منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 820
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 264
بازديد کل : 2080723
 
   
انحراف يهوديان، نصاري و اعراب جاهليت
صاحب اثر: نوار اسلام   تاريخ درج مقاله:2012-06-28  تعداد بازديد:171
یكی از گروه هایی كه پیامبر خدا درمقابل خود داشت یهودیان بودند كه فریاد می زدند:‏ ‏ وَقَالَتِ الْیهُودُ وَ النَّصَاری نَحْنُ أَبْنَاؤاْ اللهِ وَ أَحِبَّاؤه = یهودیان ومسحیان می گویند : ما پسران و دوستان خداییم!(یعنی به ‏خدای خود قالب بشری داده بودند )

 

‏ یكی از گروه هایی كه پیامبر خدا درمقابل خود داشت یهودیان بودند كه فریاد می زدند:‏
‏ وَقَالَتِ الْیهُودُ وَ النَّصَاری نَحْنُ أَبْنَاؤاْ اللهِ وَ أَحِبَّاؤه = یهودیان ومسحیان می گویند : ما پسران و دوستان خداییم!(یعنی به ‏خدای خود قالب بشری داده بودند ) ـ
قُلْ فَلِمَ یعَذِبُكُم بِذُنُوبِكُم = بگو پس چرا(خداوند)شما را دربـرابر گناهانتان عذاب می دهد ؟! ـ
بَلْ أَنتُم بَشَرٌ مِّمَّن خَلَقَ یغفِرُ لِمَن یشَاءُ(مائده /18 )= بلكه شما مانند سایر انسانها هستید كه خداوند آنان را آفریده و خداوند ‏هركه را بخواهد می بخشد و هركه را بخواهد عذاب می كند .‏
زیرا یهودیان هم چون ازنامه خالق خود فاصله گرفتند، گفتند :‏
وَ قَالَتِ الْیهُودُ عُزِیرٌ ابنُ الله = یهودیان گفتند« عزیر»پسر خداست ـ
وَ قَالَتِ الْنَّصَاری الْمَسِیح ابنُ الله = و مسیحیان گفتند پسر خدا«مسیح» است
‏(توبه /30) ‏
یعنی، به این نتیجه رسیدند كه عنصر یهودیان ، مسیحیان و خدا یكی است ( نژاد پرستی قومی را هم داشتند)‏
وَقَالُواْ اتَّخَذَالرَّحْمَانِ وَلَداً= گفتند خدای رحمان فرزندی دارد (گرفته) ! ـ
لَقَدْجِئتُمْ شَیئاً إِدّاً = به راستی چیزی (بس) زشت ( در میان) آوردند ! ـ
تَكاَدُالسَّمَاواتُ یتَفَطَّرنَ مِنهُ وَتَتشَقُّ الأَرضُ وَ تَخِرُّالْجِبَالُ هَدّاً= نزدیك است آسمانها از آن ( سخن) پاره پاره شوند و زمین ‏بشكافد و كوه ها درهم شكسته فروریزند ! (مریم /88 تا90)‏
یعنی، نامه خداوند با بیان فسادِ عقیده یهودیان و مسیحیان می خواهد به اصلاح فكر و اندیشه مذهبی های عرب بپردازد تا ‏آنان بسوی دین خواسته خالق بروند و نه عقاید و نظرات اشخاص .‏
باز یهودیان می گفتند:‏
‏ دوستدار واقعی الله ما هستیم ، « قَالَتِ الْیهُودُ عُزِیرٌ ابنُ الله » یهودیان ادعا كردند عُزیر فرزند خدا بود ‏، ما هم فرزندان خدا هستیم: «نحن ابناء الله » از آنجا كه ما خدا را دوستداریم خدا هم ما را دوست ‏دارد پس ما اهل بهشت هستیم !( فقط یك كلمه را تغییر دادند عُزیر عبدالله را ، عزیرابن الله كردند)‏
و باز گفتند : تعرض به زن بیگانه بریهود مباح است! یهود هرگز به خاطر بدرفتاریهایش با غیر یـهود مـؤاخـذه و كیفر ‏نمی شود! ـ
ذَلِكَ بِأنَّهُمْ قَالُواْ لَیسَ عَلَینَا فِی الْأمِّینَ سَبِیلٌ وَ یقُولُونَ عَلَی اللهِ الْكَذِبَ وَهُمْ یعْلَمُون(آل عمران/75)‏
یعنی:(درباره ) كتاب ناخواندگان (قوم عرب)گناهی برمانیست و (دیده و) دانسته برخدا دروغ می بندند .‏
اكثراً امانت دار نیستند
وَ مِنْهُمْ مَّن إن تَأمَنْهُ بِدِینَارٍ لَّا یؤَدِّهِ إِلَیكَ إِلَّا مَادُمْتَ عَلَیهِ قَائِماً (آل عمران/75)‏
یعنی: و از آنها كسانی هستند كه اگر دیناری رابه رسم امانت بدیشان بسپاری ، آن را به تو باز پس ندهند ، مگر آنكه ‏پیوسته بالای سرشان ایستاده باشی .‏
‏ ادعای برتریت قومی دارندكه :‏
ملت برگزیده فقط یهود است ، و ملت برگزیده شایسته زندگی جاوید است ، بركت روی زمین به علت وجود ماست . ‏
یا بَنِی إسرَائِیلَ اذْكُرُواْ نِعمَتِی الَّتِی أَنعَمتُ عَلَیكُم وَ أَنِّی فَضَّلْتُكُمْ عَلَی العَالَمِین(بقره/47)‏
یعنی : ای بنی اسرائیل ،آن نعمتم را كه برشما ارزانی داشتم یاد كنید و (نیز)آنكه شما را برجهانیانِ(هم روزگارتان) برتری ‏دادیم .‏
در حقیقت، در این آیات خداوند گله از عدم قدرشناسی این قوم دارد و شناخت برتری قومی خداوند شناخت ‏نژادی نیست بلكه شایستگی{إِنَّ أَكرَمَكُم عِندَاللهِ أَتقَاكُم(حجرات/13)بهترین شمادرنزد پروردگارتان پرهیزكارترین ‏شماست}است؛ نظیر این آیه هم در سوره آل عمران آیه 110 برای مسلمانان آمده است.‏
لجاجت با پیام انبیاء
وَ إِذْقُلْتُمْ یا مُوسی لَن نُّؤمِنَ لَكَ حَتَّی نَرَی اللهَ جَهْرَهً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَهُ وَ أَنتُمْ تَنظُرُون(بقره/55)‏
یعنی : و آن هنگامی« رابه یادآور»كه بـــــه موسی گفتند: ما هرگز به تو ایمان نمی آوریم تا خداوند را آشكارا ببینیم ، پس ‏صاعقه شماراگرفت ، درحالی كه نگاه می كردید .‏
غنای انسانی و فقر الهی ؟!
لَّقَدْ سَمِعَ اللهُ قَولَ الَّذِینَ قَالُواْ إِنَّ اللهَ فَقِیرٌوَ نَحْنُ أَغْنِیاء
یعنی : بی گمان خداوندسخن (آن یهودیان) راشنید كه می گفتند : خدا فقیر است و ما بی نیاز! ـ
سَنَكْتُبُ مَا قَالُواْ وَ قَتْلَهُمُ الأَنبِیاءَ بِغَیرِ حَقٍّ (آل عمران/181) آنچه را كه گفتند ـ
‏( برایشان)خواهیم نوشت و اینكه پیامبران را به ناحق كشتند .‏
یعنی كسانی كه حقّ رامنتقل می كردندبه ناحقّ توسط این قوم كشته می شدند!‏
اتَّخَذواْ اَحْبَارَهُمْ وَرُهْبانَهُمْ اَرْباباً مِّن دوُنِ اللهِ وَ المَسِیحَ ابْنَ مَرْیمَ وَ مَآ اُمِرُواْ اِلَّا لِیعْبُدُواْ اِلَهاً وَاحِداً لَّآ اِلَهَ اِلَّا هُوَ سُبْحانَهُ عَمَّا ‏یشْرِكوُنَ . ( توبه / 31 )‏
یعنی : به جای خداوند (اهل كتاب) احبار وراهبانشان را(علمای دینی و پیشوایان مذهبی خود را) به خدائی گرفته اند ، ‏و(نیز) مسیح پسرمریم را (خدا می دانند) درحالی كه بدیشان جزاین دستور داده نشده بود كه:تنها خدای یگانه را بپرستید(و ‏بس) كه جز خدا معبود(راستینی) نیست و او پاك و منزه ازاست از آنچه شریك او قرار می دهید .‏
‏{ از میان مذاهب اسلامی عده ای از عرفا و وحدت وجودی ها هم ادعا كردند هر انسانی خدا است!) گفتند مگر خدا ‏از روحش درما ندمیده ؟مگر ماجانشین او درزمین نیستیم ؟«این قسمت ها را از مسیحیت اكتساب كردند كه در تورات ، ‏سفر پیدایش ، باب 6 می گوید: پسران خدا ، دختران آدمیان را دیدند كه نیكومنظرند و از هر كدام كه خواستند زنان ‏برای خویش می گرفتند ». ‏
یا در«تورات ، سفر پیدایش، باب 1» می گوید خدا انسان را به صورت خود آفرید}‏
پیامبر خدا(صلی الله علیه وسلم) با بیان مسیر انحراف یهودیان از توحید به سوی شرك به مسلمانان یاد می داد مبادا شما هم از وحی فاصله ‏بگیرید و در دام فرق و مذاهب گرفتارشوید . ‏
‏ {عجیب آنكه هنوز هیچ آئین و روشی نتوانسته مانند پیام قرآن بشر را بیدار و از موهومات دور بسازد و نشان بدهد كه ‏زمینه درك حقیقتِ دینی در فطرت بشر به ودیعه نهاده شده ، خواه دانش و علم آنرا آموخته باشد و خواه از علم و ‏دانش آن بی بهره باشد ، زمینه درك این حقیقت را در باطن آدمی فراهم است ، كافی است كه انسان انتخاب كند .} ‏

‏ ـ انحراف مسحیان
پرچمدار انحراف مسحیان ، پاپ ها ، كاردینالها ، أسقف ها ، كشیش ها و پدران به اصطلاح روحانی بودند و هستند و ‏خواهند بود .‏
یكی دیگراز دسته های مقابل پیامبر، مسیحیان بودندكه فریادمی زدند :‏
‏« قالت المسیح ابن مریم ابن الله »‏
‏« خدا ،پدر عیسی است و عیسی پسر گرامی خداست = یوحنا باب هفتم » ‏
‏«من ازخود سخن نمی گویم ، بلكه پدری كه مرافرستاده است ، به من فرمان داد كه چه بگویم و چگونه صحبت كنم ! ‏یوحنا ، باب 12 ،آیه 49» ‏
قرآن در رد این عقیده می فرماید:‏
لَقَدْ كَفَرالَّذِینَ قَالُواْ إِنَّ اللهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَریم ـ
بیگمان كافرشدند كسانیكه گفتند : خدا همان مسیح پسرمریم است( امروز به هركلیسای واقع در جامعه مذهبی ایران ‏مراجعه كنید و سئوال كنید همین جواب را می شنوید كه مسیح همان خدا است) ـ ‏
و خداوند در ادامه آیه سخن تحریف شده مسیح (علیه السلام) رایاد آور می شود كه :‏
وَ قَالَ الْمَسِیحُ یابَنِی إِسرائِیلَ اعبُدُواْ اللهَ رَبِّی وَ رَبَّكُم (مائده /72)‏
حال آنكه عیسی گفته بود : خدای یگانه را بپرستید كه پروردگار من و پروردگار شماست.‏
پیامبر خدا بــا وحی الهی مسیر انحراف مسیحیان را در آیات گوناگون به تصویر می كشاند ، یعنی شما ای مسلمانان به ‏راه آنان نروید .‏
اعتقاد به حلول عیسی(یعنی خداوند در شكل عیسی برروی زمین قرار گرفت! تجسد !) ـ ‏
اعتقاد به صلیب كشیده شدن مسیحِ خدا گونه (یعنی او به صلیب كشیده شد تا وسیله پاك شدنِ گناهان پیروان باشد!) ـ ‏
اعتقاد به تثلیث یعنی، 3 خــــدایی ( پدر ، پسر ، روح القدس) ـ ‏
اعتقاد به تقدس صلیب ـ ‏
اعتقاد به تقسیم بهشت و دوزخ ـ ‏
اعتقاد به گوشه گیری و عزلت ـ ‏
اعتقاد به ازدواج نكردن مسیح و.....................و این آغاز و انتهای انحراف نبود زیرا در اروپا همین علمای مسیحی ‏بودند كه فرمان تشكیل مجمع «انكزیسیون» را صادر كردند و با تفتیش عقاید هزاران هزار از نویسندگان یعنی همان ‏كسانی كه اقدام به كشف حقایق كردند را كشتند ! شخص پاپ هولناكترین و مخوفترین زندان ها را در واتیكان پدید ‏آورده بود ، محاكمه محققینی چون گالیله(كه قائل به حركت زمین بود) ، كوپرنیك (معتقد به عالم بزرگ فلكی بود) ، ‏برنو( عالمی كه رسوا كننده فلسفه كاذبانه بود)و همچنین پرتیلی ، كامپانلا ، كلمبوس ، پاسكال ، مونتانی و مولرهمه را ‏بجرم نظرات علمی ازبین بردند . ( به عبارت دیگر عملا ً نشان دادند مذهب با هر گونه علمی مخالف است و از قوای ‏عقلی بهره نباید گرفت . )‏

ـ انحراف اعراب جاهلیت ‏
دسته سوم یا گـروه اصلی را مشركان یا عرب های جاهل تشكیل دادند كه فریاد می زدند :‏
ای محمّد متوجه ادعاهایت باش كه محبّان واقعی الله ما هستیم (قرآن به آن اشاره می كند)‏
وَالَّذِینَ اتَّخَذُواْ مِن دُونِهِ أَولِیاءَ = كسانی را كه «به غیر ازالله» به دوستی گرفتند (می گویند) ـ
مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیقَرِّبُونَا إِلَی اللهِ زُلْفَی«زمر/3» = ما اینها را نمی پرستیم ، اینها (واسطه) نزدیكتر شدن ما به خدا هستند .‏
مراسم ، تعظیم ها ، وتكریم های ما در برابر این بت ها برای درخواست شفاعت از خداوند است «هؤُلاَءِ شُفَعَاؤُنَا ‏عِندَ اللَّه” یونس/18“ » .‏
نكته4ـ دیروز هیچ مشركی ادعا نمی كرد كه ما 2 خدا را باور داریم ، چنانكه امروز هم هیچ مشركی نمی گوید ، و هیچ ‏مشرك دیروز و امروزی هم با شخصِ محمّد دشمنی نداشته وندارد ، شخصیتش مورد قبول همه بود از زمانیكه او در ‏مقام رسالت قرار گرفت با مطرح كردن عقیده اش در قالب رسالتش دشمنی به وجود آمد كه گفت:‏
عبادت فقط برای خداست ، سجده فقط برای خداست ، رازقیت ، خالقیت دراختصاص خداست . اوج اختلاف زمانی ‏بیشتر شد كه محمّد(صلی الله علیه وسلم) گفت شرایط دوست داشتنِ الله را «الله» تعین می كند ، نه شما اگر واقعاٌ دوستدار خدا هستید ‏همه عبادتهایتان را به الله اختصاص بدهید و جایزه هم بگیرید .‏
از این جهت پیام خدا را برای مشركان می خواندكه :‏
أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَولِیاءَ=آیا«مشركان»غیرخدا را اولیاء خود قرار دادند؟!‏
‏(یعنی غیر خدا را حافظ و مراقب خود می دانند) در این آیه« أَولِیاءَ» بمعنی مراقب و حافظ بودن است كه فقط در ‏اختیار خداست و این معنی در المنجد آمده ـ ‏
فَاللهُ هُوَ الوَلِی وَ هُوَ یحْی الْمُوتَی=حال آنكهولی شماخدااست«كسی»كه زنـده می كند و می میراند ـ
‏« فقط این ولی می تواند حافظ باشد و قابل عبادت»‏
وَ هُوَ عَلَی كُلِّ شَیءٍ قَدِیر( شوری /9)= واو بر هر كاری تواناست .‏
و از طرفی هم به تشویق مؤمنان پرداخته كه :‏
وَالْمُؤمِنُونَ وَ الْمُؤمِنَاتُ بَعضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یأَمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ ینْهَوْنِ عَنِ الْمُنكَر
‏( توبه/71)‏
یعنی :مردان وزنان مؤمن اولیاء یكدیگرند «دوست و غمخواریكدیگر»به معروف امر می كنند و ازمنكر باز می دارند . ‏
چون مؤمنان اولیاء یا دوستان خود را بنده خدا می دانند و هیچگاه آنان را عبادت نمی كنند(ائمه ، فاطمه و خاندان ‏پیامبر بندگان خدا و هیچ یك در قالب عبادت نمی آیند) .‏
همانطور كه می بینیم دریك آیه یكی از صفات ولی ی قابل عبادت «یحیی و یمیت» است كه آنهم الله است و ‏مشرك ولی اش با آنكه فاقد این صفات است اما این قدرت را برایش قائل است « و این عبادت آنهاست » و در آیه ‏دیگر زنان و مردان مؤمن ولایتی را انتخاب كرده اند كه یكدیگر را ازقائل شدن به چنین صفاتی منع می كنند .‏
اما اگر عبادات خود را فقط به خالقتان اختصاص دهید جایزه شما اینست كه همه گناهانتان را می بخشد .‏
قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللهَ ـ
یعنی :بگو اگر خدا را دوست دارید ـ
فَاتَّبِعُونِی = از من «كه رسول او هستم را» تبعیت كنید« یعنی من به دنبال وحی می روم شما هم ‏مثل من عمل كنید» ـ ‏
یحْبِبكُمُ الله= تا خدا هم شما را دوست داشته باشد ـ
و جایزه شما اینكه :‏
وَیغْفِرلَكُمْ ذُنُوبَكُم وَاللهُ غَفُورٌرَّحِیم(آل عمران/31)= و گناهان شما را بیامرزد و خداوند آمرزنده مهربان است .‏
پیام آور می گفت همه عبادتها را به او اختصاص بدهید .‏
قُلْ اِنَّ صَلاتِی وَ نُسُكِی وَ مَحْیای وَ مَمَاتِی لِلّهِ رَبِّ العَالَمینَ (انعام/162)‏
یعنی : بگو بی گمان(همه عبادت های من) نمازم وعباداتم و زندگانی ام و مرگم همه برای خداست كه پروردگار ‏جهانیان است .‏
یعنی : من همه عبادت هایم را به خدا اختصاص داده ام ـ من همه امور مالی و نذر هایم را به خدا اختصاص داده ام ـ ‏من همه درخواست هایم و خواندن هایم را فقط به خدا اختصاص داده ام ـ مرگ و زندگی ام هم در اختصاص خدا است. ‏كه رب العالمین او است . رب الصدیقین ، رب الشهداء ، رب النبین .......« به زبانی دیگر رب همه غیر الله ها مثل : ائمه ‏، انبیاء ، امامان ، صالحین، جبرئیل، حاملین عرش ، و.......خداست» است ، كه همه و همه این ها غیر الله هستند .‏

سایت نوار اسلام
IslamTape.Com


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه