منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 817
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 470
بازديد کل : 2053153
 
   
تخريج أحاديث إحياء علوم الدين / حافظ زين الدين عراقي (متوفاي 806 هـ.)
صاحب اثر: الحافظ العراقی   تاريخ درج مقاله:2012-07-05  تعداد بازديد:229
سلسله مقالات «تخريج احاديث احياء علوم الدين امام محمد غزالي رحمه الله» از كتاب "المغني عن حمل الأسفار في الأسفار" اثر دانشمند بزرگ علم حديث حافظ زين الدين عراقي رحمه الله آورده خواهد شد. ترجمه‌ي احاديث بيشتر از ترجمه‌ي فارسي مؤيّدالدين محمد خوارزمي رحمه الله اخذ گرديده است

 

شرح حال مؤلف:
عبد الرحيم بن الحسين بن عبد الرحمن، أبو الفضل، زين الدين، معروف بـه (الحافظ العراقي) : دانشمند بسيار دقيق و از بزرگان حفاظ حديث بود. اصليت وي كرد است، و زادگاهش از رازنان (از توابع إربل) است. در خردسالي با پدرش به مصر تغيير مكان داد، و به تحصيل علم پرداخت و از نوابغ روزگار شد. به حجاز و شام و فلسطين سفر كرد و به مصر برگشت، و در قاهرة در دوم شعبان سال 806 هـ. درگذشت. حافظ ابن حجر عسقلاني قصيده‌اي غرائي در رثاء وي سروده است. پيشتاز علم حديث بود و حتي شيوخ عصرش – همچون علائي وسبكي - در ستايش او سخن گفته‌اند. در إملاء حديث شروع نمود و به توسط وي الله تعالى سنت املاء را بعد از آنكه نابود شده بود زنده گردانيد. وي بيشتر از چهارصد مجلس املاء حديث داشته است. او شخصي صالح و متواضع بود و زندگي‌اش به سختي مي‌گذشت. مؤلفات وي عبارتند از: "المغني عن حمل الأسفار في الأسفار (چاپ شده است)" در تخريج أحاديث الإحياء, و "نكت منهاج البيضاوي" در أصول، و "ذيل على الميزان"، و "الألفية ـ (چاپ شده است)" در مصطلح الحديث، و شرح آن "فتح المغيث ـ (چاپ شده است)" و "التحرير ـ خ " در أصول فقه، و "نظم الدرر السنية" در سيره‌ي نبوي، و"الألفية ـ (چاپ شده است)" در غريب القرآن، و "القرب في محبة العرب ـ (چاپ شده است)" رسالة، و "تقريب الأسانيد و ترتيب المسانيد ـ (چاپ شده است)"، و "ذيل على ذيل العبر للذهبي" و "معجم" ترجمه حال جماعتي از أهل قرن هشتم هجري، و "التقييد والإيضاح ـ (چاپ شده است)" در مصطلح الحديث, و "طرح التثريب في شرح التقريب ـ (چاپ شده است)" و "شرح الترمذي ـ خ", و غير آن. آثار وي زياد است.
***
سلسله مقالات «تخريج احاديث احياء علوم الدين امام محمد غزالي رحمه الله» از كتاب "المغني عن حمل الأسفار في الأسفار" اثر دانشمند بزرگ علم حديث حافظ زين الدين عراقي رحمه الله آورده خواهد شد. ترجمه‌ي احاديث بيشتر از ترجمه‌ي فارسي مؤيّدالدين محمد خوارزمي رحمه الله اخذ گرديده است.
*


در شرطهای باطن از اعمال دل
443 - حديث " كَمْ مِنْ قَائِمٍ حَظُّهُ مِنْ صَلاتِهِ التَّعَبُ وَالنَّصَبُ "
** أخرجه النسائي من حديث أبي هريرة " رب قائم ليس له من قيامه إلا السهر " ولأحمد " رب قائم حظه من صلاته السهر " وإسناده حسن .

بسیار نماز کننده است که نصیب وی از نِصاب نماز جز تعب و نَصَب نیست.
(آن را نسائي از حديث أبي هريرة بدینگونه روایت کرده است: " رُبَّ قَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ قِيَامِهِ إلا السَّهَرُ " و أحمد آن را بدینگونه آورده است: " رب قائم حظه من صلاته السهر " و إسناد آن حسن است).

444 - حديث " لَيْسَ لِلْعَبْدِ مِنْ صَلاتِهِ إِلاَّ مَا عَقَلَ مِنْهَا "
** لم أجده مرفوعا وروى محمد بن نصر المروزي في كتاب الصلاة من رواية عثمان بن أبي دهرش مرسلا " لا يقبل الله من عبد عملا حتى يشهد قلبه مع بدنه " ورواه أبو منصور الديلمي في مسند الفردوس من حديث أبي بن كعب ولابن المبارك في الزهد موقوفا على عمار لا يكتب للرجل من صلاته ما سها عنه .

(براي بنده آن مقدار از نمازش نوشته مي شود که به آن توجه کرده است.)
(و آن را مرفوع نیافتم و محمد بن نصر مروزي در كتاب الصلاة از روايت عثمان بن أبي دهرش به صورت مرسل آورده است: " لا يقبل الله من عبد عملا حتى يشهد قلبه مع بدنه " و آن را أبو منصور ديلمي در مسند الفردوس از حديث أبي بن كعب روایت کرده است و ابن مبارك در الزهد آن را موقوف بر عمار [بن ياسر] به صورت: " لا يُكْتَبُ لِلرَّجُلِ مِنْ صَلاتِهِ مَا سَهَا عَنْهُ "آورده است.)

445 - حديث " المصلِّي يُناجي ربَّهُ "
** متفق عليه من حديث أنس .

نمازگزار با پروردگارش راز و نياز مي‏كند.
(متفق عليه از حديث أنس [بن مالك].)

446 - حديث " إِنَّ الْعَبْدَ لَيُصَلِّي الصَّلاةَ لا يكْتَبُ لَهُ سُدُسُهَا وَلا عُشْرُهَا وَإِنَّمَا يُكْتَبُ لِلْعَبْدِ مِنْ صَلاتِهِ مَا عَقَلَ مِنْهَا "
** أخرجه أبو داود والنسائي وابن حبان من حديث عمار بن ياسر بنحوه .

بنده نماز گزارَد و سدس و عشر آن نماز برای وی ننویسند؛ و برای بنده از نماز وی ننویسند مگر آنچه از آن بداند.
(آن را أبو داود و نسائي و ابن حبان از حديث عمار بن ياسر به مانند آن روایت کرده اند.)

447 - حديث " إِنِّي نَسِيتُ أَنْ أَقُولَ لَكَ أَنْ تُخَمِّرَ القِدْرَ الَّذِي فِي البَـيْتِ "
** أخرجه أبو داود من حديث عثمان الحجبي وهو عثمان بن طلحة كما في مسند أحمد ووقع للمصنف أنه قال ذلك لعثمان بن أبي شيبة وهو وهم .

پیغامبر – علیه الصلوة و السلام – عثمان شیبه را گفت که من فراموش کردم که تو را بگویم تا دیگی را که در خانه است بپوشی، چه نباید که در خانه چیز باشد (که مردمان را از نماز ایشان مشغول کند).
(آن را أبو داود از حديث عثمان الحجبي روایت کرده است و او همان عثمان بن طلحة است همانگونه که در مسند أحمد آمده است و مصنف اینگونه تصور کرده که پیغامبر – علیه الصلوة و السلام – آن سخن را به عثمان بن أبي شيبة گفته است و لی این وهم و اشتباه است).

448 - حديث " نزع الخميصة[1] وقال ائتوني بأنبجانية[2] أبي جهم "[3]
** متفق عليه من حديث عائشة وقد تقدم في العلم .

پیغامبر – علیه السلام – لباس نقش داری [را که بر تن داشت] را در آورد و فرمود: لباس خشن و بي نقش و نگار أبي جهم را براي من بياوريد.
(متفق عليه از حديث عائشة و در قسمت العلم شرح آن گذشت.)

449 - حديث " أمره بنزع الشراك الجديد ورد الشراك الخلق إذ نظر إليه في صلاته "
** أخرجه ابن المبارك في الزهد من حديث أبي النضر مرسلا بإسناد صحيح .

آمده است که: (پیامبر صلی الله علیه وسلم نماز می خواندند که بند کفششان پاره شد و اصحاب آنرا با یک بند جدید وصل کردند)، هنگامی که در حین نماز خواندن آنرا نگاه کردند (نمازشان که تمام شد) امر نمودند تا آن بند جدید را بیرون آورند و همان بند کهنه را وصل کنند.
(آن را ابن مبارك در الزهد از حديث أبي النضر به صورت مرسل با اسناد صحيح آورده است.)

450 - حديث " احتذى نعلا فأعجبه حسنها فسجد وقال : تواضعت لربي عز وجل كي لا يمقتني ، ثم خرج بها فدفعها إلى أول سائل لقيه ، ثم أمر عليا رضي الله عنه أن يشتري له نعلين سبتيتين جرداوين فلبسهما "
** أخرجه أبو عبد الله بن حقيق في شرف الفقراء من حديث عائشة بإسناد ضعيف .

[آمده است که پیغامبر – علیه السلام –] نعلین در پای کرد و خوبی آن وی را خوش آمد. پس سجده کرد و گفت: پرورگار خود را فروتنی کردم باشد که بر من خشم نگیرد. پس آن را بیرون آورد، و اول سائلی که وی را دید به وی داد. و علی را – رضی الله عنه – فرمود تا نعلین از پوست گاو پیراسته ی بی موی برای وی بخرد. پس آن را در پای کرد.
(آن را أبو عبد الله بن حقيق در شرف الفقراء از حديث عائشة به إسناد ضعيف روایت کرده است.)

451 - حديث " رميه بالخاتم الذهب من يده وقال : شغلني هذا نظرة إليه ونظرة إليكم "
** أخرجه النسائي من حديث ابن عباس بإسناد صحيح وليس فيه بيان أن الخاتم كان ذهبا ولا فضة إنما هو مطلق .

[آمده است که پیغامبر – علیه السلام –] در دست انگشتری زر داشت – پیش از تحریم زر – و او بر منبر بود، انگشتری را بینداخت و گفت: یک نظر سوی او و یک نظر سوی شما.
(آن را نسائي از حديث ابن عباس به إسناد صحيح آورده است ولی در آن بيان نشده که انگشتری طلا یا نقره است و فقط به صورت مطلق انگشتری ذکرده است)

452 - حديث " إن أبا طلحة صلى في حائط له فيه شجر فأعجبه دبسى [دبسي ؟ ؟ ] طائر في الشجر يلتمس مخرجا فأتبعه بصره ساعة ثم لم يدر كم صلى ؟ فذكر لرسول الله صلى الله عليه وسلم ما أصابه من الفتنة ثم قال : يا رسول الله هو صدقة فضعه حيث شئت "
** أخرجه في سهوه في الصلاة وتصدقه بالحائط مالك عن عبد الله بن أبي بكر أن أبا طلحة الأنصاري فذكره بنحوه .

و آمده است که طلحه – رضی الله عنه – حایطی (=حیاط) داشت با درختان، در آن نماز می گزارد و موسیچه ای بر درختی بپرید، از آن مَخرَج می جُست، و آن، او را خوش آمد. ساعتی نظر او بدان مشغول شد و ندانست که چند رکعت گزارد. و آن فتنه که به وی رسیده بود در خدمت پیغامبر عرضه داشت و گفت: یا رسول الله آن حایط را صدقه کردم، در هر مصرفی که خواهی خرج فرمای.
(این حدیث را در سهو نماز و صدقه دادن حیاطش روایت کرده است، و آن را مالك از عبد الله بن أبي بكر نقل کرده که أبا طلحة الأنصاري شبیه آنرا ذکر کرده است).




[1] خمیصه . [ خ َ ص َ ] (ع اِ) گلیم سیاه مربع هردو سر علم . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). ج ، خمائص . گلیم منقش . (دهخدا).
[2] انبجانیة. [ اَم ْ ب َ نی ی َ ] نوعی پارچه ٔ پشمی ضخیم و کرک دار. (از دزی ج 1 ص 39). مؤید الدین محمد خوارزمی مترجم احیاء می گوید: انبجانی و منبجانی، به فتح با، گلیمی باشد منسوب به مَنبِج، به کسر باء؛ و منبج شهری است از شهرهای شام. (ترجمه فارسی احیاء)
[3] این حدیث در صحیح امام بخاری رحمه الله بدینگونه آمده است: حدَّثَنا أَحمدُ بنُ يونُسَ قال: حدَّثَنا إِبراهيمُ بنُ سَعدٍ قال: حدَّثَنا ابنُ شِهابٍ عن عُروَةَ عن عائشةَ : «أن النبيَّ صلى الله عليه وسلّم صَلَّى في خَميصةٍ لها أعلامٌ فنَظَر إِلى أعلامِها نَظرةً، فلما انصرفَ قال: اذهَبوا بخَميصَتي هذِهِ إِلى أَبي جَهْمٍ وائْتوني بأَنْبجانيةِ أبي جَهم، فإنها ألهَتْني آنِفاً عن صلاتي». وقال هِشامُ بنُ عُروَةَ عن أبيهِ عن عائشةَ: قال النبيُّ صلى الله عليه وسلّم: «كنتُ أَنظُرُ إِلى عَلَمِها وأنا في الصلاةِ فأخافُ أنْ تَفْتِنني».
عايشه رضي ‏الله‏ عنها مي‏فرمايد: نبي اكرم صلى الله عليه وسلّم در لباسي كه داراي نقش و نگار بود، نماز خواند. و نظرش به نقشهاي آن، افتاد. پس از اتمام نماز، فرمود: «اين چادر را به ابوجهم بدهيد و چادر خشن و بي نقش و نگار او را براي من بياوريد. زيرا هم اكنون، اين نقش و نگارها، توجه مرا از نماز، بسوي خود جلب كرد».


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه