منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 839
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 286
بازديد کل : 2423302
 
   
کتاب هاي آسماني جهاني بودند
صاحب اثر: محمد باقر سجودی   تاريخ درج مقاله:2012-06-29  تعداد بازديد:386
به زبانی دیگرازابتدای خلقت نامه خالق به مخلوق قومی نبود، بلکه جنبه عمومی یا ‏جهانی داشت، شکّی نیست که همه پیامهای آفرینش از ابتدا در اصل «توحید ‏مداری و گریز از شرک» جهانی بوده، ولی در برخی از احکام شرعی اختلافات جزئی ‏ابلاغ شده بود، و پس از تحریف کتب قبلی و پایان یافتن دوران فرستادن انبیاء، ‏آخرین پیام تضمین شده که همه پیامهای قبلی را هم درخود جای داده بود به ‏انسان ابلاغ شد. چون قرآن آمد در حقیقت همه کتب آسمانی انبیاء گذشته ‏بار دیگر در یک کتاب گشوده...

به زبانی دیگرازابتدای خلقت نامه خالق به مخلوق قومی نبود، بلکه جنبه عمومی یا ‏جهانی داشت، شکّی نیست که همه پیامهای آفرینش از ابتدا در اصل «توحید ‏مداری و گریز از شرک» جهانی بوده، ولی در برخی از احکام شرعی اختلافات جزئی ‏ابلاغ شده بود، و پس از تحریف کتب قبلی و پایان یافتن دوران فرستادن انبیاء، ‏آخرین پیام تضمین شده که همه پیامهای قبلی را هم درخود جای داده بود به ‏انسان ابلاغ شد. چون قرآن آمد در حقیقت همه کتب آسمانی انبیاء گذشته ‏بار دیگر در یک کتاب گشوده شد و قدرت تحریف و تغییر از علمای دکاندار ‏سلب گردید. ‏
متأسفانه هرگاه از دین اسلام سخن گفته می شود اکثراً تصوّر می کنند مقصود دین ‏مسلمانان یا پیروان حضرت محمّد (صلی الله علیه وسلم) است، درحالی که کمتر کسی می داندکه اسلام ‏دین مشخص شده خدای تعالی برای اوّلین انسان تا پایان جهان است . ‏
قال الله تعالی : خدای تعالی فرمود.‏
وَمَن یبْتَغِ غَیرَ الْإِسْلاَمِ دِیناً فَلَن یقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِین
‎.‎
یعنی: هر كس دین دیگری جز اسلام بجوید هرگز از او پذیرفته نیست و او درآخرت ‏اززیانكاران است.(آل عمران/84) ‏
یعنی هرکس دینی غیرازدین و آئین ابلاغ شده الهی آئین دیگری را ‏برگزیند از اوپذیرفته نشود.‏
‏ ازآنجائی که نام دین خدای تعالی اسلام است ، تمام پیامبرانی هم كه ازجانب او به ‏رسالت برای راهنمائی انسانها آمده اند ، یـادآور دین اسلام بودند. و خود انبیا فریاد ‏تسلیم دربرابر دین جهانی سر دادند وهیچ کدام ازآن پیامبران الهی، غیرازدین ‏اسلام را تبلیغ نکرده و به مردم هم چیزی جزاسلام ارائه نداده اند. ‏
دین اسلام ازبدو خلقت انسان در فطرت هر انسانی جاسازی شده که همواره از درون ‏اورا به حیاتی جاوید دعوت می كند.‏
برخی ازانسانهای مذهبی بی اطلاع ازقــــــرآن تصوّرمی كنند چون قرآن كریم به زبان عربی نازل شده دیگر ارتباطی به غیرعرب
‎ ‎‏ ندارد! ‏ومی گویند: اسلام دین عربی است ،مربوط به سرزمین عربستان در هزارو ‏چهارصدسال قبل. ما عرب نیستیم ؟ قرآن هم به زبان عربی است نه فارسی !
امّا دراین قضاوت خصمانه نمی توانند بگویند مگر اختراعات و ابزار نوین مرز می ‏شناسند که دریک مکان باقی بمانند ؟برای منطق و علوم و استدلالات حــدی نمی ‏توان قائل شد، نیازهای مادی و معنوی بشردرمیان هرملّتی وبه هرزبانی که باشد ‏هرگاه مبنای علمی و عقلی برپایه استدلال باشد ، مورد استقبال جوامع بشری است.‏
نیازانسان به خدای تعالی هرگز قابل انکارنیست ، زیرابشر ازقوانین نظم به ناظم ‏عالم رسیده ، خدا را خالق خویش و آسمانها و زمین یافته.و هرنعمتی که دارد از ‏لطف وکرم اوست که در قرآن فرموده :‏
وَمَا بِكُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللَّه .. یعنی و هر آنچه از نعمت دارید همه از جانب خداست.(سوره ‏نحل آیه 53 )و بازدر همین سوره نحل آیه 18 فرموده ... وَإِن تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لاَ تُحْصُوهَا ‏إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَّحِیم.‏
یعنی:واگربخواهیدنعمتهای خدا را بشمارید نمي‌توانیدآنها را شمارش نمایید محققاً خدا ‏آمرزنده مهربان است.‏
‏*ـ اصل پیام همان خداشناسی و دینداری است، و آنهم دینی که خود سفارش کرده ‏یعنی دین جهانی اسلام ، یعنی دین تسلیم شدن دربرابرفرامین خدای تعالی ‏است .‏
اگرچه آخرین «آئین نامه» او به زبان عربی یا زبان دیگری باشد ، مثل زبان ‏سازمان ملل متحد، که صدور قطعنامه وقوانین برای همه اعضا لازم الاجراست ، آیا ‏اعضاحقّ اعتراض به زبان خطابه عمومی دارند ؟ ‏
دین اسلام پیام خالق است به مخلوقش انسان،و آنان که پذیرفتند،ازتسلیم ‏شدگان شدندوخداوند نام همه آنان را مسلمان نامید.( هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِینَ ‏مِن قَبْلُ وَفِی هذَا«حج/78» او شمارا پیش از این ، و دراین قرآن مسلمان ‏نامیده)‏
وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ ...‏
ودرباره خدا تلاش کنید، بدانگونه که سزاوار تلاش برای اوست کوشش ‏کنید.(صحبت ازجنگ نیست ، که معمولاً با «سبیل الله» همراه می کند)یعنی ‏کوشش زیاد درمعارف الهی و تبلیع . ‏
‏...هُوَ اجْتَبَاكُمْ ...= او شما را برگزید...
یعنی خداوند مسلمانان یا به عبارت دیگر تسلیم شدگان را برای فهم حقّ و انتخاب ‏صحیح برگزیده وتوفیق عـطا می کند. ‏
‏... وَمَا جَعَلَ عَلَیكُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ ...‏
و دردین برایتان سختی مقرر نکرده( یعنی شریعت مورد نظر خداوند آسان است ، ‏فوق طاقت بشرنیست) ‏
‏... مِّلَّةَ أَبِیكُمْ إِبْرَاهِیم ... آئین پدرتان ابراهیم( را پیروی کنید، ابراهیم هم ‏همین آئین را داشت) ‏
‏...هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِینَ مِن قَبْلُ وَفِی هذَا... اوست که شما را پیش از این ‏ودر این قرآن مسلمان نامیده است .‏
یعنی خداوند همه کسانی را که تسلیم نامه او شده وبه مفادِ آن عمل می کنند، مسلمان نامیده است، قبلاً همین نام بود ، اکنون هم همان است .‏
و حضرت ابراهیم هم درسوره بقره آیه 128 همین درخواست را می کند :‏
رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَینِ لَكَ وَمِن ذُرِّیتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً ...
پروردگارا: ما (دوتن) را مسلمان خویش کن و ازفرزندان ما ، امتی مسلمان پدید آور.‏
فهم دستورخالق با عنوان مالک و مخلوق با عنوان عبد مهم است. مهم نیست دستورات ‏به چه زبانی باشد . ترجمه به هر زبانی نتیجه بخش خواهد بود. قانون ودستورات ‏خدای تعالی در قرآن كریم موافق با عقل و فطرت انسان و برای همه قابل ‏اجرااست.همان گونه که ترس،غم و شادی از غرایز فطری است ، دینداری و کشش ‏به سمت خالق دروجود همه بشرها به ودیعه نهاده شده ، به قول فرید در میان ‏دورترین قبایل آفریقائی هم کشش به سوی خدای تعالی وجود دارد . ‏
لذا یک امر فطری نمی تواند جهانی نباشد ، ودیعه ای دروجود نوع انسان است، ‏اسلام یك دیانت جهانی است كه مورد رضای خدای تعالی است و احكام آن هم در ‏تمام جهان و همه ادوار قابل اجراست ، چه ازنظر اعتقادی و چه ازنظرعملی به شرط ‏آنكه با خرافات و موهومات مذا هب بشری آلوده نشود . ‏
همچنانكه خدای تعالی در سوره یونس آیه 57 و 58 فرموده :‏
یا أیهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُم مَوْعِظَةٌ مِن رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِی الصُّدُورِ وَهُدىً وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ ‏‏(57) ‏
قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْیفْرَحُوا هُوَ خَیرٌ مِمَّا یجْمَعُونَ (58) ‏
یعنی : ای مردم ( جهان )‌ به یقین برای شما موعظتی از جانب مالكتان آمد و شفاء ‏و(درمانی)است برای آنچه ( از دردها و بیماریهایی)كه درسینه‌های شماست و هدایت و ‏رحمتی است برای مؤمنان(ای پیامبر) بگو به فضل خدا و به رحمت اوبایدشادمانی ‏كنندكه آن بهتراست از آنچه(از مال و ثروت ) جـمع می كنید .‏
نکته مهمی راکه باید درنظربگیریم این است که دین اسلام تنها ‏مربوط به مسلمانان نیست که اصولاً دین الهی ی فرستاده شده، برای ‏همه اقوام از آغازخلقت انسان اسلام بوده ، و این مسئله ارتباطی با ‏نزول قرآن درقوم عرب ندارد ، به دلیل اینکه خالق دین را برای ‏مخلوق تشریع كرده است ، همان دینی كه با سرنوشت ابدی انسان ‏ارتباط دارد، و نام آن دین را اسلام گذاشته ... هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِینَ مِن ‏قَبْلُ وَفِی هذَا... اوست که شما را پیش از این ودر این قرآن مسلمان ‏نامیده .‏
و فرموده: إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الْإِسْلاَمُ
‎ …‎‏ یعنی. همانا دین واقعی در نزد خدا اسلام ‏است.(سوره آل عمران آیه 18)‏
زیرا تمام پیامبران الهی از آدم ابوالبشر تا خاتم آنان حضرت محمّد(صلی الله علیه وسلم) همگی یك دینِ ‏به نام اسلام داشتند كه به مردم جهان ارائه كردند، نه دین دیگری. لذا در همین سوره آل ‏عمران آیه 84 فرموده :‏
وَمَن یبْتَغِ غَیرَ الْإِسْلاَمِ دِیناً فَلَن یقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِین .‏
یعنی : و هركس غیر از اسلام دین دیگری(درجهان) اختیار كند ازاو قبول نخواهدشد و ‏او در آخرت از زیانكاران است.‏
ازآنجاکه خداوند می فرماید دینِ در نزد من اسلام است یعنی اشاره به همان راه و ‏روشی می کند كه در نهاد و فطرت انسان از بدوِ تولّد بودیعه نهاده است.‏
مثلاً حضرت موسی نام قوم اویهود ونام دینش اسلام بود،نام پیام ‏آورمسیحیان، مسیح بود، نه نام دینش. و نام آخرین پیام آورمحمّد(صلی الله علیه وسلم)،و ‏نام دینش اسلام بود، نه دین محمّدی.‏
حضرت ابراهیم(علیه السلام) نه یهودی بود و نه نصرانی و نه محمّدی،بلكه مسلمان بوده. ‏چنانچه در سوره آل عمران آیه 66 خداوند فرموده:‏
مَا كَانَ إِبْرَاهِیمُ یهُودِیاً وَلاَ نَصْرَانِیاً وَلكِن كَانَ حَنِیفاً مُسْلِماً وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِین
یعنی: ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی ، بلكه راست گرای مسلمان بود و از مشركین ‏نبود (كه غیر از دین اسلام را بپذیرد).‏
اسلام یعنی تسلیم شدن در برابر حكم خدای تعالی كه خالق آدمیان و فرمانروای كل ‏عالم است. وفریادِ همه پیامبران الهی این بود که مااز مسلمانان،یعنی تسلیم شدگان ‏هستیم .‏
درسوره بقره آیه 136 و 137 خداوند همه پیامبران خود و امتهای آنان رامسلمان نامید و ‏بعد فرمود اگراهل كتاب هم ایمان بیاورندبه دین اسلام ، همانگونه كه شما ایمان ‏آورده‌اید،پس حقیقتاًراه هدایت را پیداکرده اند درغیر این صورت مسلمان نیستند. ‏آیات اینست:‏
قُولُوا آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَینَا وَمَا أُنْزِلَ إِلَى‏ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَاقَ وَیعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ ‏وَمَا أُوتِی مُوسَى‏ وَعِیسَى‏ وَمَا أُوتِی النَّبِیونَ مِن رَبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَینَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ ‏مُسْلِمُونَ فَإِن آمَنُوا بِمِثْلِ مَا آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهتَدَوا .‏
یعنی:بگوئیدبه خدا و آنچه به ما و آنچه به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب ‏واسباط(نوادگان و ذریه یعقوب) فرود آمده و آنچه به موسی و عیسی داده شده و آنچه ‏به پیامبران از جانب پروردگارشان داده شده ایمان داریم و مـــــا میان هیچ كدام از ‏ایشان فرقی نمی گذاریم و ما برای او(خداوند)تسلیم و مسلمان هستیم اگر ایشان ‏هم به مانند آنچه شما به آن ایمان آوردید، ایمان آوردند پس هدایت واقعی را یافته اند ‏و هدایت شده‌اند.(درهمه آیات یادآوری می کند که برای همه یک پیام واحد ‏ارسال شده ، دین اسلام)‏
درسوره زمرآیه11و12پیامبرگـــرامی حضرت محمّد(صلی الله علیه وسلم) اعلام تسلیم شدن به پیام ‏جهانی می کند.‏
قُلْ إِنِّی أُمِرْتُ أَن أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّینَ وَأُمِرْتُ لِأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمِین.‏
یعنی: بگو مرا دستور دادند كه خدا را بپرستم خالصانه او را بندگی و عبادت كنم و به من ‏فرمان داده‌اند كه اوّلین مسلمان باشم.‏
ودرسوره مائده آیه 111 فرموده: حــواریون شاگردان باوفای حضرت عیسی همگی ‏گفتند ما مسلمانیم.‏
وَإِذْ أَوْحَیتُ إِلَى الْحَوَارِیینَ أَنْ آمِنُوا بِی وَبِرَسُولِی قَالُوا آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُون .‏
یعنی: و وقتی كه وحی نمودم به حواریین كه ایمان آورید به من و به رسول ‏من(حواریون) همگی گفتند ایمان آوردیم و خدایا گواه باش به اینكه ما مسلمانیم. (پس ‏در این صورت پیروان واقعی حضرت عیسی مسلمان هستند).‏
درزمان حضرت ”موسی“ ، ساحرانی كه ”فرعون“از سراسر كشور ”مصر“ جمع آوری كرده ‏بود تا با ”موسی“ پیامبر خدا مبارزه كنند وامید به شكست موسی داشت! آن ساحران ‏وقتی فهمیدند كه ”فرعون“ آنها را فریب داده وحقّ با ”موسی“ است، ازتهدید فرعون ‏نترسیدند و به خدای تعالی ایمان آوردند که
رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَینَا صَبْراً وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِین( اعراف/ 126)‏
یعنی: خدایا به ما صبر و شكیبائی عطا فرما و ما را به آئین اسلام بمیران.‏
در سوره حجر آیه 3 فرموده:‏
رُّبَمَا یوَدُّ الَّذِینَ كَفَرُوا لَوْ كَانُوا مِسْلِمِینَ
یعنی:چه بسا كافران آرزوكنندكه ای كاش مسلمان بودند.(یعنی ای کاش ماهم ازتسلیم ‏شدگان به خدا بودیم)‏
بنابراین دینِ به ودیعه گذاشته درفطرت انسانها نمی تواند قومی ‏وراثتی باشد.‏
خدای واحد،دینی جهانی وواحدمی خواهد پیامی واحد درشأن ‏علم اوست،اگرپیامش به همه نرسیده وهمواره دستخوش تحریف ‏علمای دین گشته،دیگردین نیست که مذهب است ، اتمام ‏حجّت لازم بود، پیامش را تضمین می کند که نه تنها ازگزندِ ‏تحریف مصون بماند بلکه همه را دعوت بـه مقابله می کند .‏
أَمْ یقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُم مِن دُونِ اللَّهِ إِن ‏كُنتُمْ صَادِقِینَ (هود/13) ‏
آیا می گویند : آن را برساخته است ؟ بگو : اگر راستگو هستید ده سوره برساخته مانند ‏آن بیاورید و هرکس را که بتوانید دربرابر خداوند(به یاری) فراخوانید .‏
یعنی تنها عرب آن زمان را دعوت نکرده که دعوت جهانیان است ، چرا تاکنون کسی ‏نتوانسته آنرا اجابت کند؟!‏
وَإِنْ كُنْتُمْ فِی رَیبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى‏ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِن مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ ‏إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِینَ (بقره/23) ‏
اگرازآنچه بربنده خود نازل کرده ایم درشکّ هستید ، اگرراستگوئید یک سوره ‏مانند آن بیاوریدو گواهانتان را دربرابر خداوند (به یاری) بخوانید .‏
ده سوره راکه نتوانستیدیک سوره ماننداین بیاورید(این دعوت جهانی است)‏
به این نکته هم باید توجّه داشت که محیط برای بشر دین نمی سازد،غریزه فطری ‏به ندای درونی پاسخ می دهد فطرت و وجدان تحت تاثیر محیط و افراد نیست . ‏تعصّب و علاقه غیرمنطقی غریزه اورا به بیراهه می کشاند .‏
چنانچه خدای تعالی درآیه 171 و 172 در سوره بقره حالت او را بیان كرده و فرموده:‏
وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَینَا عَلَیهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ یعْقِلُونَ ‏شَیئاً وَلاَ یهْتَدُونَ .‏
وَمَثَلُ الَّذِینَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِی ینْعِقُ بِمَا لاَ یسْمَعُ إِلاَّ دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْی فَهُمْ لاَ ‏یعْقِلُونَ .‏
یعنی: و همین كه به آنان گفته شود آنچه خدا فرو فرستاده پیروی كنیدمی ‏گویندماپدران خودرابه راهی كه یافتیم پیروی می كنیم ، آیا و اگر چه پدرانشان چیزی ‏تعقل نكرده و هدایتی نیافته باشند(باز به راه كج و غلط آنان میروند) داستان(این)كافران ‏همانند شخصی است كه به حیوانی بانگ زند ، حیوانی كه جز صدائی و ندائی نمي‌شنود ‏كران و لالان و كورانند كه عقل خود را به كار نمي‌اندازند .‏
تقلیدِ از محیط و پدران كه خداوندآنان را به حیوانی كه چیزی نمي‌فهمد تشبیه می ‏نماید!‏
اگربودائی ها و برهمائی ها، عیسویان ، یهودیان ، مدعی هستند که دین الهی را ‏آنان دراختیار دارند، تعلقّات نسبت به خانواده ومحیط به همراه تعصّب موجب پوشش ‏نهادن برعقل تحلیلگرآنان گشته وبرانصاف فطرتشان سرپوش نهاده اند.‏
باید توجّه داشت که وراثت در فطرت و روح انسان تاثیرندارد ،اگر تقلید از محیط و ‏پدر و مادر وراثتی با شد دیگرمجازات وحساب درروزقیامت بی اعتبار خواهد بود. درجبر ‏و وراثت ، كیفر وپاداش از انصاف و عدل دور است زیرا اختیار درمیان نیست ‏‏.خداوند كیفرو پاداش را به لیاقت و شایستگی خود شخص موكول كرده نه به میراث ‏بردن از پدران و مادران و محیط ، آیا اعمال بد كنعان پسر حضرت نوح نبي‌الله را می ‏توان به خاطر پدرش كیفر نكرد؟ و به او پاداش داد! اگر چنین باشد چرا خداوند او را ‏مجازات كرد و خوبی و فضل پدر شامل حال او نشد.؟
وراثت ژنتیكی در جسم و اندام فیزیكی انسان مؤثر است مثل رنگِ چشم ، مو و پوست ‏ویا شكل ظاهری وشاید بعضی از بیماریها ...
استدلال قرآن در فطری بودن دین دربشر آنست که ، شناحت توحید و قوانین آن ‏هم باید جهانی باشد نه منطقة ای.‏
در قرآن كریم سوره اعراف آیه 158 خداوند به پیامبرش حضرت محمّد(صلی الله علیه وسلم) كه آخرین ‏پیامبر اوست می فرماید:‏
قُلْ یاأَیهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللّهِ إِلَیكُمْ جَمِیعاً الَّذِی لَهُ مُلْكُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ لاَ إِلهَ إِلَّا هُوَ ‏یحْیی وَیمِیتُ فَآمِنُوا بِاللّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِی الْأُمِّی الَّذِی یؤْمِنُ بِاللّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ ‏تَهْتَدُونَ .‏
یعنی: بگو ای مردم حقیقتاً كه من فرستاده خدایم به سوی همگی شما هستم ، آن خدائی ‏كه مال اوست آسمانها و زمین، نیست هیچ معبودی جز او كه زنده می كند و می میراند ‏پس ایمان آورید به خدا و رسول او آن رسولی كه بي‌سواد است، خودش ایمان مي‌آورد ‏به خدا و كلمات او و او را پیروی كنید تا باشد كه هدایت یابید.‏
آیه فوق به خوبی نشان می دهد كه هم رسول رسالتش جهانی است و هم صفاتی كه برای ‏خداوند ذكر شده است. یعنی خدائی كه آسمانها و زمین را آفریده و همه ملك اوست و او ‏همه انسانها را می میراند و زنده می كند و الهه و كارگزار عالم فقط اوست. ‏
وچون دین یک امرفطری شد، وقالب جهانی به خود گرفت ، ‏پرستش صحیح را خود خالق برای مخلوق مشخص می کند ، خداوند متعال انبیاء وكتابهای آسمانی را فرستاده تا مردم طبق خواسته او خدا را بشناسند ‏وطبق خواسته او ؛ او را پرستش كنند. سلیقه مخلوق نمی تواند درحکمت خالق دخیل ‏گردد،و منحرفانه خالق خود را پرستش نمایدكه خداوند این گونه پرستش را برای مردم ‏مردود شمرده و فرمود :‏
وَمِنَ النَّاسِ مَن یعْبُدُ اللَّهَ عَلَى‏ حَرْفٍ ... ‏
یعنی:برخی ازمردم خدارا منحرفانه مي‌پرستند...(حج/ 11)‏
در این آیه خداوند پرستش و معرفت آنان را مذمت و روش كار آنان را غلط شمرده؛ ‏زیرا بدون را هنمایی خدا سلیقه خود را درعبادات اعمال كردند. یعنی توصیف ‏اختیاری خدای تعالی از انسان سلب شده زیراعلم انسان برای شناخت خدای تعالی ‏اجمالی است نه علم تفصیلی،ماهرگزنمی توانیم به ذات مقدس خداوند پی ببریم هم ‏چنان كه فرموده:‏
لاَ یحِیطُونَ بِهِ عِلْماً . یعنی هیچ علم و عقلی نمی تواند به ذات خدا احاطه كند.(سوره طه ‏آیه 110)‏
یعنی نوع پرستش هم به دلخواه بشر گذاشته نشده. برای مخلوقش بوسیله انبیاء نامه ‏فرستاده تا خدا شناسی وخدا پرستی ی«آئین نامه ی الهی» را بپا دارند. حتی برای ‏خود پیامبر اكرم (صلی الله علیه وسلم) كه به او فرموده:‏
مَا كُنتَ تَدْرِی مَا الْكِتَابُ وَلاَ الْإِیمَانُ وَلكِن جَعَلْنَاهُ نُوراً نَهْدِی بِهِ مَن نَّشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا ‏
‎…‎‏ ‏
یعنی: تو نمي‌دانستی كه كتاب چیست ونه ایمان وشرع كدام است ولیكن قراردادیم ‏قرآن را نوری تا هدایت كنیم به آن هر كس كه می خواهیم از بنده گانمان را
‎…‎‏ (سوره ‏شوری آیه 51 )‏
بی اطلاعی ازکتب آسمانی و ازطرف دیگربا علم ناقص بشری بود که به توصیف ‏خدای ذهنی پرداختند و مذاهب یکایک پدیدآمد، به دلیل این كه میلیاردهاسلیقه ‏وفكردرذهن انسان درباره شناخت خداوند سبحان وجود دارد كه همه سرچشمه از علم ‏محدود انسانی دارد، نه الهی . توحید را به كثرت تبدیل كرده و می گویند : به تعداد ‏افراد روی زمین خدا وجود دارد!زیرا هر كس در ذهن خود تصوّرخاصی ازخدا ‏کرده.خدای مسیحیت پدری مهربان است كه در آسمانها نشسته وبه فرزندان خود در ‏زمین نظاره می كند و خدای بودائیان مادری است دلسوز كه همواره به فرزندانش ‏كمك می كند .‏
در حالی كه خداوند سبحان در سوره یوسف آیه 40 این توصیفات واهی آنان را مردود ‏شمرده ومي‌فرماید: ‏
مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِ إِلَّا أَسْماءً سَمَّیتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ ‏إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلَّا إِیاهُ ذلِكَ الدِّینُ الْقَیمُ وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ یعْلَمُونَ .‏
یعنی : شما نمی پرستید غیر خدا را مگر نامهایی كه خودتان وپدرانتان نامگذاری كرده ‏اید . خدا هیچ دلیلی برآنها نفرستاده. فرمانی نیست مگر برای خدایی كه دستور داده جز ‏او را نپرستید . دین پا بر جا وراست ودائمی همین دین است،ولیكن بیشترمردم(جهان) ‏نمي‌دانند.‏
خداوند در قرآن كریم که بدون تحریف ودست نخورده مانده روش شناخت خود را به ‏ما آموخته وراه صحیح عبادت و اطاعتش را نشان داده . آنهم با روشی بسیار ساده وروشن ‏كه همه فهم باشد . که مثال یک شتر چرانِ فاقد دانش رامی دهد. پیام خدا را می ‏شنود، می فهمد و عمل می كند. پنجاه سال درس نخوانده، که بگوید من مطالب قرآن ‏و دین را نمی فهمم ! شاهد این قضیه در سوره غاشیه بیان شده است و فرموده
‎…‎
أَفَلاَ ینظُرُونَ إِلَى‏ الْإِبِلِ كَیفَ خُلِقَتْ (17) وَإِلَى السَّماءِ كَیفَ رُفِعَتْ (18)وَإِلَى الْجِبَالِ كَیفَ ‏نُصِبَتْ (19)وَإِلَى الْأَرْضِ كَیفَ سُطِحَتْ (20)فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ (21)‏
‎…‎‏ یعنی: آیا نمی نگرید به شتر كه چگونه آفریده شده است و به آسمان كه چگونه ‏برافراشته شده و به كوهها كه چگونه نشانده شده و به زمین كه چگونه صاف گردیده پس ‏تو پندو تذكر بده كه تو پند رسانی ‏‎…‎
در این آیات كوتاه خداوند می گوید: به شتری كه سوار می شوی نگاه كن چگونه تو ‏وكالاهای تو را به آسانی مي‌برد و چگونه خداوند اورا آفریده كه به راحتی روی شنهای ‏سوزان صحرا راه مي‌رود وچگونه روی زانوهای پینه دار خود مي‌نشیند و در كوهانش ‏چربی غذایی را به مدّت بیست روز ذخیره می كند و هم چنین تا مدّت یك هفته در بدن ‏خود آب ذخیره می نماید و دو پلك دارد كه در مواقع طوفان شدید شن درصحرا از ‏یك پلك شفاف خود مانند عینك استفاده كرده و به آسانی به راه خود ادامه می دهد . ‏همه اینها را خداوند دانا وحكیم آفریده است. به شتر چران به خوبی می فهماند این ‏شتری كه برآن سوار می شوی ازگوشت وپوست وشیر وكرك آن بهره مي‌بری همگی ‏از آیات و نشانهای خداست . اگر مي‌خواهی خدا را بشناسی و نسبت به او معرفت پیدا ‏كنی، به آفرینش آسمان و زمین وكوههای آن نظرکن . همه اینها از آیات و نشانهای ‏خداشناسی است. با این گونه بیانات بسیار ساده ، انسان را متــوجّه می کند که در پس ‏پرده این عالم ، دست قدرتمندی وجود دارد كه این موجودات را پدید آورده كه همه ‏هماهنگ هستند وكوچكترین تضادی با یكدیگر ندارند. درعین كثرت، دروحدت ‏وهماهنگی هستند . ارائه ی این گونه فرهنگِ فکر و اندیشه اختصاص به عرب ندارد ‏بلکه نوع بشر را به اندیشه دعوت می کند.‏
دین جهانی شناختی جهانی به هرتسیلم شده ای دربرابر پیام خـدا می دهد که ما ‏نام آنرا مسلمان می گذاریم. آیه‌الكرسی یعنی آیه 255سوره بــقره كـــه می فرماید:‏
اللّهُ لاَ إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَی الْقَیومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ مَن ‏ذَا الَّذِی یشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ یعْلَمُ مَا بَینَ أَیدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یحِیطُونَ بِشَيْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا ‏بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِیهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلاَ یؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِی الْعَظِیمُ
یعنی :خداوند كه معبودی جزاو نیست،او زندهِ پایداری است كه اورا هیچ چرت و ‏خوابی نگیرد هر چه در آسمانها وهر چه درزمین است ازآن اوست ،كیست آنكس كه نزد ‏اوشفاعت كند مگر به دستوراو ، اوبه هرچه جلوی روی آنهاست وبه هرچه پشت ‏سرآنهاست آگاه است ومخلوقات به چیزی ازدانش او احاطه ندارند،جزآنچه ‏اوبخواهد،كرسی اوآسمانها وزمین رافرا گرفته است ونگاهداری آنها برای اوخسته كننده ‏ومشكل نباشدواو بلندمرتبه وبزرگ است .‏
هیچ كتابی بهتر از قرآن كریم خدای تعالی را توصیف نكرده است .‏
اولاً :می فرماید:خداوندی كه كامل الذّات وصفات است یگانه وبی همتاست كه هیچ ‏معبودوكارگزاری جزاو در عالم وجود ندارد .‏
یعنی بشردر جهانی زندگی می کند که یك رهبریت به نام الله دارد.‏
ثانیاً:فقط اوزنده حقیقی وقائم به ذات است، حیات و قائم به ذات بودن خودرا ازكسی ‏ویاچیزی نگرفته.‏
ثالثاً :معبود قائم به ذاتی است که چرت و خواب در او راه ندارد وازمخلوقاتش غافل ‏نیست.‏
رابعاً : سلطنت وفرمانروایی آسمانها وزمین ازآن اوست.‏
خامساً : هیچ كسی در عالم توان وجرأت تصمیم گیری كاری را ندارد مگراو اراده كند ‏وبه اواجازه بدهد،یعنی همه كاره عالم فقط اوست. بخشش و شفاعت همگان فقط با او ‏ست ولاغیر .‏
سادساً : فقط اوست كه گذشته وآینده هر‌‌‌ ‌كس وهرچیزرا میداند.‏
سبعاً : هیچ علم و عقلی درآسمانها و زمین احاطه به علم او ندارد، مگر به آن مقداری كه ‏او خواسته ، آن هم برای چگونگی پرستش ومعرفت به اوست .‏
ثامناً:علم وقدرت وسلطنت اوبه تمام آسمانهاوزمین احاطه كامل دارد وچیزی از دانش ‏وسیطره او بیرون و پنهان نیست.‏
تاسعاً:ازآنجائی كه آفریننده آسمانها و زمین ونظام حاکم برآن ها خداست ، غیراز ‏خودش كسی نمی تواندآنها را کنترل کند ، واین حفاظت براو گران وخسته كننده نیست ‏‏.‏
عاشراً :این چنین توصیفات درالوهیت و ربوبیت كه برای خدای تعالی است فقط به ‏فقط لایق ذات اوست، زیرا اوست كه بلند مرتبه وبزرگتر است.‏
این آیه یكی از آیات قرآن كریم است ، كه درباره صفات خدای تعالی سخن گفته و آن ‏حضرت را به عالیترین وبهترین وجهی توصیف فرموده.‏
هیچ كتابی در جهان به این زیبایی نمی تواند باری تعالی را توصیف كند ، شما به هر ‏كتاب مذهبی درجهان مراجعه كنید مي‌بینیدكه درباره شخصیتهای مذهبی خود غلّوهای ‏بی مورد و تعریف وتمجید مي‌كنند،در حالیكه همان شخصیتهای مذهبی خودشان ‏تمجید و تعریف راخاص خداوند سبحان میدانستند ، به دلیل اینكه ذات مقدس او هرگز ‏مرگ ندارد و در منتها درجه كمال است ، زیرا او از هر جهت قابل ستایش و سپاس است ‏كه سرآغاز قرآن كریم در اوّلین سوره و اوّلین آیه فرموده: (اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِین) ‏یعنی :تمام احترامات و ثناها وستایشها و مدحهاو تمجیدهادر تمام جهان همواره مخصوص ‏خدایی است كه كامل الذات وصفات است چونكه او مالك و فرمانروای جهانیان است.‏
و فرموده:الرَّحْمنُ (1)عَلَّمَ الْقُرْآنَ (2) خَلَقَ الْإِنسَانَ (3)عَلَّمَهُ الْبَیانَ (4) ‏
‎…‎
یعنی:خدای رحمان،این قرآن رایاد داد ، انسان را بیافرید ، او را نطق و بیان آموخت ‏‎…‎‏ ‏‏( الرحمن )‏
با توجّه به این چهار آیه معلوم می شود:اعتبار و شرافت انسان به بودن« قرآن»یا پیام ‏خداوند در میان مردم است، اگر پیام خداوند درزندگانی بشرنباشددردنیا وآخرت زیان ‏می برد، زیرا قرآن باید انسان را راهنمایی كندتا بتواند به سر منزل مقصود و سعادت ‏ابدی برسد . ‏
بنابراین پیام خالق واسطه تشریع دین او و بشر می شود. ‏
ازاین جهت رستگاری انسان در سه چیز است.‏
اوّل:ایمان آوردن به خداوند یگانه و سبحان بدون كوچكترین شرك وخالصانه یاد او ‏نمودن.‏
دوّم: ایمان داشتن به روز رستاخیز ، روز حسابرسی ،روز پاداش نیكان و كیفر بدكاران .‏
سوّم:به وسیله راهنمایی من(کتاب های آسمانی) تهذیب اخلاق و تزكیه نفس و ترجیح ‏ندادن مال و مقام دنیا بر آخرت می باشد.‏
این سه منشور نجات بشربودكه برانبیاء گذشته نازل شده بود که در آخرین پیام در ‏شش آیه آمده است . سوره اعلی از آیه14 تا آیه 19 ‏
‎…‎
قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى‏ (14)وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى‏ (15) بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا(16) وَالْآخِرَةُ ‏خَیرٌ وَأَبْقَى(17)إِنَّ هذَا لَفِی الصُّحُفِ الْأُولَى(18) صُحُفِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى‏ (19).‏
یعنی: حقیقتاً كه رستگار شد آن كس كه خود را پاك كرد ، و نام مالك و خدای خود را ‏یاد نمود ، و نماز خواند (= تعظیم وسجده خدا نمود )، ولی شما زندگانی دنیا را بر ‏آخرت ترجیح میدهید ، با آنكه آخرت بهتر و پاینده تر است . حقاً كه این گفته‌ها و ‏مطالب در تمام كتابها و صحیفه‌های اوّلیه آسمانی بوده است به ویژه در كتاب ابراهیم و ‏موسی.(یعنی دین جهانی بود و منشورپیام همیشه ثابت بود) ‏
كلمه (ناس = مردم) درقرآن بطور عموم است نه یك قشر خاص ،به دلیل آیه 13 سوره ‏حجرات كه فرموده:‏
یاأَیهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِن ذَكَرٍ وَأُنثَى‏ ‏
‎…‎
یعنی:مردم (جهان) ما شما را ازیك مردی و زنی آفریدیم ‏
و یا در سوره اعراف آیه 158 فرموده:‏
قُلْ یاأَیهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللّهِ إِلَیكُمْ جَمِیعاً ‏
‎…‎
یعنی:(ای پیامبر) بگوای مردم(جهان) من رسول خدا هستم به سوی همگی شما . (نه یك ‏قشری از شما )‏
مضافاً در آیه 43 سوره عنكبوت كه فرموده. این مثالها را مي‌زنیم تا مردم بهتر بفهمند.حال ‏هر كس از مردم عقل خود را به كار اندازد مسلماً مطالب را بهتر می فهمد. نه كسی كه ‏عاقل نیست و عقل خود را به كار نمي‌اندازد و الا بی مورد است كه بگوییم. خداوند این ‏مثالها را برای عموم مردم میزند آنگاه نصف مردم آن را مي‌فهمند و نصف دیگر ‏نمي‌فهمند! این نه راهنمایی است و نه اتمام حجّت با مردم ‏
‎…‎
ابلاغ احكام و نصایح قرآن كریم خصوصی و عمومی ندارد به دلیل آیه 109 سوره انبیاء ‏كه فرموده:‏
فَإِن تَوَلَّوْا فَقُلْ آذَنتُكُمْ عَلَى‏ سَوَاء ‏
‎…‎
یعنی:(ای پیامبر)پس اگرروی گردانیدند بگو بطور یكسان احكام خدا را به شما اعلام ‏كردم ‏‎…‎‏ (نه خصوصی و نه در گوشی)‏
فهمیدن قرآن كریم خصوصی و عمومی ندارد، پس باید مفهوم حقیقی دوجمله(هُدىً ‏لِلنَّاس) و(هُدىً لِلْمُتَّقِین) رافهمید. ‏
‏(هُدىً لِلنَّاس) هدایت فهم ذهنی عموم مردم است که برهمه اتمام حجّت شده. (هُدىً ‏لِلْمُتَّقِین) هدایت عملی هم هست كه خدا به او توفیق عمل داده است. ‏
پس همه مردم به طور یكسان قرآن را از نظر ذهنی مي‌فهمند امّا همه توفیق آن را در عمل ‏پیدا نمي‌كنند. لذا متّقین و پاكان علاوه بر فهمیدن ذهنی توفیق عمل هم بدان پیدا ‏مي‌كنند.تا به احكام و نصایح قرآن عمل كرده و به سعادت جاوید برسند كه برای بیشتر ‏مردم این توفیق عملی نیست مگرپاكان (لَا یمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُون= مس ‏نمي‌كندآنرامگرپاكان،سوره واقعه آیه 79)‏
وقتی تعقل و توفیق الهی در فهم آیات نباشد. انسان به تناقض‌گویی دچار مي‌شود پس ‏قرآن برای هدایت عموم مردم جهان است. مخصوصاً اینكه به دنبال جمله(هُدىً ‏لِلنَّاس)وَبَینَاتٍ مِنَ الْهُدى ‏
‎…‎‏ آمده، یعنی: قرآن هدایت است برای عموم مردم جهان با ‏دلایل روشن و واضح از هدایت ‏‎…‎
خطابهایی که درقرآن آمده (یا ایها الناس = ای مردم) ، (یا ایها الانسان = ای انسان) ، ( ‏یا بنی آدم = ای فرزندان آدم)آیا می توان گفت خداوند خطاب کرده ولی مردم ‏نفهمیدند؟!که این سخنی لغو است. العیاذ بالله، و خداوند سبحان از هر گونه لغو‌گویی ‏منزه و پاك است.( سبحان الله عما یقولون) که خود می فرماید (هدی للناس= ‏هدایت کننده بشراست).‏
قرآن خبرمی دهد که مشركین و كفّار زمان پیغمبر اكرم (صلی الله علیه وسلم)قرآن را مي‌فهمیدند، به ‏دلیل جبهه‌گیری آنها در برابر خود پیغمبر اكرم و یاران او، امّا امروزه بیشتر با سوادان ما ‏مي‌گویند ما قرآن را نمي‌فهمیم! بی سوادان آن روز قرآن را مي‌فهمیدند ولی امروز ه با ‏سوادان ما قرآن را نمي‌فهمند؟! آنهم در عصر علم و دانش !‏
در پایان این بحث باید پرسید. اصلاً خداوند چرا قرآن را فرستاده و برای چه كسانی ‏فرستاده؟ اگر بگوییم قرآن را بی هدف نازل كرده این توهین به ساحت مقدس ‏خداونداست.و اگر بگوییم قرآن را برای هدایت انسانها نازل كرده ولی فقط عده ‏معدودی آن را فهمیدند. بازهم،كار لغوی می شودو خدای تعالی از هر گونه كار ‏لغوی منزه است. قرآن كریم مانند اقیانوسی مي‌ماند كه هر كس هر چه هنر و شناخت ‏بیشتری از آب اقیانوس داشته باشد. استفاده بیشتری از آن خواهد برد. كه در سوره ‏ابراهیم آیه 5 فرموده ‏
‎…‎
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیبَینَ لَهُمْ فَیضِلُّ اللَّهُ مَن یشَاءُ وَیهْدِی مَن یشَاءُ وَهُوَ ‏الْعَزِیزُ الْحَكِیم.‏
یعنی : و هیچ پیغمبری را نفرستادیم مگر به زبان همان قوم تا روشن كند برای ایشان ، پس ‏خدا گمراه مي‌كند هر كس را كه بخواهد و هدایت مي‌كند هر كس را كه بخواهد زیرا ‏او نیرومندِ درست كار است. ‏
بنابراین ،دین الهی : اسلام، ثابت وجهانی آمدومذاهب بشری بودند که با دگرگونی ‏ازآن عقاید ، فرقِ قومی وراثتی، ساختندو مدعی هستند که اسلام واقعی را ما در ‏اختیار داریم !

سایت نوار اسلام
IslamTape


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه