنوان مهريه به زنش بدهد، ولي زن به شوهرش مهريه نمي دهد! اما مهريه زن بر مرد واجب است نه مستحب، آيا اين بي عدالتي نيست که اسلام آنهمه تکاليف مالي بر مرد گذاشته باشد و او را مجبور به نفقه و پرداخت ديه و مهريه کرده باشند ولي ابزار لازم را به او ندهند تا مبادا فمنيستها بانگ برآورند که: اسلام بر زن ظلم مي کند! ارثش نصف مرد است!

در اينجا مطلبي را از "صالح بن عبدالله بن حميد" درباره (تفاوت ارث زن و مرد) براي شما نقل مي کنيم که مفيد است:

« در اسلام سهم مرد از ارث با سهم زن تفاوت دارد به چند دليل:

1ـ‌ ميراث جزو برنامه‌هاي عمومي اسلام است و تحت تأثير مسئوليتهاي عمومي و احكام مخصوص مرد و زن است. اختلاف در احكام هم به قاعده عمومي «عدم لزوم ايجاد برابري ميان دو كارگر در دو كار مختلف» باز مي‌گردد. زيرا حقوق هر فرد بر اساس نوع كار و وظيفه اوست، مردان اگرچه همه يك جنسند اما در هيچ حكومت و نظامي در حقوق و مزايا يكسان نيستند. و اين تفاوت به نوع اعمال وظايف، استعدادها و تواناييهاي آنها بستگي دارد و زندگي جز بر اين اساس تداوم نمي‌يابد و به اصل برابري هم لطمه نمي‌زند.

2ـ اينكه مردان در سهم ارث بيشتر از زنان مي‌گيرند به خاطر نوع مسئوليتهايي است كه در نظام اسلامي بر دوش آنها گذاشته مي‌شود. مثلاً مرد به تنهايي مسئول تأمين هزينه هاي ازدواج است مانند مهريه و خانه. براي توضيح بيشتر فرض كنيم مردي بميرد و دختر و پسري بر جاي ‌گذارد، اكنون به پسر دو برابر دختر سهم ارث تعلق مي‌گيرد. زيرا پس از ازدواج هر دو فرزند، فقط پسر است كه مسئول تأمين هزينه‌هاي زندگي خويش است و خواهر او مهريه و مسكن خود را به هنگام ازدواج از شوهر خود مي‌گيرد.

علاوه بر اين، ديه قتل خطا (غيرعمدي) بر عهده مردان خويشاوند فرد قاتل است تا قاتل را در پرداخت ديه ياري كنند و زنان در اين زمينه وظيفه‌اي ندارند. اينجاست كه مسئوليتهاي مالي كه اسلام بر عهده مردان مي‌گذارد نه بر عهده زنان روشن مي‌شود.

به اين دليل بايد بدانيم كه شريعت اسلامي با نظامهاي ستمگر بشري كه امروزه در بيشتر نقاط زمين حكم مي‌رانند تفاوت اساسي دارد. در اين نظامها اگر دختر به سن هيجده سالگي برسد، پدرش وي را رها مي‌كند تا خود در جستجوي لقمه ناني باشد و بسياري اوقات اين كار به حساب شرافت و ارزش اخلاقي گذاشته مي‌شود. اما در اسلام دختران تا وقت ازدواج تحت سرپرستي پدر يا ولي خود هستند.

روش اسلام در احكام و اخلاق چنان است كه اجازه نمي‌دهد تأمين خوراك به قيمت از دست دادن شرف و آبرو تمام شود، زيرا نابودي شرافت انسان نابودي همه جهان است و اگر پسر يا دختر جوان لذتهاي زودگذر را در شهوت و عشق و بي پروايي بيابد، نتيجه آن نابودي و پراكندگي خانواده و قطع ارتباط فاميلي و انتشار فساد در زمين خواهد بود. زنان خياباني و دختران خودفروش در مجله‌ها و فيلمها كه در ميان اروپائيها و پيروان آنها رواج دارند، فقط نتيجه اين نظام ويرانگر است و آنان در واقع نتيجه انحرافات خانواده‌هاي ويران و مسئوليت تباه شده‌اي است كه مردان از دوش خود انداخته‌اند و اين مسئوليتها آنجا كه نمي‌بايست افتادند و فرار مردان از مسئوليت پذيري در پرورش نسل و تربيت درست را در پي داشت، و افراد جامعه چه زن، چه مرد به خود اختصاص يافتند نه به امت و جامعه و افراد فداي شهوتهاي گذرا شدند نه همتهاي عالي، و اين بود كه فساد به سرعت در جامعه رواج يافت و خانه حيات ويران شد.

3ـ در تقسيم ارث جنبه مادي آن در نظر گرفته شده است، و بر اساس نظام زندگي مشترك ترتيب يافته است. در واقع مانند يك جمع و تقسيم رياضي براي دست‌يابي به نتيجه درست است. يعني افزايش سهم ارث در يك جنبه به معناي برتري آن نيست بلكه فقط يك تغيير و تحول مادي است». بنقل از کتاب "جواب شبهات در مسائل زنده ى روز".

همچنين استاد "محمد قطب" درباره اختلاف ارث زن و مرد مطلبي زيبا دارد که چنين مي گويد: « اسلام با شناخت کامل فطرت بشري در مسأله‌ي تساوي يا اختلاف زن و مرد، براساس راه و روش واقع‌بينانه‌اش عمل مي‌کند و در مواردي که تساوي ميان آن دو، روش صحيح فطرت است آن را به رسميت مي‌شناسد و زماني که وجود تفاوت ميان آن‌ها با فطرت صحيح متناسب باشد، ميان آن دو تفاوت قائل مي‌شود. در اينجا بهتر است يکي از مهم‌ترين موارد اختلاف زن و مرد را که مسأله‌ي تقسيم ارث و سرپرستي است، مورد بررسي قرار دهيم.

در قرآن – مهم‌ترين و اصلي‌ترين منبع قانونگذاري و ديني مسلمانان – آمده است:

« لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَيَيْنِ» (نساء 11).

يعني: «سهم يک مرد [از ارث] به اندازه‌ي سهم دو زن است».

اين امر يک حقيقت است، اگرچه اسلام در ارث سهم بيشتري به مرد داده است، اما در مقابل او را مجبور کرده تا نيازهاي مادي خانواده‌اش را تأمين کند. اسلام از زن نمي‌خواهد تا اموالش را براي ديگران خرج کند، مگر اين که او تنها سرپرست خانواده‌اش باشد که در سايه‌ي نظام اسلام چنين حالت‌هايي بسيار اندک و نادر خواهد بود. زيرا مردانِ خويشاوندش مانند پدر، پدربزرگ، عمو، دايي و... حتي اگر نسبت خويشاوندي دوري هم با او داشته باشند مکلف به دادن نفقه به او هستند. پس آن ظلمي که طرفداران مساوات و برابري مطلق زن و مرد ادعايش را دارند، کدام است؟ بنابراين، بايد مسأله را براساس منطق، تجزيه و تحليل کرد نه احساسات و ادعا. به زنان به عنوان يک گروه، (يک سوم) ثروت موروث تعلق مي‌گيرد تا آن را براي خود خرج کند. مرد نيز (دو سوم) ثروت را از آنِ خود مي‌کند تا آن را در مرحله‌ي اول براي همسرش و سپس براي خانواده و فرزندانش هزينه کند. حال خودتان بينديشيد و با اعداد و ارقام حساب کنيد که کداميک سهم بيشتري مي‌گيرد. اگر در موارد استثنايي مرداني وجود داشته باشند که همه‌ي ثروتشان را براي خودشان هزينه کنند و از ازدواج و تشکيل خانواده امتناع کنند، بايد دانست اين‌ها موارد نادر و کميابي هستند. بلکه در حالت طبيعي و عادي مرد به طور اجباري و نه داوطلبانه سرمايه و دارايي‌اش را براي تشکيل خانواده‌اي که به طور طبيعي يک زن در آن نقش همسر را دارد، هزينه مي‌کند. از سوي ديگر زن هراندازه که ثروتمند باشد، شوهرش حق ندارد جز با رضايت کامل او در اموالش دخل و تصرف کند. اما مرد موظف است به همسر ثروتمندش نفقه بدهد گويي زن فاقد هرگونه اموال و دارايي است و هرگاه مرد از دادن نفقه خودداري کرد، يا در مقايسه با درآمدش خساست و بخل ورزيد زن حق دارد از او شکايت کند. در اين حالت، شريعت اسلام مرد را به دادن نفقه يا جدايي از همسرش وادار خواهد کرد. آيا با ذکر اين جزئيات ديگر شبهه‌اي درباره‌ي مقدار واقعي سهم زن از مجموع ثروت باقي مي‌ماند؟ آيا در موقعيتي که مرد مسئوليت و پرداخت هزينه‌هاي بيشتري را بر عهده دارد، داشتن سهم دو برابري مرد در مقابل زن، يک امتياز واقعي به شمار مي‌آيد؟

علاوه بر همه‌ي اين‌ها، اين نسبت فقط در اموال به دست آمده از راه ارث و بدون رنج و زحمت است که براساس عدالت پروردگار – که مبتني بر ميزان نياز افراد بدان است – ميان آن‌ها تقسيم مي‌شود. معيار، ميزان نياز افراد و وظايف تعيين شده براي هرکدام از زن و مرد است. اما در مسأله‌ي اموال اکتسابي که فرد از طريق تلاش خودش به دست مي‌آورد، مانند دستمزد و حقوقي که در مقابل انجام کاري دريافت مي‌کند يا سود تجاري يا درآمد زمين کشاورزي و... ميان زن و مرد تفاوتي وجود ندارد. زيرا همه‌ي اين موارد از معيار ديگري يعني برابري ميان تلاش و دستمزد زن و مرد پيروي مي‌کند. بنابراين، در اسلام هيچگونه ظلم يا شبهه‌ي ظلمي نسبت به زن وجود ندارد و برخلاف تصور دشمنان اسلام و برخي از مسلمانان کم‌اطلاع از دين هرگز مسأله بدين صورت نيست که ارزش و جايگاه زن در اسلام، نصف ارزش و مقام مرد باشد و ما با اعداد و ارقام مشاهده کرديم که اين امر صحت ندارد». بنقل از کتاب : " شبهاتي پيرامون اسلام".

نتيجتا آنکه: با نظر عجولانه در مسئله اختلاف ارث زن و مرد، شايد آن را کاهش دادن قدر و منزلت زن، و پايمال کردن حقوق او به حساب آورد. حال آنکه زن و مرد در حقوق، مساوي هستند. در حقيقت اسلام، پاکتر از آنست که اين مسأله را وسيله تحقير زن قرار دهد. پس دليل اين تفاوت در ارث، هيچ ربطي به شأن و منزلت هيچکدام از زن و مرد ندارد بلکه به تکاليف و وظائفي بر ميگردد که بر دوش هر يک از آنها واقع ميشود.

نکته مهم: چيزي که بسياري از معترضين از آن غافل مانده اند و شايد عمدا به فراموشي سپرده اند، اينست که : اينکه ارث زن نصف ارث مرد است، يک حالت هميشگي و قاعده کلي براي هر زن و مرد در ميراث اسلامي نيست! چرا که قرآن نفرموده : « يوصيکم الله في المواريث و الوارثين للذکر مثل خط الآنثيين» « خداوند در باره ميراث و وارثين سفارش مي کند که (همواره) سهم مرد به اندازه سهم دو زن باشد».

بلکه فرموده است: «يوصيکم الله في اولادکم للذکر مثل خط الأنثيين» (نساء 11).

يعني: «خداوند در باره فرزندانتان به شما سفارش مى‏کند که سهم (ميراث) پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد».

که بين اين دو تعبير تفاوت زيادي وجود دارد.

در حالات متفاوتي که ممکن است در تقسيم ارث پيش آيد، فقط در چهار حالت ميراث زن نصف ميراث مرد است! و در حالات بيشتري زن به اندازه مرد يا بيشتر ازاو ارث ميگيرد! و يا زن ارث ميگيرد ولي هيچ ارثي به مرد تعلق نميگيرد!

بعنوان مثال: در بين مثالهاي زيادي در اين باره، ميتوان به اين دو حالت اشاره کرد:

1- اگر زن يا مردي فوت کند، و پدر يا فرزند (دختر يا پسر) نداشت، ولي خواهر و برادر ناتني داشت، در اين حالت خواهر و برادر در ميراث مساوي هستند.

2- اگر مردي همسرش فوت کند و زن از اين شوهر يا غير او دختري داشت، اين دختر، دو برابر سهم مرد ارث ميگيرد.

اين سهمها در قرآن کريم مشخص شدهاند که تمام انواع نزاع در خانواده را از بين ميبرند.

والله اعلم

وصلى الله على نبينا محمد وعلى اله وصحبه وسلم

سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه