منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 324
بازديد کل : 2518910
 
   
مختصري از زندگي شهيد دکتر مظفريان
صاحب اثر: نوار اسلام   تاريخ درج مقاله:2012-01-17  تعداد بازديد:659
اینکه در سال 1351هـ.ش. با عنوان دکتر از دانشگاه فارغ التحصیل شده و طبق مقررات باید مدت سه(3) سال در مناطق محروم و دور از مرکز خدمت نماید، برای این منظور به بندرلنگه رفت شهری که اکثریت جمعیت آن اهل سنت هستند با مساجد متعدد و مدرسه علوم دینی در آنجا بود که صدای اذان پنج وقت از مناره های مساجد توجهش را جلب مینمود و این برایش غیر عادی و جدید بود و باعث شد که بسوی آن کشیده شود، در نتیجه بحث و گفتگو با علمای اهل سنت آنجا بود که احساس کرد به اسلام راستین محمدی نزدیک میشود

شهدای اهل سنت:مختصری از زندگینامه شهید دکتر علی مظفریان رحمه الله علیه 
  
الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی اشرف الأنبیاء‌ و المرسلین سیدنا محمد و علی آله و صحبه و من تبعهم باحسان إلی یوم الدین.
( و لاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله أمواتا بل أحیاء و لکن لاتشعرون).

شهید دکتر مظفریان در اسفند ماه سال 1325هـ.ش. در شهر کازرون (تقریبا 250 کیلومتری شمال شرقی شیراز) در خانواده ای که پایبند به اصول و معتقدات شیعه بودند پا به عرصه وجود گذاشت، پدرش مردی متین و موقر و کارمند یکی از ادارات دولتی بود که با همت همسرش و توکل بر خدا بخوبی از عهده تربیت فرزندانشان برآمدند تا آنجائیکه اکثر آنان از جمله علی بدانشگاه راه یافتند، (علی) دانشجوی دانشگاه شیراز (دانشکده پزشکی) بود و این مصادف با حکومت شاهنشاهی در ایران بود که سعی میشد مذهب به فراموشی سپرده شود،

در آن دروان اختناق (علی) در دانشگاه با کمک عده ای از دوستانش انحمن مذهبی تشکیل دادند و بهمین سبب طی چند نوبت جمعا حدود یکسال زندانی شد، در این انجمن مذهبی بود که در اثر بحث و مجادله با دوستانش نسبت به صحت و حقانیت مذهب شعیه دچار تردید شد و با حالت قهر انجمن را ترک کرده و بمحضر اساتید و بزرگان مذهبی در شیراز رفت و در آنجا نیز چیزی قانع کننده نیافت و این موضوع باعث شد که شک و تردیدش به یقین تبدیل شود، او که تا این موقع فکر میکرد اسلام فقط شیعه است و با اصول و عقایدش بزرگ شده و خو گرفته و برایش تبلیع کرده بودند اکنون آنرا با طبع اسلامخواهی و روح خداجویش مطابق نمیدید و این موضوع بر احساس و روانش بسیار سنگینی میکرد تا اینکه در سال 1351هـ.ش. با عنوان دکتر از دانشگاه فارغ التحصیل شده و طبق مقررات باید مدت سه(3) سال در مناطق محروم و دور از مرکز خدمت نماید، برای این منظور به بندرلنگه رفت شهری که اکثریت جمعیت آن اهل سنت هستند با مساجد متعدد و مدرسه علوم دینی در آنجا بود که صدای اذان پنج وقت از مناره های مساجد توجهش را جلب مینمود و این برایش غیر عادی و جدید بود و باعث شد که بسوی آن کشیده شود، در نتیجه بحث و گفتگو با علمای اهل سنت آنجا بود که احساس کرد به اسلام راستین محمدی نزدیک میشود پس از مدتی تحقیق و بررسی بیشتر به این نتیجه رسید آنچه بدنبالش بوده یافته و به مرادش رسیده است، پس از اتمام دوره  سه (3) ساله خدمت از بندر لنگه به شیراز برگشت، در آن زمان به همت عده ای از دانشجویان پاکستانی که در ایران بودند در یکی از سالنهای دانشکده مهندسی شیراز نماز جمعه اهل سنت بر پا میشد و دکتر نیز هر هفته برای نماز بدانجا میرفت تا اینکه کم کم جماعت او را شناخته و بعنوان امام جمعه مورد قبول همگان واقع شد، این جریان تا بعد از انقلاب ادامه داشت تا آنکه از طرف دانشگاه به بهانه های مختلف سعی میشد از اقامه نماز جمعه جلوگیری شود، این باعث شد که جماعت به فکر مسجدی مستقل برای اهل سنت شیراز بیفتند تا اینکه با همت و تلاش دکتر و پشتوانه مالی یکی از افراد خیراندیش خانه دو طبقه ای در شیراز خریداری شد و بعنوان مسجد الحسنین  اهل سنت و جماعت شیراز در اداره اوقاف شیراز ثبت شد و وقف گردید، پس از تغییراتی که در بنای این خانه بعمل آمد دو طبقه آن تبدیل به دو سالن بزرگ شد و حیاط وسیع آن با سایبان پوشیده و تبدیل بمسجد شد، بدین ترتیب اهل سنت شیراز پس از سالها سرگردانی صاحب مسجدی در شیراز شدند
 در روز های جمعه سالنها و حیاط آن مملو از جمعیت نماز گزار بود بخصوص در اعیاد که در اثر کثرت نماز گزاران کوچه خیابان جنب مسجد نیز برای نماز خواندن اشغال میشد، این تعداد جماعت نسبت به جماعت اهل تشیع شیراز بسیار زیاد و چشمگیر بود بخصوص که در نماز جمعه اهل سنت تعدادی از افراد تحصیل کرده و دانشجوی اهل شیعه نیز شرکت میکردند، که این باعث ترس و حسادت عده ای از افراد متعصب گردید که پس از حدود یکسال به بهانه های مختلف و بیجای اَنها منجر به تعطیل شدن مسجد گردید که بازهم با تلاش دکتر و دیگران مسجد باز شد، ولی بهانه ها و اشکال تراشیها همچنان ادامه داشت و از دشمنی با دکتر چیزی نکاست و بارها دکتر و اعضاء هیئت امناء به اداره اطلاعات احضار شدند و آنها را تحت فشار و محدودیتهای فراوان قرار دادند.
 
 سرانجام صبح روز پازدهم آبانماه 1370هـ . ش. هنگامیکه دکتر عازم بیمارستان برای انجام عمل جراحی بود و مریضش نیز روی تخت بیمارستان در انتطار عمل جراحی بیتابی میکرد، توسط عمال سازمان اطلاعات در جلو درب بیمارستان جلب و برای تفتیش به خانه برگردانده شد و سپس از آنجا به مکان نامعلومی بردند، خانواده اش تا مدتها پس از بازداشت هیچ اطلاعی از او نداشتند و به هر جائیکه با این موضوع رابطه داشت مراجعه کردند ولی جوابی قانع کننده نیافتند تا اینکه پس از حدود دو ماه در زندان ویژه روحانیت در تهران توانستند او را ملاقات کنند، از آن پس ملاقات تقریبا هر ماه 3 الی 4 بار صورت میگرفت، منظور مقامات زندان از ملاقاتها این بود که شاید خانواده اش او را راضی کنند که از اعتقاداتش برگردد، چون علت زندانی بودنش فقط روی گردانی از مذهب شیعه بود، و عوامل حکومت ایران معتقد بودند چون دکتر بمذهب اهل سنت گرویده و پیروی و متابعت رسول الله را پذیرفته از دایره دین بزعم خودشان خارج و کافر و مرتد گشته، ولی او که مدتها حلاوت دینداری و ایمان را چشیده و بارها آیة کریمة (إن الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة ألا تخافوا ولاتحزنوا و أبشروا بالجنة التی کنتم توعدون) را تلاوت و در قلبش جای گرفته بود، حاضر نبود بهیچ عنوان ایمان خود را فروخته و یا حتی بظاهر از آن عدول نماید و یا بقول شیعه دروغ بگوید و تقیه نماید، خانواده اش نیز باین امر راضی نبودند، این پایداری و استقامت راسخ او باعث شد که مدت نه (9) ماه زندانی و انواع شکنجه ها را متحمل شود، سرانجام سحرگاه یکشنبه یازدهم مرداد ماه 1371هـ.ش. برابر با دوم صفر 1413هـ . ق. بدرجه رفیع شهادت نایل آمد.
 
قیل ادخل الجنة- قال یا لیت قومی یعلمون بما غفرلی ربی وجعلنی من المکرمین).
 و صدق الله إذ قال
 ( یریدون لیطفئوا نور الله بأفواههم و الله متم نوره و لو کره الکافرون).
 ( قد بدأت البغضاء من أفواههم و ما تخفی صدورهم أکبر).
 
وآخر دعوانا:‌أن الحمدلله رب العالمین.
و السلام علیکم ورحمة الله و برکاته.

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه