منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 834
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 164
بازديد کل : 2303313
 
   
بد جلوه دادن چهره ی تاریخ اسلام از طرف معاندین
صاحب اثر: نوار اسلام   تاريخ درج مقاله:2013-01-07  تعداد بازديد:290
خلاصه اینکه تلاش‏های دشمنان اسلام از ابتدای ظهور اسلام و پس از اقتدار یافتن این تمدن عظیم آسمانی، برای آسیب زدن به اسلام همچنان ادامه داشته و دارد. این تلاش‏ها در صدر اسلام از طریق مکاید و دسیسه های گوناگون یهود و نصاری- که در مطلب فوق به گوشه ای از آنها اشاره شد- و پس از آن با به شهادت رساندن سومين خلیفه راشد (حضرت عثمان رضی الله عنه) ادامه یافت. اما حمله دشمنان پس از سپری شدن عصر صحابه و تابعین و آغاز عصر تدوین و جمع آوری احادیث گهربار رسول خدا- صلی الله علیه وسلم-، درست زمانی که نخبگان جامعه

 

دین اسلام آخرین پیام الهی است که توسط آخرین پیامبر الهی برای نجات بشریت فرو فرستاده شد. از آنجایی که این دین، آخرین دین و پیامبر اسلام، آخرین پیامبر الهی بود، خداوند برای نزول این دین، طبق حکمت و مصلحت، زمان و مکان و مردمان مناسبی را انتخاب کرد. زمانی که این دین نازل شد انسانیت و بشریت نیاز شدید به راهنما و مرشد داشت، و مکانی که این دین در آن نازل شد بهترین مکان و مردمانی که این دین در میان آنها نازل شد از نظر بعضی از صفات مناسب‏ترین مردم بودند. به هر حال خداوند بهتر می داند که دین خود را کجا و چه زمانی و میان چه کسانی نازل کند؛ «الله أعلم حیث یجعل رسالته»

پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم دستورات الهی را در مدت بیست و سه سال بر قلب صاف و بی تکلف قریش نوشت؛ مردمانی که صفحات قلبشان از هر نوع تمدن و فرهنگ بیگانه پاک و صاف بود و شرک و کفرشان بر اثر نادانی و جهل بود.
خلاصه اینکه وقتی خداوند برای نزول آخرین دین الهی، اعراب بادیه نشین و قوم قریش را انتخاب نموده و آخرین پیامبر را از میان آنها برگزید، اقوامی که این شرف را حاصل نکردند، به کینه توزی و حسد علیه اعراب و قوم قریش پرداختند که یکی از گروههای کینه توز علیه اسلام، "یهودیان" بودند.
یهودیان در کتابهای خودشان خوانده بودند که شهر "یثرب" هجرتگاه آخرین پیامبر است. به همین خاطر آنها به این سرزمین هجرت کردند تا شاید آخرین پیامبر هم از نسل آنها برگزیده شود. اما زمانی که بنا بر تقدیر و حکمت الهی چنین اتفاقی نیفتاد، به دشمنی با اسلام پرداختند. گسترش روزافزون اسلام بر حسد و کینه آنها افزود. به همین دلیل همواره و به هر طریق ممکن سعی در مخالفت با اسلام و سنگ اندازی در مقابل برنامه های اسلامی داشتند تا از این راه مقداری از عقدۀ درونی خود را خالی کنند.
یکی از نقشه های آنها علیه اسلام بدجلوه دادن چهره اسلام بود. آنها به گروهی از طرفداران خود دستور می دادند که صبح، مسلمان شده و بعد از ظهر دست از اسلام بکشند، تا از این طریق انسانهای ضعیف الایمان را فریب داده و این تصور غلط را در ذهن آنها به وجود آورند که اگر اسلام چیز خوبی بود، این اهل کتاب از آن برنمی گشتند. آیه قرآن عظیم الشأن به همین مکر و حیله آنها اشاره می کند و می فرماید: «وَقَالَت طَّآئِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُواْ بِالَّذِيَ أُنزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُواْ آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» [آل عمران:73] ترجمه: جمعی از اهل کتاب به (هم‏کیشان) خود می گفتند به آنچه بر مسلمانان نازل شده است، در آغاز روز ایمان بیاورید و در پایان روز بدان کافر شوید، تا شاید (از قرآن پیروی نکنند و از آن) برگردند.
گروه دیگری که به کینه توزی و حسد علیه مسلمانان مشهور هستند "مجوسیان" بودند. برای مجوسیانی که دارای آیین و تمدن چند هزار ساله بودند، بسیار سخت و غیرقابل تحمل بود که اسلام را به عنوان دین و آیین جدید قبول کنند. چنانچه پادشاه آنها نامه آنحضرت صلی الله علیه وسلم را پاره کرد.
اما زمانی که اسلام سیطره خود را گسترش داد، آنها چاره ای جز این نداشتند که یا مسلمان شوند یا جزیه بپردازند. آنهایی که از سر ناچاری اسلام را قبول کردند برای تایید بعضی از آیین‏های فرسوده و کهنه زردشت و مجوسیت، که نمی توانستند به سادگی از کنار این آیین ها و فرهنگ‏ها بگذرند، مجبور بودند به این آیین‏ها رنگ و چهره اسلامی بدهند، لذا دست به جعل اخبار و روایات در مورد آیین ها و فرهنگ‏های مذکور زدند.
به طور خلاصه اقدامات و برنامه هایی که دشمنان اسلام، به ویژه این دو گروه (یهود و مجوس) به منظور بدجلوه دادن چهره اسلام انجام دادند، را می توان اینگونه بیان کرد:
1- جعل اخبار و تحریف در طول تاریخ به عنوان یک وسیله مزورانه استفاده شده است. اگر به تاریخ جعل و تحریف اخبار و کتب نگاهی بیندازیم می بینیم که اولین کسانی که نسبت به دیگران در این زمینه سبقت جسته اند "یهودیان" هستند؛ یهودیان با فریبکاری و دسیسه به تحریف دین و آیین مسیحیت و کتب آسمانی تورات و غیره روی آوردند.
اولین کسی که دست به تحریف دین مسیحیت زد فردی یهودی به نام "بولس" بود. نام وی در آغاز "شاؤل" بود که از نام‏های عبری است. او پس از قبول مسیحیت نام خود را به "بولس" تغییر داد.
بولس با وجود آنکه یک یهودی متعصب بود و تابعیت رومی داشت پس از رفتن حضرت عیسی علیه السلام، به آزار و اذیت مسیحیان مشغول شد، اما پس از مدتی مدعی شد که هنگامی که برای دستگیری برخی مسیحیان شهر قدس راهی دمشق بوده نور حضرت عیسی را در راه دیده است و به دستور ایشان مسیحی شده است. این یهودی با این ترفند توانست در میان مسیحیان رسوخ کند به طوری که پس از مدتی به معیار مسیحیت در زمان خویش تبدیل شد. او از این نفوذ و محبوبیت در بین مسیحیان سوء استفاده کرده و آیین آنها را به سمت و سوی تحریف کشاند. تحریفات بولس در دین مسیحیت به حدی بود که مسیحیان پس از تحریفات وی دیگر نتوانستند به آموزه های خالص و ناب حضرت عیسی مسیح علیه السلام برگردند.
با آمدن اسلام این روال (تحریف دین) در میان یهودیان ادامه داشت؛ علمای یهود حقایق و مطالبی که در مورد اسلام و پیامبر آخرالزمان در تورات آمده بود را یا به طور کامل از پیروان خود مخفی کرده و می پوشاندند یا اینکه آنها را به صورت وارونه و غیرواقعی تشریح و توضیح می دادند.
آنها از زیر سوال بردن مستقیم قرآن و شخص رسول الله صلی الله علیه وسلم نمی توانستند نتیجه ای جز شکست بگیرند، به همین خاطر جمله های مغرضانه و تحریف گونه خود را متوجه حدیث و اخبار صدر اسلام کردند. از اینجا بود که مسلمانان صدر اسلام وقتی این وضعیت را مشاهده می کردند، هرگاه خبر یا حدیثی را می شنیدند ابتدا از سند آن سؤال می کردند.
نقاهت و شفافیت سنت آنحضرت صلی الله علیه وسلم تا اواخر خلافت حضرت عثمان- رضی الله عنه- ادامه داشت. اما زمانی که فتنه شهادت حضرت عثمان در سال 35هـ اتفاق افتاد، گروهی از سیاست‏بازان دنیاطلب و بدعت‏گذاران هواپرست، در میان مسلمانان نفوذ کردند. اینجا بود که صحابه در شنیدن و تصدیق اخبار و روایات احتیاط بیشتری از خود نشان می دادند. چنانچه امام مسلم در مقدمه خود به نقل از تابعی جلیل القدر محمدبن سیرین می نویسد: «عادتا در مورد سند حدیث سوال نمی کردند، اما زمانی که فتنه رخ داد می گفتند: رجال حدیث را برای ما مشخص کنید.»

2- یکی دیگر از ترفندهایی که معاندین اسلام برای بدجلوه دادن دین الهی به آن مبادرت می ورزیدند "دروغگویی" و "تزویر" بود.

3ـ اضافه و کم کردن در روایت‏های تاریخی مربوط به صدر اسلام یکی دیگر از روشهای تحریف تاریخ اسلام به شمار می رود. به عنوان نمونه مقایسه بین دو روایت بخاری و طبری در مورد واقعه سقیفه بنی ساعده دلیلی بر این ادعاست؛ در روایت امام بخاری آمده است: اسماعیل بن عبدالله از سلیمان بن بلال از هشام بن عروه از عروه بن زبیر از عایشه همسر پیامبر روایت می کند که گفت: «وقتی پیامبر وفات یافت انصار در سقیفه بنی ساعده پیش سعد بن عباده جمع شدند و گفتند یک امیر از ما باشد و یک امیر از شما باشد. آنگاه ابوبکر و عمر و ابوعبیده پیش آنها رفتند. عمر خواست حرف بزند، ابوبکر او را ساکت کرد. عمر گفت: سوگند به خدا فقط به خاطر آن خواستم حرف بزنم که سخن و گفتار خوبی آماده کرده بودم و می ترسیدم که ابوبکر آن را نگوید. سپس ابوبکر بسیار رسا و زیبا حرف زد و گفت ما امیر هستیم و شما وزیر هستید. آنگاه حباب بن منذر گفت: نه، سوگند به خدا چنین نمی کنیم، یک امیر از شما باشد و یک امیر از ما. سپس ابوبکر گفت: نه، بلکه ما امیر می شویم و شما وزیر باشید. آنها (قریش) از همه اعراب نجیب تر و شریف تر هستند. بنابراین با عمر یا ابوعبیده بیعت کنید. عمر گفت: نه، بلکه ما با تو بیعت می کنیم، تو سرور ما و بهترین ما هستی و پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم تو را از همه بیشتر دوست می داشت. آنگاه عمر با ابوبکر بیعت کرد. مردم نیز با ابوبکر بیعت کردند.»
این روایت بخاری است و حقیقت ماجرای سقیفه بنی ساعده نیز همین است. اما آنچه که "ابومخنف" بر حقیقت این روایت اضافه کرده است مبنی بر اینکه سعد بن عباده گفته که با آنها می جنگد، با آنها نماز نمی خواند، در جمعه آنها شرکت نمی کند و در مراسم حج از عرفه همراه آنان بازنمی گردد، و اینکه حباب بن منذر با ابوبکر مخالفت کرد و اضافه های دیگری که آورده است همه پوچ و باطل هستند و حقیقت ندارند.

4ـ سرودن اشعار و نسبت دادن دروغین آنها به بعضی از حوادث تاریخی از دیگر اسباب بدخواهان اسلام و مسلمین در طول تاریخ بوده است. از آنجایی که از قدیم الایام، به ویژه در میان اعراب صدر اسلام، به شعر به عنوان یک وثیقه تاریخی نگریسته می شد، لذا از آن به عنوان وسیله ای برای تحریف اخبار استفاده شده است. از این رو دشمنان از آن استفاده کرده و می کنند.

5ـ "جعل کتاب‏ها و نامه‏های دروغین و نسبت دادن آنها به علما و شخصیت‏های مشهور اسلام" یکی دیگر از وسایل تحریف تاریخ اسلامی است. چنانکه در شهادت حضرت عثمان رضی الله عنه نامه هایی را جعل کردند و آنها را به صحابه و شخصیت‏های بزرگ نسبت دادند. ابن کثیر می گوید: «نوشته هایی به زبان صحابه بزرگواری که در مدینه بودند جعل و تزویر شد.» . خصوصا به زبان حضرت علی و طلحه و زبیر که محتوای نامه هایشان عبارت بود از فراخواندن مردم به جنگ علیه عثمان و نصرت دین و غیره... اینها همه دروغی بودند که بوسیله جعل اخبار بر صحابه بسته شدند.
علاوه بر این کتابهایی را به دروغ به بزرگان نسبت می دادندچنانچه کتاب الامامة و السیاسة را به ابن قتیبه دینوری نسبت دادند، آنچه مسلم است این است که این کتاب از ابن قتیبه دینوری نیست زیرا نویسندگان مشهور در شرح حال ابن قتیبه در فهرست تصانیف وی نام کتاب (الامامة و السیاسة) را ذکر نکرده اند. علامه دوزی درکتاب خود (تاریخ الاندلس و آدابه) هم چنین نظری را مطرح کرده است.

6ـ "تحلیل و تفسیر مغرضانه وقایع مهم تاریخ اسلام" وسیله ای دیگر برای تحریف این تاریخ زرین و طلایی است که مغرضان و معاندان همواره از آن استفاده کرده و می کنند. در روش تحلیلی است که ناقل اخبار می کوشد تا واقعه را طوری توجیه و تفسیر نماید که با امیال و هوای نفسانی و عقیده اش مطابقت پیدا کند. از این رو روش تحلیلی اخبار می تواند وسیله ای برای دشمنان باشد تا از گذر آن به تحریف و بدجلوه دادن تاریخ اسلامی بپردازند. این افراد رویدادهای تاریخی را مطابق با مقتضیات روزگاری که خود در آن زندگی می کنند و بر حسب آنچه که در ذهنشان جریان دارد، بدون اینکه اولاً صحت و سقم واقعه تاریخی را کاملا مورد تحقیق و بررسی قرار دهند تا اصل واقعه ثابت شود و ثانیاً شرایط عصری را که رویداد و واقعه مذکور در آن روی داده و احوال و نگاه مردم آن عصر و زمان به واقعه و نیز عقیده و باور آنان را در نظر بگیرند به تفسیر و تحلیل وقایع می پردازند، در حالی که قبل از تفسیر یک رویداد لازم است که ابتدا صحت وقوع آن ثابت شود، زیرا صرفاً ذکر یک واقعه در یک کتاب برای ثابت شدن آن رویداد کفایت نمی ‏کند، همچنین لازم است که تفسیر یک رویداد همگام با شرایط عمومی ‏جامعه یا روزگار یا محیطی باشد که واقعه در آن روی داده است.
ضمناً بسیار به دور از انصاف است که در تفسیر یک واقعه تنها یک عامل مدنظر قرار گیرد- چیزی که ویژگی مکاتب معاصر تاریخی است- بلکه باید همه عوامل مؤثر در حدیث و خصوصاً عوامل عقیدتی و فکری مدنظر باشد، که البته باید توجه داشته باشیم؛ یک تفسیر و تحلیل تاریخی که همه عوامل لازم در آن مراعات شده باشد، باز هم چیزی فراتر از یک اجتهاد بشری نیست که احتمال خطا و صواب در آن نهفته است. چنانچه در طول تاریخ از این نوع اتفاقات زیاد رخ داده است که اصل واقعات درست و راست بوده اند، اما تحلیل و تفسیر آنها بنا بر خواهشات نفس و تمایلات شهوانی و تعصبات عقیدتی بوده است.
به عنوان مثال مؤلف کتاب "تاریخ ایران بعد از اسلام" در بخشی از کتاب خود می نویسد: «سقوط ساسانیان البته از ضربت عرب بود. لیکن در واقع از نیروی عرب نبود. می توان گفت که مقارن هجوم عرب، ایران خود از پای در آمده بود و شقاق و نفاق بین طبقات و اختلافات و رقابتها میان نجبا بعلاوه تفرقه و تشتت در امر دیانت آن را به کنار ورطۀ نیستی کشانده بود. در چنان حالی بی آنکه معجزه ای لازم باشد هر حادثه ای ممکن بود آن را از پای در آورد.»
وی در جای دیگر می نویسد: «و پیداست قومی گرسنه و تازه نفس اما حادثه جوی و بی باک که خود را مظهر مشیت خداوند و واسطه نشر پیام و اراده او می دانستند بخوبی می توانست این نقش ظاهر و هیکل آراسته را به یک ضربت از پای درآورد. و با این احوال دیگر چه جای آنست که مورخ سقوط چنین دولتی را به بازی تقدیر یا معجزه ای خدایی منسوب بدارد.»
آنچه در صفحات 158 به بعد در تاریخ ایران بعد از اسلام نگاشته شده است، تحلیلی از سقوط ساسانیان و پیروزی مسلمانان صدر اسلام است که در این تحلیل از قدرت اسلام و ایمان هیچ خبری نیست، و مورخ اعتقادی به قدرت ایمان صحابه ندارد، و پیروزی مسلمانان را مرهون ایمان و اعتقاد آنها نمی داند بلکه ان رایک امر اتفاقی تلقی می کند.

7ـ "در دست گرفتن برنامه های فرهنگی و تربیتی در کشورهای اسلامی از سوی مخالفان اسلام" یکی دیگر از ابزار زشت نمایی چهره تاریخی اسلام است. مغرضان و معاندانی که در این عرصه فعالیت کرده و می کنند سعی دارند تا با تاکید و تمرکز بر تاریخ سیاسی مسلمانان بعد از دوران بعثت و صدر اسلام، و تهی ساختن تاریخ اسلام از محتوای کلی و همه جانبه و محدود ساختن آن به کشمکش های سیاسی، این تفکر را در اذهان مسلمانان، به ویژه نسل جوان و تحصیل‏کرده، جای دهند که؛
الف- دوران اسلام پس از دوران خلفای راشدین به پایان رسیده وبه صورت کشمشک‏های سیاسی بر سر کسب قدرت درآمده و دیگر راهکاری برای ادامه زندگی ندارد.
ب- تنها تاریخ اروپا سزاوار احترام و تقدیر و الگوگیری برای زندگی است.

از دیگر مواردی که می توان از آنها به عنوان اهرم‏های بدجلوه دادن تاریخ اسلام و منفور کردن مسلمانان از این دین کامل و جامع یاد کرد؛ 1ـ تجهیل (مهمل گذاشتن آنچه که می تواند عاملی برای اقتدا و الگوی نیک قرار گیرد. 2ـ تشکیک (شلیک تیرهای اتهام و افتراء به سوی اسلام، ناقلان و ناشران واقعی تعالیم اسلامی و نیز مورخان مسلمان تا از این طریق در مورد اصل اسلام، صداقت ناقلان، ناشران و مورخان اسلامی و در نتیجه صحت معلومات حاصله، ایجاد شک و شبهه نمایند. 3ـ تجزیه (تلاش برای تجزیه تقسیم تاریخ اسلامی به حلقه ها و بخشهای جدا از هم، به نحوی که هیچ گونه ارتباطی بین این حلقه ها و بخشها وجود نداشته باشد. جای دادن این تفکر که هر مسلمانی که در یکی از شعبه های دین مشغول فعالیت است، نه تنها در شعبه ای دیگر فعالیت نمی کند بلکه فعالان دیگر بخشها و شعبه های دین را گمراه و منحرف می داند، و نیز توزیع مسلمانان بر اساس سرزمین و نژاد و غیره، از مهمترین ثمرات منفی تجزیه طلبان در دین می باشد.

خلاصه بحث
خلاصه اینکه تلاش‏های دشمنان اسلام از ابتدای ظهور اسلام و پس از اقتدار یافتن این تمدن عظیم آسمانی، برای آسیب زدن به اسلام همچنان ادامه داشته و دارد. این تلاش‏ها در صدر اسلام از طریق مکاید و دسیسه های گوناگون یهود و نصاری- که در مطلب فوق به گوشه ای از آنها اشاره شد- و پس از آن با به شهادت رساندن سومين خلیفه راشد (حضرت عثمان رضی الله عنه) ادامه یافت. اما حمله دشمنان پس از سپری شدن عصر صحابه و تابعین و آغاز عصر تدوین و جمع آوری احادیث گهربار رسول خدا- صلی الله علیه وسلم-، درست زمانی که نخبگان جامعه اسلامی از نژادهای مختلف و سرزمین‏های متفاوت اندیشه صیانت سنت و جمع آوری احادیث را در اذهانشان می پروراندند، شدت بیشتری به خود گرفت. آنان با ترفندهای مختلف و جدید و به زعم خودشان به امید خشکاندن ریشه های این تمدن گسترده و ایجاد خلل در روند عمل بزرگ صیانت و حفاظت احادیث رسول خدا وارد میدان شدند و شروع به ساختن و جعل داستان‏ها و روایات و احادیث جعلی و دروغین و نسبت دادن آنها به صحابه و تابعین نمودند. از طریق این افراد صدها حدیث دروغین و منسوب به صحابه و تابعین و علمای اسلام منتشرشد که علاوه بر توهین و بی ادبی نسبت به آن بزرگواران، تحریف تاریخ و سیرۀ آن انسانهای بلندمرتبه را نیز به همراه داشت.
البه ناگفته نماند، از آنجایی که خداوند متعال خود، حفاظت و صیانت این دین را بر عهده گرفته است، در هر زمان گروهی از علمای متبحر و ماهر در این فن، که هر کدام از آنها جزو نوابغ عصر و روزگار خویش به شمار رفته و مورد اعتماد همگان بودند، را به مسلمانان عنایت فرموده است که با وقف تمام زندگی خویش در راه حفظ منابع و مصادر اسلامی، به نقد راویان جاعل و مرویات دروغین و جعلی آنها پرداخته و احادیث صحیح را از سقيم جدا و از عقیده و تاریخ امت اسلام دفاع نموده و می نمایند.

منابع:
1ـ صحیح بخاری؛
2ـ تاریخ طبری؛
3ـ البدایة و النهایة ابن کثیر؛
4ـ آشنایی با ادیان بزرگ، حسین توفیقی؛
5ـ لمحات من تاریخ السنة، عبدالفتاح ابوغده؛
6ـ نگرشی نو به تاریخ صدر اسلام.

حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه