منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 817
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 426
بازديد کل : 2053109
 
   
چند سؤال ازمراجع تقليد ‏شيعه
صاحب اثر: نویسنده: خادم الإسلام ‏ (بخش اوّل)  تاريخ درج مقاله:2012-03-23  تعداد بازديد:242
شکی نیست که دین تشیع از ریشه و اساس بر اساس بدعت و مخالفت با مفاهیم قرآنی بنا ‏شده است. بنده با دلیل و مدرک و آنگونه که در چهار چوب چند مقاله بگنجد بطور واضح این ‏انحرافات را بیان می دارم و امیدوارم سران دین شیعه اگر جوابی واضح و روشن برای این ‏سؤالات ندارند؛ لااقل به سفسطه دست نزنند و بیش از این خود را رسوا نسازند، و نیز از اهل ‏تحقیق در میان حق طلبان شیعه تقاضا دارم که جرأت و شهامت داشته باشند و در راه بیان حق ‏از باطل نترسند. در ابتدای این مقاله از جایگاه قرآن کریم سخن گفتیم واین نکته مهم را

حمد وسپاس ذات بی مانند الله تعالی را سزاست که منزه از مثل ومانند است. بدون شک هر ‏فردی که واقعاً وعملاً قرآن کریم را امام خود بداند هیچگاه افکار اهل بدعت و گمراهان نمی ‏توانند او را گمراه نمایند. آری مسلمان بایستی قرآن را امام خود بداند همانطورکه قرآن عظیم ‏الشأن امام رسول الله )صلی الله علیه وآله وسلم( نیز بوده است. بنابراین یک مسلمان بایستی در ‏تمام عقاید دین خود با عقل سلیم و با بررسی همه جانبه به قرآن کریم مراجعه نماید. وعقاید خود ‏را بر قرآن کریم عرضه نماید این مراجعه بایستی همه جانبه و با در نظر گرفتن تمام آیات ‏وارده در یک موضوع باشد نه اینکه مانند روش اهل بدعت فقط جزئی از یک آیه را در نظر ‏گرفته از بخشهای دیگر آن آیه چشم پوشی نمایند. آنان با این روش قصد تحریف معنای قرآن را ‏دارند. شکی نیست که دین تشیع از ریشه و اساس بر اساس بدعت و مخالفت با مفاهیم قرآنی بنا ‏شده است. بنده با دلیل و مدرک و آنگونه که در چهار چوب چند مقاله بگنجد بطور واضح این ‏انحرافات را بیان می دارم و امیدوارم سران دین شیعه اگر جوابی واضح و روشن برای این ‏سؤالات ندارند؛ لااقل به سفسطه دست نزنند و بیش از این خود را رسوا نسازند، و نیز از اهل ‏تحقیق در میان حق طلبان شیعه تقاضا دارم که جرأت و شهامت داشته باشند و در راه بیان حق ‏از باطل نترسند. در ابتدای این مقاله از جایگاه قرآن کریم سخن گفتیم واین نکته مهم را متذکر ‏شدیم که قرآن امام همه مسلمانان و بزرگترین آیت ونشانه الهی است. اکنون این سؤال مهم را ‏مطرح می نمایم:‏

سؤال اول: اصل و پایه اعتقادات شما را در زمینه خلافت و امامت بعد از حضرت محمّد ‏‏(صلی الله علیه وآله و سلم) حادثه ای موسوم به غدیر خم تشکیل می دهد، بنده بعنوان یک فرد در ‏جستجوی حق از شما می پرسم اگر حادثه  ی غدیر آنگونه که شما می گوئید درست باشد؛ اولاً عقل ‏سلیم حکم می نماید که برای جلوگیری از هر نوع انحراف احتمالی بایستی وظیفه ی جانشینی ‏حضرت علی در زمان بیماری منجر به رحلت حضرت رسول تجلی یابد و عالیترین جلوه ی این ‏جانشینی؛ جانشینی امام علی در اقامه ستون دین یعنی نماز است. پس چرا در طول مدت ‏بیماری حضرت رسول، امام علی، امام مسلمانان در نماز نبوده وهیچ مسلمانی نیز بر این ‏موضوع اعتراض ننموده و پیامبر هم که آیه «والله یعصمک من الناس» به ایشان وعده ‏محافظت از شر مردم (غیر مسلمان ویا منافق) را داده ساکت ماند وبه امامت نماز توسط ابوبکر ‏اعتراض ننمود. در حالیکه به تأخیر حرکت لشکر حضرت أسامه اعتراض شدید نمود. آیا اولی ‏مهمتر است که مسأله جانشینی است یا دومی؟!!همچنین چرا خداوند متعال با نزول وحی ‏مسلمانان را متوجه اشتباهشان ننمود که غیرعلی چرا امامت نماز مسلمانان را در غیاب پیامبر ‏به عهده گرفته است؟ و در این زمینه آیه ای نازل نشد تا راه انحراف برای همیشه بسته شود؟ ‏چرا خداوند در مورد این عدم اجرای جانشینی علی ابن ابیطالب سکوت نمود. لذا نتیجه اعتقاد ‏شما به تعیین شدن حضرت علی به جانشینی پیامبر در موارد متعددی با سیره رسول اکرم و با ‏مقام  و وظیفه حضرت رسول در ابلاغ وحی الهی و اجرای آن در تضاد خواهد بود. ونیز نظر ‏نمائید به سخنان حضرت علی در اینکه خلافت حق مهاجر وانصار است وهرگاه بر کسی ‏اجتماع نمودند خداوند به آن راضی است که در نهج البلاغه نامه ایشان به معاویه آمده است؟

سؤال دوم: این سؤال نیز در مورد اصلی ترین اعتقاد شما  یعنی امامت است. شما این ‏اصل را اینگونه بیان می دارید که بعد از حضرت محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) خلافت ‏دنیوی و حق فتوی در دین فقط در انحصار افراد خاصی است. وآن افراد از طرف خداوند تعیین ‏شده اند. وهر که بر غیر این راضی باشد از قانون خداوند تخطی نموده وکافر است. حال ما از ‏شما سران شیعه می پرسیم آیا در اجرای قانون خداوند می توان معامله نمود؟ مثلاً امام می تواند ‏این خلافت را به شخص دیگری تفویض نماید. طبعاً می گوئید اصلاً وابداً هرگز نمی شود. و ‏بعد از آن ما می پرسیم  پس بطور واضح وبدون سفسطه به ما بگوئید چگونه امام حسن در امر ‏خلافت با معاویه صلح نمود وخلافت را به او واگذار نمود؟!! ومشخصاً جواب دهید چرا امام ‏بجای اینکه از خلافت کنار برود وامر تعیین خلیفه را به شورای برگزیده مسلمانان واگذار نماید ‏تا هر که را خواستند خود انتخاب نمایند؛ خود امام مستقیماً با معاویه وارد مذاکره شد وخلافتی ‏را که در اختیار داشت به معاویه واگذار نمود. زیرا اگر امام حسن این کار را نمی کرد ممکن ‏بود مسلمانان فردی بسیار شایسته تر از معاویه را  انتخاب می نمودند. ونیز جواب دهید چگونه ‏امام با یک فرد فاسق وفاسد (به اعتقاد شما) وارد مذاکره می شود و خلافت را به او واگذار می ‏نماید. بجای اینکه کناره گیری کند تا گناه این انتخاب بر عهده اهل شورای مسلمانان باشد نه بر ‏عهده امام.؟!!! چگونه امام با این وضوح مصلحت امت اسلام را نادیده می گیرد. حال عقل ‏ومنطق خود را قاضی نمائید معاویه بهتر بود یا عثمان؟ معاویه بهتر بود یا عمر؟ معاویه بهتر ‏بود یا ابوبکر صدیق، یار غار پیامبر و از سابقون الأولون در اسلام . اکنون وقتی امام معصوم ‏‏(به اعتقاد شما) اداره امور را در اختیار معاویه قرار می دهد. در اختیار ابوبکر گذاشتن خلافت ‏‏ توسط اهل شورای مهاجر وانصار قبیح است یا در اختیار معاویه قرار دادن خلافت توسط امام ‏حسن. شما ممکن است بگوئید علت مصلحت بود ومانند این توجیهات. وما می پرسیم آیا با ‏کناره گیری امام از خلافت این امر بهتر تحقق پیدا نمی کرد؟ ودر ثانی چه مصلحتی دیگر باقی ‏می ماند وقتی حکومت اسلامی به اعتقاد شما بدست یک فرد فاسد افتاده باشد؟!!‏

لذا برای شما هیچ راهی باقی نمی ماند یا باید اعتقاد پیدا نمائید که خلافت بعد از پیامبر توسط ‏ذات الهی تعیین نشده؛ لذا قابل مذاکره است ولو با شخضی که برتر از او وجود دارد. یا اینکه ‏امام حسن را در این امر مقصر بدانید. وعلم غیبی را که به او ودیگران نسبت می دهید انکار ‏نمائید زیرا امام حسن یا علم غیب داشت که معاویه یزید را جانشین خود می کند که در این ‏صورت مصلحت مسلمانان را با حداکثر بی مسئولیتی نادیده گرفته یا اینکه باید اعتراف نمائید ‏که امام حسن علم غیب نداشته است. مگر هدف اصلی واساسی از وجود امام چیزی جز برپائی ‏واقامه حق وعدل وداد است؟ وآیا این کار امام حسن اقامه حقی بود؟

سؤال سوم: یکی از بزرگترین انحرافات شما کینه و دشمنی شما با حضرت عایشه ‏طاهره (رضی الله عنها) است! شما برای این چرکین ساختن قلب سیاه خود حوادث تاریخی را ‏بهانه قرار می دهید. در حالیکه همه می دانند که ایجاد کنندگان آتش جنگ جمل منافقانی بودند ‏که در شهادت حضرت عثمان دست داشتند. و هنگامی که دانستند با توافق اصحاب جمل با ‏حضرت علی بزودی شناخته می شوند دست به خدعه وشبیخون شبانه به طرفین زدند واز ‏تاریکی شب استفاده نموده وطرفین را فریب دادند. حال جدای از مناقشه نفس حادثه، بنده از شما ‏سران شیعه می پرسم آیا شما آگاهتر به حادثه بودید یا حضرت علی که خود در میدان نبرد ‏حضور داشت؛ جدای از عقل و درایت ذاتی ایشان. پس چگونه ایشان بر کشته شدگان دو طرف ‏نماز میت خواندند؟ در حالیکه به عقیده شما اصحاب جمل کافر بوده اند؟ مگر بر کافر نماز ‏گزارده می شود؟ اما در مورد مقام امهات المؤمنین ودر اینجا بحث ما پیرامون حضرت عایشه ‏طاهره است: سؤال ما این است؛ آیا ما باید برداشت شما را از وقایع تاریخی قبول نمائیم یا کلام ‏صریح خداوند را؟. شما چنین عقاید فاسدی در مورد حضرت عایشه طاهره دارید ولی خداوند ‏ازدواج  حضرت عایشه طاهره ودیگر زنان پیامبر را بعد از پیامبر حرام نموده وآنان را مادر ‏مسلمانان اعلام فرموده. سؤال ما این است چگونه خداوند انسان غیر شایسته را مادر مؤمنین ‏قرار می دهد؟! شما ممکن است بگوئید این برای احترام مقام پیامبر است وما می گوئیم اگر ‏آنان نه در خور وشایسته پیامبر بودند که خداوند امر به طلاق دادن آنها می نمود. تا اشتباهات ‏احتمالی آنها احترام ومقام پیامبر را مخدوش نسازد. بلکه اگر شما در قرآن کریم به حقیقت تدبر ‏نمائید و به آیه تخییر که همسران پیامبر را مخیر نمود که یا از پیامبر طلاق بگیرند ویا رسول ‏الله وسرای آخرت را بخواهند. این خواستن رسول وسرای آخرت مصداقش همسری با پیامبر ‏در دو جهان است (دقت کنید به آمدن رسول وسرای آخرت در کنار هم) آیه چنین است: «وَإِنْ ‏كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنْكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا» ‏‏[الأحزاب:29]. یعنی: « و امّا اگر شما خدا و پيغمبرش و سراي آخرت را مي‌خواهيد خداوند ‏براي نيكوكاران شما پاداش بزرگي را آماده ساخته است».

و زنان پیامبر، رسول الله صلی الله علیه وسلم را انتخاب ‏کردند، پس بعد از ایشان خود بخود ازدواج با دیگری حرام می شود وخداوند با احترام این ‏انتخاب شایسته نام مادر مؤمنان برآنها نهاد.‏

‏این هیچ ربطی به میل فلان شخص به ازدواج با یکی از زنان حضرت رسول ندارد بلکه این ‏شرایط آیه تخییر است که ایجاب مینماید آنان بعد از رسول خدا ازدواج ننمایند، زیرا در جهان ‏دیگر نیز همسران پیامبر هستند وگرنه چگونه خداوند کسی را از حق طبیعی خود مانند حق ‏ازدواج محروم می نماید. خداوند ابتدا زنان پیامبر در مسیر انتخاب قرار داده شدند وسپس ‏مردان اهل ایمان نیز مورد خطاب جداگانه قرار گرفتند. اینکه شما تصور می کنید زنان پیامبر ‏فقط مادر مردان هستند نه مادر زنان نشانه جهل شما به قواعد زبان عربی و اصل تغلیب است ‏مثلاً درآیه رو کردن به قبله می فرماید: «وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوِهَكُمْ شَطْرَهُ» یعنی « و هر ‏جا باشيد، روى خود را به سوى قبله نمائید» حالا دقت نمائید که ضمایر در این آیه جمع مذکر ‏است آیا این مذکر آوردن ضمایر را باید حمل بر این موضوع نمائیم که رو به قبله نمودن خاص ‏مردان است؟ لذا باید دانست که همسران پیامبر در مقام مادر زنان مسلمان نیز بوده اند وهدف ‏این بوده که زنان مسلمان به راحتی سؤالات شرعی خصوصی خود را با آنان در میان بگذارند.‏

نتیجه اینکه اعتقادات شما در مورد حضرت عایشه طاهره با مقام آنحضرت در علم الهی که در ‏قرآن کریم متجلی شده است در تضاد است شما برداشت خود را از حوادث تاریخی بر ‏راهنمائیهای قرآن کریم ترجیح داده اید.  ‏

‏ ادامه دارد...‏


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه