منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 351
بازديد کل : 2518937
 
   
مختصري از اصول عقايد اهل سنت و جماعت (شماره دو)
صاحب اثر: تأليف: دكتر: ناصر بن عبدالكريم العقل  تاريخ درج مقاله:2012-03-27  تعداد بازديد:339
ايمان محكم و قاطع به خداي تعالي، ـ و آنچه از توحيد و طاعت واجب مى شود ـ و ايمان به فرشتگان، و كتاب هاي آسماني، و پيامبران، و روز آخرت، و قدر و سرنوشت، و آنچه از امور غيبي ثابت شده است، و گفته هاي صحيح علمي و عملي....

توسل سه نوع است:
أ ـ مشروع و جايز: توسل به خدا با اسما و صفات او، و يا به عمل و كردار نيك و صالح خود، و يا به دعاي شخص صالح كه زنده باشد.
ب ـ بدعتي: توسل به خدا با واسطه قراردادن چيزهايي كه در دستورات دين اسلام نيامده است، مانند توسل به ذات انبيا و صالحين و يا به جاه و منزلت آنها، و يا به حق آنها، و يا به حرمت آنها، و مانند اينها.
ج ـ شرك: مردگان را وسيله قراردادن براي عبادت خدا، و واسطه قراردادن آنها براي رسيدن به حاجت و نيازهاىمان، و كمك و ياري خواستـن از آن ها، و مانند اينها.
10 ـ بركت از خدا خواستن، كه اين به بعضي از مخلوقات اختصاص دارد، و به دست نمى آيد مگر با دليل و نشانه ها، يعني اين بركت اجابت نمى شود مگر به خاطر خوبىهاي بسيار با ثابت بودن يا واجب بودن آن بركت ها.
آن هم در زمان معين مانند شب قدر.
و در مكان معين مانند مساجد سه گانه(مسجد الحرام، و مسجد النبوي، و بيت المقدس).
و در چيزها مانند: آب زمزم، و در اعمال و كردار نيك و مبارك.
و در اشخاص مانند ذات انبيا، و بركت خواستن از خدا با وساطت اشخاص جايز نيست، نه به ذات آنها و نه به آثار آنها، مگر به ذات و آثار پيامبر (ص) چون دليلي به غير از او نيامده، و با رحلت او (ص) اين امرهم از بين رفته است.
11 ـ تبرك از امور توفيقي است، و تبرك جايز نيست مگر به آنچه بر آن دليل وارد شده است.
12 ـ زيارت مردم به قبرها سه نوع است:
الف): مشروع: زيارت قبرها براي يادآوري آخرت و سلام بر اهل آن قبرها و دعا بر ايشان.
ب): زيارت نامشروع: كه با كمال توحيد و يگانگي منافات دارند و وسيله اي از وسايل شرك است: آن هم قصد عبادت خدا و قربت به خدا نزد قبرها، و گچ بري قبرها، و چراغاني كردن آنها، و آنها را عبادتگاه قرار دادن، و زيارت نامشروع به سوي آنها، و مانند اينها كه دين اسلام آن را نهي كرده است، و يا اين كه در دين اسلام اصلي از آن وجود ندارد.
ج): زيارتي كه با تـوحـيـد منافات دارد، مانند دعا و كمك و ياري و مدد خواستن از صاحب بعضي از قبرها، و طواف دور آنها، و قرباني و نذر براي آنها، و مانند اينها.
13 ـ بعضي از وسيله ها حكم قصد و هدف و نيت شخص را دارند، و اگر اين وسيله ها باعث شرك به خدا و بدعت در دين شوند، بايد از بين بروند، زيرا هر بدعتي در دين گمراهي و ضلالت است.
چهارم: ايمان
1 ـ ايمان: گفتار و عمل است، و كم و زياد مى شود، پس گفتار با دل و زبان است، و عمل با دل و زبان و اعضا مى باشد.
گفتار با دل: معتقد بودن به چيزي و درست و راست بودن آن چيز است.
گفتار با زبـان: اقـرار كردن بـه آن چيـزي كه در دل است.
و عمل با دل: تسليم شدن و اخلاص داشتن به آن عمل، و دوست داشتن آن، و انجام آن عمل صالح و نيك است.
عمل اعضا: انجام آنچه به آن امر شده، و دوري كردن از آنچه از آن نهي شده باشد.
2 ـ هر كس عملش از روي ايمان نباشد او از گروه از دين برگشتگان است، و هر كس چيزي از بدعت در ايمان داخل كند او نوآور و بدعت گذارنده است.
3 ـ كسي كه به شهادتين اقرار نكند حتي اسم مؤمن هم نمى توان بر او گذاشت، نه در دنيا، و نه در آخرت.
4 ـ اسلام و ايمان دو عمل شرعي است كه بين آن دو عموم و خصوص وجود دارد، و اهل قبله مسلمان ناميده مى شوند.
5 ـ مرتكب گناه كبيره از ايمان خارج نمى شود، و او در دنيا مؤمن كم ايمان است، و در آخرت زير مشيت خداست، اگر خواست او را مى بخشد، و اگر خواست او را عذاب مى دهد.
يكتا پرستان مسير آخر آنها بهشت است، شايد هم بعضي از آنها در آتش دوزخ عذاب ببينند، ولي هرگز كسي از آنها در آتش دوزخ جاويدان نخواهد ماند.
6 ـ جايز نيست يك شخص معين را از اهل بهشت و يا دوزخ بدانيم، مگر كسيكه دستورات روشن و محكم قرآن و يا سنت در حق او آمده باشد.
7 ـ كفر در دين اسلام به دو نوع تقسيم مى شود:
كفر اكبر: كه انسان را از دايره اسلام خارج مى كند.
و كفر اصغر: كه انسان را از دايره اسلام خارج نمى كند، و بعضي وقتها به آن كفر عملي هم گفته مى شود.
8 ـ تكفير كردن و كسي را كافر دانستن از احكام ديني است كه به قرآن و سنت موكول مى شود.
پس جايز نيست مسلماني را كافر دانست، نه به خاطر سخنانش، نه به خاطر كارش، تا زماني كه دليل و نشانه هاي ديني و شرعي براي آن نداشته باشيم.
اگر سخن يا كار كسي از روي كفر باشد، نمى توانيم آن شخص را كافر بدانيم، مگر اين كه دلايل كفر بودن كار، يا سخن او به حقيقت رسيده باشد.
و تكفير كردن از خطريرترين احكام شرع است، پس بايد با دليل و برهان باشد، و از تكفير كردن مسلمان برحذر بود.
پنجم: قرآن و گفتار
1 ـ قرآن: حرف و معناي آن كلام خداست، نازل شده، و مخلوق نيست، مبدأ آن از خداست، و بسوي او باز خواهد گشت، و معجزه است كه بر راست و درست بودن رسول الله (ص) خبر مى دهد، و تا روز قيامت محفوظ و مصون خواهد بود.
2 ـ خداوند به آنچه بخواهد، و هرگاه بخواهد، و به گونه اي كه بخواهد سخن خواهد گفت، كلام خداوند متعال با حرف و صداي حقيقي است، و چگونگي آن را نمى دانيم، و به آن وارد نمى شويم.
3 ـ كلام خدا را به هر چيزي كه نسبت دهيم مانند نفس، يا حكايت، يا عبادت يا مجاز، و يا فيض، و مانند آن گمراهي و خروج از دين است، و ممكن است كفر باشد.
4 ـ كسي كه چيزي از قرآن را انكار كند، و يا ادعاي كمي يا زياد بودن، و يا تحريف در آن نمايد، كافر است.
5 ـ تفسير قرآن بايد با روش و طريق راه گذشتگان باشد، تفسير به رأي جايز نيست (من القول علي الله بغير علم) از گفتار بدون علم است، و اين گونه تفسيرها به تفسير گروه باطنيه معروف است و كفر است.
ششم: قدر و سرنوشت
1 ـ از اركان ايمان، معتقد بودن به قدر خير و شر آن، و اينكه همه از طرف خداست، و شامل چند نكته مى باشد:
ايمان به صريح و آشكار بودن قدر و مراتب آن از علم، نوشتن، مشيت، آفريدن، و اين كه سرنوشت هر انساني در كتاب علم خداوند نوشته شده و هيچ قدرتي، توانايي تغيير دادن آن را ندارد، و هيچ فردي نمى تواند به دنبال علت اين حكمت خداوندي برود (لا معقب لحكمه).
2 ـ اراده و امر وارده در قرآن و سنت بر دو نوع تقسيم مى شود:
أ ـ اراده كونيه قدريه: به معناي خواست و مشيت خداوندي بر سرنوشت انسان در جهان خاكي.
ب ـ اراده شرعي: كه همراه محبت است، و انجام آن شرعي است، و براي مخلوق اراده و مشيت است، ولي تابع اراده و مشيت خداست.
3 ـ هدايت و گمراهي بندگان به دست خداست، خداوند بعضي از آنها را با فضل خود هدايت فرموده است، و بعضي را با عدل خود گمراه كرده است.
4 ـ بندگان و كارهايي كه انجام مى دهند همه از خلق شدگان خداوند هستند، و خدا يكتاست و كارهاي انسان را خداوند آفريده، و به صورت حقيقي انسان آن را انجام مى دهد.
5 ـ در همه كارها حكمت خداوند ثابت و پا برجاست، و نتيجه آن كارها هم به مشيت و اراده خداوند است.
6 ـ اجل و زمان مرگ هر چيز نوشته شده است، و روزي هركس تقسيم شده است، وسعادتمندي وبدبختي همه مردم قبل از آفريده شدن آنها نوشته شده است.
7 ـ دليل آوردن بر قدر، بر گناهان، و دردهاست، و دليل آوردن براي عيب ها و گناهان جايز نيست، بلكه توبه از آنها واجب است، و انجام دهنده آن سرزنش خواهد شد.
8 ـ سبب گرفتن مطلق، شرك در توحيد است، و پشت كردن به سبب بطور كلي، عيب در شريعت است، و نفي تأثير سبب مخالفت با شريعت و عقل است، و توكل كردن با گرفتن سبب منافات ندارد.
هفتم: جماعت و امامت
1 ـ جماعت در اينجا ياران پيامبر و كساني كه به نيكي و احسان تا روز قيامت از ياران پيامبر پيروي كنند، هستند، و آنها گروه رستگار و نجات يافته اند، و هر كس به راه و روش آنها تمسك ورزد از جماعت به شمار مى رود، حتي اگر هم در بعضي از جزييات اشتباه كنند.
2 ـ جدايي در دين جايز نيست، و فتنه و آشوب بين مسلمانان جايز نيست، براي حل اختلاف بين مسلمانان بايد به قرآن و سنت پيامبر (ص) و آنچه گذشتگان نيك گفته اند رجوع كرد.
3 ـ كسيكه از گروه مسلمانان خارج شود نصيحت و دعوت و گفتگوي او (بالتي هي أحسن)، و آوردن دليل براي او واجب است، شايد توبه كرد، وگرنه كيفري كه دين بر او واجب كرده بر او وارد خواهد شد.
4 ـ بايستي مردم را بر جمله هاي ثابت در قرآن و سنت و اجماع علما راهنمايي نمود، و جايز نيست كه عامه مسلمانان را بـه امـور دقيـق و معاني عميق امتحان كرد.
5 ـ در اساس همه مسلمانان قصد و نيت آنها صحيح و درست است، تا اين كه خلاف آن آشكار شود.
بايد كه كلام و گفتار آنها را مانند گفتار خوب در نظر بياوريم، و كسي كه دشمني و سوء قصد او ظاهر و آشكار شد، براي دفاع از او نمى توانيم گفتارش را تفسير كنيم كه او رهايي يابد.
6 ـ گروه هاي مسلمان كه از سنت صحيح خارج هستند، وعده هلاكت و آتش جهنم براي آنهاست، و حكم آنها حكم همه كساني است كه وعده و وعيد براي آنهاست، بجز كسي كه در باطن كافر مى باشد.
و گروه هايي كه از دايره اسلام خارج مى شوند همه كافر مى باشند، و حكم آنها حكم مرتد و از دين برگشته است.
7 ـ نماز جمعه و جماعت از بزرگترين نماد و نشانه ظاهري اسلام است، و نماز پشت سر كسىكه پاك و متقي است (كسي بد او را نگفته) صحيح مى باشد.
و ترك نماز پشت سر كسي به اين دليل كه او را نمى شناسيم يك نوع نوآوري است.
8 ـ نماز پشت سر كسىكه بدعت خود را ظاهر و آشكار مى كند، و يا فاجر و تبهكار است، با وجود امكان خواندن نماز پشت شخص ديگر صحيح نيست، و نماز خوانده شده پشت سرش صحيح است، و نمازگذار گناه كار مى شود مگر اين كه قصد او برطرف كردن فسادي بزرگتر باشد، و اگر كسي ديگر بهتر از او پيدا نشد، و يا اين كه مانند او، و يا بدتر از او بود، نماز پشت سرش جايز است، و ترك نماز پشت سرش جايز نيست.
و كسي كه حكم كفر بر او صادر شود نماز پشت سرش جايز نيست.
9 ـ امامت كبري به وسيله اجماع همه مسلمانان، و يا بيعت اهل حل و عقد (علما و دانشمندان و بزرگان قوم) ثابت مى شود، و كسي كه بر مردم غلبه كرد و چيره شد و حكومت را گرفت و مردم را به طرف خود جلب كرد، اطاعت از او در امر معروف واجب شده، و نصيحت او نيز واجب مى گردد و نمى توان عليه او انقلاب كرد، مگر اين كه به طور آشكار كفر او ثابت شود، و از سخنان خداوند برهان و نشانه اي براي كفر او داشته باشيم.
10 ـ نماز و حج و جهاد با فرمانروايان مسلمان واجب است، اگر هم آنها ظلم و ستم كنند.
11 ـ جنگ بين مسلمانان براي كالاي دنيايي و به خاطر تعصب قومي و جاهلي حرام است، و از گناهان كبيره به شمار مى رود، ولي جنگ با اهل بدعت و ياغىها و هم مانند آنها جايز است، و اگر نتوانستيم از هيچ طريقي از دست آنها رهايي يابيم ممكن است واجب شود، مطابق با وقايع روز و همين زمان، حال با توجه به مصلحت جامعه و مردم با آنها بجنگيم كه آن موقع جنگ واجب مى شود.
12 ـ صحابه و ياران پيامبر (ص) همه عادل، و شهادت آنها مورد قبول است، و آنها بهترين افراد اين امت هستند، و گواهي دادن بر ايمان و فضيلت آنها يكي از اصول قطعي و معلوم و آشكار و از ضروريات دين اسلام است، و محبت آنها دين و ايمان؛ و بغض آنها كفر و نفاق است.
ما بايد از آن چه بين آنها رخ داده است و از هر چيزي كه موجب بهانه گيري و سرزنش و نكوهش در مقام و منزلت آنها مى شود خودداري و دوري كنيم.
و بهترين آنها أبوبكر سپس عمر، سپس عثمان، سپس علي كه خلفاي راشدين هستند، و خلافت آنها به ترتيبي كه اسامي آنها آمده درست است.
13 ـ محبت كردن به اهل بيت دسول خدا (ص) و ياري كردن آنها و گرامي داشتن قدر و منزلت زنان پيامبر كه در حكم مادران همه مؤمنين هستند و شناخت برتري آنها، و دوست داشتن نياكان و علما و دانشمندان سنت پيامبر (ص) و (تابعين لهم باحسان)، و دوري از اهـل نـوآور در ديـن و هـواپرستان همه نشانه هايي از دين روشن و آشكار اسلام است.
14 ـ جهاد در راه خدا (ذروة سنام) (ركن اساسي) اسلام است، و تا روز قيامت ادامه دارد.
15 ـ امر به معروف و نهي از منكر از بزرگترين احكام اسلام است، و آن باعث حفظ و نگهداري مردم مى شود، و اين دو بحسب توانايي و مصلحت معتبر واجب مى گردد.
هشتم: مهمترين ويژگيها و علامت هاي اهل سنت و جماعت
اهل سنت و جماعت كه آنها گروه رستگار و طايفه كمك شده و پيروز هستند، با وجود تفاوت بين آنها ويژگيها و نشانه هايي دارند كه آنها را از هم ديگر مشخص و جدا مى كند، كه عبارتند از:
1 ـ سعي و كوشش در حفظ قرآن و خواندن و تفسير آن، و تلاش در فهميدن حديث رسول (ص) با فهم و ادراك و شناخت صحيح از خوب و بد آن، زيرا سرچشمه ايست براي پيروي كردن و انجام عمل بعد از دانستن آن علم.
2 ـ ايمان آوردن به دين مبين اسلام و ايمان به قرآن بطور كلي، پس ايمان مى آورند به وعده به بهشت و وعيد (ترساندن از آتش دوزخ) و موارد صريح كه در قرآن آمده است. و بين ايمان به قضا و قدر و اثبات اراده و مشيت براي بنده، و انجام آنها، و نيز بين علم و عبادت، و بين قوت و شفقت و رحمت، و بين عمل به اسباب و زهد بهترين آنها را انتخاب و به آن عمل ميكنند.
3 ـ پيروي و ترك نو آوري در دين و دوري كردن از تفرقه و اختلاف در دين.
4 ـ دنباله روي و پيروي از كساني كه عادل شناخته شده اند و مردم از آنها پيروي مى كنند مانند صحابه و كساني كه بر روش و راه آنها مى روند، و دوري از كساني كه مخالف راه افراد عادل و صحابه هستند.
5 ـ در بين كسانى كه زياده روي مى كنند در انجام دادن و ادامـه راه صالحين بايـد حـد وسط و اعتدال را گرفت.
6 ـ زياده خواه بودن بر وحدت كلمه براي مسلمانان برحق، و يكي كردن صف هاي آنها بر توحيد و يگانه پرستي، و پيروي و دور كردن از هر كسي كه باعث دشمني و جدايي گردد.
از اينجاست كه بر امت محمدي كسي برتري ندارد، مگر اهل سنت و جماعت، و بر هيچ چيز پشتيباني و دشمني نمى كنند، مگر بر اسلام و سنت پيامبر (ص).
7 ـ دعوت به سوي خدا، و امر به معروف و نهي از منكر، و جهاد در راه خدا، و زنده نگه داشتن سنت پيامبر (ص)، و عمل بر زنده كردن دوباره دين، و برپا نگه داشتن دين و حكم خدا در هر كوچك و بزرگ.
8 ـ انصاف و عدل: پس آنها به حق خدا توجه مى كنند، نه حق نفس خود، و طايفه و گروهي به همين سبب به افرادي كه زياده روي مى كنند و در دشمني بر كسي ظلم نمى كنند، و مقام كسي كه صاحب دانش است كوچك و حقير نمى شمارند، حـال هر كس خواهد باشد.
9 ـ فهم و ادراك آنها يكي است، و با وجود دور بودن سرزمين هاي آنها از هم و حتي فاصله زماني آنها با هم ديگر موافق هستند، و اين از نتايج وحدت و يكي بودن منشأ برداشت آنهاست.
10 ـ نيكي و رحمت و شفقت و خوش اخلاقي با تمامي مردم.
11 ـ نصيحت براي خدا، و كتاب، و رسول خدا، و حكام و فرمانروايان مسلمان، و عامه مردم.

12 ـ تلاش و كوشش در كار مسلمانان، و ياري كردن آنها، و بجا آوردن حقوق آنها، و دست كشيدن از اذيت و آزار آنها. (والسلام)


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه