منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 834
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 150
بازديد کل : 2303299
 
   
عدالت اجتماعی در اسلام(1)
صاحب اثر: محمد قطب مترجم: عبدالرحمن جعفری   تاريخ درج مقاله:2013-01-05  تعداد بازديد:275
بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد لله و الصلاة و السلام علی رسول الله و علی آله و من والاه مطلبی که پیش رو دارید قسمتی از کتاب «هذا هو الاسلام» نوشته‌ی اسلام شناس معاصر محمّد قطب است كه بنده آن را ترجمه نموده، و این بخش از آن را تقدیم خوانندگان عزیز می‌نمایم. امیدوارم مفید فائده باشد. «أَنْتُمْ بَنُو آدَمَ وَآدَمُ مِنْ تُرَابٍ» [همه‌ی] شما فرزندان آدم هستید، و آدم از خاک آفریده شده است. [1] «الْمُسْلِمُونَ تَتَكَافَأُ دِمَاؤُهُمْ یسْعَى بِذِمَّتِهِمْ أَدْنَاهُمْ»...


بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد لله و الصلاة و السلام علی رسول الله و علی آله و من والاه

مطلبی که پیش رو دارید قسمتی از کتاب «هذا هو الاسلام» نوشته‌ی اسلام شناس معاصر محمّد قطب است كه بنده آن را ترجمه نموده، و این بخش از آن را تقدیم خوانندگان عزیز می‌نمایم. امیدوارم مفید فائده باشد.

«أَنْتُمْ بَنُو آدَمَ وَآدَمُ مِنْ تُرَابٍ» [همه‌ی] شما فرزندان آدم هستید، و آدم از خاک آفریده شده است. [1]

«الْمُسْلِمُونَ تَتَكَافَأُ دِمَاؤُهُمْ یسْعَى بِذِمَّتِهِمْ أَدْنَاهُمْ» مسلمانان خونشان (از لحاظ دیه و قصاص) برابر است (و در این امر شریف بر وضیـع برتری ندارد و عهد و پیمانی که هر یک از مسلمانان با دیگران ببندد، برای سایر آنان معتبر است، چه) کوچک ترین ایشان می‌تواند از سوی مسلمانان پیمان منعقد سازد (و یا زینهار دهد). [2]

«أَلَا لَا فَضْلَ لِعَرَبِی عَلَى أَعْجَمِی وَلَا لابیض عَلَى أَسْوَدَ إِلَّا بِالتَّقْوَى»[3] آگاه باشید كه عربی‌ای را بر عجمی و سفید را بر سیاه، جز به تقوی هیچ فضل و برتری‌ای نیست.»

«إنما أهْلَكَ من قبلكُم أنَّهُم كانُوا إذَا سرقَ فِیهِم الشَّریفُ تَركُوه، و إذا سرق فِیهِم الضَّعِیفُ أَقامُوا علیهِ الحدَّ، وایمُ اللَّه، لو أنَّ فاطمَة بنت محمدٍ سرقَتْ لقَطَعْتُ یدهَا».[4] «اقوامی که قبل از شما بودند، به این دلیل هلاک شدند که آنان در میان خودشان هرگاه کسی بزرگ و صاحب منزلت مرتکب دزدی می‌شد، او را رها می‌کردند و اگر فردی ضعیف دزدی می‌کرد، بر او حد جاری می‌ساختند؛ سوگند به خدا که اگر فاطمه دختر محمد دزدی می‌کرد، حتماً دستش را قطع می‌کردم.»

«والقوی عندی ضعیف حتَّى أخذ الحق منه إن شاء الله و الضعیف فیكم قوی عندی حتى آخذ الحق له إن شاءالله.» «هر شخص قوی از شما نزد من ضعیف و ناتوان است تا آن كه ان شاءالله حق ستمدیدگان را از او باز ستانم و بالعكس هر ضعیف و ناتوانی از شما نزد من قوی و توانا است تا آن گاه كه ان شاءالله حقش را از ستمكار گرفته به او بازگردانم» (قسمتی از اولین خطبه ی ابوبکر صدیق بعد از آن که به خلافت رسید)

این احادیث و امثال آن، ‌آیه های عدالت اجتماعی در اسلام هستند.

در اسلام طبقه‌ای وجود ندارد که امتیازاتی بیشتر از سایر طبقات داشته باشد. البته در جامعه‌ی اسلامی نیز ثروتمندان و نیازمندان همانند سایر جامعه های روی زمین وجود دارند، امّا در اسلام طبقه‌ای به معنی اصطلاحی طبقه وجود ندارد. تنها علت آشکار آن این است که بشر در اسلام قانونگذار نیست بنابراین هیچ گونه تفاوتی در بین ثروتمندان و نیازمندان در قانونگذاری وجود ندارد (همانند آن چه در تمام نظام‌های که بشر در آن قانون گذاری می‌کند، رخ می‌دهد که صاحبان قدرت و ثروت به نفع خود و به ضرر دیگران قانون تصویب می‌کنند).

این حقیقت بزرگ، یعنی این که قانونگذار در اسلام خداوند است و بس، و بشر در این زمینه هیچ گونه حقی ندارد) تمام جوانب زندگی اعم از سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فکری و... را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

گاهی در وهله‌ی اوّل تمام آثار این حقیقت در تمام جوانب مختلف زندگی خودنمایی نمی‌کند، گاهی هم تأثیر آن در مجال قانونگذاری بیشتر از سایر جوانب آشکار می‌شود، لکن حقیقت آن است که هرگاه در کندوکاو جوانب مختلف زندگی فرو رویم روان و وجدان ما در مقابل این حقیقت بزرگ اذعان می‌کند و ما را مخاطب قرار داده و با زبان حال می‌گوید: عدالت واقعی اینجاست، زیرا که از نزد خداست.

این حقیقتی است که تمام جاهلیت های طول تاریخ اعم از جاهلیت های گذشته و جاهلیت های معاصر، آنان که بشر به جای التزام به شرع و قانون خداوند خود منصب تشریع و قانونگذاری را عهده‌دار شده‌اند، آن را انکار كرده، یا نادیده می‌گیرند.

هرگاه انسان به جای خدا، نفس خود را فرمانروا و قانونگذار قرار داد و مدعی حق تشریع و قانونگذاری برای نفس خود شد، ظلمی به بزرگی و دوری قوانین ساخته‌ی بشر از قوانین خدا، در تمام جنبه‌های مختلف زندگی رُخ می‌دهد.

جاهلیت معاصر در غرب، بزرگ ترین جاهلیتی است که به جای خدا انسان را اله و فرمانروا قرار داده است، بنابراین: «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَیدِی النَّاسِ» (روم/41)

تباهی و خرابی در دریا و خشكی به خاطر كارهایی منتشرشده است كه مردمان انجام می‌داده‌اند. «ظَهَرَ» در اینجا به معنی استوارشدن و جا افتادن و منتشر شدن است.

پیامبر صلی الله علیه و سلّم می‌فرماید: «أَنْتُمْ بَنُو آدَمَ وَآدَمُ مِنْ تُرَابٍ»

«[همه‌ی] شما فرزندان آدم هستید، و آدم از خاک آفریده شده است.»

مقصود پیامبر با این گفتار تحقیر انسان نیست، این مخلوقی که خداوند او را از خاک زمین آفریده است: «‏إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّی خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ طِینٍ»(ص/71)‏

‏«وقتی (این گفتگو در ملأ اَعلی و عالَم بالا درگرفت) كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من انسانی را از گِل می‌آفرینم.»

همان مخلوقی است که او را ارج نهاده و بر بسیاری از آفریدگان خود كاملاً برتری داده است:

«‏وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّیبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا‏» (الاسراء/70)

«ما آدمیزادگان را (با اعطای عقل، اراده، اختیار، نیروی پندار و گفتار و نوشتار، قامت راست، و غیره) گرامی‌داشته‌ایم، و آنان را در خشكی و دریا (بر مركب های گوناگون) حمل كرده‌ایم، و از چیزهای پاكیزه و خوشمزه روزیشان نموده‌ایم، و بر بسیاری از آفریدگان خود كاملاً برتریشان داده‌ایم.»

بلکه خطاب پیامبر (صلی الله علیه و سلّم) به کسی است که به ناحق در روی زمین طغیان و سرکشی نموده تا از جایگاه به ناحق خود تنزّل کند و در مقابل خداوند فروتنی کند.

انسان در بهترین حالتش هنگامی که جایگاه واقعی خود را در جهان هستی بشناسد بنده و عبد خداست و آقا و سرور در زمین، و هر آن چه که در آسمان ها و زمین است مسخر و فرمانبردار اوست:

«‏إِنْ كُلُّ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِلَّا آتِی الرَّحْمَنِ عَبْدًا»‏ (مریم/93)

«تمام كسانی كه در آسمان ها و زمین هستند، بنده‌ی خداوند مهربان (و فرمانبردار یزدان) می‌باشند.»

«‏وَسَخَّرَ لَكُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا مِنْهُ» (جاثیه/13)

« و آن چه كه در آسمان‌ ها و آن چه كه در زمین است همه را از ناحیه‌ی خود، مسخّر شما ساخته است.»

عبودیت و بندگی انسان برای خدا بوده و حاكمیت او در زمین با همدیگر تضاد ندارند و هیچ کدام دیگری را نفی نمی‌کند. هرگاه انسان این حقیقت را درک کند و در زندگی روزمره اجرا کند به درجه‌ی اعلای انسانیت و کمال و ترقّی و تمدن،که دو آیه‌ی کریمه‌ی سوره‌ی حجرات مورد عنایت قرار داده، می‌رسد:

«‏وَاعْلَمُوا أَنَّ فِیكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ یطِیعُكُمْ فِی كَثِیرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیكُمُ الْإِیمَانَ وَزَینَهُ فِی قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَیكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْیانَ أُولَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ‏ ‏فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَنِعْمَةً وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَكِیمٌ‏» ‏(حجرات/7،8)

«بدانید كه پیغمبر خدا در میان شما است، هرگاه در بسیاری از كارها از شما اطاعت كند، به مشقّت خواهید افتاد. امّا خداوند ایمان را در نظرتان گرامی داشته است و آن را در دل‌هایتان آراسته است، و كفر و نافرمانی و گناه را در نظرتان زشت و ناپسند جلوه داده است، فقط آنان (كه دارای این صفات هستند، یعنی ایمان در نظرشان محبوب و مزین، و كفر و فسق و عصیان در نظرشان منفور و مطرود است) راهیابند و بس. این، لطف و نعمتی از سوی خدا است (كه بدانان ارزانی داشته است) و خداوند دارای آگاهی فراوان و فرزانگی بی شمار است (و می‌داند چه كسی شایسته‌ی هدایت، و بایسته‌ی مرحمت و نعمت است).»

انسان در دو حالت متقابل با سر به زمین می‌خورد: هنگامی که طغیان گران او را به استضعاف بکشند و او را بنده‌ی خود قرار دهند و او هم به طغیان و سرکشی آنان راضی باشد و هنگامی که خود طغیان کند و خود را رقیب خدا بداند یا این که خود را به جای خدا فرمانروا بپندارد و شروع به قانونگذاری کند و بدون خدا برای خود معیارهای قرار دهد، این دو دسته هم آنان که به استضعاف کشیده شده‌اند و هم آنان که استکبار می‌ورزند كسانی هستند که قرآن کریم، در بسیاری از آیاتی که حال اهل جاهلیت و عاقبت آنان در آخرت را توصیف می‌کند، مورد اشاره قرار می‌دهد:

«‏وَبَرَزُوا لِلَّهِ جَمِیعًا فَقَالَ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِینَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللَّهِ مِنْ شَیءٍ قَالُوا لَوْ هَدَانَا اللَّهُ لَهَدَینَاكُمْ سَوَاءٌ عَلَینَا أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِنْ مَحِیصٍ» ‏(ابراهیم/21)‏

«(روزی كه قیامت نام دارد) همه در برابر خدا ظاهر و آشكار می‌گردند. (در این هنگام) ضعیفان (كه پیروان نادان نیرومندانند، از راه تمسخر) به كسانی می‌گویند كه خویشتن را (در دنیا) بزرگ می‌پنداشتند: ما پیروان شما بودیم، آیا می‌توانید چیزی از عذاب خدا را از سر ما بردارید؟! (در پاسخ) می‌گویند: اگر خداوند ما را (به راه رستگاری) رهنمود می‌كرد، ما هم شما را (به راه نجات) رهنمود می‌كردیم، (ولی ما خودمان گمراه بودیم و شما را نیز گمراه كردیم. هم اینك) چه بی‌تابی كنیم و چه شكیبائی نمائیم یكسان است (و سودی به حال خراب ما ندارد، و از عذاب خدا) راه نجات و گریزی برای ما نیست.» ‏

«وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ الْقَوْلَ یقُولُ الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِینَ اسْتَكْبَرُوا لَوْلَا أَنْتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِینَ ‏قَالَ الَّذِینَ اسْتَكْبَرُوا لِلَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا أَنَحْنُ صَدَدْنَاكُمْ عَنِ الْهُدَى بَعْدَ إِذْ جَاءَكُمْ بَلْ كُنْتُمْ مُجْرِمِینَ‏ ‏وَقَالَ الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِینَ اسْتَكْبَرُوا بَلْ مَكْرُ اللَّیلِ وَالنَّهَارِ إِذْ تَأْمُرُونَنَا أَنْ نَكْفُرَ بِاللَّهِ وَنَجْعَلَ لَهُ أَنْدَادًا وَأَسَرُّوا النَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ وَجَعَلْنَا الْأَغْلَالَ فِی أَعْنَاقِ الَّذِینَ كَفَرُوا هَلْ یجْزَوْنَ إِلَّا مَا كَانُوا یعْمَلُونَ» (سبأ/31ـ33)‏

«در آن زمان كه ستمگران در پیشگاه پروردگارشان (برای حساب و كتاب) نگاه داشته شده‌اند (از كارشان در شگفت می‌ماندی. چرا كه) همه با یكدیگر در گفتگویند و هر یكی گناه را به گردن دیگری می‌اندازد. مستكبران هم به مستضعفان می‌گویند: آیا ما شما را از هدایتی باز داشته‌ایم كه برایتان آمده بوده است‌؟! (هرگز ما چنین كاری را نكرده‌ایم و) بلكه خود شما گناهكار بوده‌اید (و به كفر و الحاد گرائیده‌اید). مستضعفان به مستكبران (بار دیگر) می‌گویند: بلكه توطئه‌ها و تبلیغات مكّارانه‌ی شما در شب و روز سبب شد كه ما از هدایت بازمانیم، در آن هنگامی كه شما به ما دستور می‌دادید كه خدا را به یگانگی نشناسیم و انبازها و همتاهایی برای او قرار دهیم. (سرانجام هر دو گروه از شدّت وحشت، نفَس هایشان در سینه‌ها حبس می‌شود) و پشیمانی خود را پنهان می‌دارند، بدان گاه كه عذاب را مشاهده می‌كنند و ما غل و زنجیرها را به گردن كافران می‌اندازیم (و ایشان را روانه‌ی دوزخ می‌سازیم). آیا به آنان جزائی جز (جزای) كارهاپی كه می‌كرده‌اند داده می‌شود؟»

«‏وَإِذْ یتَحَاجُّونَ فِی النَّارِ فَیقُولُ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِینَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا نَصِیبًا مِنَ النَّارِ‏‏قَالَ الَّذِینَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُلٌّ فِیهَا إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَكَمَ بَینَ الْعِبَادِ‏‏» (غافر/48،47)

«(خاطر نشان ساز) زمانی را كه در آتش دوزخ (دوزخیان) با همدیگر به كشمكش و پرخاشگری می‌پردازند. ضعفاء (یعنی پیروان دنیوی) به مستكبران (یعنی رؤسای دنیوی) می‌گویند: ما پیروان شما بودیم، آیا (هم اینك ای سردمداران) بخشی از عذاب را به جای ما پذیرا می‌گردید و به گردن می‌گیرید؟ ‏‏مستكبران (پاسخ می‌دهند و) می‌گویند: ما و شما همگی در این آتش دوزخ هستیم (و سرنوشت مشتركی داریم). خداوند در میان بندگان (خود عادلانه) داوری كرده است (و سهم هر یكی را از عذاب چنان كه باید داده است).»


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه