منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 820
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 274
بازديد کل : 2080733
 
   
گزيده اي از تاريخچه مداحي و روضه خواني
صاحب اثر: نوار اسلام   تاريخ درج مقاله:2012-06-28  تعداد بازديد:140
تاریخ غم انگیز روضه خوانی و مداحی به كتاب معروف «روضه الشهدا» باز می گردد، این ‏كتاب را «ملا حسین کاشفی» (اواخر قرن نهم )به فارسی و به صورت مرثیه نوشته است .‌ قبل ‏ازاین كتاب منابع مهمی چون ارشادشیخ مفید ـ‌ تاریخ طبری كامل ابن اثیر وكتاب ‏ابن عساكرو خوارزمی برای مطالعه وجود داشت.ازآنجاکه اغلب روضه خوانها یا بی ‏سوادبودندیاسوادعربی نداشتندبه سراغ كتب عربی نرفتندولی کتابی رادرمیان ‏خوددیدندکه فارسی بود،کتاب«روضه الشهدا»،برای این قشرقابل درک شد...

تاریخ غم انگیز روضه خوانی و مداحی به كتاب معروف «روضه الشهدا» باز می گردد، این ‏كتاب را «ملا حسین کاشفی» (اواخر قرن نهم )به فارسی و به صورت مرثیه نوشته است .‌ قبل ‏ازاین كتاب منابع مهمی چون ارشادشیخ مفید ـ‌ تاریخ طبری كامل ابن اثیر وكتاب ‏ابن عساكرو خوارزمی برای مطالعه وجود داشت.ازآنجاکه اغلب روضه خوانها یا بی ‏سوادبودندیاسوادعربی نداشتندبه سراغ كتب عربی نرفتندولی کتابی رادرمیان ‏خوددیدندکه فارسی بود،کتاب«روضه الشهدا»،برای این قشرقابل درک شد، مطالبی ‏را از این كتاب حفظ كرده و بالای منبرها می گفتند و به دروغ و راست آن هم کاری ‏نداشتند از زمانی كه این كتاب دروغ آمیز شایع شد،دیگر كسی به سراغ تاریخ واقعی ‏نرفت ،‌ وبه منابع اصلی مراجعه نشد .‏
البته اعتراض هایی درطول زمان ازطرف علمای بزرگ شیعه به مداحان و روضه ‏خوانان و اهل منبر صورت می گرفت چون«سیدمحسن امین عاملی» که به پاكسازی ‏مراسم عزاداری حسینی از بدعت ها پرداختند و خطبا و اهل منبر را هشدار دادند كه ‏حقایق را بازگو كنید تا مردم ازآداب ورسوم جاهلیت دست بردارند.(یعنی معتقد ‏بودندگفتارمداح وروضه خوان ازرسوم جاهلیت است)چنان كه در«اعیان الشیعه»جلددهم ‏صفحه 363 می نویسد : ‏
قمه زنی ،‌ نواختن طبل و شیپور و اعمالی از این قبیل به حكم عقل و شرع حرام است ،‌ ‏اینگونه اعمال موجب تمسخر و وحشی قلمداد كردن ما توسط خارجیان شده است‏‏. همچنین وی كتاب«التنزیه لاعمال الشبیه» را نوشت (که توسط جلال آل احمد با نام ‏‏« عزاداری های نامشروع»ترجمه واز سوی انجمن اصلاح منتشرگردید .)‏
وآنجا در باره اعمال ناروائی چون ،‌آزار نفس و بر سر و سینه زدن و فریاد برآوردن می ‏نویسد:‏
زشتی این اعمال از آنجا بیشتر می شود كه به حساب دین گذاشته شود ،‌ در حالی كه ائمه ‏دین گفته اند :‏
كونوا زینا لنا و لا تكونوا شینا علینا = برای ما زینت آفرین باشید نه باعث سر افكندگی و ‏مذّلت! ‏
او می نویسد شما با آنگونه اعمال و گفتار آبروی اسلام و تشیع را برده اید، در حالی كه ‏ماچنان اعمالی را در میان شیعیان دردوران آزادی و قدرتشان یعنی در زمان مأمون و تا ‏اوایل حكومت آل بویه و عباسیان كه علمای بزرگی چون « شیخ مفید»و«سیدمرتضی ‏‏» را هم در بین خود داشتند نمی بینیم . روی آورن به این اعمال زشت و نامشروع ‏به عنوان عزاداری برای امام حسین(علیه السلام ) از القائات شیطان و از گناهانی است كه خدا و ‏رسولش را به غضب می آورد و امام حسین (علیه السلام ) نیز از كسانی كه دست به چنین اعمالی ‏می زنند اعلام بیزاری نموده است ‏
واكثرعلمای نجف چون «سیدابوالحسن اصفهانی»، «میرزای ّقمی» و«كاشف ‏الغطاء‌»، بسیاری ازاین اعمال وگفتارراخلاف شرع دانسته اند.‏
دکترعلی شریعتی نیز یکی دیگر از بزرگانی بود که به مبارزه با مداح و روضه ‏خوان پرداخت و با نوشتن صدهاجلد کتاب و سخنرانی، به بسیاری از قشرتحصیل ‏کرده آگاهی علمی و عقلی بخشید. ‏
‏«اصول کافی»نوشته«ابوجعفرمحمّدبن یعقوب کلینی» یکی دیگرازکتبی بودکه ‏فسادی بنیادی در فرهنگ فکر، اندیشه و استدلال شیعه پدید آورد او با پانزده هزار ‏حدیث آمد،کتابی ضد عقل وقرآن وبااستفاده از خرافات و موهومات، کتاب خدا را ‏درذهن مردم کنارزد وبه جای دین نشست و مروج مذهب شد، به بهانه ااینكه ما ارادتمندان ‏اهل بیت پیامبرهستیم کفرو شرک، بدعتها و خرافات را چنان رواج داد که ثمره ‏اش تفرقه و انحطاط امروزی شد،حدیث جای قرآن نشست،حقّ رفت و باطل ‏جایگزین گشت، عقل و وحی جایش را به تعصّب و جاهلیت داد، تا علما و ‏دانشمندان دینی بیدار شوند و به وظیفه عمل کنند خرافات و موهومات دیواری ‏محکم ساخته بودند، از این به بعد شعارو مراسم شد دین خدا!
کتاب سوم کتاب«بحارالانوار»علّامه مجلسی بود،او شخصیتی بود که علاقه وافری به ‏جمع آوری خرافات و موهومات داشت«بهتراست نام کتاب اورا«مروج الخرافاتِ» مذهب ‏شیعه بگذاریم،که امروز به 110 جلدرسیده، دنیای مذهب کامل شد و همه ‏استدلال ها منابعی پیدا کردند،این کتاب ها همه حرف مذهب را می زدند و حرفشان ‏حرفِ انسان بود درحالی که حرف دینی حرف خداست نه بشر، یعنی منابعی ‏غیراز کتاب خدا را آوردند، و دروغ بستن به خداهم یعنی تغییر دادن آئین الهی ‏که ثمره اش انحراف هزاران انسان شد، از اینجا بدبختی و نگون بختی یک ملّت را ‏فراگرفت، افکار غلط به جای دین آمد، شرک لباس توحید بر قامت گرفت، حیله ‏و تزویرهای بشری احکام الهی تصوّر شدند !‏
‏«مفاتیح الجنان» کتاب بعدی بود که «شیخ عباس قمی » به میدان بی میزان و معیار ‏آورد (یکی ازبزرگان می گفت باید نام کتاب او را مفاتیح الجنون گذاشت) که ‏حدیث هایی را نقل کرده که دامنه انحراف را وسعت زیادی بخشید، ‏درحالی که میزان می گوید: ‏
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَینُوا أَن تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى‏ مَا ‏فَعَلْتُمْ نَادِمِین(حجرات/6)‏
ای مؤمنان: اگرفاسقی خبری برایتان آورد بررسی کنید (تا مبادا)آنکه ازروی نادانی ‏به گروهی زیان رسانید، آنگاه برآنچه مرتکب شده اید، پشیمان شوید.‏
چگونه بررسی کنیم،با چه میزانی صحت حدیث را بسنجیم . ‏
طبعاً میزانِ صحت،
کتاب خداست .‏
هَلْ عِندَكُم مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَخْرُصُون (انعام/148)‏
آیادانشی به نزدخویش داریدتاآن رابرای ماآشکارکنید ؟ جزازگمان پیروی نمی ‏کنید و شما جزدروغ نمی بافید. ‏
خبروحدیثی که میزان آن را تصدیق نمی کند خبر فاسق است،فاسدالعقیده ای ‏است که میزان آن رانمی شناسد، مبلغان آن مصادق این آیه شدند :‏
الَّذِینَ یصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللّهِ وَیبْغَونَهَا عِوَجاً وَهُم بِالآخِرَةِ كَافِرُون(اعراف/45) ‏
‏(همان) کسانی که (مردم را) از راه خدا بازمی داشتند، و آن راه را کج می ‏طلبیدندو آنان به آخرت ناباورند . ‏
امّا چه گروهی از افراد اجتماع مسیر مستقیم زندگی مردم را منحرف کردند،طبعاً ‏کاسب و چوپان و کشاورزبه علّت نوع خاص زندگی نمی توانستند در افکار مردم ‏تأثیرزیادی داشته باشند، کسانی که گفتند ما عالم هستیم، ما درس دین خوانده ‏ایم، ما مسیر را یافته ایم، به دنبال ما بیائید، تحقیق ممنوع ما قبلاً این کار را ‏کرده ایم، ما می گوئیم چه باید کرد .آنان برجای رسول تکیه کردند و مداحان و ‏روضه خوانان و خطیبان و قاری و همه دکانداران یک محفلِ به اصطلاح دینی را به ‏میدان فرستادند، وازآنجاکه قهرمان پروری و تخیل پردازی و آه و ناله با روحیه ‏این مردم همخوانی داشت، کار روضه خوان و مداح رونق گرفت .‏
نکته:کتب دیگری هم به این بدعتها دامن زد مانند کتاب «اسرار آل محمد» ‏از«سلیم بن قیس الهلالی»بود که این کتاب ها اکثراً برداشتهایی از همان منابع ‏بزرگ بودند .‏
قشرروضه خوان و مداح بی سواد ترین و بی حیاترین مردم بودندکه تعالیم دین ‏خدارابه دست گرفتند،درحالی که تعالیم دین خدا،بایدبه دست زاهدترین،مقدس ترین ‏وبا سوادترین وباشرم ترین مردم قرارمی گرفت، پیامبرخدا (صلی الله علیه وسلم)
هم در باره مداحان ‏فرموده بودند :‌ ‏
احثوا التراب فی وجوه المداحین
(وسائل الشیعه/ ج12 ) ‏
یعنی :‌ برچهره مداحان خاك بپاشید .‏
یعنی: پیام آورِ دین خدا می فرمود :طرد این دشمنان داخلی به مراتب مهم ‏تراست از دشمنان خارجی آن است، اگرخرافات و بدعت ها و افکار غلط کنار بروند ‏آثارتشعشع نورِوحی توسط دانشمندان قرآن شناس واقعی ثمره اش را درجامعه نشان ‏خواهد داد . ‏
محرز است که این سخن آن بزرگ مرداست، چون مداح شغلش تمجید ازنوع انسان ‏است وسودی برای هدایت یک اجتماع ندارد . ازآنجا که خرافات مطابق میل ‏مردم است، طبعاً راضی می شوند، علما هم در برابر آنان راه سکوت و بی تفاوتی را ‏انتخاب کرده اند ومردم هم چون اعتراضی ندیدند ‌به تدریج باور کردند كه دین ‏همین اراجیف است !‏
شاید بی اقرارنباشدکه بگوئیم مداحان و روضه خوانان اوّلیه همان شاگردانِ فارق ‏التحصل شده مدارس «شیخ کرکی» بودند و نسل امروز آنان تکامل یافته دیروز ‏نیاکانشان گشته که خرافات و موهوماتشان انتهایی ندارد! و اصولاً این قشر حرفی ‏ازخدا ندارند که بگویند چنانکه مداح ازنامش پیداست او با انسان سرو کار دارد نه با ‏خدا ودین!روضه خوان هم یک پله بالاترایستاده، او هم چنانکه از نامش پیداست ‏درخت مصیبت را مرتب آبیاری می کند . ‏
‏{نکته : بهتراست در این قسمت توقف کوتاهی داشته باشیم تا واقعیت قضیه ‏بهترروشن گردد:پدید آوردن یک انحراف در ابتدا، کار چندان سختی نیست، ولی ‏تداوم و ماندگاری آن مهم ترازساختن آن است،امثال کرکی هایعنی سازندگان شیعه ‏اثنی عشری، اقدام به تأسیس مدارسی کردند که طلابی بیرون بدهد تا همه با همین ‏افکار هدایت مردم را به عهده بگیرند، وکسی جرأت نکند که بپرسد : میزان خداوند ‏چیست؟ آن میزان و حجّت منحصرکدام است ؟ گروهی باید مدعی هدایت مردم ‏باشند که به جای تعقل، بصیرت و آگاهی، مردم را به سوی تقلیدو خرافات و جهل سوق ‏دهند! روشنائی وحی الهی و آگاهی از نامه خدا باید جایش را به تاریکی ها بدهد، تا ‏روحانیت تجاری برمسند اندیشمندان و اسلام شناسان متمسّک به وحی تکیه زنند ‏،زمانی که پیامبران درجوامع بودند، عده ای مردم را تشویق وتحریک به ‏ایستادگی درمقابل آنان می کردند وچون رفتند بازهم بی منطق ترین و بی ‏مغزترین افراد را تحریک می کنند که به مقابله با پیروان و اندیشمندان قرآنی ‏بیایند .‏
درگذشته، وقتی مردم در حلقه درس مسجد می نشستند، می فهمیدند عبادتِ خالق در ‏نماز، سجود، ركوع، خشوع، قربانی، طواف و نذرست كه همه از امورمربوط به روح ‏آدمی است كه آنهم فقط برای خداست.‏
‏(عرب جاهلیت همه اینهارا انجام می داند و رسول خدا«ص» به اصلاح جنبه های ‏غیر عقلی و رفع بدعت های آن می پرداخت،و رفع بدعت و اصلاح را ازخودش نمی ‏بافت، بلکه با نشان دادن مأخذ های قرآنی، یعنی قانون اساسی خداوندش به آنان ‏آدرس می داد،که نمی پذیرفتند، ومتأسفانه امروز هم اگرصدها آیه را آدرس ‏بدهیم باز شیعه می گوید: حدیث داریم!یعنی آقای ما نفهمیده ؟ تو ‏فهمیدی!؟ )‏
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَان
= (ای انسان ) به راستی تورا آفریده ام
‏( مسئله خلقت را بیان کردم که تو مخلوقی)
- وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ=و می دانم نفست چه وسوسه ای به تو می كند(ومسئله نزدیکی ‏من به تو است )
- وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ (16) = و ما به (تو) از رگ جان نزدیكتریم . ( احاطه ‏قدرت خالق )
- إِذْ یتَلَقَّی الْمُتَلَقِّیانِ عَنِ الْیمِینِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِیدٌ (17)=دو فراگیرنده ( دو موجود ‏نامرئی)در سمت راست و چپ تو نشسته اند، فرامی گیرند(یاد آوری نیروی های مخفی ‏در كنار انسان)
- مَا یلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَیهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ (18) = هیچ سخنی را بر زبان نمی آورید مگر آنكه ‏نزدش نگهبانی آماده (مسئله ضبط و تشكیل پروند) حضور دارد.‏
- وَجَاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِیدُ (19) ‏
و سختی مرگ حقیقت را پدید آورد( روشن كند) این همان است كه از آن بركنارمی ‏ماندی (گفتم زندگی دنیائی تو موقّت است و میمیرید)
- وَنُفِخَ فِی الصُّورِ ذلِكَ یوْمُ الْوَعِیدِ (20) = در صور دمیده شود و این روز تحققِ وعده كیفر ‏است (گفتم مجدداً زنده می شوید)
- وَجَاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَهَا سَائِقٌ وَشَهِیدٌ (21) = و هركسی در حالی آید كه سوق دهنده و ‏گواهی با خود دارد
- لَقَدْ كُنتَ فِی غَفْلَةٍ مِنْ هذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْیوْمَ حَدِیدٌ (22)=‏
به راستی ازاین(امر)درغفلت بودی،پس پرده ازدیدگان دیدگانت برمی داریم كه ‏امروز دیده ات تیزبین است
‏( گفتم بزودی همه چیزرا برایتان روشن می کنم) ‏
- وَقَالَ قَرِینُهُ هذَا مَا لَدَی عَتِیدٌ (23) = و همراهش (آن نیروی مخفی ملازم او)گوید:این ‏است آنچه در نزد من آماده بود(مسئله محاكمه برمبنای پرونده)
- أَلْقِیا فِی جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَتِیدٍ (24) = (فرمان می دهیم) هر ناسپاس سركشی را در دوزخ ‏اندازند
مَنَّاعٍ لِّلْخَیرِ مُعْتَدٍ مُرِیبٍ (25)= هر دریغ دارنده مال، تجاوزگرِ شك آورنده ای را
- الَّذِی جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَأَلْقِیاهُ فِی الْعَذَابِ الشَّدِید (26)=كسی كه باخداوندمعبودی ‏دیگرمقرركردپس اورا درعذاب سخت بیفكنید(مسئله شرك رایادآور می شود)
- وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ غَیرَ بَعِید(31) وبهشت برای پرهیز کاران نزدیک داشته می شود ‏نه دور (مسأله رسیدن به مقصد موعود)‏
- هذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِیظ (32) (می گوئیم) اینست آنچه وعده داده می ‏شدیدکه خاصّ هرتوبه کارِ (حدّ)نگه داراست(نتیجه توبه بدون بازگشت به ‏گناه مجدد را مطرح می کند)‏
- مَنْ خَشِی الرَّحْمنَ بِالْغَیبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُنِیب (33)
برای کسی که درنهان از(خداوند)رحمان بترسد و با دلی توبه کار پیش آید .‏
- ادْخُلُوهَا بِسَلاَمٍ ذلِكَ یوْمُ الْخُلُود (ق/34)‏
‏(فرمان دهیم ): به سلامتی به آن درآیید، این است روز جاودانگی.‏
آقا آن بالا مرتب برای شیعه امتیاز می بافد،پائینی های بیخبراز پیام خالق جذب ‏تخصص آقا می شوند،چون آقا حرف مفت وبی مدرک می زند،حرفی ازکتاب خدا ‏برای گفتن ندارد،آیا می شودازاوسؤال کرد مگرشیعه درقرآن آمده که توبرای آنان ‏ثواب جمع می کنی؟! یا سُنی بودن درقرآن آمده که گناه به آنان هدیه می دهی؟
درحالی که انسان وقتی خالقش را شناخت باید بدانداین خالق ازمخلوقش چه ‏خواسته ؟ آیا امرو نهی دارد؟ عده ای گفتند عقل خودش تشخیص می دهد، ‏درصورتی که اتکای تنها به عقل مشکل را حل نکرده، این همه تضادها و اختلافات متکی ‏به عقل بوده، یعنی عقل به طورمطلق نمی تواند مورد اتکاء باشد و مشکل را حل نمی ‏کند، باید قوایی بالاترازعقل هم باشدکه به آن کمک کند که آن وحی است، ‏ازاین مرحله به بعدحدس وحدیث نمی توانند کمکی به حل مشکلات بکنند .‏
‎ ‎
‏{یعنی حرفِ مطابق میزان که ندارید، روضه و مداحی ومراسم خودتان را به کتاب ‏خدا عرضه کنیدکه كتاب آسمانی رافع مشکل است که اگرخدا گفته است سینه ‏بزنید، هیئت متوسّل به فلانی یا مداحی و روضه عبادت است و تزکیه نفس ‏پیدامی کنید، پس ادامه دهید .}‏
کسی که از خدا و خواسته او سخن می گوید اصولاً مجازنیست ازغیرکتاب سخن ‏بگوید :‏
وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللهِ جَمِیعاً ( آل عمران /103)‏
یعنی: همگی به ریسمان خدا (قرآن) چنگ بزنید.‏
وباز می فرماید :‏
فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیءٍ فَرُدُّهُ إِلَی اللهِ وَ الرَّسُول « نساء/59»‏
یعنی:هرگاه درچیزی اختلاف كردیدآن را به خدا «یعنی قرآن » ورسول«یعنی سنت » باز ‏گردانید.‏
متأسفانه حرف اینست که آقایان حرفِ قاضی«خدا» را قبول ندارند و مبارزه خدا و ‏پیامبران با همین دسته و پیروان متعصّب آنان بود!‏
وخداوندخبر ازنجات کسانی می دهد که واقعاً به قرآن متمسّک می شوند .‏
فَهَدَی اللهُ الَّذِینَ ءَامَنُواْ لِمَااخْتَلَفُوا فِیهِ مِنَ الحَقِّ بِإِذْنِهِ واللهُ یهْدِی مَن یشَاءُ إِلَی صِرَاطٍ ‏مُّسْتَقِیم (بقره /213)‏
یعنی :پس خداوند به لطف خود اهل ایمان واقعی را (دینداران را)به حقیقت آن چه ‏مورداختلاف بود هدایت فرمود، به راستی كه خداوند هركه را لایق بداند به را ه ‏راست هدایت كند .‏
خداوندبه طورواضح خبرازعلمایی می دهد كه كتاب و قانون اساسی اورا به عنوان معیار ‏ومیزانِ قوانین و ارائه دهند خط و راه قبول ندارند . ‏
وهرچه پیام آوران تکرار کردند که خداوند می فرماید:‏
‏{ سخن وپیام من شما را به بهترین طریق هدایت می کند . إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ ‏یهْدِی لِلَّتی هِی أَقْوَم(اسراء/9)} ‏
باز آقا روضه و مداحی سرمی دهد .‏
این است که می فرماید:‏
كَذلِكَ یبَینُ اللّهُ لَكُمْ آیاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُون(آل عمران/103)= ‏
خداونداین چنین آیاتش رابیان می کند باشد که هدایت یابید.بطوریکه ‏خود پیامبرهم پای منبرقرآن نشسته:‏
وَإِنِ اهْتَدَیتُ فَبِمَا یوحِى إِلَی رَبِّی إِنَّهُ سَمِیعٌ قَرِیب(سباء/50)‏
واگرهدایت شوم پس به سبب آن چیزی است که پروردگارم به من وحی کرده .‏
پیامبر می گوید هدایت من توسط قرآن است، شیعه هم می گوید حدیث ‏داریم که چون ما شیعه شدیم، دین محمّدی را ما داریم، بهشت مال ماست ! ‏همان حرفی را به مردم القاء می کنند که مشرکان و جاهلان زمان رسول خد(ص) می ‏گفتند، و قرآن كریم حرف آنان را تصدیق می كند، بله شما هم”دین“ دارید !امّا دین ‏شیعه به دردِ خودش می خورد نه خدا، چون دین خدا نیست، دین خدا درکتاب ‏و پیام خداست :بگودین شما برای خودتان و دین من هم برای خودم .‏
لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُون =آن چه را شما می پرستید من نمی پرستم
وَ لَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أعبُد = آن چه راهم كه من می پرستم شما نمی پرستید
لَكُمْ دِینُكُم وَلِی دِین(سوره كافرون)= ”پس“ دین شما مال خودتان ”چون مذهب است“ و ‏دین من هم برای خودم، ‏
وقتی خطیب ازقانون اساسی و قوانین شرع سخن نمی گوید مردم با خواسته ‏خدا آشنا نمی شوند، ادعای دینداری می کنند، مذهبی بارمی آیند نه خدا پرست ! ‏مشرك می شوند، نه راه یافته! علیه دین هستند نه در راه دین! درحالی که محصول ‏تربیت دینی متدین است، ومحصول آقا ریش و تسبیح وشعار ! درحالیکه هردو،هم ‏یگانگی خدا را قبول دارند، هم رسالت پیام آورش را، با آنکه مبلغ و هادی خلق ‏شده،وعالم است ولی جاهل. عالم است در خرافات و موهومات، تسلیم کتاب حدیث ‏و روایت است نه پیام خدا . ‏
از این رو مذهبی های منافق در قالب دینی بسیار خطرناكتر از كافران هستند! ‏
اگربه جای تربیت كردن روضه خوان، آخوندِ معلّم قرآن بیرون می دادند، جنگهای ‏شیعه وسنی پدید نمی آمد! واختلافات حل می شد،چون قانون اساسی خدا ملاک قرار ‏می گرفت! روضه های پهلوی شكسته فاطمه به وجود آورنده جنگ چالداران با ‏هشتادهزار كشته بود! حمله شاه عباس به شهر هرات كه با ریختن خون چهل هزار مسلمان ‏پایان یافت ثمره روضه بود! ‏
آقا به مردم می گوید : شما شیعیانِ واقعی علی هستید، بهشت ازآنِ شماست! برای ‏ارباب جشن تولّد بگیرید، برای همان اربابی که درتاریخ آمده است طلحه وزبیربه ‏حضور او رفتنددرحالی كه به حساب بیت المال می رسید، پرسید كار خصوصی دارید یا ‏عمومی؟ « مربوط به ملّت» آنان گفتند: خصوصی و علی فوراً شمع را خاموش كرد و ‏فرمود این شمع از بیت المال مردم است، یعنی او نشان داد نباید اموال مردم را صرف ‏مقاصد پوچ كرد، امّا شما برای همین علی جشن تولّد می گیرید ! مسجد ها، سالن ها، ‏حسینه ها را تبدیل به محل رقص و پایكوبی و صرف میوه وشیرینی، پوستر ها، چراغانی ‏می كنید كه با هزینه آن می توان هزاران دختررا به خانه بخت فرستاد ! شما راه علی را ‏می روید ؟!علی در مورد یك شمع متعلق به ملّت اسراف نمی كرد ولی شما با ‏اعمالتان او را تكذیب می كنید نه پیروی ! این نوع جشن تولّدِ برای مردگان «شَعَائِرِ ‏اللَّه»!است یا«شَعَائِرِ الناس» ؟ ‏
آن زمانی كه علی زنده بود و درمیان اصحاب یا شیعیانش حضور داشت به گروهی از ‏آنان فرمود: شما عابدانِ بدون عملِ صالح و بازرگانان بی بهره از سود و بیداران به ‏خواب رفته اید(نهج البلاغه خطبه 108)‏
وباز درسوره جمعه آیه 5 درحمله به علمای یهود که رعایت و تکلیف کتاب خدا را ‏نکردند می فرماید: مانندالاغی هستندکه کتاب بارشان کرده اید(یعنی عالمانی که به ‏پیام بی توجّه اند)‏

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه