منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 412
بازديد کل : 2567329
 
   
مهمترين خيانت ها و جنايت هاى تاريخى شيعه عليه مسلمانان(شماره دو)
صاحب اثر: دکتر عبدالرحیم ملازاده  تاريخ درج مقاله:2012-01-30  تعداد بازديد:451
خلاصه ی دين در نزد شيعيان شناخت امام است، يعنى بدون آن دين دين نيست! پس دين پيش آنها در واقع عبادت شخصى است بنام امام، واصول الحادى تشيع از جمله امامت، بين همهء فرق آن مشترك ميباشد، ودراين راستا شيعيان دين خود را بوته اى قرارداده اند كه همهء تفكرات معكوس ومقلوب از تمام فرق ضاله در آن جمع شده است، و آنچه را كه شيعيان در بارهء سينه زنى ونوحه خوانى وزيارت وگريه بر قبور ائمه خود نوشته اند برابر با نود درصد تمام نوشته هاى آنها در موارد ديگر مثل توحيد ونبوت ميباشد! وبنا براين يك درصد مقدارى كه ائمه وق

17- مولوى عبدالستار روحانى سرشناس وامام جمعهء خاش و مدير قبلى حوزهء مذكور بعد از مراجعه به بيمارستان براى زخم كوجكى كه در دستش بود ناگهان وبطور مشكوكى درگذشت كه پزشكان رژيم بظاهر چنين گفتند كه وى سكتهء قلبى كرده است!! بعد از وى جانشينش مولوى يارمحمد كهرازهى (ريگى) مرتب به اطلاعات احضار شده و مورد بازجويى و تفتيش عقايد قرار گرفته است، و مدرسهء مخزن العلوم هم تحت فشار بوده تا طلاب غير بومى را اخراج نمايد كه وى مقاومت كرده تا اينكه اطلاعات طلاب را دستگير و بعد از زندانى آنها را به منطقه‌شان -بندرعباس- عودت داده است. موقعيت زير فشار مدرسهء خاش و به شهادت رسيدن مدير قبلى آن و احضار مرتب مولوى يارمحمد اين يقين را تقويت نموده است كه وى هم توسط اطلاعات مثل بقيهء رهبران اهل سنت ايران ترور شده است.

و در همين تاريخ از منابع تركمن هاى ايران خبر ميرسد كه عواملى ناشناس (سربازان مجهول امام زمان!!) در صدد ترور يكى از علماء سرشناس اهل سنت تركمن آخوند ولى محمد ارزانش كه از ايران هجرت و به تركمنستان پناه برده است برآمده اند؛ افراد مذكور ساعت 2 نيمه شب پنجم اوت 97 به منزل ايشان در عشق آباد حمله كرده و چون او را نيافته‌اند فرزندش را ضرب و شتم نموده و خانه و مخصوصا كتابها و دفاتر و اوراق را تفتيش كرده كه از آن ميان يادداشتهاى چندين سالهء مربوط به تركمن‌هاى ايران و تعدادى اسناد و مدارك و عكس را برداشته و در آخر با تهديد به مرگ در صورت مطلع نمودن پليس آنجا را ترك مي‌كنند. و اين دومين حادثه در مورد يكى از رهبران دينى اهل سنت تركمن ميباشد ،چون در ماه آوريل نيز فردى (شايد باز هم از مجهولان امام زمان!!) با خنجر قصد كشتن او كرده و ليكن جان بدر برده و فقط زخمى گشته است، و قرائن به يكى بودن ترتيب دهندگان اين دو سوء قصد دلالت كرده كه همه اين يقين را تقويت مي‌نمايد كه در پشت اين حوادث وحشيانه اطلاعات جهنمى ايران است كه مي‌خواهد كشور را از وجود اهل سنت خالى نمايد،

جامعه ی اهل سنت ايران-دفتر لندن/29/12/97

18-مولوى نورالدين غريبى: ازشهداء علماء اهل سنت خراسان و از فارغ التحصيلان مدارس دينى پاكستان و سپس از دانشگاه اسلامى مدينه منوره فارغ التحصيل شده و به خاطر وضعيت بغرنج اهل سنت در ايران و تتبع اطلاعات از شخص ايشان حتى در زمانى كه در پاكستان بوده به ناچار بعد از فراغت از تحصيل به تاجيكستان رفته و در آنجا مشغول تدريس شده بود كه در سال 1998 در يك روز كه براى تدريس قرآن از منزل خارج شده دو نفر از اطلاعات ايران اورا  ترور كرده اند.

19-عبدالجبار فرزند نورمحمد: دانشجوى داشگاه سيستان و بلوچستان در سال 2/3/99 ترور شد.

20- خدابخش صلاح زهى فرزند حسين: در 17/4/99  همانطور كه در بيانيهء جامعهء اهل سنت ايران آمده ايشان در ايرانشهر دستگير و به همدان برده شد و بعد از دو هفته شكنجه به اتهام انتساب به مجاهدين اهل سنت اعدام گرديد.

21- انور مباركي فرزند  مولوى عبد الحق: در حين خدمت سربازى بوده كه به او تير اندازى شده و كشته شد كه هدف از آن نشر رعب بين اهل منطقه بوده است قابل ذكر است كه شهداى شماره هاى 19و20و21و24و25  از علماء نبوده اند.

22-مولوى موسى كرمى:  ايشان امام و خطيب مسجد شيخ فيض اهل سنت در مشهد بود كه اين مسجد در سال 1994 بوسيلهء اطلاعات و بدستور خامنه‌اى خراب گرديد كه ايشان بعد از مدتى ناچار به هجرت به افغانستان شده بود، كه در سال 4/5/2001 بوسيلهء گذاشتن مواد منفجره در هنگام خروج از مسجد در شهر هرات ايشان وچهار نفر از همراهانش به شهادت رسيدند كه والى وقت هرات فوراً اطلااعات ايران را متهم نمود، و شكى هم نيست كه اطلاعات ايران او را ترور كرده بود چون از دست آنها فرارى بود ودشمن ديگرى غير از اين خونخواران هم نداشته بود.

23- شمس الدين كيانى: طلبهء اهل سنت كه در 13/3/2000 بعد از ربودنش از طرف اطلاعات زاهدان  و تفتيش عقايد دست و پايش بسته و بنزين بر او ريخته و زنده زنده به آتش كشيده شد كه عبرتى براى ديگران باشد كه روزنامه هاى اصلاح طلب خبر آن را منتشر نمودند!

24-سوزاندن سه نفر از اكراد اهل سنت در شهر ماكو در سال 2000 كه در نهايت به استعفاى نمايندگان كرد از مجلس گشت.

25- حاج نورمحمد ناروئى: ايشان از مبارزان طايفهء ناروئى بود و از فعالان مسلح بلوچ بر عليه رژيم بود كه در تاريخ 28/6/2002  عناصر اطلاعات رژيم به خانهء او در تبعيد در كويتهء پاكستان حمله و او را در مقابل زن و فرزندانش به شهادت رسانده‌اند قابل ذكر است كه از طايفهء ناروئى افراد بسيارى ترور و كشته شده‌اند كه بعضى از بررسيها به حدود 400 نفر مي‌رساند.

26- جليل غزنوي و دو نفر ديگري كه  در سال 2002 اعدام شده ‏اند  كه هر سه تهمتشان بمب گذاري در صحن رضوي گفته شده كه افترائى بيش نيست آن دو نفر از ‏جوانان غير معروفي بوده‌اند از هم شهريان مولوي كرمپوري بودند كه هنوز اسامي‌شان بدستمان نرسيده است.‏

1-يكنفر از اهلسنت بعد از انقلاب تاكنون در حكومت و حتى پستهاى مهم در سطح شهرها مثل استاندارى و فرماندارى وجود نداشته است جز در عهد آقاى خاتمى يكنفر در كردستان فقط!!؟ در صورتى كه اهل سنت در ايران كه عبارت از كردها و بلوچها و تركمن ها و طوالشى‌ها و حاشيهء خراسان و حاشيهء خليج فارس مي‌باشند بين ربع تا ثلث جمعيت كشور را تشكيل مي‌دهند، اگرچه بايد اذعان داشت كه بعد از آمدن آقاى خاتمى و جبههء دوم خرداد اندكى از فشارها كاسته شده است و تحولاتى بسيار اندك در مناطق سنى نشين ولو جزئى صورت گرفته است.

2- تهران تنها پايتخت دنياست كه اهل سنت هم در آن وهم در همهء شهرهاى بزرگ كه شيعيان در اكثريت ميباشند از بناى يك مسجد ممنوع ميباشند در صورتيكه دهها كليسا ومعابد براى مسيحيان و يهود وهندوها وسيك ها وزرتشتيان وجود دارد، واين علاوه بر اين مشكل ديگر ميباشد كه حتى در مناطق خود ما نيز بناى مسجد در بعضى موارد از جرمهايى است كه ريش تراشيدن وزندان وغيره را در پى خود داشته است كه اين قصه سر دراز كه ريشه در انديشهء تنگ نظران وخشونت طلبان دارد، وبدون شك كه اين موضوع براى همهء مسلمانان جهان سؤال بر انگيز است كه چرا در پايتخت جمهورى اسلامى بناى مسجدبراى اهل سنت ممنوع ميباشد، اگرچه بعد از انقلاب ده هزار متر مربع زمين به همين هدف از طرف رهبر انقلاب در نزد صدا وسيما اختصاص داده شد كه بعدا ممنوع گرديد

3-چندين مسجد ومدرسهء دينى اهل سنت تا كنون با خاك يكسان گشته است وبعنوان مثال فقط اينهارا ذكر نموده تا تو خود مفصل خوانى از اين مجمل،

 مسجد اهل سنت در مشهد كه مشهور به مسجد شيخ فيض بود و در كوچه اى واقع بود كه پدر آقاى خامنه‌اى در آنجاست درسال 93م=71 ش با خاك يكسان گشت.

 وهمچنين  مسجد چهارم آبان مشهد از بناى آن ممانعت گرديد.

 و نيز مسجد اهلسنت در اهواز  و مسجد و مدرسهء دينى امام شافعى در كردستان به همين سرنوشت دچار شدند.

 ومسجد قبا در تربت جام كه سالها تحت تصرف سپاه بود

 ومسجد حسنين شيراز كه مصادره وبه محل فروش فيلمهاى ويديوئى مبدل وامام جمعهء اهلسنت آن دكتر مظفريان نيز بسبب تغيير مذهب در زمان شاه  بدست اطلاعات  زندانى وشكنجه واعدام گشت ،

 ونيز مسجد ومدرسهء دينى نگور در بلوچستان در سال 1987 ويران شد،

ومدرسهء دينى ومسجد اهلسنت طالش كه در سال 1992 مصادره و شيخ قريشى امام جمعهء آنجا زندانى گشت ، واينها علاوه از دهها مساجد كوچك ديگرى كه در شهرها ودهات بلوچستان وغيره خراب گشته است، وهنوز كه هنوز است بعد از ترور ملا محمد ربيعى مسجد جامع او در كرمانشاه تعطيل ميباشد،كه اين قصه سر دراز دارد

4- سياست مستمر دولت در تغيير معادلهء جمعيت در مناطق سنى نشين مخصوصا در بلوچستان كه از زمان وزارت محتشمى تاكنون ادامه دارد، وفقط بعنوان مثال ذكر ميكنم كه در اطراف سد پيشين-بلوچستان- كه همهء ساكنان آنجا بلوچ ميباشند تمام زمينهاى اطراف سد كه بسيار وسيع نيزميباشد همگى به غير بوميان داده شده اند تا معادلهء جمعيت به هم خورده وبه زعم خود مانعى از موانع صدور انقلاب را بردارند،

واگر منصفى به مناطق سنى نشين سرزده اين واقعيت هاى تلخ را درك ميكند، وبه ياد اين جملهء اطلاعات كه به مولوى عبدالمك –كه بعدها بدست واواك ترور گرديد- در زندان گفته بودند ميافتد كه مثال شما اهل سنت به يك سالن بزرگ ميماند كه در آن پرژكتور ها ولامپها وشمع هاى متعددى وجود دارد،كه ما أول پرژكتور ها وبعدا لامپها وسپس پنكه هارا روشن نموده تا شمع هارا خاموش نمايد-كنايه از تشيع اجبارى مردم مثل زمان شاه اسماعيل صفوى كه به زور ايران را شيعه نمود- كه ما البته معتقديم كه با اين تنگ نظرى ها  مشكلات كشور حل كه نشده هيچ بلكه بيشتر نيز ميگردد، ودر راستاى اين سياست هاى خشن وغير اسلامى بوده است كه دهها عالم ودانشمند اهل سنت ايران تاكنون اعدام ويا ترور گشته اند كه بخاطر اختصار فقط خلاصه اى از آنرا ذكر كرديم.

واما در افغانستان نصيب مجاهدان افغانى در مقابل روس اشغالگر از شيعيان ايران وافغانستان جز خيانت وخنجر از پشت چيزى ديگر نبود، ودر ايام جهاد مخفيانه با روس ها برعليه مجاهدين همكارى ميكردند و چه فرماندهان ميدانى كه بوسيلهء شيعه ترور نشد، وهمين از خيانت آنها بس كه خمينى هالك به احزاب مزدور خود در افغانستان امثال حزب وحدت توصيه نمود كه برعليه روس ها اسلحه برندارند، وبه آنها گفت كه جهاد شما بعد از خروج روس شروع خواهد شد-يعنى با مجاهدان مسلمان وعملا هم همين كاررا كردند-، اين وثيقه را بعد ها طالبان  وجرائد پاكستانى منتشر نمودند، وواقعا بعد از فتح كابل شيعيان افغان با پشتيبانى ايران  وارد ميدان شده وتا توانستند بين احزاب مجاهدين فتنه انداختند ومانع ايجاد يك دولت اسلامى شدند، همانطور كه ولايتى وزير خارجهء وقت ايران در كنفرانس افغانستان در تهران  باتمام بيشرمى اظهار داشته بود كه: ما نخواهيم گذاشت يك دولت وهابى –يعنى سنى در منطق شيعه- در همسايگى ايران در افغانستان ايجاد شود،  وبى شرم تر از اين اظهرهاى رفسنجانى رئيس جهمور سابق وابطحى معاون خاتمى رئيس جمهورى لاحق بود كه اعلان نمودند اگر همكارى ايران نميبود امريكا در مرداب افغانستان غرق شده بود، ونميتوانست وارد عراق شود، اينست شمه اى از سابقهء تاريخى  ومعاصر رهبران مذهبى وسياسى شيعيان ،

آثار سوء تشيع درجهان اسلام موضوع مهم وبزرگى است كه نياز به بررسى مؤسسه هاى بزرگ وتزهاى متعدد دكترا در زمينه هاى متعدد دارد ولى هدف ما اينجا همانطور كه مشاهده نموديد فقط رؤوس اقلام ميباشد، وبنا براين كوشش ميكنم كه بعضى از آثار سوء تشيع را در ميادين عقيده وسياست واجتماعى مشخص كنم، چرا كه ماميدانيم كه آثار شوم اهل بدعت در تاريخ امت ما هميشه ويران كننده بوده است تا حدى كه امام عظيمى از ائمه مسلمين  تاريخ را بر اين مبنا بررسى ميكند نه بر اساس سنن مادى فقط، وميگويد كه يكى از اسباب مهم سقوط دولت امويه بدعت جعد بن درهم[1] بود كه صفات خدارا تعطيل نموده بود وآخرين خليفه اموى مروان بن محمد جعدى به همان جعد مبتدع منسوب است وشؤم بدعت جعد به دولت اموى تأثير نموده ويكى از اسباب مهم سقوط آن شد، چرا كه وقتى كه بدعت هايى كه مخالف دين پيامبر صلى الله عليه وآله وصحبه وسلم است ظهور كند ، خداوند از كسانى كه با پيامبرانش مخالفت نموده انتقام ميگيرد،[2]

----------------------------------------------

[1]  جعد بن درهم اولين كسى بود مقولهء تعطيل اسماء و صفات الهى را بدعت نمود.

[2]  مجموع فتاواى ابن تيميه 13/182 و 177

 

 

آثار سوء تشيع در ميدان فكر  و انديشه[1]

 1-ايجاد شرك در ميان امت اسلام

عقيدهء افراطى شيعيان در بارهء امام وامامت داراى تاثير واضحى در ايجاد شرك وشركيات در جهان اسلام بوده است، تا حدى كه بعضى از اهل علم بر اين نظريه هستند كه شيعيان اولين كسانى هستند كه شرك وقبر پرستى را در ميان امت محمد –ص- ايجاد كرده اند، وغلو شيعه راجع به امامت وائمه به غلو در قبرهاى منسوب به  ائمه ومشاهد وبارگاهها انجاميده و چه روايت مجعولى كه در اين راستاى وثنيت نساخته اند،

شيخ الاسلام ابن تيميه ميگويد: اولين كسانى كه اين روايات سفر راجع به زيارت مشاهد وبارگاهها را جعل نموده اند رافضيان اهل بدعت بوده اند كه مساجد خدارا تعطيل نموده وبارگاهها وقبورى را تعظيم ميكنند  كه در آنجا اعمال شرك وبدعت صورت ميگيرد و هيچ دليلى برايشان از قرآن وسنت ندارند،[2]

اما امروزه كه اين بارگاهها رنگ سياسى بخود گرفته وهرشخصيتى كه  به ايران ميرود بايد از قبر خمينى بازديد نمايد قبرى كه مليونها تومان برايش از سرمايهء ملت فقير وبدبخت خرج  شده است، واين قبرهاى سياسى به شكل قبرهاى صنعتى در آمده كه درآمدش براى پرده داران اين قبور از در آمد نفت هم بيشتر است، واز طرف ديگر اين قبرها مركز شرك وعبادت غير خدا وطلب حاجت از مرد گان شده است، واين مصبتى كه شيعيان براى اولين بار به تقليد از مسيحيان مخصوصا از جانب دولت عبيديه (فاطميه)  در دنياى اسلام وارد كردند به جهان  اهل سنت مخصوصا صوفيه سرايت كرد، وشيعيان رافضي اصل اين بدعت شرك آلود هستند وواقعيت حال آنها ونيز كتب آنها گواه بر اين مطلب است،

واز آنجا كه اين بارگاههاى صنعتى! شيعه در تمام دنيا مشهور است وبرايش كاروان هاى زيارت صورت ميگيرد نيازى به ذكر اسماء آنها نيست وهر عاقلى مفتضحات آنجارا براحتى درك ميكند

كه علماء بزرگ ومصلحى از شيعيان كه اين خرافات را رد نموده اند يا ترور ويا كشته ويا منزوى شده اند، وعلامهء برقعى نمونهء بارز آنست كه كتابى نوشت بنام خرافات وفور در زيارات قبور وبعد از آن كتاب مهمترى با مشاركت بااستاد حيدرعلى قلمداران  رحمه الله بنام "زيارت وزيارت نامه" كه در سايت انترنتى ما موجود ميباشد،

اما تمام آياتى كه در قرآن راجع به الوهيت خداوند است  را به ائمهء ساختگى خود تأويل نموده اند، وولايت مجعول ابن سبا را اصل قبول اعمال در پيشگاه الهى قرار داده اند، واينكه ائمه آنها واسطهء بين خدا ومردم هستند يعنى درست مدعيان مسيحيت ومسيح بزعم آنها، واينكه خدا جز با اسم ائمه حتى دعاها را هم قبول نميكند، وجز با ائمه هم هدايت نميشوند، واز ائمه استغاثه ميكنند كه اينها همه در منطق اسلام وتوحيد شرك محض است، واينكه حج به بارگاههاى ائمه آنها از حج بيت الله الحرام مهمتر است، واينكه زيارت كربلاء از هركارى مهمتر مبياشد، واينكه قبر آنها قبله قرار بگيرد چنانكه مجلسى بانى تشيع در عهد صفوى مدعى است، وصدها شرك وكفر امثال اين،  واينكه تحليل وتحريم دست امام است، ودنيا وآخرت در دست امام است، وشخصى مثل خمينى مدعى ميشود كه ائمه برذرات كون قدرت داشته وبر آنها تحكم دارند، وصدها كفر وشرك مثل اينها،كه نقل آن نياز به تاليف مستقلى دارد،

2-بدنام كردن دين خدا و مانع شدن مردم از قبول دين

تفكر شيعى با تمام ضلالت ها ومخالفتى كه با توحيد وقرآن دارد هميشه با تبليغات گمراه كننده از آخوندهاى آن همراه بوده تا بتوانند تعداد خودرا افزايش دهند، براى اينكه هر چقدر مقلد بيشتر داشته باشند در آمد بيشترى خواهند داشت، براى اينكه مقلد را چنان بخود وابسته ميكنند كه قدرت تفكر خودرا در مورد دين بكلى از دست ميدهد ومطيع محض ميگردد،

واين تبليغات فريبنده شيعه هميشه براين( دروغ  بزرگ ) استوار بوده كه شيعيان بخوبى از عهدهء بازى آن برآمده اند وآن اينكه مجعولاتى را كه نقل ميكنند در نزد اهل سنت هم وجود دارد، تا پيروان عوام ومقلدان جاهل خودرا بفريبند،

وكسانى كه ايمان درستى نداشته وقلب هايشان مريض بوده با اين دروغ بزرگ آخوندهاى شيعه فريب خورده وآنرا تصديق نموده اند، واز طرف ديگر ديده اند كه اين بدعت ها با هيچ تفكروعقل وانديشهء درستى موافق نيست لهذا در نهايت بكلى از اسلام خارج شده ودر درهء الحاد وزندقه سقوط كرده اند كه بسيارى از مبلغان فكرى والحادى  تلويزيونهاى فارسى زبان امريكا كه مملو است از شيعيانى كه يا مسيحى شده ويا ملحد وبيدين وبا اسلام علنا مبارزه ميكنند بهترين شاهد مدعاء ماميباشد، و پيروان بابك خرمى وقرامطه كه سابقا به آنها اشاره كرديم از اين نمونه هاى تاريخى ميباشند ،

بدون شك جايگزينى بدعت هاى تشيع به جاى اسلام از بزرگترين علل منع مردم از دين خدا وبدنام كردن اسلام است، والا كدام عاقل ميتواند خرافاتى چون غيبت مهدى و رجعت وامامت و فحاشى به ياران رسول خدا و تأويل هاى باطنيه وحجيت حجت موهومى را بپذيرد  كه براى خودش هيچ حجتى نيست،

وبدون شك بقول آقاى دكتر ناصر القفارى[3] قيام دولت آخوندى ايران نيز در اين راستا وبراى منحرف كردن خواست واميد مسلمانان براى بازگشت خلافت راشده ووحدت امت وجلوگيرى از بيدارى اسلامى است كه ايجاد شده  است ميباشد،

ووقتى كه ملل اسلامى بعد ازتجربهء شكست مكاتب متعدد خواستار بازگشت اسلام شدند،برايشان  نمونهء اسلامى را بر سركار آوردند كه خود از قبل بوسيلهء ابن سبأ ساخته بودند، ونتيجهء آن هم كشتن دهها هزار نفر از ايرانيان وفقر و تبعيد فرار مليونها ايرانى به خارج از وطن ودست كشيدن 80 تا 90 درصد مردم از دين ودهها معضلهء بزرگ اجتماعى ميباشد، ووقتى كه مردم در داخل وخارج كشور ميبينند كه اسلام اينست بدون شك تاب تحمل اسم آنرا هم نخواهند داشت ،

ايجاد نظامى كه اسلام را بدنام نموده و معيوب جلوه داده وتصورى مخالف با اميد هاى مردم ايجاد نمايد بدون ترديد سبب يأس مردم شده وديگر جد وجهدى براى ايجاد دولتى اسلامى از طرف جوانان مسلمان جذاب نخواهد بود، وبدون ترديد دولت هاى بزرگ استعمارى به اين طفيلى هاى بدعت آميز كه در جسم امت اسلامى سرزده اند اهميت داده و از تقارير خاورشناسانى كه غالبا در وزارت هاى خارجه و يا وزارت هاى مستعمره ويا در سفارت هاى خود كار ميكنند در اين زمينه ها بهترين استفاده را نموده وميدانند كه چه مذهب و جنبشى را كى و چگونه اجازهء ظهور بدهند،وقيام نظام ملايان شيعه در ايران در اين راستا چه عمدا از طرف قدرت هاى بزرگ براى اين هدف ايجاد شده با شد يا نه ولى بهترين خدمت ممكن را انجام داده است،  والا چرا بعد از اسقاط خلافت عثمانى تا كنون با يك نظام اسلامى سنى كه مهارش در آخور آنها نباشد اين همه دشمنى نموده وشديدا از ايجاد آن ممانعت ميكنند.

3- سبب ظهور مذاهب الحادى و زندقه

شيخ الاسلام ابن تيميه رحمه الله ميگويد كه مبدأ وعلت ضلالت اسماعيليه ونصيريه(كه به آنها علويه =على اللهى نيزگفته ميشود)- والان بهائيه وقاديانيه – وامثال آنها اينست كه أكاذيب شيعه را در مورد اسلام ودر تفسير وتأويل قرآن وسنت تصديق نموده اند وبرداشت گمراهانه آنهارا درست پنداشته‌اند، ائمه ملحد عبيديه-فاطميه- اساس دعوت و ادعاهاى آنها برمبناى اكاذيبى  بود كه شيعيان ساخته بودند، تا اولا شيعيان را بدست آورده  وبعد از آن مرحله به مرحله بدگويى از ياران رسول خدا وبعدا از خود على وبعدا حتى از خود خداوند عزوجل بدگويى ميكنند، هم چنانكه صاحب كتاب البلاغ الاكبر والناموس الاعظم برايشان ترتيب داده است، واز اينجا است كه تشيع ورفض بزرگترين پايگاه كفر والحاد بوده است،[4]

شيعيان رافضى باب و پايگاه اين ملحدان بوده وبقيهء كسانى كه در اسماء وآيات الهى الحاد ورزيده وآنهارا انكار ويا تحريف نموده اند  ميباشند وقرامطه واسماعيليه وبقيهء منافقان از آبشخور آنها سيراب شده و از مرداب آنها سرزده اند،[5]

روايت هاى شيعى كه به زعم آنها از اهل بيت نقل نموده اند شرايط مناسب وزمينهء لازم را براى ظهور آراء غُلات-افراطيون- وظهور فرقه هاى ملحد مثل  اسماعيليهء وشيخيه وبابيه  وبهائيه وقرامطه وعلى اللهيه (نصيريه) و... ميباشد چرا كه اين مذهب با فرق متعددش بدترين آراء و اقوال مخالف و مرجوح را در ميان خود داشته وامت اسلامى را متفرق نموده وآنرا به فساد فكرى وعملى كشانده است،[6] واز آنجايى كه تشيع مأوى و پايگاه بدترين فرقه ها ميباشد امام غزالى[7] ميگويد: مذاهب باطنيه ظاهرش تشيع ورفض است اما باطن آنها كفر محض است، آنها ملحدان كفارى هستند كه تظاهر به تشيع ميكنند، وابن تيميه ميگويد: بسيارى از ائمه ورهبران شيعه وعوام آنها زنديق هاى ملحدى هستند وهيچ هدف علمى ودينى ندارند،[8] واز آنجايى كه تشيع محيط مناسبى براى رشد مذاهب ويرانگر بوده وهست ولهذا شيخ محب الدين خطيب ميگويد: تشيع سبب انتشار كمونيستى وبهائيت در ايران  است،[9]

4-سعى در تحريف سنت پيامبر وفريب مردم در اين مورد

 از فريب هاى شيعه در مورد سنت رسول اكرم اين بوده است كه گروهى از آنها به شكل علماء حديث در آمده وكوشش كرده اند كه روايت هايى جعل كنند كه باورهاى خرافى آنهارا ثابت كند، واين فريب ونيرنگ تاحدى كارساز بوده است كه در كتب حديث بخش خاصى در اينمورد وجود دارد، ولهذا اهل حديث آنرا كشف كرده وحقيقت را براى مسلمين روشن نموده اند، وشيخ سويدى در اينمورد ميگويد: بعضى از آخوندهاى شيعه در علم حديث داخل شده وروايت هايى را از محدثين ثقات شنيده واسانيد صحيح روات اهل سنت را حفظ نموده  وتظاهربه پارسايى وتقوا هم نموده اند، ليكن بعد از آن روايت هاى مجعولى از خودرا به آن اسانيد اضافه كرده وبسيارى ازمردم را بدينوسيله فريب داده اند،  ليكن باز هم ائمه حديث دست به كار شده واينهارا رسوا نموده اند، وبعضى از اين نمونه افراد بعد از اينكه مچشان باز شده اعتراف بدين كار نموده اند، وسويدى ميگويد اين روايت هاى مجعول هنوز هم در كتبى كه اهل سنت در اينمورد نوشته اند موجود ميباشد،[10]

آلوسى ميگويد از كسانى كه بر روش مكارى وفريب رفته اند جابر الجعفى –رافضى – بوده است كه ابن قيم از ابو يعلى در كتاب الارشاد نقل ميكند كه : رافضيان  حدود سيصد هزار روايت در بارهء فضائل على رضي الله عنه واهل بيت جعل كرده اند، [11]

5-تظاهر به سنى شدن براى فريب وگمراه كردن مردم

از آثار فكرى كه مكر وفريب شيعه بجاى گذاشته ومؤثر هم بوده است تظاهر عده اى از علماء شيعه در طول تاريخ-نه الان-- به تسنن بوده وخودرا حنفى ويا شافعى و.... جا زده اند ليكن كتبى نوشته اند كه مؤيد مذهب شيعه بوده است تا بگويند كه اهل سنت هم مذهب شيعه را تأييد كرده اند، البته بدون ترديد افراد منصف وصادقى هم بوده اند كه از سر تحقيق خرافات تشيع را كنار گذاشته وتابع سنت پيامبر اكرم شده اند، كه اين ها فورا از طرف شيعيان مورد حمله وهجوم وترور وبدنامى قرار گرفته اند،بايد حساب اين صادقان را از آن مكاران جدا كرد،

شيخ محمد ابوزهره عالم شهير ومعاصر مصرى براين نظر است كه نجم الدين طوفى-متوفاى سال 716هـ) از اين مكارانى است كه براى ترويج تشيع به چنين حيله اى دست زده است،

واز طرف ديگر  شيعيان  ازتشابه اسمى بعض از مشاهير سوء استفاده نموده وضلالت ها وبدعت هاى خودرا از اين راه رواج داده اند كه به اسم مشاهير اهل سنت تمام كرده اند، مثلا وقتى كه دو اسم يكى شيعه وديگرى از اهل سنت متشابه ميباشد، روايت اورا به اين يكى نسبت ميدهند تا مورد قبول واقع شود، مثلا امام محمدبن جرير طبرى امام شهير اهل سنت صاحب تفسير وكتاب تاريخ همنام با يك محمدبن بن جرير بن رستم طبرى شيعى ميباشد، وهر دو در بغداد ومعاصر  بوده ودر يك سال هم فوت كرده اند، يعنى در سال 310هـ شيعيان از اين همنامى آندو سوء استفاده نموده وكتابى بنام المسترشد في الامامهء كه از اين شيعى است را به آن سنى نسبت داده اند تا رواج پيدا كرده وسند سنى داشته باشند، وهمچنين كتابى راجع به غدير خم را هم به او نسبت داده اند، كه از او نيست وحتى او در حيات خودش هم در اينمورد رنج برده وآسيب هايى هم ديده است،[12] ومثل ابن جرير  اسم ابن قتيبه ميباشد، يكى از آنها عبدالله بن قتيبه از غُلات-افراطيون- شيعه ميباشد وديگرى عبدالله بن مسلم  بن قتيبه از ثقات اهل سنت ميباشد، ايشان كتابى نوشته بنام المعارف وآن شيعى هم براى فريب مردم كتابى به همين اسم نوشته است،  واز اين نمونه است كتاب الامامهء والسياسهء كه به ابن قتيبه سنى نسبت داده اند در صورتى كه آراء شيعى در آن است، و اين كتاب در واقع از ابن قتيبه شيعى است[13] و از اين نمونه مكر وفريب ها كه در نزد مدعيان تشيع فراوان است وكتاب مراجعات نمونهء ديگرى است كه به اسم شيخ الازهر نوشته شده است در صورتى كه  يك دروغ روشن براى فريب خود شيعيان ميباشد، يا كتاب خاطرات همفر  كه در واقع نوشته خود شيعيان در ايران ميباشد  واز اول انقلاب تا كنون سفارت هاى ايران به زبان هاى متعدد آنرا مجانى توزيع ميكنند در صورتى كه شخصى بنام همفر مذكور در مدت سه قرن در دائرهء المعارف بريتانيا اصلا وجود ندارد ودهها كتاب امثال اين تا بتوانند هم نسل جوان شيعه وهم غير شيعه را فريب بدهند

6- تحريف و بدنام كردن تاريخ اسلام

شيعيان كتبى در تاريخ نوشته اند كه عمدا به تاريخ اسلامى بيحرمتى نموده وآنرا پر از تحريف وتغيير كرده اند كه روايت هاى واخبار كلبى[14] وابى مخنف[15] ونصر بن مزاحم منقرى[16]  وحتى نوشته هاى مسعودى ويعقوبى در تاريخشان نمونه هايى از آن ميباشد، وشيخ محب الدين خطيب درحاشيهء العواصم من القواصم اشاره براين موضوع ميكند كه تاريخ نويسى بعد از دولت اموى شروع شد ،ودست هاى تلاعب و تحريف باطنيه وشعوبيه كه طبق روال معمول در زير عباى تشيع مخفى شده بودند  در مخفى نمودن خوبيها ونشانى هاى خير وعزت در آن فعال بوده است،[17] وكسى كه در كتاب العواصم تدبر كند متوجه ميشود چگونه آخوندهاى شيعه هزاران صفحه فقط براى سب ولعن وبدگويى از بهترين نسلى نوشته اند  كه پيامبر اكرم آنهارا تربيت نموده ودر حالى از دنيا رفت كه از آنها خشنود وراضى بود، واين مواد مسمومى كه شيعيان بدروغ  وارد تاريخ نموده اند كه كتاب الغدير ويا احقاق الحق ويا روايت هاى كافى و بحار مجلسى نمونه هايى از آن ميباشد اين مواد سياه وهزاران روايت جعلى آن كه تاريخ اسلام را ملوث نموده است، مرجعى براى دشمنان اسلام از بعضى از خاورشناسان وغيره شده است، وبعد از آن اين نسل مسخ شده وهويت باخته كه از نظر روحى شكست خورده وكاملا تسليم غرب شده وغربيان را استاد والگوى خود قرار داده اند نوشته هاى شرق شناسان مكار وكينه توز ودشمنتن قسم خوردهء اسلام را منبع ومدرك خود قرار داده اند، وآنچه را كه در تلويزيونهاى فارسى زبان در امريكا ميشويم وميبينيم نمونهء كوچكى از آن ميباشد، اين نسل غرب زده اين مسمومات را از غرب به سرزمين مسلمان منتقل نمود، وبدون شك اين افكار ويرانگر ومخرب نقش خودرا درگمراهى بسيارى بازى كرده، وهمچنان كه اشاره كرديم اساس اين شر وتخريب، شيعيان بودند،  بررسى آراء مستشرقان وارتباط آن با تشيع خود موضوعى است كه بايد جداگانه بررسى شود، البته دشمنان اسلام خيلى زود از افتراهاى شيعيان برعليه اسلام استفاده نموده اند، در عهد امام ابن حزم (وفات سال 456هـ) نصرانيان از افتراء علماء شيعه راجع به تحريف قرآن در مناظره برعليه مسلمين استفاده ميكردند، وابن حزم در جواب آنهاقاطعانه ميگفت كه رافضيان اصلا مسلمان نيستند تا شما از اقوال آنها بر عليه ما استناد كنيد،[18]

7- تأثير تشيع در ادبيات عرب

ادبيات ومملكت شعر ونثر هم از تحريفات ولوث هاى تشيع جان بسالم بدر نبرده است، وآثار سياه وشوم انگشتان آنها در ادبيات عرب هويدا است، ونوحه خوانان وشعراء وروضه خوانان وخطباء شيعه از آنچه كه بنام مصائب اهل بيت ناميده شده سوء استفاده نموده تا عواطف مردم را به جوش آورده وبر ضد امت اسلامى آنرا بكار گيرند، در بعضى از كتب ادبيات تصويرهاى بسيار مبالغه آميزى از طرف شيعيان راجع به اهل بيت ومشكلاتشان شده است، ومبلغان و پرده داران تشيع در زمينه نشر خرافات وافسانه ها در لباس داستان وقصه وروايت يا بزبان خطبه وشعر راجع به ائمه چنان به افراط رفته ومبالغه نموده اند كه باورهاى آنها به توحيد راستين خدشه وارد شده وائمه را اربابى غير از رب العالمين گرفته اند، كه مراجعه به فهرست اصول كافى فقط بعنوان مثال براى اثبات مدعاء ما بسنده مينمايد.

آقاى محمد سيد كيلانى ميگويد:

شيعيان نوعى از ادبيات ساخته اند كه سبب عقب افتادگى و انحطاط  مسلمانان شده است و وهابى‌ها فقط توانستند كه بر بسيارى از اين خرافات  در داخل كشور خود فائق آيند، اما در بقيهء  شهرهاى اسلامى حتى در ميان تحصيل كردگان وضعيت به همان منوال ميباشد،[19]

وصدها قصيده به عربى وفارسى كه على را بمثابهء خدا قرار داده اند شاهد ودليل ما بر اين مدعا ميباشد،

واز سلاح ادبيات وسيله اى براى انتقاد از امت اسلامى وبدنام كردن  خلفاء آن  وتحريف تصوير جامعه مسلمانان استفاده نموده اند، مثلا در جانب انحراف جامعه چنان مبالغه نموده  كه خليفه اى چون هارون الرشيد را كه يك سال حج ميرفت ويك سال به جهاد به شكلى منحرف وبسيار زشت ترسيم نموده اند، ودر دنياى ادبيات وعاطفه وخيال پردهء تقيه برداشته شده وتمام كينه هاى خودرا بر امت وخلفاء درقالب شعر وداستان وخطبه  پياده نموده اند، وكتاب الاغانى از ابوالفرج اصفهانى شيعى رافضى در اينمورد بهترين مثال است،

8-آثار سوء تشيع در ميدان سياسى

 شيعيان بروفق اصول –جعلى- خود به شرعيت هيچ دولت ونظامى جز خودشان در تاريخ اسلام باور ندارند،وخليفه را در دنياى اسلام طاغوت دانسته ونظامش را هم غير شرعى ميدانستتد وهركسى كه با آنها بيعت كند مدعى بودند كه آنها غير خدارا مى پرستيده اند، ومدعى بوده وهستند كه: هر پرچمى قبل از قيام قائم برافراشته شود  صاحب آن طاغوت است[20] وهمه شهرهاى مسلمانان –مخصوصا مكه ومدينه- را دار الكفر ميدانند[21] وقضات مسلمين وائمه وعلماء آنهارا هم طاغوت ميدانند، [22]

از اينجا بود كه دشمنان اسلام وامت اسلامى كه در كمين آن هستند گمشدهء خودرا درتشيع يافتند[23] وبسيارى از اهداف خودرا بوسيلهء آن برآورد نمودند، واز اينجا بود كه بسيارى از رموز شيعه مزدوران سهل و باربران مطيعى  در دست دشمنان اسلام جهت رسيدن به اغراض خود بوده اند ،

وعقيدهء مخرب و پست تقيه هم براى شيعيان شرايط را براى توطئه ومزدورى اجنبى مهيا ميساخت، چرا كه آنها مثل هسته هاى فرامانسورى در داخل مسلمين بوده كه در زير عباى اسلام برعليه مسلمين توطئه چينى نمايند،  ظاهرا با مسلمانان بوده ومطيع دولت ميباشند ودر باطن برعليه آن وبر عليه امت با دشمنانش همكارى ميكنند چرا كه امامشان به آنها آموخته است كه: ظاهرا با آنها باشيد ودر باطن از آنها دورى كنيد[24]

واز اينجا بود كه در طول تاريخ تشيع وشيعيان از طرف ملحدان وزنادقه مورد سوء استفاده قرار گرفته واز آنها براى رسيدن به اغراض  ومقاصد شوم خود بر عليه امت اسلامى استفاده نموده اند،ائمه نفاق وزندقه به شيعيان پيوسته تا از آن مقلدان باربر ومطيع سوارى بگيرند، وازاينجاست كه شيخ الاسلام ابن تيميه ميگويد: اكثر كسانى –از علماء آنها-تظاهر به تشيع ميكنند اصلا به اسلام عقيده اى ندارند، ليكن بخاطر كم عقلى وجهل شيعيان تظاهر به تشيع مينمايند تا به اغراض خود برسند،[25]

حوادث تاريخ ومعاصر نشان داده است كه تشيع پناهگاه همهء كسانى بوده است كه برعليه اسلام ومسلمين نقشه ريخته وكار كرده اند،

گروهى ازايرانيان كه مسلمانان امپراتورى آنهارا درمدت هفت سال از صحنهء روزگار برچيدند وايمان داخل دلهايشان نشده بود گمشدهء خودرا در تشيع براى تفرقهء امت يافتند، واز اينجا بود كه يزدگرد در كنفرانس دماوند گفت بايد سربازان عمربن خطاب را در داخل خانهء خود مشغول نمود ، همچنانكه  يهوديان گمشدهء خودرا از راه ابن سبأ در تشيع يافتند

وامروزه نيز ميبينيم كه شارون علنا در خاطرات خود ميگويد ما با تشيع مشكلى نداريم وهمه ميدانند كه در لبنان شيعيان چگونه با شارون بر عليه فلسطينيان همكارى نمودند، واز طرف ديگر الان بعد از حوادث 11 سپتامبر همه ميبينيم كه چه فشارى از طرف غرب وامريكا برهمهء مؤسسات ونهادها وشخصيت هاى اسلامى ميآيد كه زندان هاى آنها در همه جا پر از علماء مسلمان اهل سنت ميباشد آيا يكنفر عالم شيعه مورد مؤاخذه امريكا قرارگرفته است ويا برعكس ميبينيم كه بسيارى از علماء شيعه در عراق وغيرعراق علنا از امريكا برعليه مسلمين دفاع مينمايند.

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه