منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 392
بازديد کل : 2515127
 
   
مختصر بیوگرافی حسین رضی الله عنه از ولادت تا شهادت (2)
صاحب اثر: سایت عصر اسلام   تاريخ درج مقاله:2013-01-03  تعداد بازديد:302
دعوت‌ اهل‌ عراق‌ از حسين رضي‌الله‌عنه و فرستادن‌ مسلم‌ به‌ كوفه‌ هنگامي‌ كه‌ مطالبه‌ي‌ بيعت‌ با يزيد شدت‌ گرفت‌، حضرت‌ حسين‌رضي‌الله‌عنه به‌ مكّه‌ پناه‌ برد. عراقيان‌ نامه‌هاي‌ زيادي‌ به‌ او نوشتند و او را به‌ عراق‌ دعوت‌ كردند و عده‌اي‌ را با حدود 150 نامه‌ نزد او فرستادند، آنان‌ مي‌گفتند: صدهزار نفر تو را ياري‌ خواهند كرد، هر چه‌ زودتر به‌ سوي‌ ما بشتاب‌ تا به‌ جاي‌ يزيد به‌ دست‌ تو بيعت‌ كنيم‌. در آن‌ هنگام‌ حضرت‌ حسين‌رضي‌الله‌عنه پسرعموي‌ خود، مسلم‌بن‌ عقيل‌ را به‌ كوفه‌ فرستاد تا واقعيت

 

دعوت‌ اهل‌ عراق‌ از حسين رضي‌الله‌عنه و فرستادن‌ مسلم‌ به‌ كوفه‌

 

هنگامي‌ كه‌ مطالبه‌ي‌ بيعت‌ با يزيد شدت‌ گرفت‌، حضرت‌ حسين‌رضي‌الله‌عنه به‌ مكّه‌ پناه‌ برد. عراقيان‌ نامه‌هاي‌ زيادي‌ به‌ او نوشتند و او را به‌ عراق‌ دعوت‌ كردند و عده‌اي‌ را با حدود 150 نامه‌ نزد او فرستادند، آنان‌ مي‌گفتند: صدهزار نفر تو را ياري‌ خواهند كرد، هر چه‌ زودتر به‌ سوي‌ ما بشتاب‌ تا به‌ جاي‌ يزيد به‌ دست‌ تو بيعت‌ كنيم‌. در آن‌ هنگام‌ حضرت‌ حسين‌رضي‌الله‌عنه پسرعموي‌ خود، مسلم‌بن‌ عقيل‌ را به‌ كوفه‌ فرستاد تا واقعيت‌ كار را برايش‌ گزارش‌ كند و كار بيعت‌ را براي‌ او سامان‌ دهد و نامه‌اي‌ نيز به‌ عراقيان‌نوشت‌ و به‌ او سپرد.

 

مسلم‌ وقتي‌ به‌ كوفه‌ رسيد، از او استقبال‌ نموده‌ و به‌ دست‌ او براي‌ خلافت‌ حسين‌رضي‌الله‌عنه بيعت‌ كردند و سوگند خوردند كه‌ او را با جان‌ و مال‌ خود ياري‌ خواهند كرد. ابتدا دوازده‌ هزار نفر بيعت‌ كردند كه‌ سپس‌ تعدادشان‌ به‌ هيجده‌ هزار نفر رسيد. مسلم‌ به‌ حضرت‌ حسين‌رضي‌الله‌عنه نامه‌ نوشت‌ كه‌ كار بيعت‌ سامان‌ يافته‌ و زمينه‌ براي‌ آمدن‌ شما فراهم‌ است‌، لذا خود را به‌ كوفه‌برسان‌! حسين‌رضي‌الله‌عنه از مكّه‌ به‌ قصد كوفه‌ حركت‌ كرد. در اين‌ اثنا، يزيد، استاندار كوفه‌، نعمان‌ بن‌ بشير را بر كنار كرد، به‌ دليل‌ اين‌ كه‌ در برابر حضرت حسين‌رضي‌الله‌عنه موضع‌ِ ضعيفي‌ اتّخاذ كرده‌ بود و استانداري‌ كوفه‌ و بصره‌ را به‌ عبيدالله بن‌ زياد واگذار كرد.

 

رفتار كوفيان‌ با مسلم‌

 

مسلم‌ بن‌ عقيل‌ بر مركب‌ خود سوار شد و مردم‌ را به‌ سوي‌ خود فرا خواند. چهار هزار نفر از كوفه‌ گرد او جمع‌ شدند، عبيدالله بن‌ زياد سران‌ قبايل‌ را جمع‌ كرد و قصر را به‌ روي‌ مردم‌ بست‌، وقتي‌ مسلم‌ باسپاهش‌ به‌ درِ قصر رسيدند، هر يك‌ از سران‌ قبايل‌ كه‌ قبلاً با عبيدالله در قصر بودند به‌ اقوام‌ خود اشاره‌ كردند كه‌ مسلم‌ را رها كنيد و برگرديد و آنان‌ را تهديد كردند. از سوي‌ ديگر عبيدالله بن‌ زياد گروهي‌ از سربازان‌ خود را بسيج‌ كرد تا در شهر گشت‌ كنند و مردم‌ را از ياري‌ كردن مسلم‌ بازدارند، مردم‌ او را تنها گذاشتند، زنان‌ مي‌آمدند و فرزندان‌ و برادران‌ خود را از ياري‌ مسلم‌ منصرف ‌مي‌كردند و به‌ خانه‌ باز مي‌گرداندند. مردان‌ به‌ برادران‌ و پسران‌ خود مي‌گفتند: اگر از او جدا نشويد، فردا كه‌ لشكر شام‌ از راه ‌مي‌رسد، چه‌ كار مي‌كنيد؟

 

بدين‌ ترتيب‌ مردم‌، مسلم‌ را تنها گذاشته‌ و از اطراف‌ او پراكنده‌ شدند و جز پانصد نفر كسي‌ باقي‌ نماند، سپس‌ به‌ سيصد نفررسيدند، سپس‌ كمتر شدند تا آن‌ كه‌ بيش‌ از سي‌ نفر نماند. مسلم‌ نماز مغرب‌ را با آنها خواند و عازم‌ دروازه‌هاي‌ «كنده‌» شد، درحالي‌ كه‌ ده‌ نفر بيشتر با او نبود. سپس‌ اين‌ ده‌ نفر هم‌ از دور او پراكنده‌ شدند و خودش‌ تنها ماند، حتي‌ كسي‌ نبود او را راهنمايي‌كند يا به‌ خانه‌ي‌ خود پناه‌ دهد. تاريكي‌ او را فرا گرفت‌ و او در بين‌ راه‌ سرگردان‌ بود و نمي‌دانست‌ به‌ كجا برود.

 

داستان‌ بي‌يار و مددكار ماندن‌ مسلم‌ توسط‌ كوفيان‌، طولاني‌ و دردآور است‌ و اين‌ خود دليل‌ آشكاري‌ است‌ بر اين‌ امر كه ‌خضوع‌ و كرنش‌ در برابر قدرت‌ و ماديات‌ و كسب‌ جاه‌ و منصب‌ جزء طبيعت‌ بشري‌ و از نقاط‌ ضعف‌ وي‌ به‌ شمار مي‌رود، هرچند اين‌ عمل‌ با اصول‌ و ارزش‌ها و الگوها تضاد داشته‌ باشد.

 

سرانجام‌ مسلم‌ به‌ خانه‌اي‌ پناه‌ برد، خانه‌ را محاصره‌ كردند و او را مورد حمله‌ قرار دادند، او نيز شمشير به‌ كف‌ گرفت‌ و به‌مبارزه‌ پرداخت‌، تا سه‌ بار آنان‌ را از خانه‌ بيرون‌ راند، آنگاه‌ از بيرون‌ سنگ‌ پرتاب‌ كردند و خانه‌ را به‌ آتش‌ كشيدند. ناچار ازخانه‌ بيرون‌ آمد و به‌ نبرد پرداخت‌. عبدالرحمن‌ بن‌ محمد بن‌ اشعث‌ صاحب‌ منزل‌، او را امان‌ داد، مسلم‌ خود را تسليم‌ كرد، آنان‌ او را بر قاطري‌ سوار كردند و خلع‌ سلاح‌ نمودند، او ديگر قدرتي‌ نداشت‌، بنابراين‌ به‌ گريه‌ افتاد و دانست‌ كه‌ كشته‌ مي‌شود.

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه