منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 820
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 269
بازديد کل : 2080728
 
   
گزيده اي از تاريخچه مداحي و روضه خواني 2
صاحب اثر: نوار اسلام   تاريخ درج مقاله:2012-06-28  تعداد بازديد:154
وباز درسوره جمعه آیه 5 درحمله به علمای یهود که رعایت و تکلیف کتاب خدا را ‏نکردند می فرماید: مانندالاغی هستندکه کتاب بارشان کرده اید(یعنی عالمانی که به ‏پیام بی توجّه اند)‏ درابتدای ظهوراسلام، قرآن بیشتربه تشریع قوانین دین اسلام پرداخت و چون به ‏قدرت رسیدند به تبلیغ پرداختند که اسلام به اروپا تا اسپانیا رسید ولی امروز ما ‏وظیفه بسیاربالاتری داریم چون دردوران نجات اسلام ازچنگال مداح و آخوند...

وباز درسوره جمعه آیه 5 درحمله به علمای یهود که رعایت و تکلیف کتاب خدا را ‏نکردند می فرماید: مانندالاغی هستندکه کتاب بارشان کرده اید(یعنی عالمانی که به ‏پیام بی توجّه اند)‏
درابتدای ظهوراسلام، قرآن بیشتربه تشریع قوانین دین اسلام پرداخت و چون به ‏قدرت رسیدند به تبلیغ پرداختند که اسلام به اروپا تا اسپانیا رسید ولی امروز ما ‏وظیفه بسیاربالاتری داریم چون دردوران نجات اسلام ازچنگال مداح و آخوند و ‏خطیبانی هستیم که به میزانی چون قرآن باور ندارید و مردم را به سنت های غلط ‏و بدعت های خلاف کتاب می برید، نهی نمی کنید، چون شهامت و جرأت لازم را ‏ندارید، از خدا نمی ترسید، ازخلق می ترسیدکه شاید بقول قرآن عالمشان چون ‏سگان پارس کند ! ‏
تا کی بنشینیم و مؤدبانه سخن بگوئیم و آنان که گوش شنوایی ندارندبریک ملّت ‏سوارشده و لگام بردهانشان و پوشش برعقلشان زده اند.؟!‏
پروردگارا : دراین دوران هر ظلمی،هرستمی و هر فسقی را که دیدم ریشه درزبان ‏این دکان داران دین فروش داشت ! درفحشا جواز صیغه را آنان صادر می کردند ! ‏درربا حیله های شرعی را به عنوان گریزراه آورده اند، درقوانین جزا آنان ارزش ‏جان زن را نصف مرد اعلام کردند، که برخلاف کتاب توبود، جزای سنگسار ازکتاب ‏تونیست، ولی آنان هزاران بدعت وظلم را به نام تو به دین تو ارجاع می دهند، ‏توهین به بهترین بندگان تورا آنان ابداع کردند، با آنکه درصدها آیه تو رضایتت ‏را ازآنان اعلام کرده ای!‏
قرآن کریم می گوید : چون من میزان دنیا وآخرت هستم، پس من حرف می ‏زنم، و نمی گوید چون من میزان هستم هرچه می گویم به جبربپذیرید، ‏بلکه می گوید چون حرفِ من حرفِ استدلالی است گوش فرا دهید!من ‏مانندمبلغین حرفهای خیالی وپنداری نمی زنم، من موافق واقع، وطبیعت زندگی ‏شماباشماحرف می زنم، واگرمی بینیدکه عالم های ظاهری شمادربسیاری ازمواقع ‏عامل نیستند، چون انکارکننده حقیقت دین و اثبات کننده اباطیل مذهبی هستند. ‏این حرف همان پیام آوری است که می گوید : من دین تحقیقی و استدلالی ‏رانشان دادم، آخوند و مداح مذهب تقلیدی را، در تحقیق مجاهدت می ‏خواهدواگرمجاهدت کرد خداوند علاقه بوجود می آورد، آن وقت عالمی می شود که با ‏عمل زندگی می کند ! و مقابل عالم بی عمل می ایستد !‏
وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِینَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِین (عنکبوت/69)‏
کسانی که درراه ما کوشش کنند آنان را به راه های خویش رهنمون شویم . و ‏بی گمان خداوند با نیکوکاران است .{لام تأکید اوّلیه و نون مشدّد آخرین یعنی ‏حتماً حتماًهدایت می کنیم}‏
و زمانی که قرآن یا میزان حرف می زند شاگردش را درشاهراه قرارمی ‏دهدوتفکّررابه اوآموزش می دهد (تدبّر تعقل تفکّر)‏
همه مردم حرفهای تکراری روضه خوان ومداح را خوب یاد گرفته اند،به طوری که ‏هربی حیائی می تواندحرفهای اوراتکرارکند،چنانکه می کنند.‏
اصولاً فطرت انسان آمیخته به حقّ پدیدآمده، و انبیاء مردم را به سوی همین فطرت ‏هدایت می کنند، چون کشش انسان بسوی حقیقّت بیشتراست، ولی مداح وروضه ‏خوان درمصداق او را به بیراهه می برند. و این انبیاء هستند که می گویند: آن ‏خدایی که قبل از تولّدِ بچه غذای جسم اورا درسینه مادر آماده می کند حتماً غذای ‏روحی شما را هم آماده کرده، غذای روحی شما در پیام خداونداست نه مداحی ‏واشک،غذای باطنی انسان در سینه وزنجیر نیست!آنان مصداق را اشتباه نشان می ‏دهند.‏
نَحْنُ خَلَقْنَاكُمْ فَلَوْلاَ تُصَدِّقُون(57) ماشما راخلق کردیم چرا تصدیق نمی کنید؟
‏(یعنی خداوند کارخودش را یادآوری می کند تابشر کارخودش را جدا ازکار خالقش ‏تصوّرکند )‏
أَفَرَأَیتُم ما تُمْنُون(58) آیانطفه ای را که انتقال می دهید می بینید؟{کارانسانی ‏وطبیعی را مطرح می کند }(یعنی آیاآنچه را «دررحم همسران» می ریزید، «که ‏یک کار طبیعی است »می بینید»؟)‏
ءَأَنتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُون(59) آیاشماآنرا آفریدید یاما آفریدگاریم ؟ ‏‏{کارخدایی که همان آفرینش است رامطرح می کند،که درکارخدایی تدبیر ‏طبیعی بکارگرفته می شود}‏
نکته : مادیون می گویند این نوع مسائل ضرورت طبیعی هستند،مثل آتش که ‏ضرورتش سوختن است، اگرخدایی درکاربود وتدبیری درکاربود چرا این همه ‏ناقص الخلقه هست ؟! یعنی خود آنان این استدلال را قبول دارند . وقتی که اختلال ‏درنظام چیزی به وجود آمد آن نظام بهم می خورد، و خود این قضیه نشان دهنده ‏یک مدبّردر هستی است، عده ای می خواهند با مطرح کردن این سؤالات به ضد ‏خدایی برسند ولی خدا پرستان ازهمین زاویه هم به اثبات خدا می رسند.‏
نَحْنُ قَدَّرْنَا بَینَكُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِین(60) ما مرگ را درمیانتان مقدّرکرده ‏ایم وما ناتوان نیستیم.‏
عَلَى‏ أَن نُبَدِّلَ أَمْثَالَكُمْ وَنُنشِأَكُمْ فِی مَا لاَ تَعْلَمُون (61) ازآنکه همانندِ شمارا جایگزین ‏کنیم و شما را درعالمی که نمی دانید بیافرینیم .‏
وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولَى‏ فَلَوْلاَ تَذَكَّرُون(62) شما آفرینش نخستین رادانسته اید، پس ‏چرا پند نمی پذیرید؟
قضیه را اززاویه دیگری مطرح می کند.‏
أَفَرَأَیتُم مَّا تَحْرُثُون(63) آیا درآنچه که می کارید، اندیشیده اید؟ ‏
ءَأَنتُمْ تَزرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُون(64) آیا شماآن رامی رویانید
یارویاننده ماییم؟(یعنی کار انسانی کاشتن دانه است، ولی تدبیر،نور، غلاف، ‏ایجاد دانه که نسل آن گیاه ازبین نرود و صدها گزینه دیگرکار خدایی است )‏
لَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَاهُ حُطَاماً فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُون(65) اگر بخواهیم آنرا( گیاهی )خرد و ‏خشکیده می گردانیم، وشگفت زده شوید. ‏
باز استدلالی دیگر:‏
أَفَرَأَیتُمُ الْمَاءَ الَّذِی تَشْرَبُون(68) آیا درآبی که می آشامید اندیشیده اید ‏
ءَأَنتُمْ أَنْزَلْتُمُوُهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُون(69) آیا شما آنرا از ابربارانده ایدیا ما ‏باراننده ایم ؟
لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجاً فَلَوْلاَ تَشْكُرُون (70) اگربخواهیم آن را شورمی گردانیم پس ‏چرا سپاس نمی گزارید؟(یعنی تدبیرهای طبیعی خودش را یاد آورمی شود)‏
فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِیم (واقعه/74) پس نام پروردگارت را به پاکی یادکن(یعنی ‏پروردگاری راکه چنین کارهایی ازاوسرمی زند شایسته ستایش است ) ‏
وَمَن یدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَیقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُون(یونس/31) کیست که کارهستی را ‏تدبیرمی کند؟خواهند گفت خدا، پس بگو آیا پروا نمی کنید؟
فَذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلاَلُ فَأَنَّى‏ تُصْرَفُون (یونس/32)‏
آری این است خداوند، پروردگار راستین شما، و پس از حقّ جزگمراهی (دیگر) ‏چیست ؟ پس (ازحقّ) به کجا برگرداننده می شوید؟
پیامبرخدا از روی این کتاب این نوع حرف ها را برای مردم تکرار می کرده ‏ومداح ما هم روضه دشمن پروری رامی خواند، 1400سال پیش پهلوی فاطمه را ‏شکستند! با آنکه همه می دانیم مداح و روضه خوان و خطیب و ... و همه ‏شاگردانشان اهل نماز و عبادت هستند ! سالها است که نماز می خوانند به خدا می ‏گویند تو رحمانی ولی خودشان فاقد رحم هستند، فقط ازتو یاری می خواهیم ولی ‏باز هم خودشان ازنوع خودشان با هزاران واسطه و کلک کمک می گیرند! پیامبر ‏شاگردانش رابه طرف معانی واقعی وصحیح می بردو نتیجه اش تزکیه نفس بود . ولی ‏چرا درچشم و زبان ودست وپای این قشر وشاگردانشان تقوایی دیده نمی شود ‏؟! تنها چیزی که خوب یاد گرفته اند، هم بلند باید صلوات بفرستند و هم خوب ‏شعاربدهند!‏
اگرمردم بفهمند که درک حقایق دینی مربوط به مداح و روضه خوان و... نیست ‏وبلکه در شناخت توحید و حقایق دینی است که آنهم نیاز به استدلال و قانون دارد ‏وهیچ حرفِ صحیحی را نبایدحتماً اکثریت جامعه بیان کنند، دین آئین نامه ‏می خواهد و آئین نامه دین اسلام قرآن است . دین با آئین نامه یعنی علمی، و ‏دین بدون آئین نامه می شود مذهب، وثمره مذهب تقلید و مداحی و روضه است، ‏همان دینی كه روز اوّل گفت : ‏
اَلَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَم = خداییكه علم نوشتن آموخت
عَلَّمَ الِْانسَانَ مَا لَمْ یعْلَمْ ( علق / 4 و 5 ) ‏
به انسان آنچه را نمی دانست به الهام آموخت .‏
یعنی : ای انسان ها اگر اراده ی دست یابی به حقیقت را داشته باشید، وسیله و میزان را ‏خداوند در اختیار شما قرار داده است . ‏
اَللهُ الَّذِی اَنْزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَ الْمِیزَان ( شوری / 17 ) ‏
یعنی : خداوند كسی است كه كتاب و افزار سنجش را به حقّ نازل كرد . ‏
قرآن كریم می فرماید یك دسته از همه متمایزترند، آنان كسانی هستند كه كتاب خدا ‏را به عنوان پیشوا و امام برگزیده اند . ‏
وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَی اِمَامَاً وَ رَحْمَهً وَ هَذَا كِتَابٌ مُّصَدِّق
‏( احقاف / 12) ‏
یعنی:« ای مسلمانان » قبلاً، كتاب موسی امام و رحمتی برای آن قوم بود و اكنون كتاب ‏شما ” قرآن “ امام است.‏
یوْمَ نَدْعُواْ كُلَّ اُنَاسِ بِاِمَامِهِمْ (‌الاسراء / 71 )‏
یعنی : روزی كه همه مردم را با پیشوایانشان ” راهنمائی كنندگانشان “ گرد آوریم . ‏
یعنی : روزگاری مردم را با كسانی جمع می كنیم كه از او تبعیت كرده اند و از اعمال و ‏عقاید و گفتارشان پیروی كرده اند . ‏
متأسفانه 1400 سال است کسی نتوانسته این چنین منطقی در میان شیعیان به وجود آورد ‏که از خود سؤال کنند این حرف ها حرف خداست یا انسان ؟! ‏
قَالَ أَرَءَیتَكَ هَذَا الَّذِی كَرَّمْتَ عَلَی لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَی یومِ الْقِیمَهِ لَأَ حْتَنِكَنَّ ذُرِّیتّهُ إلَّا ‏قَلِیلا(اسراء/62)‏
یعنی :” شیطان “ گفت : ای خدا مرا خبر ده، این كسی را كه برمن گرامی داشته ای ‏‏(ازچه سبب است ؟) اگر تا قیامت به من مهلت دهی همه را به دام هلاكت می كشانم مگر ‏عده قلیلی را .‏
شیطان چگونه خبر از انحراف و هلاکت مردم می دهد، قطعاًآنانکه پشت به کتاب خدا ‏کرده اند و روبه قصه و رویا آورده و مطیع هر حرفِ بدون میزان شوند، همان ‏مشتریان دائمی شیطان خواهندبود. ‏
لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللهَ اُسْوَهٌ حَسَنَه ( احزاب / 21 )‏
یعنی : به راستی برای شما، رسول خدا سر مشقی نیكوست.‏
اُولَئِكَ الَّذِینَ هَدَی اللهُ فَبِهُدَئُهمُ اقْتَدِه ( انعام / 90 )‏
یعنی : اینان ( پیامبران )كسانی هستند كه خداوند(آنان را ) هدایت كرده است پس به ‏شیوه آنان اقتدا كن . ‏
متأسفانه امروزما دردورانی هستیم که چون صدای روضه ومداحی شنیده شود، همه ‏می پرسندکسی مرده ؟! (مانند آن است که واسطه میان مرده وخدا مداح است وچون ‏این ندا همیشه درمیان ایرانیان با بوی مرگ همراه شده و عده ای هم فکرمی ‏کنندهدایت همین است که با ابزار تجاری همراه است !) و‌ هیچكس باور نمی کندكه ‏طالب نجات باید به سراغ اسلامِ معرفِ كتاب خدا برود . ‏
تاریخ وكتب آسمانی نشان می دهند که پیامبران با چراغ هدایت آسمانی ازمنبربالا می ‏رفتندو فقط با وحی مردم را به سوی خدا دعوت می کردندو بمحض رفتن از میان آنان، ‏بین آن مردم و پیام انبیا فاصله افتاده و فوراً شیادان جلو آمده وپله پله بالا می رفتند و ‏منبع در آمدی برای خود می ساختند و این همان كاری بود كه هیچ پیامبری نكرد . ‏
درج2بحار حدیث59 صفحه 248 ازامام صادق نقل كرده است كه :‏
دین خدا را تغییر و تحریف نموده اند، مطالبی را به آن اضافه ویاازآن كاسته ‏اندبطوریكه امروزه تمام چیزهایی كه مردم باور دارند ازاحكام یا اعتقادات با وحی نازل ‏شده بر آن مطابقت ندارد و منحرف شده اند!(یعنی اگردین تغییرمی کند با ‏حدیث منحرف می شود، درحالی که کتاب و پیام ثابت است .)‏
نکته:اگرازمنبرسخن می گویم جهت رساندن مطلب است، پیامبرخدا(ص) دستورداده ‏بود در مساجد حلقه های درس دایره شکل برگزار گردد که میان استاد و شاگرد فاصله ‏و وجه تمایزوجود نداشته باشد.‏
پیامبرو اصحابش درمساجد شاگرد تربیت می کردندکه خداوند می فرماید:آنان ‏کسانی بودند که در اجتماع بااین اوصاف حضورداستند . آنهم نوعی روضه بود ازروی ‏کتاب خداوتأسف به حال انسان،که چرااو تدبّرو تفکّر نمی کند.
آنان حرفی ازخود برای گفتن نداشتند. ‏
روزگاری می رسد که خداوند به انسان می فرماید: بد ایمانی داشتید كه شما را به ‏كارهای زشت می خواند . بِئْسَمَا یأْمُرُكُمْ بِهِ إِیمَانُكُمْ ( بقره / 93 ) ‏
اگرایمان صحیح وتربیت خدا را به مردم داده بودند،ظلم، ستم و پایمال كردن حقّوق ‏انسانها ازبین می رفت، چراظلم در جامعه شیعه بیشترازدیگرجوامع قانونمند است ‏،حتی درجوامع غیردینی هم تا این اندازه ظلم نیست ! ‏
خداوند می فرماید: مسجد مکانی است که انسان در آنجا خدا پرستی را یاد می گیرد ‏‏. واستاد این مسجد خداست، طبعاً سخن خدا از خدا نامه است،یعنی قرآن ‏،درابتداشاگردان رسول خدا(ص)وحشی ترین و منحرف ترین انسان ها بودند، که ‏باتزکیه نفس به تدریج حسد، کینه و نفاق را ازخود دورکردند و به حکمت رسیدند
فِیهِ رِجَالٌ یحِبُّونَ أَن یتَطَهَّرُوا وَاللّهُ یحِبُّ الْمُطَّهِّرِین (توبه/108)‏
یعنی : در آن مردانی هستند كه دوست دارند پاك شوند و خداوند پاك شوندگان را ‏دوست دارد .‏
نتیجه این نوع تربیت شاگردانی مؤمن و خالص بود که در میان مشركان حاضر می ‏شدند و با اشاره به مقدس ترین چیز ها كه مظاهر شرك آنان بود، فریاد بر می آوردند ‏كه شما و بت ها یتان هیزم جهنم هستید !
إِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِن دوُنِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّم (انبیاء/98) ‏
پیامبر خدا فقط 23 سال حرف زده و عمل كرده و حرفی ازخودش نزد، بلکه سخن خدا را ‏برای مردم به دلیل صدها آیه تکرار کرده بود( كاری كه مداح و روضه خوان باید ‏تبعیت كنند)او پیامش رابه نیمی ازدنیافرستادكه اویك عالمِ دینی بود و دینِ معرف كتاب ‏خدا را نشان می داد تعلیمش فرهنگ قرآن بود نه فرهنگ تمایلی روضه ! چون ‏پیامبرکتاب آموزش را گذاشته و رفته، مبلغ آن راتکرار می کند،واگرامروزشیعه مورد ‏حمله دیگرمسلمانان و تمسخر دشمنان اسلام یعنی غربی ها شده، به علّت هدایت ‏ناشیانه آقاست که شاگردانش بلند صلوات بفرستندکه بله ما با صدای بلند شعارمی دهیم ‏و خیال می کنند خالقشان اگربلند بگویند می شنود و ثبت می کند؟!
وَاذْكُر رَبَّكَ فِی نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِیفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ والآصَالِ وَلاَ تَكُن مِنَ ‏الْغَافِلِینَ(اعراف/205) ‏
یادكن پروردگارت رادردل خودبا ناله و ترس و بی آنكه صدای خودت را بلند سازی در ‏صبحگاهان و شبانگاه و از بیخبران مباش .‏
واین یك اصل اثباتی،تجربی وتاریخی است كه هرگاه مردم یك جامعه را در پناه ‏دین حقّ ،‌ خالصانه دعوت كنند همه می پذیرند(این همان سنت پیامبربود)که خداوند ‏ثمره اش را می فرماید :‏
اِذا جَاءَ‌ نَصْرُاللهِ وَ الْفَتْحُ وَ رَایتَ النَّاسَ یدْخلوُنَ فی دینِ اللهِ اَفواجاً ‏
یعنی:(چون هنگام فتح و پیروزی و یاری خداوندفرا رسد در آن روز مردم را بنگریدكه ‏دسته دسته وارد حوزه دین الهی شوند) چرا امروز خروج ازمذهب شیعه به مراتب ‏بیش از ورود به آن شده ؟! چه کسانی را مقصراصلی بدانیم ؟ فقط خانواده ؟ که آنان ‏خود را متخصص دین نمی دانند، شما آنان را مقلد و... چرا مستمع مساجد امروزاز دیروزکمترشده و این ‏سیرنزولی متأسفانه ادامه دارد؟ این دین ستیزی های امروزراچه کسانی پدید ‏آورده اند؟!‏
قُلْ أُوحِی إِلَی أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآناً عَجبا، یهْدِی إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا ‏‏(جن/1و2)‏
بگو:به من وحی شده که گروهی از جنیان(به قرآن )گوش فرا دادند، آنگاه گفتند : ‏بیگمان قرآنی شگفت شنیدیم، که به سوی راستی راه می نماید پس به ایمان ‏آوردیم . ‏
خداوند با خبرمی کند که نیروهای مخفی عالم هم قرآن را شنیدند و تعجّب کردند و ‏ایمان آوردند، نه قصه و حدیث وسینه و زنجیرو روضه و مداحی ومولودی و ختم و ‏عزا ومراسم چای و شیرینی! ‏
حتی در کلیسا هم کسی شربت و چای میوه نمی دهد، از نظرخودشان کلیسا محل ‏عبادت است، ولی درمسجد شیعه اوّل آبدارخانه یاآشپزخانه برای مسجد می سازند، تا ‏غذای شکم یا جسم را آماده کنند، درحالی که غذای جسم را که همه درمنزل می ‏خورید پس به چه منظوربه خانه خدا آمدید؟هیچ مسجدی جای غذای جسم نیست! ‏
چه زمانی به فکر غذای روح و نفس و عقل می پردازید !؟ مساجدتان راکه به سالن های ‏غذاخوری مبدل کرده اید ! برسرگورهایتان هم که آش و میوه و خرما و حلوا و ‏شیرینی سرو می کنید، غذای معنوی شما کجاست ؟! شما درهرچه مربوط به جسم و ‏ظاهراست استادید، و زمانیکه به ‏باطن برسد تازه راه های شیطانی را ارجح می دانید.‏
اگرقشر تحصیل کرده کمتر پای منبرآقا می نشیند به این دلیل است که آقا حرف ‏عقلی و علمی نمی زند! و متأسفانه این قشر هم خیال می کند دین و علم با هم سازش ‏ندارند! و كمتر كسی می داند كه اگر علم و دین با هم سازش نداشته باشند اصولاً دین ‏الهی نیست بلکه مذهب بشری است و به جای دین نشسته . دین واقعی موافق با علم و نامه ‏خالق به بشراست از این جهت خرافه، دروغِ مصلحتی، دست بوسی، توجیه گناه، تقلید، ‏تقدس نمی تواند ثمره جامعه دینی باشد! پیامبر خدا معلّم اوّل بود او درس عقیده را ‏در مسجد ازروی کتاب خدا می داد و در سنت روش بکار گیری عقیده را،و اوّل خود ‏انجام می داد و این برای مردم سنت بود . درهمان 23 سال .‏
ازاین جهت قرآن كریم می فرماید :‏
قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَّمْ تُؤمِنُواْ وَ لَكِن قُولُواْ أَسْلَمْنَا وَلَمَّایدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِكُم(حجرات ‏‏/14)‏
یعنی:عربهای بادیه نشین گفتند:ماایمان آوردیم،(خداوند هم می فرماید) بگو: شما ایمان ‏قلبی نیاوردید(دیدید قبول کردن برایتان بهتراست )و قبول اسلام كردید « دین را ‏قبول كردید»‏ حضور مداح و روضه خوان مصادف است بااشکال گوناگون سینه، زنجیر، قمه، شفاعت و ‏توسّل، طواف قبور، زیارات قبور و نقل حدیث و روایت، ختم و چهل و هفته وسال ‏وعزاداری و مولودی، ولی در حضور رسول خدا(ص)چنین اعمالی رانه نقل کرده و ‏نصی در کتاب وسنت دیده شده واگر امروز می بینم، از تعلیمات آقاست و دین ‏نیست !‏
این صحنه عظیم مجادله میان مرید ومراد ها(مرجع و مقلد،روضه خوان ومداح وپامنبری ‏‏)هاست که می گویند: ‏
قَالَ الَّذِینَ اسْتَكْبَرُوا لِلَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا أَنَحْنُ صَدَدْنَاكُمْ عَنِ الْهُدَى‏ بَعْدَ إِذْ جَاءَكُم بَلْ كُنتُم ‏مُّجْرِمِین (سباء/32) ‏
مستکبران به مستضعفان گویند: مگرما شما را از هدایت پس ازآنکه برایتان آمد ‏بازداشتیم ؟ (هرگز) خودتان گناهكار بودید=‏
وَ قَالَ الَّذِینَ اسْتُضْعِفُواْ لِلَّذِینَ اسْتَكْبَرُواْ بَلْ مَكْرُ الَّیلِ وَ النَّهَارِ إِذْ تَأَمُرُونَنَا أَن نَّكْفُرَ بِاللهِ وَ نَجْعَلَ ‏لَهُ أَندَادَاً (سباء/33)‏
یعنی:ومستضعفان به مستكبران گویند : بلكه مكر های شبانه روزی شما(ما را از ایمان ‏آوردن صحیح بازداشت) چون به ما دستور می دادید كه به خداوند كفر ورزیم و برای او ‏همتایانی مقرر كنیم .‏
یعنی:شمادردنیابامكرشبانه روزیتان بما گفتید ازما تقلید كنید! روضه خواندید و مداحی راه ‏می انداختید، و ما در ضعیف ونادانی بودیم، شما گفتید:كه بیائید سینه بزنید ! زنجیر ‏بزنید!، گریه كنید! آخرت دردستِ ائمه است! اینها واسطه اند ! اینها شفاعت می كنند و ‏شما باعث گرفتاری امروز ما شدید! و شما بودیدکه به جای درس کتاب خدا مارا گمراه ‏کردید .‏
لَوْكُنَّا نَسْمَعُ أُوْ نَعقِلُ مَاكُنَّا فِی أَصحَابِ السَّعِیر(ملك /10)‏
یعنی :اگر می شنیدیم و از عقل و اندیشه درست بهره می گرفتیم امروز در زمره ‏دوزخیان نبودیم .‏
و باز با حسرت اعتراف كنند كه : ‏
یومَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُم فِی النَّار= روزی كه چهرهایشان در آتش گردانیده شود ‏
یقُولُونَ یالَیتَنَا أَطَعنَا اللهَ وَ أَطَعنَا الرَّسُولَا= گویند : ای كاش ما از خدا و رسولِ«او» اطاعت ‏می كردیم( یعنی از پیام او اطاعت می كردیم)‏
رَبَّنَا اِنَّا اَطَعْنَا سَادَتَنَا وَ كُبَراءَنَا فَاضَلّوُنَا السَّبِیلاً (احزاب/ 66و67)=‏
یعنی:خداوندا ما اطاعت سادات و بزرگانمان را كردیم و آنها مارا گمراه كردند
‏( یعنی زمانیكه پیامبران نبودند و ما از اشخاص اطاعت می كردیم نه از پیام تو« سَادَتَنَا ‏رجال مذهبی و كُبَراءَنَا رجال سیاسی هستند»)‏
خداوند می گوید: روز قیامت می گویند ما بدون تحقیق به دنبال آقای محل می ‏رفتیم و خیال می کردیم او حرف دینی می زند(اِنَّا اَطَعْنَا سَادَتَنَا)، حالا که به مقصد ‏رسیدیم می بینیم آنان از پیام تو نمی گفتند! ‏
‏«الَّذِینَ یتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِی الْأُمِّی الَّذِی یجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِندَهُمْ فِی التَّورَاةِ وَالْإِنْجِیلِ ‏یأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَینْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَیحِلُّ لَهُمُ الطَّیبَاتِ وَیحَرِّمُ عَلَیهِمُ الْخَبَائِثَ وَیضَعُ عَنْهُمْ ‏إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلاَلَ الَّتِی كَانَتْ عَلَیهِمْ فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی ‏أُنْزِلَ مَعَهُ أُوْلئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ » (اعراف /157)‏
یعنی :كسانیكه ازرسولی پیروی می كنندكه پیامبردرس ناخوانده ای است كه نام او را در ‏تورات و انجیل نوشته می یابند. آنان را به (كارهای) پسندیده فرمان می دهد و آنان را ‏از (كارهای) ناپسند باز می دارد.و پاكیزه ها رابرای آنان حلال می گرداند و ناپاكیزه ها ‏را برآنان حرام می شمارد، وبرمي‌دارد از ایشان بارهای سنگین و غل هائی كه بر گردة ‏ایشان بوده (از طرف پیشوایان و احبارشان). آنانكه به او ایمان آوردند و اوراگرامی داشتند ‏و او را یاری دادند و از نوری كه به او فرستاده شده است پیروی كردند، آنان رستگارانند ‏‏.‏
هرچه خداوند نگفته مانند غل و زنجیر به دست وپای مردم بسته شده و تکلیف نیست، ‏رضایت خدانیست، حجّت نیست . سینه، زنجیر، قمه، شفاعت و توسّل، طواف قبور، ‏زیارات قبور و نقل حدیث و روایت، ختم و چهل و هفته وسال وعزاداری و مولودی ‏مراسم اختصاصی مداح و روضه خوان است، دستور خدا نیست، دکان اوست . ‏
إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْیسْتَجِیبُوا لَكُمْ إِن كُنْتُمْ صَادِقِین ( ‏اعراف / 194) ‏
یعنی: بی گمان كسانی را كه به جای خداوند (به نیایش ) می خوانید، بندگانی امثال شما ‏هستند، پس آنان را بخوانید اگر راستگویید، باید (پاسخ) شما را بدهند.!! (خداوند می فرماید ‏مردگان جواب شما را نمی دهند باز مداح و آخوند می گوید: فریاد بزنید یا زهرا ‏یا حسین و...یعنی ابزار سخن گفتن مغز، زبان، دهان و حیات است که از آنان ‏گرفته شده، چرا فکر نمی کنید؟!)‏
خودِ شما از یک طرف به مردم می گوئید: دعا، از زنده به مرده می رسد (شب جمعه ‏خیرات می دهید، برایش نماز و روزه نظر می کنید که به او چیزی برسانید) پس ‏چطور به مردم می گویید: از مرده انتظار داشته باشید که چیزی به شما ‏برساند! مگر مردگان، حتی انبیاء و اولیاء در عالم اختیار هستند که بتوانند چیزی به ‏انسان برسانند .؟
أَلَهُمْ أَرْجُلٌ یمْشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَیدٍ یبْطِشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَعْینٌ یبْصِرُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ آذَانٌ یسْمَعُونَ ‏بِهَا (اعراف / 195 ) ‏
یعنی: آیا پاهایی دارند كه با آن (پاها ) راه می روند ؟
آیا دستانی دارند كه با آن ( دستان )می گیرند ؟
آیا چشمانی دارند كه باآن (چشمها ) می بینند ؟
آیا گوشهایی دارند كه با آن ( گوشها ) می شنوند ؟
‏(یعنی: خداوند می فرماید: ای قبر پرستان از این اجساد کاری ساخته نیست و آنان ‏ابزار لازم را در اختیار ندارند، دست و پا و چشم و گوش ندارند)‏
وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى‏ لاَ یتَّبَعُوكُمْ سَوَاءٌ عَلَیكُمْ أَدَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنتُمْ صَامِتُونَ (اعراف/193)‏
اگر آنان را به هدایت خوانید، پیرویتان نکنند و خواندن و سکوت شما (برایشان) ‏یکسانست «یعنی نمی فهمند» (مداح هم می گوید : نه خیر می فهمند ‏فریادبزنید یا عباس یا علی یا زهرا و ...)‏


سایت نوار اسلام
IslamTape.Com

 

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه