منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 834
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 144
بازديد کل : 2303293
 
   
صفويان و تغيير ماهيت مذهبي ايرانيان
صاحب اثر: مهتدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-18  تعداد بازديد:280
با به حكومت رسيدن صفويان در سال 907هجري در تبريز پوششهاي ارزشي تشيّع از ميان برداشته شد ! بنابراين قرن نهم را بايد آغاز پيدايش تشيّع صفوي دانست.


اي پدر: با به حكومت رسيدن صفويان در سال 907هجري در تبريز پوششهاي ارزشي تشيّع  از ميان برداشته شد ! بنابراين قرن نهم را بايد آغاز پيدايش تشيّع صفوي دانست كه شيعه امروز ميراثخوار آنگشته  :

صفويان لعن سه خليفه را  ساختند!

صفويان ” اَشْهَدُ اَنَّ عَليَّاً وَليُّ الله “ را در اذان وارد كردند !

صفويان عزاداري هاي حسيني ، سينه و زنجير و بيرق را پديد آوردند !

صفويان تربت يا گذاشتن مهر در سجده  را ساختند !

صفويان با قتل عام علما ومسلمانانِ اهل سنت مـردم را ازروي ترس به مذهب (اثناعشريه )كشاندند {همه مردم ایران از هل سنت بودند و اگر گروه های کوچکی از شیعه در قم ، ساوه ، ری ، ورامین بودند از شیعیان زیدیه یا طرفداران نوه امام حسین بودند( نه شیعه اثنی عشری ) ،که هیچگونه اعتقادی به امام دوازدهم و ائمه اثنی عشر نداشتند، یعنی در ایران چیزی مشابه اعتقادات شیعه امروزی را تاریخ در ثبت ندارد }

صفويان از شيعه علوي قطب سياسي و فقهي اسلامي آن زمان ، مذهب شيعه صفوي با آرمان عقده و دشمني در برابر سايرمسلمانان را ساختند !

صفويان با ابداع تشيّع و حذف تسنن به تصاحب قدرت خود جنبه الهي بخشيدند !

صفويان در راه تحكيم حكومت خود از قتل عام و كور كردنِ فرزندان ، برادران ، و نزديكان خود هم دريغ نكردند و بنيانگذار بزرگ بدعتها و خرافات و موهومات در ايران بودند و متأسفانه شيعه امروز حامل همان فرهنگ صفوي است ! فرهنگي كه برمبناي انديشه انتظار !

صفویان با داشتن دین ِ نیاپرستی و تقدّس جادوگران خود را مسلمان قلمداد کردند و بنیان شیعه را نهادند و همان سنن ساختن گنبد برروی گوررهبران مذهبی و ایجاد زیارتگاه و حاجت خواهی و محل دعا و نیایش پدیدآوردند(با فوتِ شیخ صفی الدین اردبیلی،فرزندش صدرالدّین ریاست خانقاه راعهده دار شد و او بزرگترین گنبد زمانه اش را بر این خانقاه در چندین سال  بنا کرد ، او می دانست برای جذب آن مردم سنت پرست قومی هرچه گنبد عظیم تر باشد مقام بالاتری را در ذهن مردم پدید می آورد . و این است آغاز گنبد سازی بر قبور) 

صفویان برای اوّلین بارمشهد را برای ایرانیان بعنوان یک مکان مقدّس ساختند (قبرامام رضا توسّط ترکان حاکم برایران در زمان سلطان مسعود غزنوی ساخته شدومتولّی تعیین گردید)ودراین محل قبرهارون الرّشید بود که« مشهدِ امیرالمؤمنین هارون الرّشید عبّاسی» نامیده می شد ، و چون امام رضا فوت کرد به دستور«مأمون» او را در کنار «هارون الرّشید» خاک کردند ، و نام آنرا بــه « مشهد امام رضا» تغییر دادند .{یعنی هارون الرّشید و امام رضا درکنار هم آرمیده اند}

صفویان پس از تخریب و غارت اصفهان متوّجه بزرگترین مرکز فرهنگی آن دوران «شیراز» شدند ، مردم همه شافعی مذهب بودند و هیچ سند تاریخی بدست نیامد که نشان دهد شیعه زیدی یا شیعه امامیه در آنجا ساکن باشند  .

صفویان حتی به بغداد بزرگترین مرکز فرهنگ اسلامی آن زمان حمله و همه کتاب ها و آثار فرهنگی را از بین بردند.

صفویان با سربازان قزلباششان بخصوص شاه «اسماعیل» در سن 22 سالگی به این باور رسیده بود که او رهبرمسلمانان جهان و نماینده امامان شیعه است و در همه کشتار ها از طرف امامان یاری می شود ، و رسالتش نابودی سنیان است !!!

(خواجه علی سیاه پوش پسر شیخ صدرالدّین که بجای پدر برریاست خانقاه تکیه زد و خواجه علی هم مانند پدرش «امیرتیمور» را پادشاهی عادل به مردم معرفی می کــــــرد ، امیرتیموری که درشهرهای مختلف ازسر ایرانیان مناره می ساخت ، «امیرتیمور» در حمله به ترکیه فعلی (آناتولی) هزاران جوان «تاتار» را باخود به ایران آورد و آنان را نذر خانقاه کرد که بعد ها نام «قزلباش» گرفتند، لازم است بدانید که آنان گروه های نیمه وحشی بودند و از اسلام  هیچ اطلاعی نداشتند ، قزلباشان کسانی بودند که همه مساجد و مراکزی راکه نام خلفا برآن حک شده بود تخریب کردند، کشتارو تجاوز سراسری این سربازان لکه ننگ بزرگی است در تاریخ ایران ـ به نقل از کتاب حبیب السّیر، ص476 . و کتاب جهانگشای خاقان)

مسیر پیدایش شیعه را باید بطور اختصار از مادرِ اسماعیل پیگیری کرد ، که با فتوای فقهای اهل سنت خانواده مادریش قتل عام شدند و این زمانی بود که «تاتار»ها یا همان قزلباشان که از راه چپاول و غارت زندگی می کردند از سران و شیوخ خود اطاعت مطلق داشتند ، و هفت تن از شیوخ «اسماعیل» و مادرش را به «لاهیجان» بردند و تحت تعلیم قرار دادند و به او لقب شاه به معنی «شیخ طریقت» دادند ، در این زمان او 7 ساله بود . مریدان «شیخ طریقت» مخفیانه به دیدن شاه «اسماعیل» می آمدند و نذورات خود را تقدیم و بر قدم اوبوسه زده ، سجده کرده و برکت می گرفتند . از یک طرف مادر  اندیشه انتقام درگوش شاه زمزمه می کرد وازطرف دیگر«شیوخ» ماجرای کربلا وماجرای پدر و جدش را همسان به شاه القاء می کردند،که اسماعیل باور کند ازیک خاندان قدیسی بزرگ است وپس ازآنان این تقدس رااومیراث برده !

شیوخ «اسماعیل» رادر 12 سالگی به «اردبیل» بازگرداندند و در ابتدا حدود 2 هزارنفر از مریدان «قزلباش» به او پیوستند ، درنزدیک «ارزنجان» توقف کردند تا خبر به دیگر قبایل تاتار رسید و 9 قبیله دیگر به او پیوستند که از تاراج و کسب مال عقب نمانند .

نیروی لازم آماده بود حمله نسل کشی سنی ها آغاز شد ـ گرجستان ـ شروان ـ روستای شوره گل ـ شماخی ، قتل عام و غارت شد . به سمت شهر200هزار نفری تبریزرفتند ، همه مردم سنی شافعی بودند( سال 880خ )  ، بدون خون ریزی شهر تصاحب کردند ، وارد کاخ هشت بهشت شد و اعلام پادشاهی کرد ، در این زمان او 14 ساله است، یک روزپس از قدرت روزجمعه بود ، تصمیم گرفت یا همه مردم تبریز شیعه شوند یا نسل کشی را آغاز کند ، به مسجد جامع رفت برمنبر ایستاد فریاد برآورد که از سنیان تبرّا جوئید و بر ابوبکر و عمرو عثمان لعنت کنید ! خلفا خلافت را غصب کردند ! از دین خارج شدند ! یزید دست نشانده آنان بـــود! امام حسین را می کشید ؟! درب خانه علی را آتش می زنید ؟! پهلوی فاطمه را می شکنید؟! فاطمه را شهید می کنید ؟! محسنش را سقط می کنید ؟! درحالیکه علما همه درحیرت حرفهای این جوانک قرار گرفته بودند سرِ چند عالم حاضردرنمازقطع و شکم ها دریده شد وسپس همه قتل عام شدند ! مسجد خراب و به محل نگهداری اسبان تبدیل شد ! از فردای آنروز شهر تبریز در آتش و غارت می سوخت ، تجاوزناموسی، دریدن شکم زنان باردار ! مردم باید با «قزلباشان» و «تبربدستان» همصدا می شدند ، لواط امری عادی بود ، خمرفروشی برگذر هر دهی آغاز و خریدن و نوشیدن در محل یک دستور، و امتناع ازآن یعنی سنی و کافرکیش بودن و مستحقّ مرگ ،  از شکنجه های متداول آنان ، سر در دیگ جوشان کردن ، پوست کندن ، در آتش انداختن ، مالیدن شیره بربدن در قفس آهنین و رها کردن مورچه بر آن ،تجاوز به دختران و پسران درمیدان ها در حضور والدین ،  تاریخ هیچ قوم ستمگری را همانند قزلباشان در ثبت ندارد! به هر صورت شهر بعدی اردبیل ، اصفهان ، همدان ، شیراز ، قم ، کاشان ، سمنان ، دامغان، ورامین ، فیروز کوه ،گرگان ، یزد ، طبس ، بغداد(تا 22سالگی)که همان سنت و روال ادامه داشت ، که خون و آتش ایران را فرا گرفته بود.

( در حرات قبر « عارف بزرگ ایرانی » جامی را تخریب و استخوانهایش را در بیابان ریخت ، که او یک سنی بود! و در بغداد و حتی مسجد و قبر ابوحنیفه را تخریب و استخوانهای جسد را بیرون آورده و لاشه سگی را دفن کردند و مستراح ساختند و جـایزه تعین کردند که هرکس به این مستراح برود پاداش می گیرد !!!( عالم آرای صفوی ، ص477)

شاه اسماعیل این القاب را کسب کرد = ولی الله اعظم ـ شاه شریعت پناه ـ ولی امر مسلمین جهان ـ مولا ـ مقتدا ـ شاه معظم ـ و صدها لقب دیگر.... این شاه معظم در کاسه سرشیبک خان دشمنش شراب می نوشید ! مدعی بود من قبل از ظهور آقا شرایط را مناسب می کنم ! من درمسیر مشیت خدا حرکت می کنم و از طرف امامان الهام می گیرم و رسالتم نابودی سنیان است !

ای پدر:اینها قصه نیست،صدها جلد کتاب تاریخی حقیقت گذشته شما ثبت کرده اند .

( احسن التواریخ ـ عالم آرای عباسی ـ روضه الصفا ـ ایران عصر صفوی ـ عالم آرای صفوی ـ کتاب شاه اسماعیل دوّم ـ تاریخ شاه اسماعیل و شاه تهماسب ـ مهاجرت علمای شیعه از جبل عامل به ایران در عصرصفوی و بسیار کتب و سفرنامه های دیگر)

چرا تا این حد با خود و تاریخ گذشته خود بیگانه شده اید و حاضر نیستید به اصل خود نظری داشته باشید ! دیروز همه اجداد شما سنی بودند که آن خاک برسر شما آمد و شاه اسماعیل و قزلباشان با شمشیر و تبر با شما اینچنین کردند تا شما مذهب من درآوردی شاه اسماعیل را پذیرفته اید ! نمی خواهید حداقل به قرآن مراجعه کنید !؟ نمی خواهید یکبار دیگربررسی کنید؟! آیا شما مقلد شاه اسماعیل هستید؟! اگرصفویانِ زمان شاه اسماعیل می گفتند« لا إله إلا الله ، إسماعیل ولی الله » و این در مقابل شعار« لا إله إلا الله ، محمد رسول الله » مسلمانان بود. و امــــــروز شیعیان شعار می دهند : اَشْهَدُ اَنَّ لا اله الا الله ” اَشْهَدُ اَنَّ  محمد رسول الله“  ” اَشْهَدُ اَنَّ عَليَّاً وَليُّ الله “

یعنی صفویان محبوب خودشان را جزء شعار دینی آوردند و شیعیان امروز هم محبوب خودشان را اضافه کردند” اَشْهَدُ اَنَّ عَليَّاً وَليُّ الله “( به نقل از کتاب ایران در عصرصفوی ، راجر سوری ، ترجمه کامیز عزیزی ، ص32 ، نشر مرکز ـ کتاب دین و مذهب در عصر صفوی ، مریم میر احمدی ، ص 51)

نکته : امّا صوفيان و مـــــرشدان ايراني غالباً خود را به«شاه نعمت الله ولي» مي رسانند كه در قصبه كرمان به سال 703 متولّد شد و مريدانش او را به سبب تعريف كردن ازعــلي (علیه السلام) شيعه مي دانند در حاليكه خودش مي گويد من سني هستم!

و مي گويد:

رافضي كـــيست دشمن بوبكر                           خــارجي كيست دشمنان علي

هركه او چهار يار دارد دوست                           امت پاك مذهب است و ولي

دوستدار صحــــــابه ام تمام                           يار سني و خــــــصم معتزلي

(ديوان شاه نعمت الله ـ ص ـ 487 )

یعنی شعرای آن ایّام و آثار بجا مانده از آنان نشان می دهد همه می گفتندما دشمن شیعه ، و سنی مذهب هستیم .

 


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه