منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 1174
بازديد کل : 2584467
 
   
عمر بن خطاب هنگام شهادتش(4)
صاحب اثر: محمد علی صلابی  تاريخ درج مقاله:2013-01-03  تعداد بازديد:432
ب ـ اگر قضيه‌ي شهادت عمر در تورات وجود مي‌داشت، چرا بايد تنها کعب از آن آگاهي داشته‌ باشد و افرادي همچون عبدالله‌ بن سلام رضي الله عنه از آن اطلاع نداشته‌ باشد.[42]

ب ـ اگر قضيه‌ي شهادت عمر در تورات وجود مي‌داشت، چرا بايد تنها کعب از آن آگاهي داشته‌ باشد و افرادي همچون عبدالله‌ بن سلام رضي الله عنه از آن اطلاع نداشته‌ باشد.[42]

ج ـ در صورت صحت اين روايت بايد گفت که کعب در نقشه‌ي قتل عمر رضي الله عنه دست داشته است و معمولاً طراحان يک نقشه و توطئه سعي بر آن دارند تا به هيچ وجه از آنان سخني و يا حرکتي که بيانگر نقشه و توطئه‌ي آنان باشد، سر نزند تا نقشه‌ي‌شان طبق برنامه اجرا شود و تنها انسان نادان و کودن، نقشه‌ي برنامه‌ريزي شده‌ي خود را برملا مي‌سازد. و چنين چيزي در مورد کعب غير ممکن است، زيرا وي به تيزهوشي و درايت معروف مي‌باشد.[43]

د ـ علاوه بر اين‌ها مگر تورات کتاب هدايتگري نيست که مردم را به سوي حق راهنمايي مي‌کند؟ يا اين که سن بندگان خدا در آن ثبت شده و دفتر اسناد سن و سال مردم است؟[44]

و ـ تورات امروز نيز وجود دارد. آيا در آن چنين روايتي يافت مي‌شود؟

شيخ محمد محمد ابوزهو، پس از بيان اين اعتراضات، مي‌نويسد: پس روشن گرديد که اين روايت ساختگي مي‌باشد. و متهم ساختن کعب به دست داشتن در نقشه‌ي ترور عمر رضي الله عنه ، اتهام بي اساسي است.[45]

همچنين دکتر محمد حسين ذهبي مي‌گويد: ذکر شدن اين روايت در تاريخ طبري دليل بر صحت اين روايت نمي‌باشد. چرا که طبري همان طور که معروف است خود را ملزم به ذکر روايتهاي صحيح نکرده، بلکه در تاريخ و همچنين تفسيرش روايتهاي ضعيف و بي‌اساس فراواني ديده مي‌شود.[46]

بنابراين نمي‌توان به صحت هر روايتي اذعان نمود که در کتابهاي تاريخي ذکر شده است.[47]

علاوه بر اين‌ها ديانت، اخلاق و امانتداري و توثيق کعب توسط اصحاب کتب صحيح ما را بيشتر به ساختگي بودن روايت فوق وا مي‌دارد.

در پايان مي‌گويد: به راستي که کعب از سوي کساني که وي را متهم ساخته‌اند، مورد ستم قرار گرفته است و ما او را فردي مورد اعتماد و دانشمندي مي‌دانيم که از نامش سوء استفاده شده و به وي روايتهايي نسبت داده‌اند که اغلب بيهوده و خرافات هستند.[48]

اما دکتر محمد سيد وکيل مي‌نويسد: نخستين سؤالي که در اينجا جلب توجه مي‌کند عکس العمل عبيدالله فرزند عمر رضي الله عنه است. او فوراً بعد از اين که اطلاع يافت که پدرش ضربه خورده است، شمشير به دست گرفت و مانند شيري غرنده به سراغ هرمزان و جفينه و دختر خورد سال ابولؤلؤ رفت و آن‌ها را کشت. و اگر چنانچه کوچکترين اتهامي متوجه کعب احبار مي بود آيا عبيدالله در آن حالت او را رها مي‌کرد و سراغ دختر خورد سال ابولولو مي‌رفت؟

بنابراين اگر کسي از نظر علمي به موشکافي مسأله بپردازد، آن‌را غير ممکن تلقي مي‌نمايد. علاوه بر اين‌ها نپرداختن جمهور مورخين به اين داستان نه صراحتاً و نه اشارتاً دليل بر عدم وقوع آن مي‌باشد. حتي ابن سعد که به طور دقيق جريان قتل عمر رضي الله عنه را ذکر نموده است کوچکترين اشاره‌اي به چنين روايتي ننموده، بلکه در مورد کعب آورده است که بر دروازه‌ي خانه‌ي عمر در حال گريه چنين مي‌گفت: به خدا اگر اميرالمؤمنين از خدا بخواهد که به او مهلت دهد، مهلت خواهد داد. همچنين وقتي اطبا به مرگ وي اذعان نمودند، کعب نزد ايشان آمد و گفت: مگر من نگفتم که شهيد مي‌شوي؟ و تو مي‌گفتي: چگونه در شبه جزيره‌ي عربستان شهيد مي‌شوم.[49]

و بعد از ابن سعد، ابن عبدالبر مي‌آيد و در «الاستيعاب» چيزي در مورد داستان کعب نمي‌نويسد[50]. اما ابن کثير به اين اکتفا مي‌کند که ابولولو در شامگاه روز سه شنبه عمر رضي الله عنه را تهديد نمود و صبح روز بعد يعني در چهارشنبه 26 ذي حجه ايشان را زخمي‌ کرد.[51]

بنابراين، فاصله‌ي بين تهديد تا اجراي آن چند ساعت بيش نبوده است. پس چگونه کعب سه روز قبل از اين حادثه باخبر مي‌شود و آن‌را به عنوان پيش گويي به سمع خليفه رساند؟

بعد از آن‌ها مورخين ديگري چون سيوطي (تاريخ الخلفاء)، عصامي (سمط النجوم العوالي)، شيخ محمد بن عبدالوهاب و فرزندش، عبدالله (مختصره السيره)، حسن ابراهيم حسن (تاريخ الاسلام السياسي) و ديگران آمدند و هيچ کدام از آنان نه با اشاره و نه صراحت به بيان اين داستان نپرداختند و اين خود دليل بر اين است که داستان مشارکت کعب در به‌ شهادت رسانيدن عمربن خطاب نزد محققين از طريق قابل اعتمادي به ثبت نرسيده است، بلکه کاملاً ساختگي و بي اساس مي‌باشد که براي مخدوش نمودن چهره‌ي مورد اعتماد و مسلمان کعب ساخته شده که از وي روايتهاي صحيحي به جا مانده است.[52]

                       

7- تجليلِ صحابه و سلف از عمرفاروق رضي الله عنه

الف ـ عائشه رضي الله عنها:

عائشه -رضي الله عنها- مي‌گويد: من همواره به حجره‌ام که مدفن رسول خدا صلي الله عليه وسلم و ابوبکر رضي الله عنه بود، سر مي‌زدم. اما وقتي عمر رضي الله عنه در آن جا دفن گرديد، به خاطر حيا از وي لباسهايم را به خود مي‌پيچيدم و وارد آن‌جا مي‌شدم.[53]

و از قاسم بن محمد نقل است که عائشه -رضي الله عنها- گفت: هر کس عمربن خطاب را ديده است مي‌داند که او براي سرافرازي اسلام آفريده شده بود. به خدا ايشان مرد عمل و انسان بي نظيري بود و در ميان امور مختلف هماهنگي ايجاد مي‌کرد.

همچنين عروه به نقل از عائشه مي‌گويد وقتي از عمر رضي الله عنه سخن مي‌گوييد، مجلس شما رونق مي‌گيرد.[54]

ب ـ سعيد بن زيد رضي الله عنه :

نقل است که سعيد بن زيد هنگام مرگ عمر رضي الله عنه گريست. کسي از وي علت گريه‌اش را پرسيد؟ گفت: من به خاطر اسلام مي‌گريم. به خدا سوگند با مرگ عمر رضي الله عنه خلأ بوجود آمده در اسلام، تا قيامت پر نخواهد شد.[55]

 

ت ـ عبدالله بن مسعود رضي الله عنه :

عبدالله بن مسعود رضي الله عنه گفت: اگر چنانچه علم و دانش عمربن خطاب در يک کفه‌ي ترازو و علم و دانش همه‌ي اهل زمين در يک کفه‌ي ترازو گذاشته شود، دانش عمر رضي الله عنه فزون‌تر خواهد بود. [56]

همچنين گفت: به گمان من عمر رضي الله عنه از ده بخش علم نُه بخش را با خود برد.[57] و در جايي گفت: مسلمان شدن عمر رضي الله عنه فتحي و هجرت وي نصرتي و خلافتش رحمتي بود.[58]

ث ـ ابو طلحه ي انصاري:

از ايشان نقل است که گفت: به خدا سوگند با مرگ عمر رضي الله عنه به هر خانه‌ايي از خانه‌هاي مسلمانان آسيب ديني و دنيوي رسيد.[59]

ج ـ حذيفه بن يمان:

ايشان مي‌گويد: اسلام در زمان عمربن خطاب به سوي پيش روي نهاده بود، اما پس از وفات ايشان مرتب به ضعف رو نهاده است.[60]

 

ح ـ عبدالله بن سلام:

عبدالله بن سلام رضي الله عنه به نماز جنازه‌ي عمر رضي الله عنه نرسيد. خطاب به مردم گفت: شما در خواندن نماز جنازه‌اش بر من سبقت گرفتيد ولي در تجليل از وي بر من سبقت نخواهيد گرفت. آن‌گاه گفت: اي عمر رضي الله عنه بهترين ياور اسلام بودي. در گفتن سخن حق سخاوت و در گفتن سخن باطل بخل مي‌ورزيدي. نه بي مورد از کسي تجليل مي‌نمود و نه اهل بهانه‌گيري بود. بوي خوش و چشم پاکي داشت.[61]

 

خ ـ عباس بن عبدالمطلب:

عباس مي‌گويد: من و عمر رضي الله عنه در همسايگي هم زندگي مي‌کرديم. او شبها را با نماز و روزها را با روزه و خدمت مردم سپري مي‌نمود. بعد از اين که وفات کرد، شبي او را در خواب ديدم که شمشير به گردن از سوي بازار مدينه مي‌آيد. گفتم: چطوري؟ گفت: خوبم. گفتم: با تو چگونه برخورد شد؟ گفت: تازه تسويه حساب کرده‌ام و اگر با پروردگار مهرباني روبرو نمي‌شدم، بدبخت مي‌شدم.[62]

......................................................

 [42]- همان ص182 .

[43]- الحديث والمحدثون أو عناية الأمة الإسلامية بالسنة النبوية ص182 .

[44]- العنصرية اليهودية (2/524).

[45]- الحديث والمحدثون ص183 .

[46]- العنصرية اليهودية (2/525).

[47]- الإسرائيليات في التفسير والحديث ص99 .

[48]- الاسزاييليات في التفسير والحديث.

[49]- طبقات ابن سعد (3/340)

[50]- جولة في عصر الخلفاء الراشدين ص296 .

[51]- البدايه والنهايه (7/137)

[52]- جولة في عصر الخلفاء الراشدين ص296 .

[53]- محض الصواب (3/852)

[54]- همان (3/853) به‌ نقل از مناقب أمير المؤمنين ص249 .

[55]- الطبقات (3/372)، أنساب الأشراف الشيخان ص387 .

[56]- مصنف بن أبي شيبة (12/32) إسناده صحيح.

[57]- المعجم الکبير (طبراني 9/179) با سند صحيح.

[58]- منبع سابق با سند ضعيف.

[59]- طبقات (3/374)

[60]- الطبقات (3/373) با سند صحيح.

[61]- طبقات (3/369)

[62]- تاريخ المدينه (3/345) والحليه (1/54)

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه