منوي اصلي
آخرين دانلودها
آمار سايت
مقالات : 848
مهتدون : 25
کليپهاي صوتي : 353
کليپهاي تصويري : 12
دانلود کتاب : 291
دانلود نرم افزار : 0
بازديد امروز : 1202
بازديد کل : 2584495
 
   
بررسي علمي حديث لوح جابر
صاحب اثر: مهتدون  تاريخ درج مقاله:2011-12-27  تعداد بازديد:368
بر مطلعین از تاریخ اسلام مخفی نیست که منصوصیت علی علیه السلام فقط مبتنی بر حدیث است و گرنه در کتاب خدا کمترین اشاره‌ای به آن نیست.

 

بر مطلعین از تاریخ اسلام مخفی نیست که منصوصیت علی علیه السلام فقط مبتنی بر حدیث است و گرنه در کتاب خدا کمترین اشاره‌ای به آن نیست و مهمترین آن احادیث، حدیث غدیر خم است که شرح آن گذشت و معلوم شد که آن حدیث هرگز معنای خلافت و امامت نداشته و اصلا به این معنی نیست. همچنین است احادیث «منزلت» و «اکل طیر مشوی» و «اعطا لواء» و «خاتم بخشی» و امثال آن، و کسی از شنوندگان این احادیث از رسول خدا در آن زمان، چنین معنائی را از آن استنباط نکردند و گرنه محال بود که از آن همه مؤمنین با اخلاق که ممدوح قرآن‌‌اند، فرمان خدا و رسول را پشت سر انداخته، بدون هیچ داعیه‌ای از زر و زور که در نظر آن بزرگواران کمتر اثری داشت از علی علیه السلام به دیگری عدول کنند و چنانکه گفتیم اساسا این مدعی و مطلب با روح شریعت ابدی الهی مخالف است چنانکه شرح آن گذشت. لیکن در کتب شیعه‌ی امامیه علاوه بر احادیثی که در خصوص امامت منصوصه‌ی علی علیه السلام آمده احادیثی نیز وجود دارد که مبین آن است که رسول خدا به فرمان خدا ائمه‌ی اثنی عشر را یک به یک با نام و نشان معرفی کرده و جای عذری برای احدی باقی نگذاشته است. ما اینک آن احادیث را با متن و سند در این اوراق إن شاء الله می‌آوریم آنگاه از حیث ارزش سند و مضمون مورد تحقیق قرار می‌‌دهیم تا ببینیم حقیقت چیست؟

 

مهمترین حدیثی که در معرفی ائمه‌ی اثنی عشر در کتب شیعه آمده است حدیث مشهور به حدیث لوح جابر است، این حدیث به چند عبارت و چند طریق آمده که ما همگی را از نظر خوانندگان می‌گذرانیم:

الف – در کتاب اکمال الدین([1]) صدوق و نیز در کتاب عیون اخبار الرضا این حدیث با این سند آمده:

«حدثنا محمد بن إبراهیم بن إسحق الطالقاني قال: حدثنا الحسن بن إسمعیل قال: حدثنا أبو عمرو سعید بن محمد بن نصر القطان قال: حدثنا عبید الله بن محمد السلمي قال: حدثنا محمد بن عبدالرحمن قال: حدثنا محمد بن سعید قال: حدثنا العباس أبي عمرو عن صدقه بن أبي موسى عن أبي نصرة قال: لما احتضر أبو جعفر محمد بن علی الباقر علیه السلام عند الوفاة دعا بابنه الصادق فعهد إلیه عهداً فقال له أخوه زید بن علي: لو امتثلت في بمثال الحسن والحسین علیهم السلام لرجوت أن لا تکون أتیت منکرا فقال: یا أبا الحسین إن الإمانات لیست بالمثال ولا العهود بالرسوم وإنما هي أمور سابقة عن حجج الله تبارک وتعالى ثم دعا بجابر بن عبدالله فقال له: یا جابر حدثنا بما عاینت في الصحیفة فقال له جابر: نعم یا أبا جعفر، دخلت على مولاتي فاطمة ك لاهنّیها بمولود الحسن علیه السلام فإذا هي بصحیفة بیدها من درة بیضاء فقلت: یا سیدة النسوان ما هذا الصحیفة التي أراها معک؟ قالت: فیها أسماء الأئمة من ولدي. فقلت لها: ناولیني لأنظر فیها. قالت: یا جابر لولا النهي، لکنت أفعل لکنه نهی أن یمسها إلاًّ نبي أو وصي أو أهل بیت نبي ولکنه مأذون لک أن تنظر إلى باطنها من ظاهرها. قال جابر: فقرأت فإذا فیها أبوالقاسم محمد بن عبدالله المصطفی أمّه آمنة بنت وهب، أبوالحسن علي بن أبي طالب المرتضى أمه فاطمة بنت أسد بن هاشم من عبد مناف، أبو محمد الحسن بن علي البر، أبو عبدالله الحسین بن علي التقي أمّهما فاطمة بنت محمد، أبو محمد علي بن الحسین العدل أمه شهربانویة بنت یزدجرد بن شاهنشاه، أبو جعفر محمد بن علي الباقر أمه أم عبدالله بنت الحسن بن علي بن أبي طالب، أبو عبدالله جعفر بن محمد الصادق أمه أم فروة بنت القاسم بن محمد بن أبي ‌بکر، أبو إبراهیم موسى بن جعفر الثقة أمه جاریة اسمها حمیدة، أبو الحسن علي بن موسی الرضا أمه جاریة اسمها نجمة، أبو جعفر محمد بن علي الزکي أمه جاریة اسمها خیزران، أبو الحسن علي بن محمد الأمین أمه جاریة اسمها سوسن، أبو محمد الحسن بن علي الرفیق أمه جاریة  اسمها سمانة وتکنى بأم الحسن، أبوالقاسم محمد بن الحسن هو حجة الله على خلقه القائم أمه جاریة اسمها نرجس، صلوات الله علیهم أجمعین».

مضمون حدیث این است که چون حضرت باقر علیه السلام محتضر شد در هنگام فوت خود پسرش حضرت صادق را خواست و عهد امامت را به او سپرد برادرش زید بن علی بن الحسین به او گفت: اگر همان گونه که امام حسن؛ امامت را به برادرش حسین علیه السلام بن علی واگذار کرد تو نیز چنین می‌کردی گمان می‌‌کنم کار بدی نکرده بودی (یعنی زید می‌خواست که امامت را حضرت باقر به او واگذارد) حضرت باقر به او فرمود: ای ابو الحسین امانات چون بخشش مال و اموال نیست که هر کس به هر که بخواهد بدهد و عهود الهی چون رسوم نیست که هر کس هر چه خواهد بکند اینها اموری است با سابقه از طرف حجت‌‌های خدا آنگاه برای اقناع واسکات زید، جابر بن عبدالله را خواست و فرمود: ای جابر آنچه را در صحیفه به چشم خود دیده‌ای برای ما بیان کن، جابر عرض کرد آری ای ابو جعفر من وارد شدم بر بانوی بزرگوار خود فاطمه ‘ تا او را به ولادت حسن تهنیت و مبارکباد گویم ناگاه صحیفه‌ای در دست آن حضرت دیدم از درّ سفید، گفتم: ای بی ‌بی زنان جهان، این صحیفه که با شما می‌‌بینم چیست؟ فرمود در آن اسماء امامان از فرزندان من است، عرض کردم آن را به من بدهید تا ببینم، فرمود: ای جابر اگر نهی نبود این کار را می‌‌کردم لیکن نهی شده است از اینکه کسی آن را به دست بگیرد مگر کسی که پیغمبر یا وصی پیغمبر یا از خاندان پیغمبر باشد، لیکن تو مأذونی که از روی آن ببینی که در آن چیست، جابر گفت: من آن را خواندم که نوشته بود: محمد مصطفی که مادرش آمنه است و همچنین نام دوازده امام با نام مادران آن را ... الخ([2]).

نخست لازم است سند این حدیث مورد رسیدگی قرار گیرد، سپس متن و مضمون آن را مورد بررسی قرار می‌‌دهیم، ان شاء الله تعالی.

بررسی سند حديث - هیچ یک از روات این حدیث از سعید بن محمد بن نصر القطان تا ابو نصره نامی در کتب رجال ندارند و معلوم نیست صدوق این راویان را از کجا آورده و از که گرفته، و این روایت را از کجا کشف کرده است؟!! اما در حاشیه‌ی کتاب اکمال الدین نوشته شده ابو بصره و اگر ابو بصره باشد محمد بن قیس اسدی است که شهید ثانی او را در کتاب الدرایه ضعیف شمرده و فرموده است: «کلما کان فیه محمد بن قیس عن أبي جعفر فهو مردود»! هر روایتی که از محمد بن قیس از ابی جعفر باشد مردود است! اما یقینا او محمد بن قیس نیست و اگر او باشد از قول او چنین دروغی بافته‌اند و نیز در حاشیه‌ی همین کتاب گفته است اگر ابو بصره باشد اسم او حُمیل (به ضم حاء) و به هر حال مجهول است. و اصلا خود حدیث به قدر رسوا است که ما هیچ گونه احتیاجی به صحت و سقم حدیث از جهت رجال آن نداریم، و حاشیه نویس هم هر چه نوشته بی‌پایه و اساس است و اگر متن حدیث درست بود، سندش هر چه باشد گو باش. اینک به متن حدیث توجه می‌‌کنیم:

بررسی متن و مضمون حديث - ابو بصره یا ابو بصر که هر که باشد مجهول و بی‌‌نام و نشان است گفته است: «لما احتضر أبو جعفر محمد بن علي الباقر عند الوفاة» (احتضار و وفات حضرت امام محمد باقر بر طبق تمام تواریخ از سال 114 تا سال 118 است)([3]) و فاصله‌ی بین وفات حضرت باقر علیه السلام و جابر بن عبدالله حد متوسط چهل سال است و کمتر نیست. کسی به حدیث‌ساز کذّاب نگفته هنگامی که حضرت ابو جعفر محمد باقر محتضر بود، جابر کجا بود که تو از قول او حدیث لوح را آوردی و اثبات امامت اثنی عشر با نام و نشان پدر و مادر کردی؟ جابر که چهل سال قبل از احتضار حضرت باقر از دنیا رفته چگونه آمد و زید بن علی را به امامت حضرت صادق قانع کرد؟!

اینک برویم سراغ زید، شیخ طوسی در رجال خود (ص 195) فرموده: «قتل سنة إحدى وعشرین ومائة وله اثنتان وأربعون سنة»: او سال 121 و در سن 42 سالگی کشته شد در این صورت آن جناب در سال 79 یا 80 متولد شده زیرا در سال 121 شهید شده در حالی که چهل و دو ساله بوده در تهذیب تاریخ ابن عساکر ج 6 (ص 18) زید بن علی بن الحسین در سال 78 یعنی چهار سال یا حد اقل یک سال بعد از فوت جابر متولد شده، و سید علی خان شوشتری در شرح صحیفه‌ی سجادیه تولد او را در سال 75 آورده است یعنی یک سال بعد از فوت جابر، پس زید بن علی بن الحسین در کجا بوده که جابر در سال 114 یا سال 117 در حالی که خود در سال 74 فوت کرده برای اقناع و اسکات او آمده است؟!

به فرموده‌ی شهید ثانی رسواترین حدیث آن است که تاریخ، آن را رسوا کند. اما چیزی که به راستی مایه‌ی شگفتی است این که همین حدیث رسوا را بسیاری از علمای شیعه در اثبات امامت و نص بر ائمه‌ی اثنی عشر آورده‌اند و متأسفانه متعرض و متذکر این عیب بزرگ نشده و تعصب و یا حب تقلید، مانع ابراز حق گردیده است! و صدوق در کتاب اکمال الدین عیبی که بر این حدیث گرفته است آن است که نوشته: «قال مصنف هذا الکتاب جاء هذا الحدیث هکذا بتسمیة القائم والذي أذهب إلیه ما روی في النهي عن تسمیة القائم»: عیب این حدیث آن است که نام حضرت قائم محمد بن الحسن آمده و من عقیده‌ام این است که از بردن نام حضرت قائم نهی شده است!

واقعا عجیب نیست که بنا به مثل مشهور ایشان تار موی را می‌بیند اما منار و کوه را نمی‌‌بیند؟!

البته معایب این روایت بسیار است اما چون به لحاظ تاریخی بسیار رسوا بود، آن را بر عیوب دیگر مقدم داشتیم و اینک برخی از عیوب فراوان آن را نیز ذکر می‌کنیم:

اولا: در این حدیث جابر گفته من برای تهنیت و مبارک باد تولد حسن، خدمت حضرت فاطمه رفتم اما در آن زمان مرسوم نبوده که مسلمانان برای تهنیت مولودی به خانه‌ی مادر فرزند بروند.

ثانیا: بر فرض آنکه چنین رسم بوده جوانی چون جابر بن عبدالله که در آن موقع سنش از 16 یا 17 سال تجاوز نمی‌کرد و چون در سنه‌ی سوم هجرت حضرت حسن متولد شد جابر هنوز ازدواج نکرده و اعزب بود زیرا جابر پس از فوت پدرش عبدالله بن حزام که در جنگ اُحد در سال سوم هجرت شهید شد یعنی همان سال تولد امام حسن با زنی بیوه ازدواج کرده و نمی‌توانست تنها به خانه‌ی فاطمه‌ی زهرا ‘ برود و متن روایت می‌‌رساند که او تنها بوده و کسی در این وقت با او نبوده است.

ثالثا: لازمه‌ی دیدن و خواندن چنین لوحی که در دست حضرت فاطمه ‘ بوده آن است که او از خیلی نزدیک آن لوح را دیده و خوانده باشد و چنین اتفاقی جدا بعید است که حضرت زهرا ‘ که می‌‌فرمود بهتر است هیچ مردی زن نامحرم و هیچ زنی مرد نامحرم را نبیند اجازه دهد که جابر آنقدر به او نزدیک شود که بتواند آن لوح را در دست آن حضرت بخواند.

رابعا: در این حدیث اسماء مادران ائمه را غالبا اشتباه گفته مثلا در لوحی که از همین جابر در کتاب اثبات الوصیه آمده نام مادر حضرت علی بن الحسین جهان شاه است و در اینجا شهربانو است و نام مادر حضرت امام رضا تکتم و در این جا نجمه است و همچنین اسماء دیگران!

خامسا: حضرت فاطمه ‘ در این حدیث فرموده: در این لوح نام امامان از فرزندان من است و در عین حال نام پیغمبر و علی نیز در آن است و آن حضرت مادر آنان نیست! و عیب‌های دیگری نیز در آن هست اما همین اندازه برای آنکه به وضوح و روشنی ببینیم و بدانیم که این حدیث از اکذب اکاذیبی است که در مورد امامت منصوصه ساخته‌اند، کافی است «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا »(الأنعام: ٢١). خدا نیامرزد کاذبان و جاعلان و تفرقه افکنانی را که با جعل این گونه احادیث ملت اسلام را به تفرقه و پریشانی افکنده‌اند.

 

-------------------------

([1])- نام این کتاب کمال الدین و تمام النعمه است ولی چون به اکمال الدین شهرت یافته ما نیز همان را ذکر کرده‌ایم.

([2])- اگر این حدیث صحیح است، پس چرا شیخ کلینی در حدیث چهاردم باب «الاشارة والنّص علي أبي الحسن الرّضا» می‌‌گوید حضرت موسی بن جعفر علیه السلام نمی‌دانست پس از وی کدام یک از فرزندانش امام می‌شود و خود راغب بود که پسرش «قاسم» امام شود و چون پیامبر صلی الله علیه و سلم و علی علیه السلام را در خواب دید با اشتیاق تمام پرسید: «أرنیه أیهم هو»؟ او را به من بنما که کدام یک از ایشان او (امام) است؟ و با اینکه حضرت علی علیه السلام به امام رضا اشاره کرد، با این حال امام کاظم آرام نشده و از پیامبر پرسید : «قد جمعتهم لی – بأبي وأمي - فایهم هو؟ پدر و مادرم به قربانت، شما همه فرزندانم را گفتید، بفرمایید کدامیک از ایشان امام است؟

مگر حضرت کاظم علیه السلام لوح را ندیده و نام ائمه را نخوانده بود؟ دیگر آنکه چرا امام صادق علیه السلام ابتداء فرزندش اسماعیل و پس از مرگ وی، موسی علیه السلام را به امامت معرّفی کرد و چرا امام هادی حـضرت علی النقی ؛، ابتداء محمّد را امام معرّفی کرد و پس از وفات او، حسن علیه السلام را به امامت نصب کرد. مگر این دو امام بزرگوار از مطالب لوح بی ‌خبر بودند؟

نگارنده به هنگام مطالعه «کافی» اصحاب ائمه از زمان امام حسین علیه السلام تا امام رضا علیه السلام را که امام بعدی را نمی‌شناخته‌اند، شمارش کردم، تعدادشان به صد و چهار تن بالغ شد و اگر اصحاب ائمه بعدی نیز محاسبه شود، معلوم نیست چه عددی خواهد شد، امّا اگر حدیث لوح یا نظایر آن حقیقت داشت، لاأقل ائمه آن را از اصحاب و پیروان خویش پنهان نمی‌کردند و طبعا نیازی نبود که آنان بپرسند امام بعدی کیست؟ در واقع اگر سخن مدّعیان که می‌گویند پیامبر دوازده امام را تعیین فرمود، راست می‌‌بود، لااقل اصحاب و نزدیکان ائمّه، دوازدهم امام را می‌شناختند! (برقعی).

([3])- برای تحقیق در این موضوع به کتب ذیل مراجعه شود : المقالات والفرق سعد بن عبدالله الا شعری (ص 72) فرق الشیعة حسن بن موسی نوبختی (ص 82) در این دو کتاب وفات آن حضرت در سال 117 می‌‌باشد وفیات الاعیان ابن خلکان (ص 23) بحار الانوار، چاپ تبریز (12/44) تاریخ یعقوبی جاپ 1375 قمری بیروت (ص 52) منتهی الامال چاپ علمی (ص 122) تتمة المنتهی (ص 86) الاصابة (1/215).

اما وفات جابر بن عبداله انصاری از سال 73 هجری تا سال 77 است و می‌توان به کتب ذیل مراجعه کرد: تهذیب چاپ نجف (9/77) الاصابة (1/215) الاستیعاب (1/213) اسد الغابة (1/258) تتمة المنتهی (ص 69). (برقعی).


حديث
اِنَمَا الاَعمَالُ بِالنيَات و اِنَمَا لِکُل امرءٍ مَا نَوَي فمن کانت هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله
همانا اعمال بسته به نيت است و شخص بسته به نيتش بهره مي برد. پس کسي که هجرتش براي خدا و رسول باشد پس هجرتش براي‏ آنهاست
نظرسنجي

مؤثرترین کانال اهل سنت در هدایت شیعیان کدام است؟





خبرنامه