منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 487
بازديد کل : 2448208
 
   
سئوالي چنداز پيروانِ مذهب شيعه ‏
صاحب اثر: مهتدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-18  تعداد بازديد:418
آيا تا كنون شنيده ايد يك انسانِ ساكنِ تهران اقوام ساكنِ در شهرستانش را صدا بزند؟! و مدعي باشد كه آنان صداي ‏اورا مي شنوند؟!

 

آيا تا كنون شنيده ايد يك انسانِ ساكنِ  تهران اقوام ساكنِ در شهرستانش را صدا بزند؟! و مدعي باشد كه آنان صداي ‏اورا مي شنوند؟! طبعاً جواب منفي است، چون يقين داريدهيچ عاقلي نه اينچنين عمل كـرده و نـه امكان پذير است و ‏مي گوئيد بر طبق قوانين طبيعي بدون ابزار انتقال صوت امكان پذيرنيست! ولي شيعه معتقداست  باتوسلِ به روح مرده ‏مقربي كه مدتها ازمرگش گذ شته ( نه زنده آنان) هم صداي او را مي شنوند،هم خواسته اش را اجـابت مي كنند! كه ‏اين عقيده آنان اين پرسش هاي بدون پاسخ را پديد آورده كه :‏

آيا اين مردگان درانديشه شما «الله» هستند؟

آيا شما نمي دانيد در مسئله هدايت به واسطه نياز داريد كه آنهم آن واسطه كتاب و ‏پيامبراست ولي در مسئله دعا و عبادت و خواندنِ خدا اساسا ًواسطه اي لازم نداريد؟

آيا صديقين، الشهداء، النبين، ائمه، صالحين، جبرئيل، حاملين عرش، همه و همه «الله» اند يا «غيرالله»اند»؟

آيا در  زيارت نامه ها «الله » را مي خوانيد و در توسّل هـا به «الله» متوسّل مي شويد؟

آيا اين خواندن ها «غيرالله» و« من دون الله» نيستند؟!   ‏

آيا فرياد هاي يا زهرا، يا حسن، يا حسين، يا علي مدد«الله» هستند يا «غيرالله»؟

آيا شما معتقدنيستيد علي(علیه السلام ) در يك لحظه در همه جا حضوردارد؟ و اين از صفات الهي نيست؟

حتي اگرشما آنان را مستقل در تاثير ندانيد و بگوئيد آنان به اذن خدا موثرند!! آيا مشرك نمي شويد؟

مگر به  اذن خدا، پيامبر، مي تواند خدا شود؟!‏

آيا شما نمي دانيد خالقِ مكان و زمان بيرونِ از مكان و زمان است ولي علي(علیه السلام ) مقيد به مكان و زمان است (شايد بهتر ‏است بگوئيم بودند) چگونه شما به انساني كه خود درمكان و زمان محدود است متوسّل مي شويد؟!‏

شما درجامعه مذهبي اتان همه دريك لحظه علي (علیه السلام ) را به فرياد نمي خوانيد؟! و آيا اين حقّ را براي ديگران هم ‏محفوظ نگه نمي داريد؟ كه همه مثل شما درهمان لحظه از آنان كمك بخواهند؟يعني  شما در يك لحظه علي ذهني ‏اتان را در همه جا حاضر مي دانيد، و اين از صفات الهي است وشما مي گوييد آنان اين صفات را به اذن خدا دارند ‏مگر ممكن است كسي به اذن خدا صفات الهي بدست آورده؟حتي اگر محبوب و مقرّب ‏درگاه خدا باشند؟!!‏

آيا با خود فكر نمي كنيد چرا خداوند فرموده احدي را با خدا نخوانيد؟ براي بت سنگي كه جامد است كلمه احدي ‏بكار نمي گيرد (جن/18)‏

آيا شما صفات آگاهي وشنوائي و بينائي و حضور براي اينان قائل نشده ايد؟! كه اينها همان صفات خدا است نه بشر!‏

آيا اين آيه را نشنيده ايد كه خداوند فرموده كسانيكه بجاي « الله» مثل (يا زهرا، يا حسن، يا حسين، يا علي يامحمّد) ‏را مي خوانند  اينان بندگاني هستند مثل شما!؟

اِنَّ اَلذينَ تَدْعونَ مِنْ دونِ الله عِبادٌ اَمْثالُكُمْ (اعراف/194) ‏

يعني : اي مشركان بي گمان كســاني راكـه بجاي خداوند به نيايش  مي خوانيد، بندگاني مثل شما ‏هستند.‏

يعني بـه همه خريداران شرك و همـه ارائه دهندگان شركِ مردم فريب كه مي گويند مقصود بتان بي جان است ‏ميفرمايد : اي بيچارگان از جنس بشرند، هم جنس شما هستند، محتاج به خواب و غذا بودند، ولي بندگان صالح خدا ‏شدند و دررديف اولياء الله قرار گرفتند( هـمه ضمائر بكار گرفته نشان مي دهند مخاطب عقول هستند نه بت هاي بي ‏جان)‏

آيا يا زهرا ها، يا حسين ها عبادت است؟ قدرمسلم عبادت است، چرا كه از يك طرف مي گويد:‏

قُل إِنَّمَا أَدْعُواْ رَبِّي وَ لَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدَاً(جن/20)‏

بگو :من فقط پروردگارم را(در عبادت) مي خوانم و كسي را با او (درخواندن) شريك نمي كنم ازطرف ديگردر عبادت ‏روزانه هم مرتب تكرار مي كند كه :‏

إِيِّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ (الفاتحه/5)= تنها ترا در عبادت مي پرستم و تنها از تو ياري مي طلبم ( يعني استعانت با عبادت ‏همراه شده )‏

متأسفانه مذهبي ها با آنكه خود مي دانند امامان يا انبياء همه براي ياري خواستن يا استعانت يا التجاء يا التماس به سراغ ‏خدا مي رفتند، اما مردم بجاي خدا ابتدا  به سراغ اين مردگان مي روند، هرگاه به آنان گفته شود كه اين فرمان خالق ‏شماست كه مي فرمايد:‏

فَلَا تَدْعُواْ مَعَ اللهِ أحدا (جن/18)= همراه خدا كسي را به فرياد نخوانيد.‏

به تهمت و افترا ء مي پردازند!!!!!!!!‏

‏«من دون الله» در زبان قرآن بمعني  «غيرالله » است نه پائين تر از خدا!؟ به عقيده اينجانب معني همه «من دون الله» ها ‏در قرآن كريم هميشه با يـك سئوال از مشركان همراه است و آن اين است كه وقتي خداوند مـي پرسد : كسي را كه ‏شما مي خوانيديا صدا مي كنيد يا در دعا مخـاطب قرار داده ايد : آيا مي بيند؟ مي شنود؟ دست دارد كه چيزي بگيرد ‏؟ پادارد كه راه بـرود؟ غذا مي خورد« يعني به مواد اين عالم نيازمند است؟» از جنس شما انسانهاست؟ روز قيامت شما ‏را زنده مي كند؟ آيا چيزي را در عالَم خلق كرده اند؟ آيا خودشان مخلوق نيستند؟ و صدها سئوال ديگر! و فوراً بايد ‏كسي را كـه مخاطب قرار مي دهيم به قالب سئوال ببريم در «يازهرا ـ يا علي ـ يا حسين » جواب بگيريم اگر ‏اينها«الله»نيستند، پس ”غيرالله“ هستند، اگرزنده نيستند، پس در اين عالم نيستند، زندگي دنيائي ندارند،  زندگي ‏اخروي آنان هم بـه دردِ زندگي دنيائي بشر نمي خورد، اگر آنان به نعمت دست يافته اند بنفع من نيست!؟ و اين همان ‏‏«غيرالله »است.‏

چرا قرآن كريم مي فرمايد :‏

تِلْكَ اُمَّهٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَ لَكُمْ مَّا كَسَبْتُمْ وَ لَا تُسْئَلُونَ عَمَّا كَانُواْ يَعْمَلُون ‏

‏( بقره /141) ‏

يعني : دوران زندگي آن مردم تمام شده ”مرده ورفته اند “هرچه كردند براي خودشان كردند و شما” زندگان “ هم ‏هرچــــه بكنيد براي خودتان مي كنيد و از شما درباره عمل كِرد آن ” مردگان“ سؤال نمي شود.‏

يعني اين« غير الله» ها در اين عالم نيستند، اعمال آنان هم مربوط بشما نيست، اعمال شما به خود شما مربوط است، از ‏شما پرسيده نمي شود چرا شبانه روز «غيرالله » هائي چون :يا حسين، يا زهرا، يا ابوالفضل را نخوانديد؟!‏

وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ لَايَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَ لَاأَنفُسَهُمْ يَنصُرُون( اعراف/ 197) = يعني: كساني كه غير خـدايند و شما ‏آنانرا مي خوانيد و از آنان استمداد ميكنيد نه مي توانند به شما ياري كنند نه بخودشان.‏

چنانكه درماجراي عاشورا امام حسين و ابوالفضل (علیه السلام )نتوانستند بخودشان كمك كنند و حضرت علي هم نتوانست در ‏ترور” ابن ملجم“ كاري براي خودش انجام دهد.‏

آيا شما در زندگي بشريتان هـم سنخ بـودن، وهـمجنس بـودن را در قياسها در نظر نمي گيريد؟!براي يك فلزمورد ‏علاقه اتان درجه بندي كرده ايد طـلاي 14 و 18 و24 است كه هـمـه از يـك جنس هستند، يعني سنخيتِ بين مـاده ‏همجنس را در نظر مي گيريد! ولي چگونه اين سنخيت را در خالق خودتان مراعات نمي كنيد؟!‏

آيا بشري را سراغ داريد كه كمي پائين تر از خالق باشد، آيا حتي كمي سنخيت بين خالق ومخلوق داشته باشد، شما ‏درسنخيت بين انسانها مي گوييد پيامبربالاترين انسانها است ولي در مورد خداوند نمي توانيد قياس داشته باشيد.‏

لَيسَ كَمِثلِهِ شَي «شوري/11» = هيچ چيز مثل او نيست.‏

پس شما مي دانيد كه براي خدا (نبايد) همتاياني قرار دهيد= فَلاَ تَجْعَلُواْ ِللهِ أَندَادَاً وَ أَنتُمْ تَعْلَمُون( بقره/22)‏

مي گوئيد : ما اين («من دون الله » ها و« غير الله ») ها را ، خدا نمي دانيم  و آنان را دوست داريم چون ما را به خدا ‏تزديك مي كنند.‏

خداوندهم ميفرمايد:حرف شما حرف  همه مشركان تاريخ است كه مي گويند:‏

وَالَّذِينَ اتَّخَذُواْ مِن دُونِهِ أَولِياءَ=كساني  را كه «بغير ازالله» به دوستي گرفتند ـ ‏

مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَي اللهِ زُلْفَي=«زمر/3»(ميگويند) ما اينها را نمي پرستيم، اينها (واسطه) نزديكتر شدن ما  به خدا ‏هستند.‏

خداوند هم جواب مي دهد كه : عقيده و نظر مشركان كه مي گويند :  واسطه هاما را به خدا نزديكتر مي كند :‏

فَلَوْلَا نَصَرَهُمُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ قُرْبَاناً آلِهَةً بَلْ ضَلُّوا عَنْهُمْ وَذلِكَ إِفْكُهُمْ وَمَا كَانُوا يَفْتَرُونَ (احقاف/28) ‏

پس چرا كساني كه (ايشان را)براي نزديكتركردن (به خدا)معبودِ( خود) گرفتندآنان را ياري نكردند؟«هيچ كس غير خدا ‏نمي تواند چنين كاري كند»، بلكه از ديده آنان ناپديد شدندو دروغشان «يعني به خدا دروغ مـي بـندند» و آنچه ‏برمي ساختند همين است.‏

از مردم كساني هستند كه بجاي خدا « من دون الله » را بر مي گزينند و آنها را دوست دارند مانند دوست داشتن ‏خدا=( وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللهِ أَندَاداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللهِ ) ـ

‏(در حاليكه دينداران واقعي ) و مؤمنان در دوستي خدا قوي هستند=(وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبّاً ِللهِ  «بقره/165»)‏

چگونه «غيرالله» و «من دون الله »به شما نزديكتر از خدا هستند؟

آيا شما واقعاً باور نداريد كه خداوند از همه به شما نزديكتر است؟

چرا ـ خداوند مي فرمايد :  فقط من نزديك هستم، مرا بخوانيد. ‏

وَلَــقَدْ خَــلَقنَا الإِنسَانَ وَ نَعْلَمُ مَاتُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحنُ أَقْرَبُ إِلَيهِ مِنْ حَبلِ الْوَرِيد(ق/16) = ‏

بـراستي انسان را ما آفريده ايم ومي دانيم نفسش چه وسوسه اي به او مي كند وما به او از رگ جان نزديكتريم.‏

چرا ـ خداوند مي فرمايد : فقط من هستم كه نزديك هستم فقط «الله» را بخوانيد.‏

وَ إِذَا سَألَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإنِّي قَرِيب = چون بندگانم از دوري و نزديكي من سئوال  كنند بگو من نزديكم ـ

أُجِيبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْلِي وَ لْيُومِنُواْبِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُون

‏(بقره /186)= چو ن مرا به دعا بخوانيد« الله را بخوانيد نه امام و پيامبر و حضرت عباس را» دعوت شما را اجابت كنم، ‏پس بايد كه از من فرمان پذيريد و به من ايمان آوريد، باشد كه راه يابيد.‏

چرا ـ خداوند مي فرمايد : ‏

خواندن غيرالله سودي براي شما ندارد؟(انعام /71)= قُل أَنَدْعُواْ مِن دُونِ اللهِ مَالَا يَنفَعُنَا وَ لَايَضُرُّنَا

چراـ خداوند مي فرمايد : ‏

وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللهِ لَا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ ‏

يعني : آنان (من دون الله و غيرالله ها)را كه به جاي خدا به نيايش گرفته اند , نه چيزي مي آفرينند و خودشان هم ‏مخلوقند ـ

اَمْواتٌ غَيْرُ اَحْيآء وَ مَا يَشْعُرُونَ اَيَّانَ يُبْعَثُونَ(نحل /20و21) ‏

يعني : اينها مرده اند , زنده نيستند وحتي نمي دانند چه زماني زنده مي شوند.‏

يعني : اگر علي و فاطمه و حسن و حسين را در مصداق آيه قرار دهيم «من دون الله و غيرالله»هستند؟ اگر هستند، ‏مخلوقند، مـخـلـوق هـم چـيـزي نمي تواند خلق كند، پس خداوند خبر مي دهد مردگانند نه از زندگان، حتي زمان ‏برانگيخته شدن خودراهم نمي دانند،چنانكه ديگرمردگان هم نمي دانند .‏

چرا ـ خداوند مي فرمايد :غيرالله مخلوقند.‏

وَاتَّخَذُواْ مِن دُونِهِ ءَالِهَهً لَّايَخْلُقُونَ شَيئاًوَ هُم يُخْلَقُون(فرقان/3)= بجاي او معبوداني گرفتند كه چيزي نمي آفرينندو خود ‏آفريده شده اند.‏

چرا ـ خداوند مي فرمايد:‏

غيرالله قدرت ياري ندارند.‏

وَلَايَستَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْراً وَلَاأَنفُسَهُمْ يَنْصُرُون(اعراف/192)=نه توان كمك رساني دارند ونه توان كمك به خودشان را ‏دارند(يعني اما م رضا «علیه السلام » انگور را سمي كردند نتوانست به خودش ياري كند)‏

چرا ـ خداوند مي فرمايد:‏

غيرالله ها صداي شما رانمي شنوند. ‏

إِن تَدعُوهُم لَايَسمَعُواْ دُعَاءَكُم = اگر آنان را (به فرياد) خوانيد فراخواندن شما را نمي شنوند ـ

وَلَوْ سَمِعُواْ مَا اسْتَجَابُواْلَكُم(فاطر/14) ‏

واگر(به فرض محال) بشنوندبرايتان اجابت نكنند( كاري از دستشان برنمي آيد)‏

چرا ـ خداوند مي فرمايد:‏

غيرالله هدايت كننده نيست.‏

وَ إِنْ تَدْعُوهُمْ إِليَ الْهُدَي لَايَتَّبِعُوكُم سَوَاءٌ عَلَيكُمْ أَدَعَوْتُمُوْهُمْ أَمْ أَنْتُمْ صَامِتُون (اعراف/193) = اگر آنان را به هدايت ‏بخوانيد از شما اطاعت نمي كنند، مساوي است كه آنان را بخوانيد يا خاموش باشيد.  ‏

چرا ـ خداوند مي فرمايد:‏

غيرالله مالكيتي در عالم ندارد.‏

وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مَايَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِير( فاطر/13)= كساني را كه به جاي او (به نيايش) مي خوانيد( هموزن) ‏پوستِ هسته خرمايي مالكيت ندارند.‏

چراـ  خداوند مي فرمايد:‏

اعتبارِ دل بستن به دوستي غيرخدا بسيارپوچ است.‏

مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ مِن دُونِ اللهِ أَوْلِياءَ= وصفِ كساني كه بجاي خداوند« غيراو را» بدوستي گرفته اند ‏ـ

كَمَثَلِ الْعَنكَبُوتِ اتَّخَذَت بَيتَاً= مانند وصف عنكبوتي است كه خانه اي ساخت ـ

وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنكَبُوتِ لَوْكَانُواْ يَعْلَمُون (عنكبوت/41)‏

و اگر مي دانست كه سست ترين خانه ها خانه عنكبوت است.‏

يعني خواندن غيرالله، يا حسين يا علي ها پوچ ترين خواندن هاست.‏

در سوره فاطر مي فرمايد:چون اين خالق به همه ذرات وجود مخلوقش آگاه است، (خالقيت خدا را مطرح مي كند كه ‏غير الله چنين صفاتي ندارد)اين خالق كسي استكه پديد آورنده شب و روز است (اين خالق مالك شب و روز است ) و ‏تسخير كننده ماه و خورشيد است، ولي آنهائي را كه شما مي خوانيد مالكيتِ پوست ِهسته خرمـائي را هـم نـدارنـد! در ‏ادامه آيه مي فرمايد :‏

ذَلِكُمُ اللهُ رَبُّكُم لَهُ الْمُللك= اين است خداوند(كه)، پروردگار شماست، فرمانروائي شايسته او است( اين است آن كسي ‏كه شايسته  خواندن است )‏

آيا كسي از شما شيعيان جرأت دارد از علمايتان همين سئوالات خداوند رادر مورد ائمه بپرسد؟ ‏

‏(يعني:اي پيامبر، خداي پديد آورنده راه، تو را با چگونگي طي راه آشنا مي كند نه غيراو، هيچ ‏بشري از اين راهِ نرفته با خبر نيست )‏

اي مردم همه شما به (اينچنين) خدائي نيازمنديد(كه اورا بخوانيد) و خداوند بي نيازستوده است=يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الفُقَراءُ ‏إِلَي اللهِ وَاللهُ هُوَ الغَنِيُّ الْحَمِيد.‏

‏( فاطر/15) ‏

آيا شما از موجودات ( مثل خودتان) از روي زمين معبوداني انتخاب كرده ايد كه آنان (شما را) زنده مي كنند؟= (أَمْ ‏اتَّخَذُواْ آلِهَهً مِّنَ الْأَرضِ هُمْ يُنشِرُون) ـ

اگر در آن دو معبوداني جز الله بود تباه مي شدند= (لَوْ كَانَ فِيهِمَا ءَالِهَهٌ إِلَّا اللهُ لَفَسَدَتَا) ـ

پس الله پروردگار عرش عظيم است از آنچه بيان مي كنيد =(فَسُبحَانَ اللهِ رَبِّ الْعَرشِ عَمَّا يَصِفُون)ـ

الله شما كسي است كه :از آنچه مي كند باز خواست نمي شود و( شما) باز خواست مي شويد=(لَا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ ‏يُسئَلُون)ـ

آيا شما « من دون الله» را بجاي او به پرستش گرفته ايد=(أَمْ اتَّخَذُواْ مِن دُونِهِ ءَالِهَه ً) ـ

بگو دليل و برهانتان را در ميان آوريد=( قُلْ هَاتُواْ بُرهَانَكُم) ـ

اين پند و اندرز كساني است كه همراه من هستند و پند كساني كه پيش از من بودند=هَذَاْ ذِكْرُ مَنْ مَّعِيَ وَ ذِكْرُ مَنْ قَبلِي   ‏بلكه بيشترشان حقّ را نمي شناسند، لذا آنان روي گردانند=(بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَايَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُم مُّعْرِضُون)‏

‏« انبياء/ 21 الي 24» ‏

يك مذهبي كه غيرخدا را مي خواند در حالِ عبادتِ آنهاست و اين استدلال و پيام خدا است نه بشر به دليل ادامه ‏آيه كه مي فرمايد:‏

وَ إِذَا حُشِرَالنَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعدَاءً وَ كَانُواْ بِعِبَادَتِهِم كَافِرِين( احقاف/6)‏

چون مردم محشور شوند(آن معبودان) دشمن آنان خواهند بود و عبادتشان را منكر خواهند شد (يعـني خـداونــد ‏مي گويد خواندن غير خدا عبادت است.)‏

وَ قَالَ رَبُّكُمْ اَدْعُونِي أَسْتَجِب لَكُم= وپروردگارتان گفت(فقط مرا)را بخوانيد، به شما پاسخ مي دهم ـ ( در اين خواندن ‏هيچ نامي از امام و  پيامبر به عنوان واسطه نيامده) و بلافاصله مي فرمايد:‏

إنَّ الَّذِينَ يَستَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِين«الغافر/60»= آنانكه از عبادت ِ من(خواندنِ من)امتناع ورزند با ‏خواري به جهنم در آيند.‏

يعني همه يا زهرا ها يا حسين ها يا علي ها در منطق ديني عبادت است اين را خدا مي گويد نه بشر.‏

حتي پس از ابلاغ پيام، پيامبرِ خودش را هم تهديد مي كند،كه اگر توهم غير خدا را بخواني گرفتار عذاب مي شوي.‏

فَلَا تَدْعُ مَعَ اللهِ إِلَهَاً آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِين(شعرا/213)‏

پس باخدامعبود ديگري را(به عبادت)مخوان كه از عذاب شدگان خواهي بود.‏

اين استكه پيام آورش با چنين تعاليمي قاطعانه ندا سر مي دهد كه :‏

قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُم ضَرّاً وَ لَارَشَداً = :بگو من نمي توانم هيچگونه زيان و سودي به شما برسانم( من نه مي توانم به شما ‏زيان برسانم و نه مي توانم شما را مجبور به پذيرش راهِ راست كنم)‏

قُلْ إِنِّي لَنْ يُجِيرَنِي مِنَ اللهِ أَحَدٌ = بگو احدي نمي تواند مرا از كيفر خدا پناه دهد.‏

وَ لَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدَاً= و هرگز پشت و پناهي جزاو نمي يابم.‏

إلَّا بَلَاغَاً مِّنَ اللهِ وَ رِسَالَاتِهِ، وَ مَنْ يَعصِ اللهَ وَ رَسُولَهُ، فَإِنَّ لَهُ نَارَجَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدآً (جن/21 الي 23 )= من فقط پيام ‏آور خداوندم هستم ( نامه را آورده ام) و (خودم) رسالتهاي او را به انجام مي رسانم  و هركس كه از فرمان خدا و ‏رسول او سر پيچي كند بيگمان كيفرش آتش دوزخ است كه در آن جاودانه خواهد ماند.‏

قُل إِنَّمَا أَدْعُواْ رَبِّي وَ لَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدَاً(جن/20)‏

بگو : من فقط پروردگارم را به (عبادت) مي خوانم و احدي را(در خواندن) با او شريك نمي آورم.‏

وَ أَنَّ الْمَسَاجِدَ ِللهِ فَلَا تَدْعُواْ مَعَ اللهِ أحدا (جن/18) =‏

و آنكه مساجد خاص( عبادت ) خداوند است و احدي را با خداوند به نيايش نخوانيد.‏

‏(نكته مهم در اين آيات كلمه« احدي » است ، يعني من مسلمان تابع پيام هستم ونمي گويم«يا الله، يا حسين»، نمي ‏گويم«يا الله،يا ابراهيم»ونمي گويم «يا الله، يا نوح، يا علي، يا لات، يا عزي و....»در فرهنگ تربيتي منِ رسول احدي ‏جز خدا حضور ندارد. ) ‏

درسوره بقره آيه 125 مي فرمايد: ‏

وَ إِذْجَعَلنَا الْبَيتَ مَثَابَهً لِّلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلَّي وَ عَهِدنَا إِلَي إِبرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ أَن طَهِّرَابَيتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَ ‏الْعَاكِفِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُود

يعني :زمانيكه خانه مرا(كعبه را)مرجع(ثواب) مردم و (حرم) امن قرار داديم،در مقام ابراهيم نماز برگزينيد و به ابراهيم و ‏اسماعيل وحي كرديم كه خانه ام را براي طواف كنندگان و معتكفان وركوع كنندگانِ سجده گزارپاكيزه گردانيد. يعني ‏همانطور كه خانه كعبه اختصاص به خدا دارد مساجد هم به او اختصاص دارند و تنها مقصود آب و جاروب كردن ‏ظاهري آن نيست بلكه مقصود اصلي پاكيزكي عناصر شرك است بنابراين : ‏

در منطق ديني كعبه و مسجد خانه خدا هستند در جهت ثواب اخروي مشتاقانِ راه انبياء، ولي درمنطق ‏مذهبي كربلا و مشهد و امامزاده ها و همه خانه هاي مردگان بجهت گريز راه خانه خدا بتصوير كشيده ‏مي شوند، مقلدان آماده  شير دادن به آقايان. ‏

و حتي زمانيكه رسواخدا(ص) عناصر شرك را كه در آنزمان بت ها بودند از خانه خدا بيرون مي ريزد نمي گويد بعد از ‏خدا نام مرا و فرزندانم رابر درب و ديـــواركعبه بياويزيدزيراخودش وخانواده اش را«غـيرالله ومــــن دون الله»‏

مي دانست.    ‏

آيا شما شاهد نيستيد و نمي شنويدكه اشخاص مقرب و روح مردگان را واسطه مي گيرند و نداي يا حسن، يا حسين، يا ‏زهرا، يا رسول الله كه همه در قالب همان «احدي » هستند طنين انداز مساجد شما شده است؟!‏

غير حقّ را هر كه خــواند اي پسر                  كيست در دو عالم از او گمراه تر

از خدا خواه هرچه خواهي اي پسر                  نيست در دست خلايق خيرو شر

عطار( برمبنای آیه = ولا ينفعهم و لايضركم)       ‏

و رسول خدا (ص )مشخص مي كند كه روش فرهنگي و تربيتي من و پيروانم همين است كه :‏

قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُواْ إِلَي اللهِ عَلَي بَصِيرَهٍ أَنَاْ وَ مَنِ اتَّبَعَنِي «يوسف/108»‏

يعني:بگو من بسوي خدا مي خوانم ازروي  بصيرت و آگاهي و پيروان من همه به همين راه مي روند.‏

از اين جهت به پيامبر خدا مي فرمايد به اين مشركان بگو بمن نشان دهيد :‏

قُلْ أَرَأَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَرُونِي مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّماوَاتِ ائْتُونِي بِكِتَابٍ مِن قَبْلِ هذَا أَوْ ‏أَثَارَةٍ مِنْ عِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (احقاف/4)‏

یعنی : بمن نشان دهيد آنچه را كه بجاي خداوند( به نيايش ) مي خوانيد؟ چه چيز را در زمين آفريده اند؟يا اينكه در ‏آفرينش آسمانها شركتي داشتند؟اگر راستگوييد كتابي بيش از اين يا بازمانده اي از دانش ( پيشينيان ) را براي من ‏بياوريد؟ ـ  ‏

وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُوا مِن دُونِ اللَّهِ مَن لاَ يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى‏ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ (احقاف/5) ‏

یعنی : و كيست گمراهتر از كسي كه بجاي خداوندكسي را(به دعا) بخواند كه تا روز قيامت (دعاي) او رااجابت نكند ‏وآنان ( معبودان دروغين) از دعايشان بي خبرند.‏

‏(اولاً) بجاي خواندنِ خداوند  «من دون الله » را مي خوانند.‏

‏(ثانياً)تاروز قيامت «دعاي» اورا اجابت نكنند.‏

‏(ثالثاً) كه آنــــان « آن معبودان دروغين هستند» واز دعاهاي ايشان بي خبرند

‏( قبلاً گفته شد، قرآن خواندن را  عبادت دانسته)‏

از اين رو خداوند مي فرمايد پست ترين و منحرفترين مردم از نظردستگاه آفرينش مذهبي ها يعني ‏مشركان هستند.‏

وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاءً وَكَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ (احقاف/6) = و چون مردم محشور شوند (آن معبودان) دشمن ‏آنان خواهند بود و عبادتشان را منكر شوند.‏

‏(در اين آيات  هم دليل ازوحي مي خواهد، هم عقل و هم طبيعت،و” هُم“ كه 5 باردرآيه آمده همه مي گويدايشان ‏و”هُمْ“به بت برنمي گردد)‏

سرانجام خداوند مي فرمايد :‏

أُولئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ (اعراف/179) ‏

یعنی :آنان چون چهارپايانند بلكه گمراهترند ايشان غافلند.‏

آيا زمان آن فرا نرسيده كه ازخود بپرسيدكه نماز، نذر، حج، زكات، دعا ها و همه يا الله ها مگر جزءِ عبادات نيستند ‏؟! مگر شما از اين عبادات انتظار پاداش در دنياي آينده را نداريد؟ وقتي شما نذر براي «غيرالله» داريد، ‏توكّل به«من دون الله»داريد،«غـيرخدا»رامرتب مي خوانيد، از« غـيرخدا »كـمـك مي ‏خواهيد كه همه مخلوقند، چگونه درروزقيامت انتظارپاداش ازخالق داريد؟! مگراحدي را ‏در دنياي آينده سراغ داريد كه بتواند مالك باشد و از تملك خود به شما ببخشد؟

استنباط شيعه از« من دون الله » و «غيرالله » در برابر استدلال يك پرنده :‏

در” سوره سباء“ هدهد از كشور بلقيس براي حضرت سليمان خـبر مي آورد كـه مـردم دربـرابر خورشيد سجده(عبادت) ‏مي كنند و چـون آن سجـده قـالب عـبادت داشت، عبادت در برابر غـيرالله بود حـضرت سليمان خـبر از شرك آنان ‏مي دهد قرآن كريم مي گويد پـرنـده اي مثل هــد هــد « إله » مـعرف كتاب را مـي شناسد ولـي انسان مـتعقل او را ‏نمي شناسد.‏

هدهدمي گويد :‏

وَجَدتُّهَا وَ قُومَهَا يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِن دُونِ اللهِ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الْشَّيطَانُ أَعْمَالَهُم فَصَدَّهُمْ عَنِ الْسَّبِيلِ فَهُمْ لَايَهْتَدُون

يعني : او«سبا» و قومش را (چنان) يافتم كه بجاي خدا(خالقِ خورشيد) خورشيد(«غيرالله») را سجده مي كنند و ‏شيطان كارهايشان را برايشان آراسته،و آنان راازراه(خدا)بازداشته است،پس آنان راه را نمي يابند. ‏

أَلَّايَسْجُدُواْ ِللهِ الَّذِي يُخْرِجُ الْخَبءَ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرضِ وَ يَعْلَمُ مَا تُخْفُونَ وَ مَا تُعْلِنُون =‏

‏( به آن سو) كه خداوندي را سجده بـرنـد كـه نهان آسمانها و زمين را آشكار مي كند و آنچه راكه پنهان مي داريد و ‏آشكار مي سازيد مي داند.‏

اللهُ لَا إلَهَ  إِلَّا هُوَ رَبُّ العَرشِ العَظِيم ( نمل / 24 تا 26) «سجده واجب»= خداوند است كـه مـعـبودي«راستيني » جز او ‏نيست ( اين ذات با اين صفات قابل عبادت و ستايش است)  ‏

‏( نكته اول :” إله“ آن چيزي است كه بشر انتخاب مي كند بعنوان معبود و آنـراشايسته عبادت وسجده ‏مي داندوازآن حاجت مي طلبد يا نيروي غيبي براي آن تصوّر مي كند، چنان كه در چين اژدها در ‏هند گاو، در ميان بودائيان مجسمه بودا در ميان شيعان قبور امامان و صالحان “ إله” هستند، به آن ‏دلبستگي پيدا مي كنند آنان را به فرياد مي خوانند و حاجت مي خواهند درحاليكه “ إله” واقعي در ‏عبادت و حاجت خواهي و فرياد خواهي  فقط الله است)‏

‏ نكته دوم : خداوند درسوره محمّدآيه 19 مي فرمايد لَا إلَهَ  إِلَّا الله معبود«راستيني »جز خدا نيست. ‏

برهمين محورقرآن كريم “ إله” كاذب و “ إله” واقعي را درآيات 59 تا 65 سوره نمل بـامـــطرح كردن سئوالاتي ‏مشخص مي كند كه اين “ إله” يا معبود واقعي و بدون واسطه چه اختصاصاتي دارد و سعي مي كند انسان مشرك را به ‏انديشه بكشاند و لازم است ما هم همان سئوالات را از “ إله“ هاي خود چون امام رضا «ع» و امام حسين «ع» داشته باشيم ‏‏.‏

مي فرمايد : ‏

‏( سئوال يك اين است كه )‏

أَمَّنْ خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَ الأَرضَ وَ أَنْزَلَ لَكُم مِّنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنبَتْنَابِهِ، حَدَائِقَ ذَاتَ بَهجَهٍ مَّاكَانَ لَكُمْ أَنْ تُنبِتُواْ شَجَرَهَا= ‏

يعني : نه بلكه چه كسي آسمانها و زمين را آفريد و برايتان از آسمان آبي فرو فرستاده؟آنگاه بدان باغهاي با طراوت ‏رويانديم؟كه شما را نمي رسيد درختانش را برويانيد.‏

أَءِ لَهٌ مَّعَ الله =آيا معبود ديگري با خدا هست؟

بَلْ هُمْ قُومٌ يَعدِلُون= حقيقت اين است كه آنان قومي كجرو هستند.‏

‏(سئوال دوم اين است كه )‏

أَمَّنْ جَعَلَ الأَرْضَ قَرَارَا وَ جَعَلَ خِلَالَهَا أَنهَارا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَسِيَ وَ جَعَلَ بَينَ الْبَحرَينَ حَاجِزَاً

يعني : چه كسي زمين را قرار گاه گردانده و در لابه لايش جويباراني قرار داده و برايش كوه ها پديد آورده و بين دو ‏دريا حجابي آفريده؟

أَءِ لَهٌ مَّعَ الله =آيا معبود ديگري با خدا هست؟

بَلْ أَكثَرُهُمْ لَايَعْلَمُون = بلكه بيشترشان نمي دانند.‏

‏( سئوال سوم اين است كه)‏

أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ يَكشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُم خُلَفَاءَ الأَرض= ‏

يعني :(چه كسي دعاي شخص ) درمانده را، چون او را بخواند مي پذيرد و او را اجابت مي كند(سختي را بر مي دارد) ‏و شمـــــا را جــانشينان روي زمين مي گرداند؟

أَءِ لَهٌ مَّعَ الله =آيا معبود ديگري با خدا هست؟

قَلِيلاً مَّاتَذَكَّرُون= اندكي پند مي پذيرند.‏

‏(سئوال چهارم اين است كه )‏

أَمَّنْ يَهْدِيكُمْ فِي الظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحرِ وَ يُرْسِلُ الْرِّيَاحَ بُشرابَينَ يَدَي رَحْمَتِه =‏

يعني :چـه كسي شما را در تـاريـكي هـاي بيابان و دريا رهنمون مي شود و چـه كسي باد ها را بيش از رحمتش مژده ‏آورمي فرستد؟

أَءِ لَهٌ مَّعَ الله =آيا معبود ديگري با خدا هست؟

تَعَالَي اللهُ عَمَّا يُشرِكُون = خداوند از آنچه شرك مي آورند برتر است.‏

‏(سئوال پنجم اين است كه)‏

أَمَّنْ يَبْدَؤُاْ الْ خَلقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَمَن يَرْزُقُكُمْ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرضِ =‏

يعني : نه بلكه چـه كسي آفـريـنـش را آغاز مي كند وسپس آنرا (بار ديگر) باز مي گرداند؟ و چه كسي از آسمان و زمين ‏به شما روزي مي رساند؟

أَءِ لَهٌ مَّعَ الله =آيا معبود ديگري با خدا هست؟

قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِين= اگر راست مي گوئيد دليل خود را بياوريد؟

در اين پنج سئوال خداوند مي گويد اين گروه كج راه هستند ـ نادان ـ پند ناپذير ـ   فاقد دليل و برهانند و از اين رو ‏مشركند.‏

آيا مي توان اين سئوالات را از زوار امامان و امامزادگان كرد؟! ‏

البته جواب مشرك امروز و ديروز يكي است :‏

ما نَعبُدُهم إلا لِيُقَرَّبُونا إلي اللهِ زُلفي=  ما اين ها(مثل قبور ائمه) را نمي پرستيم اينان وسيله  تقرب ما به سوي خدا ‏هستند. ‏

إِنَّ اللهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّار(الزمر/3) = خـداوند دروغگوي ناسپاس را هدايت نمي كند( يعني مي فرمايد مشرك ‏دروغ مي گويد او بدنبالِ پيدا كردنِ راه تقرب بسوي خدا نيست و نمي خواهد بگويد اگر آنان بدنبال تقرب بسوي ‏خدا باشند اشكالي ندارد بدليل اينكه در سوره احقاف آيه 28 مي فرمايد : فَلَؤلَا نَصَرَهُمُ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ مِنْ دُونِ اللهِ قُربَاناً ‏ءَالِهَهَ= پس چرا كسانيكه براي تقرب به خدا ، معبودهايي غيراز خدا، انتخاب كرده بودند آنها را ياري نكردند)‏

و سپس خداوند به همه موحّدان سلام و درود مي فرستد كه : ‏

قُلِ الْحَمْدُلِلهِ وَسَلَامُ عَلَي عِبَادِهِ الَّذِينَ اصطَفَي

بگو:ستايش خداي راست ، و سلام بر آن بندگانش كه (آنان)را برگزيده است

و سپس خداوند مي پرسد :‏

ءَاللهُ خَيرٌأَمَّايُشرِكُون (نمل /59)=آيا خداوندبهتراست يا شُركايتان؟ ‏

سپس شأن بهترين و بالاترين بندگانش يعني پيامبر را گوشزد مي كند كه به مردم بگو توهم بشري مثل همه بشرهاهستي با ‏اين تفاوت كه تو انتخاب شدي وحي را بگيري. ‏

‏« قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُم يُوحَي إِلَي”كهف/110“ ‏

به زبان ديگر مي گويد: اين قبوري كه شما امروز بر گرد آن مي گرديد بشر هائي مثل شما بودند شايد فقط در تقوا از ‏شما برتر بودند و برتري پيامبر شما فقط در انتخاب او در دريافت پيام خالق بود، چون از همه بهتر به پيام عمل كرد ‏بهترين مخلوق شد .‏

أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِد= (كه) معبودتان (فقط) معبود يگانه است( يعني شما در قالب عبادت انسان ها را هم دخيل ‏كرده ايد در حاليكه اصولاً در قالب ارتباط مخلوق با خالق و يا عبادت كه همان خلوت كردنِ با خالق ‏است هيچ بشري نقشي ندارد چنانكه پايان نماز براي پيامبر و مؤمنين دعا مي كنيم )‏

فَمَن كَانَ يَرجُواْ لِقَاءَ رَبِّه = هركس كه به لقايِ پروردگارش اميدوار است ـ ‏

فَلْيَعْمَل عَمَلاً صَالِحاً= بايد كار پسنديده اي انجام دهد ـ

وَ لَايُشْرِك بِعِبَادَهِ رَبِّهِ أَحَدَاً  ( كهف/110)= و در پرستش و عبادت(خواندن) پروردگارش احدي را شريك ‏نكند

آيا امام علي و امام حسين و حضرت العباس و فاطمه زهرا(ع) جزء آن «احدها» نيستند؟آيا آنان مستثني هستند؟آيادر ‏اين همه دعا ها و فرياد هاي يا زهرا يا حسين مقصودتان خداست؟

وسپس خداوند مي فرمايد: ‏

يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الفُقَراءُ إِلَي اللهِ وَاللهُ هُوَ الغَنِيُّ الْحَمِيد( فاطر/15) ‏

اي مردم همه شما به (اينچنين) خدائي نيازمنديد(كه اورا بخوانيدكه او)  خداوندِ بي نيازستوده است.‏

وَ قَالَ رَبُّكُمْ اَدْعُونِي أَس


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه