منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 252
بازديد کل : 2563408
 
   
رجال سندهاي شيعه
صاحب اثر: مهتـــدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-28  تعداد بازديد:324
مؤلف منابع معتبر شيعه با هیچ‏کدام از ائمه دیدار و ملاقات نداشته‏اند، و اقوال آن‏ها را جز از طرق واسطه‏ها دریافت نکرده‏اند، پس وضع و حال آن مردانی که این همه گمراهی را از جعفر و غیره روایت کرده‌اند چگونه است؟

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

مؤلف منابع معتبر شيعه با هیچ‏کدام از ائمه دیدار و ملاقات نداشته‏اند،  و اقوال آن‏ها را جز از طرق واسطه‏ها دریافت نکرده‏اند،  پس وضع و حال آن مردانی که این همه گمراهی را از جعفر و غیره روایت کرده‌اند چگونه است؟

تعدادی از علمای بزرگ اهل سنت شهادت داده‏اند که رافضی‏ها در رابطه با حدیث از همه مردم دروغگوتر هستند،  پس از روایات آن‏ها بپرهیزید.. اما اثني‏عشریه این شهادات را قبول ندارند،  آن‏ها « روایات عامه را قبول ندارند چه رسد به عمل به جرح و تعدیل ايشان.

صاحب تحفه‏ي اثني‏عشریه در خلال کتب شیعه  پژوهشی پیرامون احوال رجال کتاب‏های چهارگانه انجام داده([1])همان کاري كه صاحب «الصواقع المحرقه»([2]) هم انجام داده است. و آلوسی: در کتاب«کشف غیاهب الجهالات» اشاره‏ای کوتاه به آن‏ها داشته‏،  علاوه بر این‏کتابی تحت عنوان «رجال الشیعه» به چاپ رسیده كه مؤلف در آن تحقیقاتی در مورد راویان کتب حدیث و منابع شیعه انجام داده که شایسته‏ي تقدیر است.([3])

بنا بر آنچه گذشت اغلب رجال کتاب‏های شیعه کسانی هستند که به خدا و انبیاء و آخرت ایمان ندارند و بعضی از آن‏ها مسیحی هستند،  و كيش خود را هم اعلام کرده و ملبس به لباس آن‏ها بوده‏اند،  و امام جعفر صادق صراحتاً دروغگویی بعضی از آن‏ها را اعلام نموده كه کتاب‏های شیعه بدان اعتراف کرده‏اند و گفته است: «از ما اکاذیب روایت می‏کنند و به ما (اهل بیت) افتراء نسبت می‏دهند»([4]) و چیزهایی غیر از این از احوال  و صفات رجال ايشان و انواع گمراهی‏ دیگر. کتاب‏هاي (رجال شيعه) تعدادی از این راويان را که به این مذهب الحادی روی آورده‏اند معرفی کرده و نام آن‏ها را ذکر نموده‏اند([5])

   طوسی شیخ الطائفه‏ي شيعه و مؤلف دو كتاب از منابع چهارگانه‏ي حدیث (التهذیب و الاستبصار) و صاحب دو یا سه کتاب از چهار منبع معتبر در رجال حدیث([6]) «احوال رجال شيعه» را خلاصه نموده و خداوند  اعتراف مهم را بر زبانش جاری کرده است،  او (طوسی) می‏گوید: «واقعاَ اکثر مؤلفین ما به مذاهب فاسدی معتقد بوده‏اند– ولي با این وصف می‏گوید: «..کتاب‏هایشان معتبر هستند»-!!.([7]) مثل این‏که نکته‏ی مهم برای آن‏ها فقط شیعه بودن است و بعد از ادعای تشیع معتقد بودن به هر مذهب فاسدی مهم نیست. اما با این حال آن‏ها روایات زیدیه و خود زید بن علی رضی الله عنه  را که از اهل بیت است مردود می‏شمارند؛ همچنانکه طوسی در (الاستبصار) آن‏ها را رد کرده است؛([8]) با این‏که زیدیه هم شیعه هستند.

پس هدف آن‏ها اماميه بودن یا توغل و افراطی‏گری است! به همین سبب از جارودیه که از غلوکنندگان زیدیه‏ هستند،  و مذهبشان را می‏پسندند چون اکثر اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم  را کافر دانسته و روایات آن‏ها را رد می‏کنند و در عموم مذهب (غلو و تكفير صحابه) با آن‏ها امايمه مشترک هستند.([9]) پس بعد از آن مشکلی نيست که پیرو مذهب فاسد یا معتقد به عقایدی باطل باشند.

حتی علمای رجال ‏شناسشان امثال ابن غضائری و ابن مطهر حلی اعتراف کرده‏اند که مخدوش بودن دین کسی بر صحت حدیث و روايتش تأثیری ندارد([10]) ـ همچنانکه گذشت-.

و تعدادی از رجال و راويان مذهب آن‏ها افراطی‏هایی هستند که علمای قدیمشان روایات آن‏ها را قبول نداشته و صراحتاً آن را رد کرده‏اند،  اما متأخرین شیعه دليل عجیب و غریبی را مطرح کرده و گفته‏اند: «مذهب تکامل یافته و تغییر کرده است!» چون از انتقاد علماي پیشین خود به آن راویان راضی نیستند،  این استدلال عجیب که نزد شیعیان گذشته غلو محسوب می‏شد؛ اكنون از ضروریات بدیهی مذهب است. بنابراین معيارهاي آن‏ها در نقد مذهب اشخاص؛ به علت تغییر و تکامل مذهب از دوره‏ای به دوره‏ی دیگر تغییر می‏کند. ممقانی– بزرگترین عالم معاصر شيعه در علم رجال- می‏گوید: «علماي قدیم شیعه چیزی را که ما امروز از ضروریات مذهب شیعه به حساب مي‏آوریم زیاده روی و توغل به حساب آورده‏اند،  و بدین سبب معتبرترین و موثوق‏ترین نقل کنندگان حدیث را مورد طعنه قرار داده‏اند،  و بر کسانی که از سخنانشان اطلاع داشته باشند مخفی نیست».([11])

خطرناکتر از این روایات مستند و ثابت و صحیحي دارند كه به ذم و نکوهش تعدادی از راویان دروغگوی شیعه تصريح كرده‏اند که مذهبشان بر مبناي روایات آن‏ها استوار است،. . اما علماهایشان آن روایات را قبول ندارند (چون اگر آن‏ها را قبول کنند،  اهل سنت محسوب می‏شوند و شذوذات بدون قاعده را رها مي‏كنند)،  لذا برای مقابله با ذم و انتقادى كه در مورد آن‏ها وارد شده به تقیه پناه می‏برند،  و ادعای تقیه جز رد و دور انداختن قول امام به صورتی مخفی نمی‏تواند تفسیر دیگری داشته باشد،  و اگر انکار نصوص و رأی امام کفر باشد؛ شیعه از دینشان خارج شده‌اند!.

محمد رضا مظفر– از علمای معاصر شیعه– اعتراف کرده که اغلب راویان شیعه از طرف ائمه مورد مذمت و نکوهش قرار گرفته‏اند،  و خود کتاب‏های شیعه این مطالب را نقل می‏کنند،  او در مورد مذمت و نقد وارده بر هشام بن سالم جوالیقی می‏گوید: طعنه و انتقادهایی بر او وارد شده،  همچنان‏که بر اغلب پیروان و اصحاب معتبر و موثق اهل بیت وارد شده است،  و جواب این طعنه‌ها عمومي است»([12]) (یعنی علت معروف و جاري همشه تقیه است) سپس می‏گوید: «چگونه طعنه زدن بر این بزرگان صحیح است؟ آیا دین حق و مسئله‏ي اهل بیت جز دلایل قطعی آن‏ها بر چیز دیگری استوار بوده است»؟([13])

ببينيد تعصب چه بلایی بر سر اهلش آورده. . آن‏ها از کسانی دفاع می‏کنند که از دیدگاه اهل بیت مذموم  و نکوهیده هستند،  و روایات نقل شده از علمای اهل بیت را رد می‏کنند که در مورد طعنه زدن و امر به دوری کردن از آن‏ها    ست وارد شده و خود کتب شیعه آن‏ها را نقل کرده‏اند.. بلکه این دروغگویان هر چه گفته‏اند تأیید و تصدیق می‏کنند،  و گمان می‏کنند که ذمّ  ائمّه بر آن‏ها از روي تقیه بوده.... بنابراين در آراء و اقوالی که موافق اعتقاد  امّت اسلام باشند از اهل بیت هم پیروی نمی‏کنند،  بلکه دنبال دشمنان ائمه افتاده و آراء آن‏ها را قبول کرده و اقوال ائمه را بر تقیه حمل می‏کنند.

تعدادی از رجال حدیث علی‏رغم این‏که از زبان ائمه مورد لعن و تکفیر و تکذیب قرار گرفته‏اند در کتب شيعه از طرف آخوندها از امتیاز (شهرت به کثرت روایت) و موثق بودن برخوردار هستند،  و کتاب‏های شیعه هم اعتراف کرده‌اند.

به گمانم آن‏چه در مورد راوي روایات کتب شیعه شايع و منتشر شده است،  در کتب اهل سنت نیز در موضوع توضیح روایات و کشف دروغ‏هايي كه به نام اهل بیت ساخته‏اند؛ ذکر شده‏اند،  و اکثر آن روایات (سیاه) را حذف و از اعتبار ساقط کرده‏اند که شیعه را از جمع مسلمین دور ساخته است؛ و این روایات را نزد عوام شیعه و بی سوادهایی که چیزی از مذهبشان نمی‏دانند جز این‏که بر اثر فریب از بزرگانشان فکر می‏کنند اهل بیت برگرفته شده،  و نمی‏دانند كه این روایات توسط دروغگویاني شکم‏گنده روایت شده اند،  که ائمه از آن‏ها بری و بيزار هستند و آن‏ها را دروغگو معرفی کرده‏اند. پس عامه‏ي شیعه از نیات آن‏ها غافل بوده و نمی‏دانند منظورشان چیست؟

در رأس اشخاصی که نزد شيعه با دریافت درجه‏ی (کثرت روایت) ممتاز است جابرجعفی است. حُرّ عاملی گفته: «هفتاد هزار حدیث را از باقر رضی الله عنه  روایت نموده و مجموعاً صد و چهل هزار حدیث دارد،  و ظاهراً آن‏چه به طریق مشافهه از أئمه روایت نموده بیشتر از روايات جابر است».([14])

بنابراین جابر از جهت عدد روایات رتبه‏ي اوّل را كسب كرده،  وقتی هم که ملاحظه کنیم مجموع احادیث چهار مرجع شیعه بيش از (44244)([15]) نيست؛ می‌فهمیم که ضخامت روايت‏هاي جابر جعفی چقدر است و روایات او سهم بسیار بزرگی از مدونات شیعه را تشکیل می‏دهد،  بنابراین «جابر» یکی از ارکان دین آن‏ها    ست.

ولی در (رجال کشی)- منبع اصلی رجال شیعه- از زراره‏ بن اعین روایت شده که گفته:  «از اباعبدالله علیه السلام   در مورد احادیث جابر سؤال کردم؟ گفت: «جز يك مرتبه او را نزد پدرم ندیده‏ام،  و یک دفعه هم نزد من نیامده است»([16]). پس امام صادق آنچه را که جابر به گمان خود از او و پدرش روایت کرده تکذیب می‏کند.. این همه حدیث سرسام‏آور را چگونه از کسی روایت مي‏کنند که جز یک بار ملاقاتش نکرده‏است،  با وجود این صراحتاً می‏گوید از او شنیده‌ام؟!

و مرجع دیگر شيعه خوئی در مورد این روایت که جابر را تكذیب می‏کند چاره‏ای جز پناه بردن به تقیه ندیده و می‏گوید: «بايستي آن را بر نوعی توریه حمل کرد»([17]) چون او گمان می‏کند جابر از مردان موثق و معتبر است،  آنجا که می‏گوید: «لازم به ذکر است كه جابر از بزرگان معتبر محسوب مي‏شود».([18])

براي اثبات مدعای خود هم سخن بعضی از علما مانند ابن قولویه و علی بن ابراهیم و مفید استدلال كرده که جابر را معتبر و موثق توصیف کرده‏اند،  سپس می‏گوید: در كتاب (صحیحة زیاد) امام صادق می‏گوید او صادقانه از ما نقل می‏کند»([19]) در (جامع الرواة) اشاره شده که آن روایتی که خويی به صحيح توصيف كرده است با طریق مجهول نزد آن‏ها روایت شده است([20])،  نمی‏دانم چرا به جای این‏که  روایات دیگر را تأویل کند بدون دلیل این روایت را آورده است؟

همچنانکه نجاشی اشاره می‏کند آن (مفید) که خوئی معتبر و موثق معرفي كرده اشعار زیادی سروده که بر اختلاط عقل او دلالت دارند([21]).

و همچنین نجاشی در مورد او می‏گوید: «او ذاتاً مختلط و قاطی شده است»([22]).

 و هاشم معروف گفته است: «جابر جعفی در نزد اکثر مؤلفین رجال حدیث متهم است».([23]) او در حالی که بر بعضی از روایاتشان حکم می‏کند می‏گوید: «در سند این روایت صباح مزنی و جابر جعفی وجود دارند و آن‏ها ضعیف هستند،  و در مورد جابر؛ هم طعنه و نكوهش و هم مدح و ستايش وارد شده است؛ اما اکثراً بر این هستند که او قاطی كرده است([24]).

همانطور که نجاشی یکی از بزرگان آن‏ها و نویسندگان رجال حدیث است می‏گوید: در مورد حلال و حرام خیلی کم از او روایت شده است.([25]) اما خوئی می‌گوید: اکثر روایت او در منابع چهارگانه در مورد حلال و حرام است.([26])

این اشاره است به این‏که جابر علاوه بر این‏که ذاتاً دروغگو است؛ جمع فراوانی هم بر زبان او دروغ می‏گویند. نجاشی در کتاب (رجال) به این قضیه اشاره داشته که می‏گوید: بعضی از او روایت کرده‏اند که مشکل شخصیتی دارند،  مانند عمرو بن شمر و مفضل بن صالح كه حدیث وضع می‏کنند.([27]) هاشم در شرح حال عمر بن شمر می‏گوید: نویسندگان رجال او را ضعیف دانسته‏اند و دسیسه‏ی جعل احادیث کتاب جابر جعفی به او نسبت داده‌اند.([28])

او در کتاب جابر حدیث ساخته و به او نسبت می‌دهد([29]). هر چند در روایات آن‏ها ثابت شده که جابر یکی از دیوانه‏ها بوده و گمان می‏کنند به دلیل ترس از ظلم خلیفه خود را به دیوانگی زده است.([30])

همچنیین روایاتشان او را طوری توصیف کرده‏اند که یکي از شیادان و ساحران ماهر است مر چند او را با این اسم نام‌گذاری نکرده‌اند.([31])

وقتی که مشاهده کردیم روایات جابر در اکثر ارکان کفر شیعه مشارکت دارند؛ و در کافی از او روایت کرده‏اند که گفته: تنها ائمه همه قرآن را جمع‏آوری کرده‌اند.

هم چنین او اولین كسي است که «تأویلات باطنی» را بنیان‏گذاری کرده،  و حتی روایاتی دارد که به وجوب کتمان بعضی از این تأویلات اشاره می‏کند،  علاوه بر چیزهای دیگر که بنیان کفر او را محکم می‏کنند،  پس روایات او بزرگ‏ترین دلیل بر دروغ و افترا‏هاي اوست و علماي اهل سنت شهادت داده‏اند که یکی از دروغ‏پردازان افتراگر است.

امام ابوحنیفه: می‏فرماید: دروغ‌گوتر از جابر جعفی را ندیده‌ام.

ابن حبان: می‏گوید: جابر یکی از طرف‏داران عبدالله بن سبأ یهودی است چون می گفت: علی به دنیا بر می‏گردد.

جریر بن عبد الحمید می‏گوید: حلال نمی‏دانم که از جابر جعفي حدیث روایت کنم،  همچنین گفته: او دروغ‏گویی است که معتقد به رجعت است.

زائده می‏گوید: جابر رافضی است که اصحاب رسول‏خدا صلی الله علیه وسلم  را دشنام می‏دهد.([32])

 زراره بن اعین (ت150هـ) هم مانند جابر بوده كه شیوخ و بزرگان شیعه مانند طوسی([33]) و نجاشی([34]) و ابن مطهر([35]) و دیگران او را موثق می‏دانند.([36])

و حتی او را یکی از یاران ششگانه ابي جعفر و ابي عبدالله  به شمار می‏آورند و گفته‏اند: مجموعه‏اي افراى بر تصديق آن‏ها اجماع دارند.([37]) او در کتب شیعه روایات زیادی دارد؛ همآن‏گونه که برادران و فرزندانی دارد كه در این امر با او شریک هستند([38]) بر این اساس طوسی می‏گوید: اینها روایات و اصول و تصانیف فراوانی دارند.([39])

 خوئی در کتاب‏های چهارگانه همه روایاتش را ذکر کرده و می‏گوید: روایات (زراره) در همه روایات به بیش از (2094) مورد می‏رسد،  كه (1236) حدیث را از ابي جعفر نقل کرده،  همچنین از ابي‏جعفر و ابي ‏عبدالله بیش از (28) روایت با همین عنوان نقل کرده؛ و با روایت صادق بیش از 449 روایت ذکر کرده،  و همه روایاتش از آن دو با همه عنوآن‏ها به بیش از (56) مورد مي‌رسد.([40])

این کلام از اظهارات شیعه است،  اما سفیان ثوری: می‏گوید: زراره هرگز از ابي جعفر حدیث روایت نکرده است.([41])

وقتی به سفیان بن عیینه گفتند: (زراره بن اعین) از ابي جعفر حدیث روایت کرده؟ گفت: نه او هرگز ابي‏جعفر را ندیده،  بلکه احادیث او را بررسی می‏کرد.([42])

در (میزان الاعتدال) آمده که (زراره) علم اهل بهشت و اهل جهنم را به ابي جعفر نسبت داده است،  و به ابن سماک گفته: اگر به او رسیدی بگو آیا من از اهل بهشت هستم یا جهنم؟ وقتی به جعفر رسید و از او پرسید،  ابي جعفر گفت: به او بگو از اهل آتش دوزخ است؛ چون هر کس ادعا کند که علی رضی الله عنه  علم اهل بهشت و جهنم را داشته خود اهل آتش است.([43])

اما بعضی از آيات عظام و روحانيون شیعه معاصر می‌گویند: هیچ اثری را نمی‏يابیم که زراره و محمد بن مسلم و مؤمن طارق و امثال آن‏ها مورد انتقاد قرار دهد و آن‏ها را مجروح بداند،  هر چند ما همه توان خویش را در این راه بکار انداختیم به چیزی دست نیافتیم،  پس چنین ادعایی تنها ظلم و تجاوز و دشمني است.([44])

مثل این‏که گمان می‏کنند که مذموم بودن (زراره) اصل و اساس ندارد،  بلکه خصوم و بدخواهانش به او ستم مي‏كنند که چنین حرف‏هایی را در مورد او مطرح کرده‏اند،  چون پژوهش کرده ولی اثری از آن را نيافته است...

آیا این حق است؟ لازم است به مراجع معتبر تشیع مراجعه کنند تا صحت این دعوا برای آن‏ها به اثبات برسد؛ اما  متأسفانه پدیده‏ی«تقیه» مانع تأیید و تصدیق هر پژوهشی است،  و بهترین منابع قابل اعتماد در این مورد (الفهرست) طوسی است که (زراره) را یکی از افراد خانواده‏های مسیحی معرفی کرده،  چون جد او «سنسن» از راهبان (روم) و پدرش برده‏ی مردي از بنی شیبان است.([45]) اما در (الفهرست) ابن ندیم روایت شده که نام پدرش «سنبس است نه سنسن».

به نظر می‏رسد که تأثیر جابر در مذهب شیعه کمتر از تأثیر عبدالله ابن سبأ نیست،  بلكه شاید بیشتر هم باشد،  لذا ابوعبدالله می‏گوید: «هیچ کس به اندازه زراره در اسلام بدعت ایجاد نکرد،  نفرین خدا بر او باد».([46]) همچنین گفته: زراره از یهود و نصاری و قائلين به (تثليث) هستند بدتر است.([47])

 و کشی نقل کرده که اباعبدالله سه دفعه بر او نفرین فرستاده([48]) همچنین گفته: «خداوند قلب زراره را واژگون کرده است...» و بعد از آن  روایات دیگری را در ذم او ذکر می‌کند.

بر این اساس زراره- همانطور که کشی از او نقل می‏کند- می‏گوید: «در مورد جعفر چیزهایی در سینه دارم». راوی می‏گوید: علت عداوت او با ابوجعفر اين بود که عیب‏هایش را افشا کرده و رسوايش نمود.([49]) زراره- همان‏طور که در رجال کشی گفته شده- در دروغ گفتن و بی‏ادبی از همه کس پیشی گرفته است، ([50]).

او عمداً دروغ می‏گفت و در نسبت دادن آن به ابوجعفر اصرار می‏ورزيد. در رجال کشی از محمد بن ابي عمیر روایت شده که گفته: «بر ابي‏عبدالله وارد شدم،  گفت: چرا زراره را ترک کردی؟ گفتم چون تا نزدیک مغرب نماز عصر را به جای نمی‏آورد،  گفت: تو نماینده من به سوی او هستی؛ به او بگو: باید در وقت يارانم نماز را جای آورد. راوی می‏گوید: داستان را برای او تعریف کردم و دستور را به او ابلاغ نمودم،  زراره گفت: من می‏دانم که تو دروغ نمی‏گويي،  ولی او مرا به چیزی دستور ‏داده که دوست ندارم آن را ترك کنم»!!.([51])

او مدعی است که جعفر صادق به او دستور داده نمازش را به تأخیر اندازد،  ولی جعفر از این بهتان مبراست.

این بود شرح حال زراره طبق کتاب‏های شیعه،  با این وجود آخوندهای معاصر شیعه ادعا می‏کنند که با وجود تلاش و جستو جوی فراوان نتوانستند نقد او را در منابع و مراجع معتبر شیعه پیدا کنند،  آیا واقعاً پیدا نکرده‏اند یا سلاح خطرناک «تقیه» را به کار می‏گیرند؟

چگونه آخوند شیعی با این همه تجریح در مورد زراره او را موثق معرفی می‏کنند؟ مگر امام معصوم- در نظر آن‏ها    - او را مورد تکفیر و لعن قرار نداده‏است؛ همانطور که کشی و طوسی گفته‏اند؟

شیخ آن‏ها حر آملی چنین جواب می‏دهد: «همه روایات ذم و انتقاد در مورد زراره بر تقیه حمل می‏شوند،  همچنین روایات دیگری که در مورد ائمه دیگر روایت شده‏اند همین حکم  را دارند.([52]) دلیلشان اين است كه محمد بن عبدالله بن زراره و پسرانش حسن و حسین از عبدالله بن زراره روایت کرده‏اند که گویا ابوعبدالله به پسر زراره گفت: «سلام مرا به پدرت برسان و به او بگو بخاطر خودش از او عیب گرفته‏ام،  چون دشمنان؛ دوست داران ما را اذیت می‏كنند و اگر بدانند ما کسی را دوست داریم به اذیت و آزار او می‏پردازند. ..».([53])

به این روایت استدلال می‏کنند،  غافل از این‏که روایت پسر به نفع پدر پذیرفته نمی‏شود چون از او دفاع می‏کند،  از این گذشته،  اگر این ذم‏ها به خاطر «تقیه» بود چرا به لعن و تکفیر ‏رسيده،  همچنین جعفر در دوران خود با عزت و سر بلندی زیسته،  پس چگونه به دوستان او اهانت می‏شود؟ هم‏چنین اگر کار جعفر به خاطر تقیه بوده چرا (زراره) او را در مورد نماز تکذیب می‏کند،  و نسبت به او ادب را رعایت نمی‏نماید؟ آیا این هم تقیه است؟ لذا آخوند شيعه برای خلاصی از یک قسمت روایت ذم زراره به تقیه روي می‏آورد([54]) و برای نجات از قسمت دیگرش به سند آن طعن می‌زند.

نكته‏اي قابل توجه اين‏كه نقد او از سند روایات فوق با مطالب کتب علم رجال معتبر آن‏ها سازگار و هماهنگ نیست،  مثلاً روایات ذم زراره را به این دلیل رد می‏کنند که در آن‏ها جبرائیل بن احمد ذکر شده که مجهول است؛([55]) ولی در کتب معتبر آن‏ها جبرائیل مجهول نیست،  چون همآن‏گونه که اردبیلی می‏گوید: او مقیم کیش بود و روایات فراوانی را از اهل عراق و قم و خراسان نقل کرده است.([56])

علاوه بر این؛ او فقط روایت ذم را نقد می‏کند؛ و در مورد روایات مدح چیزی نمی‏گوید؛ كه این عين تعصب است؛ اما آخوندهای شیعه در مورد تمام افرادی که مورد ذم ائمه واقع شده‏اند حكم فوق را جاری کرده‏اند،  یعنی ذم ائمه را در مورد آن‏ها با تقیه یا تضعیف و نقد سند توجیه کرده‏اند؛ و به اخبار افراد مذمت شده  راضی هستند،  مانند احمد بن محمد مروزی([57]) و اسماعیل بن جابر جعفي ([58]) و در برید بن معاویه عجلی([59]) و حريز بن عبدالله سجستانی.([60])

 شکي نیست که تقیه در این موارد مؤکّد نیست،  و حد اقل باید در مورد آن‏ها توقف کنند و نظر ندهند،  چون اگر شیعه آراء اهل سنت را در مورد راویان خود قبول ندارند به بهانه‏ی این‏ که آن‏ها را خصم و دشمن می‏دانند؛ بایستی رأی ائمه‏ی خود را قبول ‏کنند که همان راوی‏های دروغ‏گو را نقد کرده‏اند،  چون ادعا می‏کنند که به صورت مجامله و تقیه با اهل سنت در مورد آن راویان چنین اظهار نظر کرده‏اند،  بنابراین شیعه حقیقت را ضایع کرده و اکنون مبنای مذهبشان هوا و هوس آخوندها و روایت‏کنندگان دروغ‏گو است.

 

-----------------------------------------------------

([1])ـ التحفةاثنا عشریه،  ص97،  107 و مابعد آن (مخطوط)،  و مختصر التحفه،  ص69 و.([1]) آلوسی- رحمه الله - در "کشف غیاهب الجهالات" مختصری در احوال رجال حدیث شیعه نگاه: شته است. کشف غیاهب الجهالات،  ص10،  (مخطوط).

[2] - الصواعق المحرقة لاخوان الشیاطین و الزندقة،  تألیف نصیر الدین محمد مشهور به خواجه نصرالله هندی مکی،  و محمود الوسی آن را مختصر نموده به نام «مختصر الصواعق»

([3])ـ دار الارقام کویت در سال 1403هـ آن را چاپ کرده است،  تألیف عبد الرحمان زرعی.

([4])ـ تحفه،  ص79.

[5] - و شاید در بعصی از دانشگاه‏های اسلامی در رشته‏ي « سنت» جهت بیان حقیقت و بررسي احوال راوي و رجال رواياتي که مبناي مذهب اثني‏عشریه هستند پژوهشهایی دقیق و گسترده انجام شده باشد.

[6] - و آن‌ها عبارت هستند از: الفهرست و رجال طوسی،  و کتاب سوم رجال کشی که طوسی آن را تهذیب نموده،  و شیعه جز اين تهذیب طوسی چیزی به عنوان اصل آن را در دست ندارند،  به اضافه‏ي کتاب (رجال نجاشی).

([7])ـ [الفهرست،  ص24-25.

[8] - الاستبصار: 1/65-66

[9] - همچنان که شیخ مفید در اوائل المقالات اقرار می‏کند،  بحث آن قبلاً گذشت.

([10])ـ رجال الحلی،  ص137.

([11])ـ تنقیح المقال،  3/23،  محب الدین الخطیب/حاسیۀ المنتقی،  ص193.

([12])ـ محمدحسین مظفر/الامام الصادق،   ص178.

([13])ـ محمدحسین مظفر/الامام الصادق،  ص178.

([14])ـ وسائل الشیعه،  20/151.

([15])ـ أعیان الشیعه،  1/280.

([16])ـ رجال الكشی،  ص191.

([17])ـ معجم رجال الحدیث5/25.

([18])ـ معجم رجال الحدیث، 4/25.

([19])ـ معجم رجال الحدیث، 4/25.

([20])ـ اردبیلی/جامع الرواة، 1/144.

([21])ـ النجاشی/ الرجال،  ص100.

([22])ـ  النجاشی/الرجال،  ص100.

([23])ـ الموضوعات فی الاثار و الاخبار،  ص334.

([24])ـ مصدر قبلی،  ص184.

([25])ـ النجاشی الرجال ص 100.

([26])ـ خوئی معجم رجال الحدیث،  ج4،  ص26.

([27])ـ نجاشی الرجال،  ص100.

([28])ـ دراسات فی الحدیث،  ص195.

([29])ـ هاشم الموضوعات و الآثار،  ص234.

([30])ـ رجال کشی،  ص194و195.

([31])ـ. خرافاتی که در رجال کشی نقل شده است،  ص197.

([32])ـ العقیلی/ الضعفاء الکبیر 1/ 196،  ابن حبان / المجروحین 1/ 208،  میزان الاعتدال 1/379.

([33])ـ در الفهرست،  ص194،  رجال طوسی،  ص201 و350.

([34])ـ در رجال نجاشی،  ص132و 133.

([35])ـ در رجال الحلی،  ص76.

([36])ـ الحر العاملی/وسائل الشیعه،  ج20،  ص196،  الردبیلی/جامع الروایه،  ج1،  ص324.

([37])ـ معجم الرجال الحدیث،  ج7،  ص219.

([38])ـ الفهرست طوسی،  ص104.

([39])ـ الفهرست طوسی،  ص104.

([40])ـ الخوئی/معجم رجال الحدیث،  ج7،  ص247.

([41])ـ لسان المیزان،  ج2،  ص47.

([42])ـ لسان المیزان،  ج2،  ص474.

([43])ـ میزان الاعتدال،  ج2،  ص69 و70،  لسان الغیب،  ج2،  ص473 و474.

([44])ـ الموسوی/المراجعات،  ص313.

([45])ـ الطوسی الفهرست،  ص104،  ابن ندیم الفهرست،  ص220.

([46])ـ الرجال کشی،  ص149.

([47])ـ الرجال کشی،  ص160.

([48])ـ الرجال کشی،  ص149 و150.

([49])ـ الرجال کشی،  ص144 و 145.

([50])ـ حتی می‏گوید: از ابا عبدالله سؤالی پرسیدم . ....ادامه می‏دهد تا این‏که می‏گوید: که ریش او را گوزیدم   گفتم هرگز نجات نمی یابي. رجال کشی،  ص158.

([51])ـ رجال کشی،  ص143،  الحر العاملی/وسائل الشیعه،  ج3،  ص113،  الخوئی/معجم رجال الحدیث،  ج7،  ص222.

([52])ـ وسائل الشیعه،  ج20،  ص196.

([53])ـ رجال کشی،  ص138،  وسائل شیعه،  ج20،  ص196،  معجم رجال حدیث،  ج7،  ص245.

([54])ـ معجم رجال الحدیث،  ج7،  ص245.

([55])ـ معجم رجال الحدیث،  ج7،  ص241.

([56])ـ جامع الرواة،  ج1،  ص146.

([57])ـ حر عاملی در مورد او می‌گوید: کشی و دیگران در ذم و مدح او چیزهایي ذکر کرده‌اند،  ولی روایات ذم صحیح‌تر هستند!!! وسائل شیعه،  ج20،  ص127،  رجال کشی،  ص259 و562،  جامع الروایات،  ج1،  ص48 و49.

([58])ـ كشي در مورد او می‏گوید: ذم و انتقاد کمی در مورد او روایت شده است،  ولی همان توجیه درمورد او هم وارد است. وسائل شیعه،  ج20،  ص 129،  رجال کشی،  ص199.

([59])ـ حر عاملي در مورد او می‏گوید: يكي از بزرگان یاران ما می‏باشد،  و کشی او را از اصحاب اجماع به حساب آورده است، «اهل اجماع افرادی‏اند که شیعه به اجماع آنها راضی هستند» اما مانند زراره بعضی ضعف‌ها دارد. وسائل شیعه،  ج20،  ص145و 146،  وسائل شیعه،  ج20،  ص،  رجال الحلی،  ص26 و 27،  جامع الروة،  ج1،  ص117و 119،  رجال کشی،  ص148.

([60])ـ حر حاملی در مورد حریز بن عبدالله سجستانی می‏گوید: کوفی قابل اعتماد است اما ذم‏های وارده در مورد او بر تقییه حمل می‏شوند. وسائل شیعه،  ج20،  ص 162،  رجال النجاشی،  ص111،  رجال طوسی،  ص181،  رجال الحلی،  ص63،  جامع الرواة،  ج1،  ص182 و 187.


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه