منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 299
بازديد کل : 2516828
 
   
بررسي علمي حديثي که در آن نام ائمه‌ي اثني عشر آمده (2)
صاحب اثر: مهتدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-27  تعداد بازديد:311
در کتب شیعه‌ی امامیه علاوه بر احادیثی که در خصوص امامت منصوصه‌ی علی علیه السلام آمده احادیثی نیز وجود دارد که مبین آن است که رسول خدا به فرمان خدا ائمه‌ی اثنی عشر را یک به یک با نام و نشان معرفی کرده و جای عذری برای احدی باقی نگذاشته است.

 

بر مطلعین از تاریخ اسلام مخفی نیست که منصوصیت علی علیه السلام فقط مبتنی بر حدیث است و گرنه در کتاب خدا کمترین اشاره‌ای به آن نیست و مهمترین آن احادیث، حدیث غدیر خم است که شرح آن گذشت و معلوم شد که آن حدیث هرگز معنای خلافت و امامت نداشته و اصلا به این معنی نیست. همچنین است احادیث «منزلت» و «اکل طیر مشوی» و «اعطا لواء» و «خاتم بخشی» و امثال آن، و کسی از شنوندگان این احادیث از رسول خدا در آن زمان، چنین معنائی را از آن استنباط نکردند و گرنه محال بود که از آن همه مؤمنین با اخلاق که ممدوح قرآن‌‌اند، فرمان خدا و رسول را پشت سر انداخته، بدون هیچ داعیه‌ای از زر و زور که در نظر آن بزرگواران کمتر اثری داشت از علی علیه السلام به دیگری عدول کنند و چنانکه گفتیم اساسا این مدعی و مطلب با روح شریعت ابدی الهی مخالف است چنانکه شرح آن گذشت. لیکن در کتب شیعه‌ی امامیه علاوه بر احادیثی که در خصوص امامت منصوصه‌ی علی علیه السلام آمده احادیثی نیز وجود دارد که مبین آن است که رسول خدا به فرمان خدا ائمه‌ی اثنی عشر را یک به یک با نام و نشان معرفی کرده و جای عذری برای احدی باقی نگذاشته است. ما اینک آن احادیث را با متن و سند در این اوراق إن شاء الله می‌آوریم آنگاه از حیث ارزش سند و مضمون مورد تحقیق قرار می‌‌دهیم تا ببینیم حقیقت چیست؟

حدیث دیگر که در آن اسماء ائمه‌ی اثنی عشر به صراحت هست، حدیثی است که شیخ صدوق آن را در «اکمال الدین» آورده و در «بحار الانوار» چاپ تبریز (2/158) و در «اثبات الهداه» شیخ حر عاملی (2/372) نیز مذکور است:

«حدثنا غیر واحد من أصحابنا قالوا: حدثنا محمد بن همام عن جعفر بن محمد بن مالک الفزاري قال: حدثنا الحسن بن محمد بن سماعة عن أحمد بن الحرث قال: حدثني الفضل بن عمر عن یونس بن ظبیان عن جابر بن یزید الجعفي قال: سمعت جابر بن عبدالله الأنصاری یقول: لما أنزل الله عزوجل علی نبیه محمد صلی الله علیه وسلم «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ »قلت: یا رسول الله عرفنا الله ورسوله فمن أولوا الأمر الذین قرن الله طاعتهم بطاعتک؟ فقال ؛: خلفائي یا جابر وأئمه المسلمین بعدي أولهم علي بن أبي طالب ثم الحسن والحسین ثم علي بن الحسین ثم محمد بن علي المعروف في التوراة بالباقر وستدرکه یا جابر فإذا لقیته فاقرأه مني السلام ثم الصادق جعفر بن محمد ثم موسی بن جعفر ثم علي بن موسی ثم محمد بن علي ثم علي بن محمد ثم الحسن بن علي ثم سمیی وکنیی حجة الله في أرضه وبقیته في عباده ابن الحسن بن علي ذلک الذي یفتح الله تعالى ذکره، على یدیه مشارق الأرض ومغاربها ذلک الذي یغیب عن شیعته وأولیائه له غیبة لا یثبت فیها علی القول بإمامته إلاَّ من امتحن الله قلبه للإیمان قال جابر: فقلت: یا رسول الله فهل یقع لشیعته الانتفاع به في غیبته فقال صلی الله علیه وسلم : إي والذي بعثني بالنبوة إنهم یستضیؤون بنوره وینتفعون بولایته في غیبته کانتفاع الناس بالشمس وإن تجللها سحاب، یا جابر هذا من مکنون سر الله ومخزون علم الله فاکتمه إلاَّ عن أهله».

در ذیل این حدیث قضیه‌ی ملاقات جابر را با حضرت باقر آورده است ما سند حدیث را بررسی کرده سپس متن آن را نقد می‌‌کنیم.

بررسی سند حديث- در سند این حدیث «محمد بن همام» راوی اول است در قاموس الرجال (8/428) در مذمت او آورده است که «احمد بن الحسین» حدیث جعل می‌کرد و محمد بن همام از او روایت می‌کرد، یعنی مروّج جعلیات! او بود!!

باری، محمد بن همام روایت کرده از جعفر بن محمد بن مالک که شرح حال او در ذیل حدیث سوم گذشت که هم ضعیف الحدیث است «وکان یضع الحدیث وضعا»: در وضع حدیث دست قوی داشت. و هم از مجاهیل و ضعفاء روایت می‌کند و هم فاسد المذهب و فاسد الروايه است و بالأخره تمام عیوب راویان غالی و ضعیف در او جمع شده و مصداق این گفته‌ی شاعر است که هرچه خوبان همه دارند، تو تنها داری! او روایت کرده از «حسن بن محمد بن سماعه» و این حسن را شیخ طوسی در رجال خود واقفی شمرده که در سال 263 یعنی سه سال پس از فوت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در گذشته است. مؤلف «الفهرست» نیز او را واقفی المذهب دانسته. نجاشی نیز او را واقفی دانسته بلکه فرموده: «الحسن بن محمد بن سماعة أبو محمد الکندري الصیرفي من شیوخ الواقفة کان یعاند في الوقف ویتعصب»: او در مذهب وقف از بزرگان واقفیه است که در این مذهب عناد می‌‌ورزید و متعصب بود. آیا ممکن است چنین کسی اینگونه حدیث از جابر نقل کند آنگاه خود بدان ایمان نداشته باشد و در مذهب واقفی بماند؟! در نسخه‌ی «اکمال الدین» (ص 253) همین محمد بن سماعه از مفضل بن عمرو روایت کرده که او نیز در کتب رجال شدیدا مطعون است و روایات متعددی از قول امام صادق علیه السلام در قدح و تکذیب او وارد شده است. در «جامع الرواه» اردبیلی (2/258) درباره‌ی او می‌خوانیم: «کوفي، فاسد المذهب، مضطرب الروایة، لا یعبأ به، متهافت، مرتفع القول، خطابي، قد زید علیه شيء کثیر وحمل الغلاة في حدیثه حملا عظیما، لا یجوز أن یکتب حدیثه»: وی کوفی و فاسد المذهب است که روایاتش مشوش بوده و بدان اعتنا نمی‌‌شود. وی متناقض‌گو و در اقوالش غلو مشهود و از پیروان مذهب خطابیه([1]) است، امور بسیاری به او نسبت داده شده و غالیان در حدیث او اقوال بسیار افزوده‌اند (و بدین جهت) جایز نیست که حدیثش نوشته شود.

از عجایب امر آنکه طبق نقل «منهج المقال» (ص 107) از رجال نجاشی از احمد بن یحیی آورده که گفته است: من داخل مسجد شدم که نماز بخوانم چون نماز خواندم «حرب بن حسن بن الطحال» و جماعتی از اصحاب خودمان را دیدم که در آنجا نشسته‌اند من به سوی ایشان رفتم و به ایشان سلام کرده و نشستم، حسن بن سماعه نیز در میان ایشان بود در این مجلس قضیه‌ی شهادت حضرت حسین بن علی و زید بن علی بن الحسین علیهم السلام مذاکره شد با ما مرد غریبی بود که ما او را نمی‌‌شناختیم او در ضمن گفتگو سخنی از کرامت و معجزه‌ی حضرت امام علی النقی به میان آورد اما حسن بن سماعه به سبب عنادی که با معتقدین به امامت ائمه‌ی بعد از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام داشت، به شدت آن را انکار کرد. تا آخر داستان.

آیا ممکن است کسی که تا این حد عدم اعتقاد به امامت حضرت علی النقی علیه السلام  در زمان خود آن حضرت داشته است، چنین حدیثی را روایت کند؟!

سند حدیث در «اکمال الدین» مختلف ذکر شده و آورده است که حسن بن محمد بن الحرث از سماعه روایت می‌کند که اگر این نسخه را نپذیرم، باز هم اشکال برجاست زیرا «سماعه بن مهران» نیز واقفی است! هرگز کسی که چنین روایتی از صادقین دارد در مذهب وقف نمی‌‌ماند. پس یقینا آقای جعفر بن محمد بن مالک این حدیث را ساخته و او همان دزد نابلدی است که سراغ کاهدان رفته و این حدیث را به کسانی نسبت داده که اصلا ایمانی نداشته‌اند!

به رجال دیگر این حدیث که همگی در کتب رجال بدنام‌اند کاری نداریم زیرا با همه‌ی بدنامی، اگر این حدیث از آنان صادر شده بود قابل قبول بود زیرا قبل از تولد بعضی از ائمه از امامت آنان خبر داده بودند اما متأسفانه چنین نیست و حدیث ساخته‌ی همان حدیث‌‌ساز معروف جعفر بن محمد بن مالک است و چنانکه دانسته شد این نادان حدیث را به کسانی نسبت داده است که خود واقفی بوده و ابدا به ائمه‌ی بعد از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام اعتقاد نداشته بلکه آنان را فاسق و حتی کافر می‌‌دانستند!

بررسی متن و مضمون حديث - در این حدیث که سر تا پا ساخته و پرداخته‌ی دروغگویان است، جابر بن یزید جعفی (که بعید است وی جابر بن عبدالله انصاری را در سن رشد و تمییز دریافته باشد زیرا جابر بن عبدالله در سال 74 یعنی در حدود شصت سال قبل از فوت جابر بن یزید، در گذشته است) می‌‌گوید من از جابر بن عبدالله انصاری شنیدم که می‌‌گفت: هنگامی که خداوند آیه‌ی «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ »(النساء: ٥٩) را به رسول خود نازل فرمود، من گفتم یا رسول الله، ما خدا و رسولش را شناختیم، اما این اولواالامر که اطاعت ایشان را به طاعت تو قرین کرده کیان‌اند؟ رسول خدا فرمود: آنان جانشینان من‌‌اند، و ائمه‌ی مسلمین پس از من‌‌اند، نخستشان علی بن ابی‌طالب سپس حسن و حسین و سپس علی بن الحسین سپس محمد بن علی است که در تورات به باقر شناخته می‌‌شود و تو او را درک خواهی کرد ای جابر پس آنگاه که او را ملاقات کردی، از من به او سلام برسان(؟!) سپس صادق جعفر بن محمد سپس موسی بن جعفر سپس علی بن موسی سپس محمد بن علی سپس علی بن محمد سپس حسن بن علی سپس همنام و هم کنیه‌ی من و حجت خداوند در زمینش و بقیه‌ی خدا!! در میان بندگانش، پس حسن بن علی آن کسی است که خداوند متعال به دست او مشارق و مغارب ارض را می‌‌گشاید، آن کسی که از شیعیان و دوستانش غایب می‌‌شود و غیبتی دارد که در آن مدت جز کسی که خداوند دلش را برای ایمان آزموده است، بر قول به امامت او ثابت نمی‌‌ماند. جابر گفت: گفتم یا رسول الله! آیا شیعیانش در غیبتش از او بهره‌مند می‌‌شوند؟ حضرت فرمود: آری، قسم به کسی که مرا به پیغمبری برانگیخته، همچون انتفاع مردم از خورشید که ابر آن را پوشانیده باشد از او منتفع شده و به ولایت او استضائه می‌‌کنند. ای جابر این از پوشیده‌های اسرار الهی و از خزائن علم خداوند است، پس آن را جز از اهلش کتمان کن!([2]).

در این حدیث علائمی که رسول خدا برای شناختن امام قائم داده به دلایل زیر کوتاه و نارسا است:

1-   از نام روشن او مضایقه کرده شاید بر رسول خدا هم بردن نام او حرام بوده است!

2-   فرموده کنیه‌ی او کنیه‌ی من است و پر واضح است تا کسی صاحب فرزند نشود کنیه‌ی معروفی ندارد و امام قائم که حتی وجود و تولد خود او بر مردم مخفی است، چگونه می‌توانند او را به کینه‌ی که پس از چندين سال برای او پیدا می‌‌شود بشناسد!

3-   در حدیث می‌‌گوید این همان کسی است که غیبت چنین و چنان می‌‌کند پس از فتح مشارق و مغارب آن، یعنی غیبت حضرت بعد از فتح زمین خواهد بود، آری این عبارت حدیث است و کسی که از اعتقادات شیعه خبر نداشته باشد نمی‌تواند از این حدیث دریابد که امام قائم اول غیبت و پس از آن مشارق و مغارب زمین را فتح می‌‌کند و چنین می‌‌فهمد که آن جناب ابتداء فتح مشرق و مغرب می‌کند و سپس غیبت! حالا یا رسول الله که افصح من نطق بالضاد(یعنی فصیح‌ترین کسی که به زبان عربی صحبت کرده) است نتوانسته مطلب را درست برساند، و یا جابر نتوانسته بیان آن حضرت را چنانکه بوده برساند، و یا خودش هم نفهمیده، و یا اینکه جعفر بن محمد بن مالک، واضع و جاعل حدیث از دست پاچگی ندانسته چه ببافد؟ و آن را هم از قول فردی که شاید احمد بن الحسین الاهواری غالی باشد، جعل کرده و محمد بن همام هم بدون توجه به این اشکالات آن را نقل نموده است. چون حسن بن محمد بن سماعه که خود در مذهب وقف متعصب بوده، محال است چنین حدیثی بیان کند. غریب‌تر از همه آن است که آیه‌ی 59 سوره‌ی نساء خطاب به جمیع مسلمین است که باید خدا و رسول و اولوالامر را اطاعت کنند و ناچار باید آنان را بشناسد تا اطاعت خدا کنند و گرنه دچار عصیان خدا و رسول می‌‌شوند و آن موجب ضلالت و دخول در آتش ابدی است چنانکه خدا فرموده: «وَمَن يَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِينٌ »(النساء:14). «کسی که خدا و رسولش را نافرمانی کند و از حدود الهی تجاوز کند خداوند او را به آتش دوزخ در آورد که در آن مخلد است».

و فرموده: «وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينًا »(الأحزاب: ٣٦). «کسی که خداوند و پیامبرش را نافرمانی کند، بسیار گمراه شده است».

«وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا» (الجن: ٢٣). «و هر که خداوند و پیامبرش را نافرمانی کند، جاودانه در آتش دوزخ است».

و همچنین اگر اولی الامر را بدون تمییز و تشخیص اطاعت کنند ممكن است از طریق اینگونه اطاعت دچار ضلالت و خسران شوند چنانکه خدا فرموده: «وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللّهِ »(الأنعام: ١١٦). «اگر اکثر اهل زمین را اطاعت کنی، تو را از راه حق گمراه می‌کنند».

پس امری بدین مهمی را چگونه رسول خدا تنها برای جابر بیان کرده؟ زیرا لحن روایت که می‌‌گوید: «یا جابر هذا من مکنون سر الله ومخزن علم الله فاکتمه» ای جابر این از پوشیده‌‌های اسرار الهی و از خزائن علم خداوند است پس آن را جز از اهلش پنهان کن! می‌‌رساند که جابر در تنهائی و خلوت از رسول خدا پرسیده که آن حضرت هم پس از آنکه اولی الامر را بیان کرده، فرموده است: این مطلب از اسرار پنهانی است آن را کتمان کن! آیا ممکن است خدا و رسول احکام شرع را برای مردم چنین بیان کنند؟! آری دروغگویانی چون جعفر بن محمد بن مالک و یا احمد بن الحسین نمی‌‌توانند حدیثی بهتر از این جعل کنند و ببافند! و حجت مخفی برای مردم می‌تراشند!

4- از جمله عبارتهای این حدیث و احادیث دیگر که از غیبت حضرت قائم خبر داده‌اند این عبارت است: «إي والذي بعثني بالنبوة إنهم یستضیئون بنوره وینتفعون في غیبته کانتفاع الناس بالشمس وإن جللتها السحاب» خلاصه‌ی مضمون آن چنین است که شیعه از وجود امام قائم همان استفاده را می‌کند که مردم از آفتاب می‌‌کنند هر چند ابر آن را پوشانیده باشد و این مدعی جز با بافتن مقالات عرفانی ثابت نمی‌شود زیرا از جهت تشبیه صحیح نیست، از جهاتی:

أ- خورشید وجودش در نزد همه‌ی مردم مسلّم است، و امام قائم چنین نیست.

ب- خورشید را همه کس دیده و حس کرده است، و امام قائم چنین نیست.

ج- وجود آفتاب برهانا بر همه‌ی اشیاء ارضی مقدم است و امام قائم چنین نیست.

د- خورشید در پشت ابر محسوس است چنانکه تشخیص روز و شب به هر اندازه که آفتاب در پشت ابر ضخیم باشد آسان است و امام قائم چنین نیست.

هـ- دوام خورشید در پشت ابر اندک است و گرنه با همه‌ی روشنی که دارد اگر صد سال مثلا در استتار باشد که هیچ کس او را نبیند حتما آن را منکر می‌‌شوند و تصور می‌رود که نابود شده باشد و معتقدین به امام قائم این حقیقت را درباره‌ی او قائل نیستند.

و- اگر خورشید را در یک نقطه‌ی جهان که ابر آن را پوشانیده باشد، نبینند باری در نقاط دیگر جهان دیده می‌‌شود و امام قائم چنین نیست.

ز- منافع خورشید از قبیل گرم کردن کرات تابعه و پرورانیدن نباتات و حیوانات و معادن و جزر و مد دریاها و گردش سیارات و سایر منافع بی‌‌شمار آن به علت چند ساعت و چند روزی که در پشت ابر است از موجودات قطع نمی‌‌شود و فقط ممکن است چندی رؤیت نشود اما امام قائم چنین نیست.

اما منافعی که مربوط به امام است از احیاء معالم دین و اماته‌ی بدعت‌‌ها و رد خرافات و شبهات و هدایت مردم و بیان احکام و تشکیل حکومت اسلامی و ترویج اسلام و اقامه‌ی جهاد و اجرای حدود و اقامه‌ی جمعه و جماعت و جلوگیری از شرارت اشرار و نهی از منکرات هیچ یک در غیبت او صورت نمی‌گیرد و محرومیت مردم تنها از رؤیت نیست بلکه هیچ فایده‌ای از او متصور نیست و در اینجا عقل و وجدان و برهان بهترین گواه است، پس تشبیه غیبت امام به استتار شمس تناسبی ندارد.

 

----------------------------

(1)- خطابیه گروهی را گویند که امام جعفر صادق علیه السلام  را - نعوذ بالله - خدا دانسته و محمد بن خطاب را پیامبر او می‌شمردند!!

([2])- آیا خداوند متعال که رسول خود را به عدم ضنّت در وحی، مدح می‌فرماید : (تکویر: 24) و از کتمان حقایق دین نهی فرموده و آن را موجب لعنت و دخول در آتش دوزخ دانسته (بقره : 140-174 و آل عمران: 187) و به پیامبر اکرم فرمود: «فَقُلْ آذَنتُكُمْ عَلَى سَوَاءٍ »(انبیاء: 109). «پس بگو که همه شما را یکسان هشدار دادم» ؛ در این مورد، عدم ابلاغ آشکار و اتمام حجّت بر خلائق را بر هادیان امت می‌پسندد و راضی است که معصوم یکی از حقائق مهم شریعت را فقط به جابر اعلام فرماید و دیگران از آن بی‌‌خبر بمانند؟ و آن لوح عجیب را که دیدنش باعث ایمان آوردن عدّه زیادی می‌شد، کسی جز جابر نبیند؟ (برقعی).


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه