منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 299
بازديد کل : 2563455
 
   
مهدي در دنيا حكومت ميكند يا خير؟ هنگام ظهورش قيامت مي آيد؟
صاحب اثر: نوار اسلام   تاريخ درج مقاله:2012-07-05  تعداد بازديد:407
در مورد مهدي بايد بدانيد که در برابر آن احاديث صحيح بسياري وجود دارد که اسناد قسمت عمده آنها صحيح است. حديث ابن مسعود- رضي الله عنه – که مرفوع است مي فرمايد: " لو لم يبق من الدنيا إلا يوم لطول الله ذلك اليوم ، حتى يبعث فيه رجلاً مني أو من أهل بيتي ، يواطيء اسمه اسمي ، واسم أبيه اسم أبي ، يملأ الأرض قسطاً وعدلا كما ملئت ظلماً وجوراً." (أبو داود (2/207) ، وترمذي ، وأحمد ، وطبراني در الكبير والصغير ، وأبو نعيم در " الحلية " ، وخطيب بغدادي ...

 

شماره فتوى 3259

در مورد مهدي بايد بدانيد که در برابر آن احاديث صحيح بسياري وجود دارد که اسناد قسمت عمده آنها صحيح است.

حديث ابن مسعود- رضي الله عنه – که مرفوع است مي فرمايد: " لو لم يبق من الدنيا إلا يوم لطول الله ذلك اليوم ، حتى يبعث فيه رجلاً مني أو من أهل بيتي ، يواطيء اسمه اسمي ، واسم أبيه اسم أبي ، يملأ الأرض قسطاً وعدلا كما ملئت ظلماً وجوراً." (أبو داود (2/207) ، وترمذي ، وأحمد ، وطبراني در الكبير والصغير ، وأبو نعيم در " الحلية " ، وخطيب بغدادي در" تاريخ بغداد " از طريق زر بن حبيش از ابن مسعود . وترمذي مي گويد: " حسن صحيح " وذهبي : " صحيح " وابن ماجة (2/517) از علقمة از ابن مسعود وسند آن حسن است) يعني: {اگر از عمر دنيا جز روزي نماند خداوند آن را آن اندازه طولاني مي گرداند که در آن مردي از نسل من يا از نسل اهل بيت من در آن قيام کند اسمش موافق اسم من و اسم پدرش موافق اسم پدرم مي باشد. زمين را پر از عدل و داد مي کند همانگونه که پر از ظلم و ستم بود.}
حديث ديگري که از ابو سعيد خدري به دو طريق روايت شده که اولي را ترمذي و ابن ماجه و حاکم و احمد استخراج کرده اند و ترمذي آن را حسن مي داند و حاکم آن را به شرط مسلم صحيح مي داند و ذهبي نيز با او موافق است و واقعيت نيز همانگونه است که فرموده اند، طريق ديگري را ابوداود و حاکم كه آن را صحيح مي دانند، استخراج کرده اند و سند آن حسن است.( شيخ الباني رحمه الله در مجلة المتمدن الاسلامية«22/642-646»
صديق خان در الاذاعه مي گويد: احاديث در مورد مهدي به طرق مختلف قطعاً بسيار زياد است که آن را به حد تواتر رسانده است در سننها و مسندها و معجمها موجود است و ابن خلدون سخن را در آن بسيار طولاني کرده است.
پس صديق خان مي گويد: احاديث مهدي بعضي صحيح و بعضي از آنها ضعيف مي باشند و در طول زمان جريان آن بين عموم اهل اسلام مشهور شده است. و آن اين که حتماً در آخر زمان مردي از اهل بيت نبي ظهور مي کند که مؤيد دين خواهد بود . عدل را حاکم و مسلمانان وي را اطاعت خواهند کرد و بر تمام ممالک اسلامي تسلط خواهد يافت واسم آن مهدي است. و همزمان با او خروج دجال و شرط هاي برپايي قيامت همانگونه که در صحيح آمده روي خواهد داد و عيسي بعد از آن نازل مي شود ودجال را به قتل مي رساند و در نماز به مهدي اقتدا مينمايد احاديث دجال و عيسي نيز همچنين در حد تواتر ميباشد و انکار آن جايز نيست، قاضي علامه شوکاني – رحمه الله – نيز آن را بيان داشته است چنانکه در توضيح احاديث متواتر در مورد مهدي و دجال و مسيح آورده و مي گويد: احاديث وارده در مورد مهدي که امکان اطلاع از آن باشد به پنجاه حديث مي رسد که در آن احاديث صحيح، حسن و ضعيف قابل جبران موجود است و بدون شک در حد تواتر مي باشد و هيچ شبهه اي در آن نيست و بر اساس تمام اصطلاحات وارده در اصول وصف تواتر بر چيزهايي که خيلي در مرتبه پايين تر از آن وجود دارد صادق مي باشد. و آثار رسيده از اصحاب در مورد مهدي نيز بسيار صريح و زيادند و در مرتبه مرفوع بودن قرار دارند چون مجالي براي اجتهاد در آنها نيست. ( شيخ الباني رحمه الله در مجلة المتمدن الاسلامية«22/642-646»)

والله اعلم
وصلي الله وسلم علي محمد و علي آله و اتباعه الي يوم الدين
سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت
IslamPP.Com

آيا احاديثي که در مورد ظهور مهدي موعود در بعضي مناطق مثل خراسان آمده اند صحيح مي ‏باشند؟
شماره فتوى 4336

در مورد اين سه حديث چند سؤال داشتم:
(22010) ـ حدّثنا عبد الله حدَّثني أبي حدثنا وكيع عن شريك عن علي بن زيد عن أبي قلابة عن ثوبان قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلّم: «إذا رأيتم الرايات السود قد جاءت من قبل خراسان فأتوها فإن فيها خليفة الله المهدي» مسند امام احمد
(22636) ـ حدّثنا عبد الله حدَّثني أبي حدثنا الحسن بن يحيى ـ من أهل مرو ـ حدثنا أوس بن عبد الله بن بريدة قال: أخبرني أخي سهل بن عبد الله عن أبيه عن جده بريدة قال: سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلّم يقول: «ستكون بعدي بعوث كثيرة، فكونوا في بعث خراسان ، ثم انزلوا مدينة مرو فإنه بناها ذو القرنين ودعا لها بالبركة، ولا يضر أهلها سوء» سنن ترمذي
(2306) ـ حدَّثنا قُتَيْبَةُ، حدثنا رِشْدِينُ بنُ سَعْدٍ، عن يُونَسَ عن ابنِ شِهَابٍ الزُّهْرِيِّ عن قَبِيصَةَ بنِ ذُوَيْبٍ عن أَبي هُرَيْرَةَ قَالَ ،: قَالَ رَسُولُ الله: «يَخرُجُ مِنْ خُراسَانَ رَايَاتٌ سُودٌ لا يَرُدُّهَا شَيْءٌ حَتَّى تُنْصَبَ بِإِيِليَاءَ»
1- اين احاديث چقدر صحيح هستند؟ (با توجه به اينکه اصطلاحات علم حديث را بلد نيستم از شما مي خواهم که به زبان ساده پاسخ دهيد).
2- آيا افغانستان جزءي از خراسان محسوب مي شود؟

الحمدلله،
اين احاديث اشاره دارد به ظهور مهدي در آخرالزمان، بعنوان مثال حديث اولي که در سوال آمده است :
«اذا رأيتم الرايات السود قد جائت من قبل خراسان فأتوها فان فيها خليفة الله المهدي».
يعني:«هنگامي که پرچمهاي سياه از جانب خراسان به اهتزاز درآمد به سوي آنها بشتابيد که خليفه خدا مهدي در ميان آن است».
و همينطور دو حديث ديگر نيز به همين موضوع اشاره دارد.
ولي حقيقت اينست که علاوه بر سه حديث اشاره شده در متن سوال، احاديث فراوان زيادي در همين ارتباط در کتب اهل سنت وارد شده است ، که علما در مورد صحت آنها مناقشات زياد و طاقت فرسايي دارند. و اين امر شايد براي کساني که زياد با احاديث و علوم آن آشنايي ندارند قابل درک نباشد.
ولي بنظر مي رسد که اکثر آن احاديث ضعيف و دروغ باشند و لذا مثلا حديث فوق را محدث نامي قرن جناب شيخ ناصرالدين الباني رحمه الله ضعيف مي داند.( ضعفه الألباني رحمه الله في المشكاة (5461))
و نيز روايت ديگري از امام احمد که آورده است:
«إذا رأيتم الرايات السود قد جاءت من قبل خراسان قأتوها فإن فيها خليفة الله المهدي حتى تنصب مدينة بيت المقدس }(سلسله احاديث ضعيفه شماره 85)
و مشابه حديث دومي در سوال يعني حديث زير را نيز الباني ضعيف مي داند (سلسله احاديث ضعيفه شماره 4825):
« تخرج من خراسان رايات سود لا يردها شيء حتى تنصب بإيلياء »
و نيز حديث ديگري که مي گويد: «چون پرچم‌هاي سياه را که از طرف خراسان حرکت مي‌کند ديديد بيائيد نزد او و اگرچه با زانو و روي برف باشيد زيرا او خليفه الله و مهدي است.»
يکي از محدثان معاصر بنام عبدالله السعد مي گويد:" احاديثي که در مورد پرچم سياه وارد شده اند همگي از احاديث جعل شده توسط خلفاي بني عباس است"
لذا بنا به راي ارجح محدثين اين احاديث صحيح نيستند و لذا نمي توان بدانها استناد کرد.( چنانکه شيخ محدث عبدالعزيز بن مرزوق الطريفي اظهار مي دارد و ادامه مي دهد:) البته احاديث ديگري هستند که اشاره دارد به اينکه مهدي در مکه متولد يا ظهور مي يابد که علما آن احاديث را نيز صحيح نمي دانند .و صحيح آنست که خبر مکان انقلاب مهدي صحيح نيستند. (منبع: سايت اهل حديث)

اما عقيده اهل سنت در مورد مهدي:
و او مردي از اهل بيت است و هنوز متولد نشده است و هنگامي بدنيا مي آيد در حاليكه زمين پر از ظلم و ستم است از عدل و داد پر مي نمايد. اسمش موافق اسم پيامبر صلي الله عليه وسلم و اسم پدرش موافق اسم پدر پيامبر صلي الله عليه وسلم است. ابوداود و ترمذي از عبدالله بن مسعود رضي الله عنه روايت مي كنند كه پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمود:«لَا تَذْهَبُ الدُّنْيَا حَتَّى يَمْلِكَ الْعَرَبَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي يُوَاطِئُ اسْمُهُ اسْمِي وَاسْمُ أَبِيهِ اسْمُ أَبِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطًا وَعَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْمًا وَجَوْرًا» سنن أبي داود 4 / 306 (4282)
«دنيا به پايان نمي‌رسد تا اينکه مردي از اهل بيتم که هم اسم من و اسم پدرش هم اسم پدر من است حکومت عرب را بدست گيرد و زمين را همانگونه كه پر از ظلم و ستم شده پر از عدل و داد مي كند.».
علامه محمد صالح ابن عثيمين در مورد سوالي (آيا احاديثي که در باره ي خروج مهدي وارد شده اند صحيح هستند يا خير؟) چنين مي فرمايد:
"احاديث وارد شده در مورد مهدي به چهار نوع تقسيم مي شوند:
قسم اول) احاديث دروغ.
قسم دوم)احاديث ضعيف.
قسم سوم) احاديث حسن که بدليل اينکه طرق روايت آنها زياد است به مرتبه صحت رسيده اند يعني (صحيح لغيره ) مي باشند.
و برخي از علما گفته اند که در ميان آن احاديث حسن، احاديثي وجود دارند که صحيح لذاته ( که مرتبه بالاتر از صحيح لغيره است) مي باشد و اين قسم چهارم را تشکيل مي دهند.
اما مهدي گمان شده اي که گفته مي شود در سرداب در عراق است وجود ندارد زيرا اين گفته اصلي ندارد و اين جزو خرافات است که حقيقتي ندارد، اما آن مهدي که احاديث در مورد آمدنش به اثبات رسيده اند، در واقع مردي است از بني آدم و در وقت خود ( که الله مي داند) متولد مي شود و همچنين در وقت خود قيام مي نمايد، و اين ماجراي مهدي است که انکار اين واقيت بطور مطلق، خطاست چنانکه اثبات آن بطور مطلق، خطاست، پس اين به چه معني است؟
اثبات مهدي بگونه ايکه گفته شود؛ او در سرداب (عراق) است، خطاست، زيرا اعتقاد به مهدي که پيامبر صلي الله عليه وسلم بدان خبر داده است و احاديث زيادي در مورد آن وارد شده ( به اين طريق صحيح است) که او در وقت خود متولد مي شود و در وقت خود نيز قيام مي نمايد و اين شيوه اثبات کردن در مورد مهدي حق است.(مصدر الفتوى: مجموع فتاوى ورسائل فضيلة الشيخ محمد صالح العثيمين - (ج 2/ ص 11 ـ 12) ) رقم الفتوى في مصدرها: 138().
منظور جناب شيخ اينست که؛ آنچه که در مورد مهدي مي توان اعتقاد داشت اينست که او در زماني که الله تعالي تعيين کرده متولد مي شود و در زماني که مناسب است قيام مي نمايد و ما نبايد به محل قيام او اشاره کنيم زيرا تعيين محل قيام او اشتباه است چرا که احاديث وارده در اين باب قابل استناد نيستند، لذا ما عقيده داريم که آري کسي بنام مهدي که او بشري مانند بقيه است روزي در جايي که جز الله نم يداند ظهور و متولد مي شود و سپس در موعد خود قيام مي کند و بيشتر از اين جايز نيست که در مورد مکان و محل و زمان ولادت آن قيل و قال شود.

والله اعلم
وصلي الله وسلم علي محمد و علي آله و اتباعه الي يوم الدين
سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت
IslamPP.Com

تفاوت عقيده اهل سنت و تشيع در مورد مهدي ‏
شماره فتوى 5105

بر طبق عقيده ي اهل سنت، در آخر زمان شخصي هم اسم نام پيامبر صلي الله عليه وسلم بنام محمد مهدي متولد خواهد شد که رهبري مسلمانان جهان را بدست خواهد گرفت و با کفار خواهد جنگيد تا حکومت اسلامي را بر دنيا مسلط گرداند. اما شيعه معتقد است که مهدي قبلا و تقريبا 1200 سال قبل متولد شده است که پدر او يکي از اهل بيت بنام حسن عسکري رحمه الله است و چند سال پس از تولد غيب شده است و الان منتظر هستند تا او ظهور کند.
اما قطعا اين عقيده باطل است، زيرا هرگز امام حسن عسکري فرزندي بنام مهدي نداشته است و چنين ادعايي ثابت نشده است، و اگر هم مي داشت هيچکس نمي تواند غيب شود و لازمه ي غيب شدن فردي اينست که با وحي در ارتباط باشد که در آنصورت خاتميت پيامبر صلي الله عليه وسلم زير سوال خواهد رفت.
بنابراين اين اعتقاد شيعه باطل است. لطفا به فتاواي (4102) و مقالات (مقاله یک / مقاله دو) در سايت اسلام تکس مراجعه کنيد.

وصلي الله وسلم علي محمد وعلى آله وأصحابه والتابعين لهم بإحسان إلى يوم الدين
سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت
IslamPP.Com

آيا آيه (ان الارض يرثها عبادي الصالحون) دلالت بر ظهور مهدي دارد؟
شماره فتوى 5463

براساس عقيده ي اهل سنت و جماعت، مهدي ظهور نمي کند بلکه متولد مي شود، اگر بگوييم ظهور مي کند در حقيقت قائل بر غيبت او شده ايم در حاليکه اين ادعاي اهل بدعت است. در اين مورد به فتواي (5105) مراجعه کنيد.
اما در مورد اين آيه ي مبارکه مي فرمايد:
« وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»(انبياء 105)
مفسرين در مورد آن مي نويسند:
"اما وعده‌اي‌ كه‌ در دنيا به‌ آنان‌ داده‌ شده‌ بود چنين‌ بود: «و در حقيقت‌ در زبور بعد از ذكر نوشتيم‌» زبور: كتاب‌ داوود عليه السلام، يعني‌ همان‌ كتاب‌ مزامير است‌ و ذكر در اينجا همان تورات‌ است‌. آري‌! در زبور و تورات‌ نوشتيم: «كه‌ زمين‌ را بندگان‌ شايسته‌ من‌ به‌ارث‌ مي‌برند» به‌ قولي: مراد از زمين،‌ بهشت‌ است‌، به‌دليل‌ اين‌ فرموده‌ خداي‌ سبحان: « وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ» : (و بهشتيان‌ گويند: سپاس‌خدايي‌ را كه‌ وعده‌اش‌ را بر ما راست‌ گردانيد و زمين‌ را به‌ ما ميراث‌ داد) «زمر/74». به‌قولي‌ ديگر: مراد سرزمين‌ مقدس‌ شام‌ بزرگ‌ است‌ كه‌ شامل‌ سوريه‌، فلسطين‌، لبنان‌ و اردن‌ فعلي‌ مي‌شود. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «چون‌ اهل‌ شام ‌فاسد شوند، ديگر در شما خيري‌ نيست‌». به‌قولي ‌ديگر: اين‌ مژده‌اي‌ است‌ براي ‌امت‌ محمد صلي الله عليه وسلم به‌ وراثت‌ سرزمين‌هاي‌ كفار." (انوارالقرآن)
و علامه عبدالرحمن سعدي در تفسير آن مي نويسد:
"(وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ) منظور از زبور کتابهاي نازل شده چون تورات و امثال آن است. (مِن بَعْدِ الذِّكْرِ ) يعني بعد از آنکه آن را در لوح محفوظ نوشتيم که همۀ تقديرات الهي در آن نوشته شده است، در کتابهاي نازل شده بر پيامبران نوشتيم که (أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ ) بندگان شايستۀ من وارث سرزمين بهشت مي شوند؛ کساني که به آنچه خداوند دستور داده است عمل کرده و از آنچه نهي کرده است پرهيز نموده اند. پس خداوند آنها را وارث بهشت مي گردنند. مانند گفتۀ اهل بهشت که مي گويند: (الحمدالله الذي صدقنا وعده و اورثنا الارض نتبوا من الجنه حيث نشاء) سپاس خداوندي را که وعده اي که به ما داده بود راست گرداند و ما را وارث زمين نمود و در هر مکان از بهشت که بخواهيم جاي مي گيريم.
و احتمال دارد که منظور جانشين شدن و به دست گرفتن قدرت در زمين باشد، و اينکه خداوند صالحان را در زمين قدرت مي دهد و آنان را حاکم مي گرداند. مانند فرموده خداوند: (وعدالله الذين ءآمنوا منکم و عملوا الصلحت ليستخلفنهم في الارض کما استخلف الذين من قبلهم) (نور 55) خداوند به کساني از شما که ايمان آورده و عمل صالح انجام داده اند وعده داده است که آنها را در زمين جانشين خواهد کرد، همچنانکه کساني را که پيش از ايشان بوده اند در زمين جانشين کرد."
با توجه به فرموده ي علماي تفسير، اين آيه مربوط به مهدي نمي شود، ولي با توجه به اينکه يکي از اقوال اينست که منظور از آيه به قدرت رسيدن صالحان بر روي زمين است، و بر طبق عقيده ي اهل سنت در آخر الزمان مهدي متولد شده که او فردي صالح است و عيسي عليه السلام ظهور مي کند، و آنها رهبري مسلمانان را برعهده ي ميگيرند و دجال را مي کشند، لذا احتمال اينکه منظور به قدرت رسيدن صالحان در زمان مهدي و عيسي عليه السلام باشد نيز وجود دارد، والله اعلم.

وصلي الله وسلم علي محمد وعلى آله وأصحابه والتابعين لهم بإحسان إلى يوم الدين
سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت
IslamPP.Com

ماه رمضان نزدیک است، بمن بگویید وقت افطار شیعه درست است یا اهل سنت؟

شبهه شیعه:
امامیه همانند سایر فرق اربعه اهل سنت می گوید که به مجرد مخفی شدن و سقوط قرص خورشید (به تمامه)، غروب محقق می شود. اما حرفشان این است که به مجرد پنهان شدن خورشید از چشم، غایب شدن خورشید دانسته نمی شود بلکه آن زمان که سرخی مشرقیه (سرخی که در سمت مشرق بعد از پنهان شدن خورشید نمایان است) از بالای سر انسان گذشت، می توانیم بگوییم خورشید غایب گشته است و لذا یقین پیدا می کند که وقت داخل شده است. اما اهل سنت صرف پنهان شدن قرص را کافی می دانند.
شیعیان وقت افطار را ذهاب حمره مشرقیه (از بین رفتن سرخی آسمان در قسمت شرق) می‌دانندو این بدان خاطر است که آیه” أَتِمُّوا الصِّیامَ إِلَی اللَّیْلِ“ سوره بقره، آیه 187 - وقت افطار را شروع شب می‌داند. پس تا مطمئن به حلول شب نشده نمی‌توان افطار کرد، ولی اهل سنت جائی برای احتیاط باقی نگذاشته‌اند و برای اطمینان از صحت روزه‌شان این دقائق اندک بین غروب خورشید و ذهاب سرخی مشرق را صبرنمی‌کند به هر حال گویا شکم پرستی بیشتر از خدا پرستی برایشان ارزش دارد!!!

پاسخ اهل سنت :
روش سنی ها مطابق قرآن است و روش شیعه ها آزار دادن مسلمانان است.
باید بدانیم که شیعه برای متقی جلوه دادن خود ،از کیسه حاتم طایی ، بذل و بخشش میکند ! این یعنی چه ؟ یعنی اینکه روزه یک عبادت پنهانی است و این تنها عبادتی است که براحتی میتوان انجامش نداد و در حالیکه عبادات دیگر ظاهر میشوند مثلا منافق مجبور است نماز بخواند، حج برود تا مسلمانی خود را ثابت کند اما میتواند هر روز روزه بخورد و در همان حال تظاهر به روزه داری کند، لذا علمای سوء شیعه ( همانها که فقه شیعه را نوشتند ) چون خودشان روزه نمیگرفتند ، لذا بر روزه داران کار را سخت کردند.
حالا در مغرب، شاید بهانه دارند و تا غروب کامل صبر میکنند صبح دیگر چه بهانه ای دارند که هنوز آثاری از سپیده نیست، پیروان خود را امر به امساک میکنند ؟!!
این مردمان متقی!! با این همه تقوی ! پس چرا وقتی به مساله زن میرسند، از هول حلیم در دیگ میافتند و جماع همزمان با چند زن و صیغه کردن هزار زن را همزمان و غیر همزمان حلال میدانند و اینجا احتیاط یادشان نمیاید؟!
چون این پنهان شدنی نیست ! مثل روزه خواری مخفیانه نمیتوانند بخورند!
زیرا اینجا مخفی کاری ممکن نیست.
اما در روزه قوانین سخت وضع کردن، ضرری به آنها نمیزند.
خب پس دیدید که اینها از حساب حاتم طایی ( عوام شیعه ) بخشش میکنند تا خود را متقی تر از سنی جلوه دهند
اما دلایل قرانی در رد عقیده آنها :
الَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ ﴿۲۹﴾ لقمان
(آیا ندیدی که خداوند شب را در روز، و روز را در شب داخل می‌کند،)
پس چیزی نامش شب است که دارد داخل روز میشود تا آن را محو کند پس وقتی الله میگوید:
” أَتِمُّوا الصِّیامَ إِلَی اللَّیْلِ“ سوره بقره، آیه 187
منظورش همین لیل است که دارد داخل روز میشود پس وقتی این لیل محترم را دیدیم، دیگر چه معنی دارد که صبر کنیم تا این لیل کاملا در روز داخل شود؟ قرآن که این را نفرموده که شما صبر کنید تا روز کاملا پنهان شود.
پس این یک احتیاط شیطانی و غیر لازم است .
شیعه ها با عوض کردن قوانین به اسلام خندیده اند.
با آنکه رسول الله عادت داشتند تا روزه را با یک شیرینی ( خرما ) افطار کنند شیعه؛ برعکس؛ اصرار دارد که روزه را با نمک افطار کند!! که امروز ثابت شده این خیلی مضر است و بر عکس ثابت شده که گشودن روزه با خرما بینهایت مفید است .
پس روز با شروع روز شروع میشود ولو که هنور انطرف آسمان تاریک باشد
و شب با شروع شب شروع میشود هرچند که طرف دیگر آسمان، روز باشد
رسول الله فرمودند که در افطار عجله کنید و سحری را دیرتر بخورید و این عمل را از نشانه های درستی ایمان یک مسلمان دانستند
این خود یک معجزه رسول است زیرا شیعه خلاف عمل میکند و ما میدانیم شیعه با این شرکی که به آن گرفتار است در شر است نه در خیر
و حیرت آور اینکه، سنیانی که تمایل به بدعت و شرک دارند نیز در وقت افطار عجله نمیکنند بلکه با تاخیر افطار میکند
که این نشانه تسلط شیطان و بوسوسه انداختن آنهاست

و این هم حدیث های در این باره :
قال صلى الله عليه وسلم: لا يزال الناس بخير ما عجلوا الفطر. متفق عليه
رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود:
مردم در عافیت هستند تا وقتی که در خوردن افطار عجله کنند
[ كان إذا كان صائما أمر رجلا فأوفى على نشز فإذا قال : قد غابت الشمس أفطر ] . ( صحيح ) .رواه حاکم
رسول الله وقتیکه روزه میبودند وقت افطار مردی را بر بالای بلندی میفرستادند وقتی ان مرد میگفت خورشید پنهان شده پس فورا افطار میکردند.
در یک روایت دیگر نوشته شده که رسول الله بمردی میگوید افطاری مرا آماده کن او میگوید یا رسول الله اگر صبر میکردی تا شب میشد !!!
دارد برسول دین را یاد میدهد !
پس همیشه احتیاط در کاری، الهی نیست میتواند وسوسه شیطان باشد !
راه نجات ، فقط در پیروی از قران و رسول الله صلي الله عليه وسلم است .


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه