منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 223
بازديد کل : 2516752
 
   
بررسي علمي حديثي که در شيخ صدوق در «اکمال الدين» و «عيون اخبارالرضا» آورده
صاحب اثر: مهتدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-27  تعداد بازديد:440
بررسی و تشخیص ساختگی بودن حدیث وارده در کتب شیعه درباره ی ائمه دوازده گانه.

 

 

بررسی علمی حدیثی که در شیخ صدوق در «اکمال الدین» و «عیون اخبارالرضا» آورده

 

شیخ صدوق در «اکمال الدین» و «عیون اخبارالرضا» حدیثی به این سند آورده و ما خلاصه‌ی آن را از کتاب اثبات الهداه شیخ حر عاملی (2/328) می‌‌آوریم: «حدثنا أبو الحسن علي بن ثابت الدوالیبي بمدینة السلام سنه 352 قال: حدثنا محمد بن الفضل النحوي قال: حدثنا محمد بن علي بن عبدالصمد الکوفي قال: حدثنا علي بن عاصم عن محمد بن علي بن موسی علیه السلام عن أبیه علي بن موسی عن أبیه موسی بن جعفر عن أبیه جعفر بن محمد عن أبیه محمد بن علي عن أبیه علي بن الحسین عن أبیه الحسین بن علي بن أبي طالب علیه السلام، قال: دخلت علی رسول الله وعنده أبي بن کعب، فقال رسول الله: مرحبا بک یا أبا عبدالله یا زین السموات والأرض، فقال: أبي وکیف یکون یا رسول الله زین السموات والأرض أحد غیرک؟ فقال: یا أبي والذي بعثني بالحق نبیا أن الحسین بن علي في السماء أکبر منه في الأرض فإنه مکتوب عن یمین العرش مصباح هاد وسفينة نجاة وإمام خیر ویمن وعز وفخر وعلم وذخر وإن الله رکب في صلبه نطفة طيبة مباركة زكية خلقت من قبل أن یکون مخلوق في الأرحام ویجري ماء في الأصلاب ویکون لیل ونهار وقد لقن دعوات ما یدعوبهن مخلوق إلاّ حشره الله عزوجل معه، وکان شفیعه في آخرته وفرج الله عنه کربه وقضى بها دینه ویسر أمره وأوضح سبیله وقوّاه علی عدوّه ولم یهتک ستره، فقال أبي بن کعب وما هذه الدعوات یا رسول الله؟ قال: تدعوا إذا فرغت من صلاتک وأنت قاعد .... فقال له أبي: یا رسول الله ما هذه النطفة التي في صلب حبیبي الحسین قال: مَثَل هذه النطفة کمَثَل القمر وهي نطفة تبیین وبیان، یکون من اتبعه رشیدا ومن ضل عنه هویا. قال: وما اسمه وما دعاؤه؟ قال: اسمه علي ودعاؤه یا دائم یا دیموم ...، قال له أبي: یا رسول الله فهل له من ذریة من خلف أو وصي؟ قال نعم، له مواریث السموات والأرض. قال: وما معنی مواریث السموات والأرض؟ قال: القضاء بالحق والحکم بالدیانة وتأویل الأحلام [الاحکام] وبیان ما یکون. قال: فما اسمه؟ قال: اسمه محمد وإن الملائکة لتستأنس به في السموات ویقول في دعائه: ... فرکب الله في صلبه نطفة مباركة زكية وأخبرني جبرئیل أن الله طیب هذه النطفة وسماه عنده جعفرا وجعله هادیا مهدیا وراضیا مرضیا یدعو ربه فیقول في دعائه: یا دیان غیر متوان یا أرحم الراحمین، اجعل لشیعتي من النار وقاء و .... هب لهم الکبائر التي بینک وبینهم .... ومن دعا بهذا الدعاء حشره الله عنده أبیض الوجه مع جعفر بن محمد إلى الجنة یا أبي إن الله رکب في هذه النطفة نطفة زكية مباركة طيبة أنزل علیها الرحمة وسماها عنده موسی وإن الله رکب في صلبه نطفة مباركة طيبة زكية مرضية  سماها عنده علیا یکون الله في خلقه رضیا في علمه وحکمه ویجعله حجة لشیعته یحتجون به یوم القیامة وله دعاء یدعو به ... وإن الله عزوجل رکب في صلبه نطفة طيبة مباركة زكية راضية وسماها محمد بن علي فهو شفیع لشیعته ووارث علم جده .... وإن الله تبارک وتعالی رکب في صلبه نطفه لا باغیه ولا طاغیه بارة مبارکة طیبة طاهرة سماها عنده علي بن محمد فألبسها السکینة والوقار وأودعها العلوم وکل شيء سر مکتوم من لقیه وفي صدره شيء أنبأه به (؟!) ... وإن الله تبارک وتعالى رکب في صلبه نطفة طیبة وسماها عنده الحسن بن علي فجعله نورا في بلاده وخلیفته في عباده وعز الأمه جده هادیا لشیعته وشفیعا لهم عند ربهم ونقمه علی من خالفه وحجة لمن والاه و برهانا لمن اتخذه إماما ... وإن الله رکب في صلب الحسن نطفة مبارکة طیبة طاهرة مطهرة یرضی بها کل مؤمن قد أخذ الله میثاقه في الولاية ویکفر بها کل جاحد وهو إمام تقي نقي مرضي هاد ومهدي یحکم بالعدل ویأمر به یصدق الله عزوجل ویصدقه الله في قوله یخرج من تهامة حتی تظهر الدلائل والعلامات وله بالطالقان کنوز لا ذهب و لافضه إلاَّ خیول مطهمة ورجال مسومة یجمع الله عزوجل له من أقاصي البلاد علی عدد أهل بدر ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا، معه صحیفة مختومة فیها عدد أصحابه بأسمائهم وأنسابهم وبلدانهم وصنایعهم وکلامهم وکناهم کرارون مجدون في طاعته، فقال له أبي: وما دلائله وعلاماته یا رسول الله؟ قال: له علم إذا حان وقت خروجه انتشر ذلک العلم من نفسه».

ترجمه‌ی حدیث: امام جواد علیه السلام به نقل از آباء کرامش از امام حسین علیه السلام نقل می‌کند که فرمود: در حالی که ابی بن کعب در حضور رسول الله صلی الله علیه وسلم بود بر آن حضرت وارد شدم، پیامبر صلی الله علیه وسلم به من فرمود: ای ابا عبدالله، ای زینت آسمان‌ها و زمین خوش آمدی. ابی بن کعب عرض کرد: ای رسول خدا چگونه ممکن است کسی غیر از تو زینت آسمان‌‌ها و زمین باشد؟ حضرت فرمود: سوگند به آنکه مرا به حق به پیامبری مبعوث فرمود، حسین در آسمان‌‌ها بزرگتر است از زمین و در جانب راست عرش پروردگار نوشته که او چراغ هدایت و کشتی نجات و امام خیر و فرخندگی و عزت و فخر و دانش و برگزیده است. همانا خداوند در صلب وی نطفه‌ای نیکو و مبارک و پاک ترکیب فرموده که پیش از آنکه در ارحام مخلوق باشد و یا آبی در اصلاب جاری شود و شب و روز موجود باشند، خلق شده است(؟!!) و به او دعاهایی تعلیم داده شده که مخلوقی آن را نمی‌‌خواند مگر آنکه خداوند او را با آن حضرت محشور می‌کند و آن حضرت در آخرت شفیع او می‌باشد و پروردگار اندوه او را بر طرف سازد و قرضش را ادا فرماید و کارش را آسان و راهش را روشن و آشکار نموده و او را بر دشمنش نیرومند ساخته و رسوایش نسازد. ابی گفت: این دعاها چیست ای رسول خدا؟ فرمود: هنگامی که از نمازت فراغت یافته‌ای و نشسته‌ای، می‌گویی ..... سپس ابی گفت: ای رسول خدا چیست این نطفه که در صلب حبیبم حسن است؟ فرمود: این نطفه مثل ماه است(؟!) و این نطفه تبیین و بیان است و هر که او را پیروی کند هدایت یافته است و هر که از او گمراه شود، هلاک شود. ابی پرسید: نام او چیست و دعایش کدام است؟ فرمود: نامش علی است و دعایش: یا دائم یا دیموم ... ابی پرسید: یا رسول الله آیا او نسل و جانشین و وصی دارد؟ فرمود: آری، او دارای مواریث آسمان‌‌ها و زمین است، پرسید: معنای مواریث آسمانها و زمین چیست؟ پیامبر فرمود: حکم کردن به حق و حکم به دینداری و تأویل رؤیاها [احکام] و بیان آنچه واقع می‌‌شود(!) عرض کرد: اسم او چیست؟ فرمود: نامش محمد است و همانا فرشتگان در آسمانها با او انس می‌‌گیرند (نطفه در آسمان چه می‌‌کند؟! فرشتگان چگونه با نطفه انس می‌گیرند؟! باید گفت به مصداق «المعنی فی بطن الشاعر» معنی انس فرشتگان آسمانی با نطفه را فقط راوی کذاب می‌داند و بس!) و در دعای خود می‌‌گوید ... پس خداوند در صلب او نطفه‌ای مبارک و پاک ترکیب کرد و جبرئیل مرا خبر داد که خداوند این نطفه را پاک و نیکو قرار داده و او را از نزد خود جعفر نامیده و او هدایت‌کننده و هدایت شده و راضی و مرضی است و در دعایش می‌گوید: ای دیانی که سست نمی‌‌گردد، ای ارحم الراحمین شیعیانم را از آتش حفظ فرما ... و گناهان کبیره‌ای که میان تو و ایشان است به آنان عطا فرما(!!) ... و هر که این دعا را بخواند خداوند او را روسفید در بهشت با جعفر بن محمد محشور می‌سازد(!) ای ابی، خداوند در این نطفه، نطفه‌ای پاک و مبارک و نیکو ترکیب فرموده (خواننده خود باید کشف کند که ترکیب نطفه در نطفه یعنی چه) و بر آن رحمت خویش را نازل کرد و او را نزد خود موسی نامید و خداوند در صلب او نطفه‌ای مبارک و نیکو و پاک و مرضیه‌ای ترکیب فرمود و او را نزد خود علی نامید و برای خداوند در میان خلقش در علم و حکم، مورد رضایت است و خدا او را حجت شیعیانش قرار داده که به وسیله‌ی او در روز قیامت احتجاج می‌‌کنند و دعایی دارد و می‌گوید ... و خداوند در صلب او نطفه‌ای نیکو و مبارک و راضی و مرضی ترکیب کرد و او را محمد بن علی نامید و او شفیع شیعیانش می‌‌باشد([1]) و وارث دانش جد خویش است و ... خداوند در صلبش نطفه‌ای که نه سرکش است و نه طغیانگر ترکیب کرده، نیکوکار و مبارک و طیب و طاهر، و خداوند او را علی بن محمد نامید و او را جامه‌ی آرامش و وقار پوشاند و دانش‌ها و هر [چیز] راز مکتومی را نزد او به ودیعت نهاد و هر که او را دیدار کند و در سینه‌اش مطلبی باشد، او را از آن خبر می‌‌دهد(؟!)([2]) ... و خداوند در صلب او نطفه‌ای نیکو ترکیب کرد، و او را نزد خود حسن بن علی نامیده و او را نور شهرها و در میان بندگانش خلیفه‌ی خویش قرار دهد و مایه‌ی عزت امت جدش و هدایت‌کننده‌ی شیعیانش و شفیع آنان نزد پروردگارشان و بلای کسی است که با او مخالفت کند. او را حجت کسی که با او دوستی کند و برهانی برای کسی که او را امام خویش گیرد، قرار می‌‌دهد. و همانا خداوند در صلب حسن نطفه‌ی مبارک نیکوی طاهر مطهری ترکیب کرده که به وسیله‌ی او خشنود می‌شود هر مؤمنی که خداوند میثاق ولایتش را گرفته و کافر می‌‌شود به این نطفه هر منکری (؟!) و او امام تقی نقی پسندیده‌ی هدایت‌کننده‌ی هدایت شده‌ای است که به عدالت حکم نموده و به عدل فرمان می‌‌دهد و او خداوند را تصدیق کرده و خداوند نیز او را در گفتارش تصدیق فرماید. از تهامه خروج می‌‌کند تا اینکه دلایل و علامات ظاهر شود و گنجهایی در طالقان دارد که طلا و نقره نیستند جز آنکه اسبانی درشت پیکر و مردانی خوش اندام‌‌اند که خداوند آنها را از شهرهای دور به عدد اهل بدر که سیصد و سیزده تن بودند، گرد آورد. (خروج چندین نفر با اسب، در قرن بیستم یا قرون پس از آن چیز جالبي است)! او صحیفه‌ای مهر شده دارد که در آن عدد یارانش و اسامی و نسب‌های آنان و شهرهایشان و کارها و سخنان و کینه‌‌هایشان مذکور است، آنها یورش آور بوده و با جدیت از او اطاعت می‌‌کنند. ابی پرسید: دلائل و علامات او چیست ای رسول خدا؟ فرمود: او علمی دارد که موقع خروج او، خود به خود بیرون آید .. الخ.

در آخر این حدیث می‌‌گوید: «قال أبي یا رسول الله کیف حال بیان هذه الأئمة عن الله عزوجل؟ أنزل علي اثنا عشر صحیفه اسم کل إمام في خاتمه وصفته في صحیفة»: ابی گفت: بیان حال این ائمه از جانب خداوند چگونه است؟ فرمود: همانا خدای عزوجل بر من دوازده صحیفه نازل فرمود که نام هر امامی بر مهرش مکتوب و وصف هر یک از آنان در صحیفه‌ی خودش مذکور است.

در این حدیث هر یک از ائمه دعای خاصی دارد که ثواب خواندن آن دعاها را هم رسول خدا برای ابی بن کعب بیان فرموده و چون حدیث طولانی است و آوردن آن دعاها لازم نبوده، طالبین می‌توانند خود به کتاب اکمال الدین (1/266) و یا به کتاب عیون اخبار الرضا (1/62) و یا بحار الانوار ج 9 (چاپ تبریز) مراجعه نمایند.

بررسی سند حديث - محمد بن الفضل النحوی و محمد بن علی بن عبدالصمد الکوفی از هیچ کدام نامی در کتب رجال شیعه نیست و ما نمی‌دانیم چه کسانی بوده‌اند. اما علی بن عاصم در کتب رجال شیعه و هم در کتب رجال عامه نامی دارد و هر دو طائفه او را به شیعه بودن نسبت می‌دهند، ممقانی در جلد دوم تنقیح المقال (ص 294)، شرح حال او را آورده که وی از شیوخ متقدمه‌ی شیعه بوده و در زمان المعتضد بالله عباسی او را با جماعتی از اصحابش به جرم تشیع، در غل و زنجیر به بغداد آورده و زندانی کردند و او در زندان جان سپرد و در کتب رجال عامه چون ذهبی و غیر او از قبیل ابن حجر عسقلانی در التقریب نیز گفته‌اند که به تشیع متهم است و در سال 201 هجری فوت نموده اما هیچ یک از این سخنان با علی بن عاصم راوی این حدیث موافق نیست زیرا هر گاه وی مورد غصب و تعقیب معتضد عباسی باشد چون معتضد هفتاد و هشت سال پس از مرگ علی بن عاصم، یعنی در سال 279 هجری به خلافت رسیده!!! پس چگونه علی بن عاصم را گرفته و حبس کرده؟!! و چون مدت خلافت او تا سال 289 می‌‌باشد و از زمان وفات حضرت امام محمد تقی در سال 220 هجری، که علی بن عاصم ظاهرا این حدیث را بلاواسطه از او گرفته در حدود هفتاد سال می‌‌شود و لا اقل در زمانی که عاصم این حدیث را از آن حضرت شنیده باید بلوغ را پشت سر گذاشته باشد. بنابراین سن علی بن عاصم باید نزدیک به هشتاد و پنج سال باشد و هیچ کس چنین سنی درباره‌ی او نگفته و چون معتضد عباسی نسبت به شیعیان رفتاری نسبتا ملایم داشته هرگز باور نمی‌‌شود که یک مرد هشتاد و پنج ساله را گرفته و در زندان کرده باشد. بنابراین وجود چنین شخصی در زمان معتضد بسیار بعید است. در قاموس الرجال (7/10) و در مجمع الرجال (ص 202) نامی از وی آمده که معاصر معتضد عباسی بوده است و در زندان او جان سپرده است این شخص غیر از علی بن عاصم است که در تاریخ بغداد (11/446-448) شرح حال او آمده است که فضل بن شاذان نیز در الایضاح (ص 45) او را از مرجئه (که یکی از فرق ضاله است) شمرده. آری این علی بن عاصم که در سال 201 فوت نموده بیش از نود سال داشته و آن که در زندان المعتضد بوده هر چند شیعه بوده اما چنین کسی نمی‌‌تواند از حضرت امام محمد تقی علیه السلام مستقیما حدیثی روایت کند. و اما آنکه علمای رجال عامه از او نامی برده و او را رمی به تشیع کرده‌اند، متفق القول‌اند که او در سال دویست و یک فوت کرده است و چون در این سال حضرت رضا حیات داشته و در خراسان بوده و علی بن عاصم که ظاهرا در کوفه بوده هرگز برای حدیث به حضرت جواد علیه السلام که در سال فوت علی بن عاصم شش ساله بوده رجوع نمی‌کند، چون مرجع شیعه در آن زمان حضرت رضا علیه السلام بوده است، پس انتساب این حدیث به علی بن عاصم، هر که باشد نسبت دروغ است.

دیگر آنکه صدور این حدیث که راوی آن حضرت حسین بن علی علیه السلام است که در حیات رسول خدا صلی الله علیه وسلم آن را از پیغمبر بزرگوار شنیده در حالی که در سند او فقط ابی بن کعب بوده از چند جهت مورد اشکال است:

1- حسین بن علی علیهم السلام چرا این حدیث را به فرزندش حضرت علی بن الحسین علیهم السلام نقل نکرده و دیگری از آن جناب نشنیده است همچنین ائمه‌ی دیگر به یکدیگر نگفته‌اند و چنان می‌‌نماید که جزء اسرار بوده تا هنگامی که حضرت امام محمد تقی به علی بن عاصم نامعلوم بلکه ناموجود گفته است و قبل از آن اثری از آن نیست.

2- ابی بن کعب تنها کسی بوده كه این حدیث را شنیده زیرا از هیچ یک از اصحاب رسول خدا چنین اظهاری نشده، چرا ابی آن را پنهان کرده و به کسی نگفته در حالی که او مانند جابر ممنوع نبوده که حدیث اولوالامر را به کسی نگوید ابی چنین منعی نداشته و این کتمان حق بلکه کتمان ما انزل الله موجب لعن است در حالی که ابی بن کعب از معاریف دوستداران اهل بیت بوده چنین کتمانی نمی‌کند.

3- در این حدیث دعاهائی از ائمه روایت شده که رسول خدا لابد به وحی الهی می‌‌دانسته که این ادعیه مخصوص آن بزرگواران است و در متن حدیث ثواب‌های زیادی برای این دعاها آمده فرضا که نام بردن ائمه ممنوع بوده اما این دعاها که دارای این همه ثوابها هست جا داشت رسول خدا و یا ائمه آنها را به مردم تعلیم می‌‌دادند تا با خواندنشان به آن ثواب‌‌ها نائل شوند و چنین بخلی از هادیان راه خدا شایسته نیست، در حالی که حدیث این معنی را می‌‌رساند.

بررسی مضمون و متن حدیث: این حدیث دارای اشکالاتی است:

1-  از قول حضرت حسین علیه السلام آورده که «دخلت على رسول الله وعنده أبي بن کعب فقال صلی الله علیه وسلم مرحبا بک یا أبا عبدالله»: بر رسول خدا که ابی کعب نزد آن حضرت بود، وارد شدم، پیامبر به من فرمود خوش آمدی ای ابا عبدالله حسین بن علی در سال وفات رسول خدا شش ساله بوده در حدیث معلوم نیست که در چه سالی به رسول خدا وارد شده و به هر صورت آن روزها آن جناب را کسی به کنیه‌ی ابو عبدالله خطاب نمی‌‌کرده و چنانکه گفتیم کنیه را پس از آنکه کسی صاحب فرزندی شد دارا خواهد شد، پس ذکر چنین كنيه‌ای یقینا در آن زمان نبوده است و حدیث‌ساز توجهی به این معنی نداشته!

2-  رسول خدا به امام حسین علیه السلام فرموده: یا زین السموات والارض و ابی بن کعب اعتراض کرده که چگونه او زینت آسمان‌ها و زمین است در حالی که غیر از تو احدی زین السموات والارض نیست، حال آنکه چنین لقب و شهرتی برای رسول خدا در میان اصحاب او شایع نبوده تا چه برسد به اینکه منحصر به آن حضرت باشد، اولا: آسمانها و زمین زینت خاصی ندارد که حضرت محمد صلی الله علیه وسلم باشد و یا امام حسین علیه السلام و خدا چنین لقبی برای ایشان در کتابش ذکر نفرموده است و زینت آسمان در نظر قرآن ستارگان‌اند چنانکه می‌فرماید: «إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ »(الصافات: ٦). «همانا ما آسمان دنیا را به زینت ستارگان آراستیم».

ثانیا: بر فرض داشتن زینت، نه رسول خدا صلی الله علیه وسلم زینت آن است و نه امام حسین علیه السلام و اگر مراد از زینت، پیغمبری است. غیر از حضرت محمد صلی الله علیه وسلم نیز پیامبرانی بوده‌اند و اگر مراد بنده‌ی صالح خدا بودن است، باز هم بندگانی صالح بوده‌اند، و این گونه نسبت در انحصار کسی نیست.

3-  رسول خدا در مورد اعتراض ابی بن کعب جوابی به او نداد جز اینکه امام حسین علیه السلام در آسمان بزرگتر است تا در زمین و البته بسیارند کسانی که در آسمان بزرگترند و مع هذا زين السموات والارض نیستند و این جواب از رسول خدا در مقابل آن اعتراض خیلی محکم نیست! بنابراین هر کس در آسمان بزرگتر باشد باید زین السموات والارض باشد پس منحصر به امام حسین علیه السلام نیست.

4-  در این حدیث رسول خدا به شرح نطفه‌ی حسین پرداخته و تمجید زیادی از نطفه کرده که باید این حدیث را حدیث نطفه نامید!! و در حالی که خداوند متعال در قرآن کریم نطفه را به صورت عام ماء مهین، آب پست خوانده، این حدیث به تعریف و تمجید و تکریم نطفه پرداخته است. دیگر آنکه اصولا نطفه‌ای که در اصلاب و ارحام نباشد، معنای واضحی ندارد. سوم اینکه هستی این نطفه را پیش از خلقت شب و روز دانسته یعنی قبل از خلقت خورشید و زمین!! از این گذشته فرضا اگر چنین صفتی، خوب بود می‌‌بایست درباره‌ی امیر المؤمنین علیه السلام یعنی پدر بزرگوار امام حسین علیه السلام استفاده می‌‌شد که لا اقل سبقت وجودی بر فرزندش دارد.

5-  رسول خدا به ابی فرموده به امام حسین علیه السلام دعائی تلقین شده که هیچ مخلوقی آن را نمی‌‌خواند مگر اینکه خدا او را با حسین محشور می‌‌کند و حضرت حسین علیه السلام در آخرت شفیع او خواهد شد و خدا اندوهش را بر طرف ساخته و دین او را ادا و کار او را آسان می‌‌کند و راه او را روشن می‌‌فرماید و او را بر دشمنانش نیرو می‌بخشد و سرّ او را هتک نمی‌‌کند، ابی آن دعا را می‌‌خواهد و رسول خدا آن دعا را که بیش از یک سطر و نیم نیست به او تعلیم می‌‌فرماید، باید پرسید این دعا چرا برای خود امام حسین علیه السلام این خاصیت را نداشت؟ از همین جا معلوم می‌‌شود که این دعا و این حدیث ساخته‌ی دست شیاطینی است که می‌‌خواهند مسلمانان را به امثال اینگونه افسانه‌ها مشغول و مغرور کنند تا آنان به فریب این خرافات از سعی و عمل بازمانده و در فسق و فجور جری و گستاخ شوند، چنانکه شده‌اند!

6-  ابی از نطفه‌ی حسین می‌‌پرسد و رسول خدا صلی الله علیه وسلم جواب می‌دهد که این نطفه مانند ماه است و آن نطفه‌ی پسرها و دخترها است با تبیین و بیان! معلوم نیست تشبیه نطفه به ماه که از آن هم پسر به وجود می‌‌آید و هم دختر، از چه جهت است و آیا دختران امام حسین علیه السلام هم چون پسرانش امام‌‌اند؟! و بلافاصله رسول خدا بعد از بیان نطفه بدون اینکه ابی تقاضا کند دعای علی بن الحسین را تعلیم می‌دهد که هر کس بخواند خدا او را با علی بن الحسین محشور می‌‌کند و آن حضرت عصاکش خواننده‌ی این دعا به بهشت خواهند شد! دعای نطفه‌ی حسین با این همه ثواب خیلی آسان است (آیا نطفه دعا می‌‌خواند؟) یا دائم یا دیموم یا حیّ یا قیّوم یا کاشف الغّم ویا فارج الهّم ویا باعث الرّسل ویا صادق الوعد!!

7-  عجیب‌تر از آن، دعای نطفه‌ی حضرت باقر علیه السلام ، یعنی حضرت صادق است که در دعای خود به خدا عرض می‌‌کند: یا دیان غیر متوان، اجعل لشیعتي من النار وقاء و ... وهب لهم الکبائر التي بینک وبینهم .... الخ و می‌‌گوید هر کس این دعا را بخواند خدا او را روسفید و با امام جعفر صادق علیه السلام محشور می‌‌کند. گیریم که امام جعفر صادق شیعه دارد و درباره‌ی شیعیانش دعا می‌کند، مردم دیگر که شیعه ندارند، چگونه این دعا را بخوانند، چون شیعه مخصوص رئیس مذهب است و این دعا مناسب پیروان مذهب نیست.

علاوه بر این مگر خداوند گناهان کبیره را به دعای نطفه می‌‌بخشد؟! ملاحظه کنید چگونه دین خدا و مردم را به مسخره گرفته‌اند، چه می‌شود کرد حدیث‌ساز جعال کذاب هر چه شیطانش به او الهام کرده، آورده است!

لازم است یادآور شویم که دشمنان لدود اسلام از قبیل یهودیان و نصاری و ایرانیان و رومیان که می‌دیدند این دین تازه، ارکان و بنیان دین و آیین موروثی آنان را متزلزل کرده، چون مطمئن شدند که از راه دشمنی آشکار نمی‌توانند به مقصود برسند، ناچار با نقاب دوست آمده و اظهار اسلام کردند و آنگاه سنت‌های جاهلیت و آداب و عادات مجوسیت و یهودیت و مسیحیت و .. را در لفافه‌ی اسلامیت انتشار داده و بدین ترتیب تیشه به ریشه‌ی حقایق اسلام زدند و بسیاری از خرافاتی که امروز در میان مسلمین رواج دارد توسط دشمنان اسلام که شمار بسیاری از آنان حتی عرب نبوده‌اند، جعل شده است. از جمله همین حدیث که با دقت در الفاظ آن می‌‌توان مطمئن شد که گوینده‌ی آن حتی عرب نبوده است، تا چه رسد به اینکه امام یا پیغمبر باشد.

جاعل حدیث به جای آنکه بگوید: اغفر لهم الکبائر گفته است هب لهم الکبائر حال آنکه در زبان عربی برای آمرزش گناهاه هب لهم استعمال نمی‌‌شود بلکه از ماده‌ی غفران استفاده می‌‌شود. زیرا هبه به معنای اعطاء امور خیر و مطلوب است. چنانکه در قرآن می‌‌خوانیم: «رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ »(آل عمران: ٨).

«از جانب خویش رحمتی به ما عطا فرما».

«هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِن لَّدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاء»(آل عمران: ٣٨). «از جانب خویش مرا سلاله‌ای پاکیزه بخش».

و: «قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَّا يَنبَغِي لِأَحَدٍ مِّنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ»(ص: ٣٥) . «پروردگارا مرا بیامرز و به من ملکی عطا فرما».

و ... ولی صحیح نیست که گفته شود: ربنا هب لنا الفواحش وکبائر الذنوب: پروردگارا به ما کارهای زشت و گناهان کبیره ببخش!!

پر واضح است که در زبان عربی بین الفاظی که مفهوم اعطا و اهداء و بخشش و ... را می‌‌رساند یعنی ماده‌ی وهب – عطی - هدی - منح و ... و الفاظی که دال بر معنای غفران و آمرزش و بخشایش و ... است یعنی ماده‌ی غفر، عفی، تجاوز عن و ... هیچگونه تشابه و تجانسی نیست و طبعا ممکن نیست عربی هر چند بی‌‌سواد، به چنین اشتباه و التباسی دچار شود زیرا در ذهنش هیچگونه تقاربی بین الفاظی که این دو معنای متفاوت را می‌‌رساند وجود ندارد.

اما فی المثل در زبان فارسی مفهوم هبه و مفهوم غفران هر دو با لفظ بخشیدن و بخشودن ادا می‌گردد که فعل امر مخاطب آن می‌‌شود ببخش یا ببخشا، مثلا می‌گوییم: گناه او را ببخش یا ببخشا معادل: اغفر له ذنبه، یا می‌گوییم: این لباس را به او ببخش معادل هب له هذا الثوب.

وجود این تشابه و تجانس می‌‌تواند موجب چنین خطای فاحشی در استعمال کلمه‌ی هب، ببخش با کلمه‌ی اغفر، ببخشا شود!! زیرا چنانکه ملاحظه می‌‌شود در ذهن فارسی زبانان تقارب شدیدی بین این الفاظ هست و همین تشابه زمینه‌‌ساز خطای مذکور در افرادی است که فاقد تسلط به زبان عربی هستند و جناب جاعل نیز در متن حدیث به آن دچار شده؟!! به راستی که چراغ دروغ بی‌‌فروغ است.

8-  در این حدیث بیان این دعا و اختصاص هر یک از آنها را به یک امام یا به قول این حدیث به یک نطفه، علامتی برای آن امام نمی‌‌تواند باشد تا مردم با آن علامت امام را بشناسند زیرا گفتن کلمات برای هر کس آسان است و نمی‌‌توان گفت هر که در دعای خود خواند یا خالق الخلق ویا باسط الرزق ویا فالق الحب والنوی الخ ... چنین کسی امام هفتم و به قول این حدیث نطفه‌ی زکیه‌ی حضرت جعفر صادق است پس به روشنی معلوم است که هدف حدیث دعاساز این بوده که این دعاها را با این ثواب‌‌ها به مردم عرضه کند تا هر چه بخواهند بکنند و خود را با ارتکاب گناه بیچاره کرده و عاقبت به شر شوند!

9-  اما چرا این دعاها آن روز به ابی بن کعب تعلیم شده و دیگر امت از برکات آن محروم بوده‌اند و حضرت حسین بن علی هم جز به علی بن الحسین و او هم جز به امام پس از خود نگفته است تا نوبت به حضرت جواد رسیده و آن حضرت این دعاها را به علی بن عاصم مجهولی که معلوم نیست چه کاره بوده یا اصلا وجود داشته یا نه، تعلیم داده است تا زمانی که شیخ صدوق کتاب اکمال الدین و عیون اخبار الرضا را نوشته و این نعمت بزرگ عائد امت اسلامی شده، واقعا تا پیش از شیخ صدوق چه فوز عظیمی از دست رفته است!!!

10-      در این حدیث از علائم ظهور سخن رفته و آن اینکه حضرت رسول صلی الله علیه وسلم به ابی بن کعب فرمود قائم را در طالقان گنج‌هائی است که طلا و نقره نیست جز اسبان با زین و رکاب و مردان نشاندار که از بلاد دور به عدد اهل بدر که سیصد و سیزده نفر بودند و با هر کدام صحیفه‌ای مختومه است یا با امام قائم صحیفه‌ی مختومه‌ای است که در آن عدد اصحابش با نام و نشان و حرفه و زبانشان و حتی کنیه‌شان نوشته شده حاضر می‌‌شوند. ابی از رسول خدا می‌پرسد که دلائل و علائم امام قائم چیست؟ رسول خدا می‌‌فرماید چون وقت خروج او می‌‌شود علمی دارد که آن علم خود به خود باز می‌‌شود و خدا آن را به سخن در می‌‌آورد که آن علم به نحوی به آن حضرت می‌‌گوید: اخرج یا ولي الله فاقتل أعداء الله: خارج شو ای ولی خدا و دشمنان خدا را بکش! و دو پرچم دارد و علامت دیگر و شمشیری که در غلاف است چون وقت خروج او می‌‌شود آن شمشیر از غلاف بیرون می‌‌آید و دشمنان خدا را می‌‌کشد جبرئیل از یمین و میکائیل از یسار و شعیب و صالح در مقدمه‌ی او هستند پس به همین زودی به یاد می‌آورید آنچه من امروز می‌‌گویم ... الخ.

معلوم نیست چرا این حدیث با این همه خیر و برکت به مسلمانان گفته نشده و رسول خدا فقط به ابی بن کعب گفته؟ و معلوم نیست چرا ابی بخل ورزیده نخواسته مسلمانان از آن بهره برند و امامان خود را بشناسند، و اگر از ناحیه‌ی ابی این حدیث گفته می‌‌شد چقدر از ضلالت‌ها از بین می‌‌رفت، بلکه اصلا به وجود نمی‌آمد، و این همه فرقه‌ها که به نام شیعه در دنیا پیدا شده از کیسانیه و ناووسیه و کلابیه و غرابیه و زیدیه و اسماعیلیه و فطحیه و واقفیه و شیخیه و هزاران از این قبیل، پیدا نمی‌‌شد و به برکت حدیث نطفه مردم هدایت می‌‌شدند!! ای ابی چه می‌‌شد اگر این حدیث را می‌‌گفتی که از اصحاب رسول خدائی و قولت حجت و سند بود، زیرا ممکن بود این حدیث را از امام حسین علیه السلام نشنوند و یا نپذیرند زیرا آن حضرت کودک بود و گفتار کودک در آن زمان حجت نبود و مردم آن عصر هم مانند شیعیان این زمان نبودند که گفتار امام حسین را در کودکی همچون گفته‌ی حضرت عیسی و یحیی علیهم السلام بدانند. ثانیا امام حسین علیه السلام در این حدیث از خود تنزیه و تقدیس کرده و خود را زین السموات والأرض وسفینة النجاة دانسته در حالی که آن امام همام بیش از سایرین با تعالیم اسلام و از جمله با آیه‌ی: «فَلَا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ »(النجم: ٣٢). «خود را نستایید».

و با کلام پدرش که فرموده بود: نهى الله من تزکیة المرء نفسه (نهج البلاغه/نامه‌ی 28) آشنا بود و قطعا چنین خودستایی‌هایی از خود نمی‌‌کرد، و البته چنین نسبت‌‌هایی به آن امام عالی مقام ظلم و افتراء بر اوست. اما ای کاش تو ای صحابی بزرگوار این حدیث را با آن همه ثواب‌ها و آن همه هدایت‌ها که در شناختن ائمه هست، برای مردم بیان می‌کردی تا خلق الله از آن بی‌‌نصیب نمانند، یقینا سهم اعلای ثواب این دعاها نصیب تو می‌‌شد، اما من شک ندارم که عذر تو قبول است زیرا خدا و رسول و فرشتگان خدا و تمام مسلمانان عاقل و هوشیار می‌‌دانند که این حدیث از بیخ دروغ و ساخته و پرداخته‌ی کذابان و غالیان و بالاخره دشمنان اسلام و یا دوستان سفیه می‌‌باشد.

 

--------------------------

([1])- در این حدیث امام جواد علیه السلام  را شفیع شیعیانش دانسته، در حالی که در حدیث دوّم لوح که مؤلّف محترم در صفحه 179 همین کتاب ذکر کرده، او را فقط شفیع هفتاد نفر از اهل بیت خودش معرّفی کرده است؟! جاعلین روایات چه خوب یکدیگر را رسوا می‌کنند! (برقعی)

([2])- بنا به صریح قرآن، پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم  وقت قیامت را نمی‌دانست (اعراف / 187) و خداوند به او می‌فرماید: « فَقُلْ آذَنتُكُمْ عَلَى سَوَاءٍ وَإِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ أَم بَعِيدٌ مَّا تُوعَدُونَ * ِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ مِنَ الْقَوْلِ وَيَعْلَمُ مَا تَكْتُمُونَ * وَإِنْ أَدْرِي لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَّكُمْ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ»(انبیاء: 109-111): بگو نمی‌دانم آنچه که وعده داده می‌‌شوید، نزدیک است یا دور .. و نمی‌دانم شاید آن آزمونی باشد برای شما. و: «قُلْ مَا كُنتُ بِدْعًا مِّنْ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ »(احقاف: 9). «نمی‌دانم با من یا با شما چه خواهد کرد». ، بنابراین آن حضرت هر چیز مکتوم را نمی‌دانست، پس چگونه یکی از جانشینانش هر چیز مکتوم را می‌‌داند؟! (برقعی).


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه