منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 649
بازديد کل : 2704634
 
   
بررسي دلايل مخالفان و موافقان زيارت قبور به طور اختصار/شماره 1
صاحب اثر: نوار اسلام   تاريخ درج مقاله:2012-06-25  تعداد بازديد:431
شیعیان گفتند : اگر ما به انبیا و اولیای خدا پناه می بریم و آنان را وسیله می گیریم ، معتقد هستیم این قدرت را آنان از خداوند كسب كرده اند . موجودات به دو اعتبار قدرت دارند : اعتبار ذاتی و غیر ذاتی . ما معتقد نیستیم كه انبیاء و اولیاء قدرت ذاتی پناه دهندگی دارند ، ما آنان را مستقل در تاثیر نمی دانیم ، قرآن هم نشان می دهد فرزندان یعقوب از او خواستند بین آنان و خدا وساطت كند و او هم با دعا واسطه فیض شد ، همه مردم مرتب در امور زندگی از یكدیگر كمك می گیرند ، آیا همه مشرك می شوند ؟!...

 

شیعیان گفتند : اگر ما به انبیا و اولیای خدا پناه می بریم و آنان را وسیله می گیریم ، معتقد هستیم این قدرت را آنان از خداوند كسب كرده اند . موجودات به دو اعتبار قدرت دارند : اعتبار ذاتی و غیر ذاتی . ما معتقد نیستیم كه انبیاء و اولیاء قدرت ذاتی پناه دهندگی دارند ، ما آنان را مستقل در تاثیر نمی دانیم ، قرآن هم نشان می دهد فرزندان یعقوب از او خواستند بین آنان و خدا وساطت كند و او هم با دعا واسطه فیض شد ، همه مردم مرتب در امور زندگی از یكدیگر كمك می گیرند ، آیا همه مشرك می شوند ؟!


مخالفان جواب دادند:
امور عالم به دو گونه اند ، یكی اسباب و ابزاری كه خالق در اختیار بشر قرار داده تا از آن بهره مند شوند ، مانند آب كه همه می توانند برای رفع تشنگی خود از هم تقاضای آب كنند ، برای رفع گرسنگی غذاتهیه كنند و در راههای خیربه یكدیگركمك كنند،ولی شماشیعیان در جاهایی كه اسباب ظاهری قطع شده و از كسی كاری ساخته نیست به سراغ امام رضا و علی می روید! در حالیكه باید بسراغ قدرت فوق طبیعت بروید ، حتی اگر معتقد باشید آن قدرت را خداوند به آنان عطا كرده باز هم مشرك هستید ، به دلیل اینكه خدا فرموده :
أَمَّن یجِیبُ الْمُظْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ یكْشِفُ السُّوء(نمل/62)
یعنی :كیست كه دعای شخص درمانده را كه چون او را بخواند (زمانی كه همه اسباب و وسایل برایش قطع شده) اجابت می كند؟! در ادامه همین آیه می فرماید:
أَءِلَهٌ مع الله = آیا معبود (دیگری) با خدا هست؟
(در حقیقت می گوید خدا این كاره است نه غیر او )
شما مذهبی ها با خواندن غیر خدا ، إله دیگری را هم انتخاب كرده اید!!در حالیكه خودِآن إله یا واسطه درزمان حیاتش تحت قوانین خدا زندگی می كرد!
شما قسمتی از قدرت الهی را به واسطه های پنداری خود داده اید !
حتی اگرشما آنان را مستقل در تاثیر ندانید و بگوئید آنان به اذن خدا موثرند !! باز هم مشركید.
مگر به اذن خدا ، پیامبر ، خدا شده ؟!
شما در جامعه مذهبی خودتان ، همه ، در یك لحظه از علی (علیه السلام) كمك می طلبید ، و این حقّ را برای دیگران هم محفوظ نگه می دارید كه آنان هم مثل شما كمك بخواهند ، علی ذهنی شما در یك لحظه در همه جا هست، و این از صفات الهی است ، هیچ كس به اذن خدا صفات الهی بدست نیاورده ، حتی اگر محبوب و مقرب درگاه خدا باشد!

سلفی ها در مورد حضرت یعقوب جواب دادند :
مسئله آنان هم یك مسئله ”حقّ النّاس“ بود چون فرزندانش خطا كرده بودند از پدر طلب مغفرت كردند و گفتند: از پروردگارت هم برای ما طلب آمرزش كن(یعنی نه تنها از تو پوزش می طلبیم بلكه تو نیز از خداوند با دعا درخواست عفو كن)و این دردورانِ زنده بودن حضرت یعقوب بود ، زیرا بعدازمرگ دیگر او نمی شنود!
وپیراهن یوسف هم نوید اذن خدا و شفا بود ، و قرآن نمی گوید پیراهنِ یوسف شفا داد ، این عمل مشابه عمل حضرت عیسی بودكه بر بدن مرده دست می گذاشت و می فرمود : به اذن خدا برخیز، یعنی دست عیسی مقدمه اراده الهی می شد .
در داستان حضرت ابراهیم (علیه السلام) برای رسیدن به اطمینان قلبی ، تقاضای دیدن چگونگی زنده شدن مردگان را دارد و خداوند به او نشان می دهد كه قدرت حیات بخشیدنِ مجدد به مردگان ،تنها در اختیار اوست (بقره/260)
بسیاری از غلاه شیعه چون” فرقه شیخیه “ براین باورند كه بزرگان دین ،‌ انبیاء‌ و اولیاء‌ خدا،نظام تكوین عالم را در اختیار دارند . { ” قیصری“ می گوید شیخ ما ” ابن عربی“ كه خدا از او خشنود باد در كتاب ”مفتاح“ آشكارا گفته است كه از نشانه های انسان كامل آنست كه : او توانا در زنده كردن مردگان و میراندن زندگان و امثال این امور است . }
ای پدر: آنچه مسلّم است این نوع افكار اعتقادی عرفا ، شیخیه و غلاه شیعه كه فیض و رحمت الهی از سوی ائمه به آنها می رسد با كتاب خدا بیگانه است .
ای پدر:قرآن كریم گاهی خود واسطه را گرفتار عذاب می كند ، یونس نبی به فرمان خدا، قومش را بسوی حقّ دعوت نمود مردم دعوت اورااجابت نكردند ،‌ سپس یونس(علیه السلام) مردم را به عذاب الهی وعده داد و خودش از میان آنان رفت ، قوم او در غیابش ایمان آوردند و بسوی حقّ تعالی التجاء نمودند ، لذا عذاب از ایشان مرتفع گردید(سرنوشت یونس درآیات 129تا132سوره الصافات آمده است) ، جادارد مذهبی ها سؤال كنند پیامبری چون حضرت یونس كه می توانست واسطه رحمت الهی برای خلق باشد ، چگونه خود گرفتار غذاب الهی شد؟!
مگر واسطه هم عذاب می شود؟! * و *
چگونه قوم مشرك او بدون واسطه و فقط با توسّل مستقیم به خدا نجات یافتند؟!
یونس (علیه السلام) در غذاب بود و قومش در نعمتِ رحمت ؟!
ای پدر: قرآن كریم با آوردن این داستان و نظائر آن مجرای ارتباط با خالق را بدون واسطه نشان می دهد و این نكته محوری دین است كه از بنیانی توحیدی برخوردار است .
باز سلفی ها گفتند: شما كه انبیاء و اولیاء‌ را كه واسطه بین خود و خدا می دانید و اعتقاد به ولایت تكوینی آنان دارید ، درحالیکه خودِ آنان در بقای زندگی دنیائی خود نیازمندِ به مواد این عالم بودند .
اگرفیض خدا از طریق آنان می آید ، پس لازم بود خودشان مستغنی از موجودات و مواد این عالم باشند و قرآن كریم در رد افكار مسیحیان این مفهوم را یاد آوری می كند كه :
مَّاالْمَسِیحُ ابنُ مَرْیمَ إلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّیقَه كَانَا یأكُلَانِ الطَّعَام ( مائده / 75 )
یعنی:پسرمریم(‌مسیح)فرستاده ای بیش نبود كه بیش از او هم فرستادگانی (بودندکه)گذشتند و مادرش زنی بسیار راستكرداربود ، هردوغذا می خوردند (یعنی برای بقاء خود نیازمندِ به مواد این عالم بودند)
از طرفی بسیاری از انبیای خدا حقایق اشیاء‌ را هم نمی شناختند ، چنانكه آمدن فرشتگان به صورت انسانی به حضور حضرت ابراهیم(علیه السلام) و عدم تشخیص او در قرآن آمده است.(هود / 69 و 70 )
و باز لوط نبی مأموران الهی را نمی شناسد ( هود / 77 ) همچون انسانهای عادی بودند !
ای پدر:بدان كه حضورانسان نسبت به اشیاءحضوری با واسطه است ، مثل دیدن اشیاء كه با چشم صورت می گیرد و همین واسطه های میان نوع انسان ، شما را به اشتباه دچار كرده ! و شما تصوّر كردید خالق هم نیازمندِ واسطه ای ازنوع بشر است !! ولی خداوند به من و شما نامه فرستاده (قرآن ) كه بدانیم بین او و مخلوقش هیچ واسطه ای نیست ، او به ذاته به همه اشیاء علم دارد ، همه در نزد او حضور داریم ، او از رگ گردن به ما نزدیكتراست ، از هركس و هرچیزی به مخلوقش نزدیكتر است ! یعنی درهمه جای پیامش حضور بیواسطه خودش را گوشزد می کند (مانند رابطه انسان و اندیشه اش ، كه انسانِ دیگر از آن بی اطلاع است ولی خودش بدون واسطه با آن ارتباط دارد)
وَ عِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَیبِ لَا یعْلَمُهَا إلَّا هُو= كلید های غیب به نزد اوست و جز او كسی از آن آگاه نیست.
وَ یعْلَمُ مَا فِی البَرِّ وَ الْبَحر = ومی داند آنچه را كه در بیابان و دریاست
وَ مَاتَسقُطُ مِن وَرَقَهٍ إِلَّا یعْلَمُهَا (انعام/59)= و هیچ برگی از درخت نمی افتد مگر آنكه آنرا می داند.
یعْلَمُ خَائِنَهَ الْأَعْینِ وَ مَا تُخْفِی الصُّدُور( غافر/19)= خداوند خیانتِ چشمان و آنچه را كه در دلها نهفته دارند می داند .
همانطور كه می بینی در هیچ حضورش واسطه ای نیست .
مخالفان جواب دادند :
مذهبی های زمان رسول خدا هم می گفتند : این محمّد می گوید خداوند بمن پیام می دهد پس چرا خداوند او با ما سخن نمی گوید ؟
آیا هر جسمی قدرت گیرندگی دارد ؟ مثلاً در رادیو یا تلویزیون برای داشتن صدا و تصویر باید بسیاری ازقطعات در كنار هم قرار گرفته تا بتواند امواج را جذب كنند ! و آیا هرسطحی می تواند گیرنده و منعكس كننده نور باشد ؟
ای پدر: زمانی كه فیض به اراده الهی از بالا به پائین بسوی انسانی خاص آمده، در چنین حالتی هر انسانی لیاقت دریافت آن فیض را ندارد آن قلبی كه شایسته دریافت وحی الهی گشته قلب هر انسانی نیست وخدا میداند چه كسی شرایط لازم را دارد و از میان آن قوم محمّد(صلی الله علیه وسلم)انتخاب شد و با واسطه ای مثل جبرئیل پیام را میگرفت ولی زمانی كه درخواست ازانسان بسوی بالاست آیا می توان گفت خداوند لایق و كامل نیست و شرایط لازم گیرندگی را بدون واسطه ندارد وباید بین من و خدا واسطه ای باشد تا او درخواست و پیام مرا بشنود)! ؟
ای پدر:اگر مذهبی ها می فهمیدند واسطه از بالا به سمت پائین ممكن است ولی ازپائین به سمت بالامحال است مشكل حل می شد،چراخداوند می فرماید:
أَمَّن یجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ یكْشِفُ الُّسوء(نمل/62)
یعنی:نه، بلكه (سئوال این است كه )كیست كه (درخواستِ شخص ) مضطر ودرمانده را زمانی كه اورامی خواند می پذیرد و سختی را از او برطرف می كند؟
فَاستَقِیمُوا إلیه(فصلت/6)= مستقیم بسوی من بیائید .
وَ إِذَا سَألَكَ عِبَادِی عَنِّی فَإنِّی قَرِیب = چون بندگانم از دوری و نزدیكی من سؤال كنند بگو من نزدیكم
أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إذَا دَعَانِ فَلْیسْتَجِیبُواْلِی وَ لْیومِنُواْبِی لَعَلَّهُمْ یرْشُدُون(بقره /186)= چو ن مرا به دعا بخوانید دعوت شما را اجابت كنم ، پس باید كه از من فرمان پذیرید و به من ایمان آورید ، باشد كه راه یابید .
و آیات بسیاری دیگر كه واسطه بین خود و انسان را برداشته .


اختلاف مخالفان و مذهبی ها در زیارات قبور

مخالفان به اعتراض به مذهبی ها گفتند :
بزرگداشت بزرگان دینی با زیارت قبور آنان تكمیل نمی شود ، توحید دینی آن است كه از راه آنان تبعیت شود :
أَطِیعُواْ الله = خدا را اطاعت كنید(یعنی ازپیام خدا)
وَ أَطِیعُوا الرَّسُول (النساء/59)= و رسولش را اطاعت كنید (یعنی عملكرد رسول)
لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللهِ أُسْوَهٌ حَسَنَه(حزاب/21) = نمونه الگوئی (عملی ) رسول خدا است .
خداوندبه شمااجازه داده است برای آنان فقط طلب مغفرت و آمرزش كنید .
پیامبر خدا در دوران آموزش دین به هیچ كس نفرمود قبور پیامبران قبلی را زیارت كنید ، یا قبر آنان راطلا بگیرید و طواف كنید .
عرب جاهلیتِ زمان رسول(صلی الله علیه وسلم)یك حقیقت راخوب درك می كردند كه بت پرستِ ‌ مشرك ، بت را خدا نمی دانست ، بلكه با ساختن انگیزه ذهنی واسطه قرار می داد !!
وَلَئِنْ سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمّوَاتِ وَالْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَیقُولُنَّ اللهُ فَأَنَّی یوءْفَكُون (عنكبوت / 61 )
یعنی :‌ اگر از این مشركان سؤال كنی چه كسی آسمان و زمین آفریده ، و خورشید و ماه را رام كرده ؟‌ می گویندالبته خدا،پس ازچه جهت (ازراه حقّ) روی برمی گردانید
یعنی : مشركانِ زمان رسول خدا(ص) الله را ، خالق و تدبیر دهنده امور می دانستند .
وَ مَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِی الْقُبُور ( فاطر / 22 )
یعنی :‌ ای محمّد تو نمی توانی صدایت را به كسانی كه در این قبرها خوابیده اند بشنوانی * {یعنی مثالی از حقیقت چون هیچ مرده ای نمی شنود ، مذهبی ها هم گوش شنوا ندارند}
پیامبر خدا بارها به یارانش فرمود :‌
لا تتخذوا قبری قبله و مسجدا= قبرمراقبله قرارندهیدوآنرا سجده گاه نكنید *
و باز بیاد داشتند كه می فرمود :
‌ألّلَهُمَّ لَا تَجْعَلْ قَبری وَ ثَناً یعْبَد = خدایا مگذار كه قبر من همچون بتی شود كه آنرا عبادت كنند . *
این پیام آور به فرزندش فاطمه سفارش می كند ، ای فاطمه ! در برابر قوانین الهی منِپیامبر هم كاره ای نیستم .
یا فاطمه بِنْتُ محمد نقذی نفسِك مِن النار فانی و الله ما أملِك لكم من الله شیئا= ای فاطمه ، دختر محمّد ،‌ تو خود را از آتش نجات ده كه سوگند به خدا كه من در برابر خدا كاری برایت نتوانم كرد .*
پیامبری كه می گوید من عاجز هستم حتی كاری برای دخترم انجام دهم ،‌ چگونه شما قبر و روح او و ائمه را كار ساز تصور می كنید ؟! *
مخالفان گفتند :ای مذهبی ها آیا واقعاً زیارتِ قبر های آراسته به گنبد طلا ،‌ گلدسته های زرین،آینه كاری،فرشهای گرانقیمت،‌ لوسترهای زیبا ،‌ شما را بیاد مرگ می اندازد ؟! یا بیشتر بسوی دنیا جذب می شوید؟!
هدف ، پیام خدا است نه خود انبیاء‌ و اولیاء‌ !
ای پدر:دردوران دینداری، شمعِ راه مردم كتاب خدا بود و سنت رسول ، با نیكوكاری فقط از راه درگذشتگان تبعیت می كردند .
اصولاً دردین فلسفه تعریف و تمجیدِاز مردگان وگریه و زاری برای آنان نیست ! دكانی به نام دكان مداحان اهل البیت نبود * ( شغل شریف عده ای فقط تعریف كردن از 14 معصوم است !)
‌بیاد داشته باشید كه رسول خدا(صلی الله علیه وسلم) فرمود :
‌احثوا التراب فی وجوه المداحین = بر چهره مداحان و ستایشگران خاك بپاشید .
شما در مذهبتان مردم را دعوت به آه و ناله می كنید در حالی كه دین مردم را دعوت به دوری از اعمال باطل و اصلاح نفس بر محور خداشناسی می كند!
مخالفان گفتند : در دین یك كعبه بود ( كه اكنون هم هست ) كه همه مردم بر گرد همان محور الهی می گردند ،‌ قربانی آنجا است ،‌ برای او و در راه او ،‌ نامش را خدا مراسم حج گذاشته است ، اما امروز كه شما بجای دین ، مذهب را قرار داده اید ، به زیارت هزاران كعبه ساخته خود میرویدوآنچه راكه خداونددر مراسم حج ( عبادت ) نام نهاده ، عیناً انجام می دهید ،‌ اما نه بر گرد خانه خدا ، بلكه بر گرد قبوری كه بدست خود ساخته اید. !
{ عبادت مجموعه ایست ازسجده ، دعا ، اعتراف به گناه ، توبه ، طواف ، نذر ، قربانی ، كه همه اختصاص به خدا دارد}
مذهبی ها گفتند:ما اینها را خدا نمی دانیم كه برایشان عبادت كنیم ،‌ آنان بندگان خدا بودند،‌ ما با انجام چنین اعمالی این بزرگان را فراموش نمی كنیم ،‌ یاد و نامشان را زنده نگه می داریم و با این روش دیندار باقی می مانیم ، ما این
بزرگان را وسیله می دانیم نه خدا . *
مخالفان گفتند : قبر اكثر انبیاء گذشته بطور دقیق مشخص نیست ، چون هود ، صالح ، ذكریا ، یحیی ، موسی ، امّا قبر شخصیت های سیاسی وحكام تقریباً باقی است(‌ چون قبور فراعنه مصر ، قبر كورش و ... )
درقرآن كریم آدرس قبرهیچ پیامبری داده نشده كه ای مسلمانان مثلاً به سراغ قبر موسی(ع) بروید آنرا مطلا و آینه كاری كنید ، بر گردش طواف كنید و حاجت بخواهید!
شما به سنت انبیاء الهی پشت كرده اید به سنت جباران پایبند شده اید (تا همین اواخربه زیارت قبر” ناصرالدین شاه قاجار“ در شاه عبدالعظیم می رفتید!!)‌
از” ابی الهیاج“آمده است كه : حضرت امیر علی (علیه السلام ) گفت :‌ ابعثك علی ما ابعثنی علیه رسول الله لا تری قبرا ًمشرفاً إلا سویتها و لا تمثالا إلا خمسه .
تو را می فرستم برای همان امری كه رسول خدا(صلی الله علیه وسلم ) مرا فرستاد كه هیچ قبر مشرف و برجسته ای را نبینی مگر آنها مساوی زمین كنی و مجسمه ای را مگذار مگر آنرامحو نمائی *  و باز مخالفان گفتند..... ادامه دارد (شماره ی بعد)


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه