منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 337
بازديد کل : 2567254
 
   
حديث و اهميت ويژه به صحت يا ضعف آن
صاحب اثر: مهتدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-28  تعداد بازديد:399
در پي هشدار رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- و تأکيد خاندان پيامبر –عليه السلام- مبني بر آنکه احاديث در معرض دسيسة دروغگويان قرار گرفته است، علماي اسلامي نيز خاموشي نگرفتند و از روزگار کهن تاکنون، کتاب هايي چند در معرّفي احاديث ساختگي پرداختند و پرده از خيانت جاعلين حديث برداشتند.

 

الحمدلله و سلام على عباده الذين اصطفي.

حديث يا خبر[1] که پس از قرآن کريم نقش مهم و مؤثري را در معرّفي اسلام بر عهده دارد در طول تاريخ از گزند تدليس و خطر تحريف بر کنار نمانده بلکه از همان صدر اسلام گرفتار آسيب هاي سختي شده است. آثار قابل اعتمادي وجود دارد که ثابت مي کند از روزگار رسول اکرم -صلى الله عليه وسلم- عدّه‌ اي به حديث سازي و تحريف آن دست مي زدند و ساخته‌ هاي خود را به پيامبر بزرگ اسلام -صلى الله عليه وسلم- نسبت مي دادند تا از اين راه اذهان و افکار مسلمانان را به سوي خود جلب کنند و به مقاصد خويش نايل آيند. اين اقدامِ فريبکارانه در دوران هاي بعد با انگيزه هاي گوناگون، دنبال شد و رو به فزوني نهاد و سازندگان حديث، دروغ هاي بسياري از قول خاندان پيامبر –عليه السلام- و بزرگان صحابه ساختند و بر افتراهايي که به پيامبر اکرم -صلى الله عليه وسلم- زده بودند، افزوند.

خوشبختانه رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- با عنايات الهي از همان اوائل، بر اين دسيسه هاي خطرناک وقوف يافت و مسلمانان را هشدار داد و دروغپردازان را انذار نمود.

در پي هشدار رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- و تأکيد خاندان پيامبر –عليه السلام- مبني بر آنکه احاديث در معرض دسيسة دروغگويان قرار گرفته است، علماي اسلامي نيز خاموشي نگرفتند و از روزگار کهن تاکنون، کتاب هايي چند در معرّفي احاديث ساختگي پرداختند و پرده از خيانت جاعلين حديث برداشتند بطوري که برخي از دانشمندان گفته‌اند: ما ستر الله أحداً يكذب في الحديث[2]. يعني: «خداوند هيچکس را که در امر حديث دروغپردازي مي کند (از نظر نقّادان) پنهان نداشته است». و هر چند اين سخن به مبالغه نزديکتر است ولي نشان مي دهد که علماي فن، در نقد حديث و شناسايي راويان دروغگو، به اهتمام بسيار پرداخته اند. از ميان کهن ترين کتاب هايي که در اين ‌باره نوشته شده است مي‌ توان کتاب «الموضوعات» اثر عبدالرزاق صنعاني يمني (متوفي سال 211 ه‍. ق) را نام برد. صنعاني از محدّثين برجسته بشمار مي رفت و کتاب وي در قاهره به زيور طبع در آمده است. اثر قديمي ديگري که در اين باره بجاي مانده کتاب «علل الحديث» اثر حافظ عبدالرحمن بن أبي حاتم (متوفي در سال 327 ه‍. ق) است. کتاب مذکور به ذکر احاديث ساختگي بسنده نکرده بلکه احياناً خطاهايي را که در متن يا سند احاديث رخ داده نيز خاطر نشان مي سازد و در حدود سه هزار حديث را در معرض نقد و ايراد قرار داده است.

دو قرن پس از ابن ابي حاتم، محدّث ديگري بنام حافظ حسين بن ابراهيم جوزکاني همداني (متوفّي به سال 543 ه‍. ق) کتاب تازه اي دربارة احاديث ساختگي پرداخت که «الموضوعات من الأحاديث المرفوعات» نام دارد و به الأباطيل جوزکاني مشهور است سپس عبدالرحمن بن جوزي بغدادي (متوفّي در سال 579 ه‍. ق) کتاب معروف «الموضوعات» را با بهره گيري از اثر جوزکاني، پديد آورد. اثر ديگري که در اين زمينه حائز اهميت است کتاب «الدرر الملتقط في تبيين الغلط و نفي اللغط» اثر دانشمند نقّاد، حسن بن محمّد صاغاني (متوفي به سال 650 ه‍. ق) است که شيخ زين‌الدين عاملي (مشهور به شهيد ثاني) قُدِّسَ سِرُّه اين کتاب را از کتاب ابن جوزي برتر شمرده و دربارة آن نوشته است: فإنه تام في هذا المعني مشتمل علي انصاف كثير[3]. يعني «اين کتاب در موضوع خود به کمال رسيده و در موارد بسيار، شرط انصاف در آن رعايت شده است». در حدود يک قرن پس از صاغاني، احمد بن تيمية دمشقي (متوفي به سال 728 ه‍. ق) رساله اي دربارة «احاديث القصاص» نگاشت و در خلال آن از احاديث مجعول و ساختگي ياد کرد. پس از وي، شاگردش محمد بن قيم جوزيه (متوفّي در سال 751 ه‍. ق) رساله اي به نام «المنار المنيف في الصحيح و الضعيف» در همين زمينه بپرداخت.

در قرن نهم جلال‌الدين سيوطي مصري (متوفي در سال 911 ه‍. ق) کتابي با عنوان «اللالي المصنوعه في الأحاديث الموضوعه» تأليف نمود و پس از او محمّد بن طاهر فَتَّني هندي (متوفي به سال 986 ه‍.ق) کتاب «تذکره الموضوعات» را نگاشت. بعد از فتّني، نورالدين علي قاري هروي (متوفي در سال 1014 ه‍.ق) سه کتاب در اين باره تأليف کرد که: «الأسرار المرفوعه في الأخبار الموضوعه» و «الهبات السنيات في تبيين الأحاديث الموضوعات» و «المصنوع في معرفه الحديث الموضوع» نام دارند. سپس قاضي محمّد بن علي شوکاني يمني (متوفّي به سال 1250 ه‍. ق) کتاب «الفوائد المجموعه في الأحاديث الموضوعه» و کتاب ديگري بنام التعقبات علي الموضوعات» را ترتيب داد. پس از شوکاني، محمّد عبدالحي لکنوي هندي (متوفي در سال 1304 ه‍. ق) کتاب «اللؤلؤ المرصوع» را دربارة احاديث موضوع (ساختگي) نوشت. در عصر اخير، شيخ محمّد بشير ظافر ازهري (متوفي در 1325 ه‍. ق) کتاب «تحذير المسلمين من الأحاديث الموضوعه علي سيد المرسلين» را تاليف نمود و سرانجام در روزگار ما محمّد ناصرالدين الباني، ساکن سوريه کتاب «سلسله الأحاديث الضعيفه و الموضوعه» را پديد آورد.

البته جز اين دانشمندان، علماي ديگري نيز بدينکار اهتمام ورزيده‌اند که از آوردن نام همة آنان و ذکر آثارشان صرف نظر کرده‌ايم. شرک الله سعيهم و اجزل مثوبتهم.

نکته اي که در اينجا بايد گفت اينست که دانشمندان مذکور جز يکي دو تن از ايشان که شيعة زيدي بوده ‌اند، بقيه از اهل سنّت شمرده مي شوند و کتاب هايي که نوشته ‌اند عموماً دربارة احاديثي تأليف شده که دروغزنان به رسول اکرم -صلى الله عليه وسلم- بسته ‌اند امّا شيعة اماميه، در قرن ‌هاي گذشته به نگارش کتاب مستقلي دربارة احاديث دروغين که به ائمة اهل بيت –عليهم السلام- نسبت داده شده، نپرداخته ‌اند و هر چند فقهاي اماميه در خلال کتاب ‌هاي فقهي گاهي به نقد احاديثي در فروع احکام اهتمام ورزيده ‌اند ولي چنانکه گفتيم کتاب جداگانه‌ اي که بيان اخبار ساختگي را بر عهده داشته باشد، در ميان ايشان پديد نيامده است تا آنکه در روزگار ما دانشمند مدقّق و رجال ‌شناس محقّق، شيخ محمّد تقي شوشتري کتاب «الأخبار الدخيله» و مستدرکات آن را به رشتة تحرير در آورد و فصلي از آن را به ذکر احاديث مجعول اختصاص داد[4]. ولي هنوز بسياري از «اخبار غلاه» و «مراسيل[5] نادرست» و «روايات ساختگي» در کتب اماميه ديده مي شود که مرحوم شوشتري بدان ها نپرداخته است و نيز از «دواعي جعل حديث» يعني انگيزه هاي حديث سازان، سخني بميان نياورده است. از اينرو نگارنده بر خود لازم ديد که به پژوهش دربارة اينگونه احاديث و مسائل مربوط به آنها بپردازد و نمونه هاي روشني از اخبار نادرست را که در معارف دين و تفسير قرآن کريم و فروع احکام و ادعيه و زيارات ملاحظه نموده است ارائه دهد. بويژه که اين روزها در ايران کتب حديث و دعاء را بدون نقد و بررسي، از عربي به پارسي ترجمه مي کنند و در دسترس عموم قرار مي دهند با اينکه در کتاب ‌هاي مزبور، احاديث مقبول و مردود و ادعية صحيح و سقيم هر دو ديده مي شود و نبايد گمان کرد که هر چه در جوامع حديث و کتب دعاء آمده، بطور قطع از رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- و امامان اهل بيت –عليهم السلام- صادر شده است.

در اهميت نقد حديث جا دارد که خاطر نشان سازيم احاديث نادرست و ساختگي همواره ماية ضلالت و اتهام را فراهم آورده اند. از يکسو، دوستان ناآگاه را به انديشه ها و عقايد خرافي کشانده‌ اند و از سوي ديگر، دشمنان بدخواه را به افتراء و اسائة ادب نسبت به بزرگان دين، برانگيخته ‌اند. بنابراين هر گونه تلاش و تحقيق علمي در کشف و نقد اين احاديث، حائز اهميت و نشانة دفاع از ساحت مطهّر ديانت بشمار مي آيد. خداوند منّان را سپاس بي پايان مي گويم که اين بنده را به چنين خدمت و دفاعي توفيق بخشيد و اميد است به عنايت خود، از گزند خطا و غفلت در امان دارد.

وهو بالإجابة جدير وعلي کل شيء قدير.

مصطفي حسيني طباطبايي

1421 ه‍. ق

1379 ه‍. ش

 

-----------------------------------

[1]. در اينکه تفاوت حديث با خبر چيست؟ بعضي برآنند که حديث شامل آثاري مي‌شود که از پيامبر اکرم اسلام (و خاندان گرامي او) رسيده و خبر به آثاري گويند که از غير ايشان گزارش شده است. از اين‌رو در قديم به راويان آثار تاريخي «اخباري» مي‌گفتند و گزارشگران سنّت نبوي را «محدّث» مي‌خواندند ولي قول مشهور آنست که اين دو واژه، مترادف‌اند.

[2]. به کتاب «شرح الدّراية» اثر شيخ زين‌الدّين عاملي (مشهور به شهيد ثاني) چاپ سنگي، ص 74 نگاه کنيد.

[3]. شرح الدّرايه، ص 75-76.

[4]. به کتاب «الأخبار الدّخيله» باب الثاني في الأحاديث الموضوعه (از صفحه 88 به بعد)، چاپ تهران ، مکتبه الصدوق 1390 ه‍. ق نگاه کنيد.

[5]. مراسيل جمع مرسل از اقسام حديث است و در اصطلاح، حديثي را گويند که روايت کننده‌اش آن را بي‌واسطه از پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- يا امامي از ائمه -عليهم السلام- گزارش نموده باشد با اينکه خود، رسول اکرم يا آن امام را اساساً نديده است.!


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه