منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 300
بازديد کل : 2515035
 
   
مختصري از اصول عقايد اهل سنت (شماره ي يک) و جماعت
صاحب اثر: تأليف: دكتر: ناصر بن عبدالكريم العقل ترجمه: إسحاق بن عبدالله الدبيري العوضي   تاريخ درج مقاله:2012-03-27  تعداد بازديد:379
اين كتاب حاوي نكات مهم عقيده اهل سنت و جماعت مى باشد كه فقط قـواعـد مهم را ذكر مى كنـد و اين قواعد و پايه ها احتياج به شرح دارد كه بايستي شخصي متخصص آنرا در كلاس درس يا در مساجد شرح دهد، ولي با اين حال در ضمن ترجمه اين كتاب بعضي از الفاظ مشكل و دشوار را شرح داديم تا مورد فهم و ادراك خواننده گرامي قرار گيرد، و بطور خلاصه با اين قواعد آشنا شود...

الحمد رب العالمين والعاقبة للمتقين ولا عدوان إلاَّ على الظالمين، والصلاة والسلام على نبينا محمد وآله وصحبه أجمعين وبعد:
اين كتاب حاوي نكات مهم عقيده اهل سنت و جماعت مى باشد كه فقط قـواعـد مهم را ذكر مى كنـد و اين قواعد و پايه ها احتياج به شرح دارد كه بايستي شخصي متخصص آنرا در كلاس درس يا در مساجد شرح دهد، ولي با اين حال در ضمن ترجمه اين كتاب بعضي از الفاظ مشكل و دشوار را شرح داديم تا مورد فهم و ادراك خواننده گرامي قرار گيرد، و بطور خلاصه با اين قواعد آشنا شود.
اميد است اين كتاب مورد گزينش و قبول خوانندگان عزيز قرار گيرد، و ما را از دعاي خير فراموش نفرمايند.
از خداوند خواهانيم آنرا خالص براي رضا و خشنودي خود قرار دهد و ما را پاداش نيك عطا فرمايد.
إسحاق بن عبدالله بن محمد دبيري
رياض 11/2/1422هـ ق.
برابر با 15/2/1380هـ . ش

مقدمه نويسنده:
إن الحمد لله نحمده ونستعينه ونستغفره ونتوب إليه ونعوذ بالله من شرور أنفسنا ومن سيئات أعمالنا، من يهده الله فلا مضل له، ومن يضلل فلا هادي له، وأشهد أن لا إله إلاَّ الله وحده لا شريك له، وأشهد أنَّ محمداً عبده ورسوله. وبعد:
اين كتابچه مختصري از اصول اهل سنت و جماعت است كه به طور مختصر و روشن تهيه و چاپ شده تا خواسته هاي طالبان علم را برآورده نمايد و آنها بتوانند با استفاده از اين مطالب ابهام و پيچيدگىهاي موجود را از ذهن خود پاك كنند. لازم به ذكر است ؛ مطالب اين كتابچه با توجـه به عقايـد پيشينيان و رعايت قواعد و نكات شرعي وارد شده از امامان نوشته شده است.
به همين خاطر اين بحث از مثال هاي طولاني و تعريفات، و ادله، و اسما، و نقل قول، و حاشيه پردازىهاي، غير ضروري خالي ميباشد، زيرا هدف ما در نوشتن اين مطالب در يك كتاب كوچك ، خلاصه كردن و اختصار كلام بوده است، و ممكن است اين بحث شالوده اي براي شخص متخصص باشد تا اين نقص را برآورده نمايد، و خواسته هاي كسىكه مى خواهد در مورد اين مطلب بيشتري بداند اينها را بداند برآورده كند، و اين بحث بر عهده چند نفر از اشخاص ذيل گماشته شده است:
1 ـ فضيلة الشيخ عبدالرحمن بن ناصر البراك.
2 ـ دكتر حمزة بن حسين الفعر.
3 ـ دكتر سفر بن عبدالرحمن الحوالي.
كه هر يك از آنان زحمت بسياري براي اين امر كشيده است.
از خداوند متعال خواستارم اين عمل را فقط براي رضا و خشنودي خود قرار دهد.

وصلى الله وسلم وبارك على المبعوث رحمة للعالمين، نبينا محمد وآله وصحبه ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدين.
ناصر بن عبدالكريم العقل 3/9/1411هـ
پيشگفتار:
«عقيده» در لغت، از عقد و توثيق و احكام و پيوند با قوّت گرفته شده است.
در اصطلاح: ايمان محكم كه هيچ شك و ترديدي در آن نباشد.
پس عقيده اسلامي يعني:
ايمان محكم و قاطع به خداي تعالي، ـ و آنچه از توحيد و طاعت واجب مى شود ـ و ايمان به فرشتگان، و كتاب هاي آسماني، و پيامبران، و روز آخرت، و قدر و سرنوشت، و آنچه از امور غيبي ثابت شده است، و گفته هاي صحيح علمي و عملي.
سلف: اولين بزرگان اين امت از صحابه و تابعين و ائمه برگزيده سه قرن برتر را سلف گويند، هم چنين هر كس از آن ها اقتدا و پيروي نمايد، و بر روش و طريقه آن ها در بقيه عصرها و زمانها رود او را نيز سلفي گويند.
اهل سنت و جماعت: آن هايی كه بر آنچه پيامبر (ص) و صحابه بر آن بودند را اهل سنت و جماعت گويند.
بسبب تمسك و چنگ زدن و پيروي از سنت پيامبر (ص).
و جماعت: زيرا براي حق گرد آمده اند و در دين تفرقه و اختلاف نكرده اند، و بر امامهاي حق جمع شدند ، و از آنها روي برنگرداندند، و بر آنچه سلف اين امت اتفاق كرده اند پيروي مى كنند.
و هنگامي كه آنها بر سنت رسول الله (ص) و روش آن پيروي كردند، اهل حديث و اهل اثر و اهل الاتباع ناميده شدند، و به آنها الطائفة المنصورة (گروه تأييد شده) گفته مى شود.
اول : قواعد و اصول در منهج قرارگيري و استدلال
1 ـ مصدر عقيده: قرآن و سنت صحيح رسول الله (ص) و اجماع سلف صالح مى باشد.
2 ـ هر چه از رسول الله (ص) ثابت شود قبول آن واجب است، گرچه از احاديث آحاد باشد.
آحاد: يعني حديثي كه فقط يك نفر از صحابه آن را روايت كرده باشد.
3 ـ مرجع در فهم قرآن و سنت نص هايي است كه بيان كننده آن در فهم پيشينيان صالح و كسي كه از ائمه بر روش آنها رفته باشد، سپس آنچه از زبان و لغت عرب صحيح باشد بشرطىكه با آنچه ثابت است با احتمالات لغوي تعارض و اختلاف نداشته باشد.
4 ـ تمامي اصول ديني كه رسول الله (ص) آن را بيان فرموده است، و براي هيچ فردي جايز نيست كه ادعاي چيزي از دين بكند در حالي كه آن چيز غير ديني باشد.
5 ـ تسليم شدن به خدا و رسول خدا (ص) به طور ظاهر و باطن، و چيزي از قرآن و سنت صحيح پيامبر (ص) را نبايد با ميل، و يا الهام، يا قول شيخ، يا قول امام، و مانند آن مقايسه كند.
6 ـ موارد عقلاني واضح و آشكار با نقل صحيح موافق هستند، و هيچ تعارض و برخورد فكري ندارند، و هرگاه در نظر شخصي تعارض و برخورد واقع شد، نقل صحيح بر عقل مقدم است.
7 ـ بايستي در عقيده الفاظ شرعي را به كار برد ، و از الفاظ جديد كه باعث فساد و تباهي در دين مى شود دوري كرد ؛ واژهايي كه كم و پر معناست و احتمال خطا و صواب نيز در آن وجود دارد و ممكن است تفسير هاي نادرستي از آن بشود، در حالي كه آنچه حق است با الفاظ شرعي ثابت مى شود، و آنچه باطل است، رد مى شود.
8 ـ عصمت فقط مخصوص رسول الله (ص) است، و امت اسلام به طور كلي از اجتماع بر ضلالت و گمراهي معصوم اند.
ولي همه ملت اسلام معصوم نيستند، و هر چه در آن اختلاف ورزند مرجع آنان كتاب خدا و سنت پيامبر (ص) است، با علم به اين كه در اجتهاد نيز احتمال خطا مى رود.
محدث: (عالم حديث) كسي كه حديث نقل كند، كسىكه سخنان پيامبر (ص) را روايت كند.
9 ـ در أمت اســـلام محدثيني هستنـد كه اهام شده اند.
خواب نيك حق است، و آن هم جزوي از نبوت است، و زيركي و هوشياري انسان درست كار حق است، و اين از كرامات و بشارت است، به شرطي كه موافق شرع باشد، (خواب نيك) با اين منبع و سرچشمه عقيده و شريعت نيست.
10 ـ جدال در دين ناپسند است، ولي اگر جدال نيكو و خوب باشد مشروع است.
و چيزي كه در انديشيدن عميق و گفتگو در آن نهي شده بايد به آن امر اكتفا كند، و از چيزي كه مسلمان در آن علم و شناخت ندارد، بايد از گفتگو در آن مسأله باز ايستاده خودداري كند، و آن را به خداوند سبحانه واگذارد.
11 ـ بايستي در پاسخ دادن به مسائل تكيه داد، هم چنان كه در اعتقاد و گفته ها و بيانات مى باشد، پس بدعت با بدعت ديگر پاسخ داده نمى شود، (بدعت پاسخ گوي بدعت نيست) و زياده روي و كوتاهي در مسئله، با زياده روي و غلو مقابله نمى شود، و هم چنين عكس بر آن.
12 ـ هر چيز نو و تازه در دين بدعت است، و هر بدعت ضلالت و گمراهي است، و هر گمراهي و ضلالت در آتش جهنم است.
دوم: توحيد علمي اعتقادي (توحيد علم و اعتقاد)
1 ـ اصل در اسما و صفات: اثبات آنچه خدا و يا رسول خدا (ص) براي خداوند ثابت كرده اند، بدون هيچ تمثيل و چگونگي، و نفي آنچه خدا و يا رسول خدا (ص) از خدا نفي كرده اند، بدون هيچ تحريف و دگرگوني چنان كه خداوند مى فرمايد: )ليس كمثله شيء وهو السميع البصير(. [الشوري 11].
[براي او هيچ مانند نيست، و او شنوا و بيناست].
با ايمان به معناي الفاظ و جملات آشكار و محكم قرآن، و آنچه بر آن دلالت مى كند.
2 ـ مانند كردن خداوند به چيزهايي كه در اين دنيا وجود دارد و بىتوجهي به برخي از اسما الله و صفات او، كفر است.
ولي تحريف كه اهل بدعت آن را تفسير مى گويند بعضي از آن كفر است مانند: تفسيرها و تأويل هاي گروه باطنيه.
و بعضي از آن بدعت و گمراهي است، مانند تفسيرهاي كسي كه صفات خدا را نفي مى كند.
و بعضي از اين تحريف ها غير عمدي و سهوي و به طور اشتباه پيش مى آيد.
(تأويل: گردانيدن كلام، بر خلاف ظاهر معني كردن آن، تفسير باطن كلام).
(تمثيل: توصيف كردن، توضيح دادن، چيزي را چنان تصوير كنيم و شرح دهيم كه گويا آن را مى بينيم).
3 ـ وحدت وجود، و اعتقاد و حلول، و داخل شدن خدا در چيزي از مخلوقات خود، با اتحاد و پيوستگي خدا به آن چيز، (و اعتقاد به اين كه خداوند به چيزي وابسته است) همه اينها كفري است كه انسان را از دايره اسلام خارج مى كند.
4 ـ ايمان به فرشتگان كرام بطور كلي ايمان به آن چه با دليل به طور مفصل و مشروح ثابت شده است، و از نامها و صفات و اعمال بوسيله آنچـه به آن مكلف شده اند.
5 ـ ايمان به تمامي كتاب هاي آسماني، و اين كه قرآن مجيد بهترين آنهاست، و آن نسخ كننده و جانشين آن كتاب هاست، و اين كه كتابهاي پيش از آن دست خوش تحريف شده اند، و اطاعت از دستورات خدا كه در قرآن آمده واجب است، ولي در كتاب هاي قبل از آن، اين چنين نيست.
تحريف: كج كردن، گردانيدن، تغيير و تبديل دادن، و تغيير دادن كلام از شكل و معني اصلي خود، بعضي حروف كلمه را عوض كردن، و تغيير دادن معني آن.
6 ـ ايمان به پيامبران و فرستادگان خدا ـ صلوات الله عليهم ـ و اينكه بهترين انسانها هستند، و كسي كه ادعاي غير از اين بكند كافر است.
هر كس نشانه ها و دليلي براي انتخاب خود از طرف خدا آورده بايد به آن ايمان آورد، به بقيه آنها همه بايد ايمان داشته، و اين كه محمد (ص) بهترين آنها و خاتم الأنبياست، و خداوند او را براي تمامي بشريت فرستاده است.
7 ـ ايمان آوردن به اين كه بعد از محمد (ص) كه خاتم الأنبياء والمرسلين است، بر هيچ كس ديگري وحي نازل نشده، و هر كس بر خلاف اين اعتقاد داشته باشد، كافر است.
8 ـ ايمان به روز آخرت و آنچه از اخبار صحيح و علامت و نشانه ها و پيش آمدهاي آن آمده است.
9 ـ ايمان به سرنوشت، خير و شر آن، همه از جانب خداست، و ايمان به اين كه خدا همه چيزها را، و اتفاقات را قبل از اين كه رخ دهد مى داند، و آن را در لوح المحفوظ نوشته است، و هر چه بخواهد، مى شود، و هر چه نخواهد، نمى شود، و هيچ چيز خود به خود اتفاق نمى افتد، مگر اين كه خدا آن را بخواهد، و خداوند بر همه چيز قادر و تواناست، و او آفريننده همه چيزهاست، و آنچه بخواهد مى كند. )فعّال لما يريد(.
[هر چه بخواهد (آن را در كمال قدرت و اختيار) انجام مى دهد].
10 ـ ايمان آوردن به آنچه ما آنها را نديده ايم ولي وصف آن ها در اخبار و احاديث و قرآن آمده است مانند: عرش خداوندي، و كرسي، و بهشت، و دوزخ، و خوشي قبر و عذاب آن، و پل صراط، و ترازوي اعمال، و غير از اينها، بدون هيچ تفسير و تغييري در آنها.
11 ـ ايمان به شفاعت پيامبر (ص)، و شفاعت پيامبران ديگر، و فرشتگان، و افراد صالح، و غير از اينها در روز قيامت، چنانكه شرح آنها در احاديث صحيح آمده است.
12 ـ و اين كه مؤمنان خداوند را در روز قيامت در بهشت و در زمين محشر مى بينند حق است، و كسي كه آن را انكار كند و يا تفسير نمايد منحرف و گمراه است، و ديدن خدا در دنيا براي هيچكس ممكن نيست.
13 ـ كرامات اولياء و صالحين حق است، و هر امر خارق العاده از كرامات نيست، بلكه ممكن است براي ثابت كردن و آگاه كردن و راهنمايي و يا براي امتحان باشد، و ممكن است از تأثير شيطان و گمراهان باشد، و ميزان و معيار درست يا اشتباه بودن آن ها اين است كه آيا اين كرامات در قرآن يا سنت پيامبر (ص) آمده است يا نه ؟
14 ـ مؤمنان همه از أولياء و دوستان خدايند، ولي ايمان آن درجه دوستي آنها را با خدا مشخص مى كند.


سوم: توحيد مشيت و خواست خدا كه توحيد ألوهيت نام دارد
1 ـ خداوند متعال يگانه است، هيچ شريكي در ربوبيت و الوهيت و اسماء و صفات او نيست، و او معبود جهانيان است، فقط او مستحق تمامي انواع عبادتهاست.
2 ـ انجام بعضي از عبادت ها مانند دعا، و كمك خواستن، و نذر، و قرباني، و توكل، و ترس، و اميد، و دوستي، و مانند اينها براي غير از خداوند شرك است، حال براي هر چه، و هر كس كه قصد كند، چه فرشته اي مقرب، و يا پيامبري فرستاده شده، و يا بنده اي صالح و نيكوكار، و يا براي غير از اينها باشد.
3 ـ از اصول عبادت اين است كه ما خدا را با دوستي و ترس و اميد عبادت كنيم، و پرستش خدا فقط با بعضي از اينها ضلالت و گمراهي است.
بعضي از علما چنين گفته اند: كسي كه خداوند را فقط با دوست داشتن پرستش كند، او زنديق است.
و كسي كه او را فقط با ترس پرستش نمايد، از فرقه هروري است.
و كسي كه او را فقط با اميد و پرستش كند از فرقه مرجئه مى باشد.
4 ـ گردن نهادن و راضي شدن و اطاعت مطلق و بىقيد و شرط فقط براي خدا و رسول خدا (ص) است، و ايمان داشتن به خداي تعالي، و اين كه او رب و إله است، و هيچ شريكي ندارد ؛ و انجام چيزي كه خدا به آن اجازه نداده، و قضاوت بسوي طاغوت و غير از شريعت محمد (ص)، و تغيير دادن بعضي از اينها كفر است، و كسي كه ادعا كند كه بعضي از مردم مى توانند از شريعت و دين محمد (ص) خارج شوند، كافر است.
5 ـ حكم و قضاوت بسوي غير از خدا كفر است، و ممكن است كفري كمتر از كفر اكبر باشد.
كفر اكبر مانند: قضاوت به غير از شريعت خدا، و يا جايز دانستن آن قضاوت ،كفر اكبر است.
كفر اصغر مانند: خارج شدن و ترك كردن دين خدا به خاطر هوا و هوس در صورتي كه مسلمان باشيم كفر اصغر است.
6 ـ تقسيم دين به اين كه اين قسمت مخصوص افراد خاص و نيكوكاران است، و جدايي دين از سياست، و غير از اين ها همه باطل است، بلكه هر چه از حقيقت، يا سياست و غيره، كه با دين مخالفت كند، با توجـه بـه مقام و منـزلت آن چيـز، كفـر و يـا گمراهي است.
7 ـ غير از خدا هيچ كس از غيب خبر ندارد، و اعتقاد اينكه غير از خدا كساني ديگر هم غيب مى دانند كفر است، با ايمان داشتن به اين كه خداوند بعضي از پيامبران خـود قدرتي داده كه از عالم غيب خبر داشتـه باشند.
8 ـ معتقد بودن به اين كه ستاره شناسان و جادوگران صادق اند كفر است، و رفت و آمد با آنها از جمله گناهان كبيره است.
9 ـ دستورات خدا كه در قرآن آمده است براي اطاعت و نزديك شدن به اوست، و توسل سه نوع است: ادامه دارد


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه