منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 241
بازديد کل : 2600076
 
   
دلايل و بيان اهميت توحيد الوهيت
صاحب اثر: عبدالمحسن عباد   تاريخ درج مقاله:2012-07-05  تعداد بازديد:510
نصوص و دلايل بر وحدانيت پروردگار در الوهيت دلالت دارند و دلايل بر آن بسيار زياد است: 1- گاهي به آن امر مي كند همانگونه كه الله تعالي مي فرمايد:{يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}[1] «اي مردم پروردگارتان كه شما و كساني كه پيش از شما بودند را خلق كرده است بپرستيد باشد كه تقوا پيشه كنيد» و مي‌فرمايد:{وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا}[2] «الله را بپرستيد...

 

مطلب اول: دلايل توحيد الوهيت:
نصوص و دلايل بر وحدانيت پروردگار در الوهيت دلالت دارند و دلايل بر آن بسيار زياد است:
1- گاهي به آن امر مي كند همانگونه كه الله تعالي مي فرمايد:{يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}[1] «اي مردم پروردگارتان كه شما و كساني كه پيش از شما بودند را خلق كرده است بپرستيد باشد كه تقوا پيشه كنيد» و مي‌فرمايد:{وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا}[2] «الله را بپرستيد و همراه او هيچ چيز را شريك قرار ندهيد» و مي فرمايد:{وَقَضَي رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ}[3] «و پروردگارت حكم نمود كه جز او را نپرستيد.» و آيات ديگر كه در اين باره آمده است.
2- گاهي بيان مي دارد كه توحيد الوهيت اساس بوجود آوردن مخلوقات و جن و انس مي باشد. الله تعالي مي فرمايد:{وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}[4] «جن و انس را جز براي عبادت خود خلق نكردم».
3- گاهي بيان مي دارد كه هدف از بعثت و فرستادن پيامبران توحيد الوهيت بوده است كما اينكه مي فرمايد:{وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اُعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ}[5] «در ميان هر امتي پيامبري فرستاديم كه خداوند را عبادت كنند و از طاغوت دوري گزينند» و مي فرمايد:{وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ}[6] «قبل از تو هيچ پيامبري را نفرستاديم مگر اينكه به او وحي كرديم كه هيچ الهي جز من نيست پس مرا بپرستيد».
4- گاهي نيز بيان مي دارد كه هدف از نازل كردن كتابهاي آسماني همين توحيد الوهيت است:{يُنَزِّلُ الْمَلَائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَي مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاتَّقُونِ}[7] «ملائكه را به همراه وحي به فرمان خود بر هركس از بندگانش كه بخواهد نازل مي كند كه بترساند از اينكه هيچ معبود بر حقي جز من نيست پس تقوا پيشه كنند».
5- گاهي به بيان پاداش بزرگ براي اهل آن و آنچه براي آنها از مزد بزرگ و نعمتهاي كريم در دنيا و آخرت آماده شده مي‌پردازد. همچنانكه الله تعالي مي فرمايد:{الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ}[8] «كساني كه ايمان آوردند و آن را با شرك نياميختند براي آنها امنيت است و آنها هدايت شدگانند».
6- گاهي به برحذر داشتن از ضد آن و به بيان خطر مخالفت كردن با آن مي پردازد و آنچه كه خداوند سبحان از عذاب دردناك براي كسي كه آن را ترك كند آماده كرده را، بيان مي‌دارد. مانند اين سخن الله تعالي:{إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ}[9] «هركس براي خداوند شريك قرار دهد خداوند بهشت را بر او حرام كرده و جايگاهش آتش است و براي ظالمان و مشركان ياري دهنده اي نيست» و مي فرمايد:{وَلَا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتُلْقَي فِي جَهَنَّمَ مَلُومًا مَدْحُورًا}[10] «و همراه الله معبودي ديگر قرار مده مگرنه حسرت زده و مطرود در جهنم افكنده خواهي شد».
و انواع دلايل ديگر كه بر بيان توحيد و دعوت به سوي آن و يادآوري فضل و بيان ثواب اهل آن و بزرگي خطر مخالفت با آن مي پردازد.
و سنت نبوي نيز پر از دلايلي است كه بر توحيد و اهميت آن مي‌پردازد از جمله:
1. بخاري در صحيحش از معاذ بن جبلت روايت مي كند كه پيامبر ج فرمودند:«يَا مُعَاذُ أَتَدْرِي مَا حَقُّ اللَّهِ عَلَى الْعِبَادِ قَالَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ قَالَ أَنْ يَعْبُدُوهُ وَلَا يُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا أَتَدْرِي مَا حَقُّهُمْ عَلَيْهِ قَالَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ قَالَ أَنْ لَا يُعَذِّبَهُمْ»[11] «اي معاذ آيا مي داني حق خدا بر بندگانش چيست؟ گفت: خدا و رسولش عالمترند. فرمود: او را بپرستيد و هيچ چيز را همراه او شريك نسازيد. آيا مي دانيد حق بندگانش بر او چيست؟ گفت: خدا و رسولش عالمترند. فرمود: آنها را عذاب ندهد».
2. از ابن عباسب روايت است كه گفت: هنگامي كه پيامبر ج معاذ را به يمن فرستاد به او فرمود:«إِنَّكَ تَقْدَمُ عَلَى قَوْمٍ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ فَلْيَكُنْ أَوَّلَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَى أَنْ يُوَحِّدُوا اللَّهَ تَعَالَى فَإِذَا عَرَفُوا ذَلِكَ فَأَخْبِرْهُمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ فَرَضَ عَلَيْهِمْ خَمْسَ صَلَوَاتٍ. . . .»[12] «تو به سوي قومي از اهل كتاب مي روي اولين چيزي كه آنها را به سويش دعوت مي كني اين است كه الله تعالي را به تنهايي بپرستند هنگامي كه آن را شناختند، به آنان بگو: خداوند در شبانه روز، پنج نماز، بر آنها فرض گردانيده است…».
3. از ابن مسعود رضی الله عنه روايت است كه رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمودند: «مَنْ مَاتَ وَهْوَ يَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ نِدًّا دَخَلَ النَّارَ»[13] «هركس بميرد درحاليكه همراه خداوند شريك و انبازي گرفته باشد داخل آتش مي شود».
4. از جابر بن عبدالله رضی الله عنه روايت است كه رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمودند:«مَنْ لَقِيَ اللَّهَ لَا يُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا دَخَلَ الْجَنَّةَ وَمَنْ لَقِيَهُ يُشْرِكُ بِهِ دَخَلَ النَّارَ»[14] «هركس خداوند را در حالي ملاقات كند كه هيچ چيز را با او شريك قرار نداده است داخل بهشت مي‌شود و هركس او را در حالي ملاقات كند كه چيزي را با شريك قرار داده است داخل آتش مي گردد.»
و احاديث در اين باره بسيار است.

مطلب دوم: بيان اهميت توحيد الوهيت و اينكه اساس دعوت پيامبران توحيد الوهيت بوده است
شكي نيست كه توحيد الوهيت بطور مطلق از بزرگترين اصول و كاملترين و افضل آنهاست و براي اصلاح انسان لازم است. و توحيد الوهيت آن چيزي است كه خداوند جن و انس را بخاطر آن خلق كرد و خلقت مخلوقات و تشريع شريعتها بخاطر برپا داشتن آن بوده است. با وجود آن صلاح بوجود مي آيد و با نبود آن شر و فساد ايجاد مي‌گردد و براي اين است كه اين توحيد، سرآغاز دعوت پيامبران و هدف رسالت آنها و اساس دعوتشان بوده است. الله تبارك و تعالي مي فرمايد:{وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اُعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ}[15] «در ميان هر امتي پيامبري فرستاديم كه خداوند را عبادت كنند و از طاغوت دوري گزينند» و مي‌فرمايد:{وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ}[16] «و ما قبل از تو هيچ رسولي را نفرستاديم مگر اينكه به او وحي كرديم كه هيچ معبود برحقي جز من نيست پس مرا بپرستيد».
قرآن كريم در جاهاي متعددي دلالت دارد بر اينكه توحيد الوهيت آغاز دعوت پيامبران بوده است و اينكه هر پيامبري كه خداوند مبعوث مي كرد اول چيزي كه قومش را به آن دعوت مي‌نمود توحيد الله و اخلاص در عبادت براي او بود. خداوند مي‌فرمايد:{وَإِلَي عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ}[17] «و به سوي قوم عاد برادرشان هود را روانه كرديم. هود گفت: اي قوم من خداوند را بپرستيد كه براي شما جز او معبودي نيست» و مي فرمايد:{وَإِلَي ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ}[18] «و به سوي قوم ثمود برادرشان صالح را روانه كرديم. به ايشان گفت: اي قوم من خداوند را بپرستيد كه براي شما جز او معبودي نيست» و مي فرمايد:{وَإِلَي مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ}[19] «و به سوي مدين برادرشان شعيب را فرستاديم. گفت: اي قوم من خداوند را بپرستيد كه براي شما جز او معبودي نيست».

مطلب سوم: بيان اينكه محور خصومت و دشمني بين پيامبران و امتهايشان توحيد الوهيت بوده است
قبلاً گفتيم كه سرآغاز دعوت تمام پيامبران توحيد عبادت بوده است. هيچ پيامبري را خداوند مبعوث نكرد مگر اينكه اولين چيزي كه قومش را به سوي آن دعوت مي كرد توحيد الله تعالي بود براي اين است كه دشمني بين پيامبران و قومشان در باره اين مسئله بود. پيامبران آنها را به سوي توحيد الله تعالي و خالص گردانيدن عبادت براي او دعوت مي كردند و اقوامشان بر باقي ماندن بر شك و عبادت بتها مگر كساني از آنها كه خداوند هدايتشان داد، اصرار مي ورزيدند.
الله تعالي از زبان قوم نوح÷ مي فرمايد:{وَقَالُوا لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلَا سُوَاعًا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْرًا*وَقَدْ أَضَلُّوا كَثِيرًا وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا ضَلَالًا}[20] «و گفتند: خدايان خود را رها نكنيد و ود، سواع، يغوث، يعوق و نسر را وا نگذاريد و بسياري را گمراه كردند.[بار خدايا] جز بر گمراهي ظالمان ميفزاي» و از زبان قوم هود÷ مي فرمايد:{قَالُوا أَجِئْتَنَا لِتَأْفِكَنَا عَنْ آلِهَتِنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ}[21] «گفتند: آمده اي كه ما را از خدايانمان برگرداني؟ اگر راست مي گويي آنچه به ما وعده مي‌دهي بياور»{قَالُوا يَا هُودُ مَا جِئْتَنَا بِبَيِّنَةٍ وَمَا نَحْنُ بِتَارِكِي آلِهَتِنَا عَنْ قَوْلِكَ وَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ}[22]«گفتند: اي هود براي ما دليل روشني نياوردي و ما بخاطر سخن تو دست از معبودهايمان برنمي داريم و ما به تو ايمان نداريم» و از زبان قوم صالح مي‌فرمايد:{قَالُوا يَا صَالِحُ قَدْ كُنْتَ فِينَا مَرْجُوًّا قَبْلَ هَذَا أَتَنْهَانَا أَنْ نَعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ}[23] «گفتند اي صالح تو پيش از اين در ميان ما مايه اميد بودي. آيا ما را از پرستش آنچه پدرانمان مي پرستيدند بازمي داري؟ بي گمان ما از آنچه تو ما را به آن مي خواني سخت در شك هستيم» و از زبان قوم شعيب علیه السلام مي فرمايد:{قَالُوا يَا شُعَيْبُ أَصَلَاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوَالِنَا مَا نَشَاءُ إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ}[24] «گفتند: اي شعيب آيا نمازت به تو دستور مي دهد كه آنچه را پدرانمان مي پرستيدند رها كنيم يا در اموال خود به ميل خود تصرف نكنيم؟ براستي كه تو بردبار فرزانه اي» و در مورد كافران قريش مي فرمايد:{وَعَجِبُوا أَنْ جَاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ كَذَّابٌ*أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلَهًا وَاحِدًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ*وَانْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلَي آلِهَتِكُمْ إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ يُرَادُ*مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هَذَا إِلَّا اخْتِلَاقٌ}[25] «از اينكه ترساننده اي از خودشان برايشان آمده درشگفتند. و كافران مي گويند: اين ساحري بسيار دروغگوست. آيا معبودهايمان را معبود واحدي قرار داده است. اين چيز عجيبي است و بزرگانشان روان شدند و گفتند برويد و بر معبودهاي خود ايستادگي نماييد كه اين امر قطعاً هدف است. اين را در آيين قبلي نشنيده ايم اين جز دروغ بافي نيست» و گفتند:{وَإِذَا رَأَوْكَ إِنْ يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَهَذَا الَّذِي بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا*إِنْ كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنْ آلِهَتِنَا لَوْلَا أَنْ صَبَرْنَا عَلَيْهَا وَسَوْفَ يَعْلَمُونَ حِينَ يَرَوْنَ الْعَذَابَ مَنْ أَضَلُّ سَبِيلًا*أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا*أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا}[26] «و چون تو را ببينند به حالت ريشخند مي گويند: آيا اين همان كسي است كه خدا او را به رسالت فرستاده است؟ چيزي نمانده بود كه ما را از معبودهايمان اگر بر آن ايستادگي نمي كرديم منحرف كند. و هنگامي كه عذاب را ببينند به زودي خواهند دانست چه كسي گمراه تر است. آيا آن كس كه هواي خود را معبود خويش گرفته است ديدي؟ آيا تو مي شود ضامن او باشي؟آيا گمان مي كني كه بيشترشان مي‌شنوند و تعقل مي‌كنند؟ آنان جز مانند چهارپايان نيستند بلكه گمراه‌ترند».
اين نصوص و آنچه در معناي آن آمده واضح ترين دليل است بر اينكه خصومت و دشمني بين انبياء و اقوامشان حول محور توحيد عبادت و دعوت كردن به سوي خالص گردانيدن دين براي خداوند بوده است.
در صحيح از پيامبر ج ثابت است كه فرمودند:«امِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّي يَشْهَدُوا أَنْ لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، وَيُقِيمُوا الصَّلاةَ، وَيُوُتُوا الزَّكَاةَ، فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ عَصَمُوا مِنِّي دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ إِلا بِحَقِّ الإِسْلامِ، وَحِسَابُهُمْ عَلَي اللَّهِ»[27] «از جانب خدا به من امر شده است تا زماني كه مردم به يگانگي الله و به حقانيت رسالت محمد ج شهادت ندهند و نماز را اقامه نكنند و زكات ندهند، با آنان جهاد كنم. ولي هنگامي كه اين كارها را انجام دادند، مال و جانشان در برابر هرگونه تعرضي محفوظ خواهد ماند مگر در حقي كه اسلام تعيين كرده است. و سرانجام كار آنان با خداست» و در صحيح همچنين از پيامبر صلی الله عليه وسلم ثابت است كه فرمود:«مَنْ قَالَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَكَفَرَ بِمَا يُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَرُمَ مَالُهُ وَدَمُهُ وَحِسَابُهُ عَلَى اللَّهِ»[28] «هركس لا اله الا الله بگويد و به آنچه غير از الله مي پرستيد كافر شود مال و خونش حرام است و حسابش با خداست».

زیرنویس:
[1] بقره 21
[2] نساء 36
[3] اسراء23
[4] ذاريات 56
[5] نحل 36
[6] انبياء 25
[7] نحل 2
[8] انعام 82
[9] مائده 72
[10] اسراء 39
[11] صحيح البخاري (7373).
[12] صحيح البخاري (7372)
[13] صحيح البخاري (4497) .
[14] صحيح مسلم (93) .
[15] نحل 36
[16] انبياء 25
[17] اعراف 65
[18] اعراف 73
[19] اعراف 85
[20] نوح 23- 24
[21] احقاف 22
[22] هود 53
[23] هود 62
[24] هود 87
[25] صلی الله عليه وسلم 4- 7
[26] فرقان 41- 44
[27] صحيح البخاري برقم (25) ، وصحيح مسلم برقم (22).
[28] صحيح مسلم برقم (23) .

از کتاب: اصول عقايد اهل سنت در پرتو کتاب و سنت، تأليف : دکتر صالح بن سعد سحيمی، دکتر عبدالرزاق بن ‏عبدالمحسن عباد و دکتر ابراهيم بن عامر رحيلی، ويرايش و بازنگری: دکتر علی بن محمد ناصر سقيهی و دکتر احمد ‏بن عطيه غامدی، مترجم: عبدالمتين ابراهيمی


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه