منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 369
بازديد کل : 2515104
 
   
مهمترين خيانت ها و جنايت هاى تاريخى شيعه عليه مسلمانان(شماره سه)
صاحب اثر: دکتر عبدالرحیم ملازاده  تاريخ درج مقاله:2012-01-30  تعداد بازديد:361
شيعيان در ميان مسلمين وبعنوان اعضاء جامعهء بزرگ اسلامى بسر ميبرند، ليكن ارتباط شيعيان با ديگر مسلمانان بر حسب نفاق واذيت وآزار برحسب وقت وشرائط بوده است، دشمنى وكراهت را در دل مخفى نمودن از صفات دائم مذهبيون آنها ميباشد، بيوفائى وعدم مراعات حقوق ديگران وحق كشى از سرشت آنها ميباشد، أما غدر وخيانت ومكر وخدعه وتقيه ودروغ از كارهاى معروف ومشهور مذهبيون آنها ميباشد،

9-آثار سوء تشيع در جامعه واجتماع

نفاق اجتماعى براساس تقيه

شيعيان در ميان مسلمين وبعنوان اعضاء جامعهء بزرگ اسلامى بسر ميبرند، ليكن ارتباط شيعيان با ديگر مسلمانان بر حسب نفاق واذيت وآزار برحسب وقت وشرائط بوده است،

دشمنى وكراهت را در دل مخفى نمودن از صفات دائم مذهبيون آنها ميباشد، بيوفائى وعدم مراعات حقوق ديگران وحق كشى از سرشت آنها ميباشد، أما غدر وخيانت ومكر وخدعه وتقيه ودروغ از كارهاى معروف ومشهور مذهبيون آنها ميباشد،

شيخ الاسلام ابن تيميه ميگويد: اما رافضى با هركس كه نعاشرت كند با او تقيه ميكند، چرا كه دين وايمانى كه در قلبش ميباشد فاسد بوده وبه او اجازه دروغ وخيانت وغش وبدنيتى  وسوء اراده به ديگران ميدهد،[34]

اما امام محمدبن علي الشوكاني كه خود از شيعيان زيدى بوده وبعد ازآن ازاهل سنت شده وحتى از مجتهدين اهل سنت گشته است، مشاهدات شخصى خودرا از خلال معاشرتش با شيعيان رافضى يمن نقل ميكند، وامور عجيبى را نقل كرده وميگويد: رافضى  با مخالف خودش هرگز امانت را رعايت نميكند، بلكه مال وجان اورا در اولين فرصت حلال ميداند، وهر چه از دوستى ومودت كه به آن تظاهر ميكند همه از باب  تقيه ميباشد در اولين فرصت از بين ميرود،[35]

وشهادت هاى متنوعى در اين مورد ذكر نموده است، كه اين شهادت ها از فردى است كه خود شيعه بوده ودر جامعه آنها ميزيسته است،

10- ترور وايجاد عدم امنيت در جامعه

همه ميدانيم كه نوشته هاى بسيارى ازمراجع شيعه اصل ترور مخالفان را به هرشكلى از قديم مجاز ميدانند ونظام ملاتاريا هم در داخل وهم در صحنهء بين المللى در ظرف 25 سال به شكلى روشن آنرا پياده كرده است، واز قديم هم كتب شيعه از داود بن فرقد نقل ميكند كه ميگويد كه ابوعبدالله عليه السلام گفتم نظر شما راجع به نواصب(در عرف شيعيان يعنى اهل سنت) چيست؟ پاسخ داد: خونش حلال است، ليكن برايت بيم دارم ، اگر توانستى اورا زير ديوار انداخته يا در آب غرقش كن تا كسى برعليه تو شهادت ندهد، [36] ودر كتاب رجال كشى يكى از شيعيان براى امامش تعريف ميكند كه چگونه بسيارى از مخالفانش-يعنى اهل سنت-را خائنانه ترور كرده است، ميگويد: بعضى از آنهارا به اين وسيله ميكشتم كه ميرفتم بالاى سقف منزلش واز آنجا اورا ترور ميكردم وبعضى از آنهارا ، ميرفتم در منزلش تا بيرون ميآمد ترورش ميكردم ، وبعضى را در راهى همراهى ميكردم تا اينكه تنها شده وكسى نميبود اورا ترور ميكردم، وميگويد بدينوسيله سيزده نفر مسلمان را ترور كرده است، چون به زعم او به ولايت على ايمان نداشتند،!!

 نعمت الله جزائرى خاتمهء محدثان شيعه ميگويد كه درروايت هاى آنها آمده كه: على بن يقطين –كه بقول او از خواص شيعه بوده وبقول طبرى زنديق بوده-  كه وزير هارون الرشيد بود در زندان او كه گروهى از مخالفن-اهل سنت- بودند، به مامورانش دستور داد تا سقف زندان را بر سر زندانيان خراب كردند تا همه كشته شدند كه حدود 500 نفر بودند، وخواست از خون آنها خلاص شود وبه مولانا امام كاظم نوشت كه در جواب او نوشت : تو اگر قبل از اقدام به اين كار از من سؤال كرده بودى هيچ چيزى ه عهدهء تو نميبود لكن از آنجا كه بامن مشورت نكرده بودى نسبت به هرخون يك بز ديه بده وبز از خود آنها بهتر است!  (به به دست امام هم درد نكند كه چه عدالت علوى اجرا ميكند درست مثل عدالت خمينى وشاه اسماعيل !!) 

بنگريد كه چگونه در ميان مسلمين زيسته و چگونه از كمترين فرصت بدست آمده سوء استفاده كرده وكسانى را كه به افراط گرى ها وشركيات وبدعت هاى آنها آلوده نيستند ترور ميكنند، واين هم منابع آنها ميباشد كه به اين خيانت ها هم اقرار ميكند، وامام جعلى او هم بخاطر اينكه 500 مسلمان را كشته  اورا تأييد ميكند، ولى  چون از او كسب اجازه نكرده بايد يك بز ديه بدهد، اما اگر از او و يا مرجع بعد از او اجازه بگيرد كه در واقع جهاد في سبيل الله انجام داده واجر هم دارد، ولهذا شيخ رافضيان نعمت الله جزائرى در تعليق اين موضوع مينويسد كه: اين ديه ناچيز را بنگر، كه برابر با ديهء برادر كوچك آنها يعنى سگ شكارى  كه بيست درهم باشد نيست ونه با ديهء برادر بزرگتر آنها يعنى يهودى ويا مجوسى-زرتشتى- كه 800 درهم است-كذا- باشد نيست ودر آخرت هم نجس تر وبدبخت تر-يعنى غير شيعيان!- 

اين قول چنان قبيح وزشت است كه نيازى به رد كردن ندارد،

11- نشر اباحيت وزنا

از ويرانگرى هاى تشيع-بعد از تحريف آن بدست ابن سبأ- در جامعه نشر اباحى گرى است كه وسائل واسباب آنرا بنام هاى شرعى مهيا ميكنند مثل متعه ويا نكاح موقت كه زن ومرد بتوانند بدون هيچ  ضوابطى جز رضايت طرفين باهمديگر هم بستر باشند، وهم چنين اعارهء فرج![37]واما متعه با روسپيان[38]  با زنان شوهر دار[39]را نيز جايز ميدانند،  ورسواتر از همهء اينها متعهء دورى ونوبتى ميباشد كه گروهى با يك زن متعه نمايند هركدام به نوبت خودش!![40]

چنين اعمال زشتى را كه واقعا عار وننگ است برايش رواياتى جعل نموده اند كه اجر وثواب هم دارد، تا حدى كه روايت هاى متعددشان ميگويد كه شخصى كه يك متعه را انجام دهد به درجهء امام حسن و د و متعه انجام دهد بدرجهء امام حسين وسه متعه انجام دهد به درجهء على ومتعهء چهارم بدرجهء پيامبر ميرسد،[41]

وهيچ راهى از راههاى شهوت بازى را بسته نگذاشته اند تا حدى كه حتى لواط با همسران را نيز جائز شمرده اند وخمينى مينويسد كه ارجح اين است كه ميشود بازن از راه دبر-عقب- نزديكى كرد[42] واين سخن پست وحقير را مقايسه كن با سخن ابن نجيم كه مينويسد: حلال شمردن لواط با همسر در نزد جمهور فقهاء كفر است[43]

چه فرقى است بين اين اباحى گرى مدعيان تشيع  وتجار ولايت  وبين اباحيت خرميه پيروان مزدك و بابك، واين وسيله را جهت نشر مذهب خود در دنيا استفاده نموده  شهوت پرستان را بسوى خود كشانده اند،

آيا اينها زانيانى نيستند كه در زير عباى آل بيت پنهان شده واسم آنهارا براى فريب عوام يدك ميكشند،؟ ليكن مكر وفريب مراجع شيعى را تماشا كن كه چگونه جيب شيعيان را بنام خمس خالى ميكنند وسپس زنهايشان را به چه عناوينى هتك حرمت ميكنند، تا حدى كه از دختر بچه هاى كوچك هم دست برنميدارند، ولهذا سيد حسين موسوى كه خود از اين فضائح نجات يافته مينويسد كه خمينى به مهمانى دوستى در عراق بود كه با دختر 4 سالهء او متعه نمود[44]  ، به همهء اينها اكتفا ننموده تا لواط با مردان را هم راهى برايش پيدا كرده اند، تا حدى كه شيد عبدالحسين شرف الدين موسوى اجازهء همجنس بازى ونكاح بامردان را هم براى كسى كه در سفر باشد جايز ميدانست، وميگفت –اذا طال بك السفر فعليك بنكاح الذكر-[45]

  آيا هنوز هم شيعيان به سر عقل نيامده وفريب اين دجالان را ميخورند؟ آيا وقت آن نرسيده كه خودرا از دام تعصبى كه همين شهوت پرستان برايشان گسترده اند نجات دهند وبه قرآن وتوحيد وسنت بازگردند،؟ تا هم اخلاقشان انسانى واسلامى گردد وهم عقايدشان قرآنى شود،

12- ويرانگرى تشيع درمجال اقتصادى و دزديدن مال شيعيان به اسم أهل بيت و خمس

 تشيع از قديم در ميدان اقتصادى در زندگى مسلمين مؤثر بوده وطبقه اى مفت خور بوجود آورده كه از مال مردم واز جيب مردم ارتزاق كنند، مراجع شيعه بعد از اهل بيت به اين دروغ مال مردم را دزديده وبه جيب خود ميزنند كه آن مال حق اهل بيت ميباشد، واين اموال مقلدان را گرفته وبراى تحقق  خواست ها و نقشه هاى خود مصرف ميكنند،

به اين اقرار خطرناك توجه كنيد:

كتب شيعه مينويسد: وقتى كه پدرحسن –ع- فوت كرد وهيچكس ازگماشتگان او نبود مگر اينكه در پيش خودش اموال فراوانى داشت، واين خودش سبب توقف و انكار مرگ او از طرف آنها شده بود، در نزد زياد قندى هفتاد هزار دينار ودر نزد على بن حمزه سى هزار دينار ودر نزد عثمان بن عيسى اموال وجوارى فراوان بود، كه رضا عليه السلام برايش قاصد فرستاده ومال وكنيزها را ميخواست، او در جوابش نوشت كه پدرت فوت نكرده، رضا گفت كه فوت كرده وميراثش را ما تقسيم نموديم، واخبار راجع بوفاتش دقيق است، او پاسخ داد  كه اگر پدرت نمرده  كه تو حقى در مال ندارى وا گر مرده بمن دستور نداده كه به تو چيزى بدهم، وكنيزهارا من آزاد كرده وبا آنها ازدواج كردم!![46]

اين سند تاريخى از منابع اثناعشرى حكايت از مال خورى وجنگ بر سر پول ودنيارا از قديم الايام حكايت ميكند، وعلتى را كه اين روايت برايش جعل شده وآن بطلان توقف به آن چه كه امام رضاگفته است به جانبى رهاميكنيم تا به آنچه كه در پشت پرده از مال اندوزى وجنگ بر سر مال ودينار ودرهم پى ببريم،  چرا كه اينهايى كه هركدام به شهرى رفته وبراى امامى پرچمى  علم كرده اند، هدفشان فقط وفقط جمع زر وسيم بوده است تا بدينوسيله جيب مردم را خالى وكيسه هاى گشاد خودرا تا حد ممكن پركنند، واز پشت پردهء امامت وائمه اين هسته هاى سرى به اغراض خود رسيده واموال زيادى انباشته وجامعه را با اين اموال حرام آلوده وملوث نموده اند،

كسى كه در جنبش هاى شيعى كه درتاريخ اسلام ظهور كرده اند تأمل نمايد در مييابد كه اولا اين جنبش ها همانطور كه يزدگرد در كنفرانس نهاوند توصيه كرده بود مسلمانان را متفرق نموده وبخود مشغول نموده واز مهمترين عواملى بوده است كه امت اسلامى را بجاى رودررويى با دشمنانش بخود مشغول داشته است، وكوشش امت اسلامى را بجاى ايجاد يك دولت متحد ومتفق وبزرگ بهدر داده است، وكسى كه در اين جنبش ها تامل نمايد ميداند كه كثرت وقدرت اين جنبش ها مرهون همين اموالى است كه از مقلدان چشم بسته به اسم آل بيت وبنام خمس دريافت نموده اند.

وامروزه نيز جنبش هاى تروريستى شيعى واحزاب متعدد آن در دنيا از همين منبع باد آورده استفاده ميكنند، وحتى منابع زيرزمينى دولتى مثل ايران نيز از اين دزدى مذهبى شيعى جان سالم بدر نبرده ولهذا خمس اموال نفت كشور به جيب خامنئى ميرود كه بدروغ خودرا ولى فقيه مسلمين ناميده است، بدون اينكه دولت ومجلس خبر داشته باشند كه اين اموال بزرگ چگونه وكجا به مصرف ميرسد.

وهمين سرمايه باد آورده ودزدى مرجعى شيعه است كه سبب شده صدها كتاب خرافات ومخرب ومفسد در دنيا مفت ومجانى پخش شود، واز اينجاست كه مراجع شيعه بخاطر همين اموال است كه برحسب رغبت مقلدانشان فتوى صادر ميكنند، تا رزق و روزيشان قطع نشود، وحقائق روشن دين را كتمان ميكنند،

اين مال ومنبع در آمد مفت ومجانى از طرف آن مقلدان فريب خورده وشيرده  خطر اين مذهب ويرانگر واحزاب مخرب آنرا روز بروز زيادتر نموده است، از اينجاست كه مراجع شيعه به مسئلهء خمس اهميت بسيار داده واگر يك فرد شيعه يك درهم را ندهد اورا از شماركافران وظالمان به اهل بيت! ميشمرند.[47]

وما ميدانيم كه در نزد همهء مسلمين خمس فقط از غنائم جنگى است چنانكه نص صريح قرآن است، وشيعيان را غنائم جنگى حساب كردن واقعا شاهكار مراجع دغل ونيرنگ ميباشد،

اين اموال بزرگ و چشمهء زاينده به چه كسى بايد پرداخت شود؟ به مرجع! زاهد وعابد!واز اينجاست كه شخصى مثل سيستانى فقط هشت خانهء بزرگ در لندن دارد كه بنده در يك تحقيق بزبان عربى آنرا منتشر نمودم،واز اينجاست كه مؤسسه خويى به يكى از مؤسسات بزرگ فساد در اختا پوس جهانى شده است كه بنده در يك گفتگوى تلويزيونى رئيس آن يعنى عبدالمجيد خوئى را رسوا كردم كه بعدها كه با تانك هاى امريكايى وبا جيب هاى پر از دلار به عراق رفته بود به هلاكت رسيد،

ميدانيم كه درنزد شيعيان كسى نميتواند به حج برود مگر اينكه خمس خود را ادا نمايد واين به نوبت خودش شايد سبب شده كه نظام فاسد ايران هرساله ازديا تعداد حجاج خودرا بنمايد چون برايش در آمد بيشترى خواهد داشت.

واين خمس ويا دزدى مرجعيت أثرى ازآثار امامتى ميباشد كه ابن سبأ يهودى توطئه آنرا ريخت، واينكه مال وزمين همه مال امام است ودر غياب او مال نائب او ميباشد،

وشيخ الاسلام ابن تيميه ميگويد: اما آنچه را كه رافضيان مدعى هستند كه خمس مكاسب از مسلمين گرفته ميشود، وبه نائب كسى داده ميشود كه بزعم آنها نائب امام ميباشد، اين زعم را نه على ونه هيچيك  از خلفاء راشدين ونه از صحابهء پيامبر ويا تابعين ونه فردى از اهل بيت چنين قولى گفته اند،- بلكه موضوع خمس را زنادقهء سابق جعل نموده اند، تا حافظ بدعت هاى خود باشند،-

هركس كه چنين گفته اى را از علماء اهل بيت مثل حسن وحسين وعلى بن حسين وابوجعفر وجعفربن محمد نقل كند برآنها دروغ بسته است، اين مخالف تواترى است كه ازسيرت على رضي الله عنه  شناخته شده است، او چهارسال وخورده اى متولى خلافت شد وهرگز از مسلمين خمس-مكاسب- نگرفت، وحتى بالاتر از اين در مدت حكومت او هيچ خمسى تقسيم نشد،- چون فتحى رخ نداد- واما راجع به مسلمانان نه على ونه غير على از اموال آنها خمس نگرفتند، اما هر وقت كه از اموال كفار –درجنگ- خمس گرفته ميشد براساس كتاب وسنت بين مردم نه مراجع- تقسيم ميشد، ليكن در عهد على از آنجا كه فتنه و اختلاف داخلى رخ داد باكفار جنگى رخ نداد –تا خمسى باشد-، وهمچنين پر واضح است كه پيامبر صلى الله عليه وسلم از اموال مسلمانان خمس دريافت نكرده است، واز هيچ مسلمانى نخواسته است كه از اموال خود خمس پرداخت نمايد، [48]

واين اموال حرامى را كه مراجع شيعه به دعواى اجتهاد! وحق اهل بيت ! وفريضهء اسلامى! برمقلدان جاهل خود وضع كرده اند، از هرمالياتى در تاريخ بشر بيشتر بوده كه از همهء اطراف زمين مثل سيل بطرفشان سرازير است كه هرمرجعى را بعنوان يك مليونر بالفعل در آورده است، كه بزرگترين  علت حفظ خرافات شيعه وسبب حماسه وتعصب آخوندهاى شيعه راجع به مذهبشان ميباشد چون نان شان در ىن ميباشد، چون كسى كه از خرافات وبدعت هاى آنها انتقاد كند در واقع سعى در خالى شدن جيبشان ميكند،

وازاينجاست كه شخص خبره ومتخصصى در باره شيعه مثل دكتر على السالوس ميگويد: به نظر من اگر اين اموال-مفت- نميبود اين اختلاف بين شيعه جعفريه وبين بقيهء امت اسلامى ادامه پيدا نميكرد، بسيارى از فقهاء آنها آتش اين اختلاف را زنده نگه ميدارند تا سر چشمهء اين اموال را  زنده نگه دارند،[49]

وبوسيلهء اين اموال مفت است كه بارگاههاى متعدد را حفظ نموده وقبرى مثل قبر امام رضا بزرگترين واحد اقتصادى مشهد وشايد ايران باشد، يعنى اين خمس ها منبع در آمد ديگرى براى آنها ساخته است كه آن قبرهاى صنعتى و پول زا است كه در تمام دنياى اسلام بنام اهل بيت درست كرده اند، وبوسيلهء اين اموال خمس وقبرها در هر كشورى كه هستند سعى در خريد اقلام نموده وبراعمال بازرگانى وشركت ها تاثير گذاشته تا بر ارزاق مردم هم تاثير بگذارند،[50]

بعد از اينكه اموال شيعيان را بنام امام واهلبيت ميدزدند راجع به اهل سنت رواياتى جعل كرده اند كه به آنها دستور ميدهد اموال اهل سنت را بطرق متعدد بدزدند، ( مال ناصبى را هرجا كه يافتيد بردار وخمس آنرا به ما بده) و(مال ناصبى وتمام مايملك او- براى ما – حلال است) [51] وآخوندهاى شيعه در تعريف ناصبى چنان پيش رفته اند كه شامل همهء غير شيعيان ميشود وبزعم آنها هركس غير على را بر او مقدم دارد ناصبى است،[52]

اينها بعضى از آثار منفى شيعيان وتشيع در جوامع اسلامى بوده وهست ولى نكات مثبت آنها چيست؟

علماء مسلمين بعد ازبررسى واستقراء احوال آنها  به اين پرسش پاسخ دقيق داده وگفته اند كه: در ميان ائمه دين وفقه يك رافضى شيعه وجود نداشته ودر ميان پادشاهان وملوك اسلام كه براى اسلام خدمات شايانى انجام داده  ودر راه اسلام جهاد نموده اند يك شيعى رافضى وجود نداشته است، اكثر شيعيان يا از زنادقه منافق وملحد بوده اند ويا از جاهلانى كه نه در منقولات ونه در معقولات قدم راسخى داشته اند، ليكن آنها نوشته هايى در تفسير وحديث وفقه دارند آيا اين خود مشاركت در غناء فرهنگ اسلامى نيست؟

دكتر ناصر القفارى[53] متخصص در تشيع وكتب آنها ميگويد كه: كسى كه در نوشته هاى آنها تدبر كند درميبابد كه نوشته هاى مثبت در اين تاليفات را از اهل سنت اقتباس ويا نقل نموده اند، وهركس از آنها كه در تفسير نوشته است از تفاسير اهل سنت نقل نموده اند، اما ا گر از همكيشان خود چيزى نقل كنند همه خرافات وعجائب ميباشد، چنانكه در تفسير قمى وبرهان مى بينيم ، وخود اينجانب هم وقتى كه در تلويزيون شارجه كه برنامهء فارسى آنرا به توفيق الهى در سال 1993 بنيان گذاشتم در درس هاى تفسير قرآن كه موفق به مقارنهء بسيارى از مطالب تفسير الميزان طباطبائى با تفاسير اهل سنت شدم ديدم كه غالبا از تفسير شوكانى وغيره اخذ نموده بدون اينكه ذكر كند وسخن را به صاحبش نسبت بدهد،

اما در حديث شناسى كه شيعيان از جاهل ترين افراد به اسانيد ومتون شناسى روايات ميباشند، اما هركتابى كه مطابق ميل ومنافعشان باشد نقل ميكنند،

اما در فقه آنها از دورترين افراد به فقه وفهم دين ميباشند، وآنچه را كه در كتبشان ازفوايد ميبينيم از شيوخ  آنها نيست بلكه سرقت از كتب اهل سنت ميباشد، ولهذا شيخ الاسلام ابن تيميه در بارهء سرقت علمى آنها ميگويد:

اگر يكى از آنها كتابى در مورد اختلافات فقهى ويا اصول فقه بنويسد مثل موسوى وغيره اگر در مسئله اختلافى باشد حجت كسى را كه با او موافق باشند گرفته  وبا ادلهء او احتجاج ميكنند وجواب هاى اورا عاريت ميگيرند، فرد جاهل گمان ميكند كه اين مؤلف-سارق- كتاب مهمى  در فقه واصول و...نوشته است،  واين جاهل نميداند كه او سخنان اهل سنت را به عاريه گرفته است،كه آنهارا تكفير ميكنند، [54] واگر كسى اندك تخصصى داشته والان در عصرما هم نوشته هاى مراجع وآخوندهاى شيعه را با ديگران مقايسه كند صدق سخن ابن تيميه برايش روشن ميشود،

ودرمقابل همهء اين توطئه هاى شيعيان برعليه مسلمين بازهم بعضى از تحصيل كردگان كشوركه بدروغ خودرا روشنفكر مينماند، آنهارا نماينده اسلام دانسته تا ازآب گل آلودى كه روحانيت حاكم شيعه ايجاد كرده ماهى بگيرند وكفر والحاد خودرا پنهان نموده وحملات وفحاشى ها واهانت ها واكاذيب وتحريف ها وحملات خودرا متوجه اسلام وقرآن و پيامبر نموده اند وكاش كه اين شعور وسواد وانصاف را ميداشتند تا بين زمين وآسمان وبين شرك وتوحيد وبين سنت وبدعت وبين هدايت وضلالت وبين تشيع وتسنن فرق قائل ميشدند، ليكن حقيقت نورگرانيهائى است كه نصيب دلهاى مريض وكينه توز نميشود، واينجاست كه بايد دانست كه اين سياست بازانى كه بخاطر قدرت تظاهربه علم وروشنفكرى مينمايند ولى درست مثل آخوندهايشان روضه يكطرفه ميخوانند مثل آنها ودربعضى موارد شايد بسيار هم بدتر باشند، وهمانطور كه آخوندهاى شيعه ازمناظره فرار ميكنند اينها نيز حاضر نيستند كسى افكارآنهارا با خودشان مطرح نموده وبا آنها علنا مناظره نمايد، واينجانب اين موضوع را با  اكثر اين مدعيان اسلام ستيزودرغگوكه درتلويزيونهاى ايرانى امريكا برنامه دارند بارها وبارها مطرح كرده ام ولى درجواب برعكس حتى از ارتباط تلفنى بسيارى از آنها علنا منع شده ام واعلان نموده اند كه شما ديگر حق نداريد به برنامه ما زنگ بزنيد واتفاقا همين كاررا را يك آخوند خرافى شيعه هم دربرنامه خود نمود، وهمين كاررا يك كشيش مسيحى نيز انجام داد، چرا اينها اينقدر زبون هستند كه حاضر به مناظره نميشوند؟ اولا چون ميدانند كه علم ودانشش را ندارند، ثانيا اينكه ميدانند دارند مردم را بازى ميدهند ، ثالثا اينكه ميدانند اگر جهالت و بيسوادى وعوامفريبى آنها ثابت شود غالبا نشان هم قطع ميشود، براى اينكه همهء اينها درست مثل آخوندها بخاطر رضاى مقلدانشان حرف ميزنند نه بخاطر رضاى خدا، البته اينها عوامل اجتماعى وروانى متعددى دارد كه جاى شرحش در اينجا نيست، وشايد كتاب تلبيس ابليس امام ابن الجوزى كه بفارسى هم ترجمه شده است يكى از بهترين كتب در اينمورد باشد كه شيطان چگونه هرگروه وفرقه وطائفه اى را -مخصوصا از راه خودش- فريب ميدهد، ولهذا هركس كه بخواهد افكارى را كه دراين كتاب مطرح شده مورد مناظره قرار دهد سلفا و باكمال خوشوقتى از او تشكر ميكنيم، چرا كه هدف ما رسيدن به قدرت وحكومت نيست بلكه ما خواهان بيدارى ملت ونجات آنها از خرافات مذهبى كه مخاف قرآن ميباشد هستيم،

 چون به نظر ما تنها راه اصلاح ملت از راه خود قرآن ميباشد ، وتا زمانيكه افكار دينى مردم جامعه اصلاح نشود همين بازى موش وگربه و ودورباطلى را كه از ايام شاه وخمينى درآن هستيم ادامه خواهيم داد، وهمين سخنى بود كه يكباردرجلسهء جناب دكتر سروش دراجتماع ايشان درلندن مطرح كردم،كه جواب درستى نشنيدم،  البته اين راه را همانطور كه درمقدمه كتاب عرض كردم دانشمندان ومصلحانى مخلص وباجرئت  ازخود شيعه بعد ازرهايى از چنگ خرافات ورسيدن به توحيد راستين وسنت صحيحه  در ايران دهه ها قبل شروع كرده اند، ومسئوليت علماء راستين هم همينست كه باورهاى دينى مردم را اصلاح كنند نه اينكه دين را وسيلهء سياست بازى قرار داده وبوسيلهء آن بدنيا رسيده ودمار ازروزگار مردم در بياورند، براى اينكه سياست در اسلام عبادتى است براى خدمت بمردم نه براى خمس گرفتن ازمردم وصيغه كردن وفساد عظيم بر پانمودن كه پاى مفسدان به پاى فساد روحانيت حاكم نرسد.

--------------------------------------------------------

[1]  منبع اساسى اين بحث كتاب مهم ، اصول مذهب الشيعهء الاماميهء الاثناعشريهء از دكتر ناصر القفارى ميباشد كه تز دكتراى اوست ص 1189 -1245

[2]  الرد على الاخنائى: ابن تيميه ص 47

[3]  اصول الشيعة  ص 1191

[4]  منهاج السنة : ابن تيميه 4/3

[5]  منهاج السنة 1/3

[6]  براى اطلاع مفصل در اينباره مراجعه شود به اصول الشيعة از دكتر ناصر القفارى ص 979-980 و 1193

[7]  فضائح الباطنيهء غزالى ص 77

[8]  منهاج السنة ابن تيميه 4/70

[9]   الخطوط العريضهء ص 44-45

[10]  نقض عقائد الشيعهء السويدى مخطوط ص 25-26 والتسعينيهء : ابن تيميه ص 40 واصول الشيعة القفارى ص 1194

[11]  السيوف المشرفهء ص 50 و المنار المنيف : ابن القيم ص 116

[12]  البدايهء والنهاية : ابن كثير 11/146 ابن نديم الفهرست ص 335  ابن حنبل : محمد ابو زهرهء ص 326

[13]   اصول الشيعة د. ناصر القفارى ص 1198

[14]  محمدبن سائب بن بشر كلبى بقول ابن حبان از سبأيه بوده كه بر اين نظر بودند كه: على نمرده است وبه دنيا مراجعه ميكند ، ميزان الاعتدال 3/558  وابوحات الجرح والتعديل: 7/270-271

[15]  لوط بن يحيى بن سعيد بن مخنف ازدى (ابومخنف) از اهل كوفه بوده وابن عدى مينويسد كه: شيعى غالى بوده ونوشته هايى در مورد اخبار  ارتداد وجنك جمل وصفين دارد، ميزان الاعتدال3/-420-419 الاعلام الزركلى 6/110-111

[16]  نصربن مزاحم بن سيار منقرى كوفى است كه امام ذهبى مينويسد او رافضى فعالى است ونوشته هايى در مورد صفين وجمل ومقتل حسين دارد،  ميزان الاعتدال 4/253 لسان الميزان 6/157 الاعلام 8/350

[17]  حاشيهء العواصم من القواصم ص 177

[18]  اصول الشيعة د.القفارى ص 1256و1210

[19]  أثر التشيع في الادب العربي محمد سيد كيلانى ص 43

[20]  الكافى  با شرح مازندرانى –عربى- 12/371 وبحار الانوار 25/113

[21]  اصول الكافى 2/409

[22]  اصول الكافى اصول الكافى 1/67 و1/392و393 و بحارالانوار 2/216

[23] البته تشيع بعد از تحريف كه تمام بحث ما در اين كتاب راجع به همين تشيع تحريف شده است نه تشيع اولى كه محبت اهل بيت بود وهيچ تفاوت عقيدتى با بقيه مسلمين نداشتند-

[24]  اصول الكافى 2/220

[25]  منهاج السنة 2/48

[26]  منهاج السنة 3/243

[27]  اصول الشيعة ص714-715

[28]  منهاج السنة 4/110

[29]  منهاج السنة 3/244 و4/110

[30]  مجموع فتاوى شيخ الاسلام ابن تيميه 4/22

[31]  منهاج السنة 3/244

[32]  الشيعهء والسنهء احسان الهى طهير ص 11

[33]  منهاج السنة 3/243 و 245

[34]  منهاج السنة 3/260

[35]  طلب العلم شوكانى ص 70-71

[36]  ابن بابويه / علل الشرائع ص 200 الحر العاملى: وسائل الشيعهء: 18/463 بحار الانوار 27/231

[37]  از حسن عطار نقل ميكنند كه : از ابوعبدالله –يعنى امام جعفر-  راجع به عاريه دادن فرج پرسيدم  جواب داد كه اشكالى ندارد، وسائل الشيعهء 7/536-537  تهذيب الاحكام الطوسى 2/185  والاستبصار 3/141 واز مراجعى كه اعارهء زن را جايز ميدانند سيستانى وصدر وطباطبائى وبروجردى ميباشد، لله ثم للتاريخ موسوى ص49

[38]  طوسى ميگويد: اشكال ندارد كه مرد بازن روسپى وفاجرهء متعه نمايد، النهايهء ص 490  وخمينى مينويسد كه : متعه با زن زناكار جايز است، تحرير الوسيلهء 2/292

[39]  تهذيب الاحكام، 2/187 والنهايه، ص 490

[40]  مختصر التحفهء الاثنى عشريهء ص227 شيخ عانى مينويسد كه اين متعهء نوبتى درمدارس نجف رائج است، الذريعهء لإزالهء كتب الشيعهء ص 45-46 ومجلهء الفتح شماره 845 رحب سال 1366 واصول الشيعة  القفارى ص 1235

[41]  تفسير منهج الصادقين ص 356  و موسوى مينويسد كه شيخ احمد وائلى- كه بنده با او در تلوزيون ها با مناقشاتى داشته ام وهلاك شده-  بعد از اينكه از اين روايت ها مطلع شده آنرا انجام داده وكمتر از راه طبيعى باهمسرش نزديك ميشده است ص 51 لله ثم للتاريخ

[42]  تحرير الوسيلهء خمينى 2/241

[43]  الاشباه والنظائر ص 191

[44]  لله ثم للتاريخ سيد حسين موسوى 37و38 واين بسيار مهم بزبان فارسى چاپ ومنتشر شده است بنام اهل بيت از خود دفاع ميكنند

[45]  لله ثم للتاريخ ص 53

[46]  الامامهء /على بن حسين بن بابويه ص ورجال الكشي ص 493 وص 598 بحارالانوار 48/253 الغيبة –الطوسي ص 43

[47]  العروهء الوثقى يزدى 2/366

[48]  منهاج السنة 3/154

[49]  أثر الامامهء ص 408

[50]  در اينمورد ميشود به كتاب مهم وجاء دور المجوس از عبدالله غريب مراجعه نمود ص 312 ومابعد آن

[51]  تهذيب الاحكام طوسى 1/ 384  و 2/48ابن ادريس / السرائر ص 484 الحر العاملى / وسائل الشيعهء 6/340 و 11/60

[52]  السرائر ص 471 وسائل الشيعهء 6/341-342 المحاسن النفسانيهء ص 138 العروهء الوثقى : يزدى 2/367-368 شريعت مدارى : هدايهء العباد ص 168

[53]  اصول الشيعة دكتر ناصر القفارى ص 1245

[54]  منهاج السنة 3/246

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه