منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 820
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 275
بازديد کل : 2080734
 
   
فشرده اي از ماجراي محو شدن تمدّن ديني (اهل سنت) ايرانيان / 2
صاحب اثر: نوار اسلام   تاريخ درج مقاله:2012-06-27  تعداد بازديد:177
و چون امام رضا فوت کرد به دستور«مأمون» او را ‏در کنار «هارون الرّشيد» خاک کردند ، و نام آنرا بــه « مشهد امام رضا» تغيير ‏دادند .{يعني هارون الرّشيد و امام رضا درکنار هم آرميده اند}‏ صفويان پس از تخريب و غارت اصفهان متوّجه بزرگترين مرکز فرهنگي آن ‏دوران«شيراز»شدند، مردم همه شافعي مذهب بودند و هيچ سند تاريخي به دست ‏نيامد که نشان دهد شيعه زيدي يا شيعه اماميه در آنجا ساکن باشند...

 

و چون امام رضا فوت کرد به دستور«مأمون» او را ‏در کنار «هارون الرّشيد» خاک کردند ، و نام آنرا بــه « مشهد امام رضا» تغيير ‏دادند .{يعني هارون الرّشيد و امام رضا درکنار هم آرميده اند}‏
صفويان پس از تخريب و غارت اصفهان متوّجه بزرگترين مرکز فرهنگي آن ‏دوران«شيراز»شدند، مردم همه شافعي مذهب بودند و هيچ سند تاريخي به دست ‏نيامد که نشان دهد شيعه زيدي يا شيعه اماميه در آنجا ساکن باشند. ‏
صفويان حتي به بغدادبزرگترين مرکز فرهنگ اسلامي آن زمان حمله وهمه کتاب هاو آثار ‏فرهنگي را از بين بردند.‏
صفويان با سربازان قزلباششان به خصوص شاه «اسماعيل» در سن 22 سالگي به اين باور ‏رسيده بود که او رهبرمسلمانان جهان و نماينده امامان شيعه است ودرهمه کشتارهااز ‏طرف امامان ياري مي شود ، و رسالتش نابودي سُنيان است!!‏
‏(خواجه علي سياه پوش پسر شيخ صدرالدّين که به جاي پدر بررياست خانقاه تکيه ‏زد و خواجه علي هم مانند پدرش«اميرتيمور»راپادشاهي عادل به مردم مـــعرفي مي ‏کــــــرد ، اميرتيموري که درشهرهاي مختلف ازسر ايرانيان مناره مي ساخت ، ‏‏«اميرتيمور» در حمله به ترکيه فعلي(آناتولي) هزاران جوان «تاتار»را باخود به ‏ايران آورد و آنان را نذر خانقاه کرد که بعد ها نام «قزلباش» گرفتند، لازم است ‏بدانيد که آنان گروه هاي نيمه وحشي بودند و از اسلام هيچ اطلاعي ‏نداشتند،قزلباشان کساني بودندکه همه مساجد و مراکزي راکه نام خلفا برآن حک شده ‏بود تخريب کردند، کشتارو تجاوز سراسري اين سربازان لکه ننگ بزرگي است در ‏تاريخ ايران ـ به نقل از کتاب حبيب السّير، ص476 و کتاب جهانگشاي خاقان)‏
مسير پيدايش شيعه را بايد به طور اختصار از مادرِ اسماعيل پيگيري کرد ، که با ‏فتواي فقهاي اهل سنت خانواده مادريش قتل عام شدند و اين زماني بود که ‏‏«تاتار»ها يا همان قزلباشان که از راه چپاول و غـــــارت زندگي مي کردند از سران و ‏شيوخ خود اطاعت مطلق داشتند ، و هفت تن از شيوخ «اسماعيل» و مادرش را به ‏‏«لاهيجان» بردند و تحت تعليم قرار دادند و به او لقب شاه به معني «شيخ طريقت» ‏دادند ، در اين زمان او 7 ساله بود . مريدان «شيخ طريقت» مخفيانه به ديدن ‏شاه «اسماعيل» مي آمدند و نذورات خود را تقديم و بر قدم اوبوسه زده ، سجده ‏کرده و برکت مي گرفتند . از يک طرف مادر انديشه انتقام درگوش شاه زمزمه مي ‏کرد وازطرف ديگر«شيوخ» ماجراي کربلا وماجراي پدر و جدش را به شاه القاء مي ‏کردند،که اسماعيل باور کند ازيک خاندان قديسي بزرگ است وپس ازآنان اين ‏تقدس رااوميراث برده !‏
شيوخ «اسماعيل» رادر12 سالگي به «اردبيل» بازگرداندند و در ابتدا حدود 2 ‏هزارنفر از مريدان «قزلباش» به او پيوستند ، درنزديک «ارزنجان» توقف کردند تا ‏خبر به ديگر قبايل تاتار رسيد و 9 قبيله ديگر به او پيوستند که از تاراج و کسب ‏مال عقب نمانند .‏
نيروي لازم آماده بود حمله نسل کشي سني ها آغاز شد ـ گرجستان ـ شروان ـ روستاي ‏شوره گل ـ شماخي ، قتل عام و غارت شد . به سمت شهر200هزار نفري تبريزرفتند ، ‏همه مردم سُني شافعي بودند( سال 880خ ) ، بدون خون ريزي شهر تصاحب کردند ، ‏وارد کاخ هشت بهشت شد و اعلام پادشاهي کرد ، در اين زمان او 14 ساله است، يک ‏روزپس از قدرت روزجمعه بود ، تصميم گرفت يا همه مردم تبريز شيعه شوند يا ‏نسل کشي را آغاز کند ، به مسجد جامع رفت برمنبر ايستاد فرياد برآورد که از سنيان ‏تبرّا جوئيد و بر ابوبکر و عمرو عثمان لعنت کنيد ! خلفا خلافت را غصب کردند ! از ‏دين خارج شدند ! يزيد دست نشانده آنان بـــود! امام حسين را مي کشيد ؟! ‏درب خانه علي را آتش مي زنيد ؟! پهلوي فـــاطمه را مي شکنيد؟! فاطمه را شهيد ‏مي کنيد ؟! محسنش را سقط مي کنيد ؟! درحاليکه علما همه درحيرت حرفهاي ‏اين جوانک قرار گرفته بودند سرِ چند عالم حاضردرنمازقطع و شکم ها دريده شد ‏وسپس همه قتل عام شدند ! مسجد خراب و به محل نگهداري اسبان تبديل شد ! از ‏فرداي آنروز شهر تبريز در آتش و غارت مي سوخت ، تجاوزناموسي، دريدن شکم ‏زنان باردار ! مردم بايد با «قزلباشان» همصدا مي شدند ، لواط امري عادي بود ، ‏خمرفروشي برگذر هر دهي آغاز و خريدن و نوشيدن در محل يک دستور، و امتناع ‏ازآن يعني سني و کافرکيش بودن و مستحقّ مرگ ، از شکنجه هاي متداول آنان ، سر ‏در ديگ جوشان کردن ، پوست کندن ، در آتش انداختن ، ماليدن شيره بربدن در ‏قفس آهنين و رها کردن مورچه بر آن ،تجاوز به دختران و پسران درميدان ها در ‏حضور والدين .‏
تاريخ هيچ قوم ستمگري راهمانند قزلباشان در خود ندارد! به همين ترتيب شهرهای بعدي: ‏اردبيل، اصفهان ، همدان ، شيراز ، قم ، کاشان ، سمنان ، دامغان، ورامين ، فيروز ‏کوه ،گرگان ، يزد ، طبس ، بغداد(تا 22سالگي) که ‏خون و آتش ايران را فرا گرفته بود وشيعه اثني عشري امروز نتيجه زحمات شاه ‏اسماعيل ونيکانش با هم ياري علماي جنوب لبنان شکل گرفت ؟!‏
‏(درهرات قبر « بزرگ ايراني » جامي را تخريب و استخوانهايش را در بيابان ‏ريخت ، که او يک سني بود! و در بغداد هم مسجد و قبر ابوحنيفه را تخريب و ‏استخوانهاي جسد را بيرون آورده و لاشه سگي را دفن کردند و مستراحي ساختند و ‏جـايزه تعين کردند که هرکس به اين مستراح برود پاداش مي گيرد ! ( عالم ‏آراي صفوي ، ص477)‏
شاه اسماعيل اين القاب را کسب کرد = ولي الله اعظم ـ شاه شريعت پناه ـ ولي امر ‏مسلمين جهان ـ مولا ـ مقتدا ـ شاه معظم ـ و صدها لقب ديگر... اين شاه معظم در ‏کاسه سرشيبک خان دشمنش شراب مي نوشيد ! مدعي بود من قبل از ظهور آقا ‏شرايط را مناسب مي کنم ! من درمسير مشيّت خدا حرکت مي کنم و از طـــرف ‏امامان الهام مي گيرم و رسالتم نابودي سُنيان است !‏
امروز ما هزارسال است فرهنگ روضه و مداحي را به عنوان دين خدا به مردم داده ‏ايم. آيا ازپيروان شاه اسماعيل صفوي هستيم يا مطيع کتاب خدا و قانون ‏اساسي او؟ و متأسفانه از آنجا که فرهنگ و تمدّن ديني ايرانيان را تخريب ‏کرده اند زمينه زور و تزوير قدرت را به دست گرفت و عقل به جاي تفکّر جبراً به شمشير ‏بله گفت ، که بله حقّ باشماست ! تفکّرديني کنار رفت و سرانجام باطل توجيه گرا ‏حقّ را پس زد و دين خدا به صورت همان پالان وارونه تصوّرشد؛ مداح و روضه خوان ‏مبلغ دين خدا شدند و مذهب دين شد. اگر امروز شيعه هستيم در مقابل دين ‏هستيم و درميان ديگرمسلمانان مطرود و مشرک ، کمترکسي جلو رفته و دليل و ‏برهان آنان را تحقيق می کند (آمار صادرات دختران ايراني به کشورهاي عرب جنوب ‏خليج فارس مؤيد اين حقيقت است ، و چراکسي تا کنون عکس اين قضيه ‏رانشنيده که از آن طرف به ايران زنان را صادر کنند؟ وطالب هم زياد باشد!) ‏باعث سرافکندگي است . ‏
‏(شيعه به معني پيروان در سوره صافات آيه 84 و83 ـ شيعه به معني دوست در سوره قصص آيه ‏‏15 و به معني مذهب مذهب شدن در سوره روم آيه 31و 32)آمده است .‏
نکته : يک نکته بسيارمهم درتأييد اين مطلب که آيا واقعاً ايرانيان ازاهل ‏سنت بودند؟ آثار بجا مانده ازدانشمندان و شعراي آن ايام مـــهرتأييدي ‏براين حقيقت زده اند ، شعرايي چون سعدي ، حافظ ، مولوي ...
نمونه ‏
‏1 ـ حافظ مي گويد من سني شافعي هستم .‏
حافظ ازعقيده خودش مي گويد من به اهل سنّت و جماعت گرايش دارم ، ازاين ‏جهت برخلاف شيعيان که درسوگ امام سنّيان اين روز را عيد مي گيرند ، او ‏چنين مي سرايد :‏
بهاءٌ الحقِّ والدّين طابَ مَثواه
‏ امام سنّت وشيخ جماعت ‏
چومي رفت ازجهان اين بيت مي خواند ‏
‏ براهل فضل و ارباب جماعت
بطاعت قرب ايزد مي توان يافت
‏ قدم درنه گرت هست استطاعت
حافظ مي گويد: شافعي بزرگترين فقيه است .‏
‏(نشان مي دهد از اهل سنت و شافعي مذهب است.)‏
تحصيل عشق و رندي آسان نموده اوّل
‏ آخربسوخت جانم درکسب اين فضائل
حلّاج برسر دار اين نکته خوش سرايد
‏ ازشافعي نپرسند امثال اين مسائل ‏
‏(يعني درمسائل عشق نبايد به شافعي رجـــوع کنيد ، مسئله داني شافعي ازمقوله ‏ديگري است و اگر درمواردي هم حافظ به علي«ع» اظهارارادت کرده دليل شيعه ‏بـودن اونيست چراکه همه پيروان شافعي ازارادتمندان اميرمؤمنانند.) ‏
به فتواي فقهاي اهل سنت درنمازميت«چهارتکبير»گفته ‏
ميشود،شيعه اماميه«پنج تکبير»فرض شده وخواجه نظراهل سنّت را مي پسندد.‏
من هماندم که وضو ساختم ازچشمه عشق ‏
‏ چارتکبير زدم يکسره برهرچه که هست

نمونه هايي ازمولوي : ‏
‏2 ـ «مولوي» هم در مثنوي، خود را يک سني اشعري مذهب معرفي مي کند
وقضيه اين است که سني ها يا اشعري هستنديا معتزلي ، اشعري ها هم به حس و هم ‏به حقّ بيني متمسّک هستند ودرضمن قائل به اختلاف عقول نيزهستند درحاليکه ‏مولوي مي گويد : معتزله باطلند چون هم عقول را مساوي مي دانند و هم مسخّر حس اند ‏‏.(ص 107)‏
چشم حس را هست مذهب اعتزال ‏
‏ ديده عقل است سني دروصال

سخره حِسَند اهل اعتزال ‏
‏ خويشرا سني نــمايند ازضلال
هرکه درحِس ماند او معتزلي است ‏
‏ گرچه گويد سنيم از جاهليست ‏
هرکه بيرون شد زحِس اوسني است ‏
‏ اهل بينش چشم حس خويش بست
ودرص 240 مي گويد:‏
اختلاف عقلها دراصل بود ‏
‏ بروفاق سنيان بايد شنود
برخلاف قول اهل اعتزال
‏ که عقول از اصل دارند اعتدال ‏
‏( درقصه پيرجنگي ،ص 51) درتعريف از عمر مي گويد:‏
چونکه فاروق شد آئينه اسرار شد
‏ جان پير از اندرون هشيارشد
وبازدرتعريف ازعمردرص 34 مي گويد:‏
بدعمررا نام اينجا بت پرست ‏
‏ ليک مؤمن بود نامش درالست ‏
درص 550 درمدح ابوبکر مي گويد:‏
مر ابوبکرتقي را گوببين ‏
‏ شدزصديقي اميرالصادقين
اندر اين نشأه نگر صديقرا
‏ تا بحشر افزون کني تصديقرا
درحاليکه هيچ شيعه اي از عمرو ابوبکرتعريف نمي کند بلکه ناسزا هم مي گويند.‏
واگرشاعري هم از علي(عليه السلام) مدح کرده باشد دليل برشيعه بودن اونيست چون اهل ‏سنت همه خلفارا مدح مي کنند ‏
وباز درص 74 به تعريف از عمر پرداخته :‏
آمده عمربه حرب مصطفي ‏
‏ تيغ در کف بسته بس ميثاقها
گشته اندر شرع اميرالمؤمنين ‏
‏ پيشوا و مقتداي اهــل دين
شيعه دشمن و قاتل علي را لعن مي کند ، جناب مولوي او
را اهل بهشت و دست خدا مي داند.‏
آلت حقّي و فاعل دست حقّ ‏
‏ کي زنم برآلت حقّ طعن ودق ‏
غم مخور فردا شفيع تو منم ‏
‏ مـــالک روحم نه مملوک تنم
و موضوع ديگراينکه شيعه معتقد است درغديرخم پيامبر علي را با جمله «من ‏کنت مولاء فعلي مولاء» ولي و صاحب اختياروجانشين معرفي کرده است، ولي او مي ‏گويد عقيده سُنيان درست است ، که مولي را به معني دوست گرفتند.(ص642)‏
گفت هرکس رامنم مولا و دوست ‏
‏ ابن عم من علي مولاي اوست

‏3 ـ «شاه نعمت الله ولي» خــــود را سُني اشعري معرفي مي کند.‏
شاه نعمت الله که درسال 703 درکهبنان کرمان متولّد شدوصوفيان ومرشدان غالباً سلسله ‏خود را به اومي رسانند او هم درص 487 ديوانش خود را سني اشعري معرفي مي کند ‏ومي گويد چهارخليفه رادوست دارم و دشمن معتزلي هستم .‏
رافضي کيست دوشمن بوبکر ‏
‏ خارجي کيست دشمنان علي
هرکه او چهار يار دارد دوست
‏ امت پاک مذهب است و ولي ‏
دوستدار صحابه ام بتمــــام ‏
‏ يارسني و خــــــصم معتزلي
جامي عارف بزرگ ايراني که قبر او درهرات است ، سني بود که شاه اسماعيل فرمان ‏تخريب آن را داد!( عالم آراي صفوي ، ص477)‏
‏(انشاءالله اهــل تحقيق که آشناباشعرو ادب فارسي هستند در اين زمينه بررسي و اين بخش را کامل نمايند تا نشان دهند شعراي آن دوران ‏اکثراً ازاهل تسنن بودند.) ‏
نکته :{اگرمايل به تحقيق بيشتر و به دست آوردن دليل کامل تري هستيد ، ابتدا ‏به کتاب «ارمغان آوران تشيع نوشته اميرحسين خنجي» ـ مراجعه و سپس به احسن ‏التواريخ حسن بيک روملو«نشربنگاه ترجمه» ـ اسلام درايران« ازهجرت تا قرن نهم ‏هجري» پطروشفسکي ـ ايران عصرصفوي«راجرسيوري» ـ تاريخ امپراطوري عثماني ‏،هامر پور گشتال ـ تاريخ روابط ازابتداي صفويه تا پايان جنگ دوّم جهاني ، ‏عبدالرضا هوشنگ مهدوي ـ تاريخ روضه الصفا ، غياث الدين خواند مير ـ تاريخ ‏گسترش اسلام، توماس آرنولد ـ تاريخ سوريه ، لبنان ، فلسطين ، فيليپ حتي، ‏چاپ بيروت ـ عالمان شيعه لبناني و شاهان صفوي، عبدالله ناصري طاهري ـ مهاجرت ‏علماي شيعه ازجبل عامل به ايران درعصر صفوي، دکترمهدي فرهاني منفرد ـ دين ‏و مذهب درعصرصفوي، دکترمريم ميراحمدي ـ تاريخ العلماء محمّد رضا حکيمي ‏مراجعه شود.}‏
سايت نوار اسلام
IslamTape.Com


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه